☕️ قطعهای از کتاب
اگر«ثروت» روزى جنبهٔ عمومى پيدا كند،ديگر امتيازی برایكسى بهوجود نخواهد آورد.و اگر همه بطور يكسان از فراغت و آسايش بهرهمند شوند،تودهٔ مردم كه به دليل فقر عقب مانده اند خيلى زود بـه «آگاهى» مى رسـند، و دير يا زود متوجـه مى شوند كه اقليت مـمتاز كار خاصـى انجام نمى دهـند. وجود يك جامعهى طبـقاتى تنها بـر اساس «فـقر» و «نـادانى» ممكن مـى شـود !
📕کتاب ١٩٨٤
✍ جورج اورول
@Library_Telegram
اگر«ثروت» روزى جنبهٔ عمومى پيدا كند،ديگر امتيازی برایكسى بهوجود نخواهد آورد.و اگر همه بطور يكسان از فراغت و آسايش بهرهمند شوند،تودهٔ مردم كه به دليل فقر عقب مانده اند خيلى زود بـه «آگاهى» مى رسـند، و دير يا زود متوجـه مى شوند كه اقليت مـمتاز كار خاصـى انجام نمى دهـند. وجود يك جامعهى طبـقاتى تنها بـر اساس «فـقر» و «نـادانى» ممكن مـى شـود !
📕کتاب ١٩٨٤
✍ جورج اورول
@Library_Telegram
ڪتاب تاریخ دوره راهنمائی یادتونه؟؟؟
نوشته بود:
علل انقراض ساسانیان:
1 : فساد اقتصادی
2 : انحرافات
3 : اقتدارطلبی
4 : وابستگی
6 : شهرنشینی و شهرزدگی
7 : باج های سنگین و... دین مداری و جنگاوری...
طبقه بندی جامعه در دوران ساسانی:
1 : روحانیون
2 : جنگاوران
3 : مستخدمان
4 : توده ملت
تازگیها همش حس میڪنم دارم اواخر دوره ساسانی زندگی میڪنم!!!
@Library_Telegram
نوشته بود:
علل انقراض ساسانیان:
1 : فساد اقتصادی
2 : انحرافات
3 : اقتدارطلبی
4 : وابستگی
6 : شهرنشینی و شهرزدگی
7 : باج های سنگین و... دین مداری و جنگاوری...
طبقه بندی جامعه در دوران ساسانی:
1 : روحانیون
2 : جنگاوران
3 : مستخدمان
4 : توده ملت
تازگیها همش حس میڪنم دارم اواخر دوره ساسانی زندگی میڪنم!!!
@Library_Telegram
📕رساله دلگشا
✍عبید زاکانی
"خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی" معروف به "عبید زاکانی" شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسیزبان قرن هشتم هجری است که طبق قراین موجود در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم در یکی از توابع شهر قزوین چشم به جهان گشود.
علت مشهور بودن او به زاکانی نسبت داشتن او به خاندان زاکان است که این خاندان تیرهای از «عرب بنی خفاجه» بودند که بعد از مهاجرت به ایران به نزدیکی رزن از توابع همدان رفتند و در آن ناحیه سکونت گزیدند. وی در قزوین به دانش اندوزی پرداخته و در این شهر پرورش یافته و تا پایان عمر را در این شهر ماند.
اطلاع دقیقی از مقام صدارت یا وزارت برای عبید در دست نیست و همین قدر میدانیم که در دستگاه پادشاهان فردی محترم بوده است.
وی شاعری طنز پرداز بود و از آثار وی میتوان به رساله دلگشا، منظومه موش و گربه و دیوان اشعار اشاره کرد.
وفات وی را در برخی منابع به سال ۷۷۲ ه.ق ذکر کرده اند.
@Library_Telegram
✍عبید زاکانی
"خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی" معروف به "عبید زاکانی" شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسیزبان قرن هشتم هجری است که طبق قراین موجود در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم در یکی از توابع شهر قزوین چشم به جهان گشود.
علت مشهور بودن او به زاکانی نسبت داشتن او به خاندان زاکان است که این خاندان تیرهای از «عرب بنی خفاجه» بودند که بعد از مهاجرت به ایران به نزدیکی رزن از توابع همدان رفتند و در آن ناحیه سکونت گزیدند. وی در قزوین به دانش اندوزی پرداخته و در این شهر پرورش یافته و تا پایان عمر را در این شهر ماند.
اطلاع دقیقی از مقام صدارت یا وزارت برای عبید در دست نیست و همین قدر میدانیم که در دستگاه پادشاهان فردی محترم بوده است.
وی شاعری طنز پرداز بود و از آثار وی میتوان به رساله دلگشا، منظومه موش و گربه و دیوان اشعار اشاره کرد.
وفات وی را در برخی منابع به سال ۷۷۲ ه.ق ذکر کرده اند.
@Library_Telegram
رساله دلگشا از عبید زاکانی.pdf
2.6 MB
📕رساله دلگشا
✍عبید زاکانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍عبید زاکانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
☕️ قطعهای از کتاب
امان از دست دغلبازی مذهب که پاداش و کیفر را حواله آخرت کرده است تا ترسوها و بردگان و رنجوران را تسلا دهد و برآنِشان بدارد که صبورانه سر پیش اربابان خم کنند و این زندگی خاکی را بیهیچ آه و نالهای متحمل شوند.
