LiberTorch
1.58K subscribers
571 photos
44 videos
55 files
547 links
مشعل آزادی 🔥


بنیان بیشتر انتقادات علیه بازار آزاد، بی‌اعتقادی به خود آزادی است.


👉Insta : Instagr.am/LiberTorch 👈

لینک گروه:
https://t.me/joinchat/Ga_3WEW4gsBco58vULsHfw
Download Telegram
یه سیب بدزدی میشی یه دزد؛
یه قلمرو بدزدی میشی یه سیاستمدار!

🎥 دیالوگ علاالدین
یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دستِ تطاول به مال رعیّت دراز کرده بود و جور و اذیّت آغاز کرده. تا به جایی که خلق از مَکایدِ فعلش به جهان برفتند و از کُرْبَتِ جورش راهِ غربت گرفتند. چون رعیّت کم شد، ارتفاعِ ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.

هر که فریاد‌رسِ روز مصیبت خواهد
گو در ایّامِ سلامت به جوانمردی کوش
بندهٔ حلقه‌به‌گوش اَر ننوازی بِرَوَد
لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه‌به‌گوش


باری، به مجلس او در، کتاب شاهنامه همی‌خواندند در زوالِ مملکتِ ضحّاک و عهدِ فریدون. وزیر ملک را پرسید: هیچ توان دانستن که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه بر او مملکت مقرر شد؟ گفت: آن چنان که شنیدی خلقی بر او به تعصّب گرد آمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت. گفت: ای مَلِک! چو گرد آمدن خلقی موجبِ پادشاهیست تو مَر خلق را پریشان برای چه می‌کنی؟ مگر سرِ پادشاهی کردن نداری؟

همان به که لشکر به‌جان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری


ملک گفت: موجب گرد آمدن سپاه و رعیّت چه باشد؟ گفت: پادشه را کَرَم باید تا بر او گرد آیند و رحمت، تا در پناه دولتش ایمن نشینند و ترا این هر دو نیست.

نکند جورپیشه سلطانی
که نیاید ز گرگ چوپانی
پادشاهی که طرحِ ظلم افکند
پایِ دیوارِ مُلکِ خویش بکنْد


ملک را پندِ وزیرِ ناصح، موافقِ طبعِ مخالف نیامد؛ روی از این سخن در هم کشید و به زندانش فرستاد. بسی بر نیامد که بنی‌عمّ ِ سلطان به منازعت خاستند و مُلک پدر خواستند، قومی که از دستِ تطاولِ او به‌جان آمده بودند و پریشان شده، بر ایشان گرد آمدند و تقویت کردند تا مُلک از تصرّفِ این به در رفت و بر آنان مقرّر شد.

پادشاهی کاو روا دارد ستم بر زیردست
دوستدارش روزِ سختی دشمن زورآورست
با رعیّت صلح کن وز جنگِ خصمْ ایمن نشین
زان که شاهنشاهِ عادل را رعیّت لشکرست


🕌 یادروز سعدی شیرین سخن فرخنده باد🌱
⛪️ پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت شناخته و اظهار داشته بود، برای جامعه همجنسگرایان باید قوانینی در جهت داشتن خانواده، وضع شود.

در حالی که او پیشتر در سال 2013 در کتابش نوشته بود: " اگر زوج های همجنسگرا اجازه پذیرفتن کودکان به فرزندخواندگی را پیدا کنند, بچه ها تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. هر فردی به یک پدر مذکر و یک مادر مونث که بتواند به شکل گیری هویت او کمک کند نیاز دارد."


کاتولیک مترقی الهیات خود را از سطل آشغال الهیات پروتستان جمع می کند.

    👤  نیکولاس گومز داویلا
با دف و نی، دوش آن مرد عرب،
وه! چه خوش می‌گفت، از روی طرب،

ایهاالقوم الذی فی‌المدرسه،
کلکم حصلتموها وسوسه،

ذکر کم ان کان فی غیر الحبیب،
مالکم فی‌النشاة الاخری نصیب،

فاغسلوا یا قوم عن لوح الفؤاد،
کل علم لیس ینجی فی‌المعاد،

ساقیا! یک جرعه از روی کرم،
بر بهائی ریز، از جام قدم،

تا کند شق، پرده ی پندار را،
هم به چشم یار بیند یار را.

