Learn Cast
7.32K subscribers
438 photos
166 videos
75 files
349 links
اینجا چیزایی میخونی که اولش آوانگارده ولی به مرور داستانشو میفهمی.
Download Telegram
من اگه از اول کتابشو میخوندم نمی‌فهمیدم داستان چیه، اکثر کسایی که کتابو خوندن بیشتر گیج شدن
اونایی که استوریاشو دنبال میکردن و توی وبینار شرکت کردن میفهمن داستان چیه.
ولی مطلقا کاری که کرده التقاطی نیست.
❤19
آرمین جان بعدا این پیامو میخونی، شرمنده
چیزی که بد نوشتی رو باید خراب کنم و نقد کنم تا قسمتی از حرفت که واقعا منطقیه رو بقیه ببینن
👏19❤7
هیچکس نمیتونه من رو ضد علم نشون بده من کل زندگیم فقط داشتم با سیستم دولتی آموزش و خانواده‌ای که فقط من رو در قالب این سیستم قبول‌ داشت می‌جنگیدم، تو نوجوونی به افسردگی حاد رسیدم به مرز خودکشی رسیدم، فقط چون آزادیم رو کسی قبول نمیکرد، مطمئنم خیلیای دیگه مثل من بودند و هستند.
هیچکس نمیتونه من رو ضدعلم نشون بده، من همیشه شیفته علم بودم و هستم.
منتها بنیان دفاع ار خود مفهوم آزادی، منشا الهیاتی داره، کاری که لیبرالیسم میکنه اینه که این منشا را اخته میکنه و یه ورژن ناقص ازش میسازه.
❤41👍15
هر گردی گردو نیست، هر چیزی که از خود آزادی و مالکیت بخواد دفاع کنه لیبرالیسم نیست.
❤29
Sect. 4:
To understand political power right, and derive it from its original, we must consider, what state all men are naturally in, and that is, a state of perfect freedom to order their actions, and dispose of their possessions and persons, as they think fit, within the bounds of the law of nature, without asking leave, or depending upon the will of any other man.


Sect. 6:
But though this be a state of liberty, yet it is not a state of licence: though man in that state have an uncontroulable liberty to dispose of his person or possessions, yet he has not liberty to destroy himself, or so much as any creature in his possession, but where some nobler use than its bare preservation calls for it. The state of nature has a law of nature to govern it, which obliges every one: and reason, which is that law, teaches all mankind, who will but consult it, that being all equal and independent, no one ought to harm another in his life, health, liberty, or possessions: for men being all the workmanship of one omnipotent, and infinitely wise maker; all the servants of one sovereign master, sent into the world by his order, and about his business; they are his property, whose workmanship they are, made to last during his, not one another's pleasure...
🔥6
الان جان لاک لیبرال مسجدی میشه یا لیبرال کلیسایی؟
🤣29😁4
بازی تازه وقتی شروع میشه که مذاهب، شروع کنن به نوشتن آکسیوم هاشون
❤21👍8😱3
یک سلسله نقد پارسا نوشته درباره نحوه صوری سازی تئوری جنت‌خواه در کتابش، به جا و قابل تامله.
❤14👎2🙏2🔥1
❤20🤣4👍2
Learn Cast
Photo
راه باریک آزادی!
هیچ موقع ایشون ادعا نکرد تمام دین همینه، هیچ موقع دین رو فقط به همین ۵ اصل تقلیل نداد
ادعاش واضح و روشنه: این ۵ اصل رو میتوان بعنوان آکسیوم های یک فورمال سیستم آکسیوماتیک در نظر گرفت، و دید که آیا از خود مفهوم مالکیت خصوصی‌ دفاع میکند یا نه.
وقتی از دین صحبت میشه، منظور اینه از لحاظ الهیاتی خداوند یک راه بیشتر برای انسان نفرستاده، اسمش رو هم هرچیزی که میخواید، بذارید.
نه دین رو فقط به آزادی تقلیل داد، نه آزادی رو به دین تقلیل داد، مسیر کاملا واضحه و البته خیلی باریکه.
👏11❤5👍3😁1
این موضوع یه جراحی میلی‌متریه، و اتفاقا در این جراحی به نظر من نزاع تئوریک نیازه.
به امید خدا همه‌مون موفق میشیم، بعده ها میفهمید چی میگم.
🔥11❤5👍3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا این کار درسته؟

@LearnCast
@Learn_Cast
🤔6🤬3🤣1😨1🫡1
درباره خود مجوزدهی چه می‌دانید؟
[متن با استفاده از هوش مصنوعی نوشته شده]
تصور کنیم گروهی هویت اصلی‌اش را بر پایه «مبارزه با فاشیسم» بنا کرده است. این هویت فقط یک موضع سیاسی نیست؛ تبدیل به یک تعریف عمیق از «خوب بودن» می‌شود. اعضا خود را نه صرفاً مخالف یک ایدئولوژی، بلکه نیروهای جبهه خیر در برابر شر مطلق می‌بینند. همین تعریف مطلق، نقطه‌ی شروع اثر خودمجوزدهی است.

وقتی گروهی هویت اخلاقی بسیار قوی و برجسته‌ای برای خود می‌سازد، ذهن به‌طور ناخودآگاه یک «گواهی اخلاقی» صادر می‌کند. پژوهش‌های کلاسیک Monin و Miller و بعداً Merritt و Effron نشان داده‌اند که داشتن این گواهی، بازدارندگی درونی را کاهش می‌دهد. فرد یا گروه دیگر نیاز ندارد هر رفتارش را جداگانه از نظر اخلاقی ارزیابی کند، چون پیشاپیش «ثابت کرده» که در جبهه درست ایستاده است. در نتیجه، رفتارهایی که در شرایط عادی ممکن بود احساس گناه یا تضاد ایجاد کنند، حالا به‌عنوان اقدامات ضروری، دفاعی یا حتی اخلاقی بازتفسیر می‌شوند.

این فرآیند معمولاً این‌گونه پیش می‌رود: ابتدا هویت اخلاقی تقویت می‌شود. شعارها، تظاهرات، مخالفت علنی با نمادها و افراد برچسب‌خورده به‌عنوان فاشیست، همگی مثل سپرده‌گذاری در حساب اخلاقی عمل می‌کنند و حس «ما ذاتاً خوبیم» را قوی‌تر می‌سازند. سپس، وقتی موقعیتی پیش می‌آید که نیاز به اقدام تندتر احساس می‌شود—مانند جلوگیری از سخنرانی، ارعاب مخالفان یا حتی خشونت فیزیکی—ذهن به‌جای اینکه بپرسد «آیا این رفتار خودش فاشیستی نیست؟»، می‌گوید: «چون ما ضدفاشیستیم، این کار نمی‌تواند فاشیستی باشد. این دفاع ضروری از دموکراسی است.»

در اینجا مدل غالب معمولاً «گواهی اخلاقی» است، نه صرفاً «اعتبار اخلاقی». گروه فکر نمی‌کند «ما قبلاً کار خوب کرده‌ایم، حالا می‌توانیم کمی بد باشیم»؛ بلکه باور دارد «ما ذاتاً خوبیم، پس این رفتار خاص ما نمی‌تواند بد باشد.» همین مکانیزم به گروه اجازه می‌دهد قدم‌به‌قدم از ابزارهایی استفاده کند که ویژگی‌های کلاسیک فاشیسم را دارند: مشروعیت‌بخشی به خشونت سیاسی، سرکوب آزادی بیان مخالفان، ایجاد فضای ارعاب، برچسب‌زنی گسترده دشمن و تمایل به حذف کثرت‌گرایی به نام حفظ ارزش‌ها. چون هویت اخلاقی گروه بسیار محکم است، این رفتارها در نظر اعضا نه تنها غیراخلاقی به نظر نمی‌رسند، بلکه کاملاً اخلاقی و حتی واجب تلقی می‌شوند.

نتیجه این فرآیند آن است که گروه ضدفاشیستی می‌تواند بدون اینکه خودش را فاشیست بداند، عملاً به سمت الگوها و ساختارهای فاشیستی حرکت کند. تضاد ظاهری حل می‌شود چون ذهن هویت اخلاقی را بر واقعیت رفتاری اولویت می‌دهد. این پدیده محدود به یک جریان خاص نیست؛ هر گروهی که دشمنش را شر مطلق بداند و هویت خود را حول مبارزه با آن بسازد، مستعد همین تحول است. شدت این خطر معمولاً با میزان مطلق‌گرایی و قطبی‌سازی هویت گروهی افزایش می‌یابد.

به زبان ساده، اثر خودمجوزدهی اینجا مثل یک لنز عمل می‌کند: هویت «ضدفاشیسم» آن‌قدر نورانی و غالب است که رفتارهای متناقض در سایه‌اش دیده نمی‌شوند یا کاملاً بازتفسیر می‌شوند. گروه واقعاً باور دارد که کارش اخلاقی است، نه اینکه آگاهانه ریاکاری کند. و همین باور صادقانه است که قدرت این پدیده را بیشتر می‌کند و توضیح می‌دهد چرا ممکن است گروهی که با شعار ضدفاشیسم شروع کرده، در نهایت خودش حامل بسیاری از همان ویژگی‌هایی شود که ظاهراً با آن‌ها می‌جنگد.

@LearnCast
@Learn_Cast
👏6