این مذهب چه بساط بدهبستانی است که در این دنیا یک شاهی روی آن میاندازی و در آخرت کرورها شاهی عوض میگیری! چه دغلبازی و رشوهخواری و حماقتی!
نه، انسانی که در امید بهشت و ترس از جهنم است نمیتواند آزاد باشد. شرم بر ما باد اگر همچنان در کار مست شدن در میخانههای امید و دخمههای ترس باشیم.
📕گزارش به خاک یونان
✍نیکوس کازانتزاکیس
@Library_Telegram
امان از دست دغلبازی مذهب که پاداش و کیفر را حواله آخرت کرده است تا ترسوها و بردگان و رنجوران را تسلا دهد و برآنِشان بدارد که صبورانه سر پیش اربابان خم کنند و این زندگی خاکی را بیهیچ آه و نالهای متحمل شوند.
این مذهب چه بساط بدهبستانی است که در این دنیا یک شاهی روی آن میاندازی و در آخرت کرورها شاهی عوض میگیری! چه دغلبازی و رشوهخواری و حماقتی!
نه، انسانی که در امید بهشت و ترس از جهنم است نمیتواند آزاد باشد. شرم بر ما باد اگر همچنان در کار مست شدن در میخانههای امید و دخمههای ترس باشیم.
📕گزارش به خاک یونان
✍نیکوس کازانتزاکیس
@Library_Telegram
📕 تاریخ فلسفه غرب
✍ برتراند راسل
🔃 نجف دریابندری
آن تصوری از زندگی و جهان که «فلسفی» نامیده میشود محصول دو عامل است یکی تصورات دینی و اخلاقی که ما به ارث برده ایم، دیگری آن نوع تحقیقی که میتوان علمی نامید به شرط آنکه این کلمه را به وسیع ترین معنایش به کار بریم.در مورد نسبت دخالت این دو عامل در دستگاههای فلسفی نظر فلاسفه بسیار متفاوت است اما وجود مقداری از این دو عامل است که صفت مشخص فلسفه را تشکیل میدهد.
فلسفه حد وسط الهیات و علم است. مانند الهیات عبارت است از تفکر درباره موضوعاتی که تا کنون بدست آوردن دانش قطعی درباره شان میسر نشده است و مانند علم به عقل بشر تکیه دارد، نه بدلایل نقلی خواه مراد از دلایل نقلی سنت باشد خواه وحی و مکاشفه.
آلبرت اینشتین دربارۀ کتاب تاریخ فلسفۀ غرب گفته است:
«تاریخ فلسفۀ برتراند راسل کتابی است پر ارج. متحیرم که تازگی فرحبخش و اصالت این اثر را باید ستود یا حساسیت همدلی این متفکر بزرگ با اندیشمندان زمانهای بسیار دور را. نهایت سعادت می دانیم که نسل خشک و ددآسای زمان ما از وجود چنین مرد عاقل و باشرف و جسور، و در عین حال شوخ طبع، برخوردار است. کتابی است در اعلی درجه آموزنده، بسیار بلند مرتبه، و برتر از ستیزهای حزبها و تضاد عقیده ها.»
@Library_Telegram
✍ برتراند راسل
🔃 نجف دریابندری
آن تصوری از زندگی و جهان که «فلسفی» نامیده میشود محصول دو عامل است یکی تصورات دینی و اخلاقی که ما به ارث برده ایم، دیگری آن نوع تحقیقی که میتوان علمی نامید به شرط آنکه این کلمه را به وسیع ترین معنایش به کار بریم.در مورد نسبت دخالت این دو عامل در دستگاههای فلسفی نظر فلاسفه بسیار متفاوت است اما وجود مقداری از این دو عامل است که صفت مشخص فلسفه را تشکیل میدهد.
فلسفه حد وسط الهیات و علم است. مانند الهیات عبارت است از تفکر درباره موضوعاتی که تا کنون بدست آوردن دانش قطعی درباره شان میسر نشده است و مانند علم به عقل بشر تکیه دارد، نه بدلایل نقلی خواه مراد از دلایل نقلی سنت باشد خواه وحی و مکاشفه.
آلبرت اینشتین دربارۀ کتاب تاریخ فلسفۀ غرب گفته است:
«تاریخ فلسفۀ برتراند راسل کتابی است پر ارج. متحیرم که تازگی فرحبخش و اصالت این اثر را باید ستود یا حساسیت همدلی این متفکر بزرگ با اندیشمندان زمانهای بسیار دور را. نهایت سعادت می دانیم که نسل خشک و ددآسای زمان ما از وجود چنین مرد عاقل و باشرف و جسور، و در عین حال شوخ طبع، برخوردار است. کتابی است در اعلی درجه آموزنده، بسیار بلند مرتبه، و برتر از ستیزهای حزبها و تضاد عقیده ها.»
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
Bertrand Russell History of Western Philosophy.pdf
5 MB
📕 تاریخ فلسفه غرب
✍ برتراند راسل
🔃 نجف دریابندری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ برتراند راسل
🔃 نجف دریابندری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
russel._tarikh_falsafe_gharb.pdf
6.5 MB
📕 تاریخ فلسفه غرب #ترجمه_فارسی
✍ برتراند راسل
🔃 نجف دریابندری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ برتراند راسل
🔃 نجف دریابندری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕آواره و سایهاش
✍ فردریش نیچه
كتاب نایاب " آواره و سایهاش " از مهمترین آثار فردریش نیچه بزرگترین فیلسوف دنیای جدید میباشد.
