⚜ پسوند وند در اقوام لک به چه معناست؟
🔹 همانگونه که می دانید بسیاری از اقوام ایرانی در آخر اسم فامیلیشان یک پسوند دارند که تقریبا از آن پسوند می توان به ریشه ی قومیتی آن شخص یا آن قوم پی برد.
🔹 مثلا پسوند لو (مثل اینانلو) برای اقوام ترک است و پسوند زایی (مثل صفرزایی) برای اقوام بلوچ و مثال هایی از این دست ...
🔹 اما واژه "وند" به چه معناست و ریشه در کجا دارد؟ این واژه اصالتا متعلق به کدام قوم است؟
🔹 در اینجا می خواییم بررسی اجمالی به این قضیه داشته باشیم که نیازمند به مقداری زمینه چینی است 👇👇
🔹 همانگونه که می دانید زبان لکی ریشه در پهلوی باستان دارد و بسیاری از کلمات پهلوی باستان که در زبان های دیگر از جمله زبان معیار ما مستهلک و فراموش شده اند، در زبان لکی کماکان مستعمل و زنده اند و صد البته یکی از دلایلی که به لکها فیلی هم می گویند همین است.
⬅️ (فیلی یا فهله ای = پهله ای / پهلوی : اعراب چون حرف 'پ' ندارند آن را 'ف' می خوانند)
🔹 در پهلوی باستان کلمه ی "وند" به معنای نگهبان و مسئول می باشد.
🔹 همانگونه که می دانید در ادبیات پهلوی، واژه ی "لک" به معنای "صد هزار" می باشد که عده ای دانشمندان علم تاریخ و باستان شناسی لک ها را همان "کاسیت" هایی می دانند که داراي سپاه یکصد هزار نفری در سپاه ايران(در برخي منابع گارد کوروش کبير) بودند و چون اعضای این گارد همیشه از این قوم انتخاب می شد، نام "کاسی" کم کم از ميان رفته و این قوم را "لک" و اعضای آن را "لک ها" نامیدند یعنی صدهزاری ها، یعنی اعضای سپاه صدهزاری.
🔹 اين گارد مسئولیت های مهم نظامی را در سیستم اداری در دست خود داشتند. از جمله ی این مشاغل در ذیل عنوان خواهد شد:
🔱 بازوند = نگهبان بازها (عقابها)
🔱 دریک وند= خزانه دار
🔱 دالوند = شاهین بان (دال واژه ای لکی است که می توان آن را در نام دال آهو، کوهی در کرمانشاه دید که عده ای به اشتباه آن را دالاهو میدانند)
🔱 آیینه وند = آینه دار شاهی
🔱 سگوند = مسئول سگ های محافظ
🔱 ترکشوند یا ترکاشوند = مسئول تیر و کمان ها (ترکش = تیر)
🔱 سپهوند = نگهبان سپاه (قراول)
🔹 حتی تا مدتی بعد از ورود اسلام به ایران این کلمه به قوت خود باقی بود و نام هایی همچون
🔱 قلاوند = نگهبان قلعه/ دژبان
🔱 دیناروند = خزانه دار
گراوند= نگهبان راه یا به عبارتی راهبان
🔱 و صدها نام ازین دست به کار برده می شد.
🔹 جالب تر از همه اینکه نام هایی چون "نهاوند" و "دماوند" به جای مانده از همین دوران است و لکی (پهلوی) بودن این نامها را اثبات می کنند چون:
🔱 نها یا نوا = جلو
⬅️ نهاوند = نگهبانی جلویی٬ نگهبانی پیشین
🔱 دما (به ضم دال) = پشت سر
⬅️ دماوند = نگهبانی پشت سری٬ نگهبانی پسین
🔹 و اگر شما در منطقه ی لکستان بایستید٬ نهاوند پیش روی شما و دماوند در پشت سر آن قرار دارد.
