Learn Cast
مطالعه مقاله @Learn_Cast @LearnCast
این پنداری باطل است که انقلاب میتواند سرشت آدمی را تعالی بخشد؛ با این حال، انقلاب فرانسه و بهویژه انقلاب ما در روسیه دقیقا در سودای تحقق همین مدعا بودند. انقلاب فرانسه زیر لوای شعار تناقضآمیز و دستنیافتنی «آزادی، برابری، برادری» پا گرفت. اما در زیست واقعی و عرصهی اجتماع، آزادی و برابری مفاهیمی مانعةالجمع و حتی متعارضاند؛ آزادی ذاتا برابری اجتماعی را محدود میسازد و برابری نیز آزادی را به مسلخ میبرد، زیرا مگر جز از راه سرکوب آزادی میتوان برابری را تحمیل کرد؟
در این میان، برادری از سنخ و تبار دیگری است؛ در آن شعار سهگانه، برادری صرفا افزودهای جذاب و طنینانداز بود. برادری واقعی نه از مجراهای اجتماعی و سیاسی، که از سرچشمههای معنوی و روحی میجوشد. افزون بر این، هنگامی که پسوند شوم «یا مرگ» را به این شعار افزودند، جوهر و معنای آن یکباره تباه شد.
من هرگز برای هیچ ملتی آرزوی یک «انقلاب بزرگ» نکرده و نمیکنم. اگر پدیدار شدن «ترمیدور» نبود، انقلاب قرن هجدهم فرانسه را به نابودی کامل میکشاند. اما انقلاب در روسیه هیچ ترمیدوری به خود ندید و ملت ما را یکراست به ورطهی هلاکت، سیهروزی و ویرانی کامل فروغلتاند.
در این میان، برادری از سنخ و تبار دیگری است؛ در آن شعار سهگانه، برادری صرفا افزودهای جذاب و طنینانداز بود. برادری واقعی نه از مجراهای اجتماعی و سیاسی، که از سرچشمههای معنوی و روحی میجوشد. افزون بر این، هنگامی که پسوند شوم «یا مرگ» را به این شعار افزودند، جوهر و معنای آن یکباره تباه شد.
من هرگز برای هیچ ملتی آرزوی یک «انقلاب بزرگ» نکرده و نمیکنم. اگر پدیدار شدن «ترمیدور» نبود، انقلاب قرن هجدهم فرانسه را به نابودی کامل میکشاند. اما انقلاب در روسیه هیچ ترمیدوری به خود ندید و ملت ما را یکراست به ورطهی هلاکت، سیهروزی و ویرانی کامل فروغلتاند.
1❤36👍7
بازخوانی شاهکار مورای روتبارد در علم اقتصاد
در آستانه انتشار یکی از برجستهترین شاهکارهای اندیشه اقتصادی قرن بیستم، یعنی کتاب «انسان، اقتصاد و حکومت» اثر مورای روتبارد، جامعه علمی و مخاطبان حرفهای در آستانه مواجهه با اثری شگرف قرار دارند؛ اثری که لودویگ فون میزس آن را «دستاوردی سترگ در دانش عمومی کنش انسانی» نامیده است.در دورانی که غلبه مدلسازیهای ریاضی، پیوند دانش اقتصاد را با واقعیتهای عینی تضعیف کرده است، این اثر بهعنوان «چراغ راهی» برای برونرفت از سردرگمیهای نظری معاصر به شمار میرود. روتبارد در این پژوهش که نگارش آن بیش از هفت سال به طول انجامید، برخلاف رویکرد متداول کتابهای درسی که متضمن دکترینهای گسستهاند، عمارت منطقی، منسجم و یکپارچهای بنا نهاد که از سادهترین بدیهیات کنش انسانی آغاز شده و با پیوستگی روششناختی تا پیچیدهترین مسائل بازار و دولت پیش میرود.
@Learn_Cast
در آستانه انتشار یکی از برجستهترین شاهکارهای اندیشه اقتصادی قرن بیستم، یعنی کتاب «انسان، اقتصاد و حکومت» اثر مورای روتبارد، جامعه علمی و مخاطبان حرفهای در آستانه مواجهه با اثری شگرف قرار دارند؛ اثری که لودویگ فون میزس آن را «دستاوردی سترگ در دانش عمومی کنش انسانی» نامیده است.در دورانی که غلبه مدلسازیهای ریاضی، پیوند دانش اقتصاد را با واقعیتهای عینی تضعیف کرده است، این اثر بهعنوان «چراغ راهی» برای برونرفت از سردرگمیهای نظری معاصر به شمار میرود. روتبارد در این پژوهش که نگارش آن بیش از هفت سال به طول انجامید، برخلاف رویکرد متداول کتابهای درسی که متضمن دکترینهای گسستهاند، عمارت منطقی، منسجم و یکپارچهای بنا نهاد که از سادهترین بدیهیات کنش انسانی آغاز شده و با پیوستگی روششناختی تا پیچیدهترین مسائل بازار و دولت پیش میرود.
@Learn_Cast
🔥31❤8
Learn Cast
بازخوانی شاهکار مورای روتبارد در علم اقتصاد در آستانه انتشار یکی از برجستهترین شاهکارهای اندیشه اقتصادی قرن بیستم، یعنی کتاب «انسان، اقتصاد و حکومت» اثر مورای روتبارد، جامعه علمی و مخاطبان حرفهای در آستانه مواجهه با اثری شگرف قرار دارند؛ اثری که لودویگ…
در عصری که دانش اقتصاد به سمتی سوق یافته بود که به شاخهای از فیزیک ریاضی بدل شود، روتبارد با اتکا به روششناسی «پراکسیولوژی» (کنششناسی)، اقتصاد را بار دیگر در مقام دانشی درباره انسانهای واقعی، مختار و هدفمند احیا کرد.
این اثر، پراکندهترین مولفههای نظریه تولید (از جمله بهره، سرمایه، اجاره و رانت) را ذیل چارچوبی واحد تبیین میسازد. پیوند دادن نظریه «ترجیح زمانی» با «ساختار زمانمحور تولید» توسط روتبارد، گامی کلیدی در تکامل اندیشه اقتصادی مکتب اتریش محسوب میشود.
روتبارد با کالبدشکافی دقیق مفاهیمی نظیر «قیمت انحصاری»، «رقابت کامل» و «مداخلات قهرآمیز دولت»، اثبات میکند که بسیاری از این سازوکارهای مفروض در ادبیات کلاسیک و مدرن، در بستر یک بازار آزاد توهماتی بیش نیستند.
این رساله با تحلیل کنش فردی (اقتصاد کروزوئهای) آغاز میشود، با تحلیل بازارهای پولی و قدرت خرید توسعه مییابد و در نهایت به ارزیابی سیستماتیک پیامدهای مخرب مداخله دولت بر مطلوبیت اجتماعی میرسد.
کتاب «انسان، اقتصاد و حکومت» فراتر از یک اثر آموزشی، بازگشتی شکوهمند به عصر طلایی رسالههای جامع اقتصادی است؛ متنی که در آن منطق کلامی استوار جایگزین نمادهای انتزاعی شده تا حقیقت اقتصادی در تمامی مراتب، معنادار و کاربردی باقی بماند. این کتاب دعوتی است به یک بازاندیشی فکری برای تمامی صاحبنظران و پژوهشگرانی که به دنبال درک عمیق و واقعی کارکرد اقتصاد هستند.
انتظار برای انتشار اثری رو به پایان است که به تعبیر میزس، مبنا و نقطه آغاز تمامی پژوهشهای بنیادی بعدی
در علم اقتصاد خواهد بود.
@Learn_Cast
@LearnCast
این اثر، پراکندهترین مولفههای نظریه تولید (از جمله بهره، سرمایه، اجاره و رانت) را ذیل چارچوبی واحد تبیین میسازد. پیوند دادن نظریه «ترجیح زمانی» با «ساختار زمانمحور تولید» توسط روتبارد، گامی کلیدی در تکامل اندیشه اقتصادی مکتب اتریش محسوب میشود.
روتبارد با کالبدشکافی دقیق مفاهیمی نظیر «قیمت انحصاری»، «رقابت کامل» و «مداخلات قهرآمیز دولت»، اثبات میکند که بسیاری از این سازوکارهای مفروض در ادبیات کلاسیک و مدرن، در بستر یک بازار آزاد توهماتی بیش نیستند.
این رساله با تحلیل کنش فردی (اقتصاد کروزوئهای) آغاز میشود، با تحلیل بازارهای پولی و قدرت خرید توسعه مییابد و در نهایت به ارزیابی سیستماتیک پیامدهای مخرب مداخله دولت بر مطلوبیت اجتماعی میرسد.
کتاب «انسان، اقتصاد و حکومت» فراتر از یک اثر آموزشی، بازگشتی شکوهمند به عصر طلایی رسالههای جامع اقتصادی است؛ متنی که در آن منطق کلامی استوار جایگزین نمادهای انتزاعی شده تا حقیقت اقتصادی در تمامی مراتب، معنادار و کاربردی باقی بماند. این کتاب دعوتی است به یک بازاندیشی فکری برای تمامی صاحبنظران و پژوهشگرانی که به دنبال درک عمیق و واقعی کارکرد اقتصاد هستند.
انتظار برای انتشار اثری رو به پایان است که به تعبیر میزس، مبنا و نقطه آغاز تمامی پژوهشهای بنیادی بعدی
در علم اقتصاد خواهد بود.
@Learn_Cast
@LearnCast
❤34👍2
چشم انداز اتریشی به تاریخ اندیشه اقتصادی ، اثر مورای روتبارد [ترجمه بصورت کاملا رایگان]
فصل اول
فصل دوم
فصل اول
فصل دوم
Telegram
تاریخ گرام_حجت رهبریان
مقدمه مترجم
مقدمه
سرتیترهای فصل اول
فصل اول - نخستین فیلسوف-اقتصاددانان: یونانیان
قانون طبیعی
سیاست پولیس (شهر-دولت یونانی)
نخستین «اقتصاددان»: هزیود و مسئله کمیابی منابع
پیشاسقراطیان
آرمانشهر جمعگرایانه راستگرای افلاطون
گزنوفون درباره مدیریت کانون خانوادگی…
مقدمه
سرتیترهای فصل اول
فصل اول - نخستین فیلسوف-اقتصاددانان: یونانیان
قانون طبیعی
سیاست پولیس (شهر-دولت یونانی)
نخستین «اقتصاددان»: هزیود و مسئله کمیابی منابع
پیشاسقراطیان
آرمانشهر جمعگرایانه راستگرای افلاطون
گزنوفون درباره مدیریت کانون خانوادگی…
❤37
حجت رو حمایت کنید و ازش بخواید یخورده بیشتر به صفحه چینی ترجمهش برسه، چون متنی که از انگلیسی ترجمه کرده واقعا متن ثقیلی بوده و ترجمهش خوب در اومده، براش تو کامنتای پستش بنویسید نظراتتون رو
❤52🤣5
تحریم در برابر یک اقتصاد واقعاً آزاد تقریباً بیاثر است. نه به این دلیل که قدرتهای بزرگ نمیخواهند فشار بیاورند، بلکه چون نقطهی متمرکز و ثابتی برای ضربه زدن وجود ندارد. وقتی میلیونها تصمیم خصوصی و مستقل، جریان سرمایه و کالا را شکل میدهند، بستن یک مسیر فقط راههای دیگری را باز میکند. تاجر، تولیدکننده و سرمایهگذار انگیزهی سود دارند، نه وفاداری ایدئولوژیک. در چنین فضایی، تحریم بیشتر شبیه تلاش برای متوقف کردن آب با مشت است.
اقتصاد دولتی دقیقاً برعکس عمل میکند. تمرکز قدرت، تمرکز آسیبپذیری هم میآورد. وقتی بانکها، شرکتهای بزرگ، منابع ارزی و شبکهی واردات و صادرات عمدتاً در اختیار حکومت یا وابستگانش باشد، قطع دسترسی به سیستم دلاری یا سوئیفت دیگر یک محدودیت جزئی نیست؛ ضربهای مستقیم به شریان اصلی است. مردم هم چون برای دسترسی به ارز، واردات و حتی بسیاری از کالاهای اساسی به همان سیستم وابستهاند، فشار را با شدت بیشتری حس میکنند. اینجا تحریم کار میکند؛ نه لزوماً چون هوشمندانه طراحی شده، بلکه چون طرف مقابل خودش را در یک نقطهی واحد جمع کرده است.
مقاومت واقعی وقتی شکل میگیرد که اقتصاد نه فقط باز باشد، بلکه رقابت میان پولهای خصوصی هم زنده بماند. وقتی افراد بتوانند میان طلا، ارزهای خارجی، ابزارهای بانکی خصوصی یا هر وسیلهی مبادلهی دیگری انتخاب کنند، انحصار پولی شکسته میشود. دیگر هیچ نهادی، داخلی یا خارجی، نمیتواند با قطع یک کانال واحد، کل نظام مبادله را مختل کند. سرمایه و اعتماد بهسرعت جابهجا میشوند و هزینهی اعمال فشار برای تحریمکننده بهشدت بالا میرود.
ایران امروز درست در نقطهی مقابل این تصویر ایستاده است. با تشدید تحریمها، اقتصاد نه به سمت آزادسازی، که به سوی تمرکز بیشتر حرکت کرده است. هر موج جدید محدودیت خارجی، بهانهای میشود برای گسترش کنترل داخلی: سهمیهبندی ارز، انحصارهای تجاری، دخالت گستردهتر در قیمتگذاری و تخصیص منابع. آنچه به نام مدیریت شرایط ویژه توجیه میشود، در عمل فضای تنفس بخش خصوصی واقعی را تنگتر میکند. بنگاههایی که بتوانند بدون رانت و وابستگی فعالیت کنند، یا باید خود را به ساختارهای موجود نزدیک کنند یا بهتدریج از میدان خارج شوند.
نتیجه چیزی شبیه دو لبهی یک قیچی است. یک لبه، فشار خارجی است که دسترسی به نظام مالی جهانی را محدود میکند. لبهی دیگر، واکنش داخلی است که برای بقا، کنترل را شدیدتر و رقابت را ضعیفتر میسازد. هر دو با هم، هرچند از انگیزههای متفاوت، در یک جهت فشار میآورند: تبدیل کردن بخش خصوصی واقعی به امری حاشیهای و در نهایت افسانهای. آنچه باقی میماند، نه بازار آزاد است و نه حتی یک سرمایهداری دولتی کلاسیک؛ بلکه اقتصادی است که هرچه بیشتر به همان الگویی شبیه میشود که تحریمپذیریاش را افزایش میدهد.
در این میان، عدهای از «فرهنگ سازمانی» میگویند تا مداخلات بیشتر دولتی را توجیه کنند، عدهای رانتگرفتن را عادی جلوه میدهند، عدهای همهچیز را تقصیر مردم میاندازند و ما را به مطالعهی بیشتر توصیه میکنند، عدهای دیگر دنبال انقلاب زنانه هستند، عدهای همهچیز را تقصیر کاسب و بازار میاندازند. بعید نیست که همگی در این سیستم ذینفع باشند.
تحریم فقط در یک صورت بیاثر بود: اگر اقتصاد ایران، رادیکالترین و آزادترین اقتصاد ممکن میبود.
@Learn_Cast
@LearnCast
اقتصاد دولتی دقیقاً برعکس عمل میکند. تمرکز قدرت، تمرکز آسیبپذیری هم میآورد. وقتی بانکها، شرکتهای بزرگ، منابع ارزی و شبکهی واردات و صادرات عمدتاً در اختیار حکومت یا وابستگانش باشد، قطع دسترسی به سیستم دلاری یا سوئیفت دیگر یک محدودیت جزئی نیست؛ ضربهای مستقیم به شریان اصلی است. مردم هم چون برای دسترسی به ارز، واردات و حتی بسیاری از کالاهای اساسی به همان سیستم وابستهاند، فشار را با شدت بیشتری حس میکنند. اینجا تحریم کار میکند؛ نه لزوماً چون هوشمندانه طراحی شده، بلکه چون طرف مقابل خودش را در یک نقطهی واحد جمع کرده است.
مقاومت واقعی وقتی شکل میگیرد که اقتصاد نه فقط باز باشد، بلکه رقابت میان پولهای خصوصی هم زنده بماند. وقتی افراد بتوانند میان طلا، ارزهای خارجی، ابزارهای بانکی خصوصی یا هر وسیلهی مبادلهی دیگری انتخاب کنند، انحصار پولی شکسته میشود. دیگر هیچ نهادی، داخلی یا خارجی، نمیتواند با قطع یک کانال واحد، کل نظام مبادله را مختل کند. سرمایه و اعتماد بهسرعت جابهجا میشوند و هزینهی اعمال فشار برای تحریمکننده بهشدت بالا میرود.
ایران امروز درست در نقطهی مقابل این تصویر ایستاده است. با تشدید تحریمها، اقتصاد نه به سمت آزادسازی، که به سوی تمرکز بیشتر حرکت کرده است. هر موج جدید محدودیت خارجی، بهانهای میشود برای گسترش کنترل داخلی: سهمیهبندی ارز، انحصارهای تجاری، دخالت گستردهتر در قیمتگذاری و تخصیص منابع. آنچه به نام مدیریت شرایط ویژه توجیه میشود، در عمل فضای تنفس بخش خصوصی واقعی را تنگتر میکند. بنگاههایی که بتوانند بدون رانت و وابستگی فعالیت کنند، یا باید خود را به ساختارهای موجود نزدیک کنند یا بهتدریج از میدان خارج شوند.
نتیجه چیزی شبیه دو لبهی یک قیچی است. یک لبه، فشار خارجی است که دسترسی به نظام مالی جهانی را محدود میکند. لبهی دیگر، واکنش داخلی است که برای بقا، کنترل را شدیدتر و رقابت را ضعیفتر میسازد. هر دو با هم، هرچند از انگیزههای متفاوت، در یک جهت فشار میآورند: تبدیل کردن بخش خصوصی واقعی به امری حاشیهای و در نهایت افسانهای. آنچه باقی میماند، نه بازار آزاد است و نه حتی یک سرمایهداری دولتی کلاسیک؛ بلکه اقتصادی است که هرچه بیشتر به همان الگویی شبیه میشود که تحریمپذیریاش را افزایش میدهد.
در این میان، عدهای از «فرهنگ سازمانی» میگویند تا مداخلات بیشتر دولتی را توجیه کنند، عدهای رانتگرفتن را عادی جلوه میدهند، عدهای همهچیز را تقصیر مردم میاندازند و ما را به مطالعهی بیشتر توصیه میکنند، عدهای دیگر دنبال انقلاب زنانه هستند، عدهای همهچیز را تقصیر کاسب و بازار میاندازند. بعید نیست که همگی در این سیستم ذینفع باشند.
تحریم فقط در یک صورت بیاثر بود: اگر اقتصاد ایران، رادیکالترین و آزادترین اقتصاد ممکن میبود.
@Learn_Cast
@LearnCast
👍62❤11👎3
Learn Cast
اینجا تحریم کار میکند؛ نه لزوماً چون هوشمندانه طراحی شده، بلکه چون طرف مقابل خودش را در یک نقطهی واحد جمع کرده است.
اما حکومت براش مهم نیست، اون ضرر نمیبینه، پول چاپ میکنه، مالیات و تعرفه بیشتر میگیره.
مردم عادی باید تقاصش رو پس بدن.
مردم عادی باید تقاصش رو پس بدن.
👍62👌3👎2👏2❤1
Forwarded from Learn Cast Library
Man Economy and state.pdf
13.6 MB
📚 انسان، اقتصاد و حکومت
✍️ نگارنده : مورای روتبارد
📄 ترجمه شده توسط لرن کست
روتبارد گامبهگام نشان میدهد که انسان چگونه میان اهداف گوناگون و وسایل کمیاب دست به انتخاب میزند و چطور همین انتخابهای فردی، شالوده ارزشگذاری را میسازند. از این نقطه، داستان مبادله باز میشود؛ ابتدا مبادله مستقیم پایاپای و سپس ظهور پول بهعنوان ابزار مبادله غیرمستقیم. پول در نگاه روتبارد صرفاً ابزاری برای تسهیل دادوستد نیست، بلکه شرط لازم برای امکانپذیر شدن محاسبات اقتصادی پیچیده در یک جامعه صنعتی است. او در همین مسیر، نظریه بهره را هم از ابهام درمیآورد: بهره نه ناشی از بازدهی فیزیکی ماشینآلات است و نه یک سود ساختگی، بلکه مستقیماً از «ترجیح زمانی» انسان ریشه میگیرد؛ این حقیقت بنیادین که انسانها ارزش کالایِ حاضر در دست را بیش از همان کالا در آینده میدانند.
@Learn_Cast
@LearnCast
✍️ نگارنده : مورای روتبارد
📄 ترجمه شده توسط لرن کست
روتبارد گامبهگام نشان میدهد که انسان چگونه میان اهداف گوناگون و وسایل کمیاب دست به انتخاب میزند و چطور همین انتخابهای فردی، شالوده ارزشگذاری را میسازند. از این نقطه، داستان مبادله باز میشود؛ ابتدا مبادله مستقیم پایاپای و سپس ظهور پول بهعنوان ابزار مبادله غیرمستقیم. پول در نگاه روتبارد صرفاً ابزاری برای تسهیل دادوستد نیست، بلکه شرط لازم برای امکانپذیر شدن محاسبات اقتصادی پیچیده در یک جامعه صنعتی است. او در همین مسیر، نظریه بهره را هم از ابهام درمیآورد: بهره نه ناشی از بازدهی فیزیکی ماشینآلات است و نه یک سود ساختگی، بلکه مستقیماً از «ترجیح زمانی» انسان ریشه میگیرد؛ این حقیقت بنیادین که انسانها ارزش کالایِ حاضر در دست را بیش از همان کالا در آینده میدانند.
@Learn_Cast
@LearnCast
🔥54❤10👍7😍2
Learn Cast Library
Man Economy and state.pdf
تو کامنتا حدس بزنید و نظر خودتونو بگید که روتبارد برای بزرگترین رساله اقتصادی-سیاسی که تو زندگیش نوشت، همچین اسمی گذاشت
❤23🖕1
Forwarded from Learn Cast Library
کالبدشکافی دولت.pdf
811.8 KB
📚 کالبدشکافی دولت
✍️ مورای روتبارد
📄 ترجمه شده توسط لرن کست
چگونه نهادی که خود را خادم و مظهر جامعه مینامد، به بزرگترین ابزار غارت سیستماتیک دسترنج انسانها تبدیل شده است؟
نویسنده در کتاب «کالبدشکافی دولت»، به بازخوانی رادیکال و بیپردهی ریشهها، کارکردها و روشهای بقای ساختار حکومت میپردازد. او با نگاهی تحلیلی و تکیه بر اصول مکتب اتریش نشان میدهد که چگونه دولتها برخلاف افسانهی قرارداد اجتماعی، از دل تسخیر و استثمار زاده شدهاند و درآمد خود را به جای ابزارهای اقتصادی، از طریق ابزارهای سیاسی و قهرآمیز تأمین میکنند. این اثر با بررسی نقش حیاتی روشنفکران وابسته، تبیین میکند که این جریان چگونه با ترویج دکترینهای توجیه کننده و مصادرهی ابزارهای مهارکننده (مانند قانون اساسی و دادگاهها)، افکار عمومی را به انقیاد منفعلانه میکشاند. کتابی عمیق و چالشبرانگیز برای درک حقیقت بوروکراسی مدرن و بازخوانی تاریخ به مثابه نبردی ابدی میان قدرت خلاق اجتماعی و قدرت انگلوارهی دولتی.
@Learn_Cast
@LearnCast
✍️ مورای روتبارد
📄 ترجمه شده توسط لرن کست
چگونه نهادی که خود را خادم و مظهر جامعه مینامد، به بزرگترین ابزار غارت سیستماتیک دسترنج انسانها تبدیل شده است؟
نویسنده در کتاب «کالبدشکافی دولت»، به بازخوانی رادیکال و بیپردهی ریشهها، کارکردها و روشهای بقای ساختار حکومت میپردازد. او با نگاهی تحلیلی و تکیه بر اصول مکتب اتریش نشان میدهد که چگونه دولتها برخلاف افسانهی قرارداد اجتماعی، از دل تسخیر و استثمار زاده شدهاند و درآمد خود را به جای ابزارهای اقتصادی، از طریق ابزارهای سیاسی و قهرآمیز تأمین میکنند. این اثر با بررسی نقش حیاتی روشنفکران وابسته، تبیین میکند که این جریان چگونه با ترویج دکترینهای توجیه کننده و مصادرهی ابزارهای مهارکننده (مانند قانون اساسی و دادگاهها)، افکار عمومی را به انقیاد منفعلانه میکشاند. کتابی عمیق و چالشبرانگیز برای درک حقیقت بوروکراسی مدرن و بازخوانی تاریخ به مثابه نبردی ابدی میان قدرت خلاق اجتماعی و قدرت انگلوارهی دولتی.
@Learn_Cast
@LearnCast
❤37🔥1😍1
خلاصه که خیلی نه این جدول رو، نه تحلیل سیاسی پوزیتیویست ها رو جدی نگیرید.
مرسی اه
@Learn_Cast
@LearnCast
مرسی اه
@Learn_Cast
@LearnCast
🤣27❤16✍1🐳1👾1
Forwarded from تاریخ گرام_حجت رهبریان
تولید_امنیت_دو_رساله_در_دفاع_از_امنیت_خصوصی.pdf
681.6 KB
تولید امنیت دو رساله در دفاع از امنیت خصوصی
نویسندگان: گوستاو دو مولیناری و هانس هرمان هوپ
مترجم: حجت رهبریان
گوستاو دو مولیناری، یکی از عمیقترین و در عین حال کمشناختهشدهترین اقتصاددانان مکتب لسهفر در قرن نوزدهم، در این رساله پرسشی رادیکال مطرح میکند: اگر بازار میتواند تولید غذا، مسکن، درمان و دیگر خدمات را بر عهده بگیرد، چرا امنیت باید در انحصار دولت باقی بماند؟
یکونیم قرن بعد، هانس-هرمان هوپه در مقالهٔ «تولید خصوصی دفاع» همین پرسش را از منظر سنت لیبرتارین و اقتصاد اتریشی دنبال میکند.
پاسخ هر دو نویسنده تا رادیکالترین نتایج ممکن پیش میرود؛ نتایجی که شاید در عمل دستنیافتنی به نظر برسند. با این حال، اهمیت این دو رساله در پذیرش همهٔ نتایج آنها نیست، بلکه در پرسشی است که مطرح میکنند و ما را به بازاندیشی دربارهٔ انحصار دولتی بر امنیت و امکان رقابت در این حوزه وامیدارند.
شاید مسئله از حذف امنیت دولتی آغاز نشود؛ شاید از پذیرفتن این پرسش آغاز شود که آیا امنیت خصوصی میتواند در کنار امنیت دولتی وجود داشته باشد؟
نویسندگان: گوستاو دو مولیناری و هانس هرمان هوپ
مترجم: حجت رهبریان
گوستاو دو مولیناری، یکی از عمیقترین و در عین حال کمشناختهشدهترین اقتصاددانان مکتب لسهفر در قرن نوزدهم، در این رساله پرسشی رادیکال مطرح میکند: اگر بازار میتواند تولید غذا، مسکن، درمان و دیگر خدمات را بر عهده بگیرد، چرا امنیت باید در انحصار دولت باقی بماند؟
یکونیم قرن بعد، هانس-هرمان هوپه در مقالهٔ «تولید خصوصی دفاع» همین پرسش را از منظر سنت لیبرتارین و اقتصاد اتریشی دنبال میکند.
پاسخ هر دو نویسنده تا رادیکالترین نتایج ممکن پیش میرود؛ نتایجی که شاید در عمل دستنیافتنی به نظر برسند. با این حال، اهمیت این دو رساله در پذیرش همهٔ نتایج آنها نیست، بلکه در پرسشی است که مطرح میکنند و ما را به بازاندیشی دربارهٔ انحصار دولتی بر امنیت و امکان رقابت در این حوزه وامیدارند.
شاید مسئله از حذف امنیت دولتی آغاز نشود؛ شاید از پذیرفتن این پرسش آغاز شود که آیا امنیت خصوصی میتواند در کنار امنیت دولتی وجود داشته باشد؟
👏23❤6
اگه خوندن متن براتون داخل تصویر سخته:
داریوش دستگیر شد!
چندی پیش، شکایتی از طرف عدهیی از اهالی خیابان زاهدی واقع در نیاوران تسلیم ماموران انتظامی شد مبنی بر این که مدتیست خانه شماره ۹ واقع در کوچه لیلا، بوسیله چند جوان مجرد اجاره شده و مورد استفاده عدهیی قاچاقچی و معتاد به مواد مخدر قرار گرفته است.
ماموران مدتی خانه مورد بحث را تحت مراقبت قرار دادند و مسلم گردید عدهیی معتاد به مواد مخدر به این خانه رفتوآمد میکنند. از این رو، ساعت ۴ بعداز ظهر روز ششم شهریورماه، با تشریفات قانونی منزل مزبور بازرسی گردید و مشاهده شد که عدهیی جوان به کشیدن تریاک وحشیش مشغول می باشند، این افراد که بین آنها، داریوش خواننده نیز بهچشم میخورد دستگیر شدند و در بازرسی از این خانه، مقدار ۴۶ سانت هروئین، ۱۷۵ گرم تریاک، ۲۵ گرم حشیش و دو عدد وافور و کاغذ های آغشته به گرد هروئین کشف و ضبط شد.
در تحقیقاتی که بعمل آمد مشخص گردید که خانه مورد بحث بوسیله داریوش اقبالی (خواننده) و یکی از دوستانش که معتاد میباشند، اجاره و بساط استعمال مواد مخدر در آن گسترده شده است.
پینوشت: فکر کنم از همون موقع عقده کرده
@Learn_Cast
داریوش دستگیر شد!
چندی پیش، شکایتی از طرف عدهیی از اهالی خیابان زاهدی واقع در نیاوران تسلیم ماموران انتظامی شد مبنی بر این که مدتیست خانه شماره ۹ واقع در کوچه لیلا، بوسیله چند جوان مجرد اجاره شده و مورد استفاده عدهیی قاچاقچی و معتاد به مواد مخدر قرار گرفته است.
ماموران مدتی خانه مورد بحث را تحت مراقبت قرار دادند و مسلم گردید عدهیی معتاد به مواد مخدر به این خانه رفتوآمد میکنند. از این رو، ساعت ۴ بعداز ظهر روز ششم شهریورماه، با تشریفات قانونی منزل مزبور بازرسی گردید و مشاهده شد که عدهیی جوان به کشیدن تریاک وحشیش مشغول می باشند، این افراد که بین آنها، داریوش خواننده نیز بهچشم میخورد دستگیر شدند و در بازرسی از این خانه، مقدار ۴۶ سانت هروئین، ۱۷۵ گرم تریاک، ۲۵ گرم حشیش و دو عدد وافور و کاغذ های آغشته به گرد هروئین کشف و ضبط شد.
در تحقیقاتی که بعمل آمد مشخص گردید که خانه مورد بحث بوسیله داریوش اقبالی (خواننده) و یکی از دوستانش که معتاد میباشند، اجاره و بساط استعمال مواد مخدر در آن گسترده شده است.
پینوشت: فکر کنم از همون موقع عقده کرده
@Learn_Cast
🤣49❤22👍6
نبرد در ریشهها
وقتی صحبت از تقابل لودویگ فون میزس و کارل مارکس میشود، بیشتر افراد بلافاصله به یاد اقتصاد میافتند: بازار آزاد در برابر اقتصاد دستوری، یا ناتوانی سوسیالیسم در حل مسئله محاسبه اقتصادی که بنگاههای دولتی را عملاً به جزایری از هرجومرج محاسباتی تبدیل میکند.
اما نقد میزس بسیار عمیقتر از مباحث صرفاً اقتصادی است. او با تیشه به ریشههای فلسفی مارکسیسم زد و در این مسیر، بدیلی بینظیر و منسجم برای علم جامعهشناسی نیز ارائه داد. این تقابل بنیادین را میتوان در سه محور زیر بررسی کرد:
۱. ارائه بدیل برای جامعهشناسی: کنششناسی در برابر پوزیتیویسم
جامعهشناسی کلاسیک (متأثر از آگوست کنت و پوزیتیویسم) غالبا به دو آفت بزرگ مبتلا بود: نخست کلگرایی که جامعه را مانند یک ارگانیسم زنده و مستقل تصور میکرد و دوم تقلیلگرایی پوزیتیویستی که تلاش میکرد با تقلید از علوم طبیعی (مانند فیزیک)، عاملیت و غایتمندی انسان را نادیده بگیرد.
میزس با رد این تقلیلگرایی، کنششناسی (Praxeology) را به عنوان بدیلی برای درک پدیدههای اجتماعی معرفی کرد. از نگاه میزس، چیزی به نام جامعه در خارج از کنشهای فردی وجود ندارد. جامعه یک موجودیت مستقل نیست، بلکه صرفاً فرآیند همکاری ارادی افراد است. او به جای جستجوی روابط مکانیکی فیزیکی میان انسانها، تمرکز را بر غایتشناسی گذاشت؛ یعنی انسانها کنش میکنند چون هدفی دارند و میخواهند از وضعیتی نامطلوب به وضعیتی مطلوبتر گذر کنند.
۲. روششناسی: چه کسی در جامعه عمل میکند؟ (فردگرایی در برابر جمعگرایی)
مهمترین دعوای روششناختی میزس و مارکس بر سر موتور محرک جامعه است.
نگاه مارکس (جمعگرایی): مارکسیسم جامعه را بر اساس طبقات تحلیل میکند و برای آنها ارادهای مستقل قائل است. در این سیستم جبرگرایانه، فرد عاملیت مستقلی ندارد و صرفاً تابعی از شرایط مادی و جایگاه طبقاتی خویش است.
نگاه میزس (فردگرایی): بر پایه همان بدیل کنششناختی، میزس معتقد است چیزی به نام اراده طبقه وجود ندارد. تنها واحد کنشگر در جهان که فکر میکند و دست به انتخاب میزند، فرد است. مفاهیمی مثل طبقه یا دولت، فقط نامهایی انتزاعی برای توصیف گروهی از افراد هستند. میزس با این کار، خط بطلانی بر جبرگرایی مارکسیستی کشید.
۳. معرفتشناسی: آیا منطق انسانها با هم فرق دارد؟ (منطق واحد در برابر چندمنطقیگرایی)
نقد ویرانگر دیگر میزس به مارکسیسم، در حوزه تفکر و ساختار منطق است.
ترفند مارکسیستی (چندمنطقیگرایی): وقتی اقتصاددانان اشتباهات نظریه اقتصاد مارکس را ثابت کردند، مارکسیستها ادعا کردند که ساختار منطق آدمها بسته به طبقهشان متفاوت است (منطق بورژوایی در برابر منطق پرولتاریایی). آنها با این ابزار، هرگونه نقد علمی را به بهانه تعلق گوینده به طبقه سرمایهدار رد میکردند.
پاسخ میزس (جهانشمولی عقل): میزس این ایده (Polylogism) را ویرانگر تمام علوم و تمدن بشری میدانست. او استدلال کرد که مقولات منطقی ذهن، پیشینی و برای تمام بشر جهانشمول هستند. فرقی نمیکند شما کارگر باشید یا کارخانهدار؛ از نظر ریاضی و منطق، اگر A > B و B > C باشد، همواره نتیجه میگیریم که A > C است. حقیقت یک گزاره، مستقل از منافع طبقاتی گوینده آن است.
خلاصه کلام
میزس صرفاً یک منتقد اقتصادی نبود؛ او متفکری بود که در برابر دو جریان مخرب مارکسیسم و جامعهشناسی پوزیتیویستی ایستاد. سوسیالیسم و مهندسی اجتماعی برای استقرار خود نیازمند نابودی دو ویژگی حیاتی بشر هستند: عاملیت و اراده فردی، و عقلانیت جهانشمول. تلاش فکری میزس و ارائه علم کنششناسی، در واقع دفاعی فلسفی و بنیادین از عاملیت، خرد انسانی و در نهایت، آزادی بشر بود.
روحت شاد لودویگ فون میزس ❤️
@Learn_Cast
وقتی صحبت از تقابل لودویگ فون میزس و کارل مارکس میشود، بیشتر افراد بلافاصله به یاد اقتصاد میافتند: بازار آزاد در برابر اقتصاد دستوری، یا ناتوانی سوسیالیسم در حل مسئله محاسبه اقتصادی که بنگاههای دولتی را عملاً به جزایری از هرجومرج محاسباتی تبدیل میکند.
اما نقد میزس بسیار عمیقتر از مباحث صرفاً اقتصادی است. او با تیشه به ریشههای فلسفی مارکسیسم زد و در این مسیر، بدیلی بینظیر و منسجم برای علم جامعهشناسی نیز ارائه داد. این تقابل بنیادین را میتوان در سه محور زیر بررسی کرد:
۱. ارائه بدیل برای جامعهشناسی: کنششناسی در برابر پوزیتیویسم
جامعهشناسی کلاسیک (متأثر از آگوست کنت و پوزیتیویسم) غالبا به دو آفت بزرگ مبتلا بود: نخست کلگرایی که جامعه را مانند یک ارگانیسم زنده و مستقل تصور میکرد و دوم تقلیلگرایی پوزیتیویستی که تلاش میکرد با تقلید از علوم طبیعی (مانند فیزیک)، عاملیت و غایتمندی انسان را نادیده بگیرد.
میزس با رد این تقلیلگرایی، کنششناسی (Praxeology) را به عنوان بدیلی برای درک پدیدههای اجتماعی معرفی کرد. از نگاه میزس، چیزی به نام جامعه در خارج از کنشهای فردی وجود ندارد. جامعه یک موجودیت مستقل نیست، بلکه صرفاً فرآیند همکاری ارادی افراد است. او به جای جستجوی روابط مکانیکی فیزیکی میان انسانها، تمرکز را بر غایتشناسی گذاشت؛ یعنی انسانها کنش میکنند چون هدفی دارند و میخواهند از وضعیتی نامطلوب به وضعیتی مطلوبتر گذر کنند.
۲. روششناسی: چه کسی در جامعه عمل میکند؟ (فردگرایی در برابر جمعگرایی)
مهمترین دعوای روششناختی میزس و مارکس بر سر موتور محرک جامعه است.
نگاه مارکس (جمعگرایی): مارکسیسم جامعه را بر اساس طبقات تحلیل میکند و برای آنها ارادهای مستقل قائل است. در این سیستم جبرگرایانه، فرد عاملیت مستقلی ندارد و صرفاً تابعی از شرایط مادی و جایگاه طبقاتی خویش است.
نگاه میزس (فردگرایی): بر پایه همان بدیل کنششناختی، میزس معتقد است چیزی به نام اراده طبقه وجود ندارد. تنها واحد کنشگر در جهان که فکر میکند و دست به انتخاب میزند، فرد است. مفاهیمی مثل طبقه یا دولت، فقط نامهایی انتزاعی برای توصیف گروهی از افراد هستند. میزس با این کار، خط بطلانی بر جبرگرایی مارکسیستی کشید.
۳. معرفتشناسی: آیا منطق انسانها با هم فرق دارد؟ (منطق واحد در برابر چندمنطقیگرایی)
نقد ویرانگر دیگر میزس به مارکسیسم، در حوزه تفکر و ساختار منطق است.
ترفند مارکسیستی (چندمنطقیگرایی): وقتی اقتصاددانان اشتباهات نظریه اقتصاد مارکس را ثابت کردند، مارکسیستها ادعا کردند که ساختار منطق آدمها بسته به طبقهشان متفاوت است (منطق بورژوایی در برابر منطق پرولتاریایی). آنها با این ابزار، هرگونه نقد علمی را به بهانه تعلق گوینده به طبقه سرمایهدار رد میکردند.
پاسخ میزس (جهانشمولی عقل): میزس این ایده (Polylogism) را ویرانگر تمام علوم و تمدن بشری میدانست. او استدلال کرد که مقولات منطقی ذهن، پیشینی و برای تمام بشر جهانشمول هستند. فرقی نمیکند شما کارگر باشید یا کارخانهدار؛ از نظر ریاضی و منطق، اگر A > B و B > C باشد، همواره نتیجه میگیریم که A > C است. حقیقت یک گزاره، مستقل از منافع طبقاتی گوینده آن است.
خلاصه کلام
میزس صرفاً یک منتقد اقتصادی نبود؛ او متفکری بود که در برابر دو جریان مخرب مارکسیسم و جامعهشناسی پوزیتیویستی ایستاد. سوسیالیسم و مهندسی اجتماعی برای استقرار خود نیازمند نابودی دو ویژگی حیاتی بشر هستند: عاملیت و اراده فردی، و عقلانیت جهانشمول. تلاش فکری میزس و ارائه علم کنششناسی، در واقع دفاعی فلسفی و بنیادین از عاملیت، خرد انسانی و در نهایت، آزادی بشر بود.
روحت شاد لودویگ فون میزس ❤️
@Learn_Cast
❤34🔥13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
5 سال تا پایان حاکمیت منطق انسانی بر زمین!
اریک اشمیت به عبارتی میگوید؛ تنها راه متوقف کردن ماشین این است که تا دیر نشده انسان ها باید شروع به تخریب زیرساخت های AI کنند!
اریک اشمیت به عبارتی میگوید؛ تنها راه متوقف کردن ماشین این است که تا دیر نشده انسان ها باید شروع به تخریب زیرساخت های AI کنند!
🤣10🤡2❤1😨1
اگر هوش مصنوعی نقشه یک عملیات تروریستی رو طراحی کنه و به تروریست ها کمک اطلاعاتی برسونه، از لحاظ حقوقی داستانش چجوریه؟
تا کجا میخوان اینو تقصیر توسعه دهنده بندازن؟
تا کجا میخوان بگن "عدم نظارت کافی"؟
تا کجا میخوان اینو تقصیر توسعه دهنده بندازن؟
تا کجا میخوان بگن "عدم نظارت کافی"؟
👍27🤡2❤1