📚 در هوای او
👤 آندره موروآ
✍ "فیلیپ مارسنا" دلدادهی "ایزابل" برای او اعترافنامهای مینویسد و در آن ازدواج اول خود را که به اشتباه آمیخته بود، شرح میدهد. فیلیپ که در خانوادهای ثروتمند متولد شده، در طی سفرش به فلورانس به دختر جوانی به نام "اودیل" دل میبندد و با وجود تربیت آزادوار و بلهوسی اودیل با او ازدواج میکند. او پس از ازدواج، با ترس، حسادت و نومیدی آشنا میشود. اودیل در کنار فیلیپ از یکنواختی زندگی خسته شده و پس از جدایی از وی با فرد دیگری ازدواج میکند. فیلیپ بعد از مدتی با ایزابل آشنا میشود. ایزابل که با شیوهای جدی و خشن پرورش یافته و خویشتندار و محجوب بار آمده، در زندگی زناشویی پایبند به وفاداری و حتی اطاعت بردهوار است. اما این بار فیلیپ تغییر کرده و به دنبال خاطرهی اودیل میگردد. او بلهوستر، خودخواهتر و بیوفاتر میشود، از زندگی مشترک احساس ملال و رنجهایی را به ایزابل تحمیل میکند. ولی ایزابل با نهایت مدارا و از خودگذشتگی، تفاهم و عشق بر او چیره میشود و سرانجام با احساسات بزرگوارانهی خود، همسرش را، که پس از بیماری کوتاهی به بستر مرگ افتاده است، بازمییابد
👤 آندره موروآ
✍ "فیلیپ مارسنا" دلدادهی "ایزابل" برای او اعترافنامهای مینویسد و در آن ازدواج اول خود را که به اشتباه آمیخته بود، شرح میدهد. فیلیپ که در خانوادهای ثروتمند متولد شده، در طی سفرش به فلورانس به دختر جوانی به نام "اودیل" دل میبندد و با وجود تربیت آزادوار و بلهوسی اودیل با او ازدواج میکند. او پس از ازدواج، با ترس، حسادت و نومیدی آشنا میشود. اودیل در کنار فیلیپ از یکنواختی زندگی خسته شده و پس از جدایی از وی با فرد دیگری ازدواج میکند. فیلیپ بعد از مدتی با ایزابل آشنا میشود. ایزابل که با شیوهای جدی و خشن پرورش یافته و خویشتندار و محجوب بار آمده، در زندگی زناشویی پایبند به وفاداری و حتی اطاعت بردهوار است. اما این بار فیلیپ تغییر کرده و به دنبال خاطرهی اودیل میگردد. او بلهوستر، خودخواهتر و بیوفاتر میشود، از زندگی مشترک احساس ملال و رنجهایی را به ایزابل تحمیل میکند. ولی ایزابل با نهایت مدارا و از خودگذشتگی، تفاهم و عشق بر او چیره میشود و سرانجام با احساسات بزرگوارانهی خود، همسرش را، که پس از بیماری کوتاهی به بستر مرگ افتاده است، بازمییابد
❤12
افسانه عشق روایتی است عاشقانه از زندگی فیلیپ مارسنا. این داستان دو قسمت اودیل و انوابل فراهم آمده است. فیلیپ دراین داستان ضمن نامه ای که به همسرش انوابل دو شورنی می نویسد، ما را از گذشته خود آگاه می سازد. او درسنین جوانی با دختری به نام دنیس اوبری دوست می شود. آن دو در موفقیت های تحصیلی یک دیگر نقش مهمی داشته اند، اما آنان اندکی بعد از هم جدا می شوند. سال بعد فیلیپ به فلورانس می رود. او در هتلی واقع در این شهر با دوشیزه اودیل ماله آشنا می شود. اودیل و فیلیپ به یک دیگر علاقه مند شده، پس از مدتی ازدواج می کنند. سال ها می گذرد تا اینکه فیلیپ به دلیل علاقه و توجه دیگران به همسرش، نسبت به او بدبین می شود و ....
📗 در هوای او
👤 آندره موروا
📚 @LibraryPersianpdf
📗 در هوای او
👤 آندره موروا
📚 @LibraryPersianpdf
❤11
📖 سرنوشت روح
👤 مایکل نیوتن
🗃 #فلسفی #توسعه_فردی #معنویت #متافیزیک #ادبیات_آمریکا
✍🏻 در این کتاب تحقیقات عمیقی در مورد دنیای روح، عوالم پس از مرگ و برزخ صورت گرفتهاست. این تحقیقات بر اساس شواهد افرادی است که توسط مایکل نیوتن هیپنوتیزم شدهاند و با دسترسی به حافظه پنهانی، خاطرات و تجربیات خود را در جایگاهی که نویسنده آن را دنیای روح نامیده به یاد آوردهاند. این شواهد نوعی موردپژوهی است که از نظر نویسنده حقایقی از جهان روح را آشکار میکند. در تمامی این شواهد تأیید بر این نکته شده که در عالم دیگر، مهر و محبت و نظم و تدبیر حاکم است.
👤 مایکل نیوتن
🗃 #فلسفی #توسعه_فردی #معنویت #متافیزیک #ادبیات_آمریکا
✍🏻 در این کتاب تحقیقات عمیقی در مورد دنیای روح، عوالم پس از مرگ و برزخ صورت گرفتهاست. این تحقیقات بر اساس شواهد افرادی است که توسط مایکل نیوتن هیپنوتیزم شدهاند و با دسترسی به حافظه پنهانی، خاطرات و تجربیات خود را در جایگاهی که نویسنده آن را دنیای روح نامیده به یاد آوردهاند. این شواهد نوعی موردپژوهی است که از نظر نویسنده حقایقی از جهان روح را آشکار میکند. در تمامی این شواهد تأیید بر این نکته شده که در عالم دیگر، مهر و محبت و نظم و تدبیر حاکم است.
👍26
💬 کتاب سرنوشت روح (سفر روح) ، اثر شگف انگیز دکتر مایکل نیوتون، اولین کتابی است که با دسترسی به حافظهی پنهانی و ضمیر ابرآگاه افراد، در مورد وضعیت روح پس از مرگ جسم و جزئیات برزخ نگاشته شده است. به روشنی ببینید که افراد مختلف، هر یک به تناسب پیشرفت روحی خود، به این حقیقت رسیدهاند که هدف از خلقت چیز دیگری سوای دنیای مادی است...
📗 سرنوشت روح
👤 مایکل نیوتن
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
📗 سرنوشت روح
👤 مایکل نیوتن
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍23
📖 چنین گفت زرتشت
👤 فریدریش نیچه
✍🏻 چنین گفت زرتشت یک داستان فلسفی و شاعرانه است که فریدریش نیچه، فیلسوف و شاعر آلمانی آن را طی سالهای ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵ نگاشتهاست. شخصیت اصلی این رمان فلسفی شخصی به نام «زرتشت» است که نامش از زرتشت پیامبر ایرانی گرفته شدهاست. نیچه در این کتاب عقاید خود را از زبان این شخصیت بیان داشتهاست.
👤 فریدریش نیچه
✍🏻 چنین گفت زرتشت یک داستان فلسفی و شاعرانه است که فریدریش نیچه، فیلسوف و شاعر آلمانی آن را طی سالهای ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵ نگاشتهاست. شخصیت اصلی این رمان فلسفی شخصی به نام «زرتشت» است که نامش از زرتشت پیامبر ایرانی گرفته شدهاست. نیچه در این کتاب عقاید خود را از زبان این شخصیت بیان داشتهاست.
🫡47
ای دوست به شرفم سوگند
نه شیطانی هست و نه دوزخی
روانت از تنت نیز زودتر خواهد مرد
پس دیگر از هیچ چیز مترس ...
📗 چنین گفت زرتشت
👤 فریدریش نیچه
📚 @LibraryPersianpdf
نه شیطانی هست و نه دوزخی
روانت از تنت نیز زودتر خواهد مرد
پس دیگر از هیچ چیز مترس ...
📗 چنین گفت زرتشت
👤 فریدریش نیچه
📚 @LibraryPersianpdf
❤62
📖 تئوری انتخاب
👤 ویلیام گلاسر
🗃 #توسعه_فردی #روانشناسی #ادبیات_آمریکا
✍🏻 باید این را بدانیم که اعمال زور و اجبار به دیگران در بلندمدت ممکن است به یک نقطه بی بازگشت تبدیل شود. شاید هرگز ما و آنها دوباره صمیمی نشویم. بعضی از بچهها به خاطر این کمبود صمیمیت، از برقراری ارتباط صرف نظر میکنند و بقیه عمر خود را صرف خوشگذرانیهای مخرب میکنند. برای دستیابی و حفظ روابط موردنیاز باید زورگویی، اجبار، تحميل، تنبیه، پاداش، فریب، ریاست، ترغیب، انتقاد، سرزنش، گلایه، نق زدن، اذیت کردن، رتبهبندی، درجهبندی و پس کشیدن را کنار بگذاریم.
👤 ویلیام گلاسر
🗃 #توسعه_فردی #روانشناسی #ادبیات_آمریکا
✍🏻 باید این را بدانیم که اعمال زور و اجبار به دیگران در بلندمدت ممکن است به یک نقطه بی بازگشت تبدیل شود. شاید هرگز ما و آنها دوباره صمیمی نشویم. بعضی از بچهها به خاطر این کمبود صمیمیت، از برقراری ارتباط صرف نظر میکنند و بقیه عمر خود را صرف خوشگذرانیهای مخرب میکنند. برای دستیابی و حفظ روابط موردنیاز باید زورگویی، اجبار، تحميل، تنبیه، پاداش، فریب، ریاست، ترغیب، انتقاد، سرزنش، گلایه، نق زدن، اذیت کردن، رتبهبندی، درجهبندی و پس کشیدن را کنار بگذاریم.
👍27
💬 اﮔﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ میتوﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ، ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻟﺰﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ هم ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﺗﺮﯼ میدﺍﺷﺘﯿﻢ.ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻣﻦ، ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺷﺎﻟﻮﺩﮤ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺷﺎﻟﻮﺩﮤ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ.
📗 تئوری انتخاب
👤 ویلیام ﮔﻼﺳﺮ
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
📗 تئوری انتخاب
👤 ویلیام ﮔﻼﺳﺮ
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍31
📚 دختر کشیش
👤 جورج اورول
✍ دختر کشیش کتابی است با دنیایی متفاوت و نگارشی سادهتر از هر چیز که اورول تاکنون نوشته است. شخصیت اصلی داستان دختر کشیش (دوروتی) است که در محیطی خشک، یعنی خانهٔ پدرش (کشیش) زندگی میکند. دوروتی دختری است که از کودکی تحت تعلیمات خشک و تحجر گرایانهٔ پدرش بزرگ شدهاست. هر چند دوروتی تا حدودی روحیهٔ منحصر به فردی دارد
👤 جورج اورول
✍ دختر کشیش کتابی است با دنیایی متفاوت و نگارشی سادهتر از هر چیز که اورول تاکنون نوشته است. شخصیت اصلی داستان دختر کشیش (دوروتی) است که در محیطی خشک، یعنی خانهٔ پدرش (کشیش) زندگی میکند. دوروتی دختری است که از کودکی تحت تعلیمات خشک و تحجر گرایانهٔ پدرش بزرگ شدهاست. هر چند دوروتی تا حدودی روحیهٔ منحصر به فردی دارد
👍19
💬 تو این دنیا به اندازه کافی بدی هست، دیگه احتیاج نیست آدم عمداً دنبالش بگرده...
📗 دختر کشیش
👤 جورج اورول
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
📗 دختر کشیش
👤 جورج اورول
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍26
💬 حسادت احساس وحشتناکی است؛
به هیچ یک از رنجها شبیه نیست، زیرا در آن هیچگونه شادی یا حتی غم واقعی وجود ندارد.
فقط رنج میدهد و بس.
نفرت انگیز است!
📗 روز های برمه
👤 جورج اورول
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
به هیچ یک از رنجها شبیه نیست، زیرا در آن هیچگونه شادی یا حتی غم واقعی وجود ندارد.
فقط رنج میدهد و بس.
نفرت انگیز است!
📗 روز های برمه
👤 جورج اورول
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍18
ساعت دو و نیم را اعلام کرد. گوردن در پستوی کتابفروشی آقای مک چنی، پشت میزی وا رفته بود. گوردن کومستاک، بیست و نه ساله، آخرین عضو خانواده کومستاک - در این حالت بیشتر به لباس بیدزده شباهت داشت - با یک بسته سیگار چهار پنی ور می رفت و با شصتش آن را باز و بسته می کرد.
دینگ دانگ ساعت از آنسوی خیابان، از جانب "پرنس ویلز" سکوت را شکست. گوردن اندکی جابجا شد. صاف نشست و سیگارش را در جیب بغلش گذاشت. دلش برای کشیدن یک سیگار پر می زد. اما فقط چهار نخ سیگار باقی مانده بود و باید چهارشنبه را با همان سیگارها به جمعه می رساند. چون تا جمعه پولی به دستش نمی رسید. گذراندن شب و روز بعد بدون سیگار برایش قابل تحمل نبود. فکر بی سیگاری فردا از حالا کسلش کرده بود...
📗 درخت زندگی
👤 جورج اورول
📚 @LibraryPersianpdf
دینگ دانگ ساعت از آنسوی خیابان، از جانب "پرنس ویلز" سکوت را شکست. گوردن اندکی جابجا شد. صاف نشست و سیگارش را در جیب بغلش گذاشت. دلش برای کشیدن یک سیگار پر می زد. اما فقط چهار نخ سیگار باقی مانده بود و باید چهارشنبه را با همان سیگارها به جمعه می رساند. چون تا جمعه پولی به دستش نمی رسید. گذراندن شب و روز بعد بدون سیگار برایش قابل تحمل نبود. فکر بی سیگاری فردا از حالا کسلش کرده بود...
📗 درخت زندگی
👤 جورج اورول
📚 @LibraryPersianpdf
👍10