#یک_فنجان_تفکر ☕️
در گزارش سالانه موسسه گالوپ ۲۰۱۷، طی یک پژوهش که براساس مطالعه وضعیت ۱۴۲ کشور انجام شد، مردم ایران به عنوان عصبانیترین مردم جهان معرفی شدند. در این گزارش مردم ایران با ۵۰ درصد و عراق با ۴۹٪ و سودان جنوبی با ۴۷٪ عصبانیترین کشورهای دنیا معرفی شدهاند. با نگاهی به این فهرست مشخص می شود که مردمانی از خاورمیانه و آفریقا بیشتر از جاهای دیگر در جهان عصبانی می شوند.
محققان روانشناسی می گویند معمولا عصبیت واکنشی آمیخته از نارضایتی و ناخشنودی از وضعیت موجود است که در قالب عصبانیت بروز می کند.
همه ما هر روز شاهد دعواهای خیابانی، نزاع کلامی و هزاران مورد خشونت با یکدیگر هستیم. شاید با کمی گذشت، صبر، محبت به یکدیگر دنیای بهتری داشته باشیم. اگر کسی جلویمان پیچید، اگر سهوا به ما تنه زد و یا هزاران مورد دیگر، سعی کنیم ببخشیم و حق کسی را کف دستش نگذاریم! به فرزندان و کودکان محبت و دوستی بیاموزیم تا از صدر جدول عصبانیت و عصبیت به پایین جدول سقوط کنیم. جایی که مردمانی آرام، خوشرو و البته با میزان مطالعه بیشتر از ما قرار دارند.
✍ #مصطفی_قاجار
@Library_Telegram
در گزارش سالانه موسسه گالوپ ۲۰۱۷، طی یک پژوهش که براساس مطالعه وضعیت ۱۴۲ کشور انجام شد، مردم ایران به عنوان عصبانیترین مردم جهان معرفی شدند. در این گزارش مردم ایران با ۵۰ درصد و عراق با ۴۹٪ و سودان جنوبی با ۴۷٪ عصبانیترین کشورهای دنیا معرفی شدهاند. با نگاهی به این فهرست مشخص می شود که مردمانی از خاورمیانه و آفریقا بیشتر از جاهای دیگر در جهان عصبانی می شوند.
محققان روانشناسی می گویند معمولا عصبیت واکنشی آمیخته از نارضایتی و ناخشنودی از وضعیت موجود است که در قالب عصبانیت بروز می کند.
همه ما هر روز شاهد دعواهای خیابانی، نزاع کلامی و هزاران مورد خشونت با یکدیگر هستیم. شاید با کمی گذشت، صبر، محبت به یکدیگر دنیای بهتری داشته باشیم. اگر کسی جلویمان پیچید، اگر سهوا به ما تنه زد و یا هزاران مورد دیگر، سعی کنیم ببخشیم و حق کسی را کف دستش نگذاریم! به فرزندان و کودکان محبت و دوستی بیاموزیم تا از صدر جدول عصبانیت و عصبیت به پایین جدول سقوط کنیم. جایی که مردمانی آرام، خوشرو و البته با میزان مطالعه بیشتر از ما قرار دارند.
✍ #مصطفی_قاجار
@Library_Telegram
#انسانیت
مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم میکند، نزدیک رفت و پرسید: چرا غذایت را به این حیوان میدهی؟ کودک سگ را بوسید و گفت: این سگ نه خانه دارد، نه غذا دارد، هیچکس را هم ندارد، اگر من کمکش نکنم می میرد. مرد گفت: سگِ بی خانمان در همه جا وجود دارد، آیا تو می توانی همه آنها را از مرگ نجات دهی؟ آیا تو می توانی جهان را تغییر دهی؟ پسر نگاهی به سگ کرد و گفت: کاری که من برای این سگ می کنم، تمام جهانش را تغییر می دهد. نیازی نیست انسانِ بزرگی باشیم، انسان بودن، خود نهایتِ بزرگی است. می توان ساده بود، ولی انسان بود.
@Library_Telegram
مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم میکند، نزدیک رفت و پرسید: چرا غذایت را به این حیوان میدهی؟ کودک سگ را بوسید و گفت: این سگ نه خانه دارد، نه غذا دارد، هیچکس را هم ندارد، اگر من کمکش نکنم می میرد. مرد گفت: سگِ بی خانمان در همه جا وجود دارد، آیا تو می توانی همه آنها را از مرگ نجات دهی؟ آیا تو می توانی جهان را تغییر دهی؟ پسر نگاهی به سگ کرد و گفت: کاری که من برای این سگ می کنم، تمام جهانش را تغییر می دهد. نیازی نیست انسانِ بزرگی باشیم، انسان بودن، خود نهایتِ بزرگی است. می توان ساده بود، ولی انسان بود.
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران می كرد.
تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند.
شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو .
مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در خرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم؛
شیخ گفت :
حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم ...
حال حاجی کربلایی، مشهدی، و ... بهترین مکان برای زیارت مناطق زلزله زده است.
📕 کشکول
✍ #شیخ_بهائی
@Library_Telegram
گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران می كرد.
تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند.
شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو .
مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در خرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم؛
شیخ گفت :
حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم ...
حال حاجی کربلایی، مشهدی، و ... بهترین مکان برای زیارت مناطق زلزله زده است.
📕 کشکول
✍ #شیخ_بهائی
@Library_Telegram
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود، میگفت :
یک روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر آمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاب مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفتم و قیمت همان لپ تاپ را پرسیدم...
گفتند:
۶۹۵ یورو
نخریدم و به هوای قیمت پایین تر به مغازه سوم و چهارم و ...
بالاخره پنجمین مغازه رفتم ولی هر پنج فروشنده گفته بودند ۶۹۵ یورو.
فروشنده پنجم که ایرانی تبار بود متوجه شد که من ایرانی هستم، موقع بیرون رفتن از مغازه اش گفت
آیا شما واقعا میخواهید خرید کنید؟؟
گفتم بله، میخواهم بخرم.
گفتند اگر واقعا قصد خریدن دارید بفرمایید همینجا بخرید ، زیرا قیمت این لپ تاب در سراسر هلند همین است و به هوای ارزانی خودتان را خسته نکنید اینجا هلند است نه ایران!!
قیمت اجناس همه جا یکسان و مقطوع است و چک و چونه زدن هم بی فایده!
فکری کردم
و با خود گفتم:
راست می گوید، چون همه جا قیمت یکی بود.
از فروشنده خواستم یک لپ تاب برایم بیاورد و خودم نیز هفتصد یورو روی میز فروشنده گذاشتم و منتظر لپ تاب و باقیمانده پولم که پنج یورو بود ماندم
فروشنده کارتن لپ تاب را به دستم داد و پول را شمرد.
من منتظر بودم پنج یورو به من برگرداند
اما با تعجب دیدم که فروشنده یک اسکناس صد یورویی و یک اسکناس پنجاه یورویی و یک اسکناس پنج یورویی که میشد ۱۵۵ یورو را به من داد!!!
گفتم آقا شما که گفتید قیمت مقطوع است و تخفیف ندارد؟!؟
پس این ۱۵۰ یورو اضافه رو چرا برگردوندید؟؟!!
فروشنده خنده ای کرد و گفت:
ببین عزیزم، این ۱۵۰ تا مالیاتی است که شهروندان هلندی باید بپردازند و مسافرها از پرداخت این مالیات معاف هستند
برای همین آن را به شما پس دادم.
در کمال ناباوری از مغازه بیرون رفتم و ناخودآگاه به یاد جمله سید جمال الدین اسدآبادی افتادم که میگفت :
من در غرب اسلام دیدم مسلمان ندیدم. در شرق مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم.
@Library_Telegram
جوانی که برای یک دوره آموزشی به هلند رفته بود، میگفت :
یک روز برای خرید لپ تاپ به بازار شهر آمستردام پایتخت هلند رفتم...
به اولین مغازه فروش وسایل صوتی تصویری که رسیدم لپ تاب مورد نظرم رو قیمت کردم...
فروشنده گفت:
قیمتش ۶۹۵ یورو است.
خداحافظی کردم و به مغازه بعدی رفتم و قیمت همان لپ تاپ را پرسیدم...
گفتند:
۶۹۵ یورو
نخریدم و به هوای قیمت پایین تر به مغازه سوم و چهارم و ...
بالاخره پنجمین مغازه رفتم ولی هر پنج فروشنده گفته بودند ۶۹۵ یورو.
فروشنده پنجم که ایرانی تبار بود متوجه شد که من ایرانی هستم، موقع بیرون رفتن از مغازه اش گفت
آیا شما واقعا میخواهید خرید کنید؟؟
گفتم بله، میخواهم بخرم.
گفتند اگر واقعا قصد خریدن دارید بفرمایید همینجا بخرید ، زیرا قیمت این لپ تاب در سراسر هلند همین است و به هوای ارزانی خودتان را خسته نکنید اینجا هلند است نه ایران!!
قیمت اجناس همه جا یکسان و مقطوع است و چک و چونه زدن هم بی فایده!
فکری کردم
و با خود گفتم:
راست می گوید، چون همه جا قیمت یکی بود.
از فروشنده خواستم یک لپ تاب برایم بیاورد و خودم نیز هفتصد یورو روی میز فروشنده گذاشتم و منتظر لپ تاب و باقیمانده پولم که پنج یورو بود ماندم
فروشنده کارتن لپ تاب را به دستم داد و پول را شمرد.
من منتظر بودم پنج یورو به من برگرداند
اما با تعجب دیدم که فروشنده یک اسکناس صد یورویی و یک اسکناس پنجاه یورویی و یک اسکناس پنج یورویی که میشد ۱۵۵ یورو را به من داد!!!
گفتم آقا شما که گفتید قیمت مقطوع است و تخفیف ندارد؟!؟
پس این ۱۵۰ یورو اضافه رو چرا برگردوندید؟؟!!
فروشنده خنده ای کرد و گفت:
ببین عزیزم، این ۱۵۰ تا مالیاتی است که شهروندان هلندی باید بپردازند و مسافرها از پرداخت این مالیات معاف هستند
برای همین آن را به شما پس دادم.
در کمال ناباوری از مغازه بیرون رفتم و ناخودآگاه به یاد جمله سید جمال الدین اسدآبادی افتادم که میگفت :
من در غرب اسلام دیدم مسلمان ندیدم. در شرق مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم.
@Library_Telegram
📕 #ساعت_شوم
✍ #گابریل_گارسیا_مارکز
💠این کتاب داستان زندگی روزمره یک شهر و شهروندانش هست با کشیش و شهرداری که هر کدوم سعی دارند مردم را به شیوه خودشان رهبری کنند . اتفاقات ساده ای که در حین حل کردنشان چه اتفاقات عظیم تری را باعث می شوند و …..
💠«ساعت شوم» از جمله آثار معروف گابریل گارسیا مارکز است ین رمان از جمله آثار شاخص مارکز است که به محض انتشار در سال ۱۹۶۱ میلادی جایزه ادبی کلمبیا را نصیب نویسنده آن گابریل گارسیا مارکز کرد.
🔆قسمت های زیبایی از کتاب ساعت شوم:
💠زندگی چیزی نیست جز یک سلسله فرصت های پیاپی برای زنده ماندن
از خانه ای نیمه مخروبه کودکی بیرون دوید که فریاد می زد دریا را در یک صدف یافته . پدر انجل صدف را به گوشش گذاشت به راستی دریا آنجا بود .
حتی فاعل ترین فاعل ها روزی به مفعول های مفلوکی بدل می شوند .
@Library_Telegram
✍ #گابریل_گارسیا_مارکز
💠این کتاب داستان زندگی روزمره یک شهر و شهروندانش هست با کشیش و شهرداری که هر کدوم سعی دارند مردم را به شیوه خودشان رهبری کنند . اتفاقات ساده ای که در حین حل کردنشان چه اتفاقات عظیم تری را باعث می شوند و …..
💠«ساعت شوم» از جمله آثار معروف گابریل گارسیا مارکز است ین رمان از جمله آثار شاخص مارکز است که به محض انتشار در سال ۱۹۶۱ میلادی جایزه ادبی کلمبیا را نصیب نویسنده آن گابریل گارسیا مارکز کرد.
🔆قسمت های زیبایی از کتاب ساعت شوم:
💠زندگی چیزی نیست جز یک سلسله فرصت های پیاپی برای زنده ماندن
از خانه ای نیمه مخروبه کودکی بیرون دوید که فریاد می زد دریا را در یک صدف یافته . پدر انجل صدف را به گوشش گذاشت به راستی دریا آنجا بود .
حتی فاعل ترین فاعل ها روزی به مفعول های مفلوکی بدل می شوند .
@Library_Telegram
ساعت شوم.pdf
2.6 MB
📕 #ساعت_شوم
✍ #گابریل_گارسیا_مارکز
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegrambot
✍ #گابریل_گارسیا_مارکز
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegrambot
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
بشر طبیعت خود را تا حدودی به فساد کشانده است.زیرا این بشر گرگ به دنیا نیامده،اما گرگ شده است.خداوند به او توپ و سر نیزه نداده است،اما آدم ها خود توپ و سر نیزه را ساخته اند تا با آنها همدیگر را نابود کنند.
📕کاندید
✍ولتر
@Library_Telegram
بشر طبیعت خود را تا حدودی به فساد کشانده است.زیرا این بشر گرگ به دنیا نیامده،اما گرگ شده است.خداوند به او توپ و سر نیزه نداده است،اما آدم ها خود توپ و سر نیزه را ساخته اند تا با آنها همدیگر را نابود کنند.
📕کاندید
✍ولتر
@Library_Telegram
📕جنبش حروفیه و نهضت پسیخانیان
✍علی میرفطروس
علی میرفِطروس، نویسنده، مورخ و ایرانشناس ایرانی مقیم فرانسه است. او در دانشگاههای ایران، تاریخ و حقوق قضایی خواند و تحصیلات عالیه را در «مدرسه مطالعات عالی» (دانشگاه سوربن پاریس) دنبال کرده است. در سال ۱۹۹۲میلادی به همّت «احسان یارشاطر»، میرفطروس به یکی از برجستهترین ایرانشناسان فرانسوی، «ژان کالمار» معرفی شد و وی دوره پیش دکتری را با همین استاد در مدرسه مطالعات عالیه دانشگاه سوربن پاریس در سال ۱۹۹۴میلادی گذراند. موضوع رساله او «کتابشناسی و نقد منابع جنبش حروفیان»به زبان فرانسه منتشرشده است. بعد از سرکوب نهضت سربداران و خاتمه استقلال سادات مرعشی به دست تیمور گورکانی، حروفیه از تشکلهای سازمانیافتهای بود که توسط فضلالله استرآبادی به وجود آمد و پس از قتل او توسط میرانشاه پسر تیمور، فعالیتهایش در ظاهر متوقف شد. فضلالله حروفی که درباره معانی حروف و ارتباط آنها با ذات حق و همچنین در باب حلول و اتحاد مطالبی شبیه به اقوال باطنیه داشت، پارهای از ادعای منسوب به حلاج را نیز تجدید کرد. او برای حروف ویژگیهای اسرارآمیزی قائل بود و به همین جهت به «فضلالله حروفی» مشهور شد و پیروانش به حروفیه شهرت یافتند.
