Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
روبسپیر چیزی به جز دست روسو نبود، همان دست خونآلودی که تنی را که روح آن آفریدهٔ روسو بود از زهدان زمان بیرون کشید.
⚜️هاینریش هاینه⚜️
🌐 iifom.com
🔶 @IIFOM_CO
⚫️ instagram.com/iifom.co
⚜️هاینریش هاینه⚜️
🌐 iifom.com
🔶 @IIFOM_CO
⚫️ instagram.com/iifom.co
https://www.karzar.net/30629?fbclid=PAAaYRXrlDq5dSKpi9ix8TlY5FpaRKiI2Wlyd0YAyD_2czUNy8AiGAtBRqGsU
اجبار مالکان به فروش و واگذاری زوری، غصب و تصرف به بهانه توسعه حرم شاه چراغ
اجبار مالکان به فروش و واگذاری زوری، غصب و تصرف به بهانه توسعه حرم شاه چراغ
LiberTorch
https://www.karzar.net/30629?fbclid=PAAaYRXrlDq5dSKpi9ix8TlY5FpaRKiI2Wlyd0YAyD_2czUNy8AiGAtBRqGsU اجبار مالکان به فروش و واگذاری زوری، غصب و تصرف به بهانه توسعه حرم شاه چراغ
برنامه ریزان و توسعه دهندگانِ پس از جنگ، بیش از بمبارانِ زمان جنگ و حتی زلزله و سیل، به شهرهای ما آسیب زده اند.
Forwarded from بهلول (Amirreza Abdoli)
پول داغ، پول خانمانسوز
بین بازار ارز و بازار پیاز وجه اشتراکی هست. در هر دوی این بازارها باید با ریال خرید کرد، و ریال یک پول سرطانی است که قدرتش روز به روز کمتر، و حالش ساعت به ساعت وخیمتر میشود. درمان این پول مریض را به طبیبان قلّابی بیوجدانی سپردهاند که کاری غیر از لاپوشانی و انکار علائم بیماری بلد نیستند. عفونت پولی و مالی سرتاسر اقتصاد را فرا گرفته و غیر از رندان رانتخوار هیچکس در امان نیست.
«پول داغ» تمثیل نویسندگان اقتصادی برای توصیف تورّم شتابناک است. وقتی مقداری پول در حال تضعیف را دریافت میکنید مایل نیستید آن را نگه دارید. به سرعت خرجش میکنید و از شرّش خلاص میشوید. انگار چیز داغی کف دستتان گذاشتهاند که اگر نگهش دارید، میسوزید. انگار به جای حقوق و دستمزد، ضرر و زیان تحویلتان میدهند.
آدمهای عادی در شرایط عادی برای خریدن یک گوشی یا فرش یا یخچال باید چند ماه صرفهجویی و پسانداز کنند. امّا پول داغ را نمیشود پسانداز کرد. اوّلاً وقتی پول داغ میشود مخارج روزانه آنقدر زیاد می-شوند که برای خیلیها چیزی برای پسانداز کردن باقی نمیماند. ثانیاً با پسانداز کردن یا قرض دادن پول داغ، در واقع بخش زیادی از ارزش آن را از بین میبرید و از دست میدهید. پول داغ سیمکشیهای متعارف مدار اقتصاد را میسوزاند و عقل معاش آدمها را به بنبست میرساند. پول داغ، «داغ» است. مردمانی که در یک اقتصاد تورّمزده زندگی میکنند، داغدیدگانی هستند که چیزی تسلیت و تسلّایشان نمیدهد.
این روزها بسیاری از مشتریان دلار، آن را برای مسافرت خارجی یا وارد کردن کالا نمیخواهند. هدف این مشتریان از خریدن دلار حفظ ارزش داراییشان و عقب نیفتادن از جریان سیلآسای تورّم است. سودجویی و زیانگریزی حق مسلّم فرد فرد انسانهاست. سودجویی شهروندان عادی حتّی سزاوار یک سرزنش زبانی ساده هم نیست، چه رسد به برخورد قضایی و امنیتی. آنها که مستوجب لعن و نفرین و مستحق اشدّ مجازاتاند، خیانتکارانی هستند که بیشرمانه بر منصب امینالضّرب نشستهاند.
این روزها یک کلمه حقیقت برای تعطیلی یک روزنامه و بیکار شدن دهها روزنامهنگار کفایت میکند. امّا زندگی تلخی که میکنیم حاصل چهل و پنج سال سکوت و ملاحظه و مماشات است. پس لطفاً بدانید و به نادانان یادآور شوید که پول خودبخود داغ نمیشود. حجم پول را دشمنان خارجی افزایش نمیدهند. تورّم محصول توطئۀ امپریالیستها و منفعتطلبی معاملهگران نیست. مسئله اصلی خواباندن هیجان بازار و پایین آوردن مقطعی نرخ دلار نیست، بلکه احیای حیثیت و کیفیت ریال است. مسئله اصلی خنک کردن پولی است که دیگر از داغی عبور کرده و سرخ شده است.
اگر زبانی برای حرف زدن با مسئولین امروز یا فردای امر یافت میشد به آنها میگفتم امکان ندارد هر مقدار پول که دلتان میخواهد و صلاح میدانید منتشر کنید، و بلایی بر سر ارزش آن نیاید. علاوه بر آن، امکان ندارد ارزش از دست رفتۀ پول را با دستور و حکم قضایی به آن برگردانید.
خنک کردن این پول سرخ و تابیده به رادیاتور اعتماد نیاز دارد. آیا دیگر در ایران سیاستمداری پیدا خواهد شد که قول بدهد «من بساط ظالمانۀ مالیات تورّمی و سوءاستفاده از ریال را جمع میکنم»، و مردم حرفش را باور کنند؟
https://t.me/AmirrezaAbdolii/
بین بازار ارز و بازار پیاز وجه اشتراکی هست. در هر دوی این بازارها باید با ریال خرید کرد، و ریال یک پول سرطانی است که قدرتش روز به روز کمتر، و حالش ساعت به ساعت وخیمتر میشود. درمان این پول مریض را به طبیبان قلّابی بیوجدانی سپردهاند که کاری غیر از لاپوشانی و انکار علائم بیماری بلد نیستند. عفونت پولی و مالی سرتاسر اقتصاد را فرا گرفته و غیر از رندان رانتخوار هیچکس در امان نیست.
«پول داغ» تمثیل نویسندگان اقتصادی برای توصیف تورّم شتابناک است. وقتی مقداری پول در حال تضعیف را دریافت میکنید مایل نیستید آن را نگه دارید. به سرعت خرجش میکنید و از شرّش خلاص میشوید. انگار چیز داغی کف دستتان گذاشتهاند که اگر نگهش دارید، میسوزید. انگار به جای حقوق و دستمزد، ضرر و زیان تحویلتان میدهند.
آدمهای عادی در شرایط عادی برای خریدن یک گوشی یا فرش یا یخچال باید چند ماه صرفهجویی و پسانداز کنند. امّا پول داغ را نمیشود پسانداز کرد. اوّلاً وقتی پول داغ میشود مخارج روزانه آنقدر زیاد می-شوند که برای خیلیها چیزی برای پسانداز کردن باقی نمیماند. ثانیاً با پسانداز کردن یا قرض دادن پول داغ، در واقع بخش زیادی از ارزش آن را از بین میبرید و از دست میدهید. پول داغ سیمکشیهای متعارف مدار اقتصاد را میسوزاند و عقل معاش آدمها را به بنبست میرساند. پول داغ، «داغ» است. مردمانی که در یک اقتصاد تورّمزده زندگی میکنند، داغدیدگانی هستند که چیزی تسلیت و تسلّایشان نمیدهد.
این روزها بسیاری از مشتریان دلار، آن را برای مسافرت خارجی یا وارد کردن کالا نمیخواهند. هدف این مشتریان از خریدن دلار حفظ ارزش داراییشان و عقب نیفتادن از جریان سیلآسای تورّم است. سودجویی و زیانگریزی حق مسلّم فرد فرد انسانهاست. سودجویی شهروندان عادی حتّی سزاوار یک سرزنش زبانی ساده هم نیست، چه رسد به برخورد قضایی و امنیتی. آنها که مستوجب لعن و نفرین و مستحق اشدّ مجازاتاند، خیانتکارانی هستند که بیشرمانه بر منصب امینالضّرب نشستهاند.
این روزها یک کلمه حقیقت برای تعطیلی یک روزنامه و بیکار شدن دهها روزنامهنگار کفایت میکند. امّا زندگی تلخی که میکنیم حاصل چهل و پنج سال سکوت و ملاحظه و مماشات است. پس لطفاً بدانید و به نادانان یادآور شوید که پول خودبخود داغ نمیشود. حجم پول را دشمنان خارجی افزایش نمیدهند. تورّم محصول توطئۀ امپریالیستها و منفعتطلبی معاملهگران نیست. مسئله اصلی خواباندن هیجان بازار و پایین آوردن مقطعی نرخ دلار نیست، بلکه احیای حیثیت و کیفیت ریال است. مسئله اصلی خنک کردن پولی است که دیگر از داغی عبور کرده و سرخ شده است.
اگر زبانی برای حرف زدن با مسئولین امروز یا فردای امر یافت میشد به آنها میگفتم امکان ندارد هر مقدار پول که دلتان میخواهد و صلاح میدانید منتشر کنید، و بلایی بر سر ارزش آن نیاید. علاوه بر آن، امکان ندارد ارزش از دست رفتۀ پول را با دستور و حکم قضایی به آن برگردانید.
خنک کردن این پول سرخ و تابیده به رادیاتور اعتماد نیاز دارد. آیا دیگر در ایران سیاستمداری پیدا خواهد شد که قول بدهد «من بساط ظالمانۀ مالیات تورّمی و سوءاستفاده از ریال را جمع میکنم»، و مردم حرفش را باور کنند؟
https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
Forwarded from بهلول
حق انتخاب پول
آیا چیزی در زندگی هست که ما از داشتن حق انتخاب در مورد آن ناراضی باشیم؟ آیا چیزی در زندگی هست که از به دست آوردن حق انتخاب در مورد آن استقبال نکنیم؟ وقتی امور اجباری و انتخابی زندگی خود را مقایسه میکنیم، کدامیک کیفیت بهتری دارند؟ از کدامیک رضایت بیشتری داریم؟
فرض کنید در یک اقتصاد به جای یک پول، چند پول مختلف بین مردم رواج داشته باشد (مثل حالتی که در دبی، کربلا، ایروان و همۀ شهرهای مرزی و توریستی جهان وجود دارد). در این صورت اگر یک پول شروع به کاهش ارزش کند و شما ببینید همه روزه کالاها بر حسب آن پول گران تر می شوند، چه خواهید کرد؟ قاعدتاً دیگر آن پول را در عوض کالا یا کار خود نخواهید پذیرفت. قاعدتاً ترجیح می دهید باثبات ترین پول موجود را دریافت کنید. و قاعدتاً منتشرکنندگان پولهای مختلف از ترس آن که پولشان از گردش خارج شود، حداکثر تلاش خود را خواهند کرد تا ارزش پول خود را ثابت نگه دارند.
رقابت عرضه کنندگان، موثرترین مکانیسم برای حفظ کیفیت است. امّا دولت ها در بسیاری از عرصه ها حق برخورداری از مزایای رقابت را به شهروندان خود نمی دهند.
اگر عرضۀ تلفن همراه رقابتی نشده بود، هنوز تلفن همراه یک کالای اشرافی با خدماتی حداقلی و ابتدایی بود و انحصارگر هیچ نیازی به پاسخگویی به شهروندان و بهبود کیفیت خدمات نداشت.
به همین ترتیب اگر ریال چند رقیب داشت، بانک مرکزی ایران نمی توانست به این سادگی ارزش آن را کاهش دهد. چراکه با پدیدار شدن اولین نشانه های تورم و کاهش ارزش پول، مردم دیگر آن را نمی پذیرفتند و از پولهای دیگر استفاده می کردند.
راستی چرا حتا لیبرال ترین دولت های جهان هم حاضر نیستند دست از تسلط بر پول بردارند و پولهای ملّی تحمیلی را رقابت پذیر کنند؟ چرا مردم باید مجبور باشند در نتیجۀ تورمی که بانک مرکزی ایجاد می کند، بخشی از ثروت خود را از دست بدهند و محاسباتشان به هم بریزد و با مشتریان خود درگیر شوند و...؟ چرا باید بانک مرکزی حق داشته باشد هر از چند گاه آوار زلزله های تورمی را بر سر زندگی و کسب و کار مردم فرو بریزد؟ چرا نباید به مردم اجازه داد هر پولی را که صلاح می دانند انتخاب کنند؟
آیا چیزی در زندگی هست که ما از داشتن حق انتخاب در مورد آن ناراضی باشیم؟ آیا چیزی در زندگی هست که از به دست آوردن حق انتخاب در مورد آن استقبال نکنیم؟ وقتی امور اجباری و انتخابی زندگی خود را مقایسه میکنیم، کدامیک کیفیت بهتری دارند؟ از کدامیک رضایت بیشتری داریم؟
فرض کنید در یک اقتصاد به جای یک پول، چند پول مختلف بین مردم رواج داشته باشد (مثل حالتی که در دبی، کربلا، ایروان و همۀ شهرهای مرزی و توریستی جهان وجود دارد). در این صورت اگر یک پول شروع به کاهش ارزش کند و شما ببینید همه روزه کالاها بر حسب آن پول گران تر می شوند، چه خواهید کرد؟ قاعدتاً دیگر آن پول را در عوض کالا یا کار خود نخواهید پذیرفت. قاعدتاً ترجیح می دهید باثبات ترین پول موجود را دریافت کنید. و قاعدتاً منتشرکنندگان پولهای مختلف از ترس آن که پولشان از گردش خارج شود، حداکثر تلاش خود را خواهند کرد تا ارزش پول خود را ثابت نگه دارند.
رقابت عرضه کنندگان، موثرترین مکانیسم برای حفظ کیفیت است. امّا دولت ها در بسیاری از عرصه ها حق برخورداری از مزایای رقابت را به شهروندان خود نمی دهند.
اگر عرضۀ تلفن همراه رقابتی نشده بود، هنوز تلفن همراه یک کالای اشرافی با خدماتی حداقلی و ابتدایی بود و انحصارگر هیچ نیازی به پاسخگویی به شهروندان و بهبود کیفیت خدمات نداشت.
به همین ترتیب اگر ریال چند رقیب داشت، بانک مرکزی ایران نمی توانست به این سادگی ارزش آن را کاهش دهد. چراکه با پدیدار شدن اولین نشانه های تورم و کاهش ارزش پول، مردم دیگر آن را نمی پذیرفتند و از پولهای دیگر استفاده می کردند.
راستی چرا حتا لیبرال ترین دولت های جهان هم حاضر نیستند دست از تسلط بر پول بردارند و پولهای ملّی تحمیلی را رقابت پذیر کنند؟ چرا مردم باید مجبور باشند در نتیجۀ تورمی که بانک مرکزی ایجاد می کند، بخشی از ثروت خود را از دست بدهند و محاسباتشان به هم بریزد و با مشتریان خود درگیر شوند و...؟ چرا باید بانک مرکزی حق داشته باشد هر از چند گاه آوار زلزله های تورمی را بر سر زندگی و کسب و کار مردم فرو بریزد؟ چرا نباید به مردم اجازه داد هر پولی را که صلاح می دانند انتخاب کنند؟
کاش اندکی از دین و ایمان و انصاف انوشیروان را توسعه گرایان/تخریب چیانِ شهر شیراز داشتند، که هم داعشی وار به نابودی هویت تاریخی شهر کمر بسته اند و هم اسراییلی وار، مردم را به ثمنی بخس و زیر قیمتِ ملک بالاجبار از کاشانه خود بیرون کرده اند.
https://t.me/ReligiousSchool/2334
https://t.me/ReligiousSchool/2334
Telegram
پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
✍️رَهِ مالکیّت به حقّ پیشهگیر؛
و انصرف انوشیروان إلی العراق، و وفدت علیه رسل الملوک و هدایاها و الوفود من الممالک، و کان فیمن وفد إلیه، رسولٌ لمَلِک الروم قیصر بهدایا و ألطافٍ، فنظر الرسول إلی إیوانه و حُسْن بُنیانه و اعوجاج فی میدانه، فقال: کان یحتاجُ…
و انصرف انوشیروان إلی العراق، و وفدت علیه رسل الملوک و هدایاها و الوفود من الممالک، و کان فیمن وفد إلیه، رسولٌ لمَلِک الروم قیصر بهدایا و ألطافٍ، فنظر الرسول إلی إیوانه و حُسْن بُنیانه و اعوجاج فی میدانه، فقال: کان یحتاجُ…
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
فصلنامهٔ_مالکیّت_و_بازار_شمارهٔ_سوم.pdf
13.6 MB
دیـر بـه عشـقت رسـیدم، ای زیبـای چنیـن کهـن و چنیـن نـو، دیـر بـه عشـقت
رســیدم. بنگــر تــو انــدرون بــودی و مــن بیــرون، و تــو را آنجــا میجُســتم.
⚜️قدیس آگوستین، اعترافات: ۳۸.۲۷.۱۰⚜️
🔰حمایت مالی از پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام):
🟡 https://hamibash.com/iifom
🔶 @IIFOM_CO
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
رســیدم. بنگــر تــو انــدرون بــودی و مــن بیــرون، و تــو را آنجــا میجُســتم.
⚜️قدیس آگوستین، اعترافات: ۳۸.۲۷.۱۰⚜️
🔰حمایت مالی از پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام):
🟡 https://hamibash.com/iifom
🔶 @IIFOM_CO
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
Forwarded from پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
✍️نظری به مذهب فردوسی (۹)؛
نماز شب و روزه، نشان محبّان خداست.
خَـنـیده بـه هـر جـای شهـرسپ نام،
نَـزَد جز بـه نـیـکـی بـه هر جاى گام،
هـمــه روز بستــه ز خـوردن دو لب،
بــه پیـش جـهـاندار بــر پـای شب،
چنـان بـر دل هــر كسى بود دوست،
نمــــاز شـب و روزه آيــیــن اوست.
🔸 ابوالقاسم فردوسی
📚شاهنامه، دفتر یکم، طهمورث؛ پادشاهی طهمورث سی سال بود، ص ۳۵، به کوشش جلال خالقی مطلق- محمود امید سالار، نیویورک؛ ۱۳۸۴.
————————————————
پادشاه ایران؛ طهمورث، وزیری داشت شَهرَسب نام که روزها روزهدار و شبها به نماز بود.
همنشینی با شَهرَسب، طهمورث را ز بدیها پیراسته و به درستی هدایت کرد.
در این داستان، فردوسی برآن است که:
نماز شب و روزه، آیین کسی است که ربّ العالمین، حبیب اوست.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
نماز شب و روزه، نشان محبّان خداست.
خَـنـیده بـه هـر جـای شهـرسپ نام،
نَـزَد جز بـه نـیـکـی بـه هر جاى گام،
هـمــه روز بستــه ز خـوردن دو لب،
بــه پیـش جـهـاندار بــر پـای شب،
چنـان بـر دل هــر كسى بود دوست،
نمــــاز شـب و روزه آيــیــن اوست.
🔸 ابوالقاسم فردوسی
📚شاهنامه، دفتر یکم، طهمورث؛ پادشاهی طهمورث سی سال بود، ص ۳۵، به کوشش جلال خالقی مطلق- محمود امید سالار، نیویورک؛ ۱۳۸۴.
————————————————
پادشاه ایران؛ طهمورث، وزیری داشت شَهرَسب نام که روزها روزهدار و شبها به نماز بود.
همنشینی با شَهرَسب، طهمورث را ز بدیها پیراسته و به درستی هدایت کرد.
در این داستان، فردوسی برآن است که:
نماز شب و روزه، آیین کسی است که ربّ العالمین، حبیب اوست.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
نهادهای سنتی تامین امنیت
✍🏻 بهرام امینی
درگذشته اهل بازار و کسبه شهر من برای تامین امنیت خود بازار و نواحی اطرافش و گاها مناطقی خارج از نواحی مربوط به کسب و کار، افرادی را استخدام میکردند به اسم «دارقا». احتمالا این کلمه «دارقا» همان داروغه باشد. مسجدی درون بازار قرار داشت که محل استقرار روحانی معتمد و اصل و نسبداری بود. عموما او را با پیشوند «میر» یا «مولّا» صدا میکردند و به مردمداری و لطف و کرم شهره بود. بنده مرحوم «مولا صادق» را از نزدیک دیده بودم و تاحدودی میشناختم، گویا مرحوم هم آخرین روحانی قبل انقلاب بوده است و بعد از ایشان دیگر در مسجد بازار، روحانیای از اهالی که شرایط سنتی و مقبولیت عامه را داشته باشد، مستقر نشده است. آن مسجد هنوز هم داخل بازار قرار دارد و به اسم «چشمه مسجیدی» و «بازار مسجیدی» معروف است. البته بازار ما مثل تبریز و ارومیه سرپوشیده نبود.
ظاهرا گاهی کسبه فردی صالح را با نظر مساعد میر یا مولا در مسجد محل به عنوان دارقا انتخاب میکردند. به این ترتیب، نهاد امنیت و حفاظتی سنتی تشکیل میشد که اولا درآمدش توسط بازار تامین میشد و ثانیا از طریق تایید بزرگان بازار و روحانیت سنتی و مقبول عامه، مشروعیت پیدا میکرد و مجوز حمل سلاح مییافت. ظاهرا درگذشته در زمان ارباب و رعیتی هم روحانیای به اسم «حاج شریف انصاری» در بازار برای مقابله با خان پیشقدم شده و موفق هم شدند و در سایه آن اقدام، شهر کوچک ما نظام ارباب-رعیتی را تجربه نکرد.
این مجوزِ [حمل سلاح] یک چیز سنتی و فرهنگی بود به این صورت که حمل سلاح تنها توسط دارقا و گماشتگانش مذموم قلمداد نمیشد. سلاح تنها زمانی به اصطلاح نجس نبود که توسط شور عموم و کسب مشروعیت الهی و عمومی واگذار شود. البته همچنان حمل سلاح توسط گماشتگان دارقا که به ندرت تپانچه سرپُر و عموما قَمه بود روی خوشی نداشت. دارقا بنابر صلاحدید و عوایدی که از بازار کسب میکرد این افراد را استخدام میکرد و هزینهها را مدیریت میکرد. به هر حال پول خودش بود و اگر تنهایی هم میتوانست امنیت را تامین کند، مانعی نداشت.
✍🏻 بهرام امینی
درگذشته اهل بازار و کسبه شهر من برای تامین امنیت خود بازار و نواحی اطرافش و گاها مناطقی خارج از نواحی مربوط به کسب و کار، افرادی را استخدام میکردند به اسم «دارقا». احتمالا این کلمه «دارقا» همان داروغه باشد. مسجدی درون بازار قرار داشت که محل استقرار روحانی معتمد و اصل و نسبداری بود. عموما او را با پیشوند «میر» یا «مولّا» صدا میکردند و به مردمداری و لطف و کرم شهره بود. بنده مرحوم «مولا صادق» را از نزدیک دیده بودم و تاحدودی میشناختم، گویا مرحوم هم آخرین روحانی قبل انقلاب بوده است و بعد از ایشان دیگر در مسجد بازار، روحانیای از اهالی که شرایط سنتی و مقبولیت عامه را داشته باشد، مستقر نشده است. آن مسجد هنوز هم داخل بازار قرار دارد و به اسم «چشمه مسجیدی» و «بازار مسجیدی» معروف است. البته بازار ما مثل تبریز و ارومیه سرپوشیده نبود.
ظاهرا گاهی کسبه فردی صالح را با نظر مساعد میر یا مولا در مسجد محل به عنوان دارقا انتخاب میکردند. به این ترتیب، نهاد امنیت و حفاظتی سنتی تشکیل میشد که اولا درآمدش توسط بازار تامین میشد و ثانیا از طریق تایید بزرگان بازار و روحانیت سنتی و مقبول عامه، مشروعیت پیدا میکرد و مجوز حمل سلاح مییافت. ظاهرا درگذشته در زمان ارباب و رعیتی هم روحانیای به اسم «حاج شریف انصاری» در بازار برای مقابله با خان پیشقدم شده و موفق هم شدند و در سایه آن اقدام، شهر کوچک ما نظام ارباب-رعیتی را تجربه نکرد.
این مجوزِ [حمل سلاح] یک چیز سنتی و فرهنگی بود به این صورت که حمل سلاح تنها توسط دارقا و گماشتگانش مذموم قلمداد نمیشد. سلاح تنها زمانی به اصطلاح نجس نبود که توسط شور عموم و کسب مشروعیت الهی و عمومی واگذار شود. البته همچنان حمل سلاح توسط گماشتگان دارقا که به ندرت تپانچه سرپُر و عموما قَمه بود روی خوشی نداشت. دارقا بنابر صلاحدید و عوایدی که از بازار کسب میکرد این افراد را استخدام میکرد و هزینهها را مدیریت میکرد. به هر حال پول خودش بود و اگر تنهایی هم میتوانست امنیت را تامین کند، مانعی نداشت.
Forwarded from پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
One of the sad signs of our times is that we have demonized those who produce, subsidized those who refuse to produce, and canonized
those who complain.
🔸Thomas Sowell
——————————————————
یکی از نشانههای غمانگیز زمانهٔ ما این است که ما، آنانی که تولید میکنند را شیطانی کردهایم، آنانی که از تولید سر باز میزنند را یارانه میدهیم، و آنانی که اعتراض میکنند را ستایش میکنیم.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
those who complain.
🔸Thomas Sowell
——————————————————
یکی از نشانههای غمانگیز زمانهٔ ما این است که ما، آنانی که تولید میکنند را شیطانی کردهایم، آنانی که از تولید سر باز میزنند را یارانه میدهیم، و آنانی که اعتراض میکنند را ستایش میکنیم.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
دولت رفاه صرفاً روشی برای تبدیل گام به گام اقتصاد بازار به سوسیالیسم است.
⚜لودویگ فون میزس⚜️
🌐 iifom.com
🔶@IIFOM_CO
⚫️ https://instagram.com/iifom.co
⚜لودویگ فون میزس⚜️
🌐 iifom.com
🔶@IIFOM_CO
⚫️ https://instagram.com/iifom.co
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
ولادیمیر کروپا (Vladimír Krupa) با استفاده از هوش مصنوعی اقدام به بازسازی عکسهای سیاه و سفید رجال خردمند مکتب اتریشی اقتصاد کرده و عکسها را رنگی کرده است. بینندهٔ تصاویر رنگی شدهٔ کارل مِنگر، اویگن فون بوم باوِرک، لودویگ فون میزس و فریدریش فون هایک چهار غول مکتب اتریشی اقتصاد هستید.
🌐 iifom.com
🔶@IIFOM_CO
⚫️ https://instagram.com/iifom.co
🌐 iifom.com
🔶@IIFOM_CO
⚫️ https://instagram.com/iifom.co