💬 در مقدمه، تاریخچه کوتاهی از زندگی و تلاشهای جلال آل احمد به دست داده شده است که چکیده آن از این قرار است :جلال آل احمد در یازدهم آذر 1302در محله پاچنار تهران، در خانوادهای روحانی به دنیا آمد .پدربزرگش اهل اورازان قزوین بود .جلال تحصیلات ابتدایی و حوزوی را آغاز کرد و در سال 1322به نجف رفت ;اما به زودی سرخورده شد . به ایران بازگشت به حزب توده پیوست .وارد وزارت فرهنگ شد و به شغل معلمی روی آورد
📗 جلال آل احمد به روایت اسناد ساواک
👤 مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات
📚 @LibraryPersianpdf
📗 جلال آل احمد به روایت اسناد ساواک
👤 مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات
📚 @LibraryPersianpdf
❤3
📚 خنده در تاریکی
👤 ولادیمیر ناباکوف
✍🏻 کتاب خنده در تاریکی رمانی نوشته ولادیمیر ناباکوف است که اولین بار در سال 1932 به چاپ رسید.یکی ازبرترین رمانهای پست مدرن موجود است.
روایتگر یک تراژدی است، تراژدی سقوط یک مرد موفق در زندگی خودش، مردی که سالهاست زندگی شرافتمندانه و شادی را داشته اما به خاطر حسی که او را عشق مینامد همسر و زندگی خود را رها میکند تا به دختر جوانی که دوستش دارد برسد.دختری که حتی نصف مرد هم سن ندارد!
داستان روایتگر تلخی های یک زندگی است.
👤 ولادیمیر ناباکوف
✍🏻 کتاب خنده در تاریکی رمانی نوشته ولادیمیر ناباکوف است که اولین بار در سال 1932 به چاپ رسید.یکی ازبرترین رمانهای پست مدرن موجود است.
روایتگر یک تراژدی است، تراژدی سقوط یک مرد موفق در زندگی خودش، مردی که سالهاست زندگی شرافتمندانه و شادی را داشته اما به خاطر حسی که او را عشق مینامد همسر و زندگی خود را رها میکند تا به دختر جوانی که دوستش دارد برسد.دختری که حتی نصف مرد هم سن ندارد!
داستان روایتگر تلخی های یک زندگی است.
❤🔥3
💬 انتخاب و تصمیمگیری مهمترین امتیاز بشر نسبت به سایر مخلوقات است. اما به مانند شمشیری دو لبه، به همان اندازه که قدرت تصمیمگیری میتواند زندگی را برای انسان لذتبخش و هیجانانگیز کند، میتواند باعث نابودی او نیز شود. بعضی آنقدر در اتخاذ تصمیم ضعیف هستند که گاهی آرزو میکنند ای کاش همه چیز بر اساس جبر اتفاق میافتاد.
📗 خنده در تاریکی
👤 ولادمیر ناباکوف
📚 @LibraryPersianpdf
📗 خنده در تاریکی
👤 ولادمیر ناباکوف
📚 @LibraryPersianpdf
❤🔥4
💬 اورازان» ده کوهستانی از تمدن شهری دورافتادهای است در منتهای شرقی کوهپایههای طالقان که نهتنها از دبستان و ژاندارمری و بهداری در آن خبری نیست، بلکه اغلب اهالی هنوز با سنگ چخماق و «قو» چپقهای خودشان را آتش میکنند و برای روشنکردن اجاقها و تنورها از چوبهایی که پنجشش برابر یک چوب کبریت بلندی دارد و سر آن آغشته به گوگرد است استفاده میکنند.
📗 اورازان
👤 جلال آل احمد
📚 @LibraryPersianpdf
📗 اورازان
👤 جلال آل احمد
📚 @LibraryPersianpdf
❤2
💬 اگر بخواهید موفق شوید یا در دنیایتان تأثیری مثبت بر جای بگذارید، باید بتوانید صاحب نفوذ باشید. بدون نفوذ موفقیتی وجود ندارد. برای نمونه، اگر فروشنده باشید و بخواهید بر فروش خود بیفزایید، باید بتوانید در مشتریانتان تأثیر بگذارید.
📗 چگونه نفوذ کنیم
👤 جان سی مکسول
📚 @LibraryPersianpdf
📗 چگونه نفوذ کنیم
👤 جان سی مکسول
📚 @LibraryPersianpdf
❤5
📚 ارزیابی شتابزده
👤 جلال آل احمد
✍🏻 کتاب ارزیابی شتابزده مجموعهای از 18 مقالۀ جلال آل احمد، در نقد ادب، اجتماع، هنر و سیاست دهه چهل شمسی است.
به طور مثال او در مقالهٔ «مهرگان در مشهد اردهال» مراسم را آنگونه که خود از نزدیک شاهد بوده است تعریف میکند و خوانندگان را با طبیعت، ویژگیهای اقلیمی و منابع مختلف کشور آشنا میسازد و دربارۀ خلق و خو، آداب و رسوم و هنرهای دستی مردم هر منطقه به ما اطلاعاتی میدهد.
👤 جلال آل احمد
✍🏻 کتاب ارزیابی شتابزده مجموعهای از 18 مقالۀ جلال آل احمد، در نقد ادب، اجتماع، هنر و سیاست دهه چهل شمسی است.
به طور مثال او در مقالهٔ «مهرگان در مشهد اردهال» مراسم را آنگونه که خود از نزدیک شاهد بوده است تعریف میکند و خوانندگان را با طبیعت، ویژگیهای اقلیمی و منابع مختلف کشور آشنا میسازد و دربارۀ خلق و خو، آداب و رسوم و هنرهای دستی مردم هر منطقه به ما اطلاعاتی میدهد.
👍4
💬 ارزیابی شتابزده که میتوان آن را به راستی نماد روشنفکری ایران در این دهۀ حساس و مهم 40 خواند، با همۀ ویژگیها و خصایلی که از ذهنیت ایرانی در آثار و اندیشههای روشنفکران این دوره بازتاب یافت، از توسعهگرایی تا نقد توسعه، از چرخش به سمت غرب تا نقد آن تحت عنوان غربزدگی، از توجه به آثار ادبی و هنری غربی به ویژه فرانسوی تا کوشش برای نوعی از بومیگرایی و در نهایت بازگشت به خویشتنی که جنبۀ سلبیاش بر جنبۀ ایجابیاش غلبه داشت و اگرچه میدانست چه نمیخواهد، اما تصور دقیق و تاریخمند و روشنی از آنچه میخواست نداشت.
📗 ارزیابی شتابزده
👤 جلال آل احمد
📚 @LibraryPersianpdf
📗 ارزیابی شتابزده
👤 جلال آل احمد
📚 @LibraryPersianpdf
🙏2
📚 جهانی که من میشناسم
👤 برتراند راسل
✍🏻 کتاب دنیایی که من می شناسم، با تلاش کلاسیک برتراند راسل برای نشان دادن ماهیت، ظرفیت و محدودیتهای روش منطقی- تحلیلی در فلسفه، آغاز میشود. فیلسوف بریتانیایی برتراند راسل کمک های قابل توجهی در این زمینه کرد، از جمله کمک به ایجاد حوزه ای از تحقیق به نام فلسفه تحلیلی و پیشبرد عمل منطق. او همچنین با تمرکز بر تجربه گرایی به روش های جدید به تأثیرگذاری بر توسعه فلسفه علم کمک کرد. زیربنای دیدگاه های راسل در مورد علم و متافیزیک در کتاب «دنیایی که من می شناسم» بیان شده است.
👤 برتراند راسل
✍🏻 کتاب دنیایی که من می شناسم، با تلاش کلاسیک برتراند راسل برای نشان دادن ماهیت، ظرفیت و محدودیتهای روش منطقی- تحلیلی در فلسفه، آغاز میشود. فیلسوف بریتانیایی برتراند راسل کمک های قابل توجهی در این زمینه کرد، از جمله کمک به ایجاد حوزه ای از تحقیق به نام فلسفه تحلیلی و پیشبرد عمل منطق. او همچنین با تمرکز بر تجربه گرایی به روش های جدید به تأثیرگذاری بر توسعه فلسفه علم کمک کرد. زیربنای دیدگاه های راسل در مورد علم و متافیزیک در کتاب «دنیایی که من می شناسم» بیان شده است.
❤2
💬 تعصب میتوانید نیروی محرکه اعمال بطور کلی باشد؛ ولی در تاریخ نمیتوانم نمونه های پیدا کنم که در آن تعصب محرک اعمال خوبی بوده باشد. تعصب، همیشه امور را به سیاه کاری میکشاند و علت آن هم این است که تعصب بطور اجتناب ناپذیری با کینهتوزی و دشمنی همراه است، اشخاصی که از تعصب همگانی پیروی نکنند مورد نفرت و انزجار واقع میشوند. این مسئله از وقایع حتمی و غیرقابل اجتناب میباشد.
📗 جهانی که من میشناسم
👤 برتراند راسل
📚 @LibraryPersianpdf
📗 جهانی که من میشناسم
👤 برتراند راسل
📚 @LibraryPersianpdf
👏2
📚 سایه مغول
👤 صادق هدایت
✍🏻 بنظر شاهرخ جنگل هم ترسناک هم گوارا بود. بدنه درختها خزه سبز مغز پسته ای روئیده بود.برگهای خشک کم کم، خرده خرده تجزیه شده و خاک سیاه رنگی تشکیل میداد که از زیر آن، از لابلای آن ،سبزه ها خودرو بیرون آمده بود. بوئی که در هوا پراکنده میشد، بوی سردابه های نمناک، برگ قهوه ای رنگ پوسیده بود که زیر آنها پر بود از حشرات کوچک،سوسکهای سیاه و خاکستری، پشه های درشت با پاهای دراز ، کمر باریک و بالهای شفاف، آن بالا، در روشنائی خورشید میچرخیدند. گودال پائین چشمه کوچک از لجن سیاه و برگهای پوسیده انباشه شده بود. گاهگاهی حبابهای درخشان روی آب میآمد و میترکید ولی آب خود چشمه، آب باریکی که از زیر سنگریزه ها میجوشید و بیرون می آمد روشن و درخشان بود
👤 صادق هدایت
✍🏻 بنظر شاهرخ جنگل هم ترسناک هم گوارا بود. بدنه درختها خزه سبز مغز پسته ای روئیده بود.برگهای خشک کم کم، خرده خرده تجزیه شده و خاک سیاه رنگی تشکیل میداد که از زیر آن، از لابلای آن ،سبزه ها خودرو بیرون آمده بود. بوئی که در هوا پراکنده میشد، بوی سردابه های نمناک، برگ قهوه ای رنگ پوسیده بود که زیر آنها پر بود از حشرات کوچک،سوسکهای سیاه و خاکستری، پشه های درشت با پاهای دراز ، کمر باریک و بالهای شفاف، آن بالا، در روشنائی خورشید میچرخیدند. گودال پائین چشمه کوچک از لجن سیاه و برگهای پوسیده انباشه شده بود. گاهگاهی حبابهای درخشان روی آب میآمد و میترکید ولی آب خود چشمه، آب باریکی که از زیر سنگریزه ها میجوشید و بیرون می آمد روشن و درخشان بود
👍3
💬 در حال و هوای روزگاری كه مغولان به ايران تاخته و از كشور جز ويرانهای باقینمانده بود. شاهرخ شخصيت اصلی اين داستان است كه پس از كشته شدن نامزدش گلشاد توسط مغولان، از آنها انتقام گرفته و سرانجام در دل طبيعت، از دنيا میرود.
📗 سایه مغول
👤 صادق هدایت
📚 @LibraryPersianpdf
📗 سایه مغول
👤 صادق هدایت
📚 @LibraryPersianpdf
❤4