📖 آب زندگی
👤 صادق هدایت
✍🏻 مردم همه کور و کثیف و ناخوش و فقیر کنار رودخانهای که از بس که خاکش را کنده بودند گود شده بود نشسته بودند و با زنجیرهای طلا به خانهشان که کلبههایی بیشتر شبیه لانه جانوران بود بسته شده بودند، با دستهای پینه بسته و بازوان گلآلود از صبح تا شام زیر شلاق کشیکچیهایی که دائماً پاسبانی میکردند طلا میشستند. زمین بایر افتاده بود، پرندگان گریخته بودند، درختها خشکیده بود...
👤 صادق هدایت
✍🏻 مردم همه کور و کثیف و ناخوش و فقیر کنار رودخانهای که از بس که خاکش را کنده بودند گود شده بود نشسته بودند و با زنجیرهای طلا به خانهشان که کلبههایی بیشتر شبیه لانه جانوران بود بسته شده بودند، با دستهای پینه بسته و بازوان گلآلود از صبح تا شام زیر شلاق کشیکچیهایی که دائماً پاسبانی میکردند طلا میشستند. زمین بایر افتاده بود، پرندگان گریخته بودند، درختها خشکیده بود...
👍4
💬 شهر، سوت و کور بود و همهٔ مردم به درد کری و لالی گرفتار بودند،
زجر میکشیدند و یک دسته کر و کور و احمقِ پولدار و ارباب، دسترنج آنها را میخوردند.
در آنجا نه کتاب بود نه روزنامه و نه ساز و نه آزادی!
پرندهها از این سرزمین گریخته بودند و یکمشت مردم کر و لال در هم میلولیدند و زیر شلاق و چکمهٔ جلادانِ خودشان جان میکندند.
📗 آب زندگی
👤 صادق هدایت
📖 @LibraryPersianPdf
زجر میکشیدند و یک دسته کر و کور و احمقِ پولدار و ارباب، دسترنج آنها را میخوردند.
در آنجا نه کتاب بود نه روزنامه و نه ساز و نه آزادی!
پرندهها از این سرزمین گریخته بودند و یکمشت مردم کر و لال در هم میلولیدند و زیر شلاق و چکمهٔ جلادانِ خودشان جان میکندند.
📗 آب زندگی
👤 صادق هدایت
📖 @LibraryPersianPdf
👍14
📖 مغازه جادویی
👤 جیمز آر دوتی
✍🏻 وقتی «دوتی» نوجوان بود، در یک فروشگاه لوازم شعبده بازی با زنی سالخورده و مهربان به نام «روث» آشنا شد که در طول چند هفته بعدی، تمرین هایی مربوط به ذهن و بدن را به او آموخت که مسیر زندگی اش را تغییر داد. «دوتی» که در فقر با پدری معتاد به الکل و مادری دچار به افسردگی حاد بزرگ شد، در سال های بعدی به عنوان یک جراح و کارآفرین به موفقیتی چشمگیر رسید. اما آینده او در دو مقطع مورد تهدید قرار گرفت: از سر گذراندن تجربه نزدیک به مرگ در یک سانحه رانندگی، و مدتی بعد، یک تصمیم تجاری اشتباه که او را تا آستانه ورشکستگی پیش برد. «دوتی» از طریق به خاطر آوردن تمرین های «روث»، توانست کنترل اوضاع را به دست بگیرد و در نهایت، زندگی سرشار و موفقیت آمیزی را برای خود بسازد.
👤 جیمز آر دوتی
✍🏻 وقتی «دوتی» نوجوان بود، در یک فروشگاه لوازم شعبده بازی با زنی سالخورده و مهربان به نام «روث» آشنا شد که در طول چند هفته بعدی، تمرین هایی مربوط به ذهن و بدن را به او آموخت که مسیر زندگی اش را تغییر داد. «دوتی» که در فقر با پدری معتاد به الکل و مادری دچار به افسردگی حاد بزرگ شد، در سال های بعدی به عنوان یک جراح و کارآفرین به موفقیتی چشمگیر رسید. اما آینده او در دو مقطع مورد تهدید قرار گرفت: از سر گذراندن تجربه نزدیک به مرگ در یک سانحه رانندگی، و مدتی بعد، یک تصمیم تجاری اشتباه که او را تا آستانه ورشکستگی پیش برد. «دوتی» از طریق به خاطر آوردن تمرین های «روث»، توانست کنترل اوضاع را به دست بگیرد و در نهایت، زندگی سرشار و موفقیت آمیزی را برای خود بسازد.
