LiberTorch
1.58K subscribers
571 photos
44 videos
55 files
547 links
مشعل آزادی 🔥


بنیان بیشتر انتقادات علیه بازار آزاد، بی‌اعتقادی به خود آزادی است.


👉Insta : Instagr.am/LiberTorch 👈

لینک گروه:
https://t.me/joinchat/Ga_3WEW4gsBco58vULsHfw
Download Telegram
سر در میدان مشق، طهران قاجاری
بخشی از محوطه ی ایلخانیِ بسطام
مسجد نوساز چهار راه ولی عصرِ تهران
کتابخانه ی تازه سازِ دانشگاه سمنان

روح هر زمان، در معماری آن دوران متجلی ست.
⚜️سوسیالیسم؛ طغیان انسان⚜️

مردم اغلب سوسیالیسم را یک دین می‌نامند. در واقع، این دینْ نوعی خودْ‌خدا‌پنداری است. آنگونه که برنامه‌ریزان از آن صحبت می‌کنند این خدا، دولت یا همان حکومت است. از نظر ملی‌گرایان، خدا همان «ملّت» است، از دید مارکسیست‌ها «جامعه» همان خداست و از نظر پوزیتویست‌هایی چون اگوست کُنت «انسانیت» همان خداست و اینها همگی نام‌هایی برای خدا در این دین جدید هستند. اما همگی این بت‌ها صرفاً استعاره‌ای از ارادهٔ خود فردِ اصلاحگر هستند. او همهٔ آنچه را که متألهین در وصف خدا بیان می‌کنند به خدای خویش نسبت داده و نفس متورم خویش را تجلیل می‌کند.

✍🏼 لودویگ فون میزس
📚 کنش انسانی

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

🟡@IIFOM_CO

⚫️instagram.com/iifom.co

🌐iifom.com
🪓 ششم بهمن سالروز اصلاحات(غصب) ارضی

آیت الله بروجردی درباره لایحه اصلاحات ارضیِ مجلس، به شاه اعتراض کرد و گفت: "این کار شما خلاف شرع است" شاه عقب‌نشینی کرد و لایحه‌ای بی‌یال و دم در مجلس تصویب شد که اول بروند همه زمین‌ها را مساحی کنند و از نظر زمین‌شناسی بررسی شود، یعنی محترمانه همه را دنبال نخود سیاه فرستادند. در دولت امینی، در اردیبهشت ۱۳۴۰، موضوع اصلاحات ارضی دوباره مطرح شد و اینبار هم مجدداً همه روحانیون، مخالفت کردند. به حدیث "الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم" استناد می‌کردند که مالکیت مردم را نمی‌توان از آنها سلب کرد.
سلطنتِ انقلابی

