💠 پیشوند بعدی، -ana هست. پیشوند سختی هست چون معنیش یجورایی استنتاجیه و همچنین خیلی با پیشوند an قاطی میشه. بصورت کلی، معنیش میشه against یا apart. یعنی در کل چیزایی که مفهوم مخالفت یا جدا شدن (ساز مخالف زدن) رو دارن ولی نمیشه همین against رو بصورت تحتاللفظی تو کلمه جاگذاری کرد. مثالا:
⭕ anatomy:
💠 بصورت ana + tomy هست. اینجا ana به معنی apart هست و tomy به معنی cut. پس anatomy میشه:
cutting apart (different organs from each other)
یا همون تشریح اجزا و ارگان های بدن از هم
💠 ریشهی tomy از مهم ترین ریشهها هست و از همون tomo میاد که اینجا بهش اشاره کردم. همونطور که tomo واسه یه مقطع یا section بکار میرفت، tomy هم توی همون range معنایی هست و به معنی cutting هست. (وقتی یه چیزی رو cut میکنیم، یه مقطع ازش میزنیم دیگه) این ریشه وقتی در انتهای کلمات میاد، به برش کلمهی قبل از خودش اشاره داره. مثلا gastrotomy میشه cut کردن بخشی از معده.
💠 نکتهی خیلی مهمی که وجود داره، اینه که tomy واسه cutting into an organ بکار میره ولی ectomy واسه cutting out of an organ بکار میره. یعنی چی؟ یعنی مثلا وقتی gastrotomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو میبریم و میزنیمش کنار تا مثلا به لومناش دسترسی پیدا کنیم(نمیبریم از بدن بیمار بیاریمش بیرون بلکه بعدش یه بخیه میزنیم دوباره میچسبونیم سر جاش) ولی وقتی gastrectomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو با چاقو میبریم و از بدن بیمار میاریم بیرون(مثلا توده سرطانی داره)
ectomy = ec + tomy
ec = out, outside
tomy = cut
ectomy = cutting out
💠 مثالای بیشتر رو توی کامنت سکشن ببینید.
⭕ anaplasia:
بصورت ana + plasia ایجاد میشه. اینجا ana به معنی against بودن و ساز مخالف زدن و راه برعکس رفتن هست. plasia هم به معنی growth یا formation یا همون رشد هست. حالا معنیش چی میشه؟
💠 همونطور که میدونید سلول های مختلف بدن اول یه حالت بنیادی دارن که شبیه به هم هستن و بعدش تمایز(differentiation) پیدا میکنن. به مسیر برعکس تمایز، dedifferentiation میگن. (بصورت کلی de اول هر کلمهای اومد، داره اون کلمه رو برعکس میکنه و فرایندی که اون کلمه بهش اشاره داره رو معکوس میکنه. مثل دناتوره(denatured). کلمهی اصلی nature یا natural بوده که به معنی طبیعی هست ولی وقتی قبلش de میاد و به denaturation تبدیل میشه، به فرایند غیرطبیعی کردن اشاره داره. مثل دناتوره کردن مولکول DNA)
حالا dedifferentiation هم به حالتی اشاره داره که سلول از حالت تمایز یافته، به سمت حالت بنیادی و تمایزنیافتهی خودش برمیگرده. anaplasia هم دقیقا همینه فقط به لاتین :)
ana + plasia = against + formation(growth) = مسیر برعکس رشد و تمایز سلولی
💠 بقیهی مثالا پست بعدی
⭕ anatomy:
💠 بصورت ana + tomy هست. اینجا ana به معنی apart هست و tomy به معنی cut. پس anatomy میشه:
cutting apart (different organs from each other)
یا همون تشریح اجزا و ارگان های بدن از هم
💠 ریشهی tomy از مهم ترین ریشهها هست و از همون tomo میاد که اینجا بهش اشاره کردم. همونطور که tomo واسه یه مقطع یا section بکار میرفت، tomy هم توی همون range معنایی هست و به معنی cutting هست. (وقتی یه چیزی رو cut میکنیم، یه مقطع ازش میزنیم دیگه) این ریشه وقتی در انتهای کلمات میاد، به برش کلمهی قبل از خودش اشاره داره. مثلا gastrotomy میشه cut کردن بخشی از معده.
