کتابخانه
334K subscribers
3.28K photos
3.15K files
122 links
Contact Us: @LibraryTab
Download Telegram
اسب های خالدار - ویلیام فاکنر.zip
2.7 MB
📗 اسب های خالدار
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
2
💬 کمی قبل از غروب مردهائی که دم ایوان دكان لمیده بودند چشمشان به گاری رو بسته ای افتاد که از سمت جنوب در حالی که قاطرهائی آنرا می کشیدند به طرف آنها می آمد. پشت سر گاری قطاری از موجوداتی ول میزد که حتی از فاصله دور هم مشخص بود موجودات زنده ای هستند. در زیر نور یکنواخت دم غروب آن موجودات قد و نیم قد رنگارنگ به نظر می رسیدند: درست مثل اینکه کسی يك رديف پوستر رنگارنگ را -مثلا پوسترهای يك سيرك روی تابلوی اعلانات – نامنظم و چند تا در میان تا نصفه پاره کرده باشد.

📗 اسب های خالدار
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
❤‍🔥1
📚 ناخوانده در غبار
👤 ویلیام فاکنر

✍🏻 ماجرای داستان ناخوانده در غبار در همان سرزمین خیالی فاکنر یوکنا پاتافا می‌گذرد، ماجرا از این قرار است که سیاه‌پوستی متهم به قتل جوانی سفیدپوست می‌شود که خانواده‌اش از افراد بانفوذ منطقه به شمار می‌آیند و پیوسته در طول زندگی کوشیده‌اند هر اتفاقی را در خانواده خود حل نمایند و حتی از سپردن ماجرا به دست پلیس و قانون سرباز زنند...
❤‍🔥2
ناخوانده در غبار - ویلیام فاکنر.zip
2.8 MB
📗 ناخوانده در غبار
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
3
بعضی چیزاست که تو هیچوقت نباید تحملشون کنی.
بعضی چیزاست که هرگز نباید تحملتو از دست بدی و اونا رو قبول کنی...
چیزایی مثل بی عدالتی، بی حرمتی، بی شرفی و ننگ. فرقی نمیکنه چقدر جوان یا پیر باشی و این بخاطر شهرت یا پول نیست.
بخاطر چاپ عکست در روزنامه یا موجودیت در بانک نیست.
فقط از تحمل این قبیل چیزا باید امتناع کنی ...

📗 ناخوانده در غبار
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
6
📚 برخیز ای موسی
👤 ویلیام فاکنر

✍🏻 برخیز ای موسی یک مجموعه ی رمان متعلق به سال 1942 است که از 7 داستان کوتاه مربوط به هم تشکیل شده است. این کتاب توسط ویلیام فاکنر نویسنده ی زبده ی آمریکایی نوشته شده است و گاهی به عنوان رمان در ظر گرفته می شود. اصلی ترین شخصیت کتاب و صدای متحد کننده ی آن صدای ایزاک مک کاسلین ، "عمو ایک" است که تا زمان پیری زندگی می کند. شخصیتی که عموی نیمی از شهر است و پدر هیچ کس فاکنر گرچه در اصل این مجموعه را به عنوان یک مجموعه داستان کوتاه منتشر شده کرده بود ، اما کتاب را به همان روشی که "بی تکلف" یک رمان تلقی می شود ، رمان می دانست. به همین دلیل ، اکثر نسخه ها دیگر عنوان "و داستان های دیگر" را به عنوان نام این مجموعه چاپ نمی کنند.
❤‍🔥2
برخیز ای موسی - ویلیام فاکنر.zip
4.5 MB
📗 برخیز ای موسی
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
❤‍🔥2
💬 پیر آیزاک مک کاسلین این داستان را شنید. در مورد وقایع پیش از تولد او ، از پسر عموی بزرگترش ، مک کاسلین ادموندز ، که 16 سال بزرگتر بود و مانند پدری برای او بود : مک کاسلین ادموندز ، یک کودک خردسال بود که با عمویش باک به مزارع مجاور هوبرت بیوشامپ به دنبال یک برده می رود. آن برده، به دفعات فرار می کند تا از تنی ، برده ی بوشامپ ها که او را دوست دارد ، دیدن کند. و در این مسیر اتفاقاتی برای این سه نفر و نیز خانواده ی بوشامپ می افتد.

📗 برخیز ای موسی
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
2
📚 این یازده تا
👤 ویلیام فاکنر

✍🏻 این یازده تا مجموعه ای از داستانهای کوتاه فاکنر است که توسط احمد اخوت ترجمه شده و نشر ماهی آن را روانه بازار کرده است. توضیحات کوتاهی که با عنوان "یادداشت مترجم" در آغاز هر داستان آمده است، کمک زیادی به خواننده در فهم هر چه بهتر داستان ها می کند.
👍2
این یازده تا - ویلیام فاکنر.zip
9.2 MB
📗 این یازده تا
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
❤‍🔥3
💬 اولین ساکنان شهر خیالی «یوکناپاتافا»، سرخ پوستان چیکاسا بودند. آنها قرن ها در این مکان آرام زندگی می کردند تا این که اولین مهاجران سفیدپوست از راه رسیدند و نظم طبیعی یوکناپاتافا را برهم زدند. کشتار بومیان و غصب مراتع و زمین های آنها شروع شد. آنها دایم این ساده دلان را فریب می دادند، و زمین هایشان را از چنگشان بیرون می آوردند؛ از دست سرخ پوستانی که اصلا نمی دانستند زمین، قابل فروش هم هست. مهاجران بی تباری چون «توماس ساتپن» و «اسنوپس» از صداقت سرخ پوستان سوء استفاده کردند و همه جا و همه چیز را با دادن پول سیاهی خریدند. فاکز در داستان «نوعی عدالت» ـ یکی از داستان های مجموعة حاضر ـ تاکید می کند که بومیان گذشته اگر هیچ چیز نداشتند صاحب این ثروت بودند که پا روی حق نمی گذاشتند و خواهان عدالت بودند. در این مجموعه 11 داستان کوتاه از «ویلیام فاکز» ـ نویسندة آمریکایی معاصر ـ درج گردیده است

📗 این یازده تا
👤 ویلیام فاکنر

📚 @LibraryPersianpdf
👍2
📚 اسیر
👤 فروغ فرخزاد

✍🏻 این مجموعه به نام اسیر شعرهای فروغ الزمان فرخ زاد، زاده ی ۸ دی ۱۳۱۳ در گذشته ۲۴ بهمن ۱۳۴۵) شاعر نامدار معاصر ایرانی است.نخستین اولین مجموعه شعر فروغ فرخزاد «اسیر» است که در سال هزار و سیصد و سی ویک به چاپ رسید. در این کتاب او دنیای انسانی و آرمانی درونی اش را در زبانی ساده با نمادگرایی و طنز به بیانی نوگرا و عاشقانه روایت کرده است.
👍6
اسیر - فروغ فرخزاد.zip
247 KB
📗 اسیر
👤 فروغ فرخزاد

📚 @LibraryPersianpdf
❤‍🔥3
💬 دگر از بهر پروازم نفس نیست
ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم
اگر ای آسمان خواهم که یک روز
از این زندان خامش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم
ز من بگذر که
من مرغی اسیرم
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را

📗 اسیر
👤 فروغ فرخزاد

📚 @LibraryPersianpdf
12
📖
👤
1
حذف شد.zip
122 B
- کتاب به درخواست ناشر حذف شد.

📖 [ @LibraryPersianPdf ]
🔥4
💬

📖 [ @LibraryPersianPdf ]
👍4
📚 جنگل واژگون
👤 جی دی سلینجر

✍🏻 آنچه در پی می‌آید، گزیده‌ی یادداشت‌های روزانه‌ای‌ست به‌تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۱۷. این یادداشت‌ها در شورویویِ لانگ‌آیلند، به‌قلم دختربچه‌ای به‌نام کورین فون نوردهوفِن نوشته شده است. کورین دخترِ سارا کیس مونتروس فون نوردهوفِن ــ وارثِ تجهیزات ارتوپدیِ مونتروس ــ بود که در ۱۹۱۵ خودکشی کرد. پدرِ کورین، بارون اوتو فون نوردهوفِن، هنوز زنده بود، یا دست‌کم زیر نقابِ خاکستریِ تبعید هنوز نفس می‌کشید. کورین این فصل از یادداشت‌های روزانه‌اش را در شبِ پیش از یازدهمین سالگردِ تولدش شروع کرد.
👍5
جنگل واژگون - جی دی سلینجر.zip
1.1 MB
📗 جنگل واژگون
👤 جی دی سلینجر

📚 @LibraryPersianpdf
❤‍🔥3
💬 چیزی از دهانش بیرون آورد و با تلنگری در شب رهایش کرد.
پنجره را بست و گفت: «من آدم حسابی‌ام، از یه خانوادهٔ کوفتی آبرومند. همه چی داشتم، پول، موقعیت، کلاس.» به میلر نگاه کرد.
«ببینم تو از قضا ممکنه سیگار میگار داشته باشی؟»


📗 جنگل واژگون
👤 جی دی سلینجر

📚 @LibraryPersianpdf
❤‍🔥3
📚 زن بودن
👤 تونی گرنت

✍🏻 مردان میتوانند به‌رغم سرخوردگی در عشق به‌خوبی در عرصه کسب و کار و سیاست به فعالیت خود ادامه دهند. با وجود این امپراطوری‌هایی را میشناسم که به‌خاطر زنی از میان رفته‌اند.

هنگامی که دوک ویندزُر به خاطر زنی که دوستش داشت از پادشاهی کناره‌گیری کرد، جهان با ناباوری ایستاد و او را نظاره کرد.

هر چند از گفتن این سخن بیم دارم ولی دوک یک استثنای بزرگ بود. تعداد کمی از مردان حاضرند به‌خاطر عشق فداکاری کنند.
👍7