📚 تام سایر
👤 مارک تواین
✍ بیشتر ماجراهایی که در این کتاب ثبت شدهاند در واقعیت اتفاق افتادهاند. یکی دوتا تجربهٔ شخصی خود من بوده، بقیه ماجراهایی که برای پسرهای همکلاس من رخ داده. شخصیت هاکلبری فین از یک آدم واقعی گرفته شده، تام سایر هم همینطور ولی نه از یک نفر. تام ترکیبی از خصوصیات و خلق و خوی سه پسربچه است که من میشناختم، در نتیجه از نظر ساخت، شخصیتی چند وجهیست.
👤 مارک تواین
✍ بیشتر ماجراهایی که در این کتاب ثبت شدهاند در واقعیت اتفاق افتادهاند. یکی دوتا تجربهٔ شخصی خود من بوده، بقیه ماجراهایی که برای پسرهای همکلاس من رخ داده. شخصیت هاکلبری فین از یک آدم واقعی گرفته شده، تام سایر هم همینطور ولی نه از یک نفر. تام ترکیبی از خصوصیات و خلق و خوی سه پسربچه است که من میشناختم، در نتیجه از نظر ساخت، شخصیتی چند وجهیست.
👍8
این کتاب دربارەی پسر نوجوانی به نام تام سایر است که در شهر خیالی سن پترزبورگ، در کنارەی رود میسیسیپی زندگی میکند. سن پترزبورگ با الهام از هانیبال در ایالت میسوری، شهری که تواین کودکی خود را در آن گذراند، نوشته شدهاست. این اثر، گزارش ماجراهایی است که به سر هم درسانش آمدهاست.
📗 تام سایر
👤 مارک تواین
📚 @LibraryPersianpdf
📗 تام سایر
👤 مارک تواین
📚 @LibraryPersianpdf
❤🔥4
📚 اتللو
👤 ویلیام شکسپیر
✍ اتللو مسافرتهای زیادی کرده و در بیابانها و جنگلها با عجایب و خطرهای زیادی روبهرو شده بود. او را دستگیر کردند و برای بردگی فروختند. ولی اقدام به فرار کرد و به ارتش شهر ونیز پیوست. شجاعت و خونسردی در جنگها، سبب ارتقاء مقام اتللو شد و سرانجام او را به فرماندهی رساند. و بعد اتفاق کاملاً غیرمنتظرهای افتاد. اتللو عاشق دختر جوان و زیبایی به نام دزدمونا شد که دختر یک نجیبزادهی ونیزی به نام برابانتیو بود. دزدمونا هم متقابلاً عاشق او شد. سالهای سربازی باعث شده بود اتللو برای ازدواج آمادگی نداشته باشد، ولی گویا عواطف بر او چیره شده بود
👤 ویلیام شکسپیر
✍ اتللو مسافرتهای زیادی کرده و در بیابانها و جنگلها با عجایب و خطرهای زیادی روبهرو شده بود. او را دستگیر کردند و برای بردگی فروختند. ولی اقدام به فرار کرد و به ارتش شهر ونیز پیوست. شجاعت و خونسردی در جنگها، سبب ارتقاء مقام اتللو شد و سرانجام او را به فرماندهی رساند. و بعد اتفاق کاملاً غیرمنتظرهای افتاد. اتللو عاشق دختر جوان و زیبایی به نام دزدمونا شد که دختر یک نجیبزادهی ونیزی به نام برابانتیو بود. دزدمونا هم متقابلاً عاشق او شد. سالهای سربازی باعث شده بود اتللو برای ازدواج آمادگی نداشته باشد، ولی گویا عواطف بر او چیره شده بود
👍10
اتللوی مغربی با این عقیده زندگی می کرد که اهمیت رنگ پوست از دلاوری و اراده ی انسان کمتر است.
اتللو مسافرت های زیادی کرده و در بیابان ها و جنگل ها با عجایب و خطرهای زیادی روبه رو شده بود. او را دستگیر کردند و برای بردگی فروختند. ولی اقدام به فرار کرد و به ارتش شهر ونیز پیوست. شجاعت و خونسردی در جنگ ها، سبب ارتقاء مقام اتللو شد و سرانجام او را به فرماندهی رساند
📗 اتللو
👤 ویلیام شکسپیر
📚 @LibraryPersianpdf
اتللو مسافرت های زیادی کرده و در بیابان ها و جنگل ها با عجایب و خطرهای زیادی روبه رو شده بود. او را دستگیر کردند و برای بردگی فروختند. ولی اقدام به فرار کرد و به ارتش شهر ونیز پیوست. شجاعت و خونسردی در جنگ ها، سبب ارتقاء مقام اتللو شد و سرانجام او را به فرماندهی رساند
📗 اتللو
👤 ویلیام شکسپیر
📚 @LibraryPersianpdf
👍9
📚 مکبث
👤 ویلیام شکسپیر
✍ نمایشنامه مکبث را به عنوان یکی از کوتاهترین و تاثیرگذارینترین نمایشنامههای تراژدی در تاریخ میشناسند. نمیشود کتابخوان بود و شکسپیر را نشناخت، و نمیشود شکسپیر را شناخت و مکبث را نخواند. نمایشنامهای که چهار قرن از خلق آن گذشته و هنوز شاهد اجراهای تازهای از آن هستیم و کماکان مرجع خلق آثار نمایشی دیگری است. با هم نگاهی داریم به دلایل اینهمه محبوبیت و شهرت نمایشنامه مکبث
👤 ویلیام شکسپیر
✍ نمایشنامه مکبث را به عنوان یکی از کوتاهترین و تاثیرگذارینترین نمایشنامههای تراژدی در تاریخ میشناسند. نمیشود کتابخوان بود و شکسپیر را نشناخت، و نمیشود شکسپیر را شناخت و مکبث را نخواند. نمایشنامهای که چهار قرن از خلق آن گذشته و هنوز شاهد اجراهای تازهای از آن هستیم و کماکان مرجع خلق آثار نمایشی دیگری است. با هم نگاهی داریم به دلایل اینهمه محبوبیت و شهرت نمایشنامه مکبث
👍6
زنـدگی تنهـا سایهای است گـذرا؛
بازیگری بینواست کـه ساعتی بر صحنه میخرامد و به شـور و هیجان میآید
و سپس دیگـر آوایی به گـوش نمیرسد
افسانهای است خشم آلود و پر خروش کـه ابلهی حکـایت میکند و هیچ معنی
ندارد.
📗 مکبث
👤 ویلیام شکسپیر
📚 @LibraryPersianpdf
بازیگری بینواست کـه ساعتی بر صحنه میخرامد و به شـور و هیجان میآید
و سپس دیگـر آوایی به گـوش نمیرسد
افسانهای است خشم آلود و پر خروش کـه ابلهی حکـایت میکند و هیچ معنی
ندارد.
📗 مکبث
👤 ویلیام شکسپیر
📚 @LibraryPersianpdf
👍8
در سرت میگذرد که مرا همچون ساز بنوازی. چنانکه گویی پردههای مرا میشناسی و خواهی که قلب پر اسرار مرا با زخمهای به اهتزاز آوری و تمامی زیر و بم و فرود و فراز های وجودم را بشنوی.
این ساز دهانی کوچک را بنگر که چه نواهای بلند و فاخری در آن پنهان است آیا تو میتوانی آن را به لحن درآوری، هیهات
آیا گمان کردهای که نواختن من از یک نای آسانتر است.
تو نام هر ساز که خواهی بر من بگذار.
شاید بتوانی مرا دست سايى اما هرگز نخواهی توانست از پردههای من آهنگی برآوری.
📗 هملت
👤 ویلیام شکسپیر
📚 @LibraryPersianpdf
این ساز دهانی کوچک را بنگر که چه نواهای بلند و فاخری در آن پنهان است آیا تو میتوانی آن را به لحن درآوری، هیهات
آیا گمان کردهای که نواختن من از یک نای آسانتر است.
تو نام هر ساز که خواهی بر من بگذار.
شاید بتوانی مرا دست سايى اما هرگز نخواهی توانست از پردههای من آهنگی برآوری.
📗 هملت
👤 ویلیام شکسپیر
📚 @LibraryPersianpdf
❤26
📚 بیچارگان
👤 فئودور داستایوفسکی
✍ سقفِ آزادی رابطهی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد. در جامعهای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه کمر خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
👤 فئودور داستایوفسکی
✍ سقفِ آزادی رابطهی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد. در جامعهای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
مردمِ عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایینتر میآید و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند، تا اینکه کمر خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
👍28
بدبختی یک بیماری واگیردار است.
آدمهای بیچاره و بدبخت بایستی از هم دوری کنند تا بدبختیشان به هم سرایت نکند و بیشتر نشود!
📗 بیچارگان
👤 فئودور داستایوفسکی
📚 @LibraryPersianpdf
آدمهای بیچاره و بدبخت بایستی از هم دوری کنند تا بدبختیشان به هم سرایت نکند و بیشتر نشود!
📗 بیچارگان
👤 فئودور داستایوفسکی
📚 @LibraryPersianpdf
👍36
📚 همزاد
👤 فئودور داستایوفسکی
✍ آیا تابهحال فکر کردهاید کسی کاملاً شبیه به شما زندگی میکند؟ کسی که ظاهر، رفتار و اخلاقیاتش شبیه به شما باشد. تصور همچین شخصی مصداق بیماری همزاد است که فرد در شرایط نامتعادل شخصی یا اجتماعی به آن دچار میشود. در این حالت جلوههايي از روان یک فرد بیدار میشود و آن شخص لایههای مختلف وجودش را در یک فرد شبیه به خودش تصور میکند. «فیودور داستایفسکی» این همذاتپنداری را نتیجهی فشار سنگين ديوانسالاري از سوی جامعه میداند و با تکیهبر این موضوع و نوع نگاهی متفاوت به جامعه، داستان «همزاد» را آفریده است
👤 فئودور داستایوفسکی
✍ آیا تابهحال فکر کردهاید کسی کاملاً شبیه به شما زندگی میکند؟ کسی که ظاهر، رفتار و اخلاقیاتش شبیه به شما باشد. تصور همچین شخصی مصداق بیماری همزاد است که فرد در شرایط نامتعادل شخصی یا اجتماعی به آن دچار میشود. در این حالت جلوههايي از روان یک فرد بیدار میشود و آن شخص لایههای مختلف وجودش را در یک فرد شبیه به خودش تصور میکند. «فیودور داستایفسکی» این همذاتپنداری را نتیجهی فشار سنگين ديوانسالاري از سوی جامعه میداند و با تکیهبر این موضوع و نوع نگاهی متفاوت به جامعه، داستان «همزاد» را آفریده است
👍14
کتاب همزاد داستان مردی به نام «آقای گالیادکین»، کارمند یکی از ادارات شهر است. او همراه پیشخدمتش، خانم پتروشکا زندگی میکند و در ابتدای داستان خود را برای حضور در مهمانی مهمی آماده میکند. «آقای گالیادکین» برای این مراسم کالسکهای اجاره میکند و بالباس فاخری به سمت مهمانی میرود. او در شروع این مراسم با همکاران و مدیرش روبهرو میشود درحالیکه هیچ علاقهای به معاشرت با آنها ندارد. او با تصمیمات فوری و گاهی قطعی داستان را تندوتیز پیش میبرد و خواننده را وارد فضاهای مختلف قصه میکند
📗 همزاد
👤 فئودور داستایوفسکی
📚 @LibraryPersianpdf
📗 همزاد
👤 فئودور داستایوفسکی
📚 @LibraryPersianpdf
👏13
داستان مردی به نام اردنیف است که به دنبال خانه میگردد چرا که صاحبخانهٔ سابقش، به دلیل خاصی سن پطرزبورگ را ترک کرده است و حال او مجبور شدهاست که به دنبال خانهٔ جدیدی بگردد. وی که فردی منزوی و در تمام مدت مشغول فعالیتهای علمی خود بودهاست به تجربههای جدیدی دست میزند و سر انجام زیبایی زنی توجه او را جلب میکند و با تعقیب آنها و ملاقاتهای دیگر با زن و پیرمرد همراه او در خانهٔ آنها اتاقی اجاره میکند. داستان حول روابط و احوال درونی اردنیف، پیرمرد و دخترک زیبا که نام او کاترین است میگذرد.
📗 خانم صاحبخانه
👤 فئودور داستایفسکی
📚 @LibraryPersianpdf
📗 خانم صاحبخانه
👤 فئودور داستایفسکی
📚 @LibraryPersianpdf
👍7