💠 نکتهی خیلی مهمی که وجود داره، اینه که tomy واسه cutting into an organ بکار میره ولی ectomy واسه cutting out of an organ بکار میره. یعنی چی؟ یعنی مثلا وقتی gastrotomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو میبریم و میزنیمش کنار تا مثلا به لومناش دسترسی پیدا کنیم(نمیبریم از بدن بیمار بیاریمش بیرون بلکه بعدش یه بخیه میزنیم دوباره میچسبونیم سر جاش) ولی وقتی gastrectomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو با چاقو میبریم و از بدن بیمار میاریم بیرون(مثلا توده سرطانی داره)
ectomy = ec + tomy
ec = out, outside
tomy = cut
ectomy = cutting out
💠 مثالای بیشتر رو توی کامنت سکشن ببینید.
⭕ anaplasia:
بصورت ana + plasia ایجاد میشه. اینجا ana به معنی against بودن و ساز مخالف زدن و راه برعکس رفتن هست. plasia هم به معنی growth یا formation یا همون رشد هست. حالا معنیش چی میشه؟
💠 همونطور که میدونید سلول های مختلف بدن اول یه حالت بنیادی دارن که شبیه به هم هستن و بعدش تمایز(differentiation) پیدا میکنن. به مسیر برعکس تمایز، dedifferentiation میگن. (بصورت کلی de اول هر کلمهای اومد، داره اون کلمه رو برعکس میکنه و فرایندی که اون کلمه بهش اشاره داره رو معکوس میکنه. مثل دناتوره(denatured). کلمهی اصلی nature یا natural بوده که به معنی طبیعی هست ولی وقتی قبلش de میاد و به denaturation تبدیل میشه، به فرایند غیرطبیعی کردن اشاره داره. مثل دناتوره کردن مولکول DNA)
حالا dedifferentiation هم به حالتی اشاره داره که سلول از حالت تمایز یافته، به سمت حالت بنیادی و تمایزنیافتهی خودش برمیگرده. anaplasia هم دقیقا همینه فقط به لاتین :)
ana + plasia = against + formation(growth) = مسیر برعکس رشد و تمایز سلولی
💠 بقیهی مثالا پست بعدی
Telegram
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ 𝐓𝖾𝗋ꭑ
💠 دو تا از پیشوند های مهم و کاربردی en و ex هستن. en میشه همون in و ex دقیقا مخالفشه و یعنی out. مثلا exit هم از همین ex میاد. نکته دیگهای نداره. فقط مثالاشو ببینیم.
⭕ encephalon = en + cephalon
💠 ریشهی cephalon یعنی سر و en هم که یعنی داخل. پس encephalon…
⭕ encephalon = en + cephalon
💠 ریشهی cephalon یعنی سر و en هم که یعنی داخل. پس encephalon…
👍7❤4🎉1
💠 چون اولشه، الان دارید با کلی ریشهی جدید برخورد میکنید که حفظ کردنشون سخته ولی وقتی این ریشههای مهم و اصلی رو یاد بگیرید، باهاش میتونید معنی صدها کلمه رو بفهمید چون اون کلمات از این ریشه ها تشکیل شدن.
💠 اینم مثالش واسه ریشهی tomy و ectomy (معنی قسمت اول خیلیاشونو ممکنه ندونین چون به اجزای مختلف بدن اشاره میکنن. اونارو هم میگیم) :
https://t.me/LearnMedTerm/26?comment=80
💠 اینم مثالش واسه ریشهی tomy و ectomy (معنی قسمت اول خیلیاشونو ممکنه ندونین چون به اجزای مختلف بدن اشاره میکنن. اونارو هم میگیم) :
https://t.me/LearnMedTerm/26?comment=80
Telegram
B.AI - 2 in 𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ 𝐓𝖾𝗋ꭑ 𝑮𝑷
Sure, here are dozens of medical terms that end in "-tomy" or "-ectomy":
1. Laminectomy
2. Appendectomy
3. Colectomy
4. Gastrectomy
5. Hysterectomy
6. Prostatectomy
7. Adenoidectomy
8. Mastectomy
9. Oophorectomy
10. Nephrectomy
11. Splenectomy
12. Thyroidectomy…
1. Laminectomy
2. Appendectomy
3. Colectomy
4. Gastrectomy
5. Hysterectomy
6. Prostatectomy
7. Adenoidectomy
8. Mastectomy
9. Oophorectomy
10. Nephrectomy
11. Splenectomy
12. Thyroidectomy…
👍6❤4
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ𝗂𝖼αᥣ 𝐓𝖾𝗋ꭑ𝗂𐓣ⱺᥣⱺ𝗀𝗒
💠 پیشوند بعدی، -ana هست. پیشوند سختی هست چون معنیش یجورایی استنتاجیه و همچنین خیلی با پیشوند an قاطی میشه. بصورت کلی، معنیش میشه against یا apart. یعنی در کل چیزایی که مفهوم مخالفت یا جدا شدن (ساز مخالف زدن) رو دارن ولی نمیشه همین against رو بصورت تحتاللفظی…
💠 ادامهی مثالها:
⭕ anaphylaxis:
💠 بصورت ana + phylaxis هست. بازم اینجا ana به معنی مخالف بودن هست و phylaxis به معنی ایمنی(protection) هست. واسه این بهش میگن anaphylaxis چون واکنش های ایمنی بدن در شرایط عادی برای ایجاد ایمنی هست ولی توی این شرایط آلرژیک، این واکنش نه تنها موجب ایمنی نمیشه بلکه مخالفِ(ana) سلامت و ایمنی(phylaxis) بدن هست.
💠ریشهی phylaxis یجای دیگه هم خیلی استفاده میشه که کلمهی prophylaxis یا prophylactic هست. ساختارش میشه pro + phylaxis که همونطور که میدونید pro و pre به "قبل از یه چیزی" اشاره دارن. پس معنیش میشه ایجاد protection یا phylaxis از قبل (از بیماری) که میشه همون پیشگیری از بیماری. پس وقتی میگن فلان ماده غذایی توی بیماری X نقش prophylactic داره یعنی از بروز بیماری X جلوگیری میکنه.
⭕ anesthesia:
💠 از an + esthesia تشکیل شده. ریشهی esthesia مهمه و به معنی حس کردن یا sensation هست. پس وقتی قبلش an میاد، میشه بی حسی. دو تا کلمهی دیگه که این ریشه توشون بکار رفته، paresthesia و kinesthesia هست.
paresthesia = para + esthesia
kinesthesia = kin + esthesia
💠 اول ببینیم para و kin هر کدوم چی میشن.
💠 پیشوند para رو توی اناتومی زیاد دیدین و به معنی "اطراف" هست مثل parasternal که میشه اطراف استرنوم. یه معنی دیگه هم داره که به معنی beyond هست که تو فارسی میشه "ماوراء"
مثلا کلمهی paranormal رو زیاد شنیدن (مثلا فیلم paranormal activity) که معنیش میشه ماوراء پدیده های نرمال و طبیعی (غیرطبیعی)
💠 اینجا هم paresthesia میشه ماوراء حس (beyond sensation) یعنی حسی که جزء حواس پنج گانه نیست و غیرطبیعیه که حس مور مور شدن هست. (کلمهی مهمیه تو بالین)
💠 ریشهی kin هم خیلی پرکاربرد و مهمه و از kinetic میاد. kinetic رو تو فارسی سینتیک بهش میگیم و در کل مفهوم "حرکت" رو میرسونه. مثلا cytokine از cyte + kine تشکیل شده که موکولهایی هستند که موجب حرکتِ(kin) سلولها(cyte) به سمت محل التهاب میشن.
💠 پس kinesthesia میشه حس و درک حرکت و پوزیشن بدن خودمون (بهش proprioception هم میگن)
💠 مثالهای دیگه واسه esthesia رو تو کامنت سکشن ببینید.
⭕ anaphylaxis:
💠 بصورت ana + phylaxis هست. بازم اینجا ana به معنی مخالف بودن هست و phylaxis به معنی ایمنی(protection) هست. واسه این بهش میگن anaphylaxis چون واکنش های ایمنی بدن در شرایط عادی برای ایجاد ایمنی هست ولی توی این شرایط آلرژیک، این واکنش نه تنها موجب ایمنی نمیشه بلکه مخالفِ(ana) سلامت و ایمنی(phylaxis) بدن هست.
💠ریشهی phylaxis یجای دیگه هم خیلی استفاده میشه که کلمهی prophylaxis یا prophylactic هست. ساختارش میشه pro + phylaxis که همونطور که میدونید pro و pre به "قبل از یه چیزی" اشاره دارن. پس معنیش میشه ایجاد protection یا phylaxis از قبل (از بیماری) که میشه همون پیشگیری از بیماری. پس وقتی میگن فلان ماده غذایی توی بیماری X نقش prophylactic داره یعنی از بروز بیماری X جلوگیری میکنه.
⭕ anesthesia:
💠 از an + esthesia تشکیل شده. ریشهی esthesia مهمه و به معنی حس کردن یا sensation هست. پس وقتی قبلش an میاد، میشه بی حسی. دو تا کلمهی دیگه که این ریشه توشون بکار رفته، paresthesia و kinesthesia هست.
paresthesia = para + esthesia
kinesthesia = kin + esthesia
💠 اول ببینیم para و kin هر کدوم چی میشن.
💠 پیشوند para رو توی اناتومی زیاد دیدین و به معنی "اطراف" هست مثل parasternal که میشه اطراف استرنوم. یه معنی دیگه هم داره که به معنی beyond هست که تو فارسی میشه "ماوراء"
مثلا کلمهی paranormal رو زیاد شنیدن (مثلا فیلم paranormal activity) که معنیش میشه ماوراء پدیده های نرمال و طبیعی (غیرطبیعی)
💠 اینجا هم paresthesia میشه ماوراء حس (beyond sensation) یعنی حسی که جزء حواس پنج گانه نیست و غیرطبیعیه که حس مور مور شدن هست. (کلمهی مهمیه تو بالین)
💠 ریشهی kin هم خیلی پرکاربرد و مهمه و از kinetic میاد. kinetic رو تو فارسی سینتیک بهش میگیم و در کل مفهوم "حرکت" رو میرسونه. مثلا cytokine از cyte + kine تشکیل شده که موکولهایی هستند که موجب حرکتِ(kin) سلولها(cyte) به سمت محل التهاب میشن.
💠 پس kinesthesia میشه حس و درک حرکت و پوزیشن بدن خودمون (بهش proprioception هم میگن)
💠 مثالهای دیگه واسه esthesia رو تو کامنت سکشن ببینید.
❤6👍4🔥2
💠 تا الان سعی میکردم اول بگردم ریشههای مهم تر رو بگم ولی فهمیدن اینکه کدوم ریشه مهم تره، هم سخته، هم موجب میشه تعداد پستهای کانال کمتر بشه و دیر به دیر، پست گذاشته بشه.
💠 از اونجایی که هر چقدر ریشههای بیشتری بلد باشین، بهتره... از این به بعد هر ریشهای که به ذهنم اومد، سریع راجبش پست میذارم. اینطوری پست ها بیشتر میشه و سریعتر پیشرفت میکنیم.
💠 همچنین از این به بعد از ریشه هایی که تا الان گفته شده، تو کانال کوییز هم میذارم تا یادتون نرن. جوابش رو هم میذارم.
💠 از اونجایی که هر چقدر ریشههای بیشتری بلد باشین، بهتره... از این به بعد هر ریشهای که به ذهنم اومد، سریع راجبش پست میذارم. اینطوری پست ها بیشتر میشه و سریعتر پیشرفت میکنیم.
💠 همچنین از این به بعد از ریشه هایی که تا الان گفته شده، تو کانال کوییز هم میذارم تا یادتون نرن. جوابش رو هم میذارم.
❤14
💠 ریشهی بعدی lith هست که خیلی کاربرد داره. به معنی "سنگ" هست و بیشتر توی کلماتی بکار میره که یک سنگ تو بدن تشکیل شده و مجاری رو obstruct کرده. مثالاش رو ببینیم:
⭕ lithiasis:
💠 در کل به تشکیل سنگ تو هرجای بدن، lithiasis میگن. نکتهای که مهمه، اینه که به خود سنگ، calculus میگن ولی به تشکیل سنگ، lithiasis میگن. البته calculus به معنی حسابان تو ریاضی هم هست. :/
💠 اگر فقط یک سنگ باشه، calculus میگن ولی اگر بیشتر از یکی باشه، calculi میگن. دونستن اینکه یک سنگ هست یا چند تا، توی ریپورت سونوگرافی مهمه مثلا. در کل معمولا کلماتی که مفردشون به us ختم میشن، واسه ساختن حالت جمعشون، us رو بر میداریم و بجاش i میذاریم. یا مثلا اگر کلمهای مفردش به um ختم شد، واسه حالت جمعش، um رو برمیداریم و بجاش ia میذاریم. مثلا bacterium مفرده و bacteria جمعه.
⭕ lithotripsy:
💠 بصورت lith + tripsy تشکیل شده. tripsy توی کلماتی بکار میره که به شکستن یه چیز (معمولا همون سنگ) اشاره داره. پس lithotripsy یعنی شکستن سنگی که مثلا تو مجاری ادراری یا صفراوی تشکیل شده.
💠 همینجا دو تا abbreviation مهم رو حفظ کنید:
⭕ ESWL: Extracorporeal Shock Wave Lithotripsy
Extracorporeal = extra + corpus + adj-suffix
کلمهی corpus یعنی (جسد، بدن، جسم) پس ESWL میشه شکستن سنگ از خارج از بدن با کمک امواج شوک پرانرژی (آسیبی به بیمار وارد نمیشه طی اجراش و invasive نیست)
⭕ PCNL: Percutaneous nephrolithotomy
percutaneous = per + cutaneous = از راه پوست
nephrolithotomy = nephro + lith + tomy
💠 ریشهی tomy رو که قبلا گفتیم. چون قبل از lith، ریشهی نفرو اومده، پس اینجا اختصارا سنگ کلیه هست نه جای دیگهای. پس در کل PCNL میشه در آوردن سنگ کلیه از طریق برش که ورود کاتتر از طریق پوست هست. (این روش minimally-invasive هست چون یکم برش بافت توش هست.)
⭕ megalith
سنگ بیش از اندازه بزرگ (mega + lith)
⭕ otolith
از oto + lith تشکیل شده که oto، ریشهای هست که به معنی گوش هست. otolith هم یه سری سنگ های خیلی کوچیکه (بصورت particle های کلسیم کربناتی نه سنگ درشت) که بصورت طبیعی توی گوش وجود داره و اصلا پاتولوژیک نیست. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
⭕ lithiasis:
💠 در کل به تشکیل سنگ تو هرجای بدن، lithiasis میگن. نکتهای که مهمه، اینه که به خود سنگ، calculus میگن ولی به تشکیل سنگ، lithiasis میگن. البته calculus به معنی حسابان تو ریاضی هم هست. :/
💠 اگر فقط یک سنگ باشه، calculus میگن ولی اگر بیشتر از یکی باشه، calculi میگن. دونستن اینکه یک سنگ هست یا چند تا، توی ریپورت سونوگرافی مهمه مثلا. در کل معمولا کلماتی که مفردشون به us ختم میشن، واسه ساختن حالت جمعشون، us رو بر میداریم و بجاش i میذاریم. یا مثلا اگر کلمهای مفردش به um ختم شد، واسه حالت جمعش، um رو برمیداریم و بجاش ia میذاریم. مثلا bacterium مفرده و bacteria جمعه.
⭕ lithotripsy:
💠 بصورت lith + tripsy تشکیل شده. tripsy توی کلماتی بکار میره که به شکستن یه چیز (معمولا همون سنگ) اشاره داره. پس lithotripsy یعنی شکستن سنگی که مثلا تو مجاری ادراری یا صفراوی تشکیل شده.
💠 همینجا دو تا abbreviation مهم رو حفظ کنید:
⭕ ESWL: Extracorporeal Shock Wave Lithotripsy
Extracorporeal = extra + corpus + adj-suffix
کلمهی corpus یعنی (جسد، بدن، جسم) پس ESWL میشه شکستن سنگ از خارج از بدن با کمک امواج شوک پرانرژی (آسیبی به بیمار وارد نمیشه طی اجراش و invasive نیست)
⭕ PCNL: Percutaneous nephrolithotomy
percutaneous = per + cutaneous = از راه پوست
nephrolithotomy = nephro + lith + tomy
💠 ریشهی tomy رو که قبلا گفتیم. چون قبل از lith، ریشهی نفرو اومده، پس اینجا اختصارا سنگ کلیه هست نه جای دیگهای. پس در کل PCNL میشه در آوردن سنگ کلیه از طریق برش که ورود کاتتر از طریق پوست هست. (این روش minimally-invasive هست چون یکم برش بافت توش هست.)
⭕ megalith
سنگ بیش از اندازه بزرگ (mega + lith)
⭕ otolith
از oto + lith تشکیل شده که oto، ریشهای هست که به معنی گوش هست. otolith هم یه سری سنگ های خیلی کوچیکه (بصورت particle های کلسیم کربناتی نه سنگ درشت) که بصورت طبیعی توی گوش وجود داره و اصلا پاتولوژیک نیست. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
❤6👍4
💠 چهار تا از اصطلاحات مهم کلینیک رو بررسی میکنیم که dyspnea و orthopnea و platypnea و trepopnea هستن.
💠 چیزی که بین همشون مشترکه، pnea هست. در کل pnea و pneum به هوا، گازهای تنفسی،خود تنفس، یا خود ریه اشاره دارن که دامنهی معناییشون مشترکه.
⭕ dyspnea:
از dys + pnea تشکیل شده. dys در کل به "اختلال" یا" بد انجام شدن" کلمهی بعد از خودش اشاره داره. pnea هم یعنی تنفس. پس dyspnea میشه تنگی نفس
⭕ orthopnea:
💠 از ortho + pnea تشکیل شده. ortho رو قبلا توی ارتودنسی شنیدین که اینجوری بوده orthodontics و از ortho + dont تشکیل شده. dont و dent به دندون اشاره دارن. ortho هم یعنی "راست" یا "درست". پس ارتودنسی میشه راست و صاف و صوف کردن دندانها.
💠 حالا orthopnea میشه ortho + pnea که میشه تنفس(