✨پدرش کشاورز بود, دانشگاه اکسفورد قبول شد, به بازیگری علاقه داشت و عضو گروه کمدی دانشگاه شد،
ولی لکنت زبانش باعث میشد بهش نقش ندن جایی...
یه روز فهمید وقتی نقش فرد دیگه ای رو بازی می کنه لکنتش برطرف میشه, ولی باز بهش بازی نمی دادن چون صورت سینمایی و هیکل خوبی نداشت, پس رفت و کاراکتر خودش رو ساخت...
مستر بین, معروف ترین کاراکتر کمدی دنیا...!
اون الان 132 میلیون پوند ثروت داره, فقط با تلاش و اراده ی خودش
اون ثابت کرد برای موفقیت صرفا نیازی به قیافه و هیکل و این چیزا نداری...
برای موفقیت در درجه اول باید قوی باشیم...
@Library_Telegram
ولی لکنت زبانش باعث میشد بهش نقش ندن جایی...
یه روز فهمید وقتی نقش فرد دیگه ای رو بازی می کنه لکنتش برطرف میشه, ولی باز بهش بازی نمی دادن چون صورت سینمایی و هیکل خوبی نداشت, پس رفت و کاراکتر خودش رو ساخت...
مستر بین, معروف ترین کاراکتر کمدی دنیا...!
اون الان 132 میلیون پوند ثروت داره, فقط با تلاش و اراده ی خودش
اون ثابت کرد برای موفقیت صرفا نیازی به قیافه و هیکل و این چیزا نداری...
برای موفقیت در درجه اول باید قوی باشیم...
@Library_Telegram
#حق_الدوله
ﻗﻠﻢ ﭼﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻭﺭﻕ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﭼﭗ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﯿﺨﺎﻥ
ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺣﺠﺮﻩﻫﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﺰﯾﺪﻧﺪ
ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺳﻘﻒ ﻭ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ڪﺎﺭﺷﺎﻥ ﺷﺪ
ﻫﺮﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﻧﺎﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺑﺪﺣﺠﺎﺑﯽ، ﺑﺪ ﻟﺒﺎﺳﯽ
ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ، ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺳﺮﺍﻍ ﺳﻔﺮﻩ ﻫﺎ، ﻧﻔﺘﯽ ﻧﯿﺎﻣﺪ
ﻭﻟﯿڪﻦ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﯾڪﯽ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺩﻧﺪﺵ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﯾڪﯽ ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ ﺩﺯﺩﯼ ﮔﺸﺖ ﺍﻓﺸﺎﺀ
ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﯾڪﯽ ﺧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺣﯿﺚ ﭼﭙﺎﻭﻝ
ﺩﻭ ﺗﺎ ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻓﻼﻥ ﻣﻼ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ
ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﺪﻩ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺧﺰﺍﻧﻪ
ڪﻪ ﺷﺎڪﯽ ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﭼﻮ ﺷﺪ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﺱ ﺩﺯﺩﯼ
ﮔﺪﺍﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﺧﺘﻼﺱ ﺷﺮڪﺖ ﻧﻔﺖ
ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯼ ﺩﺭﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺧﺮ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ
ﻣﺤﺒﺖ ڪﺮﺩﻩ ﭘﺎﻻﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺁﺷﭙﺰ ﭼﻮﻥ ﺷﻮﺭ ﻣﯿڪﺮﺩ
ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﻤڪﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﭼﻮ ﺁﻣﺪ ﺳﻘﻒ ﻣﻬﻤﺎﻧﺨﺎﻧﻪ ﭘﺎﺋﯿﻦ
ﺑﻪ ﺣڪﻢ ﺷﺮﻉ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
#سیمین_بهبهانی
@Library_Telegram
ﻗﻠﻢ ﭼﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻭﺭﻕ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﭼﭗ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﯿﺨﺎﻥ
ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺣﺠﺮﻩﻫﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﺰﯾﺪﻧﺪ
ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺳﻘﻒ ﻭ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ڪﺎﺭﺷﺎﻥ ﺷﺪ
ﻫﺮﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﻧﺎﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺑﺪﺣﺠﺎﺑﯽ، ﺑﺪ ﻟﺒﺎﺳﯽ
ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ، ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺳﺮﺍﻍ ﺳﻔﺮﻩ ﻫﺎ، ﻧﻔﺘﯽ ﻧﯿﺎﻣﺪ
ﻭﻟﯿڪﻦ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﯾڪﯽ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺩﻧﺪﺵ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﯾڪﯽ ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ ﺩﺯﺩﯼ ﮔﺸﺖ ﺍﻓﺸﺎﺀ
ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻓﺘﺎﺑﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﯾڪﯽ ﺧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺣﯿﺚ ﭼﭙﺎﻭﻝ
ﺩﻭ ﺗﺎ ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﺧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻓﻼﻥ ﻣﻼ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ
ﻣﺨﺎﻟﻒ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﺪﻩ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺧﺰﺍﻧﻪ
ڪﻪ ﺷﺎڪﯽ ﻫﺎﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﭼﻮ ﺷﺪ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﺱ ﺩﺯﺩﯼ
ﮔﺪﺍﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﺧﺘﻼﺱ ﺷﺮڪﺖ ﻧﻔﺖ
ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﯼ ﺩﺭﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺧﺮ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ
ﻣﺤﺒﺖ ڪﺮﺩﻩ ﭘﺎﻻﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺁﺷﭙﺰ ﭼﻮﻥ ﺷﻮﺭ ﻣﯿڪﺮﺩ
ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﻤڪﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
ﭼﻮ ﺁﻣﺪ ﺳﻘﻒ ﻣﻬﻤﺎﻧﺨﺎﻧﻪ ﭘﺎﺋﯿﻦ
ﺑﻪ ﺣڪﻢ ﺷﺮﻉ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ
#سیمین_بهبهانی
@Library_Telegram
〰〰〰〰〰〰〰〰
ما فقط از دموکراسی حرف میزنیم ولی در عمل هرکدام سعی میکنیم عقایدمان را به مردم تحمیل کنیم چون تک تک ما میتوانیم بزرگترین دیکتاتور جهان شویم اگر دستمان به قدرت برسد !!
