@LearningEnglish13 🌍
♻️ بررسی کاربرد With در چند جمله
💠Come with me.
🔹باهام بیا.
💠I am disgusted with him.
🔹ازش متنفرم.
💠You have to come with me.
🔹باید به همراه من بیای.
💠He ran away with the money.
🔹پولو برداشت در رفت.
💠She went with him.
🔹اون (مونث)باهاش (مذکر) رفت.
💠Won't you come with me?
🔹باهام نمیای ؟
💠I'm busy with my homework.
🔹مشغول کارهای خونه ام هستم .
💠She was busy with the housework..
🔹به کارهای خونه مشغول بود.
💠I'll start with a beer.
🔹با یه آبجو شروع میکنم !
💠I am not concerned with this.
🔹به من ربطی نداره
💠I burned my hand with an iron.
🔹با یه اتو دستمو سوزوندم !
💠Won't you go shopping with me?
🔹باهام خرید نمیای ؟! نمیای بریم خرید ؟
💠Why didn't you dance with him?
🔹چرا باهاش نرقصیدی ؟!
💠I agree with him on that point.
🔹توی این مورد باهات موافقم.
💠She wants to play golf with him.
🔹اون میخواد باهاش(مذکر) گلف بازی کنه.
💠I would like you to come with me.
🔹دوست دارم یا تمایل دارم باهام بیای.
💠What did you do with those books?
🔹با اون کتابها چکار کردی ؟
💠I agreed with her.
🔹باهاش توافق داشتم موافق بودم.
💠Let me help you with your baggage.
🔹بزار کمکت کنم واسه چمدونات.
💠Are you through with your homework?
🔹کارای خونه رو تموم کردی؟
@LearningEnglish13 🌍
♻️ بررسی کاربرد With در چند جمله
💠Come with me.
🔹باهام بیا.
💠I am disgusted with him.
🔹ازش متنفرم.
💠You have to come with me.
🔹باید به همراه من بیای.
💠He ran away with the money.
🔹پولو برداشت در رفت.
💠She went with him.
🔹اون (مونث)باهاش (مذکر) رفت.
💠Won't you come with me?
🔹باهام نمیای ؟
💠I'm busy with my homework.
🔹مشغول کارهای خونه ام هستم .
💠She was busy with the housework..
🔹به کارهای خونه مشغول بود.
💠I'll start with a beer.
🔹با یه آبجو شروع میکنم !
💠I am not concerned with this.
🔹به من ربطی نداره
💠I burned my hand with an iron.
🔹با یه اتو دستمو سوزوندم !
💠Won't you go shopping with me?
🔹باهام خرید نمیای ؟! نمیای بریم خرید ؟
💠Why didn't you dance with him?
🔹چرا باهاش نرقصیدی ؟!
💠I agree with him on that point.
🔹توی این مورد باهات موافقم.
💠She wants to play golf with him.
🔹اون میخواد باهاش(مذکر) گلف بازی کنه.
💠I would like you to come with me.
🔹دوست دارم یا تمایل دارم باهام بیای.
💠What did you do with those books?
🔹با اون کتابها چکار کردی ؟
💠I agreed with her.
🔹باهاش توافق داشتم موافق بودم.
💠Let me help you with your baggage.
🔹بزار کمکت کنم واسه چمدونات.
💠Are you through with your homework?
🔹کارای خونه رو تموم کردی؟
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
چند عبارت کاربردی با استفاده از فعل GET
💠 It's getting serious.
🔹 داره جدی میشه
💠 It's getting late !
🔹 داره دیر میشه
💠 I am getting confused.
🔹 دارم سردرگم میشم
💠 It's getting cold!
🔹 داره سرد میشه
💠 I am getting better.
🔹 دارم بهتر میشم
💠 It's getting better.
🔹 داره بهتر میشه
💠 I am getting bald.
🔹 دارم کچل میشم
💠 I am getting bored.
🔹 دارم خسته میشم
💠 I am getting married.
🔹 دارم ازدواج میکنم
💠 I am getting ready.
🔹 دارم آماده میشم
💠 I am getting stronger.
🔹 دارم قوی تر میشم
💠 she is getting divorced.
🔹 داره طلاق میگیره
💠 It's getting dark!
🔹 داره تاریک میشه
💠 It's getting old.
🔹 داره پیر/قدیمی میشه
💠 Its getting worse.
🔹 داره بدتر میشه
💠 Its getting worse and worse.
🔹 داره بدتر و بدتر میشه
💠 Its getting crowded in here.
🔹 اینجا داره شلوغ میشه
💠 It's Getting Harder.
🔹 داره سخت تر میشه
@LearningEnglish13 🌍
چند عبارت کاربردی با استفاده از فعل GET
💠 It's getting serious.
🔹 داره جدی میشه
💠 It's getting late !
🔹 داره دیر میشه
💠 I am getting confused.
🔹 دارم سردرگم میشم
💠 It's getting cold!
🔹 داره سرد میشه
💠 I am getting better.
🔹 دارم بهتر میشم
💠 It's getting better.
🔹 داره بهتر میشه
💠 I am getting bald.
🔹 دارم کچل میشم
💠 I am getting bored.
🔹 دارم خسته میشم
💠 I am getting married.
🔹 دارم ازدواج میکنم
💠 I am getting ready.
🔹 دارم آماده میشم
💠 I am getting stronger.
🔹 دارم قوی تر میشم
💠 she is getting divorced.
🔹 داره طلاق میگیره
💠 It's getting dark!
🔹 داره تاریک میشه
💠 It's getting old.
🔹 داره پیر/قدیمی میشه
💠 Its getting worse.
🔹 داره بدتر میشه
💠 Its getting worse and worse.
🔹 داره بدتر و بدتر میشه
💠 Its getting crowded in here.
🔹 اینجا داره شلوغ میشه
💠 It's Getting Harder.
🔹 داره سخت تر میشه
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تفاوت بین کلماتTravel, Journey , Trip, Tour در چیست؟
💠 Trip
🔹 به سفری گفته میشود که «کوتاه» است و معمولا زمان زیادی طول نمیکشد. مثلاً صبح زود حرکت کنیم و شب برگردیم
🔸 I went to a business trip yesterday
دیروز صبح به یک سفر کاری رفتم
💠 Journey
🔹 به مسافرتی گفته میشود که برخلاف Trip فاصلۀ قابل توجهی را طی کنیم و زمان بیشتری را نیز سپری کنیم.
🔸 My dad went on a long journey.
پدرم به یک مسافرت طولانی رفت
💠 Tour
🔹 این کلمه هنگامی استفاده میگردد که بخواهیم در زمانی کاملا معین و برنامهریزی شده از مبدأ به مکان خاصی برویم و دربارهاش اطلاعات خاصی کسب کنیم و پس از مدت مشخصشده به مبدأ بازگردیم.
🔸 We went on a 10-day tour of Africa.
ما به یه سفر 10 روزه به آفریقا رفتیم.
💠 Travel
🔹 این کلمه معنای گردش و نسبت به سه کلمه دیگر مدت طولانی تری دارد.
🔸 He has written a book about his travels
او کتابی در مورد سفرهایش نوشته است
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تفاوت بین کلماتTravel, Journey , Trip, Tour در چیست؟
💠 Trip
🔹 به سفری گفته میشود که «کوتاه» است و معمولا زمان زیادی طول نمیکشد. مثلاً صبح زود حرکت کنیم و شب برگردیم
🔸 I went to a business trip yesterday
دیروز صبح به یک سفر کاری رفتم
💠 Journey
🔹 به مسافرتی گفته میشود که برخلاف Trip فاصلۀ قابل توجهی را طی کنیم و زمان بیشتری را نیز سپری کنیم.
🔸 My dad went on a long journey.
پدرم به یک مسافرت طولانی رفت
💠 Tour
🔹 این کلمه هنگامی استفاده میگردد که بخواهیم در زمانی کاملا معین و برنامهریزی شده از مبدأ به مکان خاصی برویم و دربارهاش اطلاعات خاصی کسب کنیم و پس از مدت مشخصشده به مبدأ بازگردیم.
🔸 We went on a 10-day tour of Africa.
ما به یه سفر 10 روزه به آفریقا رفتیم.
💠 Travel
🔹 این کلمه معنای گردش و نسبت به سه کلمه دیگر مدت طولانی تری دارد.
🔸 He has written a book about his travels
او کتابی در مورد سفرهایش نوشته است
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️چند راه برای گفتن : عالی
💠Magnificent باشكوه، مجلل، عالي
That's a magnificent place to live.
💠Exceptional استثنایی
She's an exceptional athlete.
💠Terrific فوق العاده
She's a terrific daughter.
💠Marvelous حيرت آور، جالب
Our vacation was marvelous.
💠Awesome عالی
We had an awesome day.
💠Phenomenal فوق العاده
This is a phenomenal book.
💠Amazing شگفت انگیز
The scenery is amazing.
💠Spectacular تماشايي، ديدني
The view is spectacular.
💠Incredible باورنكردني، شگفت انگيز
The movie was incredible.
💠Wonderful حيرت انگيز، عالي
You're a wonderful cook.
💠Extraordinary خارق العاده، عالي
He's an extraordinary student.
@LearningEnglish13 🌍
♻️چند راه برای گفتن : عالی
💠Magnificent باشكوه، مجلل، عالي
That's a magnificent place to live.
💠Exceptional استثنایی
She's an exceptional athlete.
💠Terrific فوق العاده
She's a terrific daughter.
💠Marvelous حيرت آور، جالب
Our vacation was marvelous.
💠Awesome عالی
We had an awesome day.
💠Phenomenal فوق العاده
This is a phenomenal book.
💠Amazing شگفت انگیز
The scenery is amazing.
💠Spectacular تماشايي، ديدني
The view is spectacular.
💠Incredible باورنكردني، شگفت انگيز
The movie was incredible.
💠Wonderful حيرت انگيز، عالي
You're a wonderful cook.
💠Extraordinary خارق العاده، عالي
He's an extraordinary student.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ ميزان يادگيرى
10% وقتى ميخوانيم
20% وقتى ميشنويم
30% وقتى ميبينيم
50% وقتى ميبينيم وميشنويم
70% وقتى بحث ميكنيم
80% وقتى تجربه ميكنيم
95% وقتى به ديگران ياد ميدهيم
@LearningEnglish13 🌍
10% وقتى ميخوانيم
20% وقتى ميشنويم
30% وقتى ميبينيم
50% وقتى ميبينيم وميشنويم
70% وقتى بحث ميكنيم
80% وقتى تجربه ميكنيم
95% وقتى به ديگران ياد ميدهيم
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ 5 ways to say “I don’t know”
♻️ ۵ روش برای گفتن "نمیدانم"
💠I have no idea/clue.
💠I can’t help you there.
💠Beats me. (informal)
💠 I’m not really sure.
💠I’ve been wondering that, too.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ 5 ways to say “I don’t know”
♻️ ۵ روش برای گفتن "نمیدانم"
💠I have no idea/clue.
💠I can’t help you there.
💠Beats me. (informal)
💠 I’m not really sure.
💠I’ve been wondering that, too.
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تفاوت get married to با get married with
💠اگر بعد از get married از with استفاده کنید، معنی آن این است که دو ازدواج به طور همزمان انجام شده است.
به عنوان مثال جمله های:
🔹Sara got married with her sister.
سارا و آبجی اش همزمان ازدواج کردند
🔹Tommy got married with Emma.
تامی و اما همزمان ازدواج کردند
به این معنی است که مراسم ازدواج سارا و خواهرش در یک زمان، صورت گرفته است؛
اما اگر بخواهیم بگوییم که سارا با یک مرد چینی ازدواج کرده است، باید از حرف اضافه to استفاده کنیم:
🔹Sara got married to a Chinese man.
سارا با یک مرد چینی ازدواج کرد.
🔹Tommy got married to Emma.
تامی با اما ازدواج کرد
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تفاوت get married to با get married with
💠اگر بعد از get married از with استفاده کنید، معنی آن این است که دو ازدواج به طور همزمان انجام شده است.
به عنوان مثال جمله های:
🔹Sara got married with her sister.
سارا و آبجی اش همزمان ازدواج کردند
🔹Tommy got married with Emma.
تامی و اما همزمان ازدواج کردند
به این معنی است که مراسم ازدواج سارا و خواهرش در یک زمان، صورت گرفته است؛
اما اگر بخواهیم بگوییم که سارا با یک مرد چینی ازدواج کرده است، باید از حرف اضافه to استفاده کنیم:
🔹Sara got married to a Chinese man.
سارا با یک مرد چینی ازدواج کرد.
🔹Tommy got married to Emma.
تامی با اما ازدواج کرد
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ چند عبارت پرکاربرد در مورد ساعت
🔹 hand
عقربه ساعت
🔹 hour/minute/second hand
عقربه ثانیه/دقیقه/ثانیه شمار
🔹 My watch is 5 minutes slow.
ساعتم ۵ دقیقه عقب هست.
🔹 My watch is 5 minutes fast.
ساعتم ۵ دقیقه جلو هست.
🔹 My watch has stopped.
ساعتم خوابیده (کار نمیکنه).
🔹 He looked at/glanced at/consulted his watch.
او به ساعتش نگاه کرد.
🔹 I don’t like to wear a watch.
دوست ندارم ساعت دستم ببندم.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ چند عبارت پرکاربرد در مورد ساعت
🔹 hand
عقربه ساعت
🔹 hour/minute/second hand
عقربه ثانیه/دقیقه/ثانیه شمار
🔹 My watch is 5 minutes slow.
ساعتم ۵ دقیقه عقب هست.
🔹 My watch is 5 minutes fast.
ساعتم ۵ دقیقه جلو هست.
🔹 My watch has stopped.
ساعتم خوابیده (کار نمیکنه).
🔹 He looked at/glanced at/consulted his watch.
او به ساعتش نگاه کرد.
🔹 I don’t like to wear a watch.
دوست ندارم ساعت دستم ببندم.
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ ضرب المثل
💠 better late than never
💠 دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
🔹 I'm sorry I'm late to the party. Better late than never, right?
ببخشید که دیر به مهمانی رسیدم. دیر رسیدن بهتر از هرگز ترسیدن است، درسته؟
🔹 Katie: Lisa's birthday was two weeks ago. Should I send her a card now?
Jane: Better late than never.
کیتی: تولد لیسا دو هفته پیش بود. الان براش کارت تبریک بفرستم؟
جین: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ ضرب المثل
💠 better late than never
💠 دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
🔹 I'm sorry I'm late to the party. Better late than never, right?
ببخشید که دیر به مهمانی رسیدم. دیر رسیدن بهتر از هرگز ترسیدن است، درسته؟
🔹 Katie: Lisa's birthday was two weeks ago. Should I send her a card now?
Jane: Better late than never.
کیتی: تولد لیسا دو هفته پیش بود. الان براش کارت تبریک بفرستم؟
جین: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ ریز نکته
💠 در زبان انگلیسی برای “دمت گرم” معادل های زیادی هست
🔹بعضیا که خیلی رایجن مثل:
Good work – good job – nice work – nice job – well done – way to go – nice move
🔹اما اگه بخواین دقیق تر و خیلی دوستانه تر بگین می تونین از اصطلاح “big up“ استفاده کنید
🔹 این اصطلاح دقیقتره چون اولا کاملا محاوره ایه و دوم اینکه خود اصطلاح “دمت گرم” حالت دعایی داره. دم که همون نفسه و گرم هم که همون گرم!
🔹دمت گرم یعنی نفست گرم یعنی “زنده باشی” به عبارتی حالت دعایی داره که اصطلاح
big up
هم دقیقا به همین شکل حالت دعایی داره
@LearningEnglish13 🌍
♻️ ریز نکته
💠 در زبان انگلیسی برای “دمت گرم” معادل های زیادی هست
🔹بعضیا که خیلی رایجن مثل:
Good work – good job – nice work – nice job – well done – way to go – nice move
🔹اما اگه بخواین دقیق تر و خیلی دوستانه تر بگین می تونین از اصطلاح “big up“ استفاده کنید
🔹 این اصطلاح دقیقتره چون اولا کاملا محاوره ایه و دوم اینکه خود اصطلاح “دمت گرم” حالت دعایی داره. دم که همون نفسه و گرم هم که همون گرم!
🔹دمت گرم یعنی نفست گرم یعنی “زنده باشی” به عبارتی حالت دعایی داره که اصطلاح
big up
هم دقیقا به همین شکل حالت دعایی داره
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تفاوت بین دو کلمه climate و weather
💠 Wearher:
آب و هوای کوتاه مدت و متغیر یک منطقه
What’s the weather like today?
💠Climate:
به معنی اقلیم می باشد و منظور آب و هوای کلی یک منطقه میباشد.
Many people prefer to live where the climate is warm.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تفاوت بین دو کلمه climate و weather
💠 Wearher:
آب و هوای کوتاه مدت و متغیر یک منطقه
What’s the weather like today?
💠Climate:
به معنی اقلیم می باشد و منظور آب و هوای کلی یک منطقه میباشد.
Many people prefer to live where the climate is warm.
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ درد دل کردن/ باز کردن راز دل برای کسی به زبان انگلیسی
To open out one's heart
بچه ها، به عبارتها و جمله ها و مثالهای زیر را توجه کنید:
Your mother is very understanding, you can really open your heart to her.
مادرت واقعا" درک میکنه، میتونی واقعا" سفره دل ات رو براش باز کنی/ باهاش درد دل کنی
My heart is heavy.
دلم گرفته است.
Speak your heart.
حرف دلت رو بزن.
I'm blowing some steam on.
دارم عقده دلم رو خالی می کنم.
That's just a guts feeling.
این فقط یک احساس درونیه.
That's very truthful of me.
با تمام صداقت دارم می گم.
I know what you are going through!
می دونم چه رنجی داری می کشی!
would it help to unburden yourself؟
درد دل کردن بهت کمکي ميکنه؟
میخوام با شما جوانها درد دل کنم
I want to confide in you young people
I learned not to confide anything secret in Bob.
یاد گرفته ام که هیچ راز دلی رو برای باب نگم
She unburdened herself to her mother.
او برای مادرش درد دل کرد/ راز مگویش را به مادرش گفت
I need to have a heart-to-heart with you.
لازم دارم که با تو درد دل کنم
We had a real heart-to-heart and we're getting on much better now.
ما با هم درد دل کردیم/ دلی حرف زدیم و الان خیلی بهتریم
He unbosomed himself to his best friend.
او سر دل اش را به بهترین دوستش گفت
Todd unbosomed himself to almost everyone he met.
تاد، تقریبا" هر کسی که می بیند، راز دلش را به او میگوید
@LearningEnglish13 🌍
♻️ درد دل کردن/ باز کردن راز دل برای کسی به زبان انگلیسی
To open out one's heart
بچه ها، به عبارتها و جمله ها و مثالهای زیر را توجه کنید:
Your mother is very understanding, you can really open your heart to her.
مادرت واقعا" درک میکنه، میتونی واقعا" سفره دل ات رو براش باز کنی/ باهاش درد دل کنی
My heart is heavy.
دلم گرفته است.
Speak your heart.
حرف دلت رو بزن.
I'm blowing some steam on.
دارم عقده دلم رو خالی می کنم.
That's just a guts feeling.
این فقط یک احساس درونیه.
That's very truthful of me.
با تمام صداقت دارم می گم.
I know what you are going through!
می دونم چه رنجی داری می کشی!
would it help to unburden yourself؟
درد دل کردن بهت کمکي ميکنه؟
میخوام با شما جوانها درد دل کنم
I want to confide in you young people
I learned not to confide anything secret in Bob.
یاد گرفته ام که هیچ راز دلی رو برای باب نگم
She unburdened herself to her mother.
او برای مادرش درد دل کرد/ راز مگویش را به مادرش گفت
I need to have a heart-to-heart with you.
لازم دارم که با تو درد دل کنم
We had a real heart-to-heart and we're getting on much better now.
ما با هم درد دل کردیم/ دلی حرف زدیم و الان خیلی بهتریم
He unbosomed himself to his best friend.
او سر دل اش را به بهترین دوستش گفت
Todd unbosomed himself to almost everyone he met.
تاد، تقریبا" هر کسی که می بیند، راز دلش را به او میگوید
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ کاربرد و استفاده از Be about to در انگلیسی
.
💠یکی از ساختارهای پرکاربرد و کاربردی در انگلیسی
Be about to
است.
به معنی و کاربرد:
نزدیک بودن و مایل بودن به اتفاق افتادن یا یک رخداد در آینده ی بسیار نزدیک و خیلی زود
و معنی لفظی: داشت فلان چیز رخ میداد/ کم مونده بود/ تقریبا" فلان کار انجام شده بود/ داشت رخ میداد/ میده
مثالز:
The ceremony was about to begin
مراسم داشت شروع میشد.
.
We arrived just as the ceremony was about to begin.
ما درست موقعی رسیدیم که مراسم داشت شروع میشد.
.
I was about to get undressed when there was a knock on the door.
تقریبا" لباسهام رو در آورده بودم وقتی که در به صدا در آمد.
.
The train is just about to leave.
قطار همین الان داره میره.
.
I was about to be promoted when the new boss took over.
داشتم ترفیع میگرفتم که رییس جدید سر و کله ش پیدا شد.
.
We were just about to leave when Mori arrived.
ما داشتیم میرفتیم که موری سر رسید.
.
Work was about to start on a new factory building.
کار دیگه داشت در ساختمان جدید کارخانه شروع میشد.
.
The ferry is about to leave.
قایق دیگه تقریبا" داره میره (از اِسکله مثلا").
.
I'm about to eat my dinner.
من دارم شروع میکنم که شامم رو بخورم.
.
I am about to leave for Madrid.
به زودی من دارم میرم واسه مادرید.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ کاربرد و استفاده از Be about to در انگلیسی
.
💠یکی از ساختارهای پرکاربرد و کاربردی در انگلیسی
Be about to
است.
به معنی و کاربرد:
نزدیک بودن و مایل بودن به اتفاق افتادن یا یک رخداد در آینده ی بسیار نزدیک و خیلی زود
و معنی لفظی: داشت فلان چیز رخ میداد/ کم مونده بود/ تقریبا" فلان کار انجام شده بود/ داشت رخ میداد/ میده
مثالز:
The ceremony was about to begin
مراسم داشت شروع میشد.
.
We arrived just as the ceremony was about to begin.
ما درست موقعی رسیدیم که مراسم داشت شروع میشد.
.
I was about to get undressed when there was a knock on the door.
تقریبا" لباسهام رو در آورده بودم وقتی که در به صدا در آمد.
.
The train is just about to leave.
قطار همین الان داره میره.
.
I was about to be promoted when the new boss took over.
داشتم ترفیع میگرفتم که رییس جدید سر و کله ش پیدا شد.
.
We were just about to leave when Mori arrived.
ما داشتیم میرفتیم که موری سر رسید.
.
Work was about to start on a new factory building.
کار دیگه داشت در ساختمان جدید کارخانه شروع میشد.
.
The ferry is about to leave.
قایق دیگه تقریبا" داره میره (از اِسکله مثلا").
.
I'm about to eat my dinner.
من دارم شروع میکنم که شامم رو بخورم.
.
I am about to leave for Madrid.
به زودی من دارم میرم واسه مادرید.
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تنقلات
💠آجیل به انگلیسی میشه : nuts
🔹Pistachio
پسته
🔹Cashewnut
بادام هندی
🔹Peanut
بادام زمینی
🔹Hazelnut
فندق
🔹Almond
بادام
🔹Walnut
گردو
🔹Dried Fig
انجیر خشک
🔹Date
خرما
🔹Raisin
کشمش
@LearningEnglish13 🌍
♻️ تنقلات
💠آجیل به انگلیسی میشه : nuts
🔹Pistachio
پسته
🔹Cashewnut
بادام هندی
🔹Peanut
بادام زمینی
🔹Hazelnut
فندق
🔹Almond
بادام
🔹Walnut
گردو
🔹Dried Fig
انجیر خشک
🔹Date
خرما
🔹Raisin
کشمش
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ بررسی کلمه minute
💠 minute (n)
🔹 دقیقه
Wait a minute.
یک دقیقه صبر کن/ یک لحظه صبر کن
It only takes a minute to listen to this video.
فقط یک دقیقه طول می کشد که این ویدئو را نگاه کنی.
💠 minute (v)
🔹 یادداشت نوشتن / صورت جلسه نوشتن
Look up the case and minute me about it.
موصوع را بررسی کن و در مورد آن برای من یادداشت بفرست.
The secretary shall minute the proceedings of each meeting.
منشی مراحل ملاقات را نت برداری و یادداشت خواهد کرد.
💠 minute (adj)
🔹 کوچک / ریز
A minute chance of success
شانس کمی برای پیروزی.
Minute details.
جزئیات ریز.
Germs are minute.
میکروب ها ریز هستند.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ بررسی کلمه minute
💠 minute (n)
🔹 دقیقه
Wait a minute.
یک دقیقه صبر کن/ یک لحظه صبر کن
It only takes a minute to listen to this video.
فقط یک دقیقه طول می کشد که این ویدئو را نگاه کنی.
💠 minute (v)
🔹 یادداشت نوشتن / صورت جلسه نوشتن
Look up the case and minute me about it.
موصوع را بررسی کن و در مورد آن برای من یادداشت بفرست.
The secretary shall minute the proceedings of each meeting.
منشی مراحل ملاقات را نت برداری و یادداشت خواهد کرد.
💠 minute (adj)
🔹 کوچک / ریز
A minute chance of success
شانس کمی برای پیروزی.
Minute details.
جزئیات ریز.
Germs are minute.
میکروب ها ریز هستند.
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ یک عبارت کاربردی
💠 be worth doing something
💠 ارزش کاری را داشتن
🔹That book is worth reading.
اون کتاب ارزش خواندن را دارد.
🔹That Museum is worth visiting.
اون موزه ارزش دیدن را دارد.
🔹It is worth buying.
ارزش خریدن را دارد.
🔹It is worth listening.
ارزش شنیدن را دارد.
@LearningEnglish13 🌍
♻️ یک عبارت کاربردی
💠 be worth doing something
💠 ارزش کاری را داشتن
🔹That book is worth reading.
اون کتاب ارزش خواندن را دارد.
🔹That Museum is worth visiting.
اون موزه ارزش دیدن را دارد.
🔹It is worth buying.
ارزش خریدن را دارد.
🔹It is worth listening.
ارزش شنیدن را دارد.
@LearningEnglish13 🌍
@LearningEnglish13 🌍
♻️ چند جمله کاربردی برای احوال پرسی کردن:
💠 10 روش برای پرسیدن حال افراد:
🔹 How are you?
🔹 How’s it going?
🔹 How ya doin’?
🔹 How are things?
🔹 How’s life?
🔹 How have you been?
🔹 How’s your family?
🔹 What’s up?
🔹 What’s new?
🔹 What have you been up to lately?
🔹 10 روش پاسخ دادن به احوال پرسی:
🔹 I’m fine, thanks. How about you?
🔹 Pretty good.
🔹 Not bad.
🔹 Great!
🔹 Couldn’t be better!
🔹 Can’t complain.
🔹 I’ve been busy.
🔹 Same as always.
🔹 Not so great.
🔹 Could be better.
🌐 Note: The way to respond to “What’s up?” and “What’s new?” is typically “Not much".
https://telegram.me/LearningEnglish13 🌍
♻️ چند جمله کاربردی برای احوال پرسی کردن:
💠 10 روش برای پرسیدن حال افراد:
🔹 How are you?
🔹 How’s it going?
🔹 How ya doin’?
🔹 How are things?
🔹 How’s life?
🔹 How have you been?
🔹 How’s your family?
🔹 What’s up?
🔹 What’s new?
🔹 What have you been up to lately?
🔹 10 روش پاسخ دادن به احوال پرسی:
🔹 I’m fine, thanks. How about you?
🔹 Pretty good.
🔹 Not bad.
🔹 Great!
🔹 Couldn’t be better!
🔹 Can’t complain.
🔹 I’ve been busy.
🔹 Same as always.
🔹 Not so great.
🔹 Could be better.
🌐 Note: The way to respond to “What’s up?” and “What’s new?” is typically “Not much".
https://telegram.me/LearningEnglish13 🌍
Telegram
Learning English
آموزش زبان انگلیسی برای تمام سنین
مکالمه و گرامر
روش جدید آموزش مکالمه بدون کتاب
مشاوره و تدریس حضوری و غیر حضوری
آدرس تلگرام جهت تماس :
Telegram : @azEnglish
مکالمه و گرامر
روش جدید آموزش مکالمه بدون کتاب
مشاوره و تدریس حضوری و غیر حضوری
آدرس تلگرام جهت تماس :
Telegram : @azEnglish