کتاب آواره و سایهاش شرح یک داستان نمادین میان یک مرد آواره و سایه اوست. مباحث مطروحه در اصل یک دیالکتیک فلسفی میان این دو است. سایه در اینجا نمادی از نیمه خاموش یک انسان فراموش شده است که پس از قرنها سکوت، دهان باز کرده و از وضع نابهنجار موجود اظهار شکایت میکند. سپس نیچه شروع به ذکر عقاید و آرای خود در باب اخلاق، هنر، فلسفه، جامعهشناسی و… از زبان سایه میکند.
@Library_Telegram
✍ فردریش نیچه
كتاب نایاب " آواره و سایهاش " از مهمترین آثار فردریش نیچه بزرگترین فیلسوف دنیای جدید میباشد.
کتاب آواره و سایهاش شرح یک داستان نمادین میان یک مرد آواره و سایه اوست. مباحث مطروحه در اصل یک دیالکتیک فلسفی میان این دو است. سایه در اینجا نمادی از نیمه خاموش یک انسان فراموش شده است که پس از قرنها سکوت، دهان باز کرده و از وضع نابهنجار موجود اظهار شکایت میکند. سپس نیچه شروع به ذکر عقاید و آرای خود در باب اخلاق، هنر، فلسفه، جامعهشناسی و… از زبان سایه میکند.
@Library_Telegram
آواره و سایه اش - نیچه.pdf
2.2 MB
📕آواره و سایهاش
✍ فردریش نیچه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ فردریش نیچه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
☕️ قطعه ای از کتاب
هیچ چیز به اندازه یِ غم مشترک، آدمها را به این سرعت و سهولت، گرچه اغلب به گونهای کاذب و فریبنده، به هم نزدیک نمیکند. جوّ همدردی بیتوقعانه انواع حالات بیم و احتیاط را از بین میبرد؛ فرزانه و عامی، دانشمند و بیسواد به آسانی آن را درک میکنند؛ در حالی که سادهترین وسیلهی نزدیک شدن آدمها به یکدیگر است، فوقالعاده کمیاب هم هست…!
📕 شوخی
✍️ میلان کوندرا
@Library_Telegram
هیچ چیز به اندازه یِ غم مشترک، آدمها را به این سرعت و سهولت، گرچه اغلب به گونهای کاذب و فریبنده، به هم نزدیک نمیکند. جوّ همدردی بیتوقعانه انواع حالات بیم و احتیاط را از بین میبرد؛ فرزانه و عامی، دانشمند و بیسواد به آسانی آن را درک میکنند؛ در حالی که سادهترین وسیلهی نزدیک شدن آدمها به یکدیگر است، فوقالعاده کمیاب هم هست…!
📕 شوخی
✍️ میلان کوندرا
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
🔮جهل از علم بد بهتر است ...!
بسیارندکسانیکه لجاج و خیره سری را باعزم و اراده اشتباه می کنند ...
در عالم حوادث و ناسازگاریهای ناشی از عناد و خیره سری به غلط به دست تقدیر و سرنوشت تعبیر می شود ...؟!
📕 کلود ولگرد
✍ ویکتور هوگو
@Library_Telegram
🔮جهل از علم بد بهتر است ...!
بسیارندکسانیکه لجاج و خیره سری را باعزم و اراده اشتباه می کنند ...
در عالم حوادث و ناسازگاریهای ناشی از عناد و خیره سری به غلط به دست تقدیر و سرنوشت تعبیر می شود ...؟!
📕 کلود ولگرد
✍ ویکتور هوگو
@Library_Telegram
📕 #خنیاگر_در_خون
✍ #میرزا_آقا_عسگر_مانی
( در شناخت و بزرگداشت فریدون فرخزاد)
💠میتوان فریدون فرخزاد را با ویکتور خارا شاعر مردمگرا و انقلابی شیلی مقایسه کرد. شاید این قیاس ذهن آنانی را که مرغ همسایه را غاز می دانند و در عین بیگانه پرستی، هر چیز خودی را خوار می شمارند بیاشوبد. این قیاس می تواند خشم بنیادگرایان چپ نمای ایران را که سوای شاعران انقلابی مردم ایران همچون سعید سلطانپور، خسرو گلسرخی و چند تن دیگر، برای کمتر شاعر و هنرمند دیگری ارزشی درخور قایل اند، برانگیزد.
💠 این قیاس می تواند بنیادگرایان و مدعیان دروغین چپ را که ماهیتا مسلمانند و از شاعر و هنرمند قداست و سجایائی مانند امامان و پیغمبران طلبکارند برنجاند. با این همه من نه تنها فرخزاد را با ویکتور خارا می سنجم بل که وی را از جهانی فراتر از خارا می دانم، چرا که اگر ویکتور خارا شاعر و آوازخوان بود، فرخزاد، هم شاعر بود، هم آوازخوان، هم شومن بود و هم هنرپیشه. اگر ویکتور خارا خواننده ای بود پرخاشگر به حکومت دیکتاتورهای شیلی، فرخزاد خواننده ای بود دشمن دیکتاتورهای اسلامی و فراتر از آن.