#فریدون_فرخزاد
@Library_Telegram
ما فقط از دموکراسی حرف میزنیم ولی در عمل هرکدام سعی میکنیم عقایدمان را به مردم تحمیل کنیم چون تک تک ما میتوانیم بزرگترین دیکتاتور جهان شویم اگر دستمان به قدرت برسد !!
#فریدون_فرخزاد
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
طی چهل سال ، عمل و رفتار آدم ها به من یاد داد که
آن ها میانه ای با عقل ندارند .
دُم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را به آن ها نشان بده ،
دلشان را از ترس پر کن ، می بینی که آشفته و سراسیمه،
از خانه هاشان بیرون می ریزند ،
و در هم بر هم چنان می دوند که قلم پاشان بشکند .
ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن ،
و به هزار دلیل ثابتش کن ،
می بینی که فقط به ریشت می خندند .
📕زندگی گالیله
✍برتولت برشت
@Library_Telegram
طی چهل سال ، عمل و رفتار آدم ها به من یاد داد که
آن ها میانه ای با عقل ندارند .
دُم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را به آن ها نشان بده ،
دلشان را از ترس پر کن ، می بینی که آشفته و سراسیمه،
از خانه هاشان بیرون می ریزند ،
و در هم بر هم چنان می دوند که قلم پاشان بشکند .
ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن ،
و به هزار دلیل ثابتش کن ،
می بینی که فقط به ریشت می خندند .
📕زندگی گالیله
✍برتولت برشت
@Library_Telegram
یه زمانی
مشکل مسلمونا خوارج بود،
یعنی اونایی که از دین خارج شدن
الان مشکل “دواخل” هستند…!
اونایی که زیادی
رفتن تو دین و در نمیان!!!
#فامیل_دور
@Library_Telegram
مشکل مسلمونا خوارج بود،
یعنی اونایی که از دین خارج شدن
الان مشکل “دواخل” هستند…!
اونایی که زیادی
رفتن تو دین و در نمیان!!!
#فامیل_دور
@Library_Telegram
👏2
#از_ماست_که_بر_ماست
تصویب کردن حقوق نمایندگان مجلس ۷۰٪ افزایش پیدا کنه، درحالیکه در بودجه ۹۷ حقوق کارمندان ۱۰٪ افزایش داره و یارانه نقدی ۳۰ میلیون نفر قطع میشه.
ولی خاک تو سر غرب!
@Library_Telegram
تصویب کردن حقوق نمایندگان مجلس ۷۰٪ افزایش پیدا کنه، درحالیکه در بودجه ۹۷ حقوق کارمندان ۱۰٪ افزایش داره و یارانه نقدی ۳۰ میلیون نفر قطع میشه.
ولی خاک تو سر غرب!
@Library_Telegram
#برهنگی گلشيفته رو‼️ خيليا تشويق ميكنن! خيليا تحليل ميكنن! خيليا فحش ميدن! خيليا هم جوك ميسازن! اما من فقط نگاه ميكنم! من جزء اون دسته مردمى هستم كه نه موافقم نه مخالف!
💢فكرميكنم شايد اصلا بمن ربطى نداره! اصلا به ما ربطی نداره! مگه داستان اون بچه بى لباسی كه شباتو خيابوناى شهر ازسرما میلرزه بما مربوط بوده!؟ مگه داستان اختلاس و تقلب و دزديا بما مربوط بوده!؟ مگه اون خط فقریكه هرروز افتاده دنبالمون! تامردم بيشترى رو به زيربكشه بمامربوط بوده!؟ مگه وقتیكه سرانه مطالعه كشور ٢ دقيقه درروز شد بمامربوط بوده!؟ مگه داستانِ اسیدپاشی ها بما مربوط بوده!؟ مگه جنگ و نفت و سياست و داعش! وَ هزار كوفت و زهر مار ديگه بما مربوط بوده!؟ كه حالا يه بابايى اون سرِ دنيا❗️واسه فكر خودش لخت شده بما مربوط باشه!؟ ما كلاً سرمون زياد گرمه! حواسمون خوب پرت ميشه! مغزمون پوكه! چشامون كوره! گوشمون كره! دست و پامون لَمسه! امّا تا دلت بخواد دهنمون بازه!!! واسه حرف مفت!!! . . . واسه تحليل آبكى!!! . . . واسه مُرده باد ُ!!! . . .
دلم گرفت وقتی خبر خرید 40000خشت طلا واختصاص 2500میلیارد تومان توسط دولت روحانی جهت عتبات عالیات از دلارهای آزاد شده بواسطه توافق اختصاص یافت ولی من دوسال نتوانستم دختر5ساله ام را با ی جفت گوشواره 1گرمی شادکنم. آفسوس که 20سال گفتیم انرژی هسته ای حق مسلم ماست وبه شکم هایمان سنگ بستیم اما یک ریال از این پول آزاد شده به من وتوی هموطن نخواهد رسید. آنوقت موقع پرداخت 45هزارتومن یارانه لعنتی گوشت تنمان را باید صدبار بریزن تا پرداختش کنن.
