Forwarded from خاطرات و خطرات
اگر من به جای شاه مشروطه، یک دیکتاتور بودم، آنگاه وسوسه میشدم نظامی تک حزبی مستقر سازم. مانند هیتلر یا آنگونه که میتوانید امروز در کشورهای کمونیستی ببینید.
۱۳۴۵
#محمدرضا_پهلوی
قال رسولالله(ص): اَلدِّينُ وَ اَلسُّلْطَانُ أَخَوَانِ تَوْأَمَانِ لاَ بُدَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِنْ صَاحِبِهِ وَ اَلدِّينُ أُسٌّ وَ اَلسُّلْطَانُ حَارِسٌ وَ مَا لاَ أُسَّ لَهُ مُنْهَدِمٌ وَ مَا لاَ حَارِسَ لَهُ ضَائِعٌ.
شیخ مفید؛ الاختصاص، ج۱، ص۲۶۳
ترجمه: دین و پادشاه برادران تواماند که هر یکی محتاج دیگری است. دین بنا و اساس است و پادشاه نگهبان؛ هر چه بنا نداشته باشد، خراب و منهدم است؛ هر چه نگهبان نداشته باشد، ضایع و خراب.
شیخ مفید؛ الاختصاص، ج۱، ص۲۶۳
ترجمه: دین و پادشاه برادران تواماند که هر یکی محتاج دیگری است. دین بنا و اساس است و پادشاه نگهبان؛ هر چه بنا نداشته باشد، خراب و منهدم است؛ هر چه نگهبان نداشته باشد، ضایع و خراب.
Forwarded from خاطرات و خطرات
از جمله قتلهای ۱۳۱۶ داور بود. او وزیر دارایی و شخصی فعال بود. برای استرضای خاطر رضاخان بسی جنایات نسبت به ملت مرتکب گردید. همه ساله وضع مالیات جدید میکرد. اگر چه کیسهٔ ملت را تهی مینمود ولی عواید دولت را زیاد کرد. این مالیاتهای امروز اثر عمل اوست. با اینهمه فداکاری و حسن خدمت نسبت به پهلوی عاقبت به او گفت: «برو و بمیر». اینکه گفت: برو بمیر، نمیدانم برای چه بود!؟ رفت در خانه و تریاک زیادی خورد و برای اجرای امر پهلوی قدری هم استریکنین مزید کرد تا خوبتر بمیرد. مرد بیچاره نتیجهٔ خدمات خود را گرفت. بالاخره طوری به خاک رفت که هیچ فقیر بینوایی به این ذلت نرسیده است.
روزگار پهلوی اول
#عبدالرسول_شیرازی
Forwarded from خاطرات و خطرات
از روی شناسنامهای که با آن آداب به این ملّت گیج چپانیدند، اشخاصی که به سنّ ۲۱ سال رسیده، دعوت به نظام نمودند. چنان آشوب و اضطرابی در زن و مرد و کوچک و بزرگ ایجاد کردند که به دیوانگی بیشتر شبیه بود. از طرف دولت زور و فشار، از طرف ملت طفره و فرار شروع گردید. یکی التماس میکرد؛ دیگری التجا میبرد. یکی فرزند دلبر خود را در آغوش کشیده، دیگری ثمرهٔ عمر خود را فراری داده. راستی هم کار شوخی نبود که پدری و مادری بیست سال زحمت بکشند حالا که بایستی نتیجهٔ زحمات خود را پیدا کنند، او را تسلیم دولتی نمایند که هیچ اطمینانی به او ندارند.
نظام وظیفه اجباری-۱۳۰۶
#عبدالرسول_شیرازی
Forwarded from خاطرات و خطرات
بانک ملّی سومین لطمهٔ خانهبرندازی بود که به ملت وارد ساخت. هر چه در دست مردم بود از طلا و نقره، اختصاص به دولت پیدا کرد. راستی در حکم قاچاق واقع شد. اگر کسی یک سکهٔ طلا یا نقره داشت مثل اینکه قضاو بلا داشت. تا او را تحویل نمیکرد، آسوده نمیشد. به این حقّه هر چه نقدینه در دست مردم بود، جمع کردند. در مقابل یک مشت کاغذ رنگینی تحویل دادند. پس از اینکه بدون بها، اموال و ذخایر خلقالله را گرفتند، قیمت طلا و نقره را بالا بردند. اشرفی یک مثقالی که دو عدد پاره اسکناس تومانی خریده بودند، سی تومان فروختند.
