کتابخانه تلگرام
109K subscribers
2.89K photos
709 videos
10.5K files
1.99K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
غرش_طوفان_7_الکساندر_دوما_ذبیح_اله_م.pdf
9.4 MB
📕 غرش طوفان

✍ الکساندر دوما

➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
☕️ قطعه ای از کتاب

یک روز "وینستون" متوجه جمعیتی شد که  با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند. با خودش گفت شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم  بالاخره طغیان کردند. نزدیک شد، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها به‌شدت پریشان شده بود. یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد. وینستون با تنفر آنها را تماشا می کرد. با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید! چرا آنها نمی‌توانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟ آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید...

حکایت ما ملت ایران، ماجرای سبد کالا و تلفات جانی و دعوا برای گرفتن غذاهای نذری می باشد.

📕کتاب ۱۹۸۴

✍ جورج اورول

@Library_Telegram
#اندکی_تٵمل

ملا در اتوبوس نشسته بود یک نفر ڪه ڪمی بوی الڪل می داد سوار شد و ڪنار او نشست
مرد مست روزنامه ایی باز ڪرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی،از شیخ پرسید؛
حاج آقا روماتیسم از چی ایجاد میشه؟
شیخ هم موعظه را شروع ڪرد و گفت؛
روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بندو باری و روابط نامشروع،حرام خواری،
خبث اندیشه،چشم هیز و گناهان ڪبیره ی بسیار است!
مرد با حالت منفعل،دوباره سرگرم روزنامه ی خویش شد.
شیخ از او پرسید،چند وقت است روماتیسم داری؟
مرد گفت؛من روماتیسم ندارم،اینجا نوشته
امام جمعه شهر دچار روماتیسم حاد شده است!!

@Library_Telegram
❤2
Arezoo
Moein
آرزو
معین

💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
📕 آشفتگی در فکر تاریخی

✍ فریدون آدمیت

کتاب آشفتگی در فکر تاریخی اثر فریدون آدمیت می باشد. انحطاط تاریخ نگاری در ایران عنوان مقاله ای بود که از انتشار ان سالیانی میگذرد. آن انتقادی بود بر روش تحقیق تاریخی ما به طور کلی وبا توجه به تحول مفهوم تاریخ و دانش تاریخ نویسی جدید. اینجا سخن بر سر پاره ای نوشته های نامضبوط و آرای مغشوش و اغتشاش فکر تاریخی است. قضیه تنها این نیست که نویسندگانی درس تاریخ خوانده یا نخوانده و با فکر تاریخی آشنا یا ناآشنا،چنین دلیری را دارند که احکام جزمی بی دلیل و چون و چرای تاریخی صادر میکنند بلکه مسأله در کج فهمی های برخی از اهل قلم و سیاست مآبان است. همان کژ بینی و خطا اندیشی را گاه در فلسفه ی سیاست نیز می یابیم. که به یک معنی انعکاس است از دور ماندن ما در بحث و نقد عقلانی تاریخ و سیاست و به دیگر معنی جلوه ای است از برخورد در تفکر تاریخی و اجتماعی زمان ما. گفتگوی فعلی ما در قضیه های از گذشته ی تاریخی است.

@Library_Telegram
👍1
آشفتگی در فکر تاریخی.pdf
2 MB
📕 آشفتگی در فکر تاریخ

✍ فریدون آدمیت

➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
سخن بزرگان

یکی از صحبتهایی که مرا سرگرم میکند اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی است که بطرزی موثر در مورد اراده و نقشه های خدا صحبت میکنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آنروز با خدا ناهار خورده اند!

#موریس_مترلینگ

@Library_Telegram
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

✍🏻 تفكر خرچنگی

آیا می‌دانستید اگر چند خرچنگ را حتی در جعبه‌ای رو باز قرار دهید، باز هم همان‌جا باقی می‌مانند و از جعبه خارج نمی‌شوند؟ با وجود اینكه خرچنگ‌ها می‌توانند به راحتی از جعبه بالا بخزند و آزاد شوند!

این اتفاق نمی‌افتد، زیرا طرز تفكر خرچنگی به آنها اجازه چنین كاری نمی‌دهد و به محض آنكه یكی از خرچنگ‌ها بخواهد به سمت بالای جعبه برود، خرچنگی دیگر آن را پایین می‌كشد و به این ترتیب، هیچ‌یك از آنان نمی‌تواند به بالای جعبه برسد و آزاد شود.

