💬 اولین ساکنان شهر خیالی «یوکناپاتافا»، سرخ پوستان چیکاسا بودند. آنها قرن ها در این مکان آرام زندگی می کردند تا این که اولین مهاجران سفیدپوست از راه رسیدند و نظم طبیعی یوکناپاتافا را برهم زدند. کشتار بومیان و غصب مراتع و زمین های آنها شروع شد. آنها دایم این ساده دلان را فریب می دادند، و زمین هایشان را از چنگشان بیرون می آوردند؛ از دست سرخ پوستانی که اصلا نمی دانستند زمین، قابل فروش هم هست. مهاجران بی تباری چون «توماس ساتپن» و «اسنوپس» از صداقت سرخ پوستان سوء استفاده کردند و همه جا و همه چیز را با دادن پول سیاهی خریدند. فاکز در داستان «نوعی عدالت» ـ یکی از داستان های مجموعة حاضر ـ تاکید می کند که بومیان گذشته اگر هیچ چیز نداشتند صاحب این ثروت بودند که پا روی حق نمی گذاشتند و خواهان عدالت بودند. در این مجموعه 11 داستان کوتاه از «ویلیام فاکز» ـ نویسندة آمریکایی معاصر ـ درج گردیده است
📗 این یازده تا
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
📗 این یازده تا
👤 ویلیام فاکنر
📚 @LibraryPersianpdf
👍2
📚 اسیر
👤 فروغ فرخزاد
✍🏻 این مجموعه به نام اسیر شعرهای فروغ الزمان فرخ زاد، زاده ی ۸ دی ۱۳۱۳ در گذشته ۲۴ بهمن ۱۳۴۵) شاعر نامدار معاصر ایرانی است.نخستین اولین مجموعه شعر فروغ فرخزاد «اسیر» است که در سال هزار و سیصد و سی ویک به چاپ رسید. در این کتاب او دنیای انسانی و آرمانی درونی اش را در زبانی ساده با نمادگرایی و طنز به بیانی نوگرا و عاشقانه روایت کرده است.
👤 فروغ فرخزاد
✍🏻 این مجموعه به نام اسیر شعرهای فروغ الزمان فرخ زاد، زاده ی ۸ دی ۱۳۱۳ در گذشته ۲۴ بهمن ۱۳۴۵) شاعر نامدار معاصر ایرانی است.نخستین اولین مجموعه شعر فروغ فرخزاد «اسیر» است که در سال هزار و سیصد و سی ویک به چاپ رسید. در این کتاب او دنیای انسانی و آرمانی درونی اش را در زبانی ساده با نمادگرایی و طنز به بیانی نوگرا و عاشقانه روایت کرده است.
👍6
💬 دگر از بهر پروازم نفس نیست
ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم
اگر ای آسمان خواهم که یک روز
از این زندان خامش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم
ز من بگذر که
من مرغی اسیرم
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را
📗 اسیر
👤 فروغ فرخزاد
📚 @LibraryPersianpdf
ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم
اگر ای آسمان خواهم که یک روز
از این زندان خامش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم
ز من بگذر که
من مرغی اسیرم
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را
📗 اسیر
👤 فروغ فرخزاد
📚 @LibraryPersianpdf
❤12
📚 جنگل واژگون
👤 جی دی سلینجر
✍🏻 آنچه در پی میآید، گزیدهی یادداشتهای روزانهایست بهتاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۱۷. این یادداشتها در شورویویِ لانگآیلند، بهقلم دختربچهای بهنام کورین فون نوردهوفِن نوشته شده است. کورین دخترِ سارا کیس مونتروس فون نوردهوفِن ــ وارثِ تجهیزات ارتوپدیِ مونتروس ــ بود که در ۱۹۱۵ خودکشی کرد. پدرِ کورین، بارون اوتو فون نوردهوفِن، هنوز زنده بود، یا دستکم زیر نقابِ خاکستریِ تبعید هنوز نفس میکشید. کورین این فصل از یادداشتهای روزانهاش را در شبِ پیش از یازدهمین سالگردِ تولدش شروع کرد.
👤 جی دی سلینجر
✍🏻 آنچه در پی میآید، گزیدهی یادداشتهای روزانهایست بهتاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۱۷. این یادداشتها در شورویویِ لانگآیلند، بهقلم دختربچهای بهنام کورین فون نوردهوفِن نوشته شده است. کورین دخترِ سارا کیس مونتروس فون نوردهوفِن ــ وارثِ تجهیزات ارتوپدیِ مونتروس ــ بود که در ۱۹۱۵ خودکشی کرد. پدرِ کورین، بارون اوتو فون نوردهوفِن، هنوز زنده بود، یا دستکم زیر نقابِ خاکستریِ تبعید هنوز نفس میکشید. کورین این فصل از یادداشتهای روزانهاش را در شبِ پیش از یازدهمین سالگردِ تولدش شروع کرد.
👍5
💬 چیزی از دهانش بیرون آورد و با تلنگری در شب رهایش کرد.
پنجره را بست و گفت: «من آدم حسابیام، از یه خانوادهٔ کوفتی آبرومند. همه چی داشتم، پول، موقعیت، کلاس.» به میلر نگاه کرد.
«ببینم تو از قضا ممکنه سیگار میگار داشته باشی؟»
📗 جنگل واژگون
👤 جی دی سلینجر
📚 @LibraryPersianpdf
پنجره را بست و گفت: «من آدم حسابیام، از یه خانوادهٔ کوفتی آبرومند. همه چی داشتم، پول، موقعیت، کلاس.» به میلر نگاه کرد.
«ببینم تو از قضا ممکنه سیگار میگار داشته باشی؟»
📗 جنگل واژگون
👤 جی دی سلینجر
📚 @LibraryPersianpdf
❤🔥3
📚 زن بودن
👤 تونی گرنت
✍🏻 مردان میتوانند بهرغم سرخوردگی در عشق بهخوبی در عرصه کسب و کار و سیاست به فعالیت خود ادامه دهند. با وجود این امپراطوریهایی را میشناسم که بهخاطر زنی از میان رفتهاند.
هنگامی که دوک ویندزُر به خاطر زنی که دوستش داشت از پادشاهی کنارهگیری کرد، جهان با ناباوری ایستاد و او را نظاره کرد.
هر چند از گفتن این سخن بیم دارم ولی دوک یک استثنای بزرگ بود. تعداد کمی از مردان حاضرند بهخاطر عشق فداکاری کنند.
👤 تونی گرنت
✍🏻 مردان میتوانند بهرغم سرخوردگی در عشق بهخوبی در عرصه کسب و کار و سیاست به فعالیت خود ادامه دهند. با وجود این امپراطوریهایی را میشناسم که بهخاطر زنی از میان رفتهاند.
هنگامی که دوک ویندزُر به خاطر زنی که دوستش داشت از پادشاهی کنارهگیری کرد، جهان با ناباوری ایستاد و او را نظاره کرد.
هر چند از گفتن این سخن بیم دارم ولی دوک یک استثنای بزرگ بود. تعداد کمی از مردان حاضرند بهخاطر عشق فداکاری کنند.
👍7
💬 در برابر هر زن زیبا؛ مرد بدبختی هم هست
که از بودن با او خسته شده است.
زیبایی یکی از ملزومات عاشق شدن
در ذهن تمام مردان است.
اما زنی که تنها زیباست
و از داشتن قدرت درک عاجز است؛
به زودی برای مردش تبدیل به یکی از
وسایل گوشه و کنار منزل می شود!
عادی و گاهی هم کسالت بار!
📗 زن بودن
👤 تونی گرنت
📚 @LibraryPersianpdf
که از بودن با او خسته شده است.
زیبایی یکی از ملزومات عاشق شدن
در ذهن تمام مردان است.
اما زنی که تنها زیباست
و از داشتن قدرت درک عاجز است؛
به زودی برای مردش تبدیل به یکی از
وسایل گوشه و کنار منزل می شود!
عادی و گاهی هم کسالت بار!
📗 زن بودن
👤 تونی گرنت
📚 @LibraryPersianpdf
👍10
💬 بدن کوتاه و پاهای ستبرش در لباس سربازی است. در سن هجده سالگی، لرمونتف برای اینکه از مادربزرگ و عشق مزاحم مادرانهاش فرار کند، سرباز شد. قلم را ـ که کلید روح شاعر است ـ با هفت تیرش ـ که کلید درهای دنیاست ـ معاوضه کرد. چون هنگامی که گلولهای را به سینه کسی شلیک میکنیم، انگار خودمان را داخل این سینه میکنیم؛ و سینه دیگری، دنیاست.یارومیل، از لحظهای که از آغوش مادرش دل کند، بیوقفه میدوید و صدای پاهایش چنان درهم میآمیخت که غرش توپ را در خاطر زنده میکرد
📗 زندگی جای دیگری است
👤 میلان کوندرا
📚 @LibraryPersianpdf
📗 زندگی جای دیگری است
👤 میلان کوندرا
📚 @LibraryPersianpdf
👍2
📚 زندگی پی
👤 یان مارتل
✍🏻 مردم نقل مکان می کنند چون از نگرانی در رنج هستند؛ چون این احساس فرساینده را دارند که هر چقدر هم سخت تلاش کنند کوشش هایشان به جایی نمی رسد؛ چون آنچه را که در یک سال می سازند می تواند در یک روز به دست دیگران از هم بپاشد.
برای اینکه حس می کنند آینده ای وجود ندارد، برای این که شاید آن ها بتوانند روزگارشان را بگذرانند اما برای کودکانشان چنین نخواهد بود، برای احساس اینکه هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و این که دست یابی به شادمانی و موفقیت فقط در جای دیگری ممکن است!
👤 یان مارتل
✍🏻 مردم نقل مکان می کنند چون از نگرانی در رنج هستند؛ چون این احساس فرساینده را دارند که هر چقدر هم سخت تلاش کنند کوشش هایشان به جایی نمی رسد؛ چون آنچه را که در یک سال می سازند می تواند در یک روز به دست دیگران از هم بپاشد.
برای اینکه حس می کنند آینده ای وجود ندارد، برای این که شاید آن ها بتوانند روزگارشان را بگذرانند اما برای کودکانشان چنین نخواهد بود، برای احساس اینکه هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و این که دست یابی به شادمانی و موفقیت فقط در جای دیگری ممکن است!
❤🔥1
💬 همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه خود میدانند، انگار که خدا چیزی ضعیف و بی دفاع است ! این آدمها از کنار بیوهای بر اثر جذام از شکل افتاده و چند سکه گدایی میکند رد میشوند، اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند، داستان فرق میکند !
📗 زندگی پی
👤 یان مارتل
📚 @LibraryPersianpdf
📗 زندگی پی
👤 یان مارتل
📚 @LibraryPersianpdf
👍11