@Library_Telegram
✍ #میرزا_آقا_عسگر_مانی
( در شناخت و بزرگداشت فریدون فرخزاد)
💠میتوان فریدون فرخزاد را با ویکتور خارا شاعر مردمگرا و انقلابی شیلی مقایسه کرد. شاید این قیاس ذهن آنانی را که مرغ همسایه را غاز می دانند و در عین بیگانه پرستی، هر چیز خودی را خوار می شمارند بیاشوبد. این قیاس می تواند خشم بنیادگرایان چپ نمای ایران را که سوای شاعران انقلابی مردم ایران همچون سعید سلطانپور، خسرو گلسرخی و چند تن دیگر، برای کمتر شاعر و هنرمند دیگری ارزشی درخور قایل اند، برانگیزد.
💠 این قیاس می تواند بنیادگرایان و مدعیان دروغین چپ را که ماهیتا مسلمانند و از شاعر و هنرمند قداست و سجایائی مانند امامان و پیغمبران طلبکارند برنجاند. با این همه من نه تنها فرخزاد را با ویکتور خارا می سنجم بل که وی را از جهانی فراتر از خارا می دانم، چرا که اگر ویکتور خارا شاعر و آوازخوان بود، فرخزاد، هم شاعر بود، هم آوازخوان، هم شومن بود و هم هنرپیشه. اگر ویکتور خارا خواننده ای بود پرخاشگر به حکومت دیکتاتورهای شیلی، فرخزاد خواننده ای بود دشمن دیکتاتورهای اسلامی و فراتر از آن.
@Library_Telegram
👍1
خنیاگر در خون.pdf
5.9 MB
📕 خنیاگر در خون
✍ میرزاآقا عسگرمانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ میرزاآقا عسگرمانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
ًکشور خارج کجاست؟؟؟
نگین کرمان توقیف شد...
نشریه "نگین کرمان" برای انتشار این مقاله طنز با عنوان "کشور خارج کجاست؟" توقیف و به توهین به مقدسات متهم شد
و البته با هجوم بسیجیان و روحانیون به دفتر نشریه مواجه!
اما بخوانید این طنز بسیار زیبا و جسورانه را:
موضوع انشا : کشور خارج کجاست؟؟؟
خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند!
مملکت خارج جایی است که همه در آن با ناموس همدیگر کار دارند!!!
در حالی که در مملکت ما چند نفر با ناموس همه کار دارند !!!
کشور خارج جایی است که رییس جمهورشان بیشتر از یک دست لباس دارد بس که تشریفاتی و مرفه است!
تازه در خارج کراوات هم می زنند که همه میدانند یک جور فلش و علامت راهنمای رو به پایین است!!!
خارجی ها همه غرب زده هستند بی همه چیز ها !!!
مردم خارج ، همیشه مست هستند و دائم به هم میگویند: یو آر …
اما در اینجا ما همیشه در حال احوال پرسی از خانواده طرف مقابل هستیم بس که مودب و بافرهنگیم!!!
ما در ایران خیلی همه چیز داریم، نان ، مسکن و حتی به روایتی آزادی
اما فرق اصلی ما در این است که خودمان میگوییم این ها را نداریم ، ولی مقاماتمان میگویند دارید!!!
و ما از بس که نفهم هستیم ، اصرار میکنیم و میگوییم پس کو؟؟؟
آن وقت آنها مجبور میشوند گشت درست کنند و به زور به ما حالی کنند که ایناهاش!!!
در خارج اما اینطوری نیست بس که آنها بی منطق هستند!!!
خارج جای عقب افتاده ای است که گشت نسبت ندارد ! آن ها برای لاک زدن جریمه نمیشوند!!!
در خارج هنوز نفهمیده اند که رنگ سیاه مناسب تابستان است!!!
خارجی ها بس که دین و اعتقاد ضعیفی دارند ، با دیدن موی نامحرم ، هیچ چیزیشان نمی شود!!!
اما ما اگر یک تار مو ببینیم ، دچار لرزش می شویم،
بس که محکم است این اعتقاداتمان!!!
خارجی ها فکر میکنند ما در جنگ جهانی هستیم چون کوپن داریم و سهمیه بندی!
آنها وقتی جنگ جهانی میکردند همه چیزشان سهمیه بندی بود!!
ما همیشه در حال جنگ جهانی هستیم ! بس که رییس جمهورها و رهبرمان منتخب ما هستند!!!
آنجا کشیش ها و پاپ حوزه علمیه ندارند بس که بی فرهنگ هستند!!!
خارجی ها بس که بی دین و کافر هستند ، نمی دانند ازدواج از نوع موقت چیست!!!
خارجی ها بس که سوسول هستند می گویند مرد با زن برابر است و
هیچ استاد پاک و مطهری نبوده که بهشان بگوید نخیر ! هر 4 تا زن میشود یک مرد!!!
ما استاد پاک و مطهری داشتیم که استاد اخلاق بود و پسرش هم برای
نشان دادن اصل و نسب پدرش ، در مجلس به یکی دیگر گفت : فیوز !!
البته او قبل از فیوز یک ( پ ) هم گذاشت که ما نفهمیدیم چرا؟؟؟
آن ها بس که بی فرهنگ هستند در کلیسا با کفش می روند و عود روشن میکنند، در حالی که
همه می دانند لذت حرف زدن با خدا در بوی جوراب مخلوط با گلاب است!!!
آن ها تمام شعر های مذهبی خود را با آهنگ میخوانند، بس که الاغند،
در حالیکه وقتی آدم با خدا حرف میزند ، اجازه ندارد شاد باشد!!!
