This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واو ما ایرانی ها میتوانیم.
🎥💥تنها زن #لر ایرانی که لقب سردار گرفت! قول میدم از دیدن این کلیپ خیلی لذت ببرید!
داستان شگفت انگیز #بی_بی_مریم بختیاری را بشنوید وبه عشق اش نشر دهید.
@Library_Telegram
🎥💥تنها زن #لر ایرانی که لقب سردار گرفت! قول میدم از دیدن این کلیپ خیلی لذت ببرید!
داستان شگفت انگیز #بی_بی_مریم بختیاری را بشنوید وبه عشق اش نشر دهید.
@Library_Telegram
📕 رستاخیز مردگان (نایاب و ممنوعه)
✍عبدل ال حضرت
کتاب نکرونومیکون نام کتابی است که به قلم لاو کرفت نویسنده معروف ژانر وحشت نوشته شده است.او اعتقاد دارد این کتاب در ابتدا توسط ماجراجویی عرب زبان به نام عبدالحضرت که مشهور به عرب دیوانه بوده نوشته شده است.عبدالحضرت در بیابان با موجوداتی ترسناک روبرو می شود و راه و رسم زندگی و مراوده با آن ها را می اموزد اما سرانجام توسط همان موجودات به طرز وحشتناکی کشته می شود.نام اصلی این کتاب الضعیف بوده که بعد ها توسط یونانی ها ترجمه می شود و به نکرونومیکون تغییر میکند.این کتاب شامل علوم ممنوعه برای احضار و مراوده با شیاطین و اهریمنان است.
داستان کتاب در مورد پیشگویی در مورد آینده بشریت است که طبق ادعایی گفته می شود تعدادی از پیشگویی های نوستر آداموس از این کتاب بوده است.
نویسنده این کتاب اثر عبدل ال حضرت که فردی اهل شام می باشد و در سال ۶۹۹ این کتاب نوشته شده است.
ترجمه کتاب به زبان های مختلف
کتاب العضیف بدست عبدلحضرت در سال ۷۳۰ میلادی در دمشق نوشته شده است
در سال ۹۵۰ میلادی تئودوروس پیلاتوس به زبان یونانی به نام نکرونامیکون ترجمه شد
در سال ۱۲۲۸ میلادی از نسخه یونانی توسط ائولوس ورمینوس به زبان لاتین ترجمه شد
در قرن ۱۵ میلادی از نسخه لاتین به زبان آلمانی هم ترجمه شد
در قرن ۱۶ میلادی از نسخه آلمانی به زبان ایتالیایی ترجمه گردید
در قرن ۱۷ میلادی از نسخه لاتین به زبان اسپانیولی ترجمه شد.
✅این فایل به فارسی ترجمه شده و #محدودیت_سنی دارد.
@Library_Telegram
✍عبدل ال حضرت
کتاب نکرونومیکون نام کتابی است که به قلم لاو کرفت نویسنده معروف ژانر وحشت نوشته شده است.او اعتقاد دارد این کتاب در ابتدا توسط ماجراجویی عرب زبان به نام عبدالحضرت که مشهور به عرب دیوانه بوده نوشته شده است.عبدالحضرت در بیابان با موجوداتی ترسناک روبرو می شود و راه و رسم زندگی و مراوده با آن ها را می اموزد اما سرانجام توسط همان موجودات به طرز وحشتناکی کشته می شود.نام اصلی این کتاب الضعیف بوده که بعد ها توسط یونانی ها ترجمه می شود و به نکرونومیکون تغییر میکند.این کتاب شامل علوم ممنوعه برای احضار و مراوده با شیاطین و اهریمنان است.
داستان کتاب در مورد پیشگویی در مورد آینده بشریت است که طبق ادعایی گفته می شود تعدادی از پیشگویی های نوستر آداموس از این کتاب بوده است.
نویسنده این کتاب اثر عبدل ال حضرت که فردی اهل شام می باشد و در سال ۶۹۹ این کتاب نوشته شده است.
ترجمه کتاب به زبان های مختلف
کتاب العضیف بدست عبدلحضرت در سال ۷۳۰ میلادی در دمشق نوشته شده است
در سال ۹۵۰ میلادی تئودوروس پیلاتوس به زبان یونانی به نام نکرونامیکون ترجمه شد
در سال ۱۲۲۸ میلادی از نسخه یونانی توسط ائولوس ورمینوس به زبان لاتین ترجمه شد
در قرن ۱۵ میلادی از نسخه لاتین به زبان آلمانی هم ترجمه شد
در قرن ۱۶ میلادی از نسخه آلمانی به زبان ایتالیایی ترجمه گردید
در قرن ۱۷ میلادی از نسخه لاتین به زبان اسپانیولی ترجمه شد.
✅این فایل به فارسی ترجمه شده و #محدودیت_سنی دارد.
@Library_Telegram
👍1
رستاخیز مردگان - ترجمه فارسی.pdf
3.8 MB
📕 رستاخیز مردگان (نایاب و ممنوعه)
✍عبدل ال حضرت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍عبدل ال حضرت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
دین را به استخدام می گیرد؛
شرف و انسانیت را به استخدام خود می گیرد...
دروغ می گوید...
فریب می دهد...
خدا را شاهد میگیرد که من دلسوزترین مردم در حق شما ملت هستم.
ولی روحیهاش لجوجترین و کینه ورزترین مردم است نسبت به خلق؛
وقتی سوارکار نشده وعده می دهد،
وقتی سوار شد دیگر به هیچکس رحم نمیکند.
این خاصیت یک دیکتاتور است.
#طالقانی
@Library_Telegram
دین را به استخدام می گیرد؛
شرف و انسانیت را به استخدام خود می گیرد...
دروغ می گوید...
فریب می دهد...
خدا را شاهد میگیرد که من دلسوزترین مردم در حق شما ملت هستم.
ولی روحیهاش لجوجترین و کینه ورزترین مردم است نسبت به خلق؛
وقتی سوارکار نشده وعده می دهد،
وقتی سوار شد دیگر به هیچکس رحم نمیکند.
این خاصیت یک دیکتاتور است.
#طالقانی
@Library_Telegram
👍2👏1
🔸شعری در وصف ایران امروز
کنون ایران به کام دیگران است
وطن کاشانه غم در جهان است
به هرجا بنگری آه وفغان است
تو گویی فتنه آخر زمان است
وطن در دست اقوام تتار است
شب روز وطن اینگونه تار است
مغول هرگز نکرده این همه ظلم
که اینها می کنند در حق مردم
هزاران شرکت اینجا ور شکسته
نظام مملکت از هم گسسته
شده ایران سرای دزد وقالطاق
سران مملکت جمله قرمساق
سران سه قوا فی الجمله دزدند
به هر چیزی رسند آنی بدزدند
همه با هم خورند از خوان یغما
از این پائین بگیر تا آن به بالا
یکی سارق رئیس پارلمان است
به دزدان او امین ومهربان است
دگر سارق که او هم لاریجانیست
بود او نا بکار و دزد و جانیست
رئیس قوه عدل است وداد است
مرید و پیرو ابن زیاد است
یکی دزدد دکل با نفت بسیار
یکی دزدیده پول از بانک انصار
یکی دزدیده از صندوق بیمه
نشد اینجا کسی هرگز جریمه
فساد واختلاس هر جا زیاد است
بلند بر آسمان آه از نهاد است
از آنروزی که ایران گشته بنیاد
ندارد اینهمه دزدی کسی یاد
مسلمانیشان جز ادعا نیست
تمام فعلشان غیر از ریا نیست
کنون قوم مغول رویش سپید است
که این قوم بدتر از شمر ویزید است
فغان و ناله از مردم بلند است
هر انکس معترض فوری به بند است
بساط این جماعت بهر یغماست
دوصد نفرین به هر چه شیخ وملاست
کجای کارشان مثل علی است
کجا این نا کسان را او ولی است
شکمها شان پر از مال حرام است
چو زالو کارشان هر صبح وشام است
@Library_Telegram
کنون ایران به کام دیگران است
وطن کاشانه غم در جهان است
به هرجا بنگری آه وفغان است
تو گویی فتنه آخر زمان است
وطن در دست اقوام تتار است
شب روز وطن اینگونه تار است
مغول هرگز نکرده این همه ظلم
که اینها می کنند در حق مردم
هزاران شرکت اینجا ور شکسته
نظام مملکت از هم گسسته
شده ایران سرای دزد وقالطاق
سران مملکت جمله قرمساق
سران سه قوا فی الجمله دزدند
به هر چیزی رسند آنی بدزدند
همه با هم خورند از خوان یغما
از این پائین بگیر تا آن به بالا
یکی سارق رئیس پارلمان است
به دزدان او امین ومهربان است
دگر سارق که او هم لاریجانیست
بود او نا بکار و دزد و جانیست
رئیس قوه عدل است وداد است
مرید و پیرو ابن زیاد است
یکی دزدد دکل با نفت بسیار
یکی دزدیده پول از بانک انصار
یکی دزدیده از صندوق بیمه
نشد اینجا کسی هرگز جریمه
فساد واختلاس هر جا زیاد است
بلند بر آسمان آه از نهاد است
از آنروزی که ایران گشته بنیاد
ندارد اینهمه دزدی کسی یاد
مسلمانیشان جز ادعا نیست
تمام فعلشان غیر از ریا نیست
کنون قوم مغول رویش سپید است
که این قوم بدتر از شمر ویزید است
فغان و ناله از مردم بلند است
هر انکس معترض فوری به بند است
بساط این جماعت بهر یغماست
دوصد نفرین به هر چه شیخ وملاست
کجای کارشان مثل علی است
کجا این نا کسان را او ولی است
شکمها شان پر از مال حرام است
چو زالو کارشان هر صبح وشام است
@Library_Telegram
❤1
#حرف_حساب
میدانید چرا داستان چوپان دروغگو از ڪتابها حذف شد؟
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمی گویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و قضات هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک ڪجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میڪنند.
میدانید چرا تصمیم ڪبرا حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز ڪنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبض های حامل های انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا ڪودک فداڪار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداڪاری نمی ڪنند، تا به پستی میرسند اختلاس میڪنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمه ها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از ڪنار آن بدزدند.
میدانید چرا ...
@Library_Telegram
میدانید چرا داستان چوپان دروغگو از ڪتابها حذف شد؟
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمی گویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و قضات هم دروغگو شده اند.
میدانید چرا حسنک ڪجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر میڪنند.
میدانید چرا تصمیم ڪبرا حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته میشود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز ڪنند بزرگترین ضرر است، چون از آنطرف قبض های حامل های انرژی هزار برابر می شود.
میدانید چرا ڪودک فداڪار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداڪاری نمی ڪنند، تا به پستی میرسند اختلاس میڪنند.
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمه ها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از ڪنار آن بدزدند.
میدانید چرا ...
@Library_Telegram
چرا باید به قوهای که رئیس آن با «بلاصاحب اعلام کردن اموال مردم»و«بلوکه کردن اموال هزاران مالباخته مؤسسات مالی» ماهیانه۵۰ میلیارد تومان سود دریافت میکند، این بودجه عظیم تعلق گیرد؟
@Library_Telegram
@Library_Telegram
اقتصاد مردمی یعنی:
دولت هرجایی که ڪم آورد
دست میڪنه تو جیب مردم...
#فامیل_دور
@Library_Telegram
دولت هرجایی که ڪم آورد
دست میڪنه تو جیب مردم...
#فامیل_دور
@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر☕️
گولهای شیکی که بابت خوردنشان پول هم میدهیم
از خیابان انقلاب که رد می شوی هر چار پنج متر یکی را میبینی پلاکارد دستش دارد و هرگونه سفارش علمی را در هر رشتهای برایت قبول میکند.
از پایان نامهی کارشناسی، و ارشد و دکتری گرفته تا سطح سه و چهار حوزهی علمیه.
مقالهی علمی پژوهشی، و آیاسآی (یعنی مجلات معتبر بینالملی) و هر کوفت و زهرماری که دانشجو برای دفاع مدرکش و استاد برای ارتقای شغلی و مالیاش نیاز به نوشتن دارد.
یا تحلیلهای آماری که منِ بدبخت با این هوش متوسطم در دوره کارشناسی ارشد از چند جا شکافت هستهای برداشتم تا چند تحلیل ساده را یاد بگیرم، همهاش با یک شماره تلفن و یک شماره حساب در عرض چند روز تقدیمتان میشود.
خیابان که تمام میشود با خودم فکر میکنم بعضی گولها هستند که از بس شیک و لطیفند، آدم هِی دوست دارد بخوردشان.
نه تنها بخورد؛ بلکه، به پایش پول هم بدهد و بعد سرش را چند سانتی بالاتر بگیرد و پُز بدهد که آی مردم من از شما بیشتر گول خوردم، تو رو خدا بیایید من را ببینید.
تازه قبلش هم یک سفرهی حضرت عباسی نذر آن میکند که توفیق گول خوردن نصیبش شود.
یکی ازین گولها، گول تحصیلات عالیهی دانشگاهی است که در این چند ده سال اخیر همه در تلاشند آن را هر طوری شده بخورند و یکوقت از قافلهی خورندگان عقب نمانند.
اتفاقا گاهی بابت تشکر از این چیز خوردن، پول کلانی هم به بنگاه های عظیم اقتصادی که پشت سر این مکانهای علمی قرار گرفته است میدهند.
باورتان نمیشود من سه بار گول خوردم ارشد گرفتم و یک بار دکتری.
حالا هم در چهل سالگی با وجود چندبار عمل فتق، و دیسک کمر و ناخنک چشم، و آسیب اعصاب مچ دست و مفاصل زانو و سردردهای میگرنی و بیخوابیِ شبانه، و هزار کوفت و زهرماری که با زیاد درسخواندن نصیبمان شد بازهم حاضرم گول بخورم.
تنها نعمتی که نصیمبان نشد بواسیر بود که با اجازه الان که به گوش فلک رسید، منتظرم دست طبیعت توفیق آن را هم بدهد.
خب که چی؟ به پیر به پیغمبر اوس ممدِ مکانیک محلهمان هیچ کدام از اینها را ندارد و درآمدش هم چندبرابر من است.
وسط کار هم نیازی نیست مدام حواسش به این باشد یک موقع سوتی سیاسی و فلان و فلان بدهد که به هزار جا پاسخگو باشد.
آقا جان من، والدین عزیز، به پیر به پیغمبر دانشگاه خبری نیست.
گاهی حتی خلاقیت کُش است.
باور کنید یک مملکت این همه دانشجو نمیخواهد.
باور کنید درآمد و عزت و احترام یک استادکار فنیِ خوب (چه هنرها و فنون زنانه و چه مردانهاش) از یک استاد دانشگاه بیشتر است.
این چه مصیبتی است سرمان آمده که حتماً باید دانشگاه برویم تا بتوانیم چندرغاز از دولت گدایی کنیم.
تو را به خدا استعدادهای بچهتان را کور نکنید، بگذارید دنبال استعدادش برود. دانشگاه هم تا لیسانس بس است.
باور کنید در ینگه دنیای پیشرفته، ارشد و دکتری فقط مال نوابغ است یا مال آدمهای خیلی پولدار.
اصلا کسی به فکر این چیزها نیست. مردم دنبال کار یاد گرفتن هستند. شرکتها هم وقتی کارشان با یک لیسانس راه میافتد دیگر مرض ندارند ارشد و دکتری استخدام کنند که ادعایشان گوش فلک را کر میکند و به وقت کار اندازه ی شاگرد اوس ممد هم جربزه ندارند.
مملکت کلا شده است دکتر و ارشد.
والا من جرأت نمیکنم کسی را به اسم خودش صدا بزنم.
به آبدارچیمان هم میگویم دکتر. حتی به خردسالان محلهمان هم مهندس میگویم. نگویی، بهشان برمیخورد.
آنوقت سر کلاس میروی، همین ارشدها و دکترها خیلیهاشان یک پاراگراف انگلیسی و عربی نمیتوانند ترجمه کنند.
حالا حرف زدن پیشکش؛ حتی پیشکش اساتید.
از ما گفتن بود؛ ولی شما باز بروید گولتان را بخورید.
خَلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد (مثنوی، دفتر دوم)
دکتر #محسن_زندی _روانشناس
@Library_Telegram
گولهای شیکی که بابت خوردنشان پول هم میدهیم
از خیابان انقلاب که رد می شوی هر چار پنج متر یکی را میبینی پلاکارد دستش دارد و هرگونه سفارش علمی را در هر رشتهای برایت قبول میکند.
از پایان نامهی کارشناسی، و ارشد و دکتری گرفته تا سطح سه و چهار حوزهی علمیه.
مقالهی علمی پژوهشی، و آیاسآی (یعنی مجلات معتبر بینالملی) و هر کوفت و زهرماری که دانشجو برای دفاع مدرکش و استاد برای ارتقای شغلی و مالیاش نیاز به نوشتن دارد.
یا تحلیلهای آماری که منِ بدبخت با این هوش متوسطم در دوره کارشناسی ارشد از چند جا شکافت هستهای برداشتم تا چند تحلیل ساده را یاد بگیرم، همهاش با یک شماره تلفن و یک شماره حساب در عرض چند روز تقدیمتان میشود.
خیابان که تمام میشود با خودم فکر میکنم بعضی گولها هستند که از بس شیک و لطیفند، آدم هِی دوست دارد بخوردشان.
نه تنها بخورد؛ بلکه، به پایش پول هم بدهد و بعد سرش را چند سانتی بالاتر بگیرد و پُز بدهد که آی مردم من از شما بیشتر گول خوردم، تو رو خدا بیایید من را ببینید.
تازه قبلش هم یک سفرهی حضرت عباسی نذر آن میکند که توفیق گول خوردن نصیبش شود.
یکی ازین گولها، گول تحصیلات عالیهی دانشگاهی است که در این چند ده سال اخیر همه در تلاشند آن را هر طوری شده بخورند و یکوقت از قافلهی خورندگان عقب نمانند.
اتفاقا گاهی بابت تشکر از این چیز خوردن، پول کلانی هم به بنگاه های عظیم اقتصادی که پشت سر این مکانهای علمی قرار گرفته است میدهند.
باورتان نمیشود من سه بار گول خوردم ارشد گرفتم و یک بار دکتری.
حالا هم در چهل سالگی با وجود چندبار عمل فتق، و دیسک کمر و ناخنک چشم، و آسیب اعصاب مچ دست و مفاصل زانو و سردردهای میگرنی و بیخوابیِ شبانه، و هزار کوفت و زهرماری که با زیاد درسخواندن نصیبمان شد بازهم حاضرم گول بخورم.
تنها نعمتی که نصیمبان نشد بواسیر بود که با اجازه الان که به گوش فلک رسید، منتظرم دست طبیعت توفیق آن را هم بدهد.
خب که چی؟ به پیر به پیغمبر اوس ممدِ مکانیک محلهمان هیچ کدام از اینها را ندارد و درآمدش هم چندبرابر من است.
وسط کار هم نیازی نیست مدام حواسش به این باشد یک موقع سوتی سیاسی و فلان و فلان بدهد که به هزار جا پاسخگو باشد.
آقا جان من، والدین عزیز، به پیر به پیغمبر دانشگاه خبری نیست.
گاهی حتی خلاقیت کُش است.
باور کنید یک مملکت این همه دانشجو نمیخواهد.
باور کنید درآمد و عزت و احترام یک استادکار فنیِ خوب (چه هنرها و فنون زنانه و چه مردانهاش) از یک استاد دانشگاه بیشتر است.
این چه مصیبتی است سرمان آمده که حتماً باید دانشگاه برویم تا بتوانیم چندرغاز از دولت گدایی کنیم.
تو را به خدا استعدادهای بچهتان را کور نکنید، بگذارید دنبال استعدادش برود. دانشگاه هم تا لیسانس بس است.
باور کنید در ینگه دنیای پیشرفته، ارشد و دکتری فقط مال نوابغ است یا مال آدمهای خیلی پولدار.
اصلا کسی به فکر این چیزها نیست. مردم دنبال کار یاد گرفتن هستند. شرکتها هم وقتی کارشان با یک لیسانس راه میافتد دیگر مرض ندارند ارشد و دکتری استخدام کنند که ادعایشان گوش فلک را کر میکند و به وقت کار اندازه ی شاگرد اوس ممد هم جربزه ندارند.
مملکت کلا شده است دکتر و ارشد.
والا من جرأت نمیکنم کسی را به اسم خودش صدا بزنم.
به آبدارچیمان هم میگویم دکتر. حتی به خردسالان محلهمان هم مهندس میگویم. نگویی، بهشان برمیخورد.
آنوقت سر کلاس میروی، همین ارشدها و دکترها خیلیهاشان یک پاراگراف انگلیسی و عربی نمیتوانند ترجمه کنند.
حالا حرف زدن پیشکش؛ حتی پیشکش اساتید.
از ما گفتن بود؛ ولی شما باز بروید گولتان را بخورید.
خَلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد (مثنوی، دفتر دوم)
دکتر #محسن_زندی _روانشناس
@Library_Telegram
❤1
#اندکی_تٵمل
شیخی ولیمه گرفت وهمه ی طرفدارانش رادعوت ڪرد
اطعمه فراوان بود ڪه برق رفت.یڪی گفت ڪه تا آمدن برق همه مشغول دست زدن شوند تا مبادا ڪسی سفره را هاپولی ڪند. صدای ڪف زدن بلند بود ڪه برق آمد. چشم همه به سفره افتاد ڪه غارت شده بود شیخ گفت ما ڪه همگی دست میزدیم؛ نڪند جنیان سفره را غارت ڪرده اند! رئیس اجنه ظاهر گشت و گفت: شما هریڪ با یڪ دستتان به گردنتان میزدید و با دست دیگر غذاها را درشڪمتان میریختید آنوقت تقصیرش را میاندازید گردن اجنه ؟! یکی از قلندران فرزانه گفت اینان در این ڪار ید طولایی دارند.
سالهاست که با یڪدست بر سر و سینه میزنند
و با دست دیگر جیب خلایق خالی میڪنند و میگویند اجنبی برد!!!!
#حق_الدوله
@Library_Telegram
شیخی ولیمه گرفت وهمه ی طرفدارانش رادعوت ڪرد
اطعمه فراوان بود ڪه برق رفت.یڪی گفت ڪه تا آمدن برق همه مشغول دست زدن شوند تا مبادا ڪسی سفره را هاپولی ڪند. صدای ڪف زدن بلند بود ڪه برق آمد. چشم همه به سفره افتاد ڪه غارت شده بود شیخ گفت ما ڪه همگی دست میزدیم؛ نڪند جنیان سفره را غارت ڪرده اند! رئیس اجنه ظاهر گشت و گفت: شما هریڪ با یڪ دستتان به گردنتان میزدید و با دست دیگر غذاها را درشڪمتان میریختید آنوقت تقصیرش را میاندازید گردن اجنه ؟! یکی از قلندران فرزانه گفت اینان در این ڪار ید طولایی دارند.
سالهاست که با یڪدست بر سر و سینه میزنند
و با دست دیگر جیب خلایق خالی میڪنند و میگویند اجنبی برد!!!!
#حق_الدوله
@Library_Telegram
خواستگار: آقاي مهندس من تعريف خانواده ي شما را از فلاني زياد شنيده ام.
پدر عروس: نظر لطفشون بوده.
خواستگار: من ملاكم براي ازدواج اينه كه همسرم بايد حتما چادري باشه.
پدر عروس: من عذر خواهي ميكنم. مثل اينكه جاي مناسبي نيومديد!
خواستگار: ولي دختر شما كه چادريه!
پدر عروس: درسته ولي فكر نميكنم مناسب شما باشه
خواستگار: چطور؟! پدر عروس: خب اگه كسي بياد خواستگاري دختر من و بگه كه من زن چادري مي خوام ميگم متاسفم و اگه هم بگه من زن مانتويي مي خوام بازم مي گم متاسفم!
خواستگار: چرا؟! پدر عروس: براي اينكه كسي كه ملاكش براي ازدواج لباس آدما باشه سطح فكرش به خانواده ي من نميخوره!
همينطور كه داشتم ظروف را جابه جا مي كردم فكر كردم كه چه زماني مردم ما به اين درجه از فرهنگ و شعور اجتماعي مي رسند كه از تعيين كردن پوشش زنان دست بردارند؟
@Library_Telegram
پدر عروس: نظر لطفشون بوده.
خواستگار: من ملاكم براي ازدواج اينه كه همسرم بايد حتما چادري باشه.
پدر عروس: من عذر خواهي ميكنم. مثل اينكه جاي مناسبي نيومديد!
خواستگار: ولي دختر شما كه چادريه!
پدر عروس: درسته ولي فكر نميكنم مناسب شما باشه
خواستگار: چطور؟! پدر عروس: خب اگه كسي بياد خواستگاري دختر من و بگه كه من زن چادري مي خوام ميگم متاسفم و اگه هم بگه من زن مانتويي مي خوام بازم مي گم متاسفم!
خواستگار: چرا؟! پدر عروس: براي اينكه كسي كه ملاكش براي ازدواج لباس آدما باشه سطح فكرش به خانواده ي من نميخوره!
همينطور كه داشتم ظروف را جابه جا مي كردم فكر كردم كه چه زماني مردم ما به اين درجه از فرهنگ و شعور اجتماعي مي رسند كه از تعيين كردن پوشش زنان دست بردارند؟
@Library_Telegram
مورچه های مسلمان
یادم میآید زمانی مرحوم دستغیب روی منبر گفت:
مورچهها روز عاشورا و تاسوعا هرچه دانه در کنار لانه آنها بگذارید هم بر نمیدارند؛ زیرا مشغول عزاداری برای امام حسین هستند.
من آن موقع ۸ ساله بودم؛ کلاس دوم ابتدایی. از پای منبر که بیرون رفتم، مستقیم به صحرا رفته و مقداری گندم و پرسبزی خشک دور لانه مورچه ریختم. مدتی نگذشت که آمدند و دانهها را بردند. سوسک له شدهای هم آنجا بود و صف طویلی از مورچهها مشغول بردن قطعات بدن سوسک جمع شدهبودند.
فردا پای منبر آقای دستغیب پرسیدم: آزمایش من خلاف نظر شما را ثابت کرد. و موضوع را توضیح دادم.
او گفت این مورچهها کافر بودهاند. برو روی مورچههای مسلمان این آزمایش را انجام بده تا صحت ادعای مرا ببینی...
من دیگه حرفی ندارم.
@Library_Telegram
یادم میآید زمانی مرحوم دستغیب روی منبر گفت:
مورچهها روز عاشورا و تاسوعا هرچه دانه در کنار لانه آنها بگذارید هم بر نمیدارند؛ زیرا مشغول عزاداری برای امام حسین هستند.
من آن موقع ۸ ساله بودم؛ کلاس دوم ابتدایی. از پای منبر که بیرون رفتم، مستقیم به صحرا رفته و مقداری گندم و پرسبزی خشک دور لانه مورچه ریختم. مدتی نگذشت که آمدند و دانهها را بردند. سوسک له شدهای هم آنجا بود و صف طویلی از مورچهها مشغول بردن قطعات بدن سوسک جمع شدهبودند.
فردا پای منبر آقای دستغیب پرسیدم: آزمایش من خلاف نظر شما را ثابت کرد. و موضوع را توضیح دادم.
او گفت این مورچهها کافر بودهاند. برو روی مورچههای مسلمان این آزمایش را انجام بده تا صحت ادعای مرا ببینی...
من دیگه حرفی ندارم.
@Library_Telegram
☕️قطعهای از کتاب
باباصاحب برای دلداری جوان یتیم با وی از فلسفه ی تناسخ گفتگو می کرد. باباصاحب می خواست اسماعیل را متقاعد کند که قرار است پدر و مادرش بار دیگر به جایی از این جهان بازگردند. مگر اینکه چنان پرهیزکارانه زیسته باشند که به فیض نهایی نایل آمده و از بازگشت مجدد رهایی یافته باشند.
📕آیات شیطانی
✍سلمان رشدی
@Library_Telegram
باباصاحب برای دلداری جوان یتیم با وی از فلسفه ی تناسخ گفتگو می کرد. باباصاحب می خواست اسماعیل را متقاعد کند که قرار است پدر و مادرش بار دیگر به جایی از این جهان بازگردند. مگر اینکه چنان پرهیزکارانه زیسته باشند که به فیض نهایی نایل آمده و از بازگشت مجدد رهایی یافته باشند.
📕آیات شیطانی
✍سلمان رشدی
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
آیات شیطانی_جلد یک.pdf
3.6 MB
📕 آیات شیطانی (#ممنوعه)
✍ سلمان رشدی
#جلداول
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ سلمان رشدی
#جلداول
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
Forwarded from Deleted Account
آیات شیطانی_جلد دو.pdf
6.1 MB
📕 آیات شیطانی (#ممنوعه)
✍ سلمان رشدی
#جلددوم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ سلمان رشدی
#جلددوم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 ولتر فیلسوف کوبنده دین(ممنوعه)
✍ احمد ایرانی
کتاب ولتر فیلسوف کوبنده دین که در سال هزار و سیصد و شصت و یک چاپ شده می باشد.که انتشارات آن در لس آنجلس می باشد.و با ترجمه احمد ایرانی انجام گرفته است.و با جلد شومیز منتشر شده است.
نظیر بیشتر اندیشمندان عصر روشنگری، ولتر، با دلایل عقلائی، و نه دیانت مبتنی بر تعالیم مسیح که اجرای آن بر دوش کلیسا بود، به خدا باور داشت، از این رو، ویدئیست به حساب میآمد. وی بر آن نبود که ایمان مطلق برای اعتقاد به خداوند، ضروریست. ولتر چنین مینگارد: «ایمان چیست؟ باور بدان است که کدام یک، بدیهی است؟ خیر. در ذهن من کاملاً بدیهی است که هستی ضروری، ذاتی، ابدی و هوشمندی موجود است. این موضوع ایمان نیست؛ بلکه موضوع عقل است.» اما بیشتر او را به دلیل مخالفت با کلیسای کاتولیک آتهایست، یعنی ناباور به خدا قلمداد کردهاند. قائلان به این باور گفتهای از ولتر را که «اگر خدایی هم نمیبود، میبایست او را ساخت» مبنای کار قرار دادهاند، اما با اندکی التفات به نامهها و نوشتههای ولتر میتوان احساسات راستین وی را در باب خدا مشاهده کرد. نقل است که او گفته تنها مشاهده آسمان بالای سرم و ستارگان در شب برای من کافیست تا بدانم خدایی هست.
@Library_Telegram
✍ احمد ایرانی
کتاب ولتر فیلسوف کوبنده دین که در سال هزار و سیصد و شصت و یک چاپ شده می باشد.که انتشارات آن در لس آنجلس می باشد.و با ترجمه احمد ایرانی انجام گرفته است.و با جلد شومیز منتشر شده است.
نظیر بیشتر اندیشمندان عصر روشنگری، ولتر، با دلایل عقلائی، و نه دیانت مبتنی بر تعالیم مسیح که اجرای آن بر دوش کلیسا بود، به خدا باور داشت، از این رو، ویدئیست به حساب میآمد. وی بر آن نبود که ایمان مطلق برای اعتقاد به خداوند، ضروریست. ولتر چنین مینگارد: «ایمان چیست؟ باور بدان است که کدام یک، بدیهی است؟ خیر. در ذهن من کاملاً بدیهی است که هستی ضروری، ذاتی، ابدی و هوشمندی موجود است. این موضوع ایمان نیست؛ بلکه موضوع عقل است.» اما بیشتر او را به دلیل مخالفت با کلیسای کاتولیک آتهایست، یعنی ناباور به خدا قلمداد کردهاند. قائلان به این باور گفتهای از ولتر را که «اگر خدایی هم نمیبود، میبایست او را ساخت» مبنای کار قرار دادهاند، اما با اندکی التفات به نامهها و نوشتههای ولتر میتوان احساسات راستین وی را در باب خدا مشاهده کرد. نقل است که او گفته تنها مشاهده آسمان بالای سرم و ستارگان در شب برای من کافیست تا بدانم خدایی هست.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
ولتر فیلسوف کوبنده دین.pdf
10.8 MB
📕 ولتر فیلسوف کوبنده دین(ممنوعه)
✍ احمد ایرانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ احمد ایرانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 قلعه عقابها
✍ آلیستر مک لین
🔃 غلامحسین قراگوزلو
انتشارات: عارف
سال نشر: ۱۳۶۲
زبان: فارسی
تعداد صفحات: ۲۶۴ صفحه
فرمت: PDF
حجم: ۴٫۴۸ مگابایت
خلاصه داستان
زمان: ۱۹۴۴-۱۹۴۳
مکان: آلمان، منطقه باواریا
در خلال جنگ جهانی دوم ژنرال “ترنر” و دریاسالار “رولند” به سرگرد “اسمیت” از سازمان جاسوسی انگلستان (MI6) ماموریت می دهند به همراه یک ستوان آمریکایی و پنج نظامی دیگر به وسیله چتر نجات در منطقه باواریا در شمال رشته کوههای آلپ که تحت تسلط آلمانهاست، فرود بیایند. هدف از این عملیات نفوذ به قلعه ای آلمانی است برای آزاد سازی یک ژنرال آمریکایی که در داخل قلعه زندانی است.
در ابتدای عملیات پس از فرود، یکی از افراد به طرز مشکوکی کشته می شود. آنها خود را به شهری می رسانند که راه اصلی رسیدن به قلعه است، اما همگی دستگیر می شوند. سرگرد اسمیت و ستوان شافر موفق به فرار می شوند و همراه یک زن جاسوس به نام “ماری” خود را به قلعه بر فراز کوه می رسانند. حفاظت از قلعه به عهده سربازان اس اس و مامورین گشتاپو است و در نتیجه رسیدن به هدف کاری بسیار مشکل. ولی آنها موفق می شوند خود را به اتاقی برسانند که فرمانده آلمانی ها همراه ژنرال اس اس، ژنرال آمریکایی و دوستان اسیر شده شان در آن قرار دارند و آنجاست که تازه متوجه می شوند …
@Library_Telegram
✍ آلیستر مک لین
🔃 غلامحسین قراگوزلو
انتشارات: عارف
سال نشر: ۱۳۶۲
زبان: فارسی
تعداد صفحات: ۲۶۴ صفحه
فرمت: PDF
حجم: ۴٫۴۸ مگابایت
خلاصه داستان
زمان: ۱۹۴۴-۱۹۴۳
مکان: آلمان، منطقه باواریا
در خلال جنگ جهانی دوم ژنرال “ترنر” و دریاسالار “رولند” به سرگرد “اسمیت” از سازمان جاسوسی انگلستان (MI6) ماموریت می دهند به همراه یک ستوان آمریکایی و پنج نظامی دیگر به وسیله چتر نجات در منطقه باواریا در شمال رشته کوههای آلپ که تحت تسلط آلمانهاست، فرود بیایند. هدف از این عملیات نفوذ به قلعه ای آلمانی است برای آزاد سازی یک ژنرال آمریکایی که در داخل قلعه زندانی است.
در ابتدای عملیات پس از فرود، یکی از افراد به طرز مشکوکی کشته می شود. آنها خود را به شهری می رسانند که راه اصلی رسیدن به قلعه است، اما همگی دستگیر می شوند. سرگرد اسمیت و ستوان شافر موفق به فرار می شوند و همراه یک زن جاسوس به نام “ماری” خود را به قلعه بر فراز کوه می رسانند. حفاظت از قلعه به عهده سربازان اس اس و مامورین گشتاپو است و در نتیجه رسیدن به هدف کاری بسیار مشکل. ولی آنها موفق می شوند خود را به اتاقی برسانند که فرمانده آلمانی ها همراه ژنرال اس اس، ژنرال آمریکایی و دوستان اسیر شده شان در آن قرار دارند و آنجاست که تازه متوجه می شوند …
@Library_Telegram
قلعه-عقابها.pdf
4.5 MB
📕 قلعه عقابها
✍ آلیستر مک لیپ
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ آلیستر مک لیپ
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot