📚 پیرمرد و دریا
👤 ارنست همینگوی
✍ شروع داستان خواننده با اسمی به نام سانتیاگو آشنا میشود که او یک ماهیگیر کوبایی میباشد. که میخواهد تلاشهای این ماهیگیر کوبایی را نشان دهد که در آن سوی دریاها به دنبال صید کردن یک نیزهماهی بسیار بزرگ میباشد که به نوعی برای خودش مبارزه مرگ و زندگی میباشد. سانتیاگو یک ماهیگیر باتجربه می باشد که در گلف استریم به مدت 84 روز است که هیچ ماهی صید نکردهاست.
👤 ارنست همینگوی
✍ شروع داستان خواننده با اسمی به نام سانتیاگو آشنا میشود که او یک ماهیگیر کوبایی میباشد. که میخواهد تلاشهای این ماهیگیر کوبایی را نشان دهد که در آن سوی دریاها به دنبال صید کردن یک نیزهماهی بسیار بزرگ میباشد که به نوعی برای خودش مبارزه مرگ و زندگی میباشد. سانتیاگو یک ماهیگیر باتجربه می باشد که در گلف استریم به مدت 84 روز است که هیچ ماهی صید نکردهاست.
👍21
سانتیاگو: بهتره به چیزایی که ندارم فکر نکنم بجاش
به چیزایی که دارم فکر میکنم؛
من یه عالمه امید دارم بهتره به امید فکر کنم !
📗 پیرمرد و دریا
👤 ارنست همینگوی
📚 @LibraryPersianpdf
به چیزایی که دارم فکر میکنم؛
من یه عالمه امید دارم بهتره به امید فکر کنم !
📗 پیرمرد و دریا
👤 ارنست همینگوی
📚 @LibraryPersianpdf
❤18
📚 وداع با اسلحه
👤 ارنست همینگوی
✍ داستان فردریک هنری، جوانی است که گرفتار جنگ بیهوده ای گشته که هیچ کس معنای ان را نمی فهمد.
سربازانش با ان مخالف اند، افسرانش سرخورده اند و تکلیف خود را نمی دانند.
سرداران ابتدا فرمان عقب نشینی می دهند و سپس کسانی را که عقب نشینی کرده اند را تیر باران می کنند. گرچه فردریک از جنگ جان سالم بدر می برد اما مردی که در پایان کتاب در زیر باران به هتل باز می گردد تا اعماق روحش زخمی و خونین است.
👤 ارنست همینگوی
✍ داستان فردریک هنری، جوانی است که گرفتار جنگ بیهوده ای گشته که هیچ کس معنای ان را نمی فهمد.
سربازانش با ان مخالف اند، افسرانش سرخورده اند و تکلیف خود را نمی دانند.
سرداران ابتدا فرمان عقب نشینی می دهند و سپس کسانی را که عقب نشینی کرده اند را تیر باران می کنند. گرچه فردریک از جنگ جان سالم بدر می برد اما مردی که در پایان کتاب در زیر باران به هتل باز می گردد تا اعماق روحش زخمی و خونین است.
👍15
کاترین: از حرفهای من ناراحت نشو ما هردو یکی هستیم نباید عمدا بین خودمون سوءتفاهم به وجود بیاریم.
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
📗 وداع با اسلحه
👤 ارنست همینگوی
📚 @LibraryPersianpdf
فردریک: چه جوری؟
کاترین: آدمهایی که همدیگر رو دوست دارند مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم بوجود میارند و دعوا می کنند بعد یهو می بینند که دیگه همدیگر رو دوست ندارند.
فردریک: ما دعوا نمی کنیم.
کاترین: نباید هم دعوا کنیم چون اگر توی این دنیا اتفاقی بین منو تو بیفته همدیگرو از دست میدیم، اونوقت میفتیم دست دیگران ...!
📗 وداع با اسلحه
👤 ارنست همینگوی
📚 @LibraryPersianpdf
❤22
📚 حریم
👤 ویلیام فاکنر
✍ داستان چهارچوب جنایی و معمایی داره . گودوین به همراه همکارانش در خانه ای در میان جنگل مشروب می سازند و آن را به اهالی به صورت قاچاق می فروشند . بن بو وکیلی است که با همسرش به هم زده و طی راه خود به خانه سابق والدینش یک روز مهمان گودوین می شود . از سوی دیگر تمپل نیز دختر جوان و محصلی است که روزی با پسری قرار ملاقات دارد و پسر از او می خواهد سر راه به خانه گودوین بروند و مقداری مشروب بخرند اما در آن جا مست می کند و تمپل مجبور می شود همراه او شب را در آنجا ماندگار شود . پاپای یکی از کارمندان گودوین است که قصد تجاوز به تمپل را دارد و تامی کارمند دیگری است که سعی می کند جلوی او را بگیرد و ..
👤 ویلیام فاکنر
✍ داستان چهارچوب جنایی و معمایی داره . گودوین به همراه همکارانش در خانه ای در میان جنگل مشروب می سازند و آن را به اهالی به صورت قاچاق می فروشند . بن بو وکیلی است که با همسرش به هم زده و طی راه خود به خانه سابق والدینش یک روز مهمان گودوین می شود . از سوی دیگر تمپل نیز دختر جوان و محصلی است که روزی با پسری قرار ملاقات دارد و پسر از او می خواهد سر راه به خانه گودوین بروند و مقداری مشروب بخرند اما در آن جا مست می کند و تمپل مجبور می شود همراه او شب را در آنجا ماندگار شود . پاپای یکی از کارمندان گودوین است که قصد تجاوز به تمپل را دارد و تامی کارمند دیگری است که سعی می کند جلوی او را بگیرد و ..
❤🔥4
زندگی به من آموخت،
که همیشه منتظر
حمله احتمالی کسی باشم
که به او خوبی فراوان کردم!
📗 حریم
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
که همیشه منتظر
حمله احتمالی کسی باشم
که به او خوبی فراوان کردم!
📗 حریم
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
👍15
این داستان کوتاه از پنج بخش تشکیل شده است، اما به دلیل نوع روایت و فرم اجرای کار گویی متنی است بدون فاصله و مکث و سکته. شایع شده است که پیردختری به نام دوشیزه «مینی» که احدی از مردها به او توجه نشان نمی دهد، مورد اهانت واقع شده است. این که فرد متعارض چه به او گفته است یا با او چه کرده است، در پرده ابهام است و هیچ کس چیزی نمی داند. خودش هم به «عمد» چیزی نمی گوید و فقط با چهره یک مطلوم و نگاهی مطلومانه تر، می خواهد به زبان بی زبانی به همه بگوید که موضوع از آن چیزی که بر سر زبان هاست، فاجعه آمیزتر است. شما از منِ ِ نوعی از شخصی که اطلاعاتی درباره من دارد، سؤال می کنید که فلانی چه جور آدمی است.
📗 سپتامبر بی باران
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
📗 سپتامبر بی باران
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
👍4
آن چه يك طفل میتواند قبول كند ، يا جذب آن شود حدي دارد . آن چه يك طفل میتوان باور كند حدي ندارد ، چون بچه همه چيز را ميتواند باور كند ، به شرط آن كه مهلت زماني داشته باشد ، اما آن چه ميتواند قبول كند حدي در زمان دارد
📗 تسخیر ناپذیر
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
📗 تسخیر ناپذیر
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
👍4
موضوع پیدا شدن ِ فسیل حشره ای بر روی شهاب سنگی است که ناسا آن را شناسایی کرده و حالا بحث این داستان این است که در فضا حیات وجود دارد یا خیر؟
📗 نقطه فریب
👤 دن براون
📚 @LibraryPersianpdf
📗 نقطه فریب
👤 دن براون
📚 @LibraryPersianpdf
❤5
📚 دوزخ
👤 دن براون
✍ رابرت لانگدون در یک بیمارستان در مکانی ناآشنا چشم باز میکند و متوجه میشود بخشی از حافظهاش را از دست داده است. او به دنبال یافتن اسراری که موجب شده در ایتالیا قرار بگیرد وارد داستانی پیچیده و هیجانی میشود. رابرت لانگدون به دنبال اتفاقات کتاب به شهرهای ونیز و استانبول نیز سفر میکند و خواننده را با جزئیات تاریخی روبهرو میکند.
👤 دن براون
✍ رابرت لانگدون در یک بیمارستان در مکانی ناآشنا چشم باز میکند و متوجه میشود بخشی از حافظهاش را از دست داده است. او به دنبال یافتن اسراری که موجب شده در ایتالیا قرار بگیرد وارد داستانی پیچیده و هیجانی میشود. رابرت لانگدون به دنبال اتفاقات کتاب به شهرهای ونیز و استانبول نیز سفر میکند و خواننده را با جزئیات تاریخی روبهرو میکند.
👍10
به نظر من تنبلی و بیکاری گناه بزرگی است. شما تنها یک بار فرصت دارید به دنیا بیایید و یک بار فرصت دارید زندگی کنید و بهتر است در زندگی خود کاری بکنید.
نیاز به کار و معاشرت با دیگران دارید و کسانی که این کار را نمیکنند دچار همان غرور شدهاند.
📗 دوزخ
👤 دن براون
📚 @LibraryPersianpdf
نیاز به کار و معاشرت با دیگران دارید و کسانی که این کار را نمیکنند دچار همان غرور شدهاند.
📗 دوزخ
👤 دن براون
📚 @LibraryPersianpdf
👍17