📚 تهران مخوف
👤 مرتضی مشفق کاظمی
✍🏻 آنان که تاریخ را نمیدانند، محکوم به تکرارش میشوند. رمان تهران مخوف بر خواندن پشت سر هم وقایع در کتابهای تاریخی مزیت بیشتری دارد. همراه با شخصیتهای این کتاب، خواننده نیز درگیر فراز و نشیبهای روزگار میشود؛ گویی خود در آن شرایط زیسته باشد. چنین تجربهای به او امکان میدهد تا برداشت بهتری از درونمایههای اخلاقی رویدادهای تاریخی و اجتماعی آن دوران داشته باشد.
👤 مرتضی مشفق کاظمی
✍🏻 آنان که تاریخ را نمیدانند، محکوم به تکرارش میشوند. رمان تهران مخوف بر خواندن پشت سر هم وقایع در کتابهای تاریخی مزیت بیشتری دارد. همراه با شخصیتهای این کتاب، خواننده نیز درگیر فراز و نشیبهای روزگار میشود؛ گویی خود در آن شرایط زیسته باشد. چنین تجربهای به او امکان میدهد تا برداشت بهتری از درونمایههای اخلاقی رویدادهای تاریخی و اجتماعی آن دوران داشته باشد.
❤🔥5
💬 هوا کمکم روشن میشد. نسیم سرد شب همچنان میوزید، در شهر تهران خاموشی و غوغا تواما حکمفرما بود؛ در وسط شهر بهخصوص در میدانهای توپخانه و مشق، هیجان و رفتوآمد خاصی به چشم میخورد. در محلههای تهران آن روز، در کنار هر فرد آژان، قزاقی دیده میشد. عابرین هم بدون اینکه از چگونگی پیشامد شب گذشته درست سر در بیاورند، با ترس و نگرانی به قزاقها نگریسته و آنگاه اهسته راه خود را پیش میگرفتند و دور میشدند و تنها هر زمان که چند نفری با هم بودند یکی زیر گوش دیگری میگفت: قزاقها شهر را گرفتند.
📗 تهران مخوف
👤 مرتضی مشفق کاظمی
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
📗 تهران مخوف
👤 مرتضی مشفق کاظمی
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍4
💬 به خاطر مردم تغییر نکن
این جماعت هر روز
تو را جور دیگری میخواهند.
📗 سرزمین گوجه های سبز
👤 هرتا مولر
📚 @LibraryPersianpdf
این جماعت هر روز
تو را جور دیگری میخواهند.
📗 سرزمین گوجه های سبز
👤 هرتا مولر
📚 @LibraryPersianpdf
👍6
📚 واقعیت درمانی
👤 ویلیام گلسر
✍🏻 کتاب واقعیت درمانی، اثری نوشته ی ویلیام گلسر است که نخستین بار در سال 1965 انتشار یافت. این اثر بسیار پرفروش از دکتر گلسر، به روش جایگزین او برای دستورالعمل های روانکاوانه ی فرویدی می پردازد، این روش را مورد تشریح قرار می دهد، آن را با روش های درمانی رایج مقایسه می کند و موردهای موفق آن در درمان افراد را با مخاطبین سهیم می شود. واقعیت درمانی بر کارهای مرتبط با «اینجا و اکنونِ» مراجعه کننده و توانایی خلق و انتخاب آینده ای بهتر تمرکز می کند. به عقیده ی گلسر، جنبه ی اجتماعی اختلال های روانشناسانه به خاطر تعجیل در گذاشتن نام و برچسبِ «مریض» یا «بیمار روانی» بر افراد، بیش از اندازه مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که آن اختلال ممکن است به روش های بسیار ساده تری مورد درمان قرار گیرد. دکتر گلسر در کتاب واقعیت درمانی تلاش می کند تا میان مراجعه کننده و رفتار آن شخص، تمایز قائل شود.
👤 ویلیام گلسر
✍🏻 کتاب واقعیت درمانی، اثری نوشته ی ویلیام گلسر است که نخستین بار در سال 1965 انتشار یافت. این اثر بسیار پرفروش از دکتر گلسر، به روش جایگزین او برای دستورالعمل های روانکاوانه ی فرویدی می پردازد، این روش را مورد تشریح قرار می دهد، آن را با روش های درمانی رایج مقایسه می کند و موردهای موفق آن در درمان افراد را با مخاطبین سهیم می شود. واقعیت درمانی بر کارهای مرتبط با «اینجا و اکنونِ» مراجعه کننده و توانایی خلق و انتخاب آینده ای بهتر تمرکز می کند. به عقیده ی گلسر، جنبه ی اجتماعی اختلال های روانشناسانه به خاطر تعجیل در گذاشتن نام و برچسبِ «مریض» یا «بیمار روانی» بر افراد، بیش از اندازه مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که آن اختلال ممکن است به روش های بسیار ساده تری مورد درمان قرار گیرد. دکتر گلسر در کتاب واقعیت درمانی تلاش می کند تا میان مراجعه کننده و رفتار آن شخص، تمایز قائل شود.
❤4
💬 مردم نه به علت اینکه "بیمارند" غیر مسئولانه عمل میکنند بلکه چون غیر مسئولانه عمل میکنند بیمار هستند!
📗 واقعیت درمانی
👤 ویلیام گلسر
📚 @LibraryPersianpdf
📗 واقعیت درمانی
👤 ویلیام گلسر
📚 @LibraryPersianpdf
👍6
📚 مردی با کبوتر
👤 رومن گاری
✍🏻میخواهید بدانید چرا واکسی شده ام؟
خیلی ساده است،
خواستم کاری بکنم تا به مردم بفهمانم که بیش از آنکه صاحب افکار زیبا باشند، صاحب پا هستند!
بسیاری از این آدمها در این آسمانخراش این را از یاد برده اند.
اگر مثل من روزی صد تا کفش واکس بزنند، شاید به یاد بیاورند که پای آدمی روی زمین است و نه در ابرها !
👤 رومن گاری
✍🏻میخواهید بدانید چرا واکسی شده ام؟
خیلی ساده است،
خواستم کاری بکنم تا به مردم بفهمانم که بیش از آنکه صاحب افکار زیبا باشند، صاحب پا هستند!
بسیاری از این آدمها در این آسمانخراش این را از یاد برده اند.
اگر مثل من روزی صد تا کفش واکس بزنند، شاید به یاد بیاورند که پای آدمی روی زمین است و نه در ابرها !
👍3
💬 دنیا دچار دردسر شده
و فقط هم دو راه حل موجود است:
آنقدر بخندیم تا منفجر شویم،
یا فقط منفجر شویم!
📗 مردی با کبوتر
👤 رومن گاری
📚 @LibraryPersianpdf
و فقط هم دو راه حل موجود است:
آنقدر بخندیم تا منفجر شویم،
یا فقط منفجر شویم!
📗 مردی با کبوتر
👤 رومن گاری
📚 @LibraryPersianpdf
👏12
💬 مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه، به عادت آب دادن
گلهای باغچه بدل شود!
📗 یک عاشقانه آرام
👤 نادر ابراهیمی
📚 @LibraryPersianpdf
مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه، به عادت آب دادن
گلهای باغچه بدل شود!
📗 یک عاشقانه آرام
👤 نادر ابراهیمی
📚 @LibraryPersianpdf
❤13
📚 خانه سکوت
👤 اورهان پاموک
✍🏻 اورهان پاموک در کتاب خانه سکوت همراه با خانواده ای به دنبال گذشته سرگردان شان پس از 30 سال گذر زمان می پردازد.
مادربزرگی که خاطرات 90 ساله عمرش را آرام آرام مرور می کند. پدربزرگی که بین طبیعت و نابودی رساله ای را به نگارش درآورده و آشنایانی که میان سکوت این خانه وجودشان حس می شود را در قالب روایتی جذاب و خواندنی در برابر خواننده طرح می کند.
خانه سکوت رمان اورهان پاموک با استقبال شگفت انگیزی رو به رو شده و به بسیاری از زبان ها ترجمه شده و جوایز فراوانی را از آن خود کرده است
👤 اورهان پاموک
✍🏻 اورهان پاموک در کتاب خانه سکوت همراه با خانواده ای به دنبال گذشته سرگردان شان پس از 30 سال گذر زمان می پردازد.
مادربزرگی که خاطرات 90 ساله عمرش را آرام آرام مرور می کند. پدربزرگی که بین طبیعت و نابودی رساله ای را به نگارش درآورده و آشنایانی که میان سکوت این خانه وجودشان حس می شود را در قالب روایتی جذاب و خواندنی در برابر خواننده طرح می کند.
خانه سکوت رمان اورهان پاموک با استقبال شگفت انگیزی رو به رو شده و به بسیاری از زبان ها ترجمه شده و جوایز فراوانی را از آن خود کرده است
❤🔥2
💬 گفتم: خانوم جان غذا حاضره. بفرمایید سر میز.
چیزی نگفت.
همچنان به پارچه در دستش چسبیده بود و آن را می دوخت.
رفتم و بازویش را گرفتم و سر میز نشاندم
فقط غر زد. به آشپزخانه رفتم، سینی را برداشتم و آوردم و جلویش گذاشتم. نگاه کرد اما به غذا دست نزد. به فکرم رسید با گفتن حرفی شروع کنم. پیش بندش را درآوردم و پشت گوش های بزرگش بستم.
گفت: امشب دوباره چکار کردی؟ ببینم چی سرهم کردی؟
گفتم: امام بای. دیروز خواسته بودین؟
مال عصره؟
سینی رو جلوش گذاشتم، چنگالش رو برداشت و بادمجان ها را هم زد. بعد از کمی ور رفتن با غذا، شروع به خوردن کرد.
📗 خانه سکوت
👤 اورهان پاموک
📚 @LibraryPersianpdf
چیزی نگفت.
همچنان به پارچه در دستش چسبیده بود و آن را می دوخت.
رفتم و بازویش را گرفتم و سر میز نشاندم
فقط غر زد. به آشپزخانه رفتم، سینی را برداشتم و آوردم و جلویش گذاشتم. نگاه کرد اما به غذا دست نزد. به فکرم رسید با گفتن حرفی شروع کنم. پیش بندش را درآوردم و پشت گوش های بزرگش بستم.
گفت: امشب دوباره چکار کردی؟ ببینم چی سرهم کردی؟
گفتم: امام بای. دیروز خواسته بودین؟
مال عصره؟
سینی رو جلوش گذاشتم، چنگالش رو برداشت و بادمجان ها را هم زد. بعد از کمی ور رفتن با غذا، شروع به خوردن کرد.
📗 خانه سکوت
👤 اورهان پاموک
📚 @LibraryPersianpdf
❤🔥1