🔹 جالبتر از همه اینکه نه "کردها" و نه "لرها" که همسایگان و نزدیکترین اقوام به "لک ها" هستند از دو کلمه ی "نوا" و "دما" استفاده نمی کنند و شاید، اگر تعدادی از آنها هم کم و بیش از این کلمات استفاده می کنند بعلت همسایگی و مروادات زبانی و فرهنگی است.
🔹 از آنجایی که مشاغل در گذشته بصورت ارثی بود این کلمات کم کم بعنوان نام فامیلی اشخاص بکار برده میشد یعنی فلانیها را مثلا "سپهوند" و فلانیها را "دریکوند" می نامیدند.
🔹 این کلمه کم کم جای فامیل اشخاص را به خود گرفت و حتی بعد از اسلام با اینکه معنای اصلی خود را از دست داد ولی هنوز برای نام فامیل اشخاص به کار برده می شد و شهرت هایی همچون "حسنوند" و "یوسفوند" و "حاتموند" و "جاوند" و ... نیز برای افرادی که نام نیاکان آنها این اسم ها بود به کار برده می شد.
🔹 سخن در این باره بسیار است و مجال ما و حوصله ی مخاطب کم
@Library_Telegram
🔹 همانگونه که می دانید بسیاری از اقوام ایرانی در آخر اسم فامیلیشان یک پسوند دارند که تقریبا از آن پسوند می توان به ریشه ی قومیتی آن شخص یا آن قوم پی برد.
🔹 مثلا پسوند لو (مثل اینانلو) برای اقوام ترک است و پسوند زایی (مثل صفرزایی) برای اقوام بلوچ و مثال هایی از این دست ...
🔹 اما واژه "وند" به چه معناست و ریشه در کجا دارد؟ این واژه اصالتا متعلق به کدام قوم است؟
🔹 در اینجا می خواییم بررسی اجمالی به این قضیه داشته باشیم که نیازمند به مقداری زمینه چینی است 👇👇
🔹 همانگونه که می دانید زبان لکی ریشه در پهلوی باستان دارد و بسیاری از کلمات پهلوی باستان که در زبان های دیگر از جمله زبان معیار ما مستهلک و فراموش شده اند، در زبان لکی کماکان مستعمل و زنده اند و صد البته یکی از دلایلی که به لکها فیلی هم می گویند همین است.
⬅️ (فیلی یا فهله ای = پهله ای / پهلوی : اعراب چون حرف 'پ' ندارند آن را 'ف' می خوانند)
🔹 در پهلوی باستان کلمه ی "وند" به معنای نگهبان و مسئول می باشد.
🔹 همانگونه که می دانید در ادبیات پهلوی، واژه ی "لک" به معنای "صد هزار" می باشد که عده ای دانشمندان علم تاریخ و باستان شناسی لک ها را همان "کاسیت" هایی می دانند که داراي سپاه یکصد هزار نفری در سپاه ايران(در برخي منابع گارد کوروش کبير) بودند و چون اعضای این گارد همیشه از این قوم انتخاب می شد، نام "کاسی" کم کم از ميان رفته و این قوم را "لک" و اعضای آن را "لک ها" نامیدند یعنی صدهزاری ها، یعنی اعضای سپاه صدهزاری.
🔹 اين گارد مسئولیت های مهم نظامی را در سیستم اداری در دست خود داشتند. از جمله ی این مشاغل در ذیل عنوان خواهد شد:
🔱 بازوند = نگهبان بازها (عقابها)
🔱 دریک وند= خزانه دار
🔱 دالوند = شاهین بان (دال واژه ای لکی است که می توان آن را در نام دال آهو، کوهی در کرمانشاه دید که عده ای به اشتباه آن را دالاهو میدانند)
🔱 آیینه وند = آینه دار شاهی
🔱 سگوند = مسئول سگ های محافظ
🔱 ترکشوند یا ترکاشوند = مسئول تیر و کمان ها (ترکش = تیر)
🔱 سپهوند = نگهبان سپاه (قراول)
🔹 حتی تا مدتی بعد از ورود اسلام به ایران این کلمه به قوت خود باقی بود و نام هایی همچون
🔱 قلاوند = نگهبان قلعه/ دژبان
🔱 دیناروند = خزانه دار
گراوند= نگهبان راه یا به عبارتی راهبان
🔱 و صدها نام ازین دست به کار برده می شد.
