کتابخانه
334K subscribers
3.28K photos
3.15K files
120 links
Contact Us: @LibraryTab
Download Telegram
فقر احمق میکند - الدار شفیر.zip
32.1 MB
📗 فقر احمق میکند
👤 الدار شفیر

📚 @LibraryPersianpdf
🙏27
همان‌طور که افراد درگیرِ گرسنگی مهلک به چیزی جز غذا فکر نمی‌کنند، همهٔ ما، در مواجهه با هر نوع کمیابی، جذبش می‌شویم. ذهن به شکلی خودکار و پرقدرت به‌سمت نیازهای برآورده نشده متمایل می‌شود.


📗 فقر احمق می‌کند
👤 الدار شفیر

📚 @LibraryPersianpdf
👍16
📚 دالان باریک - راه باریک آزادی
👤 دارون عجم اوغلو

✍🏻 کتاب دالان باریک نوشته‌ی دارون عجم اوغلو و جیمز ای. رابینسون به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا برخی ملت‌ها موفق هستند در حالی که برخی دیگر، دائماً شکست می‌خورند و وضعیت آزادی را در جوامع گوناگون نیز بررسی می‌کند. این کتاب، نگاه نو و متفاوتی در خصوص رابطه‌ی مردم و حاکمیت ارائه می‌دهد.
👍11
دالان باریک - دارون عجم اوغلو.zip
5 MB
📗 دالان باریک
👤 دارون عجم اوغلو

⚠️ نسخه ناقص

📚 @LibraryPersianpdf
18
قدرت هر جامعه به توانایی مردم آن جامعه در حل مسئله‌ی «کنش جمعی» خود وابسته است تا بتوانند در سیاست مشارکت کنند، مانع اجرای تغییراتی بشوند که با آن‌ها مخالف‌اند و خواسته‌های خود را در زمینه تصمیمات اجتماعی و سیاسی نیز مطرح کنند. مسئله‌ی کنش جمعی به این واقعیت اشاره دارد که حتی زمانی که سازمان یافتن و مشارکت جمعی در سیاست می‌تواند به نفع گروهی از مردم باشد هر یک از اعضای این گروه با «سواری مجانی» فقط به دنبال تامین منافع و اهداف خود باشد و به لزوم تلاشی برای محافظت از منافع گرمی توجهی نداشته باشد را کاملا از وضعیت و رویدادها غافل باشد.

📗 دالان باریک
👤 دارون عجم اوغلو

📚 @LibraryPersianpdf
👍12
📚 جایی که عاشق بودیم
👤 جنیفر نیون

✍🏻 امروز روز خوبی برای مُردنه؟
حالا در حالی ‎که روی لبه‎ی باریک ساختمان شش ‎طبقه ایستاده‌ام، این سؤال را از خودم می ‌پرسم.
خیلی بالا هستم. عملاً بخشی از آسمان شده‎ام. به سنگ ‌فرش خیابانِ زیر پایم نگاه می‌ کنم و دنیا یک ‌وری می‌شود.
چشمانم را می ‌بندم و از چرخش همه ‎چیز لذت می‌برم.
شاید این بار انجامش بدهم و بگذارم باد مرا با خودش ببرد.
درست مثل شناور ‎بودن در استخر خواهد بود، تا اینکه دیگر چیزی وجود نداشته باشد. اگه امروز نه، پس کِی؟
👍13
جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون.zip
10.5 MB
📗 جایی که عاشق بودیم
👤 جنیفر نیون

📚 @LibraryPersianpdf
14
"بعضی وقتا بعضی چیزا بهمون احساس واقعی میدن ، حتا اگه واقعی نباشن!"

📗 جایی که عاشق بودیم
👤 جنیفر نیون

📚 @LibraryPersianpdf
18
📚 سال مرگ ریکاردو ریش
👤 ژوزه ساراماگو

✍🏻 رمان سال مرگ ریکاردو ریش، به گفت‌وگویی شگفت‌انگیز و پیچیده درباره‌ی هنر، حقیقت، شعر، فلسفه، سرنوشت و عشق بین شخصیت های داستان می‌پردازد.
هدیدهای بزرگ، مثل خورشید، همه‌ی جهان را دربر می‌گیرند، اما ریکاردو ریش، در زیر سایه‌ی خودش پناه گرفته است
👍4
سال_مرگ_ریکاردو_ریش_ژوزه_ساراماگو.zip
5.6 MB
📗 سال مرگ ریکاردو ریش
👤 ژوزه ساراماگو

📖 [ @LibraryPersianPdf ]
5
داستان از جایی آغاز می‌شود که دکتر ریکاردو ریش به شهر لیسبون باز می‌گردد. او با خود کتابی به نام «خداوند هزار تو» نوشته هربرت کوئین ایرلندی را به همراه می‌آورد. ریش، که هنوز در مورد مدت اقامتش تصمیمی نگرفته است، در هتلی بورژوایی در لیسبون اقامت می‌کند که بتواند از روزمرگی آرام آنجا لذت ببرد. در آنجا با افراد زیادی، از جمله دو زن جوان به نام لیدیا و مارسندا، آشنا می‌شود و ....

📗 سال مرگ ریکاردو ریش
👤 ژوزه ساراماگو

📚 @LibraryPersianpdf
3
📚 چراغ ها را من خاموش میکنم
👤 زویا پیرزاد

✍🏻 کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم، رمانی نوشته ی زویا پیرزاد است که اولین بار در سال 2002 به چاپ رسید. داستان این رمان در جنوب ایران می گذرد و ماجرای مشکلات یک زن خانه دار ایرانی-ارمنی در برآورده کردن توقعات خانواده اش را روایت می کند. کلاریس که همسر و مادری نمونه است، زندگی بسیار معمولی و بی اتفاقی دارد. او تمام چیزی که همیشه می خواسته را دارد: شوهری موفق و سه فرزند که همگی با هم در محله ای خوب و آرام در آبادان زندگی می کنند. کلاریس در روتین تسلی بخش نظافت خانه، آشپزی، خیاطی و خرید زندگی می کند و بزرگترین نگرانی او، حفظ رابطه ی خوب خود با مادر سخت گیرش، خواهر مجردش، شوهر نه چندان صمیمی اش و بچه های شلوغ و بازیگوش خود است. اما این سکون و آرامش زمانی برای همیشه از بین می رود که یک خانواده ی ارمنی اسرارآمیز همسایه ی آن ها می شوند. پس از این اتفاق، کلاریس وارد دنیای جدیدی می شود که سردرگمی های زیادی برایش به همراه خواهد داشت.
15
چراغ_ها_را_من_خاموش_میکنم_زویا_پیرزاد.zip
3.7 MB
📗 چراغ ها را من خاموش میکنم
👤 زویا پیرزاد

📚 @LibraryPersianpdf
17
💬 یاد پدرم افتادم که می گفت: نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدم ها عقیده ات را که می پرسند، نظرت را نمی خواهند، می خواهند با عقیده ی خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدم ها بی فایده است.

📗 چراغ ها را من خاموش میکنم
👤 زویا پیرزاد

📚 @LibraryPersianpdf
27
📚 آدم اول
👤 آلبر کامو

✍🏻 اگرچه مردم وانمود می‌کنند که به حق احترام می‌گذارند،
اما دربرابر هیچ‌چیز غیر از زور سر فرود نمی‌آورند.
🔥10
آدم اول - آلبر کامو.zip
3 MB
📗 آدم اول
👤 آلبر کامو

📚 @LibraryPersianpdf
🔥15
💬 جوان که بودم از مردم چیزی می‌خواستم که نمی‌توانستند بدهند؛ "دوستی پیوسته، عاطفه‌ی مدام". حال یاد گرفته‌ام از آنان چیزی بخواهم کمتر از آنچه می‌توانند بدهند "همنشینی بی‌کلام".


📗 آدم اول
👤 آلبر کامو

📚 @LibraryPersianpdf
25
📚 عادت میکنیم
👤 زویا پیرزاد

✍🏻 کتاب عادت می کنیم، رمانی نوشته ی زویا پیرزاد است که اولین بار در سال 2004 به چاپ رسید. در این رمان خواندنی، با سه شخصیت زن از سه نسل مختلف آشنا می شویم: مادربزرگی به نام ماه منیر، مادری به نام آرزو و دختری به نام آیه. تمرکز اصلی داستان بیشتر بر شخصیت آرزو است که به نوعی در مرکز این سه نسل متفاوت قرار دارد. هر کدام از این سه کاراکتر، دنیای مختص به خود را دارند و پیرزاد موفق می شود با خلق صدا و ذهنیتی متمایز برای هر کدام، پرداختی قابل قبول به هر سه ی آن ها داشته باشد. زویا پیرزاد در رمان عادت می کنیم، از کلیشه ها و پیشفرض های رایج موجود در میان شخصیت های داستانی زن، پا فراتر می گذارد و تصویری انسانی و بسیار قابل باور را از علایق و رنج های متفاوت هر کدام از آن ها ارائه می کند.
👍5
عادت می کنیم - زویا پیرزاد.zip
871 KB
📗 عادت میکنیم
👤 زویا پیرزاد

📚 @LibraryPersianpdf
8
💬 مردم درباره ی دو چیز هیچوقت حرف راست نمی زنند: پول و درسخوان بودن بچه هایشان.

📗 عادت میکنیم
👤 زویا پیرزاد

📚 @LibraryPersianpdf
16
📚 یک گل سرخ برای امیلی
👤 ویلیام فاکنر

✍🏻 یک رز برای امیلی "یک داستان کوتاه از ویلیام فاکنر است که نمونه ای از ژانر گوتیک جنوبی است.
همه افراد شهر در مراسم تشییع جنازه امیلی گریرسون شرکت می کنند. او یادگار نجیب زادگان جنوبی بود که زندگی خود را منزوی از اجتماع گذراند.
پدر امیلی در جوانی مانع از معاشرت او شد. پس از مرگ او ، امیلی با هومر بارون که یک فرد ساده از طبقه پایین شمالی بود همراه شد. شایعه شد که آنها نامزد کرده اند.
هومر ناپدید شد. بقیه عمر امیلی - بیش از سی سال - در تنهایی گذشت.
در جستجوی خانه امیلی پس از تشییع جنازه اش ، مردم شهر اسکلت مردی را در تخت او پیدا می کنند. به شدت اشاره می شود که متعلق به هومر بارون است.
👍2