♨️چه کسی اجازه به رییس دولت خودخوانده تدبیر روحانی داده میلیارد میلیارد دلار و خشت طلا راهی کشورهای دیگر کند آنوقت در ممالک فرنگ بی دین رییس دولت جرات نداره ی میلیون دلار بدون اجازه از ده نهاد به کشوری ببخشد. فرستادن خشت طلا ودلار روا به خانه به مسجد وقبور وزیارتگاه ها ازنگاه انسانیت غیرقابل قبول است ومارا نه که بخدا نزدیک نمیکند که فرسنگها دور شدیم ودوباره هم دور!! دیکته سال1394 . سر سطر بنویس.......؟؟؟ جوانها در زندان ....!! دختران حامله ،........!! مادران دق مرگ ........!! پدران سگ دو برای نان......!! بنویس.........؟؟؟ بابا نای، نان دادن ندارد، بابا کار ندارد...! بابا سهمی برای استخدام ندارد...! بنویس .......؟؟؟ آن بچه سرطان دارد....! هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است، خانه ی آنها پایین شهر است ، اشک چشمهای مادرش مروارید دارد ، بنویس......؟؟ تلاش ما بی ثمر است ! صاحب خانه بابا را جواب کرد...! حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود ، اما...؟ بابای من پول قبض آب و برق را ندارد.! بنویس......؟؟؟ نماز قضا دارد....... اما سفره ما غذا ندارد...! بنویس......؟؟ اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند اما ...، سقف خانه ما چکه میکند....! بنویس.......؟؟؟ پسر همسایه ما از گرسنگی "مرد" ...! اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند..! بنویس......؟؟؟ در سرزمین من همه..؟؟ یا سنگ میفروشند ...! یا سنگ میزنند ....! یا سنگ می اندازند ...! یا سنگ دل اند ...! بنویس.......؟؟ مادران داغ دارن ! پدران بیمار ! بنویس ......!! پدر "60"ساله ام نگهبان ویلای اقازاده "20" ساله شده است ، جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند ! دختر هایمان از نداری خود را الوده هوس نامردان می کنند ! بنویس در سرزمین من اگر از حق خود دفاع کنی اعدام میشوی ! بنویس.زندگیمان چه سخت چه آسان ولی به اجبار می گذرد ! برگه ها بالا............،
همین الان به عنوان یک ایرانی وصاحب حق اعلام می کنم که به هیچ عنوان راضی نیستم حتی یک ریال از این پول آزاد شده خرج باز سازی امامزاده، یا کشور همسایه، یا فلسطین یابرادران سوریه یا کشور های قحطی زده همسایه شود، برادران سرزمینم بی کار،پدران سرزمینم بیمار،زنان و دختران سرزمینم در بحران و خطر ،فرزندان سرزمینم محتاجترند تا لباس فقر از تن بیرون کنند،وپشت میز همگام با تمام دانش آموزان دنیا درس انسانیت بیاموزند .
@Library_Telegram
💢فكرميكنم شايد اصلا بمن ربطى نداره! اصلا به ما ربطی نداره! مگه داستان اون بچه بى لباسی كه شباتو خيابوناى شهر ازسرما میلرزه بما مربوط بوده!؟ مگه داستان اختلاس و تقلب و دزديا بما مربوط بوده!؟ مگه اون خط فقریكه هرروز افتاده دنبالمون! تامردم بيشترى رو به زيربكشه بمامربوط بوده!؟ مگه وقتیكه سرانه مطالعه كشور ٢ دقيقه درروز شد بمامربوط بوده!؟ مگه داستانِ اسیدپاشی ها بما مربوط بوده!؟ مگه جنگ و نفت و سياست و داعش! وَ هزار كوفت و زهر مار ديگه بما مربوط بوده!؟ كه حالا يه بابايى اون سرِ دنيا❗️واسه فكر خودش لخت شده بما مربوط باشه!؟ ما كلاً سرمون زياد گرمه! حواسمون خوب پرت ميشه! مغزمون پوكه! چشامون كوره! گوشمون كره! دست و پامون لَمسه! امّا تا دلت بخواد دهنمون بازه!!! واسه حرف مفت!!! . . . واسه تحليل آبكى!!! . . . واسه مُرده باد ُ!!! . . .
دلم گرفت وقتی خبر خرید 40000خشت طلا واختصاص 2500میلیارد تومان توسط دولت روحانی جهت عتبات عالیات از دلارهای آزاد شده بواسطه توافق اختصاص یافت ولی من دوسال نتوانستم دختر5ساله ام را با ی جفت گوشواره 1گرمی شادکنم. آفسوس که 20سال گفتیم انرژی هسته ای حق مسلم ماست وبه شکم هایمان سنگ بستیم اما یک ریال از این پول آزاد شده به من وتوی هموطن نخواهد رسید. آنوقت موقع پرداخت 45هزارتومن یارانه لعنتی گوشت تنمان را باید صدبار بریزن تا پرداختش کنن.
