💬 اطاق نیمه تاریک بود. در گوشه ای از اطاق روی بخاری، چراغ مطالعه پشت یک کتاب روشن بود. سایه ای کمرنگ از پرتو آن چراغ، اطاق را دربرمی گرفت. نوری پریده رنگ در چین های پرده مخملی سایه انداخته و انعکاس آن آئینه میز را که ظاهرا یک میز آرایش بود، به رنگ لاجوردی درآورده بود. اثاثیه این اطاق، مبل ها و قالی ها در آن شب نیمه تاریک، هماهنگی شاعرانه ای داشت، حالتی رویایی که با ترس و بیم آمیخته بود. در نقطه مقابل پنجره ها، در طرفی که سایه بیش از جاهای دیگر بود، تخت کوچکی قرار داشت که پوشش مخملی روی آن مختصر روشنایی را به خود می گرفت. اطاق در سکوت غرق بو
📘 در تلاطم زندگی
👤 امیل زولا
📖 @LibraryPersianPdf
📘 در تلاطم زندگی
👤 امیل زولا
📖 @LibraryPersianPdf
👍7
📝 • گندم را دزدیده بودند صـداى اعتراضها بلند شد
نان بين مردم پخش كردند اعتراضها خاموش شد...
اين جماعت فقط به دنبال سیر كردن شکم خود هستند نه گرفتن حقشان!
🖋 برتولت برشت
📖 @LibraryPersianPdf
نان بين مردم پخش كردند اعتراضها خاموش شد...
اين جماعت فقط به دنبال سیر كردن شکم خود هستند نه گرفتن حقشان!
🖋 برتولت برشت
📖 @LibraryPersianPdf
👍48
📝 • مرده ها بیشتر از زنده ها گل دریافت می کنند
چون که افسوس،
قوی تر از قدرشناسی است
🖋 آنه فرانک
📖 @LibraryPersianPdf
چون که افسوس،
قوی تر از قدرشناسی است
🖋 آنه فرانک
📖 @LibraryPersianPdf
👍41
📝 • جهل و تعصب آنقدر قدرتمند است
که میتواند جنگ را به صلح
و بردگی را عین آزادی جلوه دهد.
🖋 جورج اورول
📖 @LibraryPersianPdf
که میتواند جنگ را به صلح
و بردگی را عین آزادی جلوه دهد.
🖋 جورج اورول
📖 @LibraryPersianPdf
👍49
🫡46
📚 کانال های کتاب انگلیسی و صوتی رو هم داشته باشین اگه دوست دوست دارین 🤍
📖 [ @LibraryEnglishPdf ]
📖 [ @PodCa3t ]
📖 [ @LibraryEnglishPdf ]
📖 [ @PodCa3t ]
❤8
📚 5 کتاب رمان روانشناسی
• دروغگویی روی مبل - اروین د یالوم
• سیر عشق - آلن دوباتن
• ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد - پائولو کوئیلو
• خنده در تاریکی - ولادیمیر ناباکوف
• درک یک پایان - جولیان بارنز
📖 @LibraryPersianPdf
• دروغگویی روی مبل - اروین د یالوم
• سیر عشق - آلن دوباتن
• ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد - پائولو کوئیلو
• خنده در تاریکی - ولادیمیر ناباکوف
• درک یک پایان - جولیان بارنز
📖 @LibraryPersianPdf
👍24
📖 جسد های شیشه ای
👤 مسعود کیمیایی
✍🏻 جسدهای شیشه ای یکی از معروفترین آثار داستانی نوشته شده به قلم "مسعود کیمیایی" که در آن قصهی رفاقت را این بار به گونهای دیگر بیان کرده است. دختر بزرگ میرزا، طلعت نام دارد و دلبستهی کسی است که با برادرش، رفاقت عمیقی دارد. علیخان، معشوق طلعت، برای تحصیل به خارج از کشور میرود و طلعت پس از رفتن او متوجه میشود که حامله است. خیلی زود قصهی حاملگی طلعت آشکار میشود اما پدرش میرزا، که تاب و تحمل چنین لکهی ننگی را بر دامان خانواده ندارد، او را به زور به ازدواج با رحیم در میآورد. رحیم که یک گروهبان است، از ازدواج با طلعت، یک کلفت و نوکر و باغی در شمیران نصیبش میشود اما نصیب علیخان، بعد از بازگشت به ایران، دیدن عشقش در چنگال مرد دیگری است و حالا او برای اینکه این خلا را به نوعی پر کند، به حزب توده میپیوندد. سخنرانیهای علیخان برای کارگران کارخانه بارها او را به دردسر و بازداشتگاه میاندازد و هر بار به نوعی آزاد میشود.
👤 مسعود کیمیایی
✍🏻 جسدهای شیشه ای یکی از معروفترین آثار داستانی نوشته شده به قلم "مسعود کیمیایی" که در آن قصهی رفاقت را این بار به گونهای دیگر بیان کرده است. دختر بزرگ میرزا، طلعت نام دارد و دلبستهی کسی است که با برادرش، رفاقت عمیقی دارد. علیخان، معشوق طلعت، برای تحصیل به خارج از کشور میرود و طلعت پس از رفتن او متوجه میشود که حامله است. خیلی زود قصهی حاملگی طلعت آشکار میشود اما پدرش میرزا، که تاب و تحمل چنین لکهی ننگی را بر دامان خانواده ندارد، او را به زور به ازدواج با رحیم در میآورد. رحیم که یک گروهبان است، از ازدواج با طلعت، یک کلفت و نوکر و باغی در شمیران نصیبش میشود اما نصیب علیخان، بعد از بازگشت به ایران، دیدن عشقش در چنگال مرد دیگری است و حالا او برای اینکه این خلا را به نوعی پر کند، به حزب توده میپیوندد. سخنرانیهای علیخان برای کارگران کارخانه بارها او را به دردسر و بازداشتگاه میاندازد و هر بار به نوعی آزاد میشود.
👍14
💬 خیلیا هستن که چه زن چه مرد
خیال میکنن عاشقن
اما به هم معتاد شدن،
عین مخدر!
📗 جسد های شیشه ای
👤 مسعود کیمیایی
📖 @LibraryPersianPdf
خیال میکنن عاشقن
اما به هم معتاد شدن،
عین مخدر!
📗 جسد های شیشه ای
👤 مسعود کیمیایی
📖 @LibraryPersianPdf
👍19
💬 زندگی میگذرد و هر کس سهمی از عمر دارد، تا آنجا که از دست برآید باید چنان زندگی کرد که تلخ نباشد و برای دیگران هم تلخی نیاورد، که زندگی همه اش شوخی است.
📗 از مسافر تا تب خال
👤 احمد محمود
📖 @LibraryPersianPdf
📗 از مسافر تا تب خال
👤 احمد محمود
📖 @LibraryPersianPdf
👍10
💬 هیزل گریس نوجوان 16 سالهای است که سالهاست با سرطانی وخیم دستوپنجه نرم میکند. وضعیت او- به کمک یک داروی کوچککنندهی تومور- کمی بهتر شده است. با این حال هیزل هنوز هم خوشحال نیست. انگار که هیچگاه خوشحال نبوده و سرنوشت از سالها پیش بخت نگون او را نوشته باشد. اما زمانی که سر و کلهی آگوستوس واترز در جلسات گروهدرمانی بیماران مبتلا به سرطان پیدا میشود، همه چیز تغییر میکند. گویی داستان زندگی هیزل کاملاً از نو نوشته شده باشد.
📗 خطای ستارگان بخت ما
👤 جان گرین
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
📗 خطای ستارگان بخت ما
👤 جان گرین
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍8
📖 مکتب دیکتاتور ها
👤 اینیاتسیو سیلوله
✍🏻 در سدههای اخیر جدال قدرت، همواره بین نظامهای دیکتاتوری و دموکرات در جریان بوده است. هرکدام برای مدتی در راس قدرت هستند اما با گذشت زمان، جای خود را به دیگری میدهند. با وجود اینکه نظامهای دموکرات با قدرت تصمیمگیری مردم بر سرنوشت خودشان در ظاهر شیوهی حکومتی جذابتری هستند ولی به دلیل کمبودهایی که در حین اجرا دارند به مرور زمان قدرت خود را از دست میدهند. اینیاتسیو سیلونه در رمان مکتب دیکتاتورها پیش از جنگجهانی دوم، چرایی شکلگیری حکومتهای دیکتاتوری و همچنین اصول حکومتداری آنها را بررسی کرده است.
👤 اینیاتسیو سیلوله
✍🏻 در سدههای اخیر جدال قدرت، همواره بین نظامهای دیکتاتوری و دموکرات در جریان بوده است. هرکدام برای مدتی در راس قدرت هستند اما با گذشت زمان، جای خود را به دیگری میدهند. با وجود اینکه نظامهای دموکرات با قدرت تصمیمگیری مردم بر سرنوشت خودشان در ظاهر شیوهی حکومتی جذابتری هستند ولی به دلیل کمبودهایی که در حین اجرا دارند به مرور زمان قدرت خود را از دست میدهند. اینیاتسیو سیلونه در رمان مکتب دیکتاتورها پیش از جنگجهانی دوم، چرایی شکلگیری حکومتهای دیکتاتوری و همچنین اصول حکومتداری آنها را بررسی کرده است.
👍12
💬 دیکتاتور کسی است که برای چیدن یک سیب درخت را از ریشه درمیآورد.
📗 مکتب دیکتاتور ها
👤 اینیاتسیو سیلونه
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
📗 مکتب دیکتاتور ها
👤 اینیاتسیو سیلونه
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍34
حذف شد.zip
122 B
👍18