Learn Cast
7.4K subscribers
384 photos
143 videos
69 files
290 links
خدا،آزادی،خانواده،میهن

دونیت ریالی:
https://donofa.ir/Learncast/

درباره من:
https://linktr.ee/Learn_Cast

بخوانید:
https://t.me/Learn_Cast/1433
Download Telegram
Learn Cast
اینجا تحریم کار می‌کند؛ نه لزوماً چون هوشمندانه طراحی شده، بلکه چون طرف مقابل خودش را در یک نقطه‌ی واحد جمع کرده است.
اما حکومت براش مهم نیست، اون ضرر نمی‌بینه، پول چاپ میکنه، مالیات و تعرفه بیشتر می‌گیره.
مردم عادی باید تقاصش رو پس بدن.
👍62👌3👎2👏21
Forwarded from Learn Cast Library
Man Economy and state.pdf
13.6 MB
📚 انسان، اقتصاد و حکومت

✍️ نگارنده : مورای روتبارد

📄 ترجمه شده توسط لرن کست


روتبارد گام‌به‌گام نشان می‌دهد که انسان چگونه میان اهداف گوناگون و وسایل کمیاب دست به انتخاب می‌زند و چطور همین انتخاب‌های فردی، شالوده ارزش‌گذاری را می‌سازند. از این نقطه، داستان مبادله باز می‌شود؛ ابتدا مبادله مستقیم پایاپای و سپس ظهور پول به‌عنوان ابزار مبادله غیرمستقیم. پول در نگاه روتبارد صرفاً ابزاری برای تسهیل دادوستد نیست، بلکه شرط لازم برای امکان‌پذیر شدن محاسبات اقتصادی پیچیده در یک جامعه صنعتی است. او در همین مسیر، نظریه بهره را هم از ابهام درمی‌آورد: بهره نه ناشی از بازدهی فیزیکی ماشین‌آلات است و نه یک سود ساختگی، بلکه مستقیماً از «ترجیح زمانی» انسان ریشه می‌گیرد؛ این حقیقت بنیادین که انسان‌ها ارزش کالایِ حاضر در دست را بیش از همان کالا در آینده می‌دانند.

@Learn_Cast
@LearnCast
🔥5410👍7😍2
Learn Cast Library
Man Economy and state.pdf
تو کامنتا حدس بزنید و نظر خودتونو بگید که روتبارد برای بزرگترین رساله اقتصادی-سیاسی که تو زندگیش نوشت، همچین اسمی گذاشت
23🖕1
Forwarded from Learn Cast Library
کالبدشکافی دولت.pdf
811.8 KB
📚 کالبدشکافی دولت

✍️ مورای روتبارد

📄 ترجمه شده توسط لرن کست

چگونه نهادی که خود را خادم و مظهر جامعه می‌نامد، به بزرگ‌ترین ابزار غارت سیستماتیک دسترنج انسان‌ها تبدیل شده است؟
نویسنده در کتاب «کالبدشکافی دولت»، به بازخوانی رادیکال و بی‌پرده‌ی ریشه‌ها، کارکردها و روش‌های بقای ساختار حکومت می‌پردازد. او با نگاهی تحلیلی و تکیه بر اصول مکتب اتریش نشان می‌دهد که چگونه دولت‌ها برخلاف افسانه‌ی قرارداد اجتماعی، از دل تسخیر و استثمار زاده شده‌اند و درآمد خود را به جای ابزارهای اقتصادی، از طریق ابزارهای سیاسی و قهرآمیز تأمین می‌کنند. این اثر با بررسی نقش حیاتی روشنفکران وابسته، تبیین می‌کند که این جریان چگونه با ترویج دکترین‌های توجیه کننده و مصادره‌ی ابزارهای مهارکننده (مانند قانون اساسی و دادگاه‌ها)، افکار عمومی را به انقیاد منفعلانه می‌کشاند. کتابی عمیق و چالش‌برانگیز برای درک حقیقت بوروکراسی مدرن و بازخوانی تاریخ به مثابه نبردی ابدی میان قدرت خلاق اجتماعی و قدرت انگلواره‌ی دولتی.

@Learn_Cast
@LearnCast
37🔥1😍1
خلاصه که خیلی نه این جدول رو، نه تحلیل سیاسی پوزیتیویست ها رو جدی نگیرید.
مرسی اه

@Learn_Cast
@LearnCast
🤣27161🐳1👾1
تولید_امنیت_دو_رساله_در_دفاع_از_امنیت_خصوصی.pdf
681.6 KB
تولید امنیت دو رساله در دفاع از امنیت خصوصی

نویسندگان: گوستاو دو مولیناری و هانس هرمان هوپ

مترجم: حجت رهبریان


گوستاو دو مولیناری، یکی از عمیق‌ترین و در عین حال کم‌شناخته‌شده‌ترین اقتصاددانان مکتب لسه‌فر در قرن نوزدهم، در این رساله پرسشی رادیکال مطرح می‌کند: اگر بازار می‌تواند تولید غذا، مسکن، درمان و دیگر خدمات را بر عهده بگیرد، چرا امنیت باید در انحصار دولت باقی بماند؟

یک‌ونیم قرن بعد، هانس-هرمان هوپه در مقالهٔ «تولید خصوصی دفاع» همین پرسش را از منظر سنت لیبرتارین و اقتصاد اتریشی دنبال می‌کند.

پاسخ هر دو نویسنده تا رادیکال‌ترین نتایج ممکن پیش می‌رود؛ نتایجی که شاید در عمل دست‌نیافتنی به نظر برسند. با این حال، اهمیت این دو رساله در پذیرش همهٔ نتایج آنها نیست، بلکه در پرسشی است که مطرح می‌کنند و ما را به بازاندیشی دربارهٔ انحصار دولتی بر امنیت و امکان رقابت در این حوزه وامی‌دارند.

شاید مسئله از حذف امنیت دولتی آغاز نشود؛ شاید از پذیرفتن این پرسش آغاز شود که آیا امنیت خصوصی می‌تواند در کنار امنیت دولتی وجود داشته باشد؟
👏236
ممنون از تذکرتون، صفحه چینی حجت درست شد 🤧
🥰14🤣5🔥2
در رابطه با داریوش اقبالی به نظرم همین یه قاب کفایت کنه، اینو از اول هم نباید جدی می‌گرفتنش، حیف وقتی که من میذاشتم آهنگای اینو گوش میدادم 🤧
👍74🤣13👎61😁1
اگه خوندن متن براتون داخل تصویر سخته:

داریوش دستگیر شد!

چندی پیش، شکایتی از طرف عده‌یی از اهالی خیابان زاهدی واقع در نیاوران تسلیم ماموران انتظامی شد مبنی بر این که مدتیست خانه شماره ۹ واقع در کوچه لیلا، بوسیله چند جوان مجرد اجاره شده و مورد استفاده عده‌یی قاچاقچی و معتاد به مواد مخدر قرار گرفته است.
ماموران مدتی خانه مورد بحث را تحت مراقبت قرار دادند و مسلم گردید عده‌یی معتاد به مواد مخدر به این خانه رفت‌وآمد می‌کنند. از این رو، ساعت ۴ بعداز ظهر روز ششم شهریورماه، با تشریفات قانونی منزل مزبور بازرسی گردید و مشاهده شد که عده‌یی جوان به کشیدن تریاک وحشیش مشغول می باشند، این افراد که بین آنها، داریوش خواننده نیز به‌چشم میخورد دستگیر شدند و در بازرسی از این خانه، مقدار ۴۶ سانت هروئین، ۱۷۵ گرم تریاک، ۲۵ گرم حشیش و دو عدد وافور و کاغذ های آغشته به گرد هروئین کشف و ضبط شد.
در تحقیقاتی که بعمل آمد مشخص گردید که خانه مورد بحث بوسیله داریوش اقبالی (خواننده) و یکی از دوستانش که معتاد می‌باشند، اجاره و بساط استعمال مواد مخدر در آن گسترده شده است.

پی‌نوشت: فکر کنم از همون موقع عقده کرده

@Learn_Cast
🤣4922👍6
نبرد در ریشه‌ها

وقتی صحبت از تقابل لودویگ فون میزس و کارل مارکس می‌شود، بیشتر افراد بلافاصله به یاد اقتصاد می‌افتند: بازار آزاد در برابر اقتصاد دستوری، یا ناتوانی سوسیالیسم در حل مسئله محاسبه اقتصادی که بنگاه‌های دولتی را عملاً به جزایری از هرج‌ومرج محاسباتی تبدیل می‌کند.

اما نقد میزس بسیار عمیق‌تر از مباحث صرفاً اقتصادی است. او با تیشه به ریشه‌های فلسفی مارکسیسم زد و در این مسیر، بدیلی بی‌نظیر و منسجم برای علم جامعه‌شناسی نیز ارائه داد. این تقابل بنیادین را می‌توان در سه محور زیر بررسی کرد:

۱. ارائه بدیل برای جامعه‌شناسی: کنش‌شناسی در برابر پوزیتیویسم

جامعه‌شناسی کلاسیک (متأثر از آگوست کنت و پوزیتیویسم) غالبا به دو آفت بزرگ مبتلا بود: نخست کل‌گرایی که جامعه را مانند یک ارگانیسم زنده و مستقل تصور می‌کرد و دوم تقلیل‌گرایی پوزیتیویستی که تلاش می‌کرد با تقلید از علوم طبیعی (مانند فیزیک)، عاملیت و غایت‌مندی انسان را نادیده بگیرد.
میزس با رد این تقلیل‌گرایی، کنش‌شناسی (Praxeology) را به عنوان بدیلی برای درک پدیده‌های اجتماعی معرفی کرد. از نگاه میزس، چیزی به نام جامعه در خارج از کنش‌های فردی وجود ندارد. جامعه یک موجودیت مستقل نیست، بلکه صرفاً فرآیند همکاری ارادی افراد است. او به جای جستجوی روابط مکانیکی فیزیکی میان انسان‌ها، تمرکز را بر غایت‌شناسی گذاشت؛ یعنی انسان‌ها کنش می‌کنند چون هدفی دارند و می‌خواهند از وضعیتی نامطلوب به وضعیتی مطلوب‌تر گذر کنند.

۲. روش‌شناسی: چه کسی در جامعه عمل می‌کند؟ (فردگرایی در برابر جمع‌گرایی)

مهم‌ترین دعوای روش‌شناختی میزس و مارکس بر سر موتور محرک جامعه است.
نگاه مارکس (جمع‌گرایی): مارکسیسم جامعه را بر اساس طبقات تحلیل می‌کند و برای آن‌ها اراده‌ای مستقل قائل است. در این سیستم جبرگرایانه، فرد عاملیت مستقلی ندارد و صرفاً تابعی از شرایط مادی و جایگاه طبقاتی خویش است.
نگاه میزس (فردگرایی): بر پایه همان بدیل کنش‌شناختی، میزس معتقد است چیزی به نام اراده طبقه وجود ندارد. تنها واحد کنشگر در جهان که فکر می‌کند و دست به انتخاب می‌زند، فرد است. مفاهیمی مثل طبقه یا دولت، فقط نام‌هایی انتزاعی برای توصیف گروهی از افراد هستند. میزس با این کار، خط بطلانی بر جبرگرایی مارکسیستی کشید.

۳. معرفت‌شناسی: آیا منطق انسان‌ها با هم فرق دارد؟ (منطق واحد در برابر چندمنطقی‌گرایی)

نقد ویرانگر دیگر میزس به مارکسیسم، در حوزه تفکر و ساختار منطق است.
ترفند مارکسیستی (چندمنطقی‌گرایی): وقتی اقتصاددانان اشتباهات نظریه اقتصاد مارکس را ثابت کردند، مارکسیست‌ها ادعا کردند که ساختار منطق آدم‌ها بسته به طبقه‌شان متفاوت است (منطق بورژوایی در برابر منطق پرولتاریایی). آن‌ها با این ابزار، هرگونه نقد علمی را به بهانه تعلق گوینده به طبقه سرمایه‌دار رد می‌کردند.

پاسخ میزس (جهان‌شمولی عقل): میزس این ایده (Polylogism) را ویرانگر تمام علوم و تمدن بشری می‌دانست. او استدلال کرد که مقولات منطقی ذهن، پیشینی و برای تمام بشر جهان‌شمول هستند. فرقی نمی‌کند شما کارگر باشید یا کارخانه‌دار؛ از نظر ریاضی و منطق، اگر A > B و B > C باشد، همواره نتیجه می‌گیریم که A > C است. حقیقت یک گزاره، مستقل از منافع طبقاتی گوینده آن است.

خلاصه کلام

میزس صرفاً یک منتقد اقتصادی نبود؛ او متفکری بود که در برابر دو جریان مخرب مارکسیسم و جامعه‌شناسی پوزیتیویستی ایستاد. سوسیالیسم و مهندسی اجتماعی برای استقرار خود نیازمند نابودی دو ویژگی حیاتی بشر هستند: عاملیت و اراده فردی، و عقلانیت جهان‌شمول. تلاش فکری میزس و ارائه علم کنش‌شناسی، در واقع دفاعی فلسفی و بنیادین از عاملیت، خرد انسانی و در نهایت، آزادی بشر بود.

روحت شاد لودویگ فون میزس ❤️

@Learn_Cast
34🔥13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥131
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏5 سال تا پایان حاکمیت منطق انسانی بر زمین!

‏اریک اشمیت به عبارتی می‌گوید؛ تنها راه متوقف کردن ماشین این است که تا دیر نشده انسان ها باید شروع به تخریب زیرساخت های AI کنند!
🤣10🤡21😨1
همین مسیرو ادامه بدید، آخرش یا باید نابودی بشر رو قبول کنید یا به همون چیزی تن بدید که مسخره‌ش می‌کنید.
25👍9🖕1
اگر هوش مصنوعی نقشه یک عملیات تروریستی رو طراحی کنه و به تروریست ها کمک اطلاعاتی برسونه، از لحاظ حقوقی داستانش چجوریه؟
تا کجا میخوان اینو تقصیر توسعه دهنده بندازن؟
تا کجا میخوان بگن "عدم نظارت کافی"؟
👍27🤡21
اعتیاد جرم نیست، به نظر من یک نوع بیماریه که یک نفر باید بره خودشو درمان کنه، اما دیگه کسی که همچین گذشته‌‌ای داشته، دیگه برای میلیون ها نفر نسخه نپیچه خواهشا

یه جوون نیم دهه از زندگیشو باید امروزه کار کنه بتونه یه پراید بخره!

یه چند صباحی ما نادان های عشق توهم توطئه بی‌سواد رو مورد الطاف نصایح خودتون قرار ندید ببینیم چه غلطی باید با زندگیمون کنیم.
43👍14🖕1💊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه میخوای خاطراتت با آهنگاش به باد بره، اینو گوش بده.

آواز جانسوز داریوش اقبالی در وصف حشیش و تریاک

@Learn_Cast
🤣584🖕1💊1
خیلی پیش از ظهور نازی‌ها، سوسیالیست‌های آلمان و ایتالیا از روش‌هایی استفاده می‌کردند که بعدها نازی‌ها و فاشیست‌ها با مهارت تمام به کار گرفتند.

ایده‌ی حزبی سیاسی که زندگی فرد را از گهواره تا گور دربرگیرد و مدعی باشد دیدگاه‌هایش را درباره‌ی همه چیز هدایت می‌کند، نخستین‌بار از سوی سوسیالیست‌ها به اجرا درآمد.

این فاشیست‌ها نبودند که کودکان را از خردسالی به سازمان‌های سیاسی کشاندند تا اندیشه‌شان را شکل دهند؛ این کار را سوسیالیست‌ها آغاز کردند. این فاشیست‌ها نبودند که ورزش و بازی و فوتبال و پیاده‌روی را در باشگاه‌های حزبی سازمان دادند تا اعضا به اندیشه‌های دیگر آلوده نشوند؛ این هم ابتکار سوسیالیست‌ها بود.

سوسیالیست‌ها بودند که نخستین‌بار اصرار کردند عضو حزب باید با شیوه‌ی سلام‌کردن و خطاب‌کردنش از دیگران متمایز شود. آنان بودند که با ایجاد «سلول‌ها» و سازوکارهای نظارت دائمی بر زندگی خصوصی، الگوی حزب توتالیتر را پی‌ریزی کردند.

وقتی هیتلر به قدرت رسید، لیبرالیسم در آلمان مرده بود؛ و این سوسیالیسم بود که آن را کشته بود.

نقل قول مستقیم از کتاب "راه بردگی" فردریش فون هایک

@Learn_Cast
43👍7
با این حال، هنوز به هسته مرکزی این کیش فرقه‌گونه در دل «جنبش رندی» (Randian) نپرداخته‌ایم؛ همان پیش‌فرض نانوشته و دستورکار پنهانی که سرسپردگی مطلق مریدان را تضمین و تحمیل می‌کرد. این اصل بنیادین بر یک ادعا استوار بود: «آین رند بزرگ‌ترین انسانی است که تا به امروز زیسته و تا ابد خواهد زیست.» اگر او را بزرگ‌ترین انسان تمام اعصار بدانیم، لاجرم در هر موضوعی حق با اوست، یا دست‌کم احتمال برحق بودنش بسیار بیشتر از مرید ساده‌ای است که هیچ‌گاه چنین جایگاه همه‌جانبه و بی‌بدیلی برای خود متصور نیست.
👍15👎21
نمودِ بارز این ذهنیت را می‌شد در نشستی دید که یکی از دوستانم در آن شرکت داشت؛ جلسه‌ای با حضور جوانان پیشگام و پیرو رند. این دورهمی رفته‌رفته به حلقه‌ای از اعترافات ستایش‌آمیز بدل شد که در آن، هرکس به‌نوبه خود از تأثیر شگرفِ آین رند بر زندگی شخصی‌اش پرده برمی‌داشت. تا جایی که یکی از آن‌ها در مقام استدلال گفت: «این آین رند بود که به جهان آموخت الف همان الف است و 2 + 2 = 4.» وقتی یکی از مریدان ارشد رند شنید که یک عضو سرشناس و البته نافرمان که در آستانه جدایی از جنبش بود، نقیضه‌ای (پارودی) به سبک فلسفه رند نوشته و در آن «اثبات» کرده که آین رند خود خداست، با بهت و سردرگمی تمام پرسید: «او که شوخی نمی‌کند، مگر نه؟»

در میان مریدان رند، دغدغه‌ای فراگیر و وسواس‌گونه نسبت به مفهوم «عظمت» و رتبه‌بندی آدم‌ها به چشم می‌خورد. همه بر این باور بی‌چون‌وچرا متفق بودند که رند، بزرگ‌ترین انسان تمام تاریخ است. پس از این توافق اولیه، تازه بحثی دوستانه بر سرِ جایگاه دقیق ناتانیل «براندن» (Branden) در میان مشاهیرِ جهان درمی‌گرفت. گروهی او را دومین انسان بزرگ تاریخ می‌دانستند و گروهی دیگر معتقد بودند که او و ارسطو، باید مشترکا بر جایگاه دوم تکیه زنند. سقف اختلاف‌نظرهای مجاز در درون جنبش رند، دقیقاً در همین حد بود.

-Murray N. Rothbard, "The Sociology of the Ayn Rand Cult"
👍124👎1🤯1