♨️چه کسی اجازه به رییس دولت خودخوانده تدبیر روحانی داده میلیارد میلیارد دلار و خشت طلا راهی کشورهای دیگر کند آنوقت در ممالک فرنگ بی دین رییس دولت جرات نداره ی میلیون دلار بدون اجازه از ده نهاد به کشوری ببخشد. فرستادن خشت طلا ودلار روا به خانه به مسجد وقبور وزیارتگاه ها ازنگاه انسانیت غیرقابل قبول است ومارا نه که بخدا نزدیک نمیکند که فرسنگها دور شدیم ودوباره هم دور!! دیکته سال1394 . سر سطر بنویس.......؟؟؟ جوانها در زندان ....!! دختران حامله ،........!! مادران دق مرگ ........!! پدران سگ دو برای نان......!! بنویس.........؟؟؟ بابا نای، نان دادن ندارد، بابا کار ندارد...! بابا سهمی برای استخدام ندارد...! بنویس .......؟؟؟ آن بچه سرطان دارد....! هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است، خانه ی آنها پایین شهر است ، اشک چشمهای مادرش مروارید دارد ، بنویس......؟؟ تلاش ما بی ثمر است ! صاحب خانه بابا را جواب کرد...! حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود ، اما...؟ بابای من پول قبض آب و برق را ندارد.! بنویس......؟؟؟ نماز قضا دارد....... اما سفره ما غذا ندارد...! بنویس......؟؟ اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند اما ...، سقف خانه ما چکه میکند....! بنویس.......؟؟؟ پسر همسایه ما از گرسنگی "مرد" ...! اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند..! بنویس......؟؟؟ در سرزمین من همه..؟؟ یا سنگ میفروشند ...! یا سنگ میزنند ....! یا سنگ می اندازند ...! یا سنگ دل اند ...! بنویس.......؟؟ مادران داغ دارن ! پدران بیمار ! بنویس ......!! پدر "60"ساله ام نگهبان ویلای اقازاده "20" ساله شده است ، جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند ! دختر هایمان از نداری خود را الوده هوس نامردان می کنند ! بنویس در سرزمین من اگر از حق خود دفاع کنی اعدام میشوی ! بنویس.زندگیمان چه سخت چه آسان ولی به اجبار می گذرد ! برگه ها بالا............،
همین الان به عنوان یک ایرانی وصاحب حق اعلام می کنم که به هیچ عنوان راضی نیستم حتی یک ریال از این پول آزاد شده خرج باز سازی امامزاده، یا کشور همسایه، یا فلسطین یابرادران سوریه یا کشور های قحطی زده همسایه شود، برادران سرزمینم بی کار،پدران سرزمینم بیمار،زنان و دختران سرزمینم در بحران و خطر ،فرزندان سرزمینم محتاجترند تا لباس فقر از تن بیرون کنند،وپشت میز همگام با تمام دانش آموزان دنیا درس انسانیت بیاموزند .
@Library_Telegram
📕داریوش یکم پادشاه پارسی (زندگی داریوش اول)
✍پیتر یولیوس یونگ
داریوش یکم داریوش هخامنشی داریوش اول داریوش بزرک داریوش کبیر ملت ها قهرمان می خواهند و تجلیل از قهرمانان یعنی تقویت احساسات ملی،در این کتاب شخصیت داریوش بزرگ مورد توجه پیمان گرفته است نویسنده کتاب که در سال های ۱۹۳۷و ۱۹۳۸ در کاوش های جنوب ایران کار می کرده نتیجه پژوهش ها خود را در این رساله جمع نموده است و پروفسور ارنست کرنمن و نیز پروفسور ف.هـ. وایسباخ کتاب آماده را مطالعه و تصحیح نموده اند ،این نکته خالی از لطف نیست که بدانید مولف کتاب در نبردهای استالینگراد ناپدید شده پروفسور کرنمن طبع آن را بر عهده گرفته است.
@Library_Telegram
✍پیتر یولیوس یونگ
داریوش یکم داریوش هخامنشی داریوش اول داریوش بزرک داریوش کبیر ملت ها قهرمان می خواهند و تجلیل از قهرمانان یعنی تقویت احساسات ملی،در این کتاب شخصیت داریوش بزرگ مورد توجه پیمان گرفته است نویسنده کتاب که در سال های ۱۹۳۷و ۱۹۳۸ در کاوش های جنوب ایران کار می کرده نتیجه پژوهش ها خود را در این رساله جمع نموده است و پروفسور ارنست کرنمن و نیز پروفسور ف.هـ. وایسباخ کتاب آماده را مطالعه و تصحیح نموده اند ،این نکته خالی از لطف نیست که بدانید مولف کتاب در نبردهای استالینگراد ناپدید شده پروفسور کرنمن طبع آن را بر عهده گرفته است.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
پادشاه_پارسی_داریوش_یکم.pdf
4.1 MB
📕داریوش یکم پادشاه پارسی (زندگی داریوش اول)
✍پیتر یولیوس یونگ
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍پیتر یولیوس یونگ
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 نقشی از حافظ
✍ علی دشتی
