💬 هرگز احساس خوشبختی نکرده بود...
این نابسندگی زندگی از چه بود؟
از چه ناشی می شد؟
اینکه به هر چیز تکیه می کرد، در جا می گندید؟ ...
همه چیز دروغ بود...
هر لبخندی خمیازه یی از ملال را پنهان می کرد و هر شادی، لعنتی را... هر لذتی چندشش را ...
📗 مادام بواری
👤 گوستاو فلوبر
📖 @LibraryPersianPdf
این نابسندگی زندگی از چه بود؟
از چه ناشی می شد؟
اینکه به هر چیز تکیه می کرد، در جا می گندید؟ ...
همه چیز دروغ بود...
هر لبخندی خمیازه یی از ملال را پنهان می کرد و هر شادی، لعنتی را... هر لذتی چندشش را ...
📗 مادام بواری
👤 گوستاو فلوبر
📖 @LibraryPersianPdf
👍19
👍21
📝 دوران افول و عقب ماندگی ملت ها
زمانی شروع شد که ؛
جای اندیشیدن را " تقلید "
جای تلاش و کوشش را " دعا "
جای فکر کردن به آرزوهای بزرگ را " قناعت "
جای اراده برای رفتن و رسیدن را " قسمت "
و جای تصمیم عقلانی را " استخاره " گرفت.
🖋 امیر کبیر
📖 @LibraryPersianPdf
زمانی شروع شد که ؛
جای اندیشیدن را " تقلید "
جای تلاش و کوشش را " دعا "
جای فکر کردن به آرزوهای بزرگ را " قناعت "
جای اراده برای رفتن و رسیدن را " قسمت "
و جای تصمیم عقلانی را " استخاره " گرفت.
🖋 امیر کبیر
📖 @LibraryPersianPdf
👍53
📖 دیوید کاپرفیلد
👤 چارلز دیکنز
✍🏻دیوید کاپرفیلد عنوان رمانی است که چارلز دیکنز در سال ۱۸۵۰ منتشر کرد. دیکنز به این رمان توجه خاصی داشت و آن را برتر از سایر رمانهایش می دانست. نام رمان دیوید کاپرفیلد برگرفته از نام شخصیت اصلی داستان است.
این رمان با کودکی دیوید که کودک مورد علاقه خود چارلز دیکنز نیز هست ؛ شروع شده و تا دوره ی میان سالی او ادامه می یابد. یکی از علل علاقه دیکنز به این رمان شاید این است که حوادث و وقایع این داستان متاثر از رخدادهای زندگی خود چارلز دیکنز است .
👤 چارلز دیکنز
✍🏻دیوید کاپرفیلد عنوان رمانی است که چارلز دیکنز در سال ۱۸۵۰ منتشر کرد. دیکنز به این رمان توجه خاصی داشت و آن را برتر از سایر رمانهایش می دانست. نام رمان دیوید کاپرفیلد برگرفته از نام شخصیت اصلی داستان است.
این رمان با کودکی دیوید که کودک مورد علاقه خود چارلز دیکنز نیز هست ؛ شروع شده و تا دوره ی میان سالی او ادامه می یابد. یکی از علل علاقه دیکنز به این رمان شاید این است که حوادث و وقایع این داستان متاثر از رخدادهای زندگی خود چارلز دیکنز است .
👍21
💬 دیوید که بعد از مرگ پدرش بدنیا آمده ، به همراه مادر جوانش زندگی می کند.رشته این زندگی آمیخته به عشق و محبت با ازدواج مادر او با آقای مردستون مردی سنگدل، و بدجنس که در پس نقاب متانت مردانه پنهان است گسسته میشود...
📗 دیوید کاپرفیلد
👤 چارلز دیکنز
📖 @LibraryPersianPdf
📗 دیوید کاپرفیلد
👤 چارلز دیکنز
📖 @LibraryPersianPdf
👍9
📖 رایکا
👤 فهیمه سلیمانی
✍🏻 با صدای ضربه ای که به در خورد، سرش را بالا آورد و به در نگریست:
بفرمایید.
در به آرامی باز شد ، دختری با صورتی ظریف و بینی قلمی و ابروهای بلند و خوش حالت داخل شد و روبروی او ایستاد. رایکا به صندلی چرمی اش تکیه داد و درحالیکه خودنویس داخل دستش را تکان می داد، به مغزش فشار آورد تا چهره دختر را بیاد آورد . اما هرچه اندیشید بی نتیجه بود .به همین خاطر بار دیگر به برگه های روی میز روبرویش خیره شد و با بی توجهی پرسید:
بفرمایید امرتون
دختر جوان من من کنان گفت:
ببخشید سرمدی هستم، رزا سرمدی
رایکا بی توجه به او، باز هم کلماتی را روی کاغذهای روبرویش یادداشت کرد ...
👤 فهیمه سلیمانی
✍🏻 با صدای ضربه ای که به در خورد، سرش را بالا آورد و به در نگریست:
بفرمایید.
در به آرامی باز شد ، دختری با صورتی ظریف و بینی قلمی و ابروهای بلند و خوش حالت داخل شد و روبروی او ایستاد. رایکا به صندلی چرمی اش تکیه داد و درحالیکه خودنویس داخل دستش را تکان می داد، به مغزش فشار آورد تا چهره دختر را بیاد آورد . اما هرچه اندیشید بی نتیجه بود .به همین خاطر بار دیگر به برگه های روی میز روبرویش خیره شد و با بی توجهی پرسید:
بفرمایید امرتون
دختر جوان من من کنان گفت:
ببخشید سرمدی هستم، رزا سرمدی
رایکا بی توجه به او، باز هم کلماتی را روی کاغذهای روبرویش یادداشت کرد ...
❤11
💬 باد باز هم صورتش را قلقلک می داد و موهایش را به بازی گرفته بود. چشمهایش در تاریکی شب، روی جسمی در کنار ساحل دریا ثابت ماند، درست می دید، او بود که زانوهایش را در آغوش گرفته و به امواج دریا زل زده بود. همان جا ایستاد، دلش نمی خواست سکوت او را بر هم بزند، اما نیاز به در کنار او بودن و درد دل کردن به دلش چنگ انداخت. دوست داشت باز هم در کنار او بنشیند و از عسل حرف بزند و او صبورانه گوش دهد. البته این بار نه! این بار می خواست از خود او صحبت کند، از چشم های جذاب و از طنازی بی مانندش
📗 رایکا
👤 فهیمه سلیمانی
📖 @LibraryPersianPdf
📗 رایکا
👤 فهیمه سلیمانی
📖 @LibraryPersianPdf
❤4
📖 روانشناسی رشد
👤 لورا برک
✍🏻 پژوهش درباره رشد انسان، تلاش نسبتاً جدیدی است. تحقیقات درباره رشد بزرگسالی، پیری و تغییر در روند زندگی در دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ پایدار شدند اما گمانه زنی ها درباره اینکه چگونه افراد رشد و تغییر می کنند قرنها وجود داشته اند. هنگامی که این گمانه زنی ها با پژوهش ترکیب شدند، به ساختن نظریه های رشد الهام بخشیدند.
👤 لورا برک
✍🏻 پژوهش درباره رشد انسان، تلاش نسبتاً جدیدی است. تحقیقات درباره رشد بزرگسالی، پیری و تغییر در روند زندگی در دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ پایدار شدند اما گمانه زنی ها درباره اینکه چگونه افراد رشد و تغییر می کنند قرنها وجود داشته اند. هنگامی که این گمانه زنی ها با پژوهش ترکیب شدند، به ساختن نظریه های رشد الهام بخشیدند.
👍17
💬 لورا برک نویسنده کتاب "روانشناسی رشد" پژوهشگری سرشناس در آمریکاست و بسیاری از روان شناسان، هنگام بحث درباره مطالب مربوط به رشد، از آثار او به عنوان مرجع نام می برند. او سبک نگارش دلنشینی دارد که خواننده را جذب خود می نماید. کتاب حاضر که نام اصلی آن "رشد در گستره عمر" است در دانشگاههای ایران با عنوان روانشناسی رشد تدریس می شود و در دو جلد ترجمه شده است.
📗 روانشناسی رشد
👤 لورا برک
📖 @LibraryPersianPdf
📗 روانشناسی رشد
👤 لورا برک
📖 @LibraryPersianPdf
👍12
📖 داستان دو شهر
👤 چارلز دیکنز
✍🏻 داستان دو شهر رمانی نوشته چارلز دیکنز است که داستانش در لندن و پاریس، قبل و در طول انقلاب فرانسه رخ میدهد. این رمان با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه در جهان، به همراه کتاب شازده کوچولو (به زبان فرانسوی)، پرفروشترین کتابهای تکجلدی جهان در تمام دورانها است. همچنین این کتاب پرفروشترین کتاب تکجلدی انگلیسیزبان دنیا و یکی از مشهورترین عناوین در ادبیات داستانی است.
👤 چارلز دیکنز
✍🏻 داستان دو شهر رمانی نوشته چارلز دیکنز است که داستانش در لندن و پاریس، قبل و در طول انقلاب فرانسه رخ میدهد. این رمان با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه در جهان، به همراه کتاب شازده کوچولو (به زبان فرانسوی)، پرفروشترین کتابهای تکجلدی جهان در تمام دورانها است. همچنین این کتاب پرفروشترین کتاب تکجلدی انگلیسیزبان دنیا و یکی از مشهورترین عناوین در ادبیات داستانی است.
❤17
💬 بهترین دوران بود، بدترین دوران بود
دوران درایت بود، دوران حماقت بود
اوج ایمان بود، اوج شک بود
فصل روشنایی بود ، فصل تاریکی بود
بهار امید بود، زمستان یأس بود
همه چیز در یک قدمی ما بود ...!
همه چیز را پشت سر گذاشته بودیم
همه مستقیم به بهشت می رفتیم
همه مستقیم در جهت مخالف می رفتیم ... .
📗 داستان دو شهر
👤 چارلز دیکنز
📖 @LibraryPersianPdf
دوران درایت بود، دوران حماقت بود
اوج ایمان بود، اوج شک بود
فصل روشنایی بود ، فصل تاریکی بود
بهار امید بود، زمستان یأس بود
همه چیز در یک قدمی ما بود ...!
همه چیز را پشت سر گذاشته بودیم
همه مستقیم به بهشت می رفتیم
همه مستقیم در جهت مخالف می رفتیم ... .
📗 داستان دو شهر
👤 چارلز دیکنز
📖 @LibraryPersianPdf
❤21
📖 کنت مونت کریستو
👤 الکساندر دوما
✍🏻 کتاب کنت مونت کریستو رمانی از الکساندر دوما نویسنده فرانسوی، منتشر شده به سال ۱۸۴۵. ادموند دانتس، دریانوردی زندانی و مسافری مرموز با چندین چهره، میخواهد با ثروتهای افسانهوار خود طبقه اشراف پاریس را به هم بریزد. دانتس در ۱۸۱۵، در روز ازدواجش، به اتهام دروغین طرفداری از ناپلئون در بندر مارسی زندانی میشود و بر اثر سعایت رقیب عشقیاش، فرناند، و رقیب تجاریاش، دانگلار، مدت چهارده سال محبوس میماند و این واقعه، در عین حال، به نفع مقاصد سیاسی یک قاضی جوان و جاهطلب به نام ویلفور است که در زندانیشدن او دست دارد.
👤 الکساندر دوما
✍🏻 کتاب کنت مونت کریستو رمانی از الکساندر دوما نویسنده فرانسوی، منتشر شده به سال ۱۸۴۵. ادموند دانتس، دریانوردی زندانی و مسافری مرموز با چندین چهره، میخواهد با ثروتهای افسانهوار خود طبقه اشراف پاریس را به هم بریزد. دانتس در ۱۸۱۵، در روز ازدواجش، به اتهام دروغین طرفداری از ناپلئون در بندر مارسی زندانی میشود و بر اثر سعایت رقیب عشقیاش، فرناند، و رقیب تجاریاش، دانگلار، مدت چهارده سال محبوس میماند و این واقعه، در عین حال، به نفع مقاصد سیاسی یک قاضی جوان و جاهطلب به نام ویلفور است که در زندانیشدن او دست دارد.
👍27
💬 در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی؛ فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است.
تنها، کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حدِ اعلای خوشبختی را نیز درک کند.
میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است...
پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.
هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده ی انسان را آشکار کند، همه ی شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :
" انتظار کشیدن" و "امیدوار بودن" ... !
📗 کنت مونت کریستو
👤 الکساندر دوما
📖 @LibraryPersianPdf
تنها، کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حدِ اعلای خوشبختی را نیز درک کند.
میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است...
پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.
هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده ی انسان را آشکار کند، همه ی شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :
" انتظار کشیدن" و "امیدوار بودن" ... !
📗 کنت مونت کریستو
👤 الکساندر دوما
📖 @LibraryPersianPdf
👍47
📝 تعداد زيادى از آدم ها مايل به انجام دادن كارهايى هستندكه ديگران انجام ميدهند. مايل به باوركردن چيزهايى هسـتند كه ديگـران بـاور دارند، و مايل به پـذيرش مـوهـوماتى هستند كه ديگران به آن ايمان دارند.
وقـتى خودت را همصدا با اكثريت ميبينى؛ وقت آن است كه بنشينى و عـميقاً فكر كنى !
🖋 دیل کارنگی
📖 @LibraryPersianPdf
وقـتى خودت را همصدا با اكثريت ميبينى؛ وقت آن است كه بنشينى و عـميقاً فكر كنى !
🖋 دیل کارنگی
📖 @LibraryPersianPdf
👍27
📝 پدرم به من نصیحتی کرد که هنوز در ذهنم میچرخد !
گفت: هر وقت میخواهی از کسی ایرادی بگیری یادت باشد همه مردم دنیا شانس و بختی را که تو داشتی نداشتند !
🔖 گتسبی بزرگ
🖋 اسکات فیت جرالد
📖 @LibraryPersianPdf
گفت: هر وقت میخواهی از کسی ایرادی بگیری یادت باشد همه مردم دنیا شانس و بختی را که تو داشتی نداشتند !
🔖 گتسبی بزرگ
🖋 اسکات فیت جرالد
📖 @LibraryPersianPdf
👍36
📝 من عمرم را با نگاه کردن در چشم مردم
گذرانده ام، چشم تنها جای بدن است که
شاید هنوز روحی در آن باقی باشد ...
🔖 کوری
🖋 ژوزه ساراماگو
📖 @LibraryPersianPdf
گذرانده ام، چشم تنها جای بدن است که
شاید هنوز روحی در آن باقی باشد ...
🔖 کوری
🖋 ژوزه ساراماگو
📖 @LibraryPersianPdf
👍27