📚مثنوی نان و حلوا، بخش ۵

🕌 یادروز شیخ بهایی و زیبایی خانهٔ تاریخی‌اش نمودی از مطابقت ذهن و دنیای عین است.
🤛پادشاهی‌های موفق، جمهوری‌های سوسیالیستی شکست‌خورده: تناقضی تاریخی در خاورمیانه

👈در بررسی تطبیقی کشورهای خاورمیانه، نکته‌ای تأمل‌برانگیز آشکار می‌شود: تقریباً تمامی کشورهایی که به ثبات اقتصادی و پیشرفت نسبی دست یافته‌اند، ساختارهایی از نوع پادشاهی یا امیرنشینی داشته‌اند، در حالی‌که اغلب کشورهایی که دچار فروپاشی اقتصادی، بحران سیاسی یا جنگ داخلی شده‌اند، خود را جمهوری‌های سوسیالیستی معرفی کرده‌اند.
👈کشورهایی چون عربستان، امارات، قطر، کویت و عمان، با حفظ پیوندهای سنتی و تمرکز قدرت در نهادهای پادشاهی، موفق به ایجاد نهادهای باثبات و جذب سرمایه‌گذاری شده‌اند.
👈 در مقابل، کشورهایی نظیر سوریه، عراق، مصر و لیبی، که عمدتاً با گفتمان‌های جمهوری‌خواهانه، سوسیالیستی و پان‌عربی به قدرت رسیدند، دچار استبداد ایدئولوژیک، فساد ساختاری و نهایتاً شکست شدند.

🤛از منظر نظری، این پدیده را می‌توان با اتکا به آموزه‌های فردریش هایک تحلیل کرد. هایک در نقد عقل‌گرایی افراطی مدرن و طرح‌های مهندسی اجتماعی، تأکید می‌کند که نظم کارآمد اجتماعی حاصل یک فرآیند خودجوش تاریخی است نه محصول طراحی متمرکز.
🤛 امیرنشین‌های خلیج فارس، در واقع موفق به حفظ نوعی تداوم تاریخی-سنتی شده‌اند که به قول هایک، «قواعد رفتاری تکامل‌یافته» را پاس می‌دارد.
🤛در حالی‌که جمهوری‌های سوسیالیستی، با قطع پیوند خود با سنت‌های حقوقی و فرهنگی، تلاش کردند جامعه‌ای نوین و آرمانی خلق کنند که نتیجه‌اش، برخلاف انتظار، به فروپاشی انجامید.
✍️کشف الأسرار مِن خِلال الأقول (۱۰)؛

🔹به منظور حذف میرزای شیرازی بزرگ خصوصاً در جریان مشروطه و سیطره بر عراق، سلطان عبدالحمید با جمال‌الدین اسدآبادی که قریب چند سال مهمان عبدالحمید در استانبول بود مشورت کرد و مقرّر شد مرید و مجذوب جمال‌الدین افغانی در لباس طلبگی به عتبات رفته و به عنوان پزشک و طلبه به مجالس درس میرزای بزرگ نفوذ کند و با دفع کسالت‌های جزئی طلّاب، اعتماد آنان را به پزشک بودن خود جلب نموده و بعداً با اصرار طلّاب به منظور دفع و رفع کسالت پیش آمده برای میرزای بزرگ، با قرص‌هایی وی را مسموم و مقتول نماید و شتاب‌زده از سامرّا خارج شود.

🔹این پزشک‌نما، میرزا رضا کرمانی؛ قاتل ناصرالدین شاه بود.

https://t.me/ReligiousSchool
پس از مرگ ناصرالدین شاه تا یک ربع قرن، ایران چیزی جز نابسمانی، انقلاب و هرج و مرج به خود ندیده بود.

⚜️محمدعلی کاتوزیان⚜️


۱۲ اردیبهشت، یکصد و بیست و نهمین سالروز ترور ناصرالدین‌ شاه توسط میرزا رضای کرمانی است. یاد و خاطرهٔ آن شاه شهید فقید گرامی باد.

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

🟡@IIFOM_CO

⚫️instagram.com/iifom.co

🌐iifom.com
Forwarded from زُروان (Alireza Yazdiani)
📌 دوازدهم اردیبهشت ۱۲۷۵ خورشیدی

♦️ ۱۲۹ سال پیش در چنین روزی، ناصرالدین شاه قاجار توسط میرزا رضا کرمانی در حرم شاه عبدالعظیم حسنی ترور شد.

🔹 میرزا رضا که از اعضای بابیون ازلی بود، در اعترافات خود به تاثیر سید جمال الدین اسدآبادی و هم‌چنین رهبران بابی در قتل "شاه شهید" اشاره کرده بود.

🔸 بعدتر محمدعلی شاه توانست با همکاری سلطان عبدالحمید فرمانروا عثمانی، رهبران بابی مسئول، یعنی میرزا آقاخان کرمانی و شیخ هادی نجم‌آبادی را به طرز فجیعی اعدام کند.

🔹 بعدتر در دوران مشروطه، از دوران ناصری به عنوان یک دوره ثبات و امنیت یاد کردند.

+پ.ن: عکس مضموم، تصویر روزنامه فرانسوی Le Petit Parisien ست که خبر قتل شاه ایران را گزارش داده بود.

#روزشمار

🕊 @Zourvann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🪓 ایده های جعلی هویت خواهانه ی دنیای مدرن، هبوطی دوباره بود.
Forwarded from Paleolibertarianism
《اگر حقیقت اثبات‌شده‌ای در اقتصاد سیاسی وجود داشته باشد، آن این است: در تمامی موارد، برای تمامی کالاهایی که برای رفع نیازهای ملموس یا ناملموس مصرف‌کننده به کار می‌روند، به نفع مصرف‌کننده است که نیروی کار و تجارت آزاد باقی بمانند، زیرا آزادی نیروی کار و تجارت، ضرورتاً و به طور دائمی، منجر به کاهش حداکثری قیمت می‌شود. و همچنین: منافع مصرف‌کننده‌ی هر کالایی، همواره باید بر منافع تولیدکننده ارجحیت داشته باشد. حال، با پیگیری این اصول، به این نتیجه‌ی قطعی می‌رسیم: اینکه تولید امنیت، به نفع مصرف‌کنندگان این کالای ناملموس، باید تابع قانون رقابت آزاد باقی بماند. از این رو، نتیجه می‌شود: هیچ دولتی نباید این حق را داشته باشد که مانع از رقابت دولت دیگری با خود شود، یا مصرف‌کنندگان امنیت را ملزم کند که منحصراً برای دریافت این کالا به او مراجعه کنند.》

گوستاو دو مولیناری


@paleolibertarianizm

#تولید_امنیت #گوستاو_دو_مولیناری
#PrivateProductionOfDefence
پهلوی اول در عين حال که ديکتاتوری به تمام معنی مقتدر بود، بزرگترين نقص اخلاقی‌اش سؤظن مفرط بود و خيال می‌کنم اين سؤظن در مخيله‌اش بعد از رسيدن به سلطنت و مکنت سرشار بيشتر شده بود. مثل اينکه هنوز باور نمی‌کرد به سلطنت ايران رسيده است و به هيچ کس خوش‌بين نبود و از هر جا صدايی در می‌آمد، به هر کس سؤظن می‌برد و احتياطاً با تمام قوا در خاموش کردن صدا و از بين بردن شخص موردنظر اقدام می‌کرد، و شايد اين بزرگترين بدبختی برای ملت ايران بود.


از خاطرات محمد ارجمند، تلگراف‌چی مخصوص پهلوی اول

#محمد_ارجمند
Forwarded from جناب گاو
چسترتون (ژورنالیست محافظه‌کار و کاتولیک سنت‌گرای انگلیسی اوایل قرن ۲۰):

«هرجا مردم به چیزی ورای این دنیا [واقعاً و قلباً] باور نداشته باشند، این دنیا را خواهند پرستید. ولی بیش از هر چیز، آن چیزی را خواهند پرستید که در این دنیا قوی‌ترین است

#دولت‌پرستی
#شیطان‌پرستی
#آتئیسم
#آمریکاپرستی
#چین‌پرستی
به نام خداوند خورشید و ماه
که دل را به نامش خرد داد راه

خداوند هستی و هم راستی
نخواهد ز تو کژی و کاستی

خداوند بهرام و کیوان و شید
از اویم نوید و بدویم امید

ستودن مر او را ندانم همی
از اندیشه جان برفشانم همی

از او گشت پیدا مکان و زمان
پی مور بر هستی او نشان

ز گردنده خورشید تا تیره خاک
دگر باد و آتش همان آب پاک

به هستی یزدان گواهی دهند
روان ترا آشنایی دهند

ز هرچ آفریدست او بی‌نیاز
تو در پادشاهیش گردن فراز

ز دستور و گنجور و از تاج و تخت
ز کمی و بیشی و از ناز و بخت

همه بی‌نیازست و ما بنده‌ایم
به فرمان و رایش سرافگنده‌ایم

شب و روز و گردان سپهر آفرید
خور و خواب و تندی و مهر آفرید

جز او را مدان کردگار بلند
کز او شادمانی و ز او مستمند

⚜️بیست و‌پنجم اردیبشهت روز بزرگداشت حکیم بزرگ طوس، ابوالقاسم فردوسی طوسی گرامی‌باد.⚜️

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

🟡@IIFOM_CO

⚫️instagram.com/iifom.co

🌐iifom.com
Forwarded from طهرونی
تخریب دروازه یوسف‌آباد؛ دوره پهلوی اول

🔻دروازه یوسف‌آباد، یکی از ورودی‌های تاریخی تهران، در دوره پهلوی اول و به‌منظور اجرای طرح‌های نوسازی شهری تخریب شد. این تصویر، لحظه‌ای از روند تخریب این سازه تاریخی را به ثبت رسانده است؛ نمادی از گذار تهران از سنت به مدرنیته.

تصاویر و ویدئوهای بیشتر از تهران قدیم رو در دیگر پست‌های صفحه ببینید.

#طهرونی
#روایت_تهران
#هویت_محله

ما را در تلگرام به نشانی زیر دنبال کنید.

@hamshahri_mahaleh
دو مستر در مقابلِ فرانسیس بیکن این ایراد کلاسیکِ فلسفهٔ مسیحی را وارد می‌آورد که جستجوی علتها صرفاً در طبیعت کار ابلهانه‌ای است، زیرا به گفتهٔ او طبیعت در کل خود تنها یک معلول است. در گفته‌های او آنقدر تعابیر پنهان وجود دارد که نشان دهد محافظه‌کاری او همچنان از لیبرالیسمی که خود جزیی از مسیحیت است، خالی نیست. اینکه محافظه‌کاری او قاطعانه است، دلیل نمی‌شود گمان کنیم رادیکال هم هست. در نظر او دولت و کلیسا دو واحد مجزا از یکدیگر، اما به نحو تنگاتنگی متعلق به همدیگرند. این هابز و روسو بودند که پیشنهاد دادند «دو سر عقاب دوباره به یک سر بدل شود» و بدین سان مقدمات نوعی یزدان‌سالاری سکولار شده، یعنی توتالیتاریسم را فراهم می‌آوردند.

ارنست نولته
در سالیان اخیر، مضمونی منفی از اقتدار بر صفحه اذهان حک شده، در حالی که تعداد زیادی هستند که با این تصور که سنت هم‌چون زنجیری بر دست و پای ما است، می‌خواهند سنت را به یکسو بگذارند و از مجاری دیگری -مثلا با توجه به سایر سنت‌ها- به آزادی دست پیدا کنند. من هرگز معنای آزادی مدِّنظر آن‌ها را نمی‌فهمم، زیرا آزادی هرگز به معنای "رهایی از..." ، یعنی "رهایی از سنت" نیست. بالعکس، تحقق و تعین آزادی جز از مجرای سنت عبور نمی‌کند. بنابراین، اگر اقتدار به معنای محدودیت خودسرانه نیست و سنت نیز مَحمِلی برای تحقق و تعین آزادی است، جای این پرسش باقی می‌ماند که اساسا چه نسبتی بین "اقتدار" و "سنت" وجود دارد؟ *

راسل کرک[کتاب آزادی بر
پایه نظم و سنت، اشرافیت قربانی توده ها و برگردان امیرحسین عطایی] به این پرسش پاسخ می‌دهد. مجله قلم‌یاران؛ شماره ی ۴۳

پانوشت:
* در حد اشاره می‌گویم بسیاری از روشنفکران تصور می‌کردند می‌توان با اقتدار، و طغیان علیه سنت ،نظم را برقرار کرد که واقعا وجود داشت. شگفت‌آورتر از همه  دانش سطحی سپاه‌ کم‌مایه‌‌ی روشنفکران است؛ زمانی که روشنفکری سطحی و بی‌مایه استدلال می‌کند که راه نجات این است که "باید از سر تا نوک انگشت پا غربی شوید" به جای نظم هیولا خلق می‌کند.

بهروز زواریان
مالکیت شخصی
بخشی از اصلاحیه مرعشی نجفی بر قانون اساسی ج.ا
Forwarded from Paleolibertarianism
"تمام افراد و گروه‌های دیگر در جامعه (به‌جز جنایتکاران شناخته‌شده و پراکنده مانند دزدان و سارقان بانک) درآمد خود را به‌صورت داوطلبانه به‌دست می‌آورند: یا از طریق فروش کالاها و خدمات به عموم مصرف‌کنندگان، یا از طریق هدیه داوطلبانه (مانند عضویت در یک باشگاه یا انجمن، وصیت‌نامه یا ارث). تنها دولت است که درآمد خود را از طریق اجبار به‌دست می‌آورد، با تهدید به مجازات‌های شدید در صورت عدم پرداخت. این اجبار به‌عنوان 'مالیات' شناخته می‌شود، هرچند در دوره‌های کمتر منظم، اغلب به‌عنوان 'خراج' شناخته می‌شد. مالیات، سرقت است، به‌طور خالص و ساده، حتی اگر این سرقت در مقیاس بزرگ و عظیمی باشد که هیچ جنایتکار شناخته‌شده‌ای نمی‌تواند با آن رقابت کند. این یک مصادره اجباری از دارایی ساکنان یا اتباع دولت است."

اخلاق آزادی؛ موری ان روتبارد


#موری_روتبارد

[@Paleolibertarianizm]
Forwarded from Paleolibertarianism
" روشنفکر به لذت برهم‌زدن وسوسه می‌شود. هویت او نه از هنجارهای مشترک یا وظایف به ارث‌رسیده، بلکه از مخالفت با آن‌ها نشئت می‌گیرد. هیجان نفی سنت، تمسخر ایمان و فروپاشی سلسله‌مراتب، چیزی است که به زندگی‌اش معنا می‌بخشد. جهان واقعی—پرهرج‌ومرج، نابرابر و سرشار از تعلقات—جای خود را به جهانی از کلمات می‌دهد، جایی که همه‌چیز "مسئله‌دار" است و هیچ‌چیز مقدس نیست. "

احمق‌ها، شیادان و هوچی‌ها؛ متفکران چپ نو - راجر اسکروتن


#راجر_اسکروتن

[@Paleolibertarianizm]
منظور از کامل کردن وحدت ملی این است که...اختلافاتِ محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محو شود[!] و ملوک الطوایفی کاملاً از میان برود؛ کرد و لر و قشقایی و عرب و ترک و ترکمن و غیره با هم فرقی نداشته، هر یک به لباسی ملبس و به زبانی متکلم نباشند[!]... به عقیده ما تا در ایران وحدت ملی از حیث زبان، اخلاق، لباس و غیره حاصل نشود، هر لحظه برای استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ما احتمال خطر می‌باشد[!]...می‌توان بعضی ایلاتِ فارسی‌زبان را به نواحی بیگانه‌زبان[!] فرستاد و در آنجا دہ‌نشین کرد و در عوض ایلات بیگانه‌زبان آن نقاط را به جای آنها به نواحی فارسی‌زبان کوچ داد و ساکن نمود. اسامی جغرافیایی را که به زبان‌های خارجی[!] و یادگار تاخت و تاز چنگیز و تیمور[!] است باید به اسامی فارسی تبدیل کرد. باید مملکت را از لحاظ اداری مناسب با مقصود تقسیمات جدید نمود.

محمود افشار یزدی[از همکاران تقی‌زاده و داور]-مجلهء آینده
«وَفَدَيۡنَاهُ بِذِبۡحٍ عَظِيمࣲ»

صافات، ۱۰۷