فرح دیبا زمانی که در اواخر دهه ۱۳۳۰ در پاریس مشغول تحصیل بود، دوستانِ کمونیست بسیاری داشت. یکی از آنان "لیلی امیرارجمند" بود که در سال ۱۳۴۴ با تاسیس "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" مدیریت آن را بر عهده گرفت. دوست قدیمیِ فرح دیبا، این کانون را تبدیل به قطبی برای روشنفکرانِ چپ‌گرای شاغل در حکومت کرد. فعالیت اصلی کانون، یعنی انتشار کتاب، تحت نظر "فیروز شیروانلو"، از فعالان دانشجویی سابقاً مارکسیست قرار داشت که قبلاً به اتهام مشارکت در نقشهء ترور شاه محکوم به اعدام شده بود! شیروانلو که با وساطتِ فرح تبرئه و بخشیده شد، در کانون به استخدام نویسندگان، شاعران و مترجمان چپ‌گرا پرداخت. مثلاً کانون در سال ۱۳۴۸، کتاب "ماهی سیاه کوچولو"، داستانی برای کودکان با پیام انقلابی که به مبارزهء مسلحانه فرامی‌خواند، اثر نویسندهء مارکسیست "صمد بهرنگی" را منتشر کرد! مضاف بر استخدام جریان فرهنگی چپ در بنیادها و سازمان‌های دولتی، رضا قطبی، پسردایی فرح دیبا و از چپ‌گرایان سابق، ریاست رادیو و تلویزیون ملّی ایران را بر عهده داشت. در خلال دههء ۱۳۵۰، رادیو و تلویزیون، قوی‌ترین ابزار تشکیل "فرهنگ" محسوب میشد. معاونت قطبی نیز بر عهدهء محمود جعفریان از مارکسیست‌های توّاب بود. ساواک در اواخر دهه چهل به شاه هشدار داده بود که رادیو و تلویزیون در حال تبدیل شدن به مامنی برای چپ‌گرایان است اما شاه این هشدار را جدی نگرفت. یکی دیگر از مفسرین و تحلیگران ارشد اخبار تلویزیون، "پرویز نیکخواه" دانشجوی مائویست سابق بود که در طرح ترور شاه در ۱۳۴۴ نقش داشت اما مورد عفو قرار گرفت. تماشا-مجلهء رسمی رادیو و تلویزیون ایران- نیز توسط "ایرج گرگین" فعالِ چپ‌گرا، ویرایش میشد که در سرمقاله‌ها، برای شاه به زبان شبه‌مارکسیستی تبلیغات میکرد. در واقع این گفتمان، شاه را بعنوان یک رهبر انقلابیِ قدرتمند ستایش میکرد! در اواسط دهه پنجاه، کمونیست‌های توّابی همچون جعفریان و نیکخواه نظریه‌پردازان اصلی پروژهء تک حزبی رستاخیز هم شدند. در واقع اسامی شخصیت‌های کلیدی حزبِ رستاخیز، حضور پُر رنگ کمونیست‌های سابق را نشان می‌دهد. یکی از این افراد کورش لاشایی، کمونیست سابق و دبیرکل حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۵ بود که از طراحان سیاست "نه شرقی، نه غربی" حزب به شمار می‌رفت! تلاش پهلوی دوم برای ارائه نوعی ایدئولوژیِ التقاطیِ ملّی‌گراییِ شاهنشاهی هیچ مشروعیت روشنفکری‌ای برای رژیم او به ارمغان نیاورد. طی دو دههء چهل و پنجاه رژیم شاه با اقتباس از گفتمان و برنامه‌های چپ‌گرایان به ظاهر سلطهء خود را تقویت کرد اما شکست در چنین قمار احمقانه‌ای منجر به پدید آمدن بدیل انقلابی آن شد. پهلوی، با دزدیدن و به‌هم دوختنِ تکه‌پاره‌های اصلی از پیکره‌های ایدئولوژی‌های مارکسیستی، ملّی‌گرایی، اسلامگرایی و بومی‌گرایی توانست هیولای سیاسی و روشنفکری غیرقابل کنترلی خلق کند. ج.ا، مانند نظام‌های پساانقلابی، اقتدار سیاسی جدیدی ابداع کرد ولی این کار را الزاماً با استفاده از مصالح و شالوده‌های فرهنگی قبلاً مستقر شده انجام داد. ایدئولوژی اسلامیِ انقلاب تنها نفس زندگی را وارد کالبد سیاسی بی‌جانی کرد که پهلوی خلق کرده بود. شباهت‌های بین ایدئولوژی انقلاب۵۷ با ایدئولوژی رسمی پهلوی همچون شباهت بین اصل و رونوشت جعل شدهء آن است.
⚜️خودپرستی توده؛ ابداع خدایان⚜️

استعدادِ جامعه در رساندن خویش به مقام خدایی یا در ایجاد خدایان، هیچ جا بیش از نخستین سال‌های انقلاب فرانسه دیدنی نبود. در این سال‌ها در واقع زیر تأثیر شوق عمومی، اموری که طبعاً از امور ناسوتی محض بودند توسط افکار عمومی به صورت امور لاهوتی درآمدند، مانند: میهن، آزادی و عقل. بدین سان مذهبی خودانگیخته پدید آمد که اصول جزمیِ نمادها، محراب‌ها و اعیاد خاص خویش را دارا بود. پرستش «عقل» و «وجود برتر» در رژیم انقلابی در واقع اقدامی برای خشنودی رسمی همین تمایلات خودانگیخته به شمار می‌رفت. البته این ابداعِ مذهبی دوامی چندان نداشت لکن علتش آن بود که شوق میهن‌دوستانه که در ابتدا برانگیزندهٔ توده‌ها بود بتدریج سستی گرفت و با از میان رفتن علت، معلول نیز نمی‌توانست دوامی داشته باشد.