خدا خیلی ترسناک است و هیچکس جز ایرانی ها نمیداند این را
ما قطب جهان اسلامیم در حالی که خارج در جهان اسلام هیچ چیز نیست!
ما میدان آزادی داریم ولی خارجی ها فقط مجسمه آزادی دارند!
و هر بچه ای میداند که اصلا مجسمه یعنی هیچ کاره ! پس ما آزادی داریم ولی خارجی ها ندارند!!!
آن ها خواننده هایی دارند که همش اعتراض میکنند بس که بی ادبند ،
در حالی که خواننده های ما میخوانند همه چی آرومه بس که هنرمندهای مودبی هستند،
آن ها بس که به بزرگترشان احترام نمیگذارند ، هیچ وقت آل پاچینو و جرج کلونی و آنجلینا جولی را ،
نمی فرستند دست بوس اسقف و پاپ تا بلکه عبرت بگیرند و کار بد نکنند در فیلم ها!!!
ما در ایران تعداد صندلی های دانشگاه هایمان از متقاضی ها بیشتر است
بس که علم داریم ! فیلم های ما در ایران هیچ وقت پایان غمگین ندارد بس که ما شادیم !!!
ولی خارجی ها همه افسرده هستند و همه اش در فیلم ها در حال خون ریزی و کارهای بد بد !!!
در حالی که همه میدانند لذت هر فیلمی به عروسی انتهای آن است!!!
آن ها بس که سوسول هستند هر 4 سال یک نفر میشود همه کاره مملکتشان ،
ولی ما همیشه گفته ایم که حرف مرد یکی است و هیچ کس عوض نمیشود!!!
ما در ایران خانواده خود را خیلی دوست داریم و هر وقت کاره ای شدیم ،
تمام فک و فامیل خود را میکنیم مدیر!!!
اما آن ها بس که بنیان خانواده قوی ندارند ، این کارها را بلد نیستند!!!
ما از این انشاء نتیجه میگیریم که خارج جای بدی است....
خارج جایی است که همه آدم ها در
آن ایدز دارند
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﺜﻼ:
ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻭ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺟﺎ ﮔﯿﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ
ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
ﺩﺭ ﺻﻒ ﺷﻠﻮﻍ ﻧﺎﻧﻮﺍﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻧﺎﻥ ﮔﯿﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﻤﺎﻥ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﺳﻘﻮﻁ ﻧﮑﺮﺩﻩ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
مجدداً مطالعه بفرمایید لطفاً✋
@Library_Telegram
نگین کرمان توقیف شد...
نشریه "نگین کرمان" برای انتشار این مقاله طنز با عنوان "کشور خارج کجاست؟" توقیف و به توهین به مقدسات متهم شد
و البته با هجوم بسیجیان و روحانیون به دفتر نشریه مواجه!
اما بخوانید این طنز بسیار زیبا و جسورانه را:
موضوع انشا : کشور خارج کجاست؟؟؟
خارج جایی است که همه آدم ها در آن ایدز دارند!
مملکت خارج جایی است که همه در آن با ناموس همدیگر کار دارند!!!
در حالی که در مملکت ما چند نفر با ناموس همه کار دارند !!!
کشور خارج جایی است که رییس جمهورشان بیشتر از یک دست لباس دارد بس که تشریفاتی و مرفه است!
تازه در خارج کراوات هم می زنند که همه میدانند یک جور فلش و علامت راهنمای رو به پایین است!!!
خارجی ها همه غرب زده هستند بی همه چیز ها !!!
مردم خارج ، همیشه مست هستند و دائم به هم میگویند: یو آر …
اما در اینجا ما همیشه در حال احوال پرسی از خانواده طرف مقابل هستیم بس که مودب و بافرهنگیم!!!
ما در ایران خیلی همه چیز داریم، نان ، مسکن و حتی به روایتی آزادی
اما فرق اصلی ما در این است که خودمان میگوییم این ها را نداریم ، ولی مقاماتمان میگویند دارید!!!
و ما از بس که نفهم هستیم ، اصرار میکنیم و میگوییم پس کو؟؟؟
آن وقت آنها مجبور میشوند گشت درست کنند و به زور به ما حالی کنند که ایناهاش!!!
در خارج اما اینطوری نیست بس که آنها بی منطق هستند!!!
خارج جای عقب افتاده ای است که گشت نسبت ندارد ! آن ها برای لاک زدن جریمه نمیشوند!!!
در خارج هنوز نفهمیده اند که رنگ سیاه مناسب تابستان است!!!
خارجی ها بس که دین و اعتقاد ضعیفی دارند ، با دیدن موی نامحرم ، هیچ چیزیشان نمی شود!!!
اما ما اگر یک تار مو ببینیم ، دچار لرزش می شویم،
بس که محکم است این اعتقاداتمان!!!
خارجی ها فکر میکنند ما در جنگ جهانی هستیم چون کوپن داریم و سهمیه بندی!
آنها وقتی جنگ جهانی میکردند همه چیزشان سهمیه بندی بود!!
ما همیشه در حال جنگ جهانی هستیم ! بس که رییس جمهورها و رهبرمان منتخب ما هستند!!!
آنجا کشیش ها و پاپ حوزه علمیه ندارند بس که بی فرهنگ هستند!!!
خارجی ها بس که بی دین و کافر هستند ، نمی دانند ازدواج از نوع موقت چیست!!!
خارجی ها بس که سوسول هستند می گویند مرد با زن برابر است و
هیچ استاد پاک و مطهری نبوده که بهشان بگوید نخیر ! هر 4 تا زن میشود یک مرد!!!