🔹 جالب تر از همه اینکه نام هایی چون "نهاوند" و "دماوند" به جای مانده از همین دوران است و لکی (پهلوی) بودن این نامها را اثبات می کنند چون:
🔱 نها یا نوا = جلو
⬅️ نهاوند = نگهبانی جلویی٬ نگهبانی پیشین
🔱 دما (به ضم دال) = پشت سر
⬅️ دماوند = نگهبانی پشت سری٬ نگهبانی پسین
🔹 و اگر شما در منطقه ی لکستان بایستید٬ نهاوند پیش روی شما و دماوند در پشت سر آن قرار دارد.
🔹 جالبتر از همه اینکه نه "کردها" و نه "لرها" که همسایگان و نزدیکترین اقوام به "لک ها" هستند از دو کلمه ی "نوا" و "دما" استفاده نمی کنند و شاید، اگر تعدادی از آنها هم کم و بیش از این کلمات استفاده می کنند بعلت همسایگی و مروادات زبانی و فرهنگی است.
🔹 از آنجایی که مشاغل در گذشته بصورت ارثی بود این کلمات کم کم بعنوان نام فامیلی اشخاص بکار برده میشد یعنی فلانیها را مثلا "سپهوند" و فلانیها را "دریکوند" می نامیدند.
🔹 این کلمه کم کم جای فامیل اشخاص را به خود گرفت و حتی بعد از اسلام با اینکه معنای اصلی خود را از دست داد ولی هنوز برای نام فامیل اشخاص به کار برده می شد و شهرت هایی همچون "حسنوند" و "یوسفوند" و "حاتموند" و "جاوند" و ... نیز برای افرادی که نام نیاکان آنها این اسم ها بود به کار برده می شد.
🔹 سخن در این باره بسیار است و مجال ما و حوصله ی مخاطب کم
@Library_Telegram
👍2👎2
#یک_خاطره
دههی شصت بود. در یک سمنیار پزشکی، آخوندی هم دعوت شده بود. طبق برنامه پشت تریبون رفت و شروع کرد به سخنرانی. پس از خواندن چند آیه و حدیث، گفت: «اگر دو نوزاد از شیر یک مادر بخورند، قطعاً چهرهی آنها شبیه یکدیگر خواهد شد!»
بعد از او نوبت به سخنرانی دکتر جلال مجیبیان رسید. ایشان کلامش را اینگونه آغاز کرد: حضار گرامی، هنگامی که نوزاد بودم شیر مادرم کفاف سیر کردنم را نمیداد و مجبور شدند به من شیر بز بدهند. آیا اکنون من شباهتی به بز دارم؟!
پس از خندهی طولانی و ممتد حضار، ایشان رو به آخوند حاضر در سمینار کرد و گفت: همانطور که ما پزشکان در کار دین و فقه و حلال و حرام دخالتی نمیکنیم، از شما نیز خواهشمندیم به امور پزشکی و طبابت ورود ننمایید.
#دکتر_محمود_کویر
@Library_Telegram
دههی شصت بود. در یک سمنیار پزشکی، آخوندی هم دعوت شده بود. طبق برنامه پشت تریبون رفت و شروع کرد به سخنرانی. پس از خواندن چند آیه و حدیث، گفت: «اگر دو نوزاد از شیر یک مادر بخورند، قطعاً چهرهی آنها شبیه یکدیگر خواهد شد!»
بعد از او نوبت به سخنرانی دکتر جلال مجیبیان رسید. ایشان کلامش را اینگونه آغاز کرد: حضار گرامی، هنگامی که نوزاد بودم شیر مادرم کفاف سیر کردنم را نمیداد و مجبور شدند به من شیر بز بدهند. آیا اکنون من شباهتی به بز دارم؟!