✍🏼امیل دورکیم
📚در صور بنیانی حیات دینی

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

🟡@IIFOM_CO

⚫️instagram.com/iifom.co

🌐iifom.com
🗽منشا ناسیونالیسم موهومی در ایران
محمدعلی کاتوزیان

در آغاز قرن بیستم هنوز بسیاری از ایرانیان، اگر نه غالب آنها، به روستا، شهر یا ولایت خود "وطن" می‌گفتند و منظورشان از آن، زادگاهشان بود. احساس اشتراک فرهنگی-ادبیات فارسی- و اشتراک در چیزهای دیگر مانند عقاید و علایق مذهبی وجود داشت. ولی ناسیونالیسم در ایران وجود نداشت مگر در میان مُشتی از روشنفکران و تحصیل‌کردگان که تحت تاثیر مستقیم اروپا شروع به ایجاد و ترویج آن کرده بودند. دو نمونهء برجسته از اینان، در دو نسل متوالی، فتحعلی آخوند‌زاده[آخوندوف] و میرزا آقاخان کرمانی بودند، اگرچه شاید بتوان گفت که اولی در ناسیونالیسم و تجددخواهیش از دومی هم تندروتر بود...گاه گمان می‌رود که پیش از غلبهء اسلام، ناسیونالیسمی در ایران وجود داشته که فاتحان عرب سرکوبش کردند. شاهدی که عنوان می‌گردد شاهنامه است...چگونه می‌توان شاهنامه را در مفهوم جدید ناسیونالیسم شاهد مثال گرفت، در حالیکه هر قوم باستانی در اساطیر و حکایت‌های تاریخیش دربارهء پیروزی‌های نظامی خود لاف می‌زند و از دشمنانش بد می‌گوید. اینکار هر قوم قبیله‌ای بوده است از زمان‌های دور در چهار گوشهء جهان...این ادعا که شاهنامه سند ناسیونالیسم در ایران باستان است، همان قدر بی‌پایه است که افسانهء ساخت نازی‌ها بر اینکه ریشه افکار و احساسات آنها به اقوام ژرمنی باستان می‌رسد.

در حالی که فارسی زبان دیوان و فرهنگ فاخر بود، زبان‌ها و گویش‌های ایرانی و غیرایرانی دیگری هم در ولایات رواج داشت. ادبیات ممتاز تقریباً بدون استثنا به فارسی بود و این زبان وسیلهء اصلی ارتباط در سرزمین‌های بسیار دور از یکدیگر-از سمرقند و بخارا تا اصفهان و فارس، از قفقاز تا لاهور-بود...با این همه تا پیش از قرن بیستم در ایران اثری از "پان‌ایرانیسم" نظری و عملی که کیش رسمی دوران پهلوی شد، نبود...در چند دههء نخست قرن بیستم پرشورترین وطنیات نه برای شهر یا ولایت زادگاه شاعر[مانند شیراز حافظ] بلکه برای ایران سروده شدند که در تاریخ ادبیات فارسی کمتر سابقه داشت...این ناسیونالیسم به ناگهان در آغاز مشروطه پدید آمد و روشنی‌بخش دلهای بسیاری از جوانان تحصیلکردهء آشنا با اروپا شد. بزرگترین مبلغان آن مردانی بودند مانند میرزا آقاخان کرمانی که خود بسیار متاثر از آخوندوف منتقد ادبی و اجتماعی دورانساز بود. در نوشته‌های آخوندوف کمابیش همه عناصر ناسیونالیسم ایرانی به چشم می‌خورد:

۱.گرامیداشت شورانگیز ایران باستان
۲.شوقِ یک شبه اروپایی‌شدن
۳.احساسات تند ضدعربی و اسلامی
۴.استهزای ادبیات قدیم فارسی و...