ما استاد پاک و مطهری داشتیم که استاد اخلاق بود و پسرش هم برای
نشان دادن اصل و نسب پدرش ، در مجلس به یکی دیگر گفت : فیوز !!
البته او قبل از فیوز یک ( پ ) هم گذاشت که ما نفهمیدیم چرا؟؟؟
آن ها بس که بی فرهنگ هستند در کلیسا با کفش می روند و عود روشن میکنند، در حالی که
همه می دانند لذت حرف زدن با خدا در بوی جوراب مخلوط با گلاب است!!!
آن ها تمام شعر های مذهبی خود را با آهنگ میخوانند، بس که الاغند،
در حالیکه وقتی آدم با خدا حرف میزند ، اجازه ندارد شاد باشد!!!
خدا خیلی ترسناک است و هیچکس جز ایرانی ها نمیداند این را
ما قطب جهان اسلامیم در حالی که خارج در جهان اسلام هیچ چیز نیست!
ما میدان آزادی داریم ولی خارجی ها فقط مجسمه آزادی دارند!
و هر بچه ای میداند که اصلا مجسمه یعنی هیچ کاره ! پس ما آزادی داریم ولی خارجی ها ندارند!!!
آن ها خواننده هایی دارند که همش اعتراض میکنند بس که بی ادبند ،
در حالی که خواننده های ما میخوانند همه چی آرومه بس که هنرمندهای مودبی هستند،
آن ها بس که به بزرگترشان احترام نمیگذارند ، هیچ وقت آل پاچینو و جرج کلونی و آنجلینا جولی را ،
نمی فرستند دست بوس اسقف و پاپ تا بلکه عبرت بگیرند و کار بد نکنند در فیلم ها!!!
ما در ایران تعداد صندلی های دانشگاه هایمان از متقاضی ها بیشتر است
بس که علم داریم ! فیلم های ما در ایران هیچ وقت پایان غمگین ندارد بس که ما شادیم !!!
ولی خارجی ها همه افسرده هستند و همه اش در فیلم ها در حال خون ریزی و کارهای بد بد !!!
در حالی که همه میدانند لذت هر فیلمی به عروسی انتهای آن است!!!
آن ها بس که سوسول هستند هر 4 سال یک نفر میشود همه کاره مملکتشان ،
ولی ما همیشه گفته ایم که حرف مرد یکی است و هیچ کس عوض نمیشود!!!
ما در ایران خانواده خود را خیلی دوست داریم و هر وقت کاره ای شدیم ،
تمام فک و فامیل خود را میکنیم مدیر!!!
اما آن ها بس که بنیان خانواده قوی ندارند ، این کارها را بلد نیستند!!!
ما از این انشاء نتیجه میگیریم که خارج جای بدی است....
خارج جایی است که همه آدم ها در
آن ایدز دارند
ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﺜﻼ:
ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻭ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺟﺎ ﮔﯿﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ
ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
ﺩﺭ ﺻﻒ ﺷﻠﻮﻍ ﻧﺎﻧﻮﺍﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻧﺎﻥ ﮔﯿﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ،
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﻤﺎﻥ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﺳﻘﻮﻁ ﻧﮑﺮﺩﻩ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ...
مجدداً مطالعه بفرمایید لطفاً✋
@Library_Telegram
👍1
#احمد_شاملو
الگوی زیبایی برای دیگران باش"
سعی کن کسی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد
از ایمان سخن نگو!
بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند.
از عقیده برایش نگو!
بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد.
از عبادت برایش نگو!
بگذار آن را جلوی چشمش ببیند.
از اخلاق برایش نگو!
بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد.
از تعهد برایش نگو!
بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد.
"بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند"
@Library_Telegram
الگوی زیبایی برای دیگران باش"
سعی کن کسی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد
از ایمان سخن نگو!
بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند.
از عقیده برایش نگو!
بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد.
از عبادت برایش نگو!
بگذار آن را جلوی چشمش ببیند.
از اخلاق برایش نگو!
بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد.
از تعهد برایش نگو!
بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد.
"بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند"
@Library_Telegram
#پیشگوییهای_شاه_نعمت_الله_ولی_درباره_ایران_واقعیت_دارد؟
بخش اول
پیشگوییهای شاه نعمت الله ولی در باره ایران
سید نور الدین نعمت الله بن عبدالله بن محمد معروف به شاه نعمت الله ولی موسس فرقه نعمت اللهیه از سادات حسینی بوده نسبش با نوزده واسطه به پیامبر عظیم الشان (ص)می رسید.و از جانب مادر به کردهای شبانکاره منسوب بود .پدرش میر عبدالله از علما ودانشمندان شهر حلب به شمار میرفت .سید نعمت الله ولی در دوشنبه چهاردهم ربیع الاول سال 731 هجری قمری در شهر حلب متولد شد.
بسیاری از تذکره نویسان به غلط تولد او را در شهر کوهبنان کرمان در 22 رجب 730 یا 731 ه ق می دانند .پدر وی در اوان کودکی شاه ولی از شهر حلب به ناحیه کچ مکران مهاجرت میکند وسید نعمت الله کودکی و جوانی خود را در ایران میگذارند .وی در دوران جوانی به فراگیری علوم متداول زمان پرداخت .در مکتب استادانی همچون شیخ زکن الدین شیرازی و شیخ شمس الدین مکی و قاضی عضدالدین ایجی علم کلام و بلاغت و فقه را اموخت .
سپس سالها به ریاضت وتصفیه و تزکیه باطن مشغول گردید و به سیر آفاق و انفس پرداخت در سن 24 سالگی در مکه معظمه از دست شیخ عبدالله یافعی خرقه پوشید و از جمله مریدان او گردید .شاه نعمت الله پس از آن دست به مسافرتهای گوناگونی میزند از طریق مصر به شام وآذربایجان به ماوراءالنهر میرود و پس از مدتی اقامت در سمرقند عاقبت در کرمان رحل اقامت می افکند و در ماهان خانقاه و باغ و حمام می سازد و پنج سال باقیمانده عمر خود را در ماهان می گذراند و سر انجام در روز پنج شنبه بیست و دوم رجب سال 834 ه ق پس از عمری مجاهده و ارشاد و تعلیم در سن 104 سالگی دار فانی را وداع گفت .اورا در همان باغ خود در ماهان به خاک می سپارند.
بعدها به دستور سلطان احمد شاه دکنی پادشاه دکن بنایی با شکوه وبقعه ایی بر آرامگاه او بنا میکنند که تا امروز یکی از بزرگترین مراکز تعلیم و تربیت و زیارتگاه عارفان و صوفیان دریا دل است .
افکار و آثار شاه نعمت الله ولی
قرن هشتم ونهم سیطره افکار وآراء محی الدین ابن عربی در تصوف و عرفان است .تقریبا تمامی فرقه های مختلف تصوف نظیر نقش بندیه نور بخشیه و مولویه مروج آراء ابن عربی هستند .شاه نعمت الله نیز از این قائده مستثنی نیست و از جمله شارحان مهم نظریه های ابن عربی بشمار میرود .شاه ولی به محی الدین ابن عربی به دیده تکریم و احترام مینگریست وکتاب فصوص الحکم او را از حفظ بود و حتی یکی از مفصلترین رساله های خود را به شرح ابیات فصوص الحکم اختصاص داده است.
به طور کلی میتوان گفت آثار شاه نعمت الله ولی اعم از منظوم و منثور آیینه تمام نمای آراء ابن عربی نظیر وحدت وجود و انسان کامل و مسئله قطب و ولایت و علم اسرار حروف و نقطه است.آثار شاه نعمت الله به دو دسته منظوم و منثور تقسیم میشوند :
آثار منظوم
مهمترین اثر منظوم شاه ولی دیوان اشعار اوست که شامل قصاید غزلیات قطعات مثنوی ها و رباعیات است که بالغ بر دوازده هزار بیت میباشد.بعضی از اشعار و ابیات این دیوان منسوب به اوست . همه انها از نوع اشعار عرفانی و حاوی اشارات و توضیحات درباره عقاید و افکار متصوفه می باشد .
آثار منثور
تمامی عمر این عارف گرانقدر در تعلیم و ارشاد مریدان خود گذشت .به همین جهت وی یکی از فعالترین عارفان از نظر نوشتن رسالات تعلیمی است.تعداد رسالات منثور او را تا پانصد ذر کرده اند و البته تا کنون انتساب 114 رساله به او مسلم شده است . نثر این رساله ها اغلب مشکل و پیچیده است و اکثرا از ویژگیهای نثر قرن هشتم و نهم برخوردار است .
شاه نعمت الله ولی در باره وقایع ایران از زمان صفویه تا ظهور حضرت مهدی پیشگویی جالبی در قالب 53 بیت شعر دارد که بخشی از آن را در اینجا آورده ایم :
قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از سرّ یار می بینم
از سلاطین گردش دوران یک به یک را سوار می بینم
...
اشاره به دوران رضاشاه :
نوحوانی مثل سرو بلند *رستمش بنده وار می بینم
در امور شهی است بی دبیر* لیکنش بخت یار می بینم
احتساب و حساب در عهدش* سست و بی اختیار می بینم
ظلم پنهان خیانت و تزویر* بر اعاظم شعار می بینم
در حقیقت شهی بود ظالم* عاری از گیرو دار میبینم
علمای زمان او دائم* همه را تارومار می بینم
دایم اسبش به زیر زین طلا *کمتران را سوار می بینم
چون فریدون به تخت بنشیند* پسرانش قطار می بینم
کارو بار زمانه وارونه* قحط هم ننگ و عار می بینم
عدل و انصاف در زمانه او *همچو هیمه به نار می بینم
متصف بر صفات سلطانی است* لیکنش گرگ وار می بینم
چون دو ده سال پادشاهی کرد *شهیش را تبار می بینم
پسرش جون به تخت بنشیند *بوالعجب روزگار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار* در یمین و یسار می بینم
شور و غوغای دین شود پیدا* سر به سر کارزار می بینم
@Library_Telegram
بخش اول
پیشگوییهای شاه نعمت الله ولی در باره ایران
سید نور الدین نعمت الله بن عبدالله بن محمد معروف به شاه نعمت الله ولی موسس فرقه نعمت اللهیه از سادات حسینی بوده نسبش با نوزده واسطه به پیامبر عظیم الشان (ص)می رسید.و از جانب مادر به کردهای شبانکاره منسوب بود .پدرش میر عبدالله از علما ودانشمندان شهر حلب به شمار میرفت .سید نعمت الله ولی در دوشنبه چهاردهم ربیع الاول سال 731 هجری قمری در شهر حلب متولد شد.
