#حکایت
مردے را علت قولنج افتاد.
تمام شب از خداے درخواست ڪه بادے از وی جدا شود.
چون سحر رسید ناامید گشت و دست از زندگی شسته، تشهد میڪرد،
و میگفت بار خدایا بهشت نصیبم فرماے!
یڪی از حاضران گفت: اے نادان! از آغاز شب تا این زمان التماس بادے داشتی، پذیرفته نیامد. چگونه تقاضاے بهشتی ڪه وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گردد؟
#عبید_زاکانی
حکایت امروز ماست. نقد رو رها کردیم نسیه رو چسبیدیم.
@Library_Telegram
مردے را علت قولنج افتاد.
تمام شب از خداے درخواست ڪه بادے از وی جدا شود.
چون سحر رسید ناامید گشت و دست از زندگی شسته، تشهد میڪرد،
و میگفت بار خدایا بهشت نصیبم فرماے!
یڪی از حاضران گفت: اے نادان! از آغاز شب تا این زمان التماس بادے داشتی، پذیرفته نیامد. چگونه تقاضاے بهشتی ڪه وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گردد؟
#عبید_زاکانی
حکایت امروز ماست. نقد رو رها کردیم نسیه رو چسبیدیم.
@Library_Telegram
⭕️ اکنون چه شده که تبرهایتان رابرای شکستن بتی که ساخته اید،بردوش گرفته اید؟؟
از دیروز که سخنان محسنی اژهای را در مورد احمدینژاد و گروهک احمدینژادیها شنیدم، چندین بار دست به نوشتن شدهام ... هر بار سعی کردم از زاویهای متفاوت به موضوع بپردازم ... اما هیچکدام به سرانجام نرسید ... حرفها زیادند ... دردها فروخوردهاند ... تمام حوادث و ایام نه چندان دور ِ قبل و بعد از انتخابات سال ۸۸ در جلوی چشمانم رژه میروند:
مشتهای گره کرده، صفوف به هم پیوسته، دهانهایی که ابتدا به نشانهی سکوت و البته حضور، با چسبهای ضربدری پوشیده شدهاند ... گاردیها، لباس شخصیها، گاز اشک آور، سخنرانی موسوی بر بالای خودرو، کروبی ِ شجاع، اتهامهایی که به دلسوزان زده شد. اعتراض مردم به دروغگویی عیان معجزهی هزارهی سوم، تقلب، تهدید و تحدید، حبس، حصر، کهریزک، مرتضوی و ... همه، از جلوی چشمانم رژه میروند ...
مگر ما چه میگفتیم؟ مگر ما چه میخواستیم؟ جرم ما چه بود؟ ما که بارها در مصافهای انتخاباتی برد و باخت را تجربه کرده بودیم. ما که جنبهی باخت را داشتیم ... چرا اعتراض ما را خفه کردید؟ چرا بر فرق جوانان وطن باطوم کوبیدید؟ چرا به سرمایههای وطن تجاوز کردید؟ چرا دانشجویان ما را در کوی دانشگاه به خاک و خون کشیدید؟ ... این همه هزینه را برای دفاع از موجودی کردید که ما بصیرانه دروغها و دله دزدیهایش را دیده بودیم و حب نفس نگذاشته بود که شما ببینید ... شما پشت کسی ایستادید که هیچ اعتقادی به ماندن در پشت اصول و ارزشها و اخلاق نداشت و ادبش، به ز دولتش نبود ... شما کسی را برای حذف مخالفینتان انتخاب کردید که سلامت روانی مناسبی نداشت. شما ناجوانمردانه از ابزار سرکوب برای اعتراضهای به حق مردم استفاده کردید.
ما میخواستیم ایرانی آباد و سالم و پیشرفته داشته باشیم و رئیس جمهور ما اسباب خجالت ما را در دنیا فراهم نکند ... ما میخواستیم با بد و خوب رای خودمان زندگی کنیم ... ما میخواستیم سایهی شوم دروغگویی و لمپن مآبی بر سر ِ ما نباشد ...
اکنون چه شده است که تبرهایتان را برای شکستن بتی که خودتان ساختهاید، بر دوش گرفتهاید؟
احمدی نژاد که عوض نشده است! اما کسانی که در مقابلش قرار گرفتهاند تغییر کردهاند. تا دیروز که سیاستهای شما با دستهای مفلوک یار غاتان اجرایی میشد و دروغهای شما از زبان حراف او بیان میگردید، اطاعت از او را اطاعت از خدا میدانستید، او را شعیببن صالح میخواندید و مخالفت با دولتش را مخالفت با حکومت امام زمان قلمداد میکردید ... و حال که در روبروی شما ایستاده و با همان ابزار قبلی شما را به زیر میکشد، او را بیتوجه، لات، حراف، دروغگو و ... خطاب میکنید. چرا فقط وقتی که منافع شما به خطر میافتد، زبان الکن شما بلبلی میخواند؟ چرا زمانی که احمدینژاد به پشتوانهی شمایان به پدیدهای تبدیل شده بود که میتوانست به دوربین زل بزند و دروغ بگوید، زبانتان بند آمده بود؟
آقای اژهای و تمام کسانی که تا دیروز تمام قد برای حفظ این جرثومهی فساد و دروغ از سرمایههای کشور مایه گذاشتید؛ شما چه بخواهید و چه نخواهید در جنایات و دروغها و دغلهای او شریکید و نظرتان به نظر ایشان نزدیکتر است ...
#علیرضا_صیادی
@Library_Telegram
از دیروز که سخنان محسنی اژهای را در مورد احمدینژاد و گروهک احمدینژادیها شنیدم، چندین بار دست به نوشتن شدهام ... هر بار سعی کردم از زاویهای متفاوت به موضوع بپردازم ... اما هیچکدام به سرانجام نرسید ... حرفها زیادند ... دردها فروخوردهاند ... تمام حوادث و ایام نه چندان دور ِ قبل و بعد از انتخابات سال ۸۸ در جلوی چشمانم رژه میروند:
مشتهای گره کرده، صفوف به هم پیوسته، دهانهایی که ابتدا به نشانهی سکوت و البته حضور، با چسبهای ضربدری پوشیده شدهاند ... گاردیها، لباس شخصیها، گاز اشک آور، سخنرانی موسوی بر بالای خودرو، کروبی ِ شجاع، اتهامهایی که به دلسوزان زده شد. اعتراض مردم به دروغگویی عیان معجزهی هزارهی سوم، تقلب، تهدید و تحدید، حبس، حصر، کهریزک، مرتضوی و ... همه، از جلوی چشمانم رژه میروند ...
مگر ما چه میگفتیم؟ مگر ما چه میخواستیم؟ جرم ما چه بود؟ ما که بارها در مصافهای انتخاباتی برد و باخت را تجربه کرده بودیم. ما که جنبهی باخت را داشتیم ... چرا اعتراض ما را خفه کردید؟ چرا بر فرق جوانان وطن باطوم کوبیدید؟ چرا به سرمایههای وطن تجاوز کردید؟ چرا دانشجویان ما را در کوی دانشگاه به خاک و خون کشیدید؟ ... این همه هزینه را برای دفاع از موجودی کردید که ما بصیرانه دروغها و دله دزدیهایش را دیده بودیم و حب نفس نگذاشته بود که شما ببینید ... شما پشت کسی ایستادید که هیچ اعتقادی به ماندن در پشت اصول و ارزشها و اخلاق نداشت و ادبش، به ز دولتش نبود ... شما کسی را برای حذف مخالفینتان انتخاب کردید که سلامت روانی مناسبی نداشت. شما ناجوانمردانه از ابزار سرکوب برای اعتراضهای به حق مردم استفاده کردید.
ما میخواستیم ایرانی آباد و سالم و پیشرفته داشته باشیم و رئیس جمهور ما اسباب خجالت ما را در دنیا فراهم نکند ... ما میخواستیم با بد و خوب رای خودمان زندگی کنیم ... ما میخواستیم سایهی شوم دروغگویی و لمپن مآبی بر سر ِ ما نباشد ...
اکنون چه شده است که تبرهایتان را برای شکستن بتی که خودتان ساختهاید، بر دوش گرفتهاید؟
احمدی نژاد که عوض نشده است! اما کسانی که در مقابلش قرار گرفتهاند تغییر کردهاند. تا دیروز که سیاستهای شما با دستهای مفلوک یار غاتان اجرایی میشد و دروغهای شما از زبان حراف او بیان میگردید، اطاعت از او را اطاعت از خدا میدانستید، او را شعیببن صالح میخواندید و مخالفت با دولتش را مخالفت با حکومت امام زمان قلمداد میکردید ... و حال که در روبروی شما ایستاده و با همان ابزار قبلی شما را به زیر میکشد، او را بیتوجه، لات، حراف، دروغگو و ... خطاب میکنید. چرا فقط وقتی که منافع شما به خطر میافتد، زبان الکن شما بلبلی میخواند؟ چرا زمانی که احمدینژاد به پشتوانهی شمایان به پدیدهای تبدیل شده بود که میتوانست به دوربین زل بزند و دروغ بگوید، زبانتان بند آمده بود؟
آقای اژهای و تمام کسانی که تا دیروز تمام قد برای حفظ این جرثومهی فساد و دروغ از سرمایههای کشور مایه گذاشتید؛ شما چه بخواهید و چه نخواهید در جنایات و دروغها و دغلهای او شریکید و نظرتان به نظر ایشان نزدیکتر است ...
#علیرضا_صیادی
@Library_Telegram
#طنز
از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه، به مامانم میگم مامان جون شامم رو میدی بخورم.😜
گفت واسه تو شام درست نکردم!!!؟؟😒
گفتم یعنی چی؟🙄
گفت: برو شامت رو دانلود کن با بچه های گروه دور همی بخورید..!😄
بابام گفت لایک👍
داداشم گفت مامان با اجازه copy😐
میگم مامان اخه گشنمه! گفت:همین که هست دوس نداري لفت بده ..! 😐😳😱
مامانهام راه افتادن
@Library_Telegram
از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه، به مامانم میگم مامان جون شامم رو میدی بخورم.😜
گفت واسه تو شام درست نکردم!!!؟؟😒
گفتم یعنی چی؟🙄
گفت: برو شامت رو دانلود کن با بچه های گروه دور همی بخورید..!😄
بابام گفت لایک👍
داداشم گفت مامان با اجازه copy😐
میگم مامان اخه گشنمه! گفت:همین که هست دوس نداري لفت بده ..! 😐😳😱
مامانهام راه افتادن
@Library_Telegram
آیا میدانستید؟
در قرن گذشته، سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود.
فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد ميکرد.
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد.
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد.
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند.
قضات، احکام خود را ميفروختند.
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است.
اما من به معلمان روى آوردم.
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را میسازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اينگونه بود که سنگاپور به کشورى متمدن و قدرتمند تبديل شد.
لى کى وان يو
بنيان گذار سنگاپور جديد
@Library_Telegram
در قرن گذشته، سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود.
فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد ميکرد.
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد.
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد.
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند.
قضات، احکام خود را ميفروختند.
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است.
اما من به معلمان روى آوردم.
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را میسازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اينگونه بود که سنگاپور به کشورى متمدن و قدرتمند تبديل شد.
لى کى وان يو
بنيان گذار سنگاپور جديد
@Library_Telegram
خیلی ها که عاشق کشورشان هستند دوست دارند فرصتی خاص پیش بیاید و نشان دهند که تا چه اندازه حاضرند برای سرزمین مادری شان با تمام وجود قدم بردارند.
من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت.
هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران.
@Library_Telegram
من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت.
هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران.
@Library_Telegram
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد...
پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع می کردند به جزء آن زن.. ، از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه می کرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟!
زنهای روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید..
بنابراین با حمله ای دست جمعی ، او را کشتند.
(شرافت را کشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)...
این است واقعیت فاسدین جامعه؛
هر انسان شریفی را
می کُشند،
تخریب می کنند،
دروغ می بندند،
عزل می کنند،
از دسترس مردم دور می کنند
و ......
تا فسادشان آشکار نشود !!!!
@Library_Telegram
سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد...
پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع می کردند به جزء آن زن.. ، از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه می کرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟!
زنهای روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید..
بنابراین با حمله ای دست جمعی ، او را کشتند.
(شرافت را کشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)...
این است واقعیت فاسدین جامعه؛
هر انسان شریفی را
می کُشند،
تخریب می کنند،
دروغ می بندند،
عزل می کنند،
از دسترس مردم دور می کنند
و ......
تا فسادشان آشکار نشود !!!!
@Library_Telegram
متنی زیبا از فروید پدر روان شناسی دنیا...
وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى بچه گانه اند ...
یا مدام براى نبودنت...
براى خط زدنت تلاش مى کنند؟...
نه! همیشه جنگیدن خوب نیست!...
من همیشه جنگیده ام تا چیزى را عوض کنم...
اما این روزها فهمیده ام که با آدم هاى کوته نظر نباید جنگید...
فهمیده ام براى اثبات دوست داشتن نباید جنگید...
براى به دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید...
براى اثبات خوب بودن نباید جنگید...
این روزها نسخه فاصله گرفتن را مى پیچم براى هر کسى که رنجم مى دهد...
از آدم هایى که زیاد دروغ مى گویند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که زیاد ظلم می کنند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که حرمتم را نگه نمی دارند...
فاصله می گیرم...
با حقارت برخى آدم ها و دل هایشان نباید جنگید...
باید نادیده شان گرفت ...
و گذشت ...
و بخشیدشان...
نه براى این که مستحق بخشش اند...
براى این که من مستحق آرامشم
@Library_Telegram
وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى بچه گانه اند ...
یا مدام براى نبودنت...
براى خط زدنت تلاش مى کنند؟...
نه! همیشه جنگیدن خوب نیست!...
من همیشه جنگیده ام تا چیزى را عوض کنم...
اما این روزها فهمیده ام که با آدم هاى کوته نظر نباید جنگید...
فهمیده ام براى اثبات دوست داشتن نباید جنگید...
براى به دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید...
براى اثبات خوب بودن نباید جنگید...
این روزها نسخه فاصله گرفتن را مى پیچم براى هر کسى که رنجم مى دهد...
از آدم هایى که زیاد دروغ مى گویند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که زیاد ظلم می کنند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که حرمتم را نگه نمی دارند...
فاصله می گیرم...
با حقارت برخى آدم ها و دل هایشان نباید جنگید...
باید نادیده شان گرفت ...
و گذشت ...
و بخشیدشان...
نه براى این که مستحق بخشش اند...
براى این که من مستحق آرامشم
@Library_Telegram
📕ایران برآمدن رضاخان(برافتادن قاجار و نقش انگلیسها)
✍سیروس غنی
کودتای سوم اسفند 1299ه.ش. و ظاهر شدن رضاخان در صحنه سیاسی کشور، سپس اوجگیری سریع و مستمر مقام و موقعیت وی و سرانجام، برافتادن سلسله قاجاریه و بر تخت نشستن عنصر نظامی کودتا به عنوان شاه تازه، تاکنون در مقالات و کتابهای متعددی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این موضوع، دستمایه پژوهش تاریخی آقای «سیروس غنی» نیز واقع شده است که حاصل آن به صورت کتاب «ایران؛ برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها»، در دسترس همگان قرار دارد. شاید بتوان گفت وجه ممیزه این کتاب از سایر کتابهای با همین موضوع، ابتنای آن بر مجموعه گستردهای از اسناد منتشره توسط وزارت امور خارجه انگلیس و البته بعضاً وزارت امور خارجه آمریکاست؛ به طوری که باید کتاب حاضر را روایت بازسازی شده براساس اسناد مزبور از وقایع و تحولات منتهی به کودتای 1299 و سالهای پس از آن، تا تأسیس سلسله پهلوی توسط رضاخان، به شمار آورد. همانگونه که نویسنده، خود در پیشگفتار بیان داشته مدت دو سال وقت صرف «پژوهش و نسخهبرداری پیامهای تلگرافی در اداره اسناد عمومی و آرشیو ایالات متحده در واشینگتن و مریلند» کرده است تا چنین مجموعه اسنادی را برای نگارش کتاب مزبور گردآوری کند.
@Library_Telegram
✍سیروس غنی
کودتای سوم اسفند 1299ه.ش. و ظاهر شدن رضاخان در صحنه سیاسی کشور، سپس اوجگیری سریع و مستمر مقام و موقعیت وی و سرانجام، برافتادن سلسله قاجاریه و بر تخت نشستن عنصر نظامی کودتا به عنوان شاه تازه، تاکنون در مقالات و کتابهای متعددی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این موضوع، دستمایه پژوهش تاریخی آقای «سیروس غنی» نیز واقع شده است که حاصل آن به صورت کتاب «ایران؛ برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها»، در دسترس همگان قرار دارد. شاید بتوان گفت وجه ممیزه این کتاب از سایر کتابهای با همین موضوع، ابتنای آن بر مجموعه گستردهای از اسناد منتشره توسط وزارت امور خارجه انگلیس و البته بعضاً وزارت امور خارجه آمریکاست؛ به طوری که باید کتاب حاضر را روایت بازسازی شده براساس اسناد مزبور از وقایع و تحولات منتهی به کودتای 1299 و سالهای پس از آن، تا تأسیس سلسله پهلوی توسط رضاخان، به شمار آورد. همانگونه که نویسنده، خود در پیشگفتار بیان داشته مدت دو سال وقت صرف «پژوهش و نسخهبرداری پیامهای تلگرافی در اداره اسناد عمومی و آرشیو ایالات متحده در واشینگتن و مریلند» کرده است تا چنین مجموعه اسنادی را برای نگارش کتاب مزبور گردآوری کند.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
ایران، برآمدن رضاخان.pdf
8.4 MB
📕ایران برآمدن رضاخان(برافتادن قاجار و نقش انگلیسها)
✍سیروس غنی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍سیروس غنی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
🔴 برخيزيد و آماده باشيد كه آن لولويی كه #ممه را برد، ممه را خورده و خودش برگشته!
(تاریخ انتشار: ۶ آذر ماه ۱۳۹۶)
نويسنده ناشناس!!!
آنچنان عده ای مات و مبهوت رفتار امروز احمدی نژاد شده اند و به او می تازند و عربده می كشند و پشت هم پنهان می شوند و با انگشت اتهام او را نشان می دهند كه انگار ما بوديم كه ديروز برای هتک حرمت ها و بی قانونی هايش كف و دست و هورا و كِل مي كشيديم!
احمدی نژاد كه فرقی نكرده، چرا او را منحرف می خوانيد؟! مگر او همان کودکی نيست كه سالها كوكش می كرديد و بادش می كرديد كه بت هاشمی را برايتان بكشند؟
خوب شكست!
آيت الله هم كه رفت...
مگر همانی نيست كه كيف می كرديد از پررویی و بی حیایی هايش به بزرگان نظام و مخالفان سیاسی خودتان؟!
خاتمی كه ممنوع است، موسوی و کروبی هم كه هفت سال است در حصرند و خاموش...
ناطق نوری هم كه خانه نشين شد، خوب وقتی ديگر بزرگی نمانده باشد و عروسكتان هنوز كوكش باقی مانده باشد سراغ چه کسی می رود؟ هر كه مانده باشد...
چه کسی مانده جز خودتان؟!
حالا شد منحرف؟
چون توصيه های مشايی را به توصيه های رهبری ارجح می داند منحرف شده؟
وقتی می خواهد جانش را فدای بقایی كند منحرف است؟ يا زمانی كه انگشت خود را در سوراخ فساد شما كرده؟
چقدر زود فراموش كرديد روزهایی را كه به مردم توصيه می كرديد اطاعت از او اطاعت از خداست؟
چقدر زود يادتان رفت روزهایی را كه بت ولايت مداری از او ساختيد؟ خرقه ی مردم داری، دين داری، ولايت دوستی و انقلابی را بر او می پوشانديد؟ او فرقی كرده؟ همان احمدی نژاد است با همان بگم بگم هايش، با همان بی قانونی ها و حماقت هايش، با همان فتنه گری ها و دریدگی هايش...
اما با يك تفاوت کوچک، اين بار به سراغ شما آمده...
برخيزيد و آماده باشيد كه آن لولويی كه ممه را برد، ممه را خورده و خودش برگشته!!!
پ ن:
جناب آقای دادستان كل، نترسيد نترسيد، شما همه باهم هستيد!
#احمدی_نژاد
#آسياب_به_نوبت
@Library_Telegram
(تاریخ انتشار: ۶ آذر ماه ۱۳۹۶)
نويسنده ناشناس!!!
آنچنان عده ای مات و مبهوت رفتار امروز احمدی نژاد شده اند و به او می تازند و عربده می كشند و پشت هم پنهان می شوند و با انگشت اتهام او را نشان می دهند كه انگار ما بوديم كه ديروز برای هتک حرمت ها و بی قانونی هايش كف و دست و هورا و كِل مي كشيديم!
احمدی نژاد كه فرقی نكرده، چرا او را منحرف می خوانيد؟! مگر او همان کودکی نيست كه سالها كوكش می كرديد و بادش می كرديد كه بت هاشمی را برايتان بكشند؟
خوب شكست!
آيت الله هم كه رفت...
مگر همانی نيست كه كيف می كرديد از پررویی و بی حیایی هايش به بزرگان نظام و مخالفان سیاسی خودتان؟!
خاتمی كه ممنوع است، موسوی و کروبی هم كه هفت سال است در حصرند و خاموش...
ناطق نوری هم كه خانه نشين شد، خوب وقتی ديگر بزرگی نمانده باشد و عروسكتان هنوز كوكش باقی مانده باشد سراغ چه کسی می رود؟ هر كه مانده باشد...
چه کسی مانده جز خودتان؟!
حالا شد منحرف؟
چون توصيه های مشايی را به توصيه های رهبری ارجح می داند منحرف شده؟
وقتی می خواهد جانش را فدای بقایی كند منحرف است؟ يا زمانی كه انگشت خود را در سوراخ فساد شما كرده؟
چقدر زود فراموش كرديد روزهایی را كه به مردم توصيه می كرديد اطاعت از او اطاعت از خداست؟
چقدر زود يادتان رفت روزهایی را كه بت ولايت مداری از او ساختيد؟ خرقه ی مردم داری، دين داری، ولايت دوستی و انقلابی را بر او می پوشانديد؟ او فرقی كرده؟ همان احمدی نژاد است با همان بگم بگم هايش، با همان بی قانونی ها و حماقت هايش، با همان فتنه گری ها و دریدگی هايش...
اما با يك تفاوت کوچک، اين بار به سراغ شما آمده...
برخيزيد و آماده باشيد كه آن لولويی كه ممه را برد، ممه را خورده و خودش برگشته!!!
پ ن:
جناب آقای دادستان كل، نترسيد نترسيد، شما همه باهم هستيد!
#احمدی_نژاد
#آسياب_به_نوبت
@Library_Telegram
♨️ رضاشاه
✅ رضاشاه را اگر با عرف امروز بسنجیم، دیکتاتور بود. اما برای درک این مرد باید به دو موضوع دقت کرد:
-شرایط جهان در آن دوره
-شرایط ایران در آن دوره
🔸 شرایط جهان:
-همدوره رضاشاه در شوروی، استالین بود که برای تثبیت قدرت خود بیست میلیون نفر را اعدام کرد.
-در همان دوره در کشور ترکیه چند میلیون ارمنی کشتار شدند.
-همزمان در ژاپن پانصدهزار دختر از منچوری ربوده شدند.
-در ده ها کشور دیگر نیز اوضاع بدتر از این بود.
اگر اینها را بدانیم در آن شرایط رضاشاه را باید یکی از دموکراتترین سران حکومتهای جهان وقت نامید که بدون کشتار مردم، بدون قتل عام و نسل کشی، به قدرت رسید!
🔸 شرایط ايران:
رضاشاه زمانی به قدرت رسید که ايران از لحاظ اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیت ملی در قهقرا به سر میبرد.
-وی زمانی شاه شد که یک سوم از جمعیت کشور در ماجرای قحطی بزرگ، از گرسنگی مرده بودند.
-همچنین کشور هیچ درآمدی از نفت و گاز و منابع معدنی نداشت.
-مملکت فاقد ارتش، پلیس و هر ارگان حکومتی و نظامی بود.
-نیروهای تجزیهطلب از خراسان تا گیلان، از آذربایجان تا کردستان و از خوزستان تا بلوچستان با تمام قدرت داعیه جدایی سر داده بودند. اگر او با خشونت این گروها را سرکوب نمیکرد، ایرانِ فعلی شامل کشورهای جمهوری سوسیالیستی گیلان، جمهوری دموکرات کردستان، آذربایجان، عربستان (خوزستان) و... میشد.
به تمام این موارد ملی، اضافه کنید:
-بنیانگذاری دانشگاه تهران،
-تهیه و تصویب نخستین قانون مدنی ایران،
-بنیانگذاری ثبت اسناد و ثبت احوال و اجباری کردن صدور شناسنامه،
-لغو کاپیتولاسیون دوره قاجار برای انگلیس و روسیه،
-ملیکردن جنگلها و مراتع ایران،
-براندازی سیستم خانسالاری و تعطیل کردن حرم سرای قجری،
-متحدکردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران،
-بنیانگذاری سیستم بانکی کشور،
-بنیانگذاری سیستم بیمه در ایران،
-ساخت راهآهن سراسری،
-تغییر تقویم رسمی از تقویم قمری به خورشیدی،
و دهها اصلاحات و اقدامات ملی دیگر که باید توجه داشت، با توجه به جو سنتی و مخالفتهای جامعه مذهبی ایران در آن دوره، هرکدام از این اقدامات در نوع خود یک معجزه بود.
رضاشاه تنها یکبار تاج گذاری کرد و دیگر هرگز نه تاج نهاد و نه برتخت نشست. وی اولین حاکم ایران پس از اسلام بود که حرم سرا نداشت و در اولین روز سلطنتش حرم سرای بزرگ قاجاری را با دهها زن و دختر تعطیل کرد. در حالی که میتوانست از خزانه مملکت به عیش و نوش بپردازد اما این کار را نکرد. تنها یک سفر خارجه به ترکیه داشت و در تقریبا تمام دوران پادشاهی خود بجای استفاده از تاج و لباس شاهی
، یونیفرم نظامی و خدمت بر تن کرد.
روحش شاد.
بهمن انصاری (پژوهشگر تاریخ)
تابستان نود و پنج
@Library_Telegram
✅ رضاشاه را اگر با عرف امروز بسنجیم، دیکتاتور بود. اما برای درک این مرد باید به دو موضوع دقت کرد:
-شرایط جهان در آن دوره
-شرایط ایران در آن دوره
🔸 شرایط جهان:
-همدوره رضاشاه در شوروی، استالین بود که برای تثبیت قدرت خود بیست میلیون نفر را اعدام کرد.
-در همان دوره در کشور ترکیه چند میلیون ارمنی کشتار شدند.
-همزمان در ژاپن پانصدهزار دختر از منچوری ربوده شدند.
-در ده ها کشور دیگر نیز اوضاع بدتر از این بود.
اگر اینها را بدانیم در آن شرایط رضاشاه را باید یکی از دموکراتترین سران حکومتهای جهان وقت نامید که بدون کشتار مردم، بدون قتل عام و نسل کشی، به قدرت رسید!
🔸 شرایط ايران:
رضاشاه زمانی به قدرت رسید که ايران از لحاظ اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیت ملی در قهقرا به سر میبرد.
-وی زمانی شاه شد که یک سوم از جمعیت کشور در ماجرای قحطی بزرگ، از گرسنگی مرده بودند.
-همچنین کشور هیچ درآمدی از نفت و گاز و منابع معدنی نداشت.
-مملکت فاقد ارتش، پلیس و هر ارگان حکومتی و نظامی بود.
-نیروهای تجزیهطلب از خراسان تا گیلان، از آذربایجان تا کردستان و از خوزستان تا بلوچستان با تمام قدرت داعیه جدایی سر داده بودند. اگر او با خشونت این گروها را سرکوب نمیکرد، ایرانِ فعلی شامل کشورهای جمهوری سوسیالیستی گیلان، جمهوری دموکرات کردستان، آذربایجان، عربستان (خوزستان) و... میشد.
به تمام این موارد ملی، اضافه کنید:
-بنیانگذاری دانشگاه تهران،
-تهیه و تصویب نخستین قانون مدنی ایران،
-بنیانگذاری ثبت اسناد و ثبت احوال و اجباری کردن صدور شناسنامه،
-لغو کاپیتولاسیون دوره قاجار برای انگلیس و روسیه،
-ملیکردن جنگلها و مراتع ایران،
-براندازی سیستم خانسالاری و تعطیل کردن حرم سرای قجری،
-متحدکردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران،
-بنیانگذاری سیستم بانکی کشور،
-بنیانگذاری سیستم بیمه در ایران،
-ساخت راهآهن سراسری،
-تغییر تقویم رسمی از تقویم قمری به خورشیدی،
و دهها اصلاحات و اقدامات ملی دیگر که باید توجه داشت، با توجه به جو سنتی و مخالفتهای جامعه مذهبی ایران در آن دوره، هرکدام از این اقدامات در نوع خود یک معجزه بود.
رضاشاه تنها یکبار تاج گذاری کرد و دیگر هرگز نه تاج نهاد و نه برتخت نشست. وی اولین حاکم ایران پس از اسلام بود که حرم سرا نداشت و در اولین روز سلطنتش حرم سرای بزرگ قاجاری را با دهها زن و دختر تعطیل کرد. در حالی که میتوانست از خزانه مملکت به عیش و نوش بپردازد اما این کار را نکرد. تنها یک سفر خارجه به ترکیه داشت و در تقریبا تمام دوران پادشاهی خود بجای استفاده از تاج و لباس شاهی
، یونیفرم نظامی و خدمت بر تن کرد.
روحش شاد.
بهمن انصاری (پژوهشگر تاریخ)
تابستان نود و پنج
@Library_Telegram
👍1
اسنادی از زمینخواری برادران لاریجانی؛ بهراستی کدام مرجع قانونی فساد مسئولین دستگاه قضا را رسیدگی میکند؟ کدام مرجع قانونی «صادق، جواد و فاضل لاریجانی» را بازجویی و دادگاهی کند؟
@Library_Telegram
@Library_Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♥️❣♥️❣♥️❣♥️❣♥️❣♥️
"جاش روسی" عکاس خوشفکری است که کودکان بیمار و ناتوان را به قهرمانان افسانهای تبدیل میکند.
انسان بودن ربطی به دین و ملیت و نژاد نداره
انسان باشیم
@Library_Telegram
"جاش روسی" عکاس خوشفکری است که کودکان بیمار و ناتوان را به قهرمانان افسانهای تبدیل میکند.
انسان بودن ربطی به دین و ملیت و نژاد نداره
انسان باشیم
@Library_Telegram
Forwarded from کتابخانه تلگرام
📕#لک_لکی_در_کار_نیست.
✍ #روبی_هریس
#کتابی_که_همه_باید_آنرا_بخوانند.
💠« نینی کوچولو رو لک لک آورده»؛؛ ؛ این جمله شاید برای بسیاری از ما یادآور سئوالهایمان باشد که در #کودکی از والدین خود پرسیدهایم، سؤالی برای کشف این حقیقت که این نوزاد چگونه به خانه ما آمده.
💠در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، آشنایی با مسائل جنسی در #مدارس #آموزش داده میشود حال آنکه در کشور ما طرح چنین مسائلی در رسانهها ممنوع است و خانوادهها از بیان چنین مسائلی شرم دارند.
💠 بسیاری از والدین تصور میکنند که «اگر دربارهی مسائل جنسی به کودکان خود چیزی بگویند، افکار جنسی را در ذهنهای کوچک آنها پرورش می دهند و با این کار بچهها را به تجربهی جنسی تشویق میکنند.
💠کودکان هنگام برخورد با موضوعات مربوط به جنسیت، از والدین خود روی برمیگردانند». کتابهایی که مسائل #جنسی را به زبانی ساده برای کودکان بازگو کند گام موثری در این رابطه است اما در حوزه #ادبیات #کودکان کمتر به این مقوله پرداخته شده است.
@Library_Telegram
✍ #روبی_هریس
#کتابی_که_همه_باید_آنرا_بخوانند.
💠« نینی کوچولو رو لک لک آورده»؛؛ ؛ این جمله شاید برای بسیاری از ما یادآور سئوالهایمان باشد که در #کودکی از والدین خود پرسیدهایم، سؤالی برای کشف این حقیقت که این نوزاد چگونه به خانه ما آمده.
💠در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، آشنایی با مسائل جنسی در #مدارس #آموزش داده میشود حال آنکه در کشور ما طرح چنین مسائلی در رسانهها ممنوع است و خانوادهها از بیان چنین مسائلی شرم دارند.
💠 بسیاری از والدین تصور میکنند که «اگر دربارهی مسائل جنسی به کودکان خود چیزی بگویند، افکار جنسی را در ذهنهای کوچک آنها پرورش می دهند و با این کار بچهها را به تجربهی جنسی تشویق میکنند.
💠کودکان هنگام برخورد با موضوعات مربوط به جنسیت، از والدین خود روی برمیگردانند». کتابهایی که مسائل #جنسی را به زبانی ساده برای کودکان بازگو کند گام موثری در این رابطه است اما در حوزه #ادبیات #کودکان کمتر به این مقوله پرداخته شده است.
@Library_Telegram
❤1👏1
Forwarded from Deleted Account
4_348426949850300904.pdf
11.2 MB
📕#لک_لکی_در_کار_نیست.
✍ #روبی_هریس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #روبی_هریس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👏1
Forwarded from کتابخانه تلگرام
بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام و روزی از خانه ام می رود.
روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا میشود...
به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی از من یاد کند؟
کدام مهمتر است. خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟
چون دانستم که او مهمان خانه من است.
این باعث شد اولویتم را تغییر دهم،
بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست....
شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم.
از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم.
از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضي شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد.
اما، فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من و خشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است.
چون می دانم......
او مهمان زودگذر خانه من است.
کودک عزیزم امیدوارم مهمانی خانه من زیباترین مهمانی زندگیت باشد.
👏
پدر و مادر حرفهاي
بچهی «باعرضه» بار ميآورند
نه شاگرد اول.
برايشان مهم است بچه راحت بتواند زیپ کاپشنش را بالا بکشد
و بند کفشش را ببندد.
وقتی سر جلسهی امتحان، خودكارش ننوشت اشكش در نيايد و راهی پیدا کند.
ميوههايي كه مادر برايش ميگذارد، توي كيفش نگندد.
وقتي معلمش یا ناظمش دنبال داوطلبی میگردند زير ميز قايم نشود.
غذا خوردنش كه تمام شد دل آدم بههم نخورد از ديدن ظرف غذايش.
وقتي بزرگتري خواست از او سوالهاي اضافی بپرسد راحت بپيچاندش.
وقتي تلويزيون نگاه میکند
انگشتش نيممتر توی حلقش فرو نرود.
پدر و مادر حرفهاي يكجوري با بچهاش حرف ميزند كه بچه، جواب دروغ نمیدهد.
اگر بچه ویرش گرفت در حمام آواز بخواند و صدايش را رها کند،
پدرش توي ذوقش نمیزند که «چه خبرته!».
وقتي یک بچهی دیگر خواست توپش را به زور بگيرد او ندهد، بهش حالي كند با زور نميتواني، اما اگر دوست داري، باهات بازي ميكنم.
وقتی چیزی به نظرش نامعقول آمد به هر که میخواهد باشد، اعتراض میکند.
اینها بچهی با عرضه بار ميآورند
تا به خاطر نيم نمره امتحانی جلوي ميز معلم عجز و التماس نكند.
والدین گرامی اگه دوست دارید فرزندانی عالی داشته باشید که هیچ وقت به سمت اعتیاد، انواع بزهکاریهای اجتماعی و روابط نامشروع نرن، حتما به راهکارهای زیر عمل کنید.
1_همیشه فرزندت را با عنوان های محترمانه و عاطفی چون آقا، خانم و... صدا بزن
نرگس خانم، علی آقا، عزیز گلی مامان، فرشته کوچولوی من و...
2-حداقل روزی یکبار به فرزندت این جمله را بگو: عزیز دلم من به وجودت افتخار میکنم.
3-به فرزندت بیشتر از یک مهمان احترام بگذار و برای شخصیتش ارزش قائل باش.
4-به فرزندت اعتماد کن تا هر چه را تو دوست نداری هیچ گاه انجام ندهد.
5-قبل از همه چیز اختلافات خود را با همسرت در روشهای تربیتی رفع کن.
6-بیشتر برای فرزندت و حرف زدن با او وقت بگذار و کمتر از کودک زیر هفت سالت دور باش.
7-جلوی فرزندت رابطه ات با همسرت از همیشه بهتر باشد.
8-فرزندت را از صمیم قلب دوست بدار و این دوست داشتنت را همیشه ابراز کن.
9-از سه سالگی به بعد کم کم مسئولیت های فرزندت را به خودش واگذار کن.
10-اشتباهات فرزندت را ببخش و به او فرصت بازگشت بده تا محرم اسرارش باشی (حتی گاهی فرصت اشتباه کردن و ریسک کردن به او بده)
11-هر روز با کودکت بازی کن. گاهی در میان بازی بلند بلند بخندید.
12-روزهای مشخصی را صرف پیاده روی با فرزندت کن.
13-برای فرزندت مصداق واقعی صداقت، امانت داری، کنترل خشم و وفای به عهد باش.
@Library_Telegram
روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا میشود...
به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی از من یاد کند؟
کدام مهمتر است. خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟
چون دانستم که او مهمان خانه من است.
این باعث شد اولویتم را تغییر دهم،
بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست....
شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها را بدون هیچ قید و شرطی رها کردم.
از عصبی شدن و داد و فریاد زدن کم کردم و به آرامش رسیدم.
از وسواس هایم گذشتم و به خانه ای راضي شدم که مقداری بهم ریخته و نامنظم است و کمی شلختگی در آن به چشم می خورد.
اما، فرزندی را تحویل گرفتم که آرامش دارد و از من و خشم هایم نمی نالد و رابطه ای قوی و زیبا بین ما حاکم گشته است.
چون می دانم......
او مهمان زودگذر خانه من است.
کودک عزیزم امیدوارم مهمانی خانه من زیباترین مهمانی زندگیت باشد.
👏
پدر و مادر حرفهاي
بچهی «باعرضه» بار ميآورند
نه شاگرد اول.
برايشان مهم است بچه راحت بتواند زیپ کاپشنش را بالا بکشد
و بند کفشش را ببندد.
وقتی سر جلسهی امتحان، خودكارش ننوشت اشكش در نيايد و راهی پیدا کند.
ميوههايي كه مادر برايش ميگذارد، توي كيفش نگندد.
وقتي معلمش یا ناظمش دنبال داوطلبی میگردند زير ميز قايم نشود.
غذا خوردنش كه تمام شد دل آدم بههم نخورد از ديدن ظرف غذايش.
وقتي بزرگتري خواست از او سوالهاي اضافی بپرسد راحت بپيچاندش.
وقتي تلويزيون نگاه میکند
انگشتش نيممتر توی حلقش فرو نرود.
پدر و مادر حرفهاي يكجوري با بچهاش حرف ميزند كه بچه، جواب دروغ نمیدهد.
اگر بچه ویرش گرفت در حمام آواز بخواند و صدايش را رها کند،
پدرش توي ذوقش نمیزند که «چه خبرته!».
وقتي یک بچهی دیگر خواست توپش را به زور بگيرد او ندهد، بهش حالي كند با زور نميتواني، اما اگر دوست داري، باهات بازي ميكنم.
وقتی چیزی به نظرش نامعقول آمد به هر که میخواهد باشد، اعتراض میکند.
اینها بچهی با عرضه بار ميآورند
تا به خاطر نيم نمره امتحانی جلوي ميز معلم عجز و التماس نكند.
والدین گرامی اگه دوست دارید فرزندانی عالی داشته باشید که هیچ وقت به سمت اعتیاد، انواع بزهکاریهای اجتماعی و روابط نامشروع نرن، حتما به راهکارهای زیر عمل کنید.
1_همیشه فرزندت را با عنوان های محترمانه و عاطفی چون آقا، خانم و... صدا بزن
نرگس خانم، علی آقا، عزیز گلی مامان، فرشته کوچولوی من و...
2-حداقل روزی یکبار به فرزندت این جمله را بگو: عزیز دلم من به وجودت افتخار میکنم.
3-به فرزندت بیشتر از یک مهمان احترام بگذار و برای شخصیتش ارزش قائل باش.
4-به فرزندت اعتماد کن تا هر چه را تو دوست نداری هیچ گاه انجام ندهد.
5-قبل از همه چیز اختلافات خود را با همسرت در روشهای تربیتی رفع کن.
6-بیشتر برای فرزندت و حرف زدن با او وقت بگذار و کمتر از کودک زیر هفت سالت دور باش.
7-جلوی فرزندت رابطه ات با همسرت از همیشه بهتر باشد.
8-فرزندت را از صمیم قلب دوست بدار و این دوست داشتنت را همیشه ابراز کن.
9-از سه سالگی به بعد کم کم مسئولیت های فرزندت را به خودش واگذار کن.
10-اشتباهات فرزندت را ببخش و به او فرصت بازگشت بده تا محرم اسرارش باشی (حتی گاهی فرصت اشتباه کردن و ریسک کردن به او بده)
11-هر روز با کودکت بازی کن. گاهی در میان بازی بلند بلند بخندید.
12-روزهای مشخصی را صرف پیاده روی با فرزندت کن.
13-برای فرزندت مصداق واقعی صداقت، امانت داری، کنترل خشم و وفای به عهد باش.
@Library_Telegram
❤1
☕️ قطعهای از کتاب
صادقانه ترین و شفاف ترین یادداشت خودکشی یی که خوانده ام مال جورج سندرز،بازیگر انگلیسی، است:
" مردم عزیز ،من شمارا ترک می کنم چون حوصله ام سر رفته . احساس میکنم به اندازه ی کافی زندگی کرده ام. من شمارا با تمام دلواپسی هایتان در این فاضلاب دل انگیز تنها می گذارم . موفق باشید "
📕جزء از کل
✍استيو تولتز
@Library_Telegram
صادقانه ترین و شفاف ترین یادداشت خودکشی یی که خوانده ام مال جورج سندرز،بازیگر انگلیسی، است:
" مردم عزیز ،من شمارا ترک می کنم چون حوصله ام سر رفته . احساس میکنم به اندازه ی کافی زندگی کرده ام. من شمارا با تمام دلواپسی هایتان در این فاضلاب دل انگیز تنها می گذارم . موفق باشید "
📕جزء از کل
✍استيو تولتز
@Library_Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جواب کوبنده و دندانشکن کارشناس شبکه چهار به کارشناس دینی که میگوید ایران به غیراز اسلام تاریخی ندارد
درود به شرف این کارشناس...
اگر ایرانی هستی!!! نشردهید
واگر نیستی! حجت تمام است
@Library_Telegram
درود به شرف این کارشناس...
اگر ایرانی هستی!!! نشردهید
واگر نیستی! حجت تمام است
@Library_Telegram
👍1
📕 #سفرنامه_ماژلان
✍ آنتونیو پیگافتا
🔃 ذبیح الله منصوری
◼️ مـعـرفـے ڪـتـاب:
سفرنامه ماژلان نام یک کتاب ادبی است که توسط آنتونیو پیگافتا، نویسندهٔ اهل ایتالیا نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است. سفرنامه ماژلان که بی تردید بزرگترین و حیرت انگیزترین ماجرای دریانوردی تاریخ بشر باید نام گیرد و گرفته به دو بخش مرتبط به هم تقسیم میشود : تهیه مقدمات و حرکت از اسپانیا به جانب مغرب. گذشتن از تنگه ماژلان و رسیدن به سرزمینهای دور و اغلب ناشناخته تا آن زمان و جزایر ادویه که هدف اصلی سفر هیئت بود
@Library_Telegram
✍ آنتونیو پیگافتا
🔃 ذبیح الله منصوری
◼️ مـعـرفـے ڪـتـاب:
سفرنامه ماژلان نام یک کتاب ادبی است که توسط آنتونیو پیگافتا، نویسندهٔ اهل ایتالیا نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است. سفرنامه ماژلان که بی تردید بزرگترین و حیرت انگیزترین ماجرای دریانوردی تاریخ بشر باید نام گیرد و گرفته به دو بخش مرتبط به هم تقسیم میشود : تهیه مقدمات و حرکت از اسپانیا به جانب مغرب. گذشتن از تنگه ماژلان و رسیدن به سرزمینهای دور و اغلب ناشناخته تا آن زمان و جزایر ادویه که هدف اصلی سفر هیئت بود
@Library_Telegram