بی‌گمان ناسیونالیسم ایرانی دستکم از زمان آخوندوف که در سال ۱۲۵۷ شمسی درگذشت از اروپا سرچشمه گرفته بود و ناسیونالیسم او حتی جامع‌تر و آشتی‌ناپذیرتر از ناسیونالیسمِ پیروانش بود...از نظر احساسات رمانتیک محض و احساس برتری ملی، تفاوت چندانی بین ناسیونالیسم ایرانی و ترکی و عربی نبود. ولی آریایی‌گری اروپایی که در پایان قرن نوزدهم پدید آمد و به جاهای دیگر نیز رسید، دستکم برای عرب‌ها و ترک‌ها موهن بود اما همین آریایی‌گری بهترین دستاویز ناسیونالیسمِ رمانتیکِ ایرانی و پان‌ایرانیسم شد: برتری ملت ایران نه تنها به سبب مجد و عظمت-واقعی و خیالی- پیشین‌اش، بلکه بیش از آن به دلیل تعلقش به نژاد برتر اروپا بود که تمدن جدید را با آن همه دستاورد به بار آورده بود! و ناخرسندی، چه بسا افسردگی، روشنفکران ناسیونالیست ایرانی موقعی بیشتر میشد که عقب‌ماندگی ایران را با پیشرفت‌های اروپایی مقایسه می‌کردند و مقصر را بیشتر-اگر نه فقط- عربها و سپس ترکها و اسلام می‌دیدند! اسکندر و یونانیان هم از نکوهش به خاطر انحطاط ایران بی‌نصیب نمی‌ماندند اما جز در کتاب‌های تاریخ زود از آن معاف شدند زیرا هم اروپایی بودند و هم دیگر همسایهء ایران نبودند. رک‌گوترین شاعرِ بیانگرِ این ناسیونالیسم در ایران "عارف قزوینی" بود...ناسیونالیسم رسمی پهلوی، که از نیمهء دههء ۱۳۰۰ آغاز شد، چندان مایه‌ای به شالودهء فکری این احساسات نیافزود. دولت‌های دو پهلوی، تنها با تحمیل فراگیر این احساسات، توانستند این ناسیونالیسم را در جامعه بگسترانند.
CamScanner 05-25-2024 00.19(1).pdf
2.6 MB
⚜️نامهٔ ملاکین همدان⚜️

ملاکین همدان در تلگراف خویش خطاب به آقای بروجردی تحلیلی موجز از عواقب اصلاحات ارضی ارائه داده‌اند که در خور توجه است. در فرازهایی از این تلگراف آمده است: «دولت وقت تصمیم گرفته است در این هفته با عجلهٔ تمام، قانونی از مجلس سنا و شورا بگذارند که املاک کلیه مالکین از کل، و خرده‌مالک از مرد و زن و صغیر و کبیر که عده آنها خیلی زیاد است اسماً خریداری، ولی در معنی و حقیقت شبیه به مصادره‌ای بیش نیست. [یعنی]خریداری اجباری یا شبیه مصادره نماید.» آنان در ادامه به ارائه نقد ادلهٔ سیاسی دولت هم پرداخته و خاطر نشان کرده‌اند: «اگر هدف سیاسی دولت از وضع این قانون بر شرع، جلوگیری از نشر مرام اشتراکی و کمونیستی است پس اشتباه و تصور باطل است، زیرا این عمل دولت خود فتح باب مرام اباحه و اشتراک است.»

✍🏼متن کامل در فایل پیوست

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

🟡@IIFOM_CO

⚫️instagram.com/iifom.co

🌐iifom.com
أَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَهُ أَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَهُ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَهُ
نیایش ندبه فراز بیست و هفتم

.. سوشیانس پیروزگر را می ستاییم.
زامیاد یشت کرده ی چهاردهم
LiberTorch
🪓 ششم بهمن سالروز اصلاحات(غصب) ارضی آیت الله بروجردی درباره لایحه اصلاحات ارضیِ مجلس، به شاه اعتراض کرد و گفت: "این کار شما خلاف شرع است" شاه عقب‌نشینی کرد و لایحه‌ای بی‌یال و دم در مجلس تصویب شد که اول بروند همه زمین‌ها را مساحی کنند و از نظر زمین‌شناسی…
روز 24/9/48 گلپایگانى و على صافى و شاکرى در منزل گلپایگانى نشسته بودند. یک نفر رعیت مبلغ 534 تومان پول براى سهم امام آورده بود و اظهار داشت که مقدار دیگرى نیز بدهکار هستم گلپایگانى از وى سئوال کرد این پول را از کجا به دست آوردى رعیت در پاسخ گفت از عواید املاکى که دولت از مالک گرفته و به ما فروخته گلپایگانى اظهار داشت که این پول حرام است و ما قبول نمى‏کنیم و براى مالک است على صافى اظهار داشت بروید مالک را راضى کنید شاکرى اظهار داشت که آیا شما مى‏توانید این زمین را بفروشید رعیت جواب داد نه مجددا على صافى تأکید کرد که بروید و مالک را راضى کنید رعیت اظهار داشت اگر راضى نشود چکار کنم صافى جواب داد به مالک بگو من رفتم نزد آقا سئوال کردم و آقا گفت این زمینها مال مالک است و درست نیست و باید بروى و مالک را راضى کنى و به او بگو اگر اوضاع برگشت زمینها را پس مى‏دهیم ممکن است رضایت بدهد در این وقت رعیت که تحت تأثیر حرفهاى صافى و گلپایگانى قرار گرفته بود شروع کرد با صداى بلند گریه کردن شاکرى گفت ناراحت نباش على صافى گفت چرا ناراحت نباشد ملک و مال مردم را به زور گرفته ‏اند و به اینها داده‏ اند و الآن این وضع پیش آمده است.
Forwarded from جناب گاو
امروز این پیامک دوبار آمد:
شهروند محترم: دقت کنید! عیارسنجی طلای آب شده کاری تخصصی است، لذا احتمال تقلب و کم‌فروشی در معامله طلای آب شده وجود دارد.
--معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان تهران

