Forwarded from Paleolibertarianism
《اگر حقیقت اثباتشدهای در اقتصاد سیاسی وجود داشته باشد، آن این است: در تمامی موارد، برای تمامی کالاهایی که برای رفع نیازهای ملموس یا ناملموس مصرفکننده به کار میروند، به نفع مصرفکننده است که نیروی کار و تجارت آزاد باقی بمانند، زیرا آزادی نیروی کار و تجارت، ضرورتاً و به طور دائمی، منجر به کاهش حداکثری قیمت میشود. و همچنین: منافع مصرفکنندهی هر کالایی، همواره باید بر منافع تولیدکننده ارجحیت داشته باشد. حال، با پیگیری این اصول، به این نتیجهی قطعی میرسیم: اینکه تولید امنیت، به نفع مصرفکنندگان این کالای ناملموس، باید تابع قانون رقابت آزاد باقی بماند. از این رو، نتیجه میشود: هیچ دولتی نباید این حق را داشته باشد که مانع از رقابت دولت دیگری با خود شود، یا مصرفکنندگان امنیت را ملزم کند که منحصراً برای دریافت این کالا به او مراجعه کنند.》
⚜ گوستاو دو مولیناری
@paleolibertarianizm
#تولید_امنیت #گوستاو_دو_مولیناری
#PrivateProductionOfDefence
⚜ گوستاو دو مولیناری
@paleolibertarianizm
#تولید_امنیت #گوستاو_دو_مولیناری
#PrivateProductionOfDefence
Forwarded from خاطرات و خطرات
پهلوی اول در عين حال که ديکتاتوری به تمام معنی مقتدر بود، بزرگترين نقص اخلاقیاش سؤظن مفرط بود و خيال میکنم اين سؤظن در مخيلهاش بعد از رسيدن به سلطنت و مکنت سرشار بيشتر شده بود. مثل اينکه هنوز باور نمیکرد به سلطنت ايران رسيده است و به هيچ کس خوشبين نبود و از هر جا صدايی در میآمد، به هر کس سؤظن میبرد و احتياطاً با تمام قوا در خاموش کردن صدا و از بين بردن شخص موردنظر اقدام میکرد، و شايد اين بزرگترين بدبختی برای ملت ايران بود.
از خاطرات محمد ارجمند، تلگرافچی مخصوص پهلوی اول
#محمد_ارجمند
Forwarded from جناب گاو
چسترتون (ژورنالیست محافظهکار و کاتولیک سنتگرای انگلیسی اوایل قرن ۲۰):
#دولتپرستی
#شیطانپرستی
#آتئیسم
#آمریکاپرستی
#چینپرستی
«هرجا مردم به چیزی ورای این دنیا [واقعاً و قلباً] باور نداشته باشند، این دنیا را خواهند پرستید. ولی بیش از هر چیز، آن چیزی را خواهند پرستید که در این دنیا قویترین است!»
#دولتپرستی
#شیطانپرستی
#آتئیسم
#آمریکاپرستی
#چینپرستی
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
به نام خداوند خورشید و ماه
که دل را به نامش خرد داد راه
خداوند هستی و هم راستی
نخواهد ز تو کژی و کاستی
خداوند بهرام و کیوان و شید
از اویم نوید و بدویم امید
ستودن مر او را ندانم همی
از اندیشه جان برفشانم همی
از او گشت پیدا مکان و زمان
پی مور بر هستی او نشان
ز گردنده خورشید تا تیره خاک
دگر باد و آتش همان آب پاک
به هستی یزدان گواهی دهند
روان ترا آشنایی دهند
ز هرچ آفریدست او بینیاز
تو در پادشاهیش گردن فراز
ز دستور و گنجور و از تاج و تخت
ز کمی و بیشی و از ناز و بخت
همه بینیازست و ما بندهایم
به فرمان و رایش سرافگندهایم
شب و روز و گردان سپهر آفرید
خور و خواب و تندی و مهر آفرید
جز او را مدان کردگار بلند
کز او شادمانی و ز او مستمند
⚜️بیست وپنجم اردیبشهت روز بزرگداشت حکیم بزرگ طوس، ابوالقاسم فردوسی طوسی گرامیباد.⚜️
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
که دل را به نامش خرد داد راه
خداوند هستی و هم راستی
نخواهد ز تو کژی و کاستی
خداوند بهرام و کیوان و شید
از اویم نوید و بدویم امید
ستودن مر او را ندانم همی
از اندیشه جان برفشانم همی
از او گشت پیدا مکان و زمان
پی مور بر هستی او نشان
ز گردنده خورشید تا تیره خاک
دگر باد و آتش همان آب پاک
به هستی یزدان گواهی دهند
روان ترا آشنایی دهند
ز هرچ آفریدست او بینیاز
تو در پادشاهیش گردن فراز
ز دستور و گنجور و از تاج و تخت
ز کمی و بیشی و از ناز و بخت
همه بینیازست و ما بندهایم
به فرمان و رایش سرافگندهایم
شب و روز و گردان سپهر آفرید
خور و خواب و تندی و مهر آفرید
جز او را مدان کردگار بلند
کز او شادمانی و ز او مستمند
⚜️بیست وپنجم اردیبشهت روز بزرگداشت حکیم بزرگ طوس، ابوالقاسم فردوسی طوسی گرامیباد.⚜️
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
Forwarded from طهرونی
تخریب دروازه یوسفآباد؛ دوره پهلوی اول
🔻دروازه یوسفآباد، یکی از ورودیهای تاریخی تهران، در دوره پهلوی اول و بهمنظور اجرای طرحهای نوسازی شهری تخریب شد. این تصویر، لحظهای از روند تخریب این سازه تاریخی را به ثبت رسانده است؛ نمادی از گذار تهران از سنت به مدرنیته.
⏪تصاویر و ویدئوهای بیشتر از تهران قدیم رو در دیگر پستهای صفحه ببینید.
#طهرونی
#روایت_تهران
#هویت_محله
ما را در تلگرام به نشانی زیر دنبال کنید.
@hamshahri_mahaleh
🔻دروازه یوسفآباد، یکی از ورودیهای تاریخی تهران، در دوره پهلوی اول و بهمنظور اجرای طرحهای نوسازی شهری تخریب شد. این تصویر، لحظهای از روند تخریب این سازه تاریخی را به ثبت رسانده است؛ نمادی از گذار تهران از سنت به مدرنیته.
⏪تصاویر و ویدئوهای بیشتر از تهران قدیم رو در دیگر پستهای صفحه ببینید.
#طهرونی
#روایت_تهران
#هویت_محله
ما را در تلگرام به نشانی زیر دنبال کنید.
@hamshahri_mahaleh
Forwarded from چرا ملتها شکست میخورند؟
دو مستر در مقابلِ فرانسیس بیکن این ایراد کلاسیکِ فلسفهٔ مسیحی را وارد میآورد که جستجوی علتها صرفاً در طبیعت کار ابلهانهای است، زیرا به گفتهٔ او طبیعت در کل خود تنها یک معلول است. در گفتههای او آنقدر تعابیر پنهان وجود دارد که نشان دهد محافظهکاری او همچنان از لیبرالیسمی که خود جزیی از مسیحیت است، خالی نیست. اینکه محافظهکاری او قاطعانه است، دلیل نمیشود گمان کنیم رادیکال هم هست. در نظر او دولت و کلیسا دو واحد مجزا از یکدیگر، اما به نحو تنگاتنگی متعلق به همدیگرند. این هابز و روسو بودند که پیشنهاد دادند «دو سر عقاب دوباره به یک سر بدل شود» و بدین سان مقدمات نوعی یزدانسالاری سکولار شده، یعنی توتالیتاریسم را فراهم میآوردند.
ارنست نولته
در سالیان اخیر، مضمونی منفی از اقتدار بر صفحه اذهان حک شده، در حالی که تعداد زیادی هستند که با این تصور که سنت همچون زنجیری بر دست و پای ما است، میخواهند سنت را به یکسو بگذارند و از مجاری دیگری -مثلا با توجه به سایر سنتها- به آزادی دست پیدا کنند. من هرگز معنای آزادی مدِّنظر آنها را نمیفهمم، زیرا آزادی هرگز به معنای "رهایی از..." ، یعنی "رهایی از سنت" نیست. بالعکس، تحقق و تعین آزادی جز از مجرای سنت عبور نمیکند. بنابراین، اگر اقتدار به معنای محدودیت خودسرانه نیست و سنت نیز مَحمِلی برای تحقق و تعین آزادی است، جای این پرسش باقی میماند که اساسا چه نسبتی بین "اقتدار" و "سنت" وجود دارد؟ *
راسل کرک[کتاب آزادی بر
پایه نظم و سنت، اشرافیت قربانی توده ها و برگردان امیرحسین عطایی] به این پرسش پاسخ میدهد. مجله قلمیاران؛ شماره ی ۴۳
پانوشت:
* در حد اشاره میگویم بسیاری از روشنفکران تصور میکردند میتوان با اقتدار، و طغیان علیه سنت ،نظم را برقرار کرد که واقعا وجود داشت. شگفتآورتر از همه دانش سطحی سپاه کممایهی روشنفکران است؛ زمانی که روشنفکری سطحی و بیمایه استدلال میکند که راه نجات این است که "باید از سر تا نوک انگشت پا غربی شوید" به جای نظم هیولا خلق میکند.
بهروز زواریان
راسل کرک[کتاب آزادی بر
پایه نظم و سنت، اشرافیت قربانی توده ها و برگردان امیرحسین عطایی] به این پرسش پاسخ میدهد. مجله قلمیاران؛ شماره ی ۴۳
پانوشت:
* در حد اشاره میگویم بسیاری از روشنفکران تصور میکردند میتوان با اقتدار، و طغیان علیه سنت ،نظم را برقرار کرد که واقعا وجود داشت. شگفتآورتر از همه دانش سطحی سپاه کممایهی روشنفکران است؛ زمانی که روشنفکری سطحی و بیمایه استدلال میکند که راه نجات این است که "باید از سر تا نوک انگشت پا غربی شوید" به جای نظم هیولا خلق میکند.
بهروز زواریان
Forwarded from Paleolibertarianism
"تمام افراد و گروههای دیگر در جامعه (بهجز جنایتکاران شناختهشده و پراکنده مانند دزدان و سارقان بانک) درآمد خود را بهصورت داوطلبانه بهدست میآورند: یا از طریق فروش کالاها و خدمات به عموم مصرفکنندگان، یا از طریق هدیه داوطلبانه (مانند عضویت در یک باشگاه یا انجمن، وصیتنامه یا ارث). تنها دولت است که درآمد خود را از طریق اجبار بهدست میآورد، با تهدید به مجازاتهای شدید در صورت عدم پرداخت. این اجبار بهعنوان 'مالیات' شناخته میشود، هرچند در دورههای کمتر منظم، اغلب بهعنوان 'خراج' شناخته میشد. مالیات، سرقت است، بهطور خالص و ساده، حتی اگر این سرقت در مقیاس بزرگ و عظیمی باشد که هیچ جنایتکار شناختهشدهای نمیتواند با آن رقابت کند. این یک مصادره اجباری از دارایی ساکنان یا اتباع دولت است."
#موری_روتبارد
[@Paleolibertarianizm]
اخلاق آزادی؛ موری ان روتبارد
#موری_روتبارد
[@Paleolibertarianizm]
Forwarded from Paleolibertarianism
" روشنفکر به لذت برهمزدن وسوسه میشود. هویت او نه از هنجارهای مشترک یا وظایف به ارثرسیده، بلکه از مخالفت با آنها نشئت میگیرد. هیجان نفی سنت، تمسخر ایمان و فروپاشی سلسلهمراتب، چیزی است که به زندگیاش معنا میبخشد. جهان واقعی—پرهرجومرج، نابرابر و سرشار از تعلقات—جای خود را به جهانی از کلمات میدهد، جایی که همهچیز "مسئلهدار" است و هیچچیز مقدس نیست. "
#راجر_اسکروتن
[@Paleolibertarianizm]
احمقها، شیادان و هوچیها؛ متفکران چپ نو - راجر اسکروتن
#راجر_اسکروتن
[@Paleolibertarianizm]
Forwarded from چرا ملتها شکست میخورند؟
منظور از کامل کردن وحدت ملی این است که...اختلافاتِ محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محو شود[!] و ملوک الطوایفی کاملاً از میان برود؛ کرد و لر و قشقایی و عرب و ترک و ترکمن و غیره با هم فرقی نداشته، هر یک به لباسی ملبس و به زبانی متکلم نباشند[!]... به عقیده ما تا در ایران وحدت ملی از حیث زبان، اخلاق، لباس و غیره حاصل نشود، هر لحظه برای استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ما احتمال خطر میباشد[!]...میتوان بعضی ایلاتِ فارسیزبان را به نواحی بیگانهزبان[!] فرستاد و در آنجا دہنشین کرد و در عوض ایلات بیگانهزبان آن نقاط را به جای آنها به نواحی فارسیزبان کوچ داد و ساکن نمود. اسامی جغرافیایی را که به زبانهای خارجی[!] و یادگار تاخت و تاز چنگیز و تیمور[!] است باید به اسامی فارسی تبدیل کرد. باید مملکت را از لحاظ اداری مناسب با مقصود تقسیمات جدید نمود.
محمود افشار یزدی[از همکاران تقیزاده و داور]-مجلهء آینده
محمود افشار یزدی[از همکاران تقیزاده و داور]-مجلهء آینده
Forwarded from چرا ملتها شکست میخورند؟
آئین پروتستان مرجعیت نظامی را که بطور مشروع برای تفسیر دینی غرب صلاحیت داشت[مذهب کاتولیک] انکار کرد و بجای آن مدعی برپا کردن «انتقاد آزاد» شد، یعنی هر تفسیری که از قضاوت شخصی، حتی قضاوت بیخبر و ناتوان، حاصل میشود و منحصراً بر مبنای به کار گرفتن عقل جزوی انسان استوار است…پس نتیجهای جز گسترش انبوهی از فرقهها که تعدادشان همواره رو به افزایش بود نمیتوانست داشته باشد، فرقههایی که هر یک از آنها، چیزی بیشتر از عقیدهٔ شخصیِ بعضی از افراد را نشان نمیدهد. از آنجا که تحت چنین شرایطی رسیدن به توافقی در باب دکترین امکانپذیر نبود، طولی نکشید که دکترین به حاشیه رانده شد و جنبههای فرعی دین یعنی اخلاقیات مهم شدند…بنابراین آنچه باقی میماند دیگر حتی یک دین تقلیل یابنده و منحرف، نیست، بلکه صرفاً «احساس دینی» است، یعنی آرزوهای مبهم و احساساتی که بر طبق هر شناخت واقعیای توجیهناپذیر است…[که] در نهایت خدای محدودی میماند که انسان میتواند احساساتی نسبت به او داشته باشد که با احساساتی که نسبت به انسانی والا دارد قابل مقایسه باشد.
رنه گنون
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
اگر از حق نگذریم دوران ناصری دورهی آرامش و آسایش و خوشی بود که کشور ایران در قرون اخیر کمتر بخود دیده بود. بگذرید از کوتهفکران و ماجراجويان و بیخبرانی که جز بیهودهسرائی و خیالبافی هنری ندارند و همه چیز خود حتی نام بلند و حیثیت و افتخارات کشور را بر سر سودپرستی و سیهکاری میگذارند. آنانکه ندانسته به ناصرالدینشاه ایراد گرفته و میگویند چرا چنین کرد و چنان نکرد، چه میدانند محظورات او چه بود، و از روزگار چه دلی پرخون داشته و طی پنجاه سال چگونه کشورداری کرده است.
⚜️دوستعلیخان معیرالممالک⚜️
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
⚜️دوستعلیخان معیرالممالک⚜️
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
Forwarded from پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
✍️نکتهای چند و نگاهی دیگر (۲۶۷)؛
🔹صهیونیسم به “یهودیّت سنّتی” و مشروطه، تقسیمات اراضی و انقلاب سوسیالیستی ۵۷ به “تشیّع سنّتی” تحمیل شد و نتیجه شد، آنچه که ناظریم.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
🔹صهیونیسم به “یهودیّت سنّتی” و مشروطه، تقسیمات اراضی و انقلاب سوسیالیستی ۵۷ به “تشیّع سنّتی” تحمیل شد و نتیجه شد، آنچه که ناظریم.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
Telegram
پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
✅ جُستاری مستندانه در شناخت ادیان و فِرَق و نقد پارادایم کنونی حاکم بر جوامع بشری با مبنای
اصالت مالکیّت
اصالت مالکیّت
Forwarded from جناب گاو
شکست چیز گرانبهایی است اگر قدرش را بدانیم! واقعاً گرانبها!
یکی از کسانی که بسیار سزاوار لعن و نفرین از سوی هر ایرانی است سیدمرتضی آوینی (و البته همکاران او) است. شکست پرهزینه ایران در جنگ ۸ساله با عراق میتوانست رهگشای بسیار خوبی برای ما باشد. میتوانست ما را از اعماق توهمات ایدئولوژیک نجات دهد، به ما درس متواضع بودن بدهد، یادمان دهد که سازوکار دنیا چگونه است، نشانمان دهد که گندهگویی و شعار جای تدبیر، و احساسات هیجانی جای عقل سلیم را نمیگیرد.
ولی آوینی آمد و روایت فتح ساخت و نکبت جنگ را به نوستالژی، و شکست را به توهم فتح و پیروزی تبدیل کرد. در این کار از همه ابزاری هم بهره برد، از جمله از تمایل ایرانیان به آه و ناله و روضهخوانی و تمایلشان به وراجی (به اصطلاح «معنویت»!) و شعر و حماسه، و از خودمرکزبینی آنان و نارسیسیسم جمعیشان و خلاصه همه عیبها (وحتی هنرهای) ممکن این مردم! از سانسور واقعیات و حتی دروغگویی هم که البته ابایی نداشت.
حاصل کار او هم شد تعداد زیادی آدم توهمزده که خیلیشان هم بعداً خود مصدر انواع و اقسام توهمات و پروپاگاندا شدند.
یکی از کسانی که بسیار سزاوار لعن و نفرین از سوی هر ایرانی است سیدمرتضی آوینی (و البته همکاران او) است. شکست پرهزینه ایران در جنگ ۸ساله با عراق میتوانست رهگشای بسیار خوبی برای ما باشد. میتوانست ما را از اعماق توهمات ایدئولوژیک نجات دهد، به ما درس متواضع بودن بدهد، یادمان دهد که سازوکار دنیا چگونه است، نشانمان دهد که گندهگویی و شعار جای تدبیر، و احساسات هیجانی جای عقل سلیم را نمیگیرد.
ولی آوینی آمد و روایت فتح ساخت و نکبت جنگ را به نوستالژی، و شکست را به توهم فتح و پیروزی تبدیل کرد. در این کار از همه ابزاری هم بهره برد، از جمله از تمایل ایرانیان به آه و ناله و روضهخوانی و تمایلشان به وراجی (به اصطلاح «معنویت»!) و شعر و حماسه، و از خودمرکزبینی آنان و نارسیسیسم جمعیشان و خلاصه همه عیبها (وحتی هنرهای) ممکن این مردم! از سانسور واقعیات و حتی دروغگویی هم که البته ابایی نداشت.
حاصل کار او هم شد تعداد زیادی آدم توهمزده که خیلیشان هم بعداً خود مصدر انواع و اقسام توهمات و پروپاگاندا شدند.
Forwarded from خاطرات و خطرات
Forwarded from خاطرات و خطرات
صد سال پوچی که گذشت و با غلبه اتمسفر التقاطی و بیریشهای که از زمان مشروطه سربرآورد، در پهلوی صاحب قدرت شد، در پهلوی دوم به حاشیه رفت، در انقلاب به میدان بازگشت، لباس آخوندی تن کرد، شور هر چه را که میدانست درآورد، تا امروز. صد سال گذشت اما کسی عبرت نگرفت. کسی قدری فکر نکرد که شاید ریشه افکاری که ایران مدرن با آن شروع کرده مشکل دارد، شاید از ابتدا این خشت کج گذاشته است. همان حماقتها و مهملات در قالب ایدئولوژیهای ناسیونالیسم، سوسیالیسم و در نهایت اسلامیسم که هر سه اشتراکات بسیاری هم با یکدیگر دارند شیرهٔ تمام میراثهای نهادی ایران را کشید و چیزی باقی نگذاشت جز مشتی توهمات و شطحیات که قلب آدمی را میمیراند و عقل را درمانده میکند. شکست پشت شکست، انقلاب پشت انقلاب، ایدئولوژی پشت ایدئولوژی. صد سالی که نه تنها ایران به «هیچجا» نرسید بلکه سرگرم کلاف درهم پیچیدهای از مزخرفات و عقدههای فروخفتهای شد که بعید بنظر میرسد این مردم -تا حدی متوهم- راه علاجی از آن پیدا کنند.
#موقت
#موقت
Forwarded from جناب گاو
دقت کردهاید که نظام مستحکم ج.ا. تا حالا حتی یکبار هم شکست نخورده؟! پیامبر اسلام گاهی در جنگ شکست میخورد ( مثلاً در احد)، ولی نظام ج.ا. هیچگاه شکست نخورده و نخواهد خورد.
Forwarded from جناب گاو
خاطرات و خطرات
صد سال پوچی که گذشت و با غلبه اتمسفر التقاطی و بیریشهای که از زمان مشروطه سربرآورد، در پهلوی صاحب قدرت شد، در پهلوی دوم به حاشیه رفت، در انقلاب به میدان بازگشت، لباس آخوندی تن کرد، شور هر چه را که میدانست درآورد، تا امروز. صد سال گذشت اما کسی عبرت نگرفت.…
ایرانی عزیز، لطفاً از خود...پنداری ایرانی دست بردار!
(در کل این متن، به جای ... هر کلمهای میخواهید بگذارید! مثلا «شاخ»، یا اگر مایلید کلمهای کمتر مودبانه)
به عنوان ایرانی، ما چیز خاص و استثنایی در دنیا و در کائنات نیستیم. نه ما، هیچ ملت دیگری هم نیست. ما هم مثل همه اقوام دنیا بالا و پایین و اوج و حضیض داشتهایم. فرهنگ داشتهایم. تاثیر گذاشتهایم و تاثیر پذیرفتهایم.
ما بنا نیست آقای جهان یا حتی قدرت برتر منطقه باشیم. اغلب تاریخمان نبودیم، و دنیا تعجبی نکرد که نیستیم! بنا نیست فلسطین را آزاد کنیم یا عدالت را در جهان مستقر کنیم. بنا نیست فرهنگ خود را به دنیا صادر کنیم. بنا نیست قطب باشیم! بناست مثل خیلی کشورهای دیگر آدموار زندگی کنیم، فرهنگ خودمان را داشته باشیم، با بقیه داد و ستد کنیم...
خود...پنداری ایرانی از نوع شیعی که دیدیم چه بلایی سرمان آورد. ولی فقط مختص این نوع که نیست! از نوع آریاییش بدتر!
در خیلی از «تحلیل»های تحلیلگران و مردم عادی این خود...پنداری موج میزند. طرف میگوید: «کشورهای همسایه از اینکه ایران قطب ثروت وگردشگری و اقتصاد منطقه شود بیم دارند، چون به ضررشان است.» نخیر جناب خود...پندار! مگر امارات که قطب اقتصادی منطقه شد به ضرر عمان یا حتی ایران بود؟ دیگری میگوید: «همه کشورهای منطقه به دلایل ژئوپلتیکی به ایران به چشم دشمن نگاه میکنند.» نخیر جناب خود...پندار! در چند دهه گذشته، تقریباً همیشه ایران بود که چوب در خانه زنبور کرد و هر جور توانست فتنه بر پا کرد، و کشورهای همسایه جنوبی در بسیاری اوقات با صبر ستودنی اغماض کردند. فقط داستان آن حماقت «برائت در مراسم حج» را در نظر بگیرید که تا چه حد عربستان تحمل کرد. یا رفتار صلحجویانه قطریها را همین چند صباح جنگ با اسرائیل در نظر بگیرید و جفتک زدنهای ایران را.
البته خود...پندار ایرانی خواهد گفت که «قطریها و سعودیها و اماراتیها خوشحالند که آخوند بر ایران حاکم است، چون آخوند ایران را ضعیف نگه میدارد». نخیر خود...پندار عزیز! آنها آنقدر عقل دارند که چار تا آدم عاقل را که هر روز دنبال فتنه نباشند در همسایگیشان ترجیح دهند.
اینها ادامه همان خود...پنداری «تمدن بزرگ» و امثال آن است. نوع دیگرش همان است که گمان میکنند اگر محمدرضاشاه در ایران مانده بود الان ایران بزرگترین قدرت دنیا یا چیزی شبیه به آن بود. ولی البته همان خود...پندار به این هم معتقد است که قدرتهای بزرگ «محمدرضاشاه را بردند چون از قدرت یافتن ایران میترسیدند» و الان هم «نمیخواهند آخوند برود». نخیر خود...پندار عزیز! رفتن محمدرضاشاه حاصل اشتباهات خود او و خباثت روشنفکران و خریت ملت بود، و نرفتن آخوندها هم حاصل اینکه تغییر رژیم نیروی روی زمین میخواهد، و آمریکا بعد از عراق دیگر چنین خبطی نخواهد کرد و خود مردم هم جرات یا توان لازم برای چنین کاری ندارند. خلاصه به همه چیز مربوط است الا به «اهمیت ایران» در نزد خود...پندار ایرانی.
➖➖➖➖
این خود...پنداری عوارض زیادی دارد. یکی آنکه مدام دنبال دشمن میگردد. نمیشود که ما شاخ منطقه و دنیا باشیم و همه به ما حسادت نورزند و نخواهند به ما ضربه بزنند! هر حرکت هر کشوری یک حرکت حسابشده برای ضربه به ماست. در جنگ، جمهوری آذربایجان مرزش را باز میکند، این نشانه این است که میخواهد جاسوسان اسراییلی را خارج کند. پاکستان مرزش را میبندد، این نشان دشمنی اوست. قطر و سعودی ترامپ را دعوت میکنند، این نشانه دشمنی قطر و سعودی با ماست. قطر و سعودی برای آتشبس پادرمیانی میکنند، این نشان آن است که آنها میخواهند آخوند بماند تا ایران ضعیف بماند، یا آنکه آنقدر ترس از ایران برشان داشته که آمدهاند جلو تا اسرائیل را نجات دهند! ترکیه کانال ماهوارهای فارسی راه میاندازد، واویلا، وامصیبتا، حتماً اردوغان میخواهد نفوذ کند (انگار خود ما انواع کانالها به زبانهای دیگر نداریم!). همه و همه و همه یا نیروی زیردست و مطیع مایند، یا دشمن حسودی که بزرگی ما را نمیتواند دید. ول کن بابا اسدالله! چقدر خود...پنداری!
➖➖➖➖
به غیر از همه را دشمن انگاشتن، این خود...پنداری عواقب دیگری هم دارد. یکیش آنکه منابع ملی را به سوی پروژههای بزرگ و چشمگیر دولتی سوق میدهد. بالاخره «ملت بزرگ» باید علائم بزرگی هم داشته باشد. این است که راهآهنی از ناکجاآباد به ناکجاآباد ساخته میشود، طرحهای عظیم کشت و صنعت دولتی راه میافتد، صنایع بزرگ فولاد در دل کویر مقدس میشوند، به دنبال بمب اتم میافتیم... برای «ملت باشکوه ایران» جاده و کشاورزی سنتی و صنایع کوچک و تجارت و صنایع دفاعی معمولی کافی نیست! ما بزرگتر از این حرفهاییم!
بس است این همه باد! ایران را این ایرانبازی رمانتیک و این نارسیسیسمی که لقب «وطندوستی» به خود گرفته نابود خواهد کرد.
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر وخواه ملال!
(در کل این متن، به جای ... هر کلمهای میخواهید بگذارید! مثلا «شاخ»، یا اگر مایلید کلمهای کمتر مودبانه)
به عنوان ایرانی، ما چیز خاص و استثنایی در دنیا و در کائنات نیستیم. نه ما، هیچ ملت دیگری هم نیست. ما هم مثل همه اقوام دنیا بالا و پایین و اوج و حضیض داشتهایم. فرهنگ داشتهایم. تاثیر گذاشتهایم و تاثیر پذیرفتهایم.
ما بنا نیست آقای جهان یا حتی قدرت برتر منطقه باشیم. اغلب تاریخمان نبودیم، و دنیا تعجبی نکرد که نیستیم! بنا نیست فلسطین را آزاد کنیم یا عدالت را در جهان مستقر کنیم. بنا نیست فرهنگ خود را به دنیا صادر کنیم. بنا نیست قطب باشیم! بناست مثل خیلی کشورهای دیگر آدموار زندگی کنیم، فرهنگ خودمان را داشته باشیم، با بقیه داد و ستد کنیم...
خود...پنداری ایرانی از نوع شیعی که دیدیم چه بلایی سرمان آورد. ولی فقط مختص این نوع که نیست! از نوع آریاییش بدتر!
در خیلی از «تحلیل»های تحلیلگران و مردم عادی این خود...پنداری موج میزند. طرف میگوید: «کشورهای همسایه از اینکه ایران قطب ثروت وگردشگری و اقتصاد منطقه شود بیم دارند، چون به ضررشان است.» نخیر جناب خود...پندار! مگر امارات که قطب اقتصادی منطقه شد به ضرر عمان یا حتی ایران بود؟ دیگری میگوید: «همه کشورهای منطقه به دلایل ژئوپلتیکی به ایران به چشم دشمن نگاه میکنند.» نخیر جناب خود...پندار! در چند دهه گذشته، تقریباً همیشه ایران بود که چوب در خانه زنبور کرد و هر جور توانست فتنه بر پا کرد، و کشورهای همسایه جنوبی در بسیاری اوقات با صبر ستودنی اغماض کردند. فقط داستان آن حماقت «برائت در مراسم حج» را در نظر بگیرید که تا چه حد عربستان تحمل کرد. یا رفتار صلحجویانه قطریها را همین چند صباح جنگ با اسرائیل در نظر بگیرید و جفتک زدنهای ایران را.
البته خود...پندار ایرانی خواهد گفت که «قطریها و سعودیها و اماراتیها خوشحالند که آخوند بر ایران حاکم است، چون آخوند ایران را ضعیف نگه میدارد». نخیر خود...پندار عزیز! آنها آنقدر عقل دارند که چار تا آدم عاقل را که هر روز دنبال فتنه نباشند در همسایگیشان ترجیح دهند.
اینها ادامه همان خود...پنداری «تمدن بزرگ» و امثال آن است. نوع دیگرش همان است که گمان میکنند اگر محمدرضاشاه در ایران مانده بود الان ایران بزرگترین قدرت دنیا یا چیزی شبیه به آن بود. ولی البته همان خود...پندار به این هم معتقد است که قدرتهای بزرگ «محمدرضاشاه را بردند چون از قدرت یافتن ایران میترسیدند» و الان هم «نمیخواهند آخوند برود». نخیر خود...پندار عزیز! رفتن محمدرضاشاه حاصل اشتباهات خود او و خباثت روشنفکران و خریت ملت بود، و نرفتن آخوندها هم حاصل اینکه تغییر رژیم نیروی روی زمین میخواهد، و آمریکا بعد از عراق دیگر چنین خبطی نخواهد کرد و خود مردم هم جرات یا توان لازم برای چنین کاری ندارند. خلاصه به همه چیز مربوط است الا به «اهمیت ایران» در نزد خود...پندار ایرانی.
➖➖➖➖
این خود...پنداری عوارض زیادی دارد. یکی آنکه مدام دنبال دشمن میگردد. نمیشود که ما شاخ منطقه و دنیا باشیم و همه به ما حسادت نورزند و نخواهند به ما ضربه بزنند! هر حرکت هر کشوری یک حرکت حسابشده برای ضربه به ماست. در جنگ، جمهوری آذربایجان مرزش را باز میکند، این نشانه این است که میخواهد جاسوسان اسراییلی را خارج کند. پاکستان مرزش را میبندد، این نشان دشمنی اوست. قطر و سعودی ترامپ را دعوت میکنند، این نشانه دشمنی قطر و سعودی با ماست. قطر و سعودی برای آتشبس پادرمیانی میکنند، این نشان آن است که آنها میخواهند آخوند بماند تا ایران ضعیف بماند، یا آنکه آنقدر ترس از ایران برشان داشته که آمدهاند جلو تا اسرائیل را نجات دهند! ترکیه کانال ماهوارهای فارسی راه میاندازد، واویلا، وامصیبتا، حتماً اردوغان میخواهد نفوذ کند (انگار خود ما انواع کانالها به زبانهای دیگر نداریم!). همه و همه و همه یا نیروی زیردست و مطیع مایند، یا دشمن حسودی که بزرگی ما را نمیتواند دید. ول کن بابا اسدالله! چقدر خود...پنداری!
➖➖➖➖
به غیر از همه را دشمن انگاشتن، این خود...پنداری عواقب دیگری هم دارد. یکیش آنکه منابع ملی را به سوی پروژههای بزرگ و چشمگیر دولتی سوق میدهد. بالاخره «ملت بزرگ» باید علائم بزرگی هم داشته باشد. این است که راهآهنی از ناکجاآباد به ناکجاآباد ساخته میشود، طرحهای عظیم کشت و صنعت دولتی راه میافتد، صنایع بزرگ فولاد در دل کویر مقدس میشوند، به دنبال بمب اتم میافتیم... برای «ملت باشکوه ایران» جاده و کشاورزی سنتی و صنایع کوچک و تجارت و صنایع دفاعی معمولی کافی نیست! ما بزرگتر از این حرفهاییم!
بس است این همه باد! ایران را این ایرانبازی رمانتیک و این نارسیسیسمی که لقب «وطندوستی» به خود گرفته نابود خواهد کرد.
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر وخواه ملال!
Telegram
مهرپویا علا
چه میشد اگر دبی خارطوم بود...
بیایید یک لحظه تصور کنید در همسایگی جنوبی ما به جای این شیخنشینهای ثروتمند کشورهایی با شرایط مشابه یمن یا سودان وجود داشتند. دبی وضعیتی مشابه خارطوم داشت یا دوحه مانند صنعا بود. از شما بهعنوان یک شهروند عادی کشور ایران…
بیایید یک لحظه تصور کنید در همسایگی جنوبی ما به جای این شیخنشینهای ثروتمند کشورهایی با شرایط مشابه یمن یا سودان وجود داشتند. دبی وضعیتی مشابه خارطوم داشت یا دوحه مانند صنعا بود. از شما بهعنوان یک شهروند عادی کشور ایران…