روزنامهای در بندر خریدم و به مقالهای دربارهی پیرزنی برخوردم که گربهها او را خورده بودند. زنی بود هفتادساله و تک و تنها در حومهی آتن با یک جور زندگی آرام، فقط او و سه گربه در یک آپارتمان تکخوابه. روزی ناگهان دمر روی کاناپهای کلهپا شد ــ به احتمال قوی از سکتهی قلبی. هیچ کس نفهمید بعد از افتادن چقدر طول کشید تا بمیرد. پیرزن نه قوم و خویشی داشت، نه دوستی که مرتب از او دیدار کند و یک هفته طول کشید تا جسدش کشف شود. درها و پنجرهها همه بسته بود و گربهها به دام افتاده بودند. توی آپارتمان غذا نبود. گیریم که تو یخچال خوراکی بود، اما گربهها که نمیتوانستند در یخچال را وا کنند. گربهها که از گرسنگی داشتند تلف میشدند، رفتند سروقت خوردن جسد صاحبشان.
📗 گربه های آدمخوار
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
📗 گربه های آدمخوار
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
👍9
📚 کافکا در کرانه
👤 هاروکی موراکامی
✍🏻 فکر میکنید روزی این توانایی را کسب کنید که با گربه ها صحبت کنید؟ یا اینکه الهاماتی درونی به شما بگوید که الان بهتر است چه کاری انجام دهید، امروز به کجا بروید و یا منتظر چه چیزی باشید؟ احتمالا اگر این کارها را انجام دهید، از نظر بقیه فردی عجیب و غریب به نظر میرسید. اما «ناکاتا» این توانایی را پیدا کرده تا در کتاب «کافکا در کرانه» با گربهها حرف بزند و با الهامات درونیاش در دنیای موازی که «هاروکی موراکامی» نویسنده مشهور ژاپنی خلق کرده در کنار پسری به نام «کافکا» در جهان موازی دیگری، زندگی کند.
👤 هاروکی موراکامی
✍🏻 فکر میکنید روزی این توانایی را کسب کنید که با گربه ها صحبت کنید؟ یا اینکه الهاماتی درونی به شما بگوید که الان بهتر است چه کاری انجام دهید، امروز به کجا بروید و یا منتظر چه چیزی باشید؟ احتمالا اگر این کارها را انجام دهید، از نظر بقیه فردی عجیب و غریب به نظر میرسید. اما «ناکاتا» این توانایی را پیدا کرده تا در کتاب «کافکا در کرانه» با گربهها حرف بزند و با الهامات درونیاش در دنیای موازی که «هاروکی موراکامی» نویسنده مشهور ژاپنی خلق کرده در کنار پسری به نام «کافکا» در جهان موازی دیگری، زندگی کند.
❤24
اوضاع هیچوقت مطابق میل تو پیش نمیرود، اما همین زندگی را جالب میکند و به آن معنا میدهد.
📗 کافکا در کرانه
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
📗 کافکا در کرانه
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
👍26
📚 نفر هفتم
👤 هاروکی موراکامی
✍🏻 کتاب نفر هفتم، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی هاروکی موراکامی است که اولین بار در سال 2006 انتشار یافت. این مجموعه، دربردارنده ی داستان های هیجان انگیزی است که به خوبی، تسلط موراکامی را بر این فُرم نشان می دهند. این داستان ها که از اتفاقات سوررئال تا رویدادهای معمولی را شامل می شوند، نشان دهنده ی توانایی کم نظیر موراکامی در تبدیل گونه های مختلف زندگی انسان ها به قصه هایی رویاگونه، فراموش نشدنی و بی نهایت جذاب هستند. در کتاب نفر هفتم، میمونی مجرم، مردی یخ فروش، رویاهایی که به ما هویت می بخشند و آرزوهایمان، به چشم می خورند. شخصیت های موراکامی چه در ملاقاتی تصادفی در ایتالیا باشند و چه در تبعیدی عاشقانه در یونان، با فقدان های بزرگ، افکار ضد و نقیض، درخشش یک کرم شبتاب و فاصله هایی رنج آور مواجه می شوند.
👤 هاروکی موراکامی
✍🏻 کتاب نفر هفتم، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی هاروکی موراکامی است که اولین بار در سال 2006 انتشار یافت. این مجموعه، دربردارنده ی داستان های هیجان انگیزی است که به خوبی، تسلط موراکامی را بر این فُرم نشان می دهند. این داستان ها که از اتفاقات سوررئال تا رویدادهای معمولی را شامل می شوند، نشان دهنده ی توانایی کم نظیر موراکامی در تبدیل گونه های مختلف زندگی انسان ها به قصه هایی رویاگونه، فراموش نشدنی و بی نهایت جذاب هستند. در کتاب نفر هفتم، میمونی مجرم، مردی یخ فروش، رویاهایی که به ما هویت می بخشند و آرزوهایمان، به چشم می خورند. شخصیت های موراکامی چه در ملاقاتی تصادفی در ایتالیا باشند و چه در تبعیدی عاشقانه در یونان، با فقدان های بزرگ، افکار ضد و نقیض، درخشش یک کرم شبتاب و فاصله هایی رنج آور مواجه می شوند.
👍8
ترس همیشه اونجاست و به شکل ها و در زمان های متفاوتی به سراغ ما میاد و غافلگیرمون می کنه، اما ترسناکترین کاری که ممکنه در چنین مواقعی انجام بدیم، اینه که چشمامونو ببندیم و به اون پشت کنیم، چون در همچین موقعی باارزشترین جوهره ی وجودمون رو به چیز دیگه ای تسلیم می کنیم
📗 نفر هفتم
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
📗 نفر هفتم
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
❤7
این داستان درباره زنی متاهل و دارای فرزند هست که دچار بی خوابی میشود ولی به کسی نمی گوید. اما همسر و فرزندش به چیزی مشکوک نمی شوند. “در روند زندگی مان تغییری نکرده است . ارام و یکنواخت صبح ها وقتی همسرم و پسرم را بدرقه می کنم.
📗 خواب
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
📗 خواب
👤 هاروکی موراکامی
📚 @LibraryPersianpdf
❤6
📚 هویت نامعلوم
👤 ژرژ سیمنون
✍🏻 بالای نتردام گنجشکها در دسته بزرگی کنار ناودانها کز کرده بودند. آنها از خیابان به سختی دیده می شدند. قایق های بارکش پشت سر هم از حومه پاریس می رسیدند. یدک کشی با دماغه سفید و قرمز برای گذشتن از زیر پل پُنت سن لویی، لوله دودکش خود را پایین آورد؛ انگار می خواست سلام کند..
👤 ژرژ سیمنون
✍🏻 بالای نتردام گنجشکها در دسته بزرگی کنار ناودانها کز کرده بودند. آنها از خیابان به سختی دیده می شدند. قایق های بارکش پشت سر هم از حومه پاریس می رسیدند. یدک کشی با دماغه سفید و قرمز برای گذشتن از زیر پل پُنت سن لویی، لوله دودکش خود را پایین آورد؛ انگار می خواست سلام کند..
❤5
اتومبیل آبپاش در حالیکه از لابلای فرچه غلتک مانند خود روی آسفالت آب می پاشید، از خیابان گذشت. سطح خیابان تیره شد. یک سگ زرد رنگ و درشت هیکل کنار خیابان نشسته بود و خود را لیس میزد.
پیرمرد نیم تنه ای روشن و تقریبا سفید رنگ پوشیده بود که آدم را یاد لباس های مناطق حاره می انداخت و کلاهی حصیری بر سر داشت. گویی همه چیز بر اساس تقدیر الهی پیش می رفت. گرما در اطراف برج های کلیسای نتردام موج میزد.
📗 هویت نامعلوم
👤 ژرژ سیمنون
📚 @LibraryPersianpdf
پیرمرد نیم تنه ای روشن و تقریبا سفید رنگ پوشیده بود که آدم را یاد لباس های مناطق حاره می انداخت و کلاهی حصیری بر سر داشت. گویی همه چیز بر اساس تقدیر الهی پیش می رفت. گرما در اطراف برج های کلیسای نتردام موج میزد.
📗 هویت نامعلوم
👤 ژرژ سیمنون
📚 @LibraryPersianpdf
❤3
اینجا شهر آدم جعبه ای هاست
شرط اصلی سکونت در آن
ناشناس بودن است و حق شهروندی
فقط به کسانی داده میشود
که کسی نباشند!
📗 آدم جعبه ای
👤 کوبو آبه
📚 @LibraryPersianpdf
شرط اصلی سکونت در آن
ناشناس بودن است و حق شهروندی
فقط به کسانی داده میشود
که کسی نباشند!
📗 آدم جعبه ای
👤 کوبو آبه
📚 @LibraryPersianpdf
👍2
چشمانت راز آتش است
و عشقت پیروزی آدمى است
هنگامیکه
به جنگ تقدیر میشتابد،
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مُردن...
📗 آیدا در آینه
👤 احمد شاملو
📚 @LibraryPersianpdf
و عشقت پیروزی آدمى است
هنگامیکه
به جنگ تقدیر میشتابد،
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مُردن...
📗 آیدا در آینه
👤 احمد شاملو
📚 @LibraryPersianpdf
❤9