Learning English
201 subscribers
579 photos
39 videos
2 files
311 links
آموزش زبان انگلیسی برای تمام سنین
مکالمه و گرامر
روش جدید آموزش مکالمه بدون کتاب
مشاوره و تدریس حضوری و غیر حضوری
آدرس تلگرام جهت تماس :
Telegram : @azEnglish
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@LearningEnglish13 🌍


♻️ ضرب المثل


💠 better late than never
💠 دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است


🔹 I'm sorry I'm late to the party. Better late than never, right?
ببخشید که دیر به مهمانی رسیدم. دیر رسیدن بهتر از هرگز ترسیدن است، درسته؟

🔹 Katie: Lisa's birthday was two weeks ago. Should I send her a card now?
Jane: Better late than never.
کیتی: تولد لیسا دو هفته پیش بود. الان براش کارت تبریک بفرستم؟
جین: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ ریز نکته


💠 در زبان انگلیسی برای “دمت گرم” معادل های زیادی هست

🔹بعضیا که خیلی رایجن مثل:
Good work – good job – nice work – nice job – well done – way to go – nice move

🔹اما اگه بخواین دقیق تر و خیلی دوستانه تر بگین می تونین از اصطلاح “big up“ استفاده کنید

🔹 این اصطلاح دقیقتره چون اولا کاملا محاوره ایه و دوم اینکه خود اصطلاح “دمت گرم” حالت دعایی داره. دم که همون نفسه و گرم هم که همون گرم!

🔹دمت گرم یعنی نفست گرم یعنی “زنده باشی” به عبارتی حالت دعایی داره که اصطلاح
big up
هم دقیقا به همین شکل حالت دعایی داره


@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ تفاوت بین دو کلمه climate و weather



💠 Wearher:
آب و هوای کوتاه مدت و متغیر یک منطقه


What’s the weather like today?




💠Climate:
به معنی اقلیم می باشد  و منظور آب و هوای کلی یک منطقه میباشد.


Many people prefer to live where the climate is warm.



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ درد دل کردن/ باز کردن راز دل برای کسی به زبان انگلیسی
To open out one's heart

بچه ها، به عبارتها و جمله ها و مثالهای زیر را توجه کنید:

Your mother is very understanding, you can really open your heart to her.
مادرت واقعا" درک میکنه، میتونی واقعا" سفره دل ات رو براش باز کنی/ باهاش درد دل کنی

My heart is heavy.
دلم گرفته است.

Speak your heart.
حرف دلت رو بزن.

I'm blowing some steam on.
دارم عقده دلم رو خالی می کنم.

That's just a guts feeling.
این فقط یک احساس درونیه.

That's very truthful of me.
با تمام صداقت دارم می گم.

I know what you are going through!
می دونم چه رنجی داری می کشی!

would it help to unburden yourself؟
درد دل کردن بهت کمکي ميکنه؟

میخوام با شما جوانها درد دل کنم
I want to confide in you young people

I learned not to confide anything secret in Bob.
یاد گرفته ام که هیچ راز دلی رو برای باب نگم

She unburdened herself to her mother.
او برای مادرش درد دل کرد/ راز مگویش را به مادرش گفت

I need to have a heart-to-heart with you.
لازم دارم که با تو درد دل کنم

We had a real heart-to-heart and we're getting on much better now.
ما با هم درد دل کردیم/ دلی حرف زدیم و الان خیلی بهتریم

He unbosomed himself to his best friend.
او سر دل اش را به بهترین دوستش گفت

Todd unbosomed himself to almost everyone he met.
تاد، تقریبا" هر کسی که می بیند، راز دلش را به او میگوید


@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍


♻️ کاربرد و استفاده از Be about to در انگلیسی
.

💠یکی از ساختارهای پرکاربرد و کاربردی در انگلیسی
Be about to
است.
به معنی و کاربرد:
نزدیک بودن و مایل بودن به اتفاق افتادن یا یک رخداد در آینده ی بسیار نزدیک و خیلی زود
و معنی لفظی: داشت فلان چیز رخ می‌داد/ کم مونده بود/ تقریبا" فلان کار انجام شده بود/ داشت رخ میداد/ میده

مثالز:
The ceremony was about to begin
مراسم داشت شروع می‌شد.
.
We arrived just as the ceremony was about to begin.
ما درست موقعی رسیدیم که مراسم داشت شروع می‌شد.
.
I was about to get undressed when there was a knock on the door.
تقریبا" لباسهام رو در آورده بودم وقتی که در به صدا در آمد.
.
The train is just about to leave.
قطار همین الان داره میره.
.
I was about to be promoted when the new boss took over.
داشتم ترفیع می‌گرفتم که رییس جدید سر و کله ش پیدا شد.
.
We were just about to leave when Mori arrived.
ما داشتیم می‌رفتیم که موری سر رسید.
.
Work was about to start on a new factory building.
کار دیگه داشت در ساختمان جدید کارخانه شروع میشد.
.
The ferry is about to leave.
قایق دیگه تقریبا" داره میره (از اِسکله مثلا").
.
I'm about to eat my dinner.
من دارم شروع میکنم که شامم رو بخورم.
.
I am about to leave for Madrid.
به زودی من دارم میرم واسه مادرید.


@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ تنقلات


💠آجیل به انگلیسی میشه : nuts


🔹Pistachio
پسته

🔹Cashewnut
بادام هندی

🔹Peanut
بادام زمینی

🔹Hazelnut
فندق

🔹Almond
بادام

🔹Walnut
گردو

🔹Dried Fig
انجیر خشک

🔹Date
خرما

🔹Raisin
کشمش



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ بررسی کلمه minute


💠 minute (n)

🔹 دقیقه

Wait a minute.
یک دقیقه صبر کن/ یک لحظه صبر کن

It only takes a minute to listen to this video.
فقط یک دقیقه طول می کشد که این ویدئو را نگاه کنی.


💠 minute (v)

🔹 یادداشت نوشتن / صورت جلسه نوشتن

Look up the case and minute me about it.
موصوع را بررسی کن و در مورد آن برای من یادداشت بفرست.

The secretary shall minute the proceedings of each meeting.
منشی مراحل ملاقات را نت برداری و یادداشت خواهد کرد.


💠 minute (adj)

🔹 کوچک / ریز

A minute chance of success
شانس کمی برای پیروزی.

Minute details.
جزئیات ریز.

Germs are minute.
میکروب ها ریز هستند.



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍


♻️ یک عبارت کاربردی

💠 be worth doing something
💠 ارزش کاری را داشتن


🔹That book is worth reading.
اون کتاب ارزش خواندن را دارد.

🔹That Museum is worth visiting.
اون موزه ارزش دیدن را دارد.

🔹It is worth buying.
ارزش خریدن را دارد.

🔹It is worth listening.
ارزش شنیدن را دارد.



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍


♻️ چند جمله کاربردی برای احوال پرسی کردن:


💠 10 روش برای پرسیدن حال افراد:

🔹 How are you?
🔹 How’s it going?
🔹 How ya doin’?
🔹 How are things?
🔹 How’s life?
🔹 How have you been?
🔹 How’s your family?
🔹 What’s up?
🔹 What’s new?
🔹 What have you been up to lately?


🔹 10 روش پاسخ دادن به احوال پرسی:

🔹 I’m fine, thanks. How about you?
🔹 Pretty good.
🔹 Not bad.
🔹 Great!
🔹 Couldn’t be better!
🔹 Can’t complain.
🔹 I’ve been busy.
🔹 Same as always.
🔹 Not so great.
🔹 Could be better.



🌐 Note: The way to respond to “What’s up?” and “What’s new?” is typically “Not much".



https://telegram.me/LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ جملاتی کاربردی با کلمه mind:


💠هيچی به فکرم نمی رسه يا مغزم کار نمی کنه
🔹My mind is going blank


💠مشغله فکريم زياده
🔹I have a lot on my mind


💠افکارم پريشانه
🔹My mind is racing


💠سرت به کار خودت باشه
💠فضولی موقوف
🔹Mind your own business



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ راه های گفتن "نه" در انگلیسی


💠 No way

💠 No thanks

💠 No chance

💠 Forget it

💠 I’d rather not

💠 I’ll pass

💠 Not at all

💠 Absolutely not



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️ بررسی کلمه jealous


💠jealous (adj)


🔹حسود / غیرتی


Why are you so jealous of his success?
چرا تو نسبت به موفقیت او حسود هستی؟


She gets jealous if I even look at another woman.
او غیرتی می‌‌شود اگر من به زنان دیگری حتی نگاه کنم.



🔹مراقب / مواظب (نسبت به اموال و حقوق خود)


A country jealous of its heritage
کشوری محافظ میراثش





💠jealousy (n)


🔹حسادت / رشک


Polly felt a sharp pang of jealousy when she saw Paul with Suzanne.
پولی احساس درد شدیدی از روی حسادت کرد وقتی پاول را با سوزان دید.




💠jealously (adv)


🔹 با حسادت /به گونه‌ ای حسادت آمیز


Ludens watched Marcus jealously.
لادنز، مارکوس را با حسادت نگاه کرد.



🔹با هوشیاری، با دقت


He jealously guarded his privacy.
او هوشیارانه مراقب زندگی شخصی خود بود.




@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍



♻️بررسی کلمه gain


💠 gain (v)


💠بدست آوردن / کسب کردن.


He gained a doctorate in chemical engineering.
او درجه دکترای در مهندسی شیمی را بدست آورد.


An opportunity to gain experience in a work.
فرصتی برای کسب کردن  تجربه در کاری.



💠 سود کردن / منفعت بردن


We hope to gain from dealing.
ما امیدواریم که از معامله سود کنیم.



💠 افزایش دادن (وزن، مقدار و...)


Mona has gained a lot of weight recently.
مونا اخیرا خیلی چاق شده است. (وزنش افزایش پیدا کرده است)





💠gain (n)


💠مزیت / پیشرفت (از تلاش)


Substantial gains in efficiency.
پیشرفت های اساسی(مهم) در کارایی(بازدهی)


There are obvious gains for the students.
مزیت های بارز (آشکار) برای دانشجویان وجود دارد.



💠 افزایش


A gain in weekly output.
افزایشی در بازده هفتگی



Eating fast foods can cause weight gain.
خوردن فست فود باعث افزایش وزن می‌شود.



💠سود مالی (financial / economic gain)


They are seeking to realize the maximum financial gain.
آن ها در حال پیگیری برای تشخیص حداکثر سود اعتباری هستند.




💠 gainful (adj)
💠 سود ده / پرمنفعت (اقتصادی)


Gainful employment/ work/ activity.
فعالیت/ کار / اشتغال سود ده



@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍


♻️ دو اصطلاح جالب و کاربردی


💠 bite your tongue

🔹 to stop yourself from saying what you really think, even though this is difficult
یعنی اینکه جلوی خودتون را هر چقدر هم سخت باشه بگیرید و چیزی نگید.


🔹 She should have bitten her tongue.
باید جلوی زبونش را میگرفت و چیزی نمیگفت.




💠 speak your mind

🔹 to tell people exactly what you think, even if it offends them
یعنی آنچه که تو ذهنت هست را رک بگی بدون اینکه فکر کنی ممکنه کسی را ناراحت کنی.


🔹 He was a tough politician who wasn’t afraid to speak his mind.
او سیاستمدار خشنی بود که بدون ترس حرفش را میزد.


@LearningEnglish13 🌍
♻️ اصلاح

💠 See red

💠خون جلوی چشماشو گرفته


@LearningEnglish13 🌎
@LearningEnglish13 🌎

♻️ پاسخ دادن به سوال How are you


جمله پرسشی How are you به معنی "حال شما چطور است؟" می باشد و ما میتوانیم بر اساس احساسات خود به این سوال پاسخ های مختلفی دهیم:


- زمانی که احساس خوبی داريم میتوانیم از جملات زیر در جواب سوال How are you استفاده کنیم:
🔸in the pink
🔸I feel excellent
🔸I feel great
🔸I feel marvelous
🔸All the systems go well
🔸Everything in the garden is lovely
🔸Over the moon
🔸On the top of the world
🔸I'm having the time of my life
🔸In seventh heaven
🔸As right as rain


- وقتی احساس عادی داریم و احساس خاصی نداریم میتوانیم از عبارات زیر به عنوان جواب استفاده کنیم:
🔹Surviving
🔹Hanging in there
🔹So So
🔹Alive and kicking
🔹Could be better
🔹Decent


- وقتی احساس خوبی نداریم يا ناراحت هستیم نیز مستوانیم از عبارات زیر استفاده کنیم:
▪️I feel blue
▪️I feel low
▪️I feel lousy
▪️I'm having one of those days
▪️I'm not feeling well
▪️Could be worse


- برای بیان احساس خستگی میتوانیم از جملات زیر استفاده کنیم:
▫️I'm dead on my feet exhausted
▫️I feel like a bus ran over me
▫️I wiped out
▫️I'm dog tired
▫️I'm dead tired


- همچنین وقتی احساس نگرانی دارم میتوانیم از عبارات زیر استفاده کنیم:
🔸In the jam
🔸In the soup
🔸between the devil and deep sea

@LearningEnglish13 🌎
♻️گوش نکن بهشون
تو چاق نیستی،تپلی

@LearningEnglish13 🌎
@LearningEnglish13 🌎


♻️ اصطلاح کاربردی sell short

عبارت sell short به معنی "چیزی را دست کم گرفتن" است.


💠 Don’t sell yourself short when you go for an interview.
وقتی برای مصاحبه میری خودت رو دست نگیر.

💠 It was a great idea, but you sold it short.
ایده ی فوق العاده یی بود، اما تو دست کم گرفتیش.

💠 Don't sell yourself short! Your writing is really excellent!
خودت را دست کم نگیر! نوشتار تو واقعا عالیست!

💠 This is a very good restaurant. Don't sell it short.
این یک رستوران خوب است، دست کم نگیرش.

💠 I think they're selling this short. It's incredibly good deal!
من فکر می‌کنم اونها دارند این موضوع رو دست کم می‌گیرند، این واقعا به طرز باورنکردنی معامله خوبیه!

@LearningEnglish13 🌎