پس از خندهی طولانی و ممتد حضار، ایشان رو به آخوند حاضر در سمینار کرد و گفت: همانطور که ما پزشکان در کار دین و فقه و حلال و حرام دخالتی نمیکنیم، از شما نیز خواهشمندیم به امور پزشکی و طبابت ورود ننمایید.
#دکتر_محمود_کویر
@Library_Telegram
#کتاب_صوتی
📕 #محاکمه
✍ #فرانتس_کافکا
🔃#امیر_جلال_الدین_اعلم
#رمان_داستان
محاکمه در قالب نمايشنامه توسط کافکا به رشته تحرير درآمده است.داستان محاکمه در يك فضاي وهمی و نامشخص دنبال میشود. شخصيت اصلی داستان توسط ديوان قضايي به جرمی كه مشخص نيست محكوم شده و نهايتا بدون مشخص شدن جرم او كشته ميشود.محاکمه رمانی از فرانتس کافکا (1883-1924)، نویسنده آلمانی زبان اهل چکسلواکی که پس از مرگ نویسنده، در 1925، در انتشارات «دی شاید» در برلین انتشار یافت. ماکس برود، دوست صمیمی و وصی او، اطلاع میدهد که این رمان صورت دستنوشته بدون عنوانی داشت.ولی کافکا هنگام سخن گفتن از آن، همواره آن را به نام محاکمه میخواند. اگر تقسیم فصلها و عناوین آنها از کافکا است،ترتیب و توزیع آنها کار ماکس برود است که علاوه بر این،صلاح در آن دیده است که بعضی از فصول ناقص را کنار بگذارد. کافکا، که این رمان را ناتمام میدانست، تصمیم داشت که پیش از فصل پایانی مطالبی برآن بیفزاید: با این همه، میتوان این اثر را، با همه ناتمام بودن،کامل دانست. کافکا از همان صفحه اول، با مهارت بیمانندی خواننده را به قلب ماجرا میبرد.صرفنظر از دید مابعدالطبیعی یا روانشناختیی که این اثر به خواننده القا میکند، و صرف نظر از ملاحظات اجتماعی یا ادبی، این رمان مانند همه آثار کافکا نوعی کوشش برای بازسازی تجربهای عمیق است.👇👇👇👇 24 فایل صوتی
@Library_Telegram
📕 #محاکمه
✍ #فرانتس_کافکا
🔃#امیر_جلال_الدین_اعلم
#رمان_داستان
محاکمه در قالب نمايشنامه توسط کافکا به رشته تحرير درآمده است.داستان محاکمه در يك فضاي وهمی و نامشخص دنبال میشود. شخصيت اصلی داستان توسط ديوان قضايي به جرمی كه مشخص نيست محكوم شده و نهايتا بدون مشخص شدن جرم او كشته ميشود.محاکمه رمانی از فرانتس کافکا (1883-1924)، نویسنده آلمانی زبان اهل چکسلواکی که پس از مرگ نویسنده، در 1925، در انتشارات «دی شاید» در برلین انتشار یافت. ماکس برود، دوست صمیمی و وصی او، اطلاع میدهد که این رمان صورت دستنوشته بدون عنوانی داشت.ولی کافکا هنگام سخن گفتن از آن، همواره آن را به نام محاکمه میخواند. اگر تقسیم فصلها و عناوین آنها از کافکا است،ترتیب و توزیع آنها کار ماکس برود است که علاوه بر این،صلاح در آن دیده است که بعضی از فصول ناقص را کنار بگذارد. کافکا، که این رمان را ناتمام میدانست، تصمیم داشت که پیش از فصل پایانی مطالبی برآن بیفزاید: با این همه، میتوان این اثر را، با همه ناتمام بودن،کامل دانست. کافکا از همان صفحه اول، با مهارت بیمانندی خواننده را به قلب ماجرا میبرد.صرفنظر از دید مابعدالطبیعی یا روانشناختیی که این اثر به خواننده القا میکند، و صرف نظر از ملاحظات اجتماعی یا ادبی، این رمان مانند همه آثار کافکا نوعی کوشش برای بازسازی تجربهای عمیق است.👇👇👇👇 24 فایل صوتی
@Library_Telegram