درباره : علی دشتی طی هفت دهه در جریانات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران نقش داشت و گاهی از بازیگران اصلی عرصه سیاست بود. در تحکیم اقتدار حکومت دو پادشاه سلسله پهلوی، رضاشاه و محمدرضاشاه، فعال بود اما در اوج اقتدار آنان، شاید به دلیل خلق و خوی تندش، مورد بیمهری قرار گرفت و تقریباً در انزوا بود. او هر چند تحصیلات خود را از مدارس مذهبی و در حوزههای علمیه آغاز کرد اما بعدها تندترین انتقادها را به روحانیت و مبانی دین اسلام داشت و کتابهایی را مانند ۲۳ سال در نقد تاریخ صدر اسلام، البته بدون ذکر نام خود، منتشر کرد. جاذبه آزادی بعد از عزل محمدعلیشاه و اوایل سلطنت احمد شاه، او را در سال ۱۲۹۸ به ایران کشاند. او در سن بیست و چهار سالگی در کوران جنگ جهانی اول همراه پدر و برادرانش، عراق را به مقصد ایران ترک گفت و برخلاف تربیت مذهبی و توقعات خانوادگی، در فضای پرآشوب آن روزگار به دنیای سیاست و مطبوعات وارد شد. فعالیت روزنامهنگاری را در شهر شیراز و در روزنامه فارس آغاز کرد. در سال ۱۳۰۴ روزنامه خلیج فارس را منتشر نمود، ولی اندکی بعد مقالهای از او منتشر شد که، به نوشته رکنزاده آدمیت عامه نپسندیدند، هیاهوئی راه انداختند و ارادهٔ قتلش را کردند. ناچار در منزل عبدالحسین میرزا فرمانفرما که والی فارس بود پناهنده شد و فرمانفرما او را پنهانی به اصفهان فرستاد. اقامت دشتی در اصفهان هم مانند شیراز کوتاه بود و بعد از پنج ماه به تهران آمد. دشتی در مقام ناشر هفته نامه «ستاره ایران» در تهران مشغول به کار گشت. در همین زمان بود که او به عنوان یکی از منتقدین قرارداد ۱۹۱۹ میلادی، نخستین امکان را برای فعالیت در زمینه سیاست بدست آورد. او که در پی انتقادهای خویش در زمینه قرارداد ۱۹۱۹ برای نخستین بار با اقامت در زندان آشنا شده بود، سه بار دیگر محکوم به حبس شد و سرانجام به عراق تبعید گردید. دوره دوم اقامت او در زندان در پی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ بود او بسان بسیاری از فعالان سیاسی دیگر در آن دوره بازداشت شد و تا پایان دولت نود روزه ضیاءالدین طباطبایی در زندان ماند. دشتی در ۱۱ اسفند ۱۳۰۰ روزنامه «شفق سرخ» را منتشر کرد. او هدف خود را «تولید انقلاب افکار و تهییج روح و بیداری جامعه» اعلام کرد. در این دوره هواداری دشتی از رضاخان بارزتر شد و این نشریه از پیشاهنگان معرفی جمهوری آتاتورکی ترکیه به ایرانیان بود. در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی علی دشتی با حمایتهای رضاخان به عنوان نماینده مردم ساوه انتخاب شد اما اعتبارنامه او با مخالفت سید حسن مدرس و جمع دیگری از فراکسیون اقلیت مجلس، مخالفان رضاخان و جمهوری و حتی عدهای از طرفداران رضاخان که متحدان او بودند روبرو شد و مورد تایید قرار نگرفت. نقطه آغاز پیشرفت علی دشتی در زمینه سیاست با استقرار نظام رضاشاهی شکل گرفت و در سال ۱۳۰۶ به نمایندگی مردم بوشهر به مجلس شورای ملی دوره ششم راه یافت و در دورههای هفتم و هشتم نماینده ساوه بود و در دوره نهم دوباره به عوان نماینده بوشهر در مجلس حضور داشت. درخلال این سالها اعتقادات مذهبی علی دشتی کمرنگتر شد و لباس روحانیت را به کناری نهاد و از شغل حرفهای روزنامه نگاری هم برای همیشه کنارهگیری کرد. در سالهایی که محمد رضا پهلوی تازه به حکومت رسیده بود دشتی در سال ۱۳۲۲ به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس چهاردهم راه یافت. در ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ اولین مجلس سنای ایران تشکیل شد. دشتی در سال ۱۳۳۲ وارد مجلس سنا شد و این سمت را تا پایان حکومت پهلوی به مدت ۲۶ سال برعهده داشت. در آذرماه ۱۳۲۷ او به عنوان سفیر ایران وارد قاهره شد و تا اسفند ۱۳۲۹ در مصر ماند. همچنین او در ۱۲ آبان ۱۳۴۱ به عنوان سفیر به بیروت اعزام شد. از سال ۱۳۴۴ به بعد دشتی بهانتقاداتی از دولت عباس هویدا نیز پرداخت اما پس از مدتی از ورود به مباحث سیاسی بهکلی کناره گرفت و حتی با اوجگیری جنبش عمومی منجر به انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز سکوت اختیار کرد و تنها به مسائل ادبی پرداخت. سه سال پایانی زندگی دشتی همراه با برخوردهای مختلف حاکمان جدید با او بود. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷ دو بار به مدت کوتاه دستگیر شد. بار اول کمتر از یک ماه از ۱۹ فروردین تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ بود که به ادعای خودش با صادق خلخالی مجادلاتی هم داشته ولی با نظر مساعد آیتالله خمینی آزاد شدهاست. و بار دوم در حدود آذر ماه ۱۳۶۰ که به اتهام نوشتن کتاب ۲۳ سال دستگیر اما به دلیل کهولت سن و شکستگی پا آزاد شد و چند روز بعد در ۲۶ دی ۱۳۶۰ در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان جم در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله شهرری به خاک سپرده شد.