همه آنها می‌توانند آزاد شوند؛ اما سرنوشتی كه در انتظار تك تك آنهاست، مرگ است!

این مطلب در مورد انسان‌های حسود نیز مصداق دارد. آنها هیچگاه نمی‌توانند در زندگی‌شان پیشرفت كنند و دیگران را نیز از موفقیت باز می‌دارند.

حسادت، نشانه‌ای از ضعف اعتماد به نفس است. هر چند این خصیصه‌ای همگانی است، اما وقتی حسادت، بخشی از خصایص یك ملت شود، به معضلی بزرگ تبدیل خواهد شد. در آن صورت، این حسادت همگانی، نتایج فاجعه آمیزی در پی خواهد داشت، زیرا باعث تباهی تمام افراد آن ملت یا كشور می‌شود.

پس "خرچنگی فکر نکنید"

بخشی از کتاب «خرچنگ‌های جالب ولی بازیگوش»

@Library_Telegram
👍2
#حقیقت_در_طنز

ڪرگدنی پیر را پرسیدند، از خودت پوست ڪلفت تر دیده ای یا شنیده ای؟

گفت :
در گوشه اى از عالم، مردمی یافت شده اند ڪه نه از برنج آرسنیک دار سرطان گیرند، و نه از سبزیجات فاضلاب داده بمیرند.
نه روغن پالم بیمارشان ڪند،
و نه مرغ هورمونی تبدار.
نه از سوسیس و ڪالباس مریض شوند،
و نه از تصادف پراید ساقط.
تا مرگ بارها روند و باز گردند
و عزرائیل را جواب ڪنند.

در طياره هاى بی بال نشینند، و در خودروهای ڪبریت سان مأوا گیرند. دخلشان نیمی از خرجشان باشد، و خرجشان پنج برابر دخلشان! فلاسفه از حساب زندگیشان اسهال گیرند!
و با این حال پیوسته جوک گویند و در تويتر و واتساپ و تلگرام... راه پویند. آری من ایشان را از خود پوست ڪلفت تر دیده ام ، و یقین دارم ڪه سه پوسته اند

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

‍ جوان به ظاهر ثروتمندی که با فقر درونی وارد جامعه شده است،
بیهوده می کوشد با به دست آوردن همه ی چیزهایی که در بیرون وجود دارد،ثروت ظاهری را جایگزین غنای درونی کند.
او به پیر فرتوتی می ماند که می کوشد با رایحه ی دختران جوان خود را تقویت کند.
به این ترتیب سرانجام فقر درونی موجب فقر بیرونی می گردد.

📕 در باب حکمت زندگی

✍ آرتور شوپنهاور

#ارسالی_اعضا

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

باور کنید، ادیان از لحظه ای که دم از اخلاق می زنند و با صدور فرمان تهدید می کنند، به خطا می روند. برای خلق مجرمیت و مکافات احتیاجی به وجود خداوند نیست ...

#ارسالی_اعضا

📕 سقوط

✍ آلبر کامو

@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعه ای از کتاب

ﻣﺴﺘﺒﺪﯼ ﺍﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺯﻧﺠﯿﺮﻫﺎﯼ ﺁﻫﻨﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺩﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﻘﯿﺎﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ؛ ﺍﻣﺎ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﯼ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺯﻧﺠﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﺪﻩﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻣﺤﮑﻢﺗﺮ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﻣﯽﮐﺸﺪ؛ ﺍﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺣﻠﻘﻪﯼ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺛﺎﺑﺖ ﻋﻘﻞ ﻭﺻﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﻠﻘﻪﻫﺎﯼ ﺑﺎﻓﺘﻪﯼ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺑﯽﺧﺒﺮﯾﻢ ﻭ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪﺍﯾﻢ، ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻣﺤﮑﻢﺗﺮ ﺍﺳﺖ . ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ، ﺯﻧﺠﯿﺮﻫﺎﯼ ﺁﻫﻨﯽ ﻭ ﻓﻮﻻﺩﯼ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﺳﺎﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﯿﭻ ﮔﺰﻧﺪﯼ ﺑﺮ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻋﺎﺩﯼ ﺍﯾﺪﻩﻫﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﺤﮑﻢﺗﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ؛ ﺑﺮ ﺍﻟﯿﺎﻑ ﻧﺮﻡ ﻣﻐﺰ، ﺑﻨﯿﺎﻥ ﺗﺰﻟﺰﻝ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﯼﻫﺎ ﺑﻨﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

