LiberTorch
1.57K subscribers
571 photos
44 videos
55 files
547 links
مشعل آزادی 🔥


بنیان بیشتر انتقادات علیه بازار آزاد، بی‌اعتقادی به خود آزادی است.


👉Insta : Instagr.am/LiberTorch 👈

لینک گروه:
https://t.me/joinchat/Ga_3WEW4gsBco58vULsHfw
Download Telegram
روبسپیر چیزی به جز دست روسو نبود، همان دست خون‌آلودی که تنی را که روح آن آفریدهٔ روسو بود از زهدان زمان بیرون کشید.

⚜️هاینریش هاینه⚜️


🌐 iifom.com

🔶 @IIFOM_CO

⚫️ instagram.com/iifom.co
قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: اَلْفَقْرُ هُوَ اَلْمَوْتُ اَلْأَكْبَرُ
https://www.karzar.net/30629?fbclid=PAAaYRXrlDq5dSKpi9ix8TlY5FpaRKiI2Wlyd0YAyD_2czUNy8AiGAtBRqGsU

اجبار مالکان به فروش و واگذاری زوری، غصب و تصرف به بهانه توسعه حرم شاه چراغ
LiberTorch
https://www.karzar.net/30629?fbclid=PAAaYRXrlDq5dSKpi9ix8TlY5FpaRKiI2Wlyd0YAyD_2czUNy8AiGAtBRqGsU اجبار مالکان به فروش و واگذاری زوری، غصب و تصرف به بهانه توسعه حرم شاه چراغ
برنامه ریزان و توسعه دهندگانِ پس از جنگ، بیش از بمبارانِ زمان جنگ و حتی زلزله و سیل، به شهرهای ما آسیب زده اند.
Forwarded from بهلول (Amirreza Abdoli)
پول داغ، پول خانمانسوز

بین بازار ارز و بازار پیاز وجه اشتراکی هست. در هر دوی این بازارها باید با ریال خرید کرد، و ریال یک پول سرطانی است که قدرتش روز به روز کمتر، و حالش ساعت به ساعت وخیم​تر می​شود. درمان این پول مریض را به طبیبان قلّابی بی​وجدانی سپرده​اند که کاری غیر از لاپوشانی و انکار علائم بیماری بلد نیستند. عفونت پولی و مالی سرتاسر اقتصاد را فرا گرفته و غیر از رندان رانتخوار هیچ​کس در امان نیست.

«پول داغ» تمثیل نویسندگان اقتصادی برای توصیف تورّم شتابناک است. وقتی مقداری پول در حال تضعیف را دریافت می​کنید مایل نیستید آن را نگه دارید. به سرعت خرجش می​کنید و از شرّش خلاص می​شوید. انگار چیز داغی کف دستتان گذاشته​اند که اگر نگهش دارید، می​سوزید. انگار به جای حقوق و دستمزد، ضرر و زیان تحویلتان می​دهند.

آدم​های عادی در شرایط عادی برای خریدن یک گوشی یا فرش یا یخچال باید چند ماه صرفه​جویی و پس​انداز کنند. امّا پول داغ را نمی​شود پس​انداز کرد. اوّلاً وقتی پول داغ می​شود مخارج روزانه آن​قدر زیاد می-شوند که برای خیلی​ها چیزی برای پس​انداز کردن باقی نمی​ماند. ثانیاً با پس​انداز کردن یا قرض دادن پول داغ، در واقع بخش زیادی از ارزش آن را از بین می​برید و از دست می​دهید. پول داغ سیم​کشی​های متعارف مدار اقتصاد را می​سوزاند و عقل معاش آدم​ها را به بن​بست می​رساند. پول داغ، «داغ» است. مردمانی که در یک اقتصاد تورّم​زده زندگی می​کنند، داغ​دیدگانی هستند که چیزی تسلیت و تسلّایشان نمی​دهد.