@Library_Telegram
✍ علی دشتی
درباره : علی دشتی طی هفت دهه در جریانات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران نقش داشت و گاهی از بازیگران اصلی عرصه سیاست بود. در تحکیم اقتدار حکومت دو پادشاه سلسله پهلوی، رضاشاه و محمدرضاشاه، فعال بود اما در اوج اقتدار آنان، شاید به دلیل خلق و خوی تندش، مورد بیمهری قرار گرفت و تقریباً در انزوا بود. او هر چند تحصیلات خود را از مدارس مذهبی و در حوزههای علمیه آغاز کرد اما بعدها تندترین انتقادها را به روحانیت و مبانی دین اسلام داشت و کتابهایی را مانند ۲۳ سال در نقد تاریخ صدر اسلام، البته بدون ذکر نام خود، منتشر کرد. جاذبه آزادی بعد از عزل محمدعلیشاه و اوایل سلطنت احمد شاه، او را در سال ۱۲۹۸ به ایران کشاند. او در سن بیست و چهار سالگی در کوران جنگ جهانی اول همراه پدر و برادرانش، عراق را به مقصد ایران ترک گفت و برخلاف تربیت مذهبی و توقعات خانوادگی، در فضای پرآشوب آن روزگار به دنیای سیاست و مطبوعات وارد شد. فعالیت روزنامهنگاری را در شهر شیراز و در روزنامه فارس آغاز کرد. در سال ۱۳۰۴ روزنامه خلیج فارس را منتشر نمود، ولی اندکی بعد مقالهای از او منتشر شد که، به نوشته رکنزاده آدمیت عامه نپسندیدند، هیاهوئی راه انداختند و ارادهٔ قتلش را کردند. ناچار در منزل عبدالحسین میرزا فرمانفرما که والی فارس بود پناهنده شد و فرمانفرما او را پنهانی به اصفهان فرستاد. اقامت دشتی در اصفهان هم مانند شیراز کوتاه بود و بعد از پنج ماه به تهران آمد. دشتی در مقام ناشر هفته نامه «ستاره ایران» در تهران مشغول به کار گشت. در همین زمان بود که او به عنوان یکی از منتقدین قرارداد ۱۹۱۹ میلادی، نخستین امکان را برای فعالیت در زمینه سیاست بدست آورد. او که در پی انتقادهای خویش در زمینه قرارداد ۱۹۱۹ برای نخستین بار با اقامت در زندان آشنا شده بود، سه بار دیگر محکوم به حبس شد و سرانجام به عراق تبعید گردید. دوره دوم اقامت او در زندان در پی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ بود او بسان بسیاری از فعالان سیاسی دیگر در آن دوره بازداشت شد و تا پایان دولت نود روزه ضیاءالدین طباطبایی در زندان ماند. دشتی در ۱۱ اسفند ۱۳۰۰ روزنامه «شفق سرخ» را منتشر کرد. او هدف خود را «تولید انقلاب افکار و تهییج روح و بیداری جامعه» اعلام کرد. در این دوره هواداری دشتی از رضاخان بارزتر شد و این نشریه از پیشاهنگان معرفی جمهوری آتاتورکی ترکیه به ایرانیان بود. در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی علی دشتی با حمایتهای رضاخان به عنوان نماینده مردم ساوه انتخاب شد اما اعتبارنامه او با مخالفت سید حسن مدرس و جمع دیگری از فراکسیون اقلیت مجلس، مخالفان رضاخان و جمهوری و حتی عدهای از طرفداران رضاخان که متحدان او بودند روبرو شد و مورد تایید قرار نگرفت. نقطه آغاز پیشرفت علی دشتی در زمینه سیاست با استقرار نظام رضاشاهی شکل گرفت و در سال ۱۳۰۶ به نمایندگی مردم بوشهر به مجلس شورای ملی دوره ششم راه یافت و در دورههای هفتم و هشتم نماینده ساوه بود و در دوره نهم دوباره به عوان نماینده بوشهر در مجلس حضور داشت. درخلال این سالها اعتقادات مذهبی علی دشتی کمرنگتر شد و لباس روحانیت را به کناری نهاد و از شغل حرفهای روزنامه نگاری هم برای همیشه کنارهگیری کرد. در سالهایی که محمد رضا پهلوی تازه به حکومت رسیده بود دشتی در سال ۱۳۲۲ به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس چهاردهم راه یافت. در ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ اولین مجلس سنای ایران تشکیل شد. دشتی در سال ۱۳۳۲ وارد مجلس سنا شد و این سمت را تا پایان حکومت پهلوی به مدت ۲۶ سال برعهده داشت. در آذرماه ۱۳۲۷ او به عنوان سفیر ایران وارد قاهره شد و تا اسفند ۱۳۲۹ در مصر ماند. همچنین او در ۱۲ آبان ۱۳۴۱ به عنوان سفیر به بیروت اعزام شد. از سال ۱۳۴۴ به بعد دشتی بهانتقاداتی از دولت عباس هویدا نیز پرداخت اما پس از مدتی از ورود به مباحث سیاسی بهکلی کناره گرفت و حتی با اوجگیری جنبش عمومی منجر به انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز سکوت اختیار کرد و تنها به مسائل ادبی پرداخت. سه سال پایانی زندگی دشتی همراه با برخوردهای مختلف حاکمان جدید با او بود. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷ دو بار به مدت کوتاه دستگیر شد. بار اول کمتر از یک ماه از ۱۹ فروردین تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۸ بود که به ادعای خودش با صادق خلخالی مجادلاتی هم داشته ولی با نظر مساعد آیتالله خمینی آزاد شدهاست. و بار دوم در حدود آذر ماه ۱۳۶۰ که به اتهام نوشتن کتاب ۲۳ سال دستگیر اما به دلیل کهولت سن و شکستگی پا آزاد شد و چند روز بعد در ۲۶ دی ۱۳۶۰ در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان جم در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله شهرری به خاک سپرده شد.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
نقشی از حافظ علی دشتی.pdf
3.2 MB
📕 نقشی از حافظ
✍ علی دشتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ علی دشتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
متن آهنگ ساقی
استاد شجریان
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
👤حافظ
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
استاد شجریان
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
👤حافظ
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
Saghi (Tasnif)
Shajarian
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
#درخواستی
متن شعر آهنگ خون سیاوش
با صدای معین
وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره
اگه باز به زخم رستم، سهراب قصه بمیره، سهراب قصه بمیره
وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجر ضحاک
اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیفته رو خاک
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچههای البرز چه کسی قصه میخونه
کاشکی از بغض دماوند خون نشه قلب ستاره
کاش نیاد روزی که مهتاب توی کوچه پا نذاره
کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن
کاش فرشتههای عاشق توی آسمون نمیرن، توی آسمون نمیرن
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچههای البرز چه کسی قصه میخونه
غم سردارای جنگل به دل خزر میمونه
دوباره خروش کارون قلب شب رو میسوزونه
چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره
قلعهها میریزن اما بغض بابک نمیمیره
دیگه از غرور این خاک چی میمونه، چی میمونه
واسه بچههای البرز چه کسی قصه میخونه
@Original_IR_Music
متن شعر آهنگ خون سیاوش
با صدای معین
وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره
اگه باز به زخم رستم، سهراب قصه بمیره، سهراب قصه بمیره
وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجر ضحاک
اگه باز از تخت جمشید خسرویی بیفته رو خاک
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچههای البرز چه کسی قصه میخونه
کاشکی از بغض دماوند خون نشه قلب ستاره
کاش نیاد روزی که مهتاب توی کوچه پا نذاره
کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن
کاش فرشتههای عاشق توی آسمون نمیرن، توی آسمون نمیرن
وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه
وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه
دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه
واسه بچههای البرز چه کسی قصه میخونه
غم سردارای جنگل به دل خزر میمونه
دوباره خروش کارون قلب شب رو میسوزونه
چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره
قلعهها میریزن اما بغض بابک نمیمیره
دیگه از غرور این خاک چی میمونه، چی میمونه
واسه بچههای البرز چه کسی قصه میخونه
@Original_IR_Music
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
خون سیاوش
معین
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
#اندکی_تفکر
انسان کور را میتوان درمان کرد ولی نادان متعصب را هرگز ... تعصب کورکورانه انسان .
انسان کور را میتوان درمان کرد
ولی نادان متعصب را هرگز .
تعصب کورکورانه انسان بینا را کودن میکند .
تعصب یک امر اشتباه است ، حال فرقی نمیکند
که این تعصب نسبت به دین ، مذهب ، نژاد ، قوم ، رنگ ، و حتی فردی باشد .
تعصب ، تعصب نام دارد .
انسان متعصب برای مخفی کردن ضعف اجتماعی خود
همواره در حال فرافکنی ، تهمت ، افتراء ،
دروغ پردازی ، جعل سازی و ... نسبت به منتقدان خویش است .
غافل از اینکه برجستهترین راه شناخت یک
انسان بزرگ ، اعتراف شجاعانه او به اشتباهات گذشتهی خویش است .
از تعصب بپرهیزیم .
تعصب ، بیجا و بجا ندارد .
تعصب ، تعصب است.
هرکس به وسعت تفکرش آزاد است .
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
انسان کور را میتوان درمان کرد ولی نادان متعصب را هرگز ... تعصب کورکورانه انسان .
انسان کور را میتوان درمان کرد
ولی نادان متعصب را هرگز .
تعصب کورکورانه انسان بینا را کودن میکند .
تعصب یک امر اشتباه است ، حال فرقی نمیکند
که این تعصب نسبت به دین ، مذهب ، نژاد ، قوم ، رنگ ، و حتی فردی باشد .
تعصب ، تعصب نام دارد .
انسان متعصب برای مخفی کردن ضعف اجتماعی خود
همواره در حال فرافکنی ، تهمت ، افتراء ،
دروغ پردازی ، جعل سازی و ... نسبت به منتقدان خویش است .
غافل از اینکه برجستهترین راه شناخت یک
انسان بزرگ ، اعتراف شجاعانه او به اشتباهات گذشتهی خویش است .
از تعصب بپرهیزیم .
تعصب ، بیجا و بجا ندارد .
تعصب ، تعصب است.
هرکس به وسعت تفکرش آزاد است .
@Library_Telegram
👍1
📖 #یک_دقیقه_مطالعه
در قرون وسطا کشيشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتي از بهشت را از آن خود می کردند.
فرد دانايی که از اين نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام اين کار احمقانه باز دارد تا اينکه فکری به ذهنش رسید …
به کليسا رفت و به کشيش مسئول فروش بهشت گفت:
قيمت جهنم چقدر است؟
کشيش تعجب کرد و ...گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم.
کشيش بدون هيچ فکری گفت: 3 سکه.
مرد سراسيمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهيد.
کشيش روي کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم. مرد با خوشحالی آن را گرفت از کليسا خارج شد.
به ميدان شهر رفت و فرياد زد:
من تمام جهنم رو خريدم اين هم سند آن است و هيچ کس را به آن راه نمی دهم.
ديگر لازم نيست بهشت را بخريد چون من هيچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم.
اين شخص "مارتين لوتر" بود که با اين حرکت ، توانست مردم را از گمراهی رها سازد.
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی است...
و تنها یک گناه و آن جهل است!
@Library_Telegram
در قرون وسطا کشيشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتي از بهشت را از آن خود می کردند.
فرد دانايی که از اين نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام اين کار احمقانه باز دارد تا اينکه فکری به ذهنش رسید …
به کليسا رفت و به کشيش مسئول فروش بهشت گفت:
قيمت جهنم چقدر است؟
کشيش تعجب کرد و ...گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم.
کشيش بدون هيچ فکری گفت: 3 سکه.
مرد سراسيمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهيد.
کشيش روي کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم. مرد با خوشحالی آن را گرفت از کليسا خارج شد.
به ميدان شهر رفت و فرياد زد:
من تمام جهنم رو خريدم اين هم سند آن است و هيچ کس را به آن راه نمی دهم.
ديگر لازم نيست بهشت را بخريد چون من هيچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم.
اين شخص "مارتين لوتر" بود که با اين حرکت ، توانست مردم را از گمراهی رها سازد.
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی است...
و تنها یک گناه و آن جهل است!
@Library_Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واو ما ایرانی ها میتوانیم.
🎥💥تنها زن #لر ایرانی که لقب سردار گرفت! قول میدم از دیدن این کلیپ خیلی لذت ببرید!
داستان شگفت انگیز #بی_بی_مریم بختیاری را بشنوید وبه عشق اش نشر دهید.
@Library_Telegram
🎥💥تنها زن #لر ایرانی که لقب سردار گرفت! قول میدم از دیدن این کلیپ خیلی لذت ببرید!
داستان شگفت انگیز #بی_بی_مریم بختیاری را بشنوید وبه عشق اش نشر دهید.
@Library_Telegram
📕 رستاخیز مردگان (نایاب و ممنوعه)
✍عبدل ال حضرت
کتاب نکرونومیکون نام کتابی است که به قلم لاو کرفت نویسنده معروف ژانر وحشت نوشته شده است.او اعتقاد دارد این کتاب در ابتدا توسط ماجراجویی عرب زبان به نام عبدالحضرت که مشهور به عرب دیوانه بوده نوشته شده است.عبدالحضرت در بیابان با موجوداتی ترسناک روبرو می شود و راه و رسم زندگی و مراوده با آن ها را می اموزد اما سرانجام توسط همان موجودات به طرز وحشتناکی کشته می شود.نام اصلی این کتاب الضعیف بوده که بعد ها توسط یونانی ها ترجمه می شود و به نکرونومیکون تغییر میکند.این کتاب شامل علوم ممنوعه برای احضار و مراوده با شیاطین و اهریمنان است.
داستان کتاب در مورد پیشگویی در مورد آینده بشریت است که طبق ادعایی گفته می شود تعدادی از پیشگویی های نوستر آداموس از این کتاب بوده است.
نویسنده این کتاب اثر عبدل ال حضرت که فردی اهل شام می باشد و در سال ۶۹۹ این کتاب نوشته شده است.
ترجمه کتاب به زبان های مختلف
کتاب العضیف بدست عبدلحضرت در سال ۷۳۰ میلادی در دمشق نوشته شده است
در سال ۹۵۰ میلادی تئودوروس پیلاتوس به زبان یونانی به نام نکرونامیکون ترجمه شد
در سال ۱۲۲۸ میلادی از نسخه یونانی توسط ائولوس ورمینوس به زبان لاتین ترجمه شد
در قرن ۱۵ میلادی از نسخه لاتین به زبان آلمانی هم ترجمه شد
در قرن ۱۶ میلادی از نسخه آلمانی به زبان ایتالیایی ترجمه گردید
در قرن ۱۷ میلادی از نسخه لاتین به زبان اسپانیولی ترجمه شد.
✅این فایل به فارسی ترجمه شده و #محدودیت_سنی دارد.
@Library_Telegram
✍عبدل ال حضرت
کتاب نکرونومیکون نام کتابی است که به قلم لاو کرفت نویسنده معروف ژانر وحشت نوشته شده است.او اعتقاد دارد این کتاب در ابتدا توسط ماجراجویی عرب زبان به نام عبدالحضرت که مشهور به عرب دیوانه بوده نوشته شده است.عبدالحضرت در بیابان با موجوداتی ترسناک روبرو می شود و راه و رسم زندگی و مراوده با آن ها را می اموزد اما سرانجام توسط همان موجودات به طرز وحشتناکی کشته می شود.نام اصلی این کتاب الضعیف بوده که بعد ها توسط یونانی ها ترجمه می شود و به نکرونومیکون تغییر میکند.این کتاب شامل علوم ممنوعه برای احضار و مراوده با شیاطین و اهریمنان است.
داستان کتاب در مورد پیشگویی در مورد آینده بشریت است که طبق ادعایی گفته می شود تعدادی از پیشگویی های نوستر آداموس از این کتاب بوده است.
نویسنده این کتاب اثر عبدل ال حضرت که فردی اهل شام می باشد و در سال ۶۹۹ این کتاب نوشته شده است.
ترجمه کتاب به زبان های مختلف
کتاب العضیف بدست عبدلحضرت در سال ۷۳۰ میلادی در دمشق نوشته شده است
در سال ۹۵۰ میلادی تئودوروس پیلاتوس به زبان یونانی به نام نکرونامیکون ترجمه شد
در سال ۱۲۲۸ میلادی از نسخه یونانی توسط ائولوس ورمینوس به زبان لاتین ترجمه شد
در قرن ۱۵ میلادی از نسخه لاتین به زبان آلمانی هم ترجمه شد
در قرن ۱۶ میلادی از نسخه آلمانی به زبان ایتالیایی ترجمه گردید
در قرن ۱۷ میلادی از نسخه لاتین به زبان اسپانیولی ترجمه شد.
✅این فایل به فارسی ترجمه شده و #محدودیت_سنی دارد.
@Library_Telegram
👍1
رستاخیز مردگان - ترجمه فارسی.pdf
3.8 MB
📕 رستاخیز مردگان (نایاب و ممنوعه)
✍عبدل ال حضرت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍عبدل ال حضرت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot