💬 خواستن، ما را میسوزاند و
توانستن، ما را به فنا میدهد
ولی دانستن؛ سبب آرامش مداوم
در سازمان ضعیف وجود میشود.
📗 چرم ساغری
✍🏻 اونوره دو بالزاک
📚 @LibraryPersianpdf
توانستن، ما را به فنا میدهد
ولی دانستن؛ سبب آرامش مداوم
در سازمان ضعیف وجود میشود.
📗 چرم ساغری
✍🏻 اونوره دو بالزاک
📚 @LibraryPersianpdf
❤4
💬 این اثر نه آنقدر مطابق با واقع است که خاطراتش بتوان خواند و نه آنقدر دور از واقع که داستانش بتوان شمرد. خود ژرژ ساند مدعی است که در این کتاب مواردی چند از زندگی خویش را نه قلب یا مرتب بلکه فقط کتمان کرده است. دلدار و دلباخته ژرژ ساند حاوی تحلیل های روان شناسی باریک بینانه و نظریات بدیعی درباره هنر و تجلیات نبوغ و نقاشی های استادانه ای از طبیعت است.
📗 دلدار و دلباخته
👤 ژرژ ساند
📚 @LibraryPersianpdf
📗 دلدار و دلباخته
👤 ژرژ ساند
📚 @LibraryPersianpdf
❤1
💬 نشانه ی یک انسان رشد نیافته این است که میخواهد شرافتمندانه برای هدفی بمیرد، ولی نشانه ی یک انسان رشد یافته این است که می خواهد برای یک هدف، متواضعانه زندگی کند.
📗 ناطور دشت
👤 جی دی سلینجر
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
📗 ناطور دشت
👤 جی دی سلینجر
📖 [ @LibraryPersianPdf ]
❤20
💬 هفته بعد از روز کارگر بود و زنگ مداوم تلفن های دفتر پارکر و پارکر به لیسی اعلام می کرد که بالاخره سکوت تابستان سپری شده است. در ماه گذشته کار شرکت تعاونی مانهاتان به گونه ای غیرعادی راکد بود ولی حالا دوباره رونق گرفته است. لیسی به ریک پارکر که فنجان قهوه اش را روی میز میگذاشت، رو کرد و گفت:
حالا دیگر وقتش رسیده، از ماه ژوئن تا حالا حتی یک معامله درست و حسابی هم نداشتیم. هر کسی را می دیدی، راهی هامپتونز یا کیپ بود. اما شکر خدا حالا همه برگشته اند. من هم از ماه کم کاری لذت برده ام. اما حالا وقتش رسیده دوباره کار را شروع کنیم…
📗 وانمود کن او را نمیبینی
👤 مری هیگینز کلارک
📚 @LibraryPersianpdf
حالا دیگر وقتش رسیده، از ماه ژوئن تا حالا حتی یک معامله درست و حسابی هم نداشتیم. هر کسی را می دیدی، راهی هامپتونز یا کیپ بود. اما شکر خدا حالا همه برگشته اند. من هم از ماه کم کاری لذت برده ام. اما حالا وقتش رسیده دوباره کار را شروع کنیم…
📗 وانمود کن او را نمیبینی
👤 مری هیگینز کلارک
📚 @LibraryPersianpdf
👍2
📚 آخرین نامه معشوق
👤 جوجو مویز
✍🏻 "جوجو مویز" داستان کتاب "آخرین نامهی معشوق "را با روایت وضعیت جنیفر در یک بیمارستان آغاز میکند. جنیفر در اوایل دهه ۱۹۶۰ بعد از یک تصادف در بیمارستان بستری می شود و پس از بازیابی هوشیاری اش متوجه می شود که حافظه خود را از دست داده و هیچ چیز در رابطه با زندگی گذشته و حتی شوهرش را به یاد نمیآورد. در ادامه جنیفر نامه هایی را مطالعه می کند که ظاهرا توسط معشوقه وی برایش نوشته شده اند. در ادامه داستان اینکه جنیفر پس از پیدا کردن و مطالعه نامهها گرفتار سردرگمی شده و اتفاقاتی برایش میافتد و در نهایت تصمیمش برای ادامه زندگی روایت میگردد.
👤 جوجو مویز
✍🏻 "جوجو مویز" داستان کتاب "آخرین نامهی معشوق "را با روایت وضعیت جنیفر در یک بیمارستان آغاز میکند. جنیفر در اوایل دهه ۱۹۶۰ بعد از یک تصادف در بیمارستان بستری می شود و پس از بازیابی هوشیاری اش متوجه می شود که حافظه خود را از دست داده و هیچ چیز در رابطه با زندگی گذشته و حتی شوهرش را به یاد نمیآورد. در ادامه جنیفر نامه هایی را مطالعه می کند که ظاهرا توسط معشوقه وی برایش نوشته شده اند. در ادامه داستان اینکه جنیفر پس از پیدا کردن و مطالعه نامهها گرفتار سردرگمی شده و اتفاقاتی برایش میافتد و در نهایت تصمیمش برای ادامه زندگی روایت میگردد.
❤12
💬 من یهو تو پردهای از جنون متوجه شدم که داشتنِ کسی اون بیرون که تو رو درک کنه، آرزوت کنه و تو رو بهتر از اونی که هستی ببینه، متحیر کنندهترین هدیهست. حتی با وجود اینکه پیش هم نیستیم، دونستنِ اینکه برای تو، همچین مردی هستم، یه منبع انرژیه برام.
📗 آخرین نامه معشوق
👤 جوجو مویز
📚 @LibraryPersianpdf
📗 آخرین نامه معشوق
👤 جوجو مویز
📚 @LibraryPersianpdf
❤18
💬 نباید بیش از حد مهر ورزید
وگرنه رنج بسیار خواهی برد
📗 انجیل های من
👤 اریک امانوئل اشمیت
📚 @LibraryPersianpdf
وگرنه رنج بسیار خواهی برد
📗 انجیل های من
👤 اریک امانوئل اشمیت
📚 @LibraryPersianpdf
👍12
📚 هرگز رهایم مکن
👤 کازوئو ایشی گورو
✍🏻 خندید و دستش را دور تنم حلقه کرد، اما همانطور آرام، کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر میکنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب، سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت میبُرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم همینه.
👤 کازوئو ایشی گورو
✍🏻 خندید و دستش را دور تنم حلقه کرد، اما همانطور آرام، کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر میکنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب، سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت میبُرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم همینه.
❤5
💬 خاطرات، حتا گران بها ترین آن ها، به شکل شگفت انگیزی سریع از یادمان محو می شوند. اما من این را قبول ندارم. خاطراتی که بیشترین ارزش را برایم دارند، هیچ وقت برای من محو نمی شوند
📗 هرگز رهایم مکن
👤 کازوئو ایشی گورو
📚 @LibraryPersianpdf
📗 هرگز رهایم مکن
👤 کازوئو ایشی گورو
📚 @LibraryPersianpdf
❤6