👍53
💬 " ما از طریق درد رشد میکنیم. ما در شرایط سخت رشد میکنیم. به همین دلیل است که باید تک تک چیزهای دشوار زندگی خود را بپذیرید. برای افرادی که مشکلی ندارند متاسفم. آنهایی که مجبور نیستند مسائل سختی را پشت سر بگذرند این موهبت و جادو را از دست میدهند... "
📗 مغازه جادویی
👤 جیمز آر دوتی
📖 @LibraryPersianPdf
📗 مغازه جادویی
👤 جیمز آر دوتی
📖 @LibraryPersianPdf
👍72
💬 آملیا و آدام رایت، زوجی که در مرکز این داستان قرار دارند، در حال گذراندن آخرهفته خود در ارتفاعات اسکاتلند هستند، با این احتمال که شاید بتوانند ازدواج ده ساله خود را از نابودی نجات دهند. آن ها همسایه ای مرموز و انزواطلب به نام «رابین» دارند که باعث وحشت «آملیا» می شود وقتی او می بیند که «رابین» پشت پنجره خانه ایستاده و به آن ها خیره شده است. داستان خیلی زود پیچ و خم هایی خطرناک به خود می گیرد و روایت هر کدام از این سه شخصیت، «جعبه پاندروایی» را می گشاید که سرشار از اسرار، دروغ ها و خیانت های ریز و درشت است.
📗 سنگ کاغذ قیچی
👤 آلیس فینی
📖 @LibraryPersianPdf
📗 سنگ کاغذ قیچی
👤 آلیس فینی
📖 @LibraryPersianPdf
👍25
📝 شما از روز داوری الهی سخن میگویید. اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم: من چیزی را دیدهام که به مراتب از آن سختتر است؛ من داوری آدمیان را دیدهام.
🔖 سقوط
🖋 آلبر کامو
📖 @LibraryPersianPdf
🔖 سقوط
🖋 آلبر کامو
📖 @LibraryPersianPdf
❤35
📝 اما پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرأت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود مجازاتش مرگ است.
🖋 آلبر کامو
📖 @LibraryPersianPdf
🖋 آلبر کامو
📖 @LibraryPersianPdf
👍54
📝 شما میتوانید تمام گل هارا بچینید،
اما نمیتوانید از آمدن بهار جلوگیری کنید.
🖋 چگوارا
📖 @LibraryPersianPdf
اما نمیتوانید از آمدن بهار جلوگیری کنید.
🖋 چگوارا
📖 @LibraryPersianPdf
🕊59
👍63
📖 من پیش از تو
👤 جوجو مویز
✍🏻 من پیش از تو (Me Before You) یک داستان عاشقانه، متفاوت و غمانگیز است. جوجو مویز (Jojo Moyes) در این روایت عاشقانه سعی دارد درسی به خوانندگان بدهد که هیچوقت برای شروع زندگی از صفر دیر نیست. من پیش از تو دارای فضاسازیها و تصویرسازیهای زیباییست که به راحتی خواننده را با خود همراه میکند.
👤 جوجو مویز
✍🏻 من پیش از تو (Me Before You) یک داستان عاشقانه، متفاوت و غمانگیز است. جوجو مویز (Jojo Moyes) در این روایت عاشقانه سعی دارد درسی به خوانندگان بدهد که هیچوقت برای شروع زندگی از صفر دیر نیست. من پیش از تو دارای فضاسازیها و تصویرسازیهای زیباییست که به راحتی خواننده را با خود همراه میکند.
❤24
💬 لوییزا کلارک، دختر جوانی است که زندگی کاملا معمولی و ساده ای دارد و تمام عمرش را در روستای کوچک محل زندگی اش سپری کرده است. او که به شدت به کار و پول نیاز دارد، خدمتکار پسری به نام ویل ترینور می شود که پس از یک حادثه ی رانندگی، مجبور است بقیه ی عمرش را روی ویلچر بگذراند. ویل، بسیار دمدمی مزاج است با نیش و کنایه حرف می زند، اما لوییزا به تدریج یاد می گیرد که چگونه می تواند با او تعامل کند و پس از مدتی، حسی از عشق و علاقه نسبت به او در دل لوییزا شکل می گیرد...
این کتاب داستان عاشقانه ای است که از مخاطب خود می پرسد: «چه خواهید کرد اگر خوشحال کردن کسی که به او عشق می ورزید، باعث شکسته شدن قلب خودتان نیز بشود؟»
📗 من پیش از تو
👤 جوجو مویز
📖 @LibraryPersianPdf
این کتاب داستان عاشقانه ای است که از مخاطب خود می پرسد: «چه خواهید کرد اگر خوشحال کردن کسی که به او عشق می ورزید، باعث شکسته شدن قلب خودتان نیز بشود؟»
📗 من پیش از تو
👤 جوجو مویز
📖 @LibraryPersianPdf
👍18
💬 لوییزا کلارک، دیگر آن دختر ساده و معمولی گذشته نیست. او پس از گذراندن شش ماه تأثیرگذار در کنار ویل ترینور، حالا بدون او با مشکلات روحی و عاطفی زیادی دست و پنجه نرم می کند. زمانی که اتفاقی غیرعادی لوییزا را مجبور به بازگشت به خانه و زندگی در کنار خانواده می کند، او احساس می کند که انگار به خانه ی اول بازگشته است و همه چیز را باید از اول بسازد. لوییزا با اعضای یک گروه درمانی و حمایتی آشنا شده و با آن ها وقت می گذراند. او از طریق این گروه، با مردی قوی و همه فن حریف به نام سم فیلدینگ آشنا می شود که ممکن است تنها مردی باشد که لوییزا را به طور کامل درک می کند. اما حضور یکی از آشنایان قدیمی ویل، تمام نقشه های او را به می ریزد و لوییزا را به سوی آینده ای کاملا متفاوت سوق می دهد.
📗 من پس از تو
👤 جوجو مویز
📖 @LibraryPersianPdf
📗 من پس از تو
👤 جوجو مویز
📖 @LibraryPersianPdf
👍10
📖 ما دروغگو بودیم
👤 امیلی لاکهارت
🗃 #پرفروش_نیویورک_تایمز #عاشقانه #معمایی #ادبیات_آمریکا
✍🏻 این رمان با داستانی آغاز می شود که توسط قهرمان کتاب، کادنس سینکلر، روایت می شود. او، تابستان هایی را به یاد می آورد که قبل از تابستان پانزدهم، در جزیره ی شخصی پدربزرگ و مادربزرگش می گذراند. در این جزیره، چهار خانه وجود دارد: عمارتی بزرگ متعلق به پدربزرگ و مادربزرگ و سه خانه ی دیگر برای سه دخترشان. کادنس همچنین از پسری به نام گَت سخن می گوید و این که چگونه عاشق و شیفته ی او شد. در تابستان پانزدهم، رابطه ای عاشقانه میان کادنس و گَت شکل می گیرد اما حادثه ای ناگوار همه چیز را تغییر می دهد.
👤 امیلی لاکهارت
🗃 #پرفروش_نیویورک_تایمز #عاشقانه #معمایی #ادبیات_آمریکا
✍🏻 این رمان با داستانی آغاز می شود که توسط قهرمان کتاب، کادنس سینکلر، روایت می شود. او، تابستان هایی را به یاد می آورد که قبل از تابستان پانزدهم، در جزیره ی شخصی پدربزرگ و مادربزرگش می گذراند. در این جزیره، چهار خانه وجود دارد: عمارتی بزرگ متعلق به پدربزرگ و مادربزرگ و سه خانه ی دیگر برای سه دخترشان. کادنس همچنین از پسری به نام گَت سخن می گوید و این که چگونه عاشق و شیفته ی او شد. در تابستان پانزدهم، رابطه ای عاشقانه میان کادنس و گَت شکل می گیرد اما حادثه ای ناگوار همه چیز را تغییر می دهد.
👍23