📕مراقبت و تنبیه: تولد زندان

✍ میشل فوکو

🔃 افشین جهاندیده و نیکو سرخوش

@Library_Telegram
📕زندگانی سیاسی سلطان احمدشاه

✍حسین مکی

به ضمیمه چند پرده از زندگانی داخلی و خصوصی او
در این کتاب, زندگی احمد شاه قاجار ـ آخرین پادشاه قاجار ـ با اشاره به رخدادهای سیاسی دوره سلطنت وی بازگو می‌شود .
مولف در این سرگذشت نامه کوشیده است با استناد به مدارک معتبر تاریخی, تصویر واقعی احمد شاه را آشکار سازد . وی در مقدمه اذعان می‌دارد':
عجب‌تر این که زندگانی خصوصی و سیاسی سلطان احمد شاه با آن که بیش از همه سلاطین قاجار و شاید استثنائا عمال داخلی به صورت معکوس جلوه کرده و بهانه‌ای برای ایجاد احساسات بر ضد سلطان احمد شاه به دست همان عوامل داد .
مطالب این کتاب ابتدا بصورت سلسله مقالاتی در روزنامه فردا انتشار یافت. در دوران آزادی نسبی بوجود آمده پس از شهریور بیست، بسیاری از کتب تاریخ معاصر و نوشته‌های کشته شدگان دوران دیکتاتوری رضاشاه، مجال انتشار یافتند. مقالات روزنامه فردا نیز در همین دوران، با اضافاتی توسط کتابفروشی علمی چاپ و منتشر شد.
نکته جالبی که در مورد این کتاب وجود دارد این است که در آن برای اولین بار متن کامل قرارداد ۱۹۱۹ منتشر شد. در سالهای ملی شدن نفت ایران، با مراجعه به آرشیو وزارت امور خارجه وقت، ملاحظه گردید که هیچ نسخه‌ای از این قرارداد در آرشیو این وزارتخانه وجود ندارد و لذا به ناچار، یک نسخه از همین کتاب که حاوی متن قرارداد مزبور است، توسط دکتر محمد مصدق به شورای امنیت سازمان ملل متحد تقدیم و به عنوان سند دخالت انگلستان در امور داخلی ایران ثبت گردید.

@Library_Telegram
👎1
Forwarded from Deleted Account
زندگانی سیاسی سلطان احمد شاه .pdf
9.9 MB
📕زندگانی سیاسی سلطان احمدشاه

✍حسین مکی

➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
الو
جناب روحانی

سلام علیکم
🔺احتراما باستحضار حضرتعالی میرساند که شما آنقدر ملت ایران را ساده فرض میکنید که در صحبتهای اخیر خود فرموده اید بهای بنزین نسبت به کشورهای حوزه خلیج فارس 1200تومان ارزانتر است یعنی مبلغ بنزین مصرفی در کشورهای عربی 2200تومان است لازم به ذکر است بدانی که جناب رییس جمهور دانا و کاردان که خود را عقل کل و بقیه ملت ایران را گاو حساب میکنی قیمت یک دستگاه سانتافه فول آپشن در کشورهای حوزه خلیج فارس 34میلیون تومان است و در کشور عزیز ما 280میلیون تومان .حقوق یک کارگر ساده 6 ملیون تومن است ولی در کشور عزیز ما 900 هزارتومن..
پس شما هم ماشین خوب و درامد6 میلیونی در اختیار مردم قرار بده بنزین را 3000 تومان کن...

باتشکر .🙏

ميخوام انقدر فوروارد كنين برسه به دست همه ملت

@Library_Telegram
قابل توجه کلیه ی :
آیت الله ها ...
آیت الله زاده ها ...

حجت الاسلام ها ...
حجت الاسلام زاده ها ...

سرداران سپاه پاسداران ...
سرداران سپاه پاسداران زاده ها ...

آقا ها ...
آقا زاده ها ...

ژن های خوب ...
ژن های خوب زاده ها ...

و ؛
تمامی کسانی که دم از ،
اسلام ناب محمدی و خون شهدا و ولایت فقیه و دفاع از مستضعفين ایران و جهان اسلام ، میزنند :



با زبان خودتان عنوان می کنم:

"بارش باران" !!

✳️در مملکتی که دستگاه "قضا"
فاسد باشد،خداوند نزول باران
از آن سرزمین را برمیدارد!
[حضرت رسول(ص)،نهج الفصاحه]





✳️هرگاه حاکمان دروغ بگویند،
باران نمی بارد!
[امام رضا(ع)،میزان الحکمه،
جلد 3 ص 286]





✳️در سرزمینی که ابرها میگذرند
بی آنکه ببارند،بی شک ظلمِ
عظیمی صورت گرفته است!





در "کانادا" پیرمردی را به خاطر
دزدیدن نان به دادگاه احضار
کردند.
پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد و
کار خودش را اینگونه توجیه کرد:
خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود
بمیرم.
قاضی گفت:
تو خودت می‌دانی که دزد هستی
و من ده دلار تو را جریمه میکنم
و میدانم که توانایی پرداخت آنرا
نداری،به همین خاطر من جای تو
جریمه را پرداخت میکنم.
در آن لحظه همه سکوت کرده
بودند و دیدند که قاضی ده دلار
از جیب خود در آورد و درخواست
کرد تا به خزانه بابت حکم پیرمرد
پرداخت شود.
سپس ایستاد و به حاضرین در
جلسه گفت:
همهٔ شما محکوم هستید و باید
هر کدام ده دلار جریمه پرداخت
کنید،چون شما در شهری زندگی
میکنید که فقیر مجبور می‌شود
تکه ای نان دزدی کند!
در آن جلسه دادگاه ۴٨٠ دلار
جمع شد و قاضی آن را به
پیرمرد بخشید!




٭٭حضرت علی میفرمایند:
اگر در شهر مسلمانان فقیری دیدی،
بدان که دولتمردان آن شهر
مال آنها را میدزدند

@Library_Telegram
چگونه است که #اسرائیل بر خلاف #ایران به قطعنامه سازمان ملل در حمایت از مسلمانان #میانمار رای مثبت داد! حضرات ارزشی چرا نظر نمی‌دهند؟

@Library_Telegram
📚 #یک_دقیقه_مطالعه

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند.
هنگام عبور از کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت.
اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. (گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تامرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند…)!
پیاده ‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ ریختند و به شدت تشنه بودند.
در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگ‌فرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود که آب زلالی از آن جاری بود.
رهگذر رو به مرد دروازه ‌بان کرد و گفت: "روز بخیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟"
دروازه‌بان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."
- "چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم."
دروازه ‌بان به چشمه اشاره کرد و گفت: "می‌توانید وارد شوید و هر چقدر دلتان می‌خواهد بنوشید."
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."
مسافر خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد.
ازنگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد.
پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعه‌ای رسیدند.
راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز می‌شد.
مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز کشیده بود وصورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: " روز بخیر!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنه‌ایم . من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است. هرقدر که می‌خواهیدبنوشید.
مرد، اسب و سگ به کنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد.
مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام اینجا چیست؟
مرد گفت: بهشت!
بهشت؟!! اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند وگفت:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود! "
آن مرد گفت: کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌کنند!!! چون تمام آنهایی که حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا می‌مانند...


📖 برگرفته از: کتاب شیطان و دوشیزه پریم پائولوکوئیلو

@Library_Telegram
‏روزی عده‌ای از دِه دیگر سرزده به خانه کوکب‌ خانم آمدند، اما او شرمنده بود که حتی نمی‌تواند برایشان نیمرو درست کند. زیرا هر عدد تخم‌مرغ ۸۰۰ تومان و هر عدد نان سنگک ۱۵۰۰ تومان بود!

@Library_Telegram
♨️یه بنده خدایی تعریف میکرد بچه که بودم،!!

سر نمازم با صدای بلند دعا کردم "خدایا یه دوچرخه به من بده"
پدرم شنید، گفت: بچه جان، خدا که کارش دوچرخه دادن نیست،
کار خدا لطف به بندگانش است و خصوصا بخشش گناهان،
نه دوچرخه دادن.
صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و سر نمازم دعا کردم: خدایا منو بابت تمام گناهانم ببخش.
بابام شنید: گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست.

از آن روز دیگه من راهم را پیدا کردم.
الان هم یه گوشه مملک دارم خدمت میکنم
اول اختلاس میکنم و بعد نماز و نذری و سینه زنی و توبه.

نور به قبرت بباره پدر !!

که گفتی
خدا ارحم الراحمینه !!

@Library_Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
● شاهکاری دیگر از مهران مدیری/

او ۲۰ سال پیش این طنز تلخ را ساخت که امروز تبدیل به واقعیت محض و مطلق جامعه شده است..👌

@Library_Telegram