بسیاری از تذکره نویسان به غلط تولد او را در شهر کوهبنان کرمان در 22 رجب 730 یا 731 ه ق می دانند .پدر وی در اوان کودکی شاه ولی از شهر حلب به ناحیه کچ مکران مهاجرت میکند وسید نعمت الله کودکی و جوانی خود را در ایران میگذارند .وی در دوران جوانی به فراگیری علوم متداول زمان پرداخت .در مکتب استادانی همچون شیخ زکن الدین شیرازی و شیخ شمس الدین مکی و قاضی عضدالدین ایجی علم کلام و بلاغت و فقه را اموخت .
سپس سالها به ریاضت وتصفیه و تزکیه باطن مشغول گردید و به سیر آفاق و انفس پرداخت در سن 24 سالگی در مکه معظمه از دست شیخ عبدالله یافعی خرقه پوشید و از جمله مریدان او گردید .شاه نعمت الله پس از آن دست به مسافرتهای گوناگونی میزند از طریق مصر به شام وآذربایجان به ماوراءالنهر میرود و پس از مدتی اقامت در سمرقند عاقبت در کرمان رحل اقامت می افکند و در ماهان خانقاه و باغ و حمام می سازد و پنج سال باقیمانده عمر خود را در ماهان می گذراند و سر انجام در روز پنج شنبه بیست و دوم رجب سال 834 ه ق پس از عمری مجاهده و ارشاد و تعلیم در سن 104 سالگی دار فانی را وداع گفت .اورا در همان باغ خود در ماهان به خاک می سپارند.
بعدها به دستور سلطان احمد شاه دکنی پادشاه دکن بنایی با شکوه وبقعه ایی بر آرامگاه او بنا میکنند که تا امروز یکی از بزرگترین مراکز تعلیم و تربیت و زیارتگاه عارفان و صوفیان دریا دل است .
افکار و آثار شاه نعمت الله ولی
قرن هشتم ونهم سیطره افکار وآراء محی الدین ابن عربی در تصوف و عرفان است .تقریبا تمامی فرقه های مختلف تصوف نظیر نقش بندیه نور بخشیه و مولویه مروج آراء ابن عربی هستند .شاه نعمت الله نیز از این قائده مستثنی نیست و از جمله شارحان مهم نظریه های ابن عربی بشمار میرود .شاه ولی به محی الدین ابن عربی به دیده تکریم و احترام مینگریست وکتاب فصوص الحکم او را از حفظ بود و حتی یکی از مفصلترین رساله های خود را به شرح ابیات فصوص الحکم اختصاص داده است.
به طور کلی میتوان گفت آثار شاه نعمت الله ولی اعم از منظوم و منثور آیینه تمام نمای آراء ابن عربی نظیر وحدت وجود و انسان کامل و مسئله قطب و ولایت و علم اسرار حروف و نقطه است.آثار شاه نعمت الله به دو دسته منظوم و منثور تقسیم میشوند :
آثار منظوم
مهمترین اثر منظوم شاه ولی دیوان اشعار اوست که شامل قصاید غزلیات قطعات مثنوی ها و رباعیات است که بالغ بر دوازده هزار بیت میباشد.بعضی از اشعار و ابیات این دیوان منسوب به اوست . همه انها از نوع اشعار عرفانی و حاوی اشارات و توضیحات درباره عقاید و افکار متصوفه می باشد .
آثار منثور
تمامی عمر این عارف گرانقدر در تعلیم و ارشاد مریدان خود گذشت .به همین جهت وی یکی از فعالترین عارفان از نظر نوشتن رسالات تعلیمی است.تعداد رسالات منثور او را تا پانصد ذر کرده اند و البته تا کنون انتساب 114 رساله به او مسلم شده است . نثر این رساله ها اغلب مشکل و پیچیده است و اکثرا از ویژگیهای نثر قرن هشتم و نهم برخوردار است .
شاه نعمت الله ولی در باره وقایع ایران از زمان صفویه تا ظهور حضرت مهدی پیشگویی جالبی در قالب 53 بیت شعر دارد که بخشی از آن را در اینجا آورده ایم :
قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از سرّ یار می بینم
از سلاطین گردش دوران یک به یک را سوار می بینم
...
اشاره به دوران رضاشاه :
نوحوانی مثل سرو بلند *رستمش بنده وار می بینم
در امور شهی است بی دبیر* لیکنش بخت یار می بینم
احتساب و حساب در عهدش* سست و بی اختیار می بینم
ظلم پنهان خیانت و تزویر* بر اعاظم شعار می بینم
در حقیقت شهی بود ظالم* عاری از گیرو دار میبینم
علمای زمان او دائم* همه را تارومار می بینم
دایم اسبش به زیر زین طلا *کمتران را سوار می بینم
چون فریدون به تخت بنشیند* پسرانش قطار می بینم
کارو بار زمانه وارونه* قحط هم ننگ و عار می بینم
عدل و انصاف در زمانه او *همچو هیمه به نار می بینم
متصف بر صفات سلطانی است* لیکنش گرگ وار می بینم
چون دو ده سال پادشاهی کرد *شهیش را تبار می بینم
پسرش جون به تخت بنشیند *بوالعجب روزگار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار* در یمین و یسار می بینم
شور و غوغای دین شود پیدا* سر به سر کارزار می بینم
@Library_Telegram
👍5👎4❤2