تاسیس بانک ملی-۱۳۰۷
#عبدالرسول_شیرازی
Forwarded from خاطرات و خطرات
قرانی یک مثقالی که ده عدد آنرا یک نوت تومانی داده بودند، یک تومان فروختند. با این حساب که همه و همه از کوچک و بزرگ ملت این خسارت را کشیدند که اگر از عواید نقدینهٔ مردم به کاغذ میخواستند ده برابر اسکناسی که چاپ کرده، پشتوانه یا اعتبار قرار دهند، ممکن بود. عجبا که این نقد مردم که طلا و نقره بود، رفت و اسکناس جاری مملکت هم حکم شهروا[پولی که ارزش حقیقی آن کمتر از ارزش اسمی آن است] را پیدا کرد که در بلاد غریب به هیچ نگرفتند! دیروز به حکم زور، اسکناس بیاعتباری در داخله رواج داشت؛ امروز به حکم اضطرار!
#عبدالرسول_شیرازی
Forwarded from خاطرات و خطرات
آن قدر این عنصر شرافتمند[!] -رضاخان-دشمن نام و نشان و آثار بزرگی گذشتگان بود که آنچه در حد قدرتش بود آثار خیر سلاطین قاجار را که هر یک به محض آسایش خلق بنا شده بود از بین برد. فقط به منظور این که نامی از آنها نماند و ذکر خیری به زبانها نباشد. آن قدر حسود بود که از نادرشاه افشار بدش میآمد، برای این که شهره به شجاعت و مردانگی گشته بود. جز نام و شهرت خود را نمیتوانست اصغا نماید.
#عبدالرسول_شیرازی
Forwarded from خاطرات و خطرات
بندر انزلی را بندر پهلوی اسم گذاشتهاند. هر چه امروز هست یا سپه است یا پهلوی. میرود خیابان سپه رو به شمال به خیابان پهلوی؛ اول خیابان سپه، داواخانهٔ سپه است، آخر بانک پهلوی. هی سپه، هی پهلوی، هی پهلوی، هی سپه. هیچکس به قدر این آدم[رضاخان] طالب اشتهار خود و گذاشتن اسم و لقب خود به هر سنگ و کلوخی نیست. این آدم ظرف چهار سال نصف طهران و ایران را پهلوی و رضا و سپه اسم گذاشته است!
۱۳۰۴
#عینالسلطنه
Forwarded from خاطرات و خطرات
در همان نخستین روز کودتا، من و مؤیداحمدی[از نمایندگان مجلس دوم] دربارهٔ کودتا و کودتاگران صحبت میکردیم. سید ضیاالدین برای ما شناخته شده بود، «ولی راجع به رضاخان چون هیچ یک اسم او را هم نشنیده بودیم کُمیتمان لنگ میماند، که این شخص کیست، و چکاره است و انگلیسیها او را از کجا پیدا کردهاند؟»-۲۱۰،۲۱۴
#عبدالله_مستوفی
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
⚜️قاجار؛ خاندانی کهن⚜️
قریب صد سال است که خاندان قاجار در این کشور حکومت میکنند. پادشاه فعلی [ناصرالدین شاه] چهارمین حکمران این خاندان میباشد. دربارهٔ نژاد و تبار قاجار کتابهای چندی به زبان فارسی نوشتهاند و مختصری از آن به انگلیسی ترجمه شده است. از روی اصول مسلم تاریخی از هفتصد سال پیش تابهحال اوضاع زندگی قاجار روشن میباشد. مهمترین وقایع این قسمت آنکه یکی از سران قاجار از طرف پادشاهی چنگیزی در «ری» فرمانروا بود و تا کنار رود جیحون را در دست داشت. در زمان امیر تیمور به علتهای سیاسی ایل قاجار به شام تبعید شدند و چندی بعد همهٔ آنها یا قسمتی از آن خاندان، به ایران بازآمدند و در تأسیس سلسلهٔ صفویه مساعدت نمودند.
در زمان شاه طهماسب پسر شاهاسماعیل به پاس خدمات قاجار به خاندان صفویه یکی از امیران قجر به حکومت قندهار و میر دیگری از آنها به سفارت دربار قسطنطنیه تعیین گردید و همین قسم از طرف صفویه با آنها همراهی میشد تا اینکه در ایام شاه عباس بزرگ به منتهای قدرت رسیدند و از حیث شماره و توانایی برای دولت وقت اسباب مزاحمت گشتند. ناچار به امر شاه عباس میان آنها تفرقه افتاده، عدهای را به داغستان و عدهٔ دیگر را برای مبارزه با تاتارها به مرو و خراسان کوچ دادند. بقیه آنها در گرگان ماندند که خاندان پادشاهی ایران هم از همان دستهاند.