این روزها بسیاری از مشتریان دلار، آن را برای مسافرت خارجی یا وارد کردن کالا نمی​خواهند. هدف این مشتریان از خریدن دلار حفظ ارزش دارایی​شان و عقب نیفتادن از جریان سیل​آسای تورّم است. سودجویی و زیان​گریزی حق مسلّم فرد فرد انسان​هاست. سودجویی شهروندان عادی حتّی سزاوار یک سرزنش زبانی ساده هم نیست، چه رسد به برخورد قضایی و امنیتی. آن​ها که مستوجب لعن و نفرین و مستحق اشدّ مجازات​اند، خیانتکارانی هستند که بی​شرمانه بر منصب امین​الضّرب نشسته​اند.

این روزها یک کلمه حقیقت برای تعطیلی یک روزنامه و بیکار شدن ده​ها روزنامه​نگار کفایت می​کند. امّا زندگی تلخی که می​کنیم حاصل چهل و پنج سال سکوت و ملاحظه و مماشات است. پس لطفاً بدانید و به نادانان یادآور شوید که پول خودبخود داغ نمی​شود. حجم پول را دشمنان خارجی افزایش نمی​دهند. تورّم محصول توطئۀ امپریالیست​ها و منفعت​طلبی معامله​گران نیست. مسئله اصلی خواباندن هیجان بازار و پایین آوردن مقطعی نرخ دلار نیست، بلکه احیای حیثیت و کیفیت ریال است. مسئله اصلی خنک کردن پولی است که دیگر از داغی عبور کرده و سرخ شده است.

اگر زبانی برای حرف زدن با مسئولین امروز یا فردای امر یافت می​شد به آن​ها می​گفتم امکان ندارد هر مقدار پول که دلتان می​خواهد و صلاح می​دانید منتشر کنید، و بلایی بر سر ارزش آن نیاید. علاوه بر آن، امکان ندارد ارزش از دست رفتۀ پول را با دستور و حکم قضایی به آن برگردانید.

خنک کردن این پول سرخ و تابیده به رادیاتور اعتماد نیاز دارد. آیا دیگر در ایران سیاستمداری پیدا خواهد شد که قول بدهد «من بساط ظالمانۀ مالیات تورّمی و سوءاستفاده از ریال را جمع می​کنم»، و مردم حرفش را باور کنند؟

https://t.me/AmirrezaAbdolii/
Forwarded from بهلول
حق انتخاب پول
آیا چیزی در زندگی هست که ما از داشتن حق انتخاب در مورد آن ناراضی باشیم؟ آیا چیزی در زندگی هست که از به دست آوردن حق انتخاب در مورد آن استقبال نکنیم؟ وقتی امور اجباری و انتخابی زندگی خود را مقایسه میکنیم، کدامیک کیفیت بهتری دارند؟ از کدامیک رضایت بیشتری داریم؟
فرض کنید در یک اقتصاد به جای یک پول، چند پول مختلف بین مردم رواج داشته باشد (مثل حالتی که در دبی، کربلا، ایروان و همۀ شهرهای مرزی و توریستی جهان وجود دارد). در این صورت اگر یک پول شروع به کاهش ارزش کند و شما ببینید همه روزه کالاها بر حسب آن پول گران تر می شوند، چه خواهید کرد؟ قاعدتاً دیگر آن پول را در عوض کالا یا کار خود نخواهید پذیرفت. قاعدتاً ترجیح می دهید باثبات ترین پول موجود را دریافت کنید. و قاعدتاً منتشرکنندگان پولهای مختلف از ترس آن که پولشان از گردش خارج شود، حداکثر تلاش خود را خواهند کرد تا ارزش پول خود را ثابت نگه دارند.
رقابت عرضه کنندگان، موثرترین مکانیسم برای حفظ کیفیت است. امّا دولت ها در بسیاری از عرصه ها حق برخورداری از مزایای رقابت را به شهروندان خود نمی دهند.
اگر عرضۀ تلفن همراه رقابتی نشده بود، هنوز تلفن همراه یک کالای اشرافی با خدماتی حداقلی و ابتدایی بود و انحصارگر هیچ نیازی به پاسخگویی به شهروندان و بهبود کیفیت خدمات نداشت.
به همین ترتیب اگر ریال چند رقیب داشت، بانک مرکزی ایران نمی توانست به این سادگی ارزش آن را کاهش دهد. چراکه با پدیدار شدن اولین نشانه های تورم و کاهش ارزش پول، مردم دیگر آن را نمی پذیرفتند و از پولهای دیگر استفاده می کردند.
راستی چرا حتا لیبرال ترین دولت های جهان هم حاضر نیستند دست از تسلط بر پول بردارند و پولهای ملّی تحمیلی را رقابت پذیر کنند؟ چرا مردم باید مجبور باشند در نتیجۀ تورمی که بانک مرکزی ایجاد می کند، بخشی از ثروت خود را از دست بدهند و محاسباتشان به هم بریزد و با مشتریان خود درگیر شوند و...؟ چرا باید بانک مرکزی حق داشته باشد هر از چند گاه آوار زلزله های تورمی را بر سر زندگی و کسب و کار مردم فرو بریزد؟ چرا نباید به مردم اجازه داد هر پولی را که صلاح می دانند انتخاب کنند؟
کاش اندکی از دین و ایمان و انصاف انوشیروان را توسعه گرایان/تخریب چیانِ شهر شیراز داشتند، که هم داعشی وار به نابودی هویت تاریخی شهر کمر بسته اند و هم اسراییلی وار، مردم را به ثمنی بخس و زیر قیمتِ ملک بالاجبار از کاشانه خود بیرون کرده اند.

https://t.me/ReligiousSchool/2334
فصل‌نامهٔ_مالکیّت_و_بازار_شمارهٔ_سوم.pdf
13.6 MB
دیـر بـه عشـقت رسـیدم، ای زیبـای چنیـن کهـن و چنیـن نـو، دیـر بـه عشـقت
رســیدم. بنگــر تــو انــدرون بــودی و مــن بیــرون، و تــو را آنجــا می‌جُســتم.

⚜️قدیس آگوستین، اعترافات: ۳۸.۲۷.۱۰⚜️


🔰حمایت مالی از پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام):

🟡 https://hamibash.com/iifom

🔶 @IIFOM_CO

🌐 iifom.com

⚫️ instagram.com/iifom.co
پیامبر رحمت ص فرمودند: «برای علی هفده نام است.
اسم او نزد عَرَب، عَلی است و نزد مادرش، حَيْدَر و در تورات، إِلْيَا و در انجيل، بريا و در زبُور، قريا و نزد رومیان، بظرسيا
و نزد فارس، نوروز است.»

الفضائل لإبن شاذان, جلد۱
✍️نظری به مذهب فردوسی (۹)؛

نماز شب و روزه، نشان محبّان خداست.

خَـنـیده بـه هـر جـای شهـرسپ نام،
نَـزَد جز بـه نـیـکـی بـه هر جاى گام،

هـمــه روز بستــه ز خـوردن دو لب،
بــه پیـش جـهـان‌دار بــر پـای شب،

چنـان بـر دل هــر كسى بود دوست،
نمــــاز شـب و روزه آيــیــن اوست.

🔸 ابوالقاسم فردوسی

📚شاهنامه
، دفتر یکم، طهمورث؛ پادشاهی طهمورث سی سال بود، ص ۳۵، به کوشش جلال خالقی مطلق- محمود امید سالار، نیویورک؛ ۱۳۸۴.
————————————————
پادشاه ایران؛ طهمورث، وزیری داشت شَهرَسب نام که روزها روزه‌دار و شب‌ها به نماز بود.

هم‌نشینی با شَهرَسب، طهمورث را ز بدی‌ها پیراسته و به درستی هدایت ‌کرد.

در این داستان، فردوسی برآن است که:

نماز شب و روزه، آیین کسی است که ربّ العالمین، حبیب اوست.

#مصطفی_مطهری

‌‏https://t.me/ReligiousSchool
نهادهای سنتی تامین امنیت
✍🏻 بهرام امینی

درگذشته اهل بازار و کسبه شهر من برای تامین امنیت خود بازار و نواحی اطرافش و گاها مناطقی خارج از نواحی مربوط به کسب و کار، افرادی را استخدام می‌کردند به اسم «دارقا». احتمالا این کلمه «دارقا» همان داروغه باشد. مسجدی درون بازار قرار داشت که محل استقرار روحانی معتمد و اصل و نسب‌داری بود. عموما او را با پیشوند «میر» یا «مولّا» صدا می‌کردند و به مردم‌داری و لطف و کرم شهره بود. بنده مرحوم «مولا صادق» را از نزدیک دیده بودم و تاحدودی می‌شناختم، گویا مرحوم هم آخرین روحانی قبل انقلاب بوده است و بعد از ایشان دیگر در مسجد بازار، روحانی‌ای از اهالی که شرایط سنتی و مقبولیت عامه را داشته باشد، مستقر نشده است. آن مسجد هنوز هم داخل بازار قرار دارد و به اسم «چشمه مسجیدی» و «بازار مسجیدی» معروف است. البته بازار ما مثل تبریز و ارومیه سرپوشیده نبود.

ظاهرا گاهی کسبه فردی صالح را با نظر مساعد میر یا مولا در مسجد محل به عنوان دارقا انتخاب می‌کردند. به این ترتیب، نهاد امنیت و حفاظتی سنتی تشکیل می‌شد که اولا درآمدش توسط بازار تامین می‌شد و ثانیا از طریق تایید بزرگان بازار و روحانیت سنتی و مقبول عامه، مشروعیت پیدا می‌کرد و مجوز حمل سلاح می‌یافت. ظاهرا درگذشته در زمان ارباب و رعیتی هم روحانی‌ای به اسم «حاج شریف انصاری» در بازار برای مقابله با خان پیش‌قدم شده و موفق هم شدند و در سایه آن اقدام، شهر کوچک ما نظام ارباب-رعیتی را تجربه نکرد.

این مجوزِ [حمل سلاح] یک چیز سنتی و فرهنگی بود به این صورت که حمل سلاح تنها توسط دارقا و گماشتگانش مذموم قلمداد نمی‌شد. سلاح تنها زمانی به اصطلاح نجس نبود که توسط شور عموم و کسب مشروعیت الهی و عمومی واگذار شود. البته همچنان حمل سلاح توسط گماشتگان دارقا که به ندرت تپانچه سرپُر و عموما قَمه بود روی خوشی نداشت. دارقا بنابر صلاح‌دید و عوایدی که از بازار کسب می‌کرد این افراد را استخدام می‌کرد و هزینه‌ها را مدیریت می‌کرد. به هر حال پول خودش بود و اگر تنهایی هم می‌توانست امنیت را تامین کند، مانعی نداشت.
One of the sad signs of our times is that we have demonized those who produce, subsidized those who refuse to produce, and canonized
those who complain.

🔸Thomas Sowell
——————————————————
یکی از نشانه‌های غم‌انگیز زمانهٔ ما این است که ما، آنانی که تولید می‌کنند را شیطانی کرده‌ایم، آنانی که از تولید سر باز می‌زنند را یارانه می‌دهیم، و آنانی که اعتراض می‌کنند را‌ ستایش می‌کنیم.

#مصطفی_مطهری

https://t.me/ReligiousSchool
دولت رفاه صرفاً روشی برای تبدیل گام به گام اقتصاد بازار به سوسیالیسم است.

لودویگ فون میزس⚜️


🌐 iifom.com

🔶@IIFOM_CO

⚫️ https://instagram.com/iifom.co
ولادیمیر کروپا (Vladimír Krupa) با استفاده از هوش مصنوعی اقدام به بازسازی عکس‌های سیاه و سفید رجال خردمند مکتب اتریشی اقتصاد کرده و عکس‌ها را رنگی کرده است. بینندهٔ تصاویر رنگی شدهٔ کارل مِنگر، اویگن فون بوم باوِرک، لودویگ فون میزس و فریدریش فون هایک چهار غول مکتب اتریشی اقتصاد هستید.

🌐 iifom.com

🔶@IIFOM_CO

⚫️ https://instagram.com/iifom.co