بخش هایی از کتاب عبارت است از:
خلافت عباسیان و پیشرفت فئودالیسم
قیام زنج و نهضت قرمطیان
اسلام و نبرد اندیشه ها
اوضاع اقتصادی و اجتماعی زمان حلاج
@Library_Telegram
✍علی میرفطروس
علی میرفِطروس، نویسنده، مورخ و ایرانشناس ایرانی مقیم فرانسه است. او در دانشگاههای ایران، تاریخ و حقوق قضایی خواند و تحصیلات عالیه را در «مدرسه مطالعات عالی» (دانشگاه سوربن پاریس) دنبال کرده است. در سال ۱۹۹۲میلادی به همّت «احسان یارشاطر»، میرفطروس به یکی از برجستهترین ایرانشناسان فرانسوی، «ژان کالمار» معرفی شد و وی دوره پیش دکتری را با همین استاد در مدرسه مطالعات عالیه دانشگاه سوربن پاریس در سال ۱۹۹۴میلادی گذراند. موضوع رساله او «کتابشناسی و نقد منابع جنبش حروفیان»به زبان فرانسه منتشرشده است. بعد از سرکوب نهضت سربداران و خاتمه استقلال سادات مرعشی به دست تیمور گورکانی، حروفیه از تشکلهای سازمانیافتهای بود که توسط فضلالله استرآبادی به وجود آمد و پس از قتل او توسط میرانشاه پسر تیمور، فعالیتهایش در ظاهر متوقف شد. فضلالله حروفی که درباره معانی حروف و ارتباط آنها با ذات حق و همچنین در باب حلول و اتحاد مطالبی شبیه به اقوال باطنیه داشت، پارهای از ادعای منسوب به حلاج را نیز تجدید کرد. او برای حروف ویژگیهای اسرارآمیزی قائل بود و به همین جهت به «فضلالله حروفی» مشهور شد و پیروانش به حروفیه شهرت یافتند.
بخش هایی از کتاب عبارت است از:
خلافت عباسیان و پیشرفت فئودالیسم
قیام زنج و نهضت قرمطیان
اسلام و نبرد اندیشه ها
اوضاع اقتصادی و اجتماعی زمان حلاج
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
جنبش حروفیه و نهضت پسیخانیان.pdf
5.1 MB
📕جنبش حروفیه و نهضت پسیخانیان
✍علی میرفطروس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍علی میرفطروس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
#حکایت
مردے را علت قولنج افتاد.
تمام شب از خداے درخواست ڪه بادے از وی جدا شود.
چون سحر رسید ناامید گشت و دست از زندگی شسته، تشهد میڪرد،
و میگفت بار خدایا بهشت نصیبم فرماے!
یڪی از حاضران گفت: اے نادان! از آغاز شب تا این زمان التماس بادے داشتی، پذیرفته نیامد. چگونه تقاضاے بهشتی ڪه وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گردد؟
#عبید_زاکانی
حکایت امروز ماست. نقد رو رها کردیم نسیه رو چسبیدیم.
@Library_Telegram
مردے را علت قولنج افتاد.
تمام شب از خداے درخواست ڪه بادے از وی جدا شود.
چون سحر رسید ناامید گشت و دست از زندگی شسته، تشهد میڪرد،
و میگفت بار خدایا بهشت نصیبم فرماے!
یڪی از حاضران گفت: اے نادان! از آغاز شب تا این زمان التماس بادے داشتی، پذیرفته نیامد. چگونه تقاضاے بهشتی ڪه وسعت آن به اندازه آسمانها و زمین است از تو مستجاب گردد؟
#عبید_زاکانی
حکایت امروز ماست. نقد رو رها کردیم نسیه رو چسبیدیم.
@Library_Telegram
⭕️ اکنون چه شده که تبرهایتان رابرای شکستن بتی که ساخته اید،بردوش گرفته اید؟؟
از دیروز که سخنان محسنی اژهای را در مورد احمدینژاد و گروهک احمدینژادیها شنیدم، چندین بار دست به نوشتن شدهام ... هر بار سعی کردم از زاویهای متفاوت به موضوع بپردازم ... اما هیچکدام به سرانجام نرسید ... حرفها زیادند ... دردها فروخوردهاند ... تمام حوادث و ایام نه چندان دور ِ قبل و بعد از انتخابات سال ۸۸ در جلوی چشمانم رژه میروند:
مشتهای گره کرده، صفوف به هم پیوسته، دهانهایی که ابتدا به نشانهی سکوت و البته حضور، با چسبهای ضربدری پوشیده شدهاند ... گاردیها، لباس شخصیها، گاز اشک آور، سخنرانی موسوی بر بالای خودرو، کروبی ِ شجاع، اتهامهایی که به دلسوزان زده شد. اعتراض مردم به دروغگویی عیان معجزهی هزارهی سوم، تقلب، تهدید و تحدید، حبس، حصر، کهریزک، مرتضوی و ... همه، از جلوی چشمانم رژه میروند ...