فتحعلیخان جد آقامحمدخان از قاجاریهٔ مقیم گرگان، در زمان شاه طهماسب دوم به مقام سپهسالاری رسید و نزدیک بود کار طهماسب را یکسره کند که نادرقلیخان پیشدستی نموده، فتحعلیخان را نابود ساخت. پس از کشته شدن نادرشاه، برادرزاده و جانشین او، عادلشاه افشار آقامحمدخان را خطرناک تشخیص داد و مطابق معمول آنزمان وی را اخته کرد اما این اقدام از کثرت نسل قاجار و فزونی عدهٔ آنها جلوگیری ننمود و بهقسمی شمارهٔ آنها زیاد شد که در تاریخ دنیا بیسابقه میباشد. ایرانیها میگویند قجرها به پنج صفت از دیگران ممتازند: اول کثرت توالد و تناسل، دوم علاقه به ورزش و تیراندازی، سوم خوشاندامی، چهارم هوشیاری و پنجم امساک و صرفهجویی که این صفات کموبیش در میان غالب ایلات کوچنشین شرق وجود دارد.
✍🏼 لرد کرزن
📚 ایران؛ ترجمه و اقتباس علی جواهرکلام
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
قریب صد سال است که خاندان قاجار در این کشور حکومت میکنند. پادشاه فعلی [ناصرالدین شاه] چهارمین حکمران این خاندان میباشد. دربارهٔ نژاد و تبار قاجار کتابهای چندی به زبان فارسی نوشتهاند و مختصری از آن به انگلیسی ترجمه شده است. از روی اصول مسلم تاریخی از هفتصد سال پیش تابهحال اوضاع زندگی قاجار روشن میباشد. مهمترین وقایع این قسمت آنکه یکی از سران قاجار از طرف پادشاهی چنگیزی در «ری» فرمانروا بود و تا کنار رود جیحون را در دست داشت. در زمان امیر تیمور به علتهای سیاسی ایل قاجار به شام تبعید شدند و چندی بعد همهٔ آنها یا قسمتی از آن خاندان، به ایران بازآمدند و در تأسیس سلسلهٔ صفویه مساعدت نمودند.
در زمان شاه طهماسب پسر شاهاسماعیل به پاس خدمات قاجار به خاندان صفویه یکی از امیران قجر به حکومت قندهار و میر دیگری از آنها به سفارت دربار قسطنطنیه تعیین گردید و همین قسم از طرف صفویه با آنها همراهی میشد تا اینکه در ایام شاه عباس بزرگ به منتهای قدرت رسیدند و از حیث شماره و توانایی برای دولت وقت اسباب مزاحمت گشتند. ناچار به امر شاه عباس میان آنها تفرقه افتاده، عدهای را به داغستان و عدهٔ دیگر را برای مبارزه با تاتارها به مرو و خراسان کوچ دادند. بقیه آنها در گرگان ماندند که خاندان پادشاهی ایران هم از همان دستهاند.
فتحعلیخان جد آقامحمدخان از قاجاریهٔ مقیم گرگان، در زمان شاه طهماسب دوم به مقام سپهسالاری رسید و نزدیک بود کار طهماسب را یکسره کند که نادرقلیخان پیشدستی نموده، فتحعلیخان را نابود ساخت. پس از کشته شدن نادرشاه، برادرزاده و جانشین او، عادلشاه افشار آقامحمدخان را خطرناک تشخیص داد و مطابق معمول آنزمان وی را اخته کرد اما این اقدام از کثرت نسل قاجار و فزونی عدهٔ آنها جلوگیری ننمود و بهقسمی شمارهٔ آنها زیاد شد که در تاریخ دنیا بیسابقه میباشد. ایرانیها میگویند قجرها به پنج صفت از دیگران ممتازند: اول کثرت توالد و تناسل، دوم علاقه به ورزش و تیراندازی، سوم خوشاندامی، چهارم هوشیاری و پنجم امساک و صرفهجویی که این صفات کموبیش در میان غالب ایلات کوچنشین شرق وجود دارد.
✍🏼 لرد کرزن
📚 ایران؛ ترجمه و اقتباس علی جواهرکلام
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
حجاج بن یوسف را قصهای دادند که از خدای تعالی بترس وبر مردمان جور مکن،حجاج به منبر شد و او به غایت فصیح بود
گفت ای مردمان خدای تعالی مرابرشما مسلط کرده،اگر من بمیرم، از پس من شما از جور نرهیدبا این فعل که شما راست!
وخدای تعالی راچون من بسیارند،
اگرمن نباشم یکی از من بتر بیاید
گفت ای مردمان خدای تعالی مرابرشما مسلط کرده،اگر من بمیرم، از پس من شما از جور نرهیدبا این فعل که شما راست!
وخدای تعالی راچون من بسیارند،
اگرمن نباشم یکی از من بتر بیاید
👑 نشان تمثال امیرالمؤمنین از جمله نشانهای سلطنتی دوره قاجار است. این نشان ویژه پادشاهان قاجار و شاهزادهها بودهاست. این نشان غالباً از یقه آویخته شده یا روی سینه نصب میشدهاست. نشان به صورت صفحه بیضی در مرکز با تصویر علی ابن ابیطالب، امام اول شیعیان، در حالت نشسته و شمشیر به دست است که دور آن را پرتوهای برلیاننشان فرا گرفته و در بالای نشان هم تاج قاجار مزین به برلیان قرار دارد.
در دوره پهلوی این نشان با نشان ذوالفقار جایگزین شد.
در دوره پهلوی این نشان با نشان ذوالفقار جایگزین شد.
«امروز باید به نجف اشرف رفت، صبح سوار شدیم به کالسکه راندیم. رو به جنوب، پنج فرسنگ راه است، پاشای بغداد، مشیرالدوله پیش رفته بودند.
خلاصه راندیم، راندیم دو فرسنگ مانده، گنبد و منارههای حرم حضرت علی ابن ابیطالب، اسدالله الغالب، صلوات الله علیه و آله نمایان شد. حالت غریبی دست داد.
همانطور راندیم. یعنی پیاده رفتیم تا به در صحن مبارک رسیدیم، داخل شدیم. در حقیقت به بهشت برین وارد شدیم. صحن گشاد با روحی از کاشی معرق از بناهای صفوی است.
گنبد و بارگاه حضرت در وسط ایوان طلا، منارههای طلا، اما بالای سردرب صحن اسم نادر شاه را نوشتهاند. میشود بنای صحن از نادر باشد. سه سمت صحن باز است. یک سمت صحن که رو به مشرق است بسته است به رواق حضرت و طاق زدهاند مثل دالان راه دارد، گنبد طلا که از کارهای نادر شاه است روحی داده بود.
داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود. روح و صفایی داشت که محال است هیچجای دنیا هیچ باغی به این صفا باشد. بنای گنبد، گویا از صفوی است. کاشی معرق غریبی توی گنبد کار کردهاند؛ که هیچ همچه کاشی در دنیا نمیشود...
قندیل طلا، نقره، شمعدان و… بسیار است، پردههای زیاد از اطراف آویزان، ضریح حضرت از نقره است گویا پیشکش صفویها باشد. فرشهای ابریشمی قالی که صفوی یعنی شاه عباس انداخته است...
ساعت دو به غروب مانده وارد شدیم بالای سر حضرت، نماز ظهر و عصر و نماز زیارت خوانده شد الحمدلله تعالی به این توفیق رسیدیم، شکر خدا را واقعاً حظی کردیم، که کمتر همچه چیزی نصیب میشود. بعد رفتم سر قبر آقا محمد شاه مرحوم».
⚜️ ناصرالدین شاه قاجار پیش از سفرهای فرنگ، در سال ۱۲۴۹ شمسی به زیارت عتبات عالیات نائل گشت.
خلاصه راندیم، راندیم دو فرسنگ مانده، گنبد و منارههای حرم حضرت علی ابن ابیطالب، اسدالله الغالب، صلوات الله علیه و آله نمایان شد. حالت غریبی دست داد.
همانطور راندیم. یعنی پیاده رفتیم تا به در صحن مبارک رسیدیم، داخل شدیم. در حقیقت به بهشت برین وارد شدیم. صحن گشاد با روحی از کاشی معرق از بناهای صفوی است.
گنبد و بارگاه حضرت در وسط ایوان طلا، منارههای طلا، اما بالای سردرب صحن اسم نادر شاه را نوشتهاند. میشود بنای صحن از نادر باشد. سه سمت صحن باز است. یک سمت صحن که رو به مشرق است بسته است به رواق حضرت و طاق زدهاند مثل دالان راه دارد، گنبد طلا که از کارهای نادر شاه است روحی داده بود.
داخل ضریح که شدیم مثل بهشت بود. روح و صفایی داشت که محال است هیچجای دنیا هیچ باغی به این صفا باشد. بنای گنبد، گویا از صفوی است. کاشی معرق غریبی توی گنبد کار کردهاند؛ که هیچ همچه کاشی در دنیا نمیشود...
قندیل طلا، نقره، شمعدان و… بسیار است، پردههای زیاد از اطراف آویزان، ضریح حضرت از نقره است گویا پیشکش صفویها باشد. فرشهای ابریشمی قالی که صفوی یعنی شاه عباس انداخته است...
ساعت دو به غروب مانده وارد شدیم بالای سر حضرت، نماز ظهر و عصر و نماز زیارت خوانده شد الحمدلله تعالی به این توفیق رسیدیم، شکر خدا را واقعاً حظی کردیم، که کمتر همچه چیزی نصیب میشود. بعد رفتم سر قبر آقا محمد شاه مرحوم».
⚜️ ناصرالدین شاه قاجار پیش از سفرهای فرنگ، در سال ۱۲۴۹ شمسی به زیارت عتبات عالیات نائل گشت.
Forwarded from خاطرات و خطرات
در سال ۱۳۱۱ همه را از هر نوع کسب و کار و تجارت محروم داشتند. صادرات و واردات عموماً انحصار دولت گردید. هر کس هر متاعی داشت بدون دردسر باید تحویل دولت نماید و الا قاچاق و مشمول جرائم و حبس میگردید. یکباره رشتهٔ زندگی مردم را قطع کردند. یک مشت دزد غارتگر از بین مردم اختیار کردند و در تحت قواعدی معین جواز دادند که فقط این دارندکان جواز، حقّ کسبوکار دارند ولی مالیات را بدون ملاحظه از همه گرفتند.
روزگار پهلوی اول
#عبدالرسول_شیرازی
Forwarded from خاطرات و خطرات
ما قدرت مطبوعات و جراید را گرفتهایم و هیچوقت پس نخواهیم داد و سیاست شاه[رضاخان] و دربار این است که روزنامهٔ قوی در ایران منتشر نشود.
عبدالحسین تیمورتاش-وزیر دربار
به نقل از خاطرات اسدالله رسا
#اسدالله_رسا
وقتی که سیمکشی برق سراسری یارانهای نبود که با فشردن یک کلید سرما و گرما را در محیط فراهم کند، و وقتی انقدر قدرت دستکاری در طبیعت وجود نداشت، نیاکان ما مجبور بودند خود را با محیط وفق دهند و با خرد و تجربه زیست محلیشان، هرجایی که هستند نیازهای خود را با امکانات همان محیط برآورده کنند. این است که میبینیم بدون هیچ مصرف انرژی، برای مثال از طریق حوض و بادگیر، خانه های کاهگلی، قنات و یخچال، خنکی و آب خود را تامین میکردند و در هرجایی مصالح و شکل خانه ها و اماکن متناسب با شرایط محیطی همانجا است. اما الان نه تنها کسی نیاز چندانی به صرفهجویی نمیبیند بلکه کافی است هرجا میرود یک کولر یا سیستم گرمایش نصب کند و برای همین الان اگر تصادفی عکس یک محله تازه ساخت در ایران را ببینید نمیتوانید تشخیص دهید تهران است یا مثلا ارومیه. خانه هایی کاملا شبیه به هم. خانههایی سنگی و شیشهای که برای گرم کردن آنها به کلی مصرف برق نیاز است و شبکه های گاز و برق سراسری و یارانهای دولتی و تکنولوژیهای مرتبط با آنها است که این حماقت، بیسلیقگی و بادسری در شهرهای بزرگ را پشتیبانی میکند
* تصویر: یخچال مهدی آباد در نزدیکی زرند ساوه
* تصویر: یخچال مهدی آباد در نزدیکی زرند ساوه
Forwarded from خاطرات و خطرات
پهلوی[اول]کسب و کار و زراعت را از دست همه گرفت. از طرفی همه روز به نام مالیات و عوارض تازه به مردم تحمیل شده، از طرفی به واسطهٔ انحصارهای روزمره یک عدّه بر عدّهٔ بیکاران افزود شده، از طرفی راه فرار را مسدود نمود. این تطاولات و تعدیات را هواخواهان او بنام اصلاح کشور معرفی میکردند.
#عبدالرسول_شیرازی