و از طرف دیگر، تعداد بی‌شماری از سایت‌های فروش طلای دیجیتال (غیرفیزیکی) با تبلیغات فراوان و مجوز دولتی!

بوی بدی می‌آید! بوی فریبکاری و دغل‌بازی!

@jenabegav
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🪓شما قرار است صاحب هیچ چیزی نباشید حتی فرزندتان:

🩸احتراما عطف به نامه شماره ۱۲/۷/۱۸۶۶ تپ مورخ ۱۴۰۲/۳/۱۳ در رابطه با ممانعت والدین جهت واکسیناسیون نوزادان با توجه به قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹/۲/۲۳ هرگونه فعل یا ترک فعل عمدی که به سلامت جسمی روانی اخلاقی یا اجتماعی طفل یا نوجوان شود یا نامبرده را در معرض آسیب قرار دهد جرم انگاری شده است و برای والدین میتواند مسئولیت کیفری و مجازات را به دنبال داشته باشد.

❗️ضمن تذکر این موضوع به والدین چنانچه وفق تدابیر و مقررات با بهداشت و درمان و یا تشخیص پزشک مربوطه تزریق واکسیناسیون اطفال ضروری تشخیص داده شده است بدون اخذ رضایت از والدین رسما اقدام فرمایید. !!


✌🏻تبریک به توسعه گران دولتی، پس از پیشنهاد سربازی اجباری دختران همانند دولت اسراییل؛ این یکی هم دستاورد بزرگی ست، اجبار در واکسن در ایالات جنوبی امریکا هم قفل است، پس می بینید که ما می توانیم و از همتایان توسعه گر غربی هم در حال پیش روی بیشتر هستیم در عین نمایش دشمنی های مضحکانه.
⚜️اصلاحات کمونیستی⚜️

در همان تاریخ، بسیاری از صاحبنظران به این تحول-اصلاحات ارضی- با دیدهٔ شک وسيع می‌نگریستند. به نظر این اندیشمندانْ قوّت و قدرت هر کشوری، در قوّت و قدرت تولید آن است. مالک بزرگ به پشتوانهٔ املاک وسیع خود می‌توانست قوهٔ تولید را بیفزاید زیرا به اتکای همان پشتوانه می‌توانست قنات ایجاد کند، چاه عمیق حفر کند، زراعت را مکانیزه کند و به امید برداشت محصول بیشتر به کار عمران و آبادی روی آورد و حداقل از حيث خوراک و پوشاک کشور را به سوی بی‌نیازی سوق دهد. اما اگر املاک بزرگ میان صد یا دویست نفر تقسیم میشد مالک کوچک توانایی آن را نداشت که کار مالک بزرگ را انجام دهد. این نکته‌های مهم به شاه تذکر داده شد، ولی در انجام اصلاحات ارضی اصرار داشت. باری اصلاحات ارضی روی همان محوری که نخست پی‌ریزی شده بود باقی نماند. دولت راه افراط پیش گرفت به حدی که ایرانِ صادرکنندهٔ برنج، امروز با برنج وارداتی روزگار می‌گذراند، گندم وارد می‌کند، روغن و مرغ و گوشت از خارج می‌آورد. همچنین است سایر اصول انقلاب سفید که جز قشر و صورت چیزی دیگر نبود و عقدهٔ خودنمایی، آنها را به بار آورده بود که اگر بخواهیم آن را دنبال کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. در نهایت ایران نه صنعت خود را به پایهٔ صنعت ژاپن رسانید و نه توانست محصول سنتی خود را که خواروبار مورد نیاز کشور است به جایی برساند. اینها همه نتیجهٔ غرور، خودستایی و خودنمایی نامعقول شاه بود.

✍🏼علی دشتی
📚عوامل سقوط

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

🟡@IIFOM_CO

⚫️instagram.com/iifom.co

🌐iifom.com
۸ مارس کمونیستی


داستان واقعی روز جهانی زنان با کلارا زتکین، تئورسین مارکسیست و فعال آلمانی، آغاز شد. وی سردبیر روزنامهٔ زنان حزب سوسیال دموکرات آلمان بود. او در ژوئیه ۱۸۸۹ در جلسه‌ای به مناسبت روز باستیل در پاریس شرکت کرد. گروه‌های چپ‌گرای حاضر در آن جلسه خواستار برگزاری یک تظاهرات در روز جهانی کارگر برای کارگران شدند. زتکین از این رویداد الهام گرفت و شروع به آماده‌سازی برای تاسیس روز جهانی زن بعنوان یک تعطیلات کمونیستی کرد. چند سال پس از پایان جنگ اول، در سال ۱۹۲۲ کلارا زتکین که پیش‌تر سوسیالیست بود، به کمونیست تبدیل شد. او با ولادیمیر لنین همکاری کرد تا روز جهانی زن در ۸ مارس را بعنوان یک تعطیلات کمونیستی تاسیس کند. این روز همچنین در چین و اسپانیای کمونیست جشن گرفته میشد. این تعطیلات چندین دهه با کمونیسم مرتبط بود. در سال ۱۹۷۵ نیز سازمان ملل، روز جهانی زن را بدون توجه به ریشه‌های سیاسی رادیکال آن، در ۸ مارس رسمی کرد!

Temma Kaplan
سه وجه ایدئولوژیکیِ باستان‌گرایی، عرب‌ستیزی و رویکرد التقاطی-استبدادی به اروپایی شدن، شالودهٔ فکری ناسیونالیسم بی‌جاساز ایرانی را تشکیل می‌دهند. تا امروز هم این دستگاه ایدئولوژیکیِ ثابت و جذاب، بی‌آنکه چندان بدان افزوده یا از آن کاسته شود، با کامیابی شگفت‌آوری هدفش را برآورده کرده است. با تکیه بر علم مقدس «فرنگیان» و با دمیدن در بادکنک دستاوردهای ایران باستان و با شناسایی یک «دیگری» که مقصر سیر قهقرایی مفروض ایران وانمود شود، دارویی ترکیبی برای درد «عقب‌ماندگی» از اروپا پیدا کرده‌اند.

✍🏼رضا ضیاء ابراهیمی
📚پیدایش ناسیونالیسم ایرانی

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

🟡@IIFOM_CO

⚫️instagram.com/iifom.co

🌐iifom.com
Forwarded from سنّت، میهن و بازار
اگر می‌خواهیم اخلاق سنتی را احیا کنیم، باید کل ساختار طرح‌های تامین اجتماعی برچیده شود.


هانس هرمان هوپ
🔥 نگاره گذر سیاوخش از آتش
شاهنامه قوام، شیراز، دوره ایلخانی
🌿 وَ قَدْ رُوِيَ عَنِ اَلنَّبِيِّ: أَنَّهُ قَالَ لِعَلِيٍّ سَبْعَةَ عَشَرَ اِسْماً فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ أَخْبِرْنَا مَا هِيَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ اِسْمُهُ عِنْدَ اَلْعَرَبِ عَلِيٌّ وَ عِنْدَ أُمِّهِ حَيْدَرَةُ وَ فِي اَلتَّوْرَاةِ إِلْيَا وَ فِي اَلْإِنْجِيلِ بريا وَ فِي اَلزَّبُورِ قريا وَ عِنْدَ اَلرُّومِ بظرسيا وَ عِنْدَ اَلْفُرْسِ نَيْرُوزُ وَ عِنْدَ اَلْعَجَمِ شميا وَ عِنْدَ اَلدَّيْلَمِ فريقيا وَ عِنْدَ الكرور شيعيا وَ عِنْدَ اَلزِّنْجِ حيم وَ عِنْدَ اَلْحَبَشَةِ تَبِيرُ وَ عِنْدَ اَلتُّرْكِ حميرا وَ عِنْدَ اَلْأَرْمَنِ كِرْكِرُ وَ عِنْدَ اَلْمُؤْمِنِينَ اَلسَّحَابُ وَ عِنْدَ اَلْكَافِرِينَ اَلْمَوْتُ اَلْأَحْمَرُ وَ عِنْدَ اَلْمُسْلِمِينَ وَعْدٌ وَ عِنْدَ اَلْمُنَافِقِينَ وَعِيدٌ وَ عِنْدِي طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ وَ هُوَ جَنْبُ اَللَّهِ وَ نَفْسُ اَللَّهِ وَ يَمِينُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَوْلُهُ وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّٰهُ نَفْسَهُ وَ قَوْلُهُ بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ.

🌱 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: برای عَلِي هفده نام است.
اسم او نزد عَرَب، عَلِيّ است و نزد مادرش: حَيْدَر، در تورات: ایلیا و در انجيل: بريا، در زبور: قريا و نزد رومیان: پطرسيا
و نزد پارس: نوروز است؛
وَ نزد [سایر] عَجَم: شميا و نزد ديْلَم: فريقيا و نزد كرور: شيعيا و نزد زنگیان: حيم و نزد حَبَشَیان: تَبِير و نزد ترك: حميرا و نزد اَرْمَن: كِرْكِر وَ نزد مؤمِنِين: سحاب وَ نزد کفار: مرگ سرخ و نزد مسْلِمِين: وَعْد وَ نزد مُنَافِقِين: وَعِيد است و نزد من: طَاهِر مُطَهَّر است. او جَنْبُ اَللَّهِ [از جانب خداوند] وَ نَفْسُ اَللَّهِ وَ دست خداوند است و او قول خداست که فرمود: وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّٰهُ نَفْسَهُ و قولش که فرمود: بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ.

الفضائل لإبن شاذان. پوشینه ی نخست، باب وَ فِي ذِكْرِ اَللَّوْحِ اَلْمَحْفُوظِ اَلَّذِي نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا يَنْفَعُ لِلْمُسْتَبْصِرِينَ، برگه۱۷۵


مبارک‌تر شب و خرم‌ترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز

دهل‌زن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز


🪻تقارن شب قدر و نوروز در کلام سعدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علم نمی‌تواند همه چیز را توضیح دهد.
نباید دچار علم‌گرایی شد.


🎬دیدن ویدئو لازم است
تفاوت بین سریال امام علی و معاویه آن قدر نیست!

اگر هدف اصلی اسلام را خلافت و حکومت مسلمین و‌اجرای چهار تا احکام شرعی بدانیم، معاویه ملعون در این امر خیلی موفق بود! خلافت را تثبیت کرد و قلمرو اسلامی را در شمال آفریقا گسترش داد و برای همین سلفی‌ها و اخوانی‌ها خیلی احترامش را دارند. تازه ظاهر نماز ‌و‌روزه را هم حفظ و ترویج کرد، بر خلاف جمهوری اسلامی که گفت اسلام یعنی حکومت و حجاب. حالا این وسط، شیعه احمق عنقلابی-اخوانی چه می‌خواهد بگوید؟ بگوید که مثلا حکومت معاویه اسلامی کامل نبود؟ چرا؟ احکام حجاب و شراب رعایت نمی‌شد‌؟ بازی با کلمات نداشت؟ نوعی از ایده‌آلیسم نداشت؟ معمولا در این جا عنقلابی می‌گوید حضرت علی ع عادل بود و مثلا در مورد بیت‌المال وسواس داشت. خوب این امر در خارج از محدوده ایمان و عصمت معنای خود را از دست می‌دهد و تبدیل به ملاکی مادی و ظاهری می‌شود که به خودی خود آنقدر عمق ندارد.

تمرکز شیعه سنتی بر حکومت و دنیا نبود. بحث جانشینی رسول و ولایت حق و تکمیل دین و هدایت معنوی بشر و نجات او بود. عدل علی برای آنها جلوه معصومیت بود نه این که به ذات عددی خود اهمیتی داشته باشد. عمر ابن‌عبدالعزیز هم عادل بود، ولی برای شیعه‌ها امام تلقی نشد! نور ولایت منحصر به ائمه اطهار بود.

اما شیعه عنقلابی مذهب شیعه را تهی ساخت که تعجبی ندارد. چون امامین عنقلاب و امثالهم کاملا و آشکارا مقلد و مرید اخوانی‌ها بودند. الان هم سید قطب و مودودی و جمال‌الدین اسدآبادی و غیره از مقدسین جمهوری به شمار می‌روند. در عمل هم که دیده‌اید از روی رودربایستی خود را شیعه اعلام می‌کنند، وگرنه تماما در خدمت اهداف اخوانی سوسیالیستی هستند. البته برند شترگاوپلنگی خودشان را دارند.

عنقلابی و هزب‌الهی فقط شیعه را نابود نکرد، بلکه به کل اسلام لطمه زد. اولاً با پشتیبانی از اخوانیون فتنه‌گر و عقل‌ستیز و نابودگر، نفرت جامعه عربی را برانگیخت. ثانیاً با تحریک اهل سنت و خود را دلقک‌وار در وسط معرکه اهل سنت انداختن، هیزم به آتش سلفی‌ها ریخت. نوابغ فکر کردند با دو‌تا شعار و تعارف می‌شود تفرقه هزار ساله را حل کرد؛ فقط قبلا به ذهن کسی نرسیده بود!

سریال امام علی‌ و امام حسن توجیه حکومت سوسیالیستی ایران بود و سریال معاویه توجیه حکومت سلفی‌ها و سعودی‌ها، توسط کارگردانی فلسطینی. گفته شد که فلسطینی‌ها ناصبی زیاد دارند. در آن مکتب امام حسین هم به عنوان یک فتنه‌گر و مزاحم حکومت تلقی می‌شود: اسلام یعنی خلافت. هدف زندگی یعنی تبعیت از حکومت با ظاهر عربی و پیروزی بر غرب و صلیبی‌ها و کفار! یک ظواهری هم وجود دارد که مسلما در دنیای اهل سنت بهتر و منظم‌تر رعایت می‌شود. !

به هرحال هیچ‌یک از این سریال‌های دینی با نیت درست و پول حلال و افراد مومن درست نمی‌شود. البته فیلم «محمد رسول‌الله» مصطفی عقاد با نیت سالم‌تری ساخته شده بود و بی‌ادعاتر و قابل تحمل‌تر و بی‌ریا بود. خدابیامرز آنتونی کویین هم به فیلم وزنه هنری داد. ولی کلا تجسیم و فیلم‌سازی مذهبی ضربه‌ای به دین است. حتی یک صحنه‌اش و یا حتی یک دیالوگ جانبی و فضاسازی هم بر تصویر ذهنی شما تاثیر دارد و مباح نیست.
Forwarded from جناب گاو
دوستان لیبرال

دوستان لیبرال ما هم غرائبی هستند! به خصوص از نوع میزس و هایک خوانده‌اش!

آن یکی تازه یادش آمده که بزرگترین تجاوز سیستماتیک به مالکیت خصوصی در تاریخ ایران، یعنی همان اصلاحات ارضی، سوسیالیستی نبوده و حالا خیلی هم بد نبوده! برخلاف تمام شواهد تاریخی بیشمار هم، نشسته فلسفه بافته که اصلاحات ارضی نمی‌توانست از تولید بکاهد و کشاورزان را راهی شهرها کند.

آن دیگری سال‌هاست آرزوی چکمه‌های رضاشاه را دارد! حالا البته مهم نیست که جناب رضاشاه تعدی‌های بی‌مانندی به مالکیت خصوصی (و بر خلاف پسرش، صرفاً برای نفع شخصی) داشت و اینکه شدیدترین مهندسی‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در زمان او انجام شد. همین که چکمه داشت و از سر زنان لچک می‌کشید، کافی است تا نوستالژی رضاشاهی داشته باشیم. و آن یکی دوست لیبرال هم گویا یادش رفته که در زمان او بود که بانکداری و اقتصاد و تجارت دولتی شد، مالکیت خصوصی به پشم گرفته شد، و یک سیستم فاسد تمرکز دولتی آغاز گشت!

باز به مهرپویا علا! با همه اختلافی که با او دارم و با وجود این واقعیت که اگر افتخار ملاقات ایشان روزی نصیبم شود احتمالا کارمان به فحش و فحش‌کاری و حتی کتک و کتک‌کاری برسد، باز لااقل ایشان از لحاظ منطقی از تناقض می‌پرهیزد.

خلاصه که داستانی داریم داداش!