مگر ما چه میگفتیم؟ مگر ما چه میخواستیم؟ جرم ما چه بود؟ ما که بارها در مصافهای انتخاباتی برد و باخت را تجربه کرده بودیم. ما که جنبهی باخت را داشتیم ... چرا اعتراض ما را خفه کردید؟ چرا بر فرق جوانان وطن باطوم کوبیدید؟ چرا به سرمایههای وطن تجاوز کردید؟ چرا دانشجویان ما را در کوی دانشگاه به خاک و خون کشیدید؟ ... این همه هزینه را برای دفاع از موجودی کردید که ما بصیرانه دروغها و دله دزدیهایش را دیده بودیم و حب نفس نگذاشته بود که شما ببینید ... شما پشت کسی ایستادید که هیچ اعتقادی به ماندن در پشت اصول و ارزشها و اخلاق نداشت و ادبش، به ز دولتش نبود ... شما کسی را برای حذف مخالفینتان انتخاب کردید که سلامت روانی مناسبی نداشت. شما ناجوانمردانه از ابزار سرکوب برای اعتراضهای به حق مردم استفاده کردید.
ما میخواستیم ایرانی آباد و سالم و پیشرفته داشته باشیم و رئیس جمهور ما اسباب خجالت ما را در دنیا فراهم نکند ... ما میخواستیم با بد و خوب رای خودمان زندگی کنیم ... ما میخواستیم سایهی شوم دروغگویی و لمپن مآبی بر سر ِ ما نباشد ...
اکنون چه شده است که تبرهایتان را برای شکستن بتی که خودتان ساختهاید، بر دوش گرفتهاید؟
احمدی نژاد که عوض نشده است! اما کسانی که در مقابلش قرار گرفتهاند تغییر کردهاند. تا دیروز که سیاستهای شما با دستهای مفلوک یار غاتان اجرایی میشد و دروغهای شما از زبان حراف او بیان میگردید، اطاعت از او را اطاعت از خدا میدانستید، او را شعیببن صالح میخواندید و مخالفت با دولتش را مخالفت با حکومت امام زمان قلمداد میکردید ... و حال که در روبروی شما ایستاده و با همان ابزار قبلی شما را به زیر میکشد، او را بیتوجه، لات، حراف، دروغگو و ... خطاب میکنید. چرا فقط وقتی که منافع شما به خطر میافتد، زبان الکن شما بلبلی میخواند؟ چرا زمانی که احمدینژاد به پشتوانهی شمایان به پدیدهای تبدیل شده بود که میتوانست به دوربین زل بزند و دروغ بگوید، زبانتان بند آمده بود؟
آقای اژهای و تمام کسانی که تا دیروز تمام قد برای حفظ این جرثومهی فساد و دروغ از سرمایههای کشور مایه گذاشتید؛ شما چه بخواهید و چه نخواهید در جنایات و دروغها و دغلهای او شریکید و نظرتان به نظر ایشان نزدیکتر است ...
#علیرضا_صیادی
@Library_Telegram
از دیروز که سخنان محسنی اژهای را در مورد احمدینژاد و گروهک احمدینژادیها شنیدم، چندین بار دست به نوشتن شدهام ... هر بار سعی کردم از زاویهای متفاوت به موضوع بپردازم ... اما هیچکدام به سرانجام نرسید ... حرفها زیادند ... دردها فروخوردهاند ... تمام حوادث و ایام نه چندان دور ِ قبل و بعد از انتخابات سال ۸۸ در جلوی چشمانم رژه میروند:
مشتهای گره کرده، صفوف به هم پیوسته، دهانهایی که ابتدا به نشانهی سکوت و البته حضور، با چسبهای ضربدری پوشیده شدهاند ... گاردیها، لباس شخصیها، گاز اشک آور، سخنرانی موسوی بر بالای خودرو، کروبی ِ شجاع، اتهامهایی که به دلسوزان زده شد. اعتراض مردم به دروغگویی عیان معجزهی هزارهی سوم، تقلب، تهدید و تحدید، حبس، حصر، کهریزک، مرتضوی و ... همه، از جلوی چشمانم رژه میروند ...
مگر ما چه میگفتیم؟ مگر ما چه میخواستیم؟ جرم ما چه بود؟ ما که بارها در مصافهای انتخاباتی برد و باخت را تجربه کرده بودیم. ما که جنبهی باخت را داشتیم ... چرا اعتراض ما را خفه کردید؟ چرا بر فرق جوانان وطن باطوم کوبیدید؟ چرا به سرمایههای وطن تجاوز کردید؟ چرا دانشجویان ما را در کوی دانشگاه به خاک و خون کشیدید؟ ... این همه هزینه را برای دفاع از موجودی کردید که ما بصیرانه دروغها و دله دزدیهایش را دیده بودیم و حب نفس نگذاشته بود که شما ببینید ... شما پشت کسی ایستادید که هیچ اعتقادی به ماندن در پشت اصول و ارزشها و اخلاق نداشت و ادبش، به ز دولتش نبود ... شما کسی را برای حذف مخالفینتان انتخاب کردید که سلامت روانی مناسبی نداشت. شما ناجوانمردانه از ابزار سرکوب برای اعتراضهای به حق مردم استفاده کردید.
ما میخواستیم ایرانی آباد و سالم و پیشرفته داشته باشیم و رئیس جمهور ما اسباب خجالت ما را در دنیا فراهم نکند ... ما میخواستیم با بد و خوب رای خودمان زندگی کنیم ... ما میخواستیم سایهی شوم دروغگویی و لمپن مآبی بر سر ِ ما نباشد ...
اکنون چه شده است که تبرهایتان را برای شکستن بتی که خودتان ساختهاید، بر دوش گرفتهاید؟
احمدی نژاد که عوض نشده است! اما کسانی که در مقابلش قرار گرفتهاند تغییر کردهاند. تا دیروز که سیاستهای شما با دستهای مفلوک یار غاتان اجرایی میشد و دروغهای شما از زبان حراف او بیان میگردید، اطاعت از او را اطاعت از خدا میدانستید، او را شعیببن صالح میخواندید و مخالفت با دولتش را مخالفت با حکومت امام زمان قلمداد میکردید ... و حال که در روبروی شما ایستاده و با همان ابزار قبلی شما را به زیر میکشد، او را بیتوجه، لات، حراف، دروغگو و ... خطاب میکنید. چرا فقط وقتی که منافع شما به خطر میافتد، زبان الکن شما بلبلی میخواند؟ چرا زمانی که احمدینژاد به پشتوانهی شمایان به پدیدهای تبدیل شده بود که میتوانست به دوربین زل بزند و دروغ بگوید، زبانتان بند آمده بود؟
آقای اژهای و تمام کسانی که تا دیروز تمام قد برای حفظ این جرثومهی فساد و دروغ از سرمایههای کشور مایه گذاشتید؛ شما چه بخواهید و چه نخواهید در جنایات و دروغها و دغلهای او شریکید و نظرتان به نظر ایشان نزدیکتر است ...
#علیرضا_صیادی
@Library_Telegram
#طنز
از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه، به مامانم میگم مامان جون شامم رو میدی بخورم.😜
گفت واسه تو شام درست نکردم!!!؟؟😒
گفتم یعنی چی؟🙄
گفت: برو شامت رو دانلود کن با بچه های گروه دور همی بخورید..!😄
بابام گفت لایک👍
داداشم گفت مامان با اجازه copy😐
میگم مامان اخه گشنمه! گفت:همین که هست دوس نداري لفت بده ..! 😐😳😱
مامانهام راه افتادن
@Library_Telegram
از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه، به مامانم میگم مامان جون شامم رو میدی بخورم.😜
گفت واسه تو شام درست نکردم!!!؟؟😒
گفتم یعنی چی؟🙄
گفت: برو شامت رو دانلود کن با بچه های گروه دور همی بخورید..!😄
بابام گفت لایک👍
داداشم گفت مامان با اجازه copy😐
میگم مامان اخه گشنمه! گفت:همین که هست دوس نداري لفت بده ..! 😐😳😱
مامانهام راه افتادن
@Library_Telegram
آیا میدانستید؟
در قرن گذشته، سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود.
فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد ميکرد.
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد.
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد.
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند.
قضات، احکام خود را ميفروختند.
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است.
اما من به معلمان روى آوردم.
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را میسازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اينگونه بود که سنگاپور به کشورى متمدن و قدرتمند تبديل شد.
لى کى وان يو
بنيان گذار سنگاپور جديد
@Library_Telegram
در قرن گذشته، سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود.
فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد ميکرد.
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد.
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد.
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند.
قضات، احکام خود را ميفروختند.
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است.
اما من به معلمان روى آوردم.
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را میسازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اينگونه بود که سنگاپور به کشورى متمدن و قدرتمند تبديل شد.
لى کى وان يو
بنيان گذار سنگاپور جديد
@Library_Telegram
خیلی ها که عاشق کشورشان هستند دوست دارند فرصتی خاص پیش بیاید و نشان دهند که تا چه اندازه حاضرند برای سرزمین مادری شان با تمام وجود قدم بردارند.
من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت.
هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران.
@Library_Telegram
من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت.
هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران.
@Library_Telegram
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد...
پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع می کردند به جزء آن زن.. ، از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه می کرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟!
زنهای روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید..
بنابراین با حمله ای دست جمعی ، او را کشتند.
(شرافت را کشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)...
این است واقعیت فاسدین جامعه؛
هر انسان شریفی را
می کُشند،
تخریب می کنند،
دروغ می بندند،
عزل می کنند،
از دسترس مردم دور می کنند
و ......
تا فسادشان آشکار نشود !!!!
@Library_Telegram
سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز کردند به استثناء یک زن که با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد...
پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع می کردند به جزء آن زن.. ، از خانه اش با عزت و افتخار در حالی خارج شد که با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه می کرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی کند بدون آنکه بمیرم یا او را بکشم؟!
زنهای روستا به یکدیگر نگاه کردند و تصمیم گرفتند او را بکشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید..
بنابراین با حمله ای دست جمعی ، او را کشتند.
(شرافت را کشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)...
این است واقعیت فاسدین جامعه؛
هر انسان شریفی را
می کُشند،
تخریب می کنند،
دروغ می بندند،
عزل می کنند،
از دسترس مردم دور می کنند
و ......
تا فسادشان آشکار نشود !!!!
@Library_Telegram
متنی زیبا از فروید پدر روان شناسی دنیا...
وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى بچه گانه اند ...
یا مدام براى نبودنت...
براى خط زدنت تلاش مى کنند؟...
نه! همیشه جنگیدن خوب نیست!...
من همیشه جنگیده ام تا چیزى را عوض کنم...
اما این روزها فهمیده ام که با آدم هاى کوته نظر نباید جنگید...
فهمیده ام براى اثبات دوست داشتن نباید جنگید...
براى به دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید...
براى اثبات خوب بودن نباید جنگید...
این روزها نسخه فاصله گرفتن را مى پیچم براى هر کسى که رنجم مى دهد...
از آدم هایى که زیاد دروغ مى گویند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که زیاد ظلم می کنند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که حرمتم را نگه نمی دارند...
فاصله می گیرم...
با حقارت برخى آدم ها و دل هایشان نباید جنگید...
باید نادیده شان گرفت ...
و گذشت ...
و بخشیدشان...
نه براى این که مستحق بخشش اند...
براى این که من مستحق آرامشم
@Library_Telegram
وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى بچه گانه اند ...
یا مدام براى نبودنت...
براى خط زدنت تلاش مى کنند؟...
نه! همیشه جنگیدن خوب نیست!...
من همیشه جنگیده ام تا چیزى را عوض کنم...
اما این روزها فهمیده ام که با آدم هاى کوته نظر نباید جنگید...
فهمیده ام براى اثبات دوست داشتن نباید جنگید...
براى به دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید...
براى اثبات خوب بودن نباید جنگید...
این روزها نسخه فاصله گرفتن را مى پیچم براى هر کسى که رنجم مى دهد...
از آدم هایى که زیاد دروغ مى گویند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که زیاد ظلم می کنند...
فاصله می گیرم...
از آدم هایى که حرمتم را نگه نمی دارند...
فاصله می گیرم...
با حقارت برخى آدم ها و دل هایشان نباید جنگید...
باید نادیده شان گرفت ...
و گذشت ...
و بخشیدشان...
نه براى این که مستحق بخشش اند...
براى این که من مستحق آرامشم
@Library_Telegram
📕ایران برآمدن رضاخان(برافتادن قاجار و نقش انگلیسها)
✍سیروس غنی
کودتای سوم اسفند 1299ه.ش. و ظاهر شدن رضاخان در صحنه سیاسی کشور، سپس اوجگیری سریع و مستمر مقام و موقعیت وی و سرانجام، برافتادن سلسله قاجاریه و بر تخت نشستن عنصر نظامی کودتا به عنوان شاه تازه، تاکنون در مقالات و کتابهای متعددی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این موضوع، دستمایه پژوهش تاریخی آقای «سیروس غنی» نیز واقع شده است که حاصل آن به صورت کتاب «ایران؛ برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها»، در دسترس همگان قرار دارد. شاید بتوان گفت وجه ممیزه این کتاب از سایر کتابهای با همین موضوع، ابتنای آن بر مجموعه گستردهای از اسناد منتشره توسط وزارت امور خارجه انگلیس و البته بعضاً وزارت امور خارجه آمریکاست؛ به طوری که باید کتاب حاضر را روایت بازسازی شده براساس اسناد مزبور از وقایع و تحولات منتهی به کودتای 1299 و سالهای پس از آن، تا تأسیس سلسله پهلوی توسط رضاخان، به شمار آورد. همانگونه که نویسنده، خود در پیشگفتار بیان داشته مدت دو سال وقت صرف «پژوهش و نسخهبرداری پیامهای تلگرافی در اداره اسناد عمومی و آرشیو ایالات متحده در واشینگتن و مریلند» کرده است تا چنین مجموعه اسنادی را برای نگارش کتاب مزبور گردآوری کند.
@Library_Telegram
✍سیروس غنی
کودتای سوم اسفند 1299ه.ش. و ظاهر شدن رضاخان در صحنه سیاسی کشور، سپس اوجگیری سریع و مستمر مقام و موقعیت وی و سرانجام، برافتادن سلسله قاجاریه و بر تخت نشستن عنصر نظامی کودتا به عنوان شاه تازه، تاکنون در مقالات و کتابهای متعددی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این موضوع، دستمایه پژوهش تاریخی آقای «سیروس غنی» نیز واقع شده است که حاصل آن به صورت کتاب «ایران؛ برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها»، در دسترس همگان قرار دارد. شاید بتوان گفت وجه ممیزه این کتاب از سایر کتابهای با همین موضوع، ابتنای آن بر مجموعه گستردهای از اسناد منتشره توسط وزارت امور خارجه انگلیس و البته بعضاً وزارت امور خارجه آمریکاست؛ به طوری که باید کتاب حاضر را روایت بازسازی شده براساس اسناد مزبور از وقایع و تحولات منتهی به کودتای 1299 و سالهای پس از آن، تا تأسیس سلسله پهلوی توسط رضاخان، به شمار آورد. همانگونه که نویسنده، خود در پیشگفتار بیان داشته مدت دو سال وقت صرف «پژوهش و نسخهبرداری پیامهای تلگرافی در اداره اسناد عمومی و آرشیو ایالات متحده در واشینگتن و مریلند» کرده است تا چنین مجموعه اسنادی را برای نگارش کتاب مزبور گردآوری کند.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
ایران، برآمدن رضاخان.pdf
8.4 MB
📕ایران برآمدن رضاخان(برافتادن قاجار و نقش انگلیسها)
✍سیروس غنی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍سیروس غنی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
🔴 برخيزيد و آماده باشيد كه آن لولويی كه #ممه را برد، ممه را خورده و خودش برگشته!
(تاریخ انتشار: ۶ آذر ماه ۱۳۹۶)
نويسنده ناشناس!!!
آنچنان عده ای مات و مبهوت رفتار امروز احمدی نژاد شده اند و به او می تازند و عربده می كشند و پشت هم پنهان می شوند و با انگشت اتهام او را نشان می دهند كه انگار ما بوديم كه ديروز برای هتک حرمت ها و بی قانونی هايش كف و دست و هورا و كِل مي كشيديم!
احمدی نژاد كه فرقی نكرده، چرا او را منحرف می خوانيد؟! مگر او همان کودکی نيست كه سالها كوكش می كرديد و بادش می كرديد كه بت هاشمی را برايتان بكشند؟
خوب شكست!
آيت الله هم كه رفت...
مگر همانی نيست كه كيف می كرديد از پررویی و بی حیایی هايش به بزرگان نظام و مخالفان سیاسی خودتان؟!
خاتمی كه ممنوع است، موسوی و کروبی هم كه هفت سال است در حصرند و خاموش...
ناطق نوری هم كه خانه نشين شد، خوب وقتی ديگر بزرگی نمانده باشد و عروسكتان هنوز كوكش باقی مانده باشد سراغ چه کسی می رود؟ هر كه مانده باشد...
چه کسی مانده جز خودتان؟!
حالا شد منحرف؟
چون توصيه های مشايی را به توصيه های رهبری ارجح می داند منحرف شده؟
وقتی می خواهد جانش را فدای بقایی كند منحرف است؟ يا زمانی كه انگشت خود را در سوراخ فساد شما كرده؟
چقدر زود فراموش كرديد روزهایی را كه به مردم توصيه می كرديد اطاعت از او اطاعت از خداست؟
چقدر زود يادتان رفت روزهایی را كه بت ولايت مداری از او ساختيد؟ خرقه ی مردم داری، دين داری، ولايت دوستی و انقلابی را بر او می پوشانديد؟ او فرقی كرده؟ همان احمدی نژاد است با همان بگم بگم هايش، با همان بی قانونی ها و حماقت هايش، با همان فتنه گری ها و دریدگی هايش...
اما با يك تفاوت کوچک، اين بار به سراغ شما آمده...
برخيزيد و آماده باشيد كه آن لولويی كه ممه را برد، ممه را خورده و خودش برگشته!!!
پ ن:
جناب آقای دادستان كل، نترسيد نترسيد، شما همه باهم هستيد!
#احمدی_نژاد
#آسياب_به_نوبت
@Library_Telegram
(تاریخ انتشار: ۶ آذر ماه ۱۳۹۶)
نويسنده ناشناس!!!
آنچنان عده ای مات و مبهوت رفتار امروز احمدی نژاد شده اند و به او می تازند و عربده می كشند و پشت هم پنهان می شوند و با انگشت اتهام او را نشان می دهند كه انگار ما بوديم كه ديروز برای هتک حرمت ها و بی قانونی هايش كف و دست و هورا و كِل مي كشيديم!
احمدی نژاد كه فرقی نكرده، چرا او را منحرف می خوانيد؟! مگر او همان کودکی نيست كه سالها كوكش می كرديد و بادش می كرديد كه بت هاشمی را برايتان بكشند؟
خوب شكست!
آيت الله هم كه رفت...
مگر همانی نيست كه كيف می كرديد از پررویی و بی حیایی هايش به بزرگان نظام و مخالفان سیاسی خودتان؟!
خاتمی كه ممنوع است، موسوی و کروبی هم كه هفت سال است در حصرند و خاموش...
ناطق نوری هم كه خانه نشين شد، خوب وقتی ديگر بزرگی نمانده باشد و عروسكتان هنوز كوكش باقی مانده باشد سراغ چه کسی می رود؟ هر كه مانده باشد...
چه کسی مانده جز خودتان؟!
حالا شد منحرف؟
چون توصيه های مشايی را به توصيه های رهبری ارجح می داند منحرف شده؟
وقتی می خواهد جانش را فدای بقایی كند منحرف است؟ يا زمانی كه انگشت خود را در سوراخ فساد شما كرده؟
چقدر زود فراموش كرديد روزهایی را كه به مردم توصيه می كرديد اطاعت از او اطاعت از خداست؟
چقدر زود يادتان رفت روزهایی را كه بت ولايت مداری از او ساختيد؟ خرقه ی مردم داری، دين داری، ولايت دوستی و انقلابی را بر او می پوشانديد؟ او فرقی كرده؟ همان احمدی نژاد است با همان بگم بگم هايش، با همان بی قانونی ها و حماقت هايش، با همان فتنه گری ها و دریدگی هايش...
اما با يك تفاوت کوچک، اين بار به سراغ شما آمده...
برخيزيد و آماده باشيد كه آن لولويی كه ممه را برد، ممه را خورده و خودش برگشته!!!
پ ن:
جناب آقای دادستان كل، نترسيد نترسيد، شما همه باهم هستيد!
#احمدی_نژاد
#آسياب_به_نوبت
@Library_Telegram