#یک_خاطره
دههی شصت بود. در یک سمنیار پزشکی، آخوندی هم دعوت شده بود. طبق برنامه پشت تریبون رفت و شروع کرد به سخنرانی. پس از خواندن چند آیه و حدیث، گفت: «اگر دو نوزاد از شیر یک مادر بخورند، قطعاً چهرهی آنها شبیه یکدیگر خواهد شد!»
بعد از او نوبت به سخنرانی دکتر جلال مجیبیان رسید. ایشان کلامش را اینگونه آغاز کرد: حضار گرامی، هنگامی که نوزاد بودم شیر مادرم کفاف سیر کردنم را نمیداد و مجبور شدند به من شیر بز بدهند. آیا اکنون من شباهتی به بز دارم؟!
پس از خندهی طولانی و ممتد حضار، ایشان رو به آخوند حاضر در سمینار کرد و گفت: همانطور که ما پزشکان در کار دین و فقه و حلال و حرام دخالتی نمیکنیم، از شما نیز خواهشمندیم به امور پزشکی و طبابت ورود ننمایید.
#دکتر_محمود_کویر
@Library_Telegram
دههی شصت بود. در یک سمنیار پزشکی، آخوندی هم دعوت شده بود. طبق برنامه پشت تریبون رفت و شروع کرد به سخنرانی. پس از خواندن چند آیه و حدیث، گفت: «اگر دو نوزاد از شیر یک مادر بخورند، قطعاً چهرهی آنها شبیه یکدیگر خواهد شد!»
بعد از او نوبت به سخنرانی دکتر جلال مجیبیان رسید. ایشان کلامش را اینگونه آغاز کرد: حضار گرامی، هنگامی که نوزاد بودم شیر مادرم کفاف سیر کردنم را نمیداد و مجبور شدند به من شیر بز بدهند. آیا اکنون من شباهتی به بز دارم؟!
پس از خندهی طولانی و ممتد حضار، ایشان رو به آخوند حاضر در سمینار کرد و گفت: همانطور که ما پزشکان در کار دین و فقه و حلال و حرام دخالتی نمیکنیم، از شما نیز خواهشمندیم به امور پزشکی و طبابت ورود ننمایید.
#دکتر_محمود_کویر
@Library_Telegram
#کتاب_صوتی
📕 #محاکمه
✍ #فرانتس_کافکا
🔃#امیر_جلال_الدین_اعلم
#رمان_داستان
محاکمه در قالب نمايشنامه توسط کافکا به رشته تحرير درآمده است.داستان محاکمه در يك فضاي وهمی و نامشخص دنبال میشود. شخصيت اصلی داستان توسط ديوان قضايي به جرمی كه مشخص نيست محكوم شده و نهايتا بدون مشخص شدن جرم او كشته ميشود.محاکمه رمانی از فرانتس کافکا (1883-1924)، نویسنده آلمانی زبان اهل چکسلواکی که پس از مرگ نویسنده، در 1925، در انتشارات «دی شاید» در برلین انتشار یافت. ماکس برود، دوست صمیمی و وصی او، اطلاع میدهد که این رمان صورت دستنوشته بدون عنوانی داشت.ولی کافکا هنگام سخن گفتن از آن، همواره آن را به نام محاکمه میخواند. اگر تقسیم فصلها و عناوین آنها از کافکا است،ترتیب و توزیع آنها کار ماکس برود است که علاوه بر این،صلاح در آن دیده است که بعضی از فصول ناقص را کنار بگذارد. کافکا، که این رمان را ناتمام میدانست، تصمیم داشت که پیش از فصل پایانی مطالبی برآن بیفزاید: با این همه، میتوان این اثر را، با همه ناتمام بودن،کامل دانست. کافکا از همان صفحه اول، با مهارت بیمانندی خواننده را به قلب ماجرا میبرد.صرفنظر از دید مابعدالطبیعی یا روانشناختیی که این اثر به خواننده القا میکند، و صرف نظر از ملاحظات اجتماعی یا ادبی، این رمان مانند همه آثار کافکا نوعی کوشش برای بازسازی تجربهای عمیق است.👇👇👇👇 24 فایل صوتی
@Library_Telegram
📕 #محاکمه
✍ #فرانتس_کافکا
🔃#امیر_جلال_الدین_اعلم
#رمان_داستان
محاکمه در قالب نمايشنامه توسط کافکا به رشته تحرير درآمده است.داستان محاکمه در يك فضاي وهمی و نامشخص دنبال میشود. شخصيت اصلی داستان توسط ديوان قضايي به جرمی كه مشخص نيست محكوم شده و نهايتا بدون مشخص شدن جرم او كشته ميشود.محاکمه رمانی از فرانتس کافکا (1883-1924)، نویسنده آلمانی زبان اهل چکسلواکی که پس از مرگ نویسنده، در 1925، در انتشارات «دی شاید» در برلین انتشار یافت. ماکس برود، دوست صمیمی و وصی او، اطلاع میدهد که این رمان صورت دستنوشته بدون عنوانی داشت.ولی کافکا هنگام سخن گفتن از آن، همواره آن را به نام محاکمه میخواند. اگر تقسیم فصلها و عناوین آنها از کافکا است،ترتیب و توزیع آنها کار ماکس برود است که علاوه بر این،صلاح در آن دیده است که بعضی از فصول ناقص را کنار بگذارد. کافکا، که این رمان را ناتمام میدانست، تصمیم داشت که پیش از فصل پایانی مطالبی برآن بیفزاید: با این همه، میتوان این اثر را، با همه ناتمام بودن،کامل دانست. کافکا از همان صفحه اول، با مهارت بیمانندی خواننده را به قلب ماجرا میبرد.صرفنظر از دید مابعدالطبیعی یا روانشناختیی که این اثر به خواننده القا میکند، و صرف نظر از ملاحظات اجتماعی یا ادبی، این رمان مانند همه آثار کافکا نوعی کوشش برای بازسازی تجربهای عمیق است.👇👇👇👇 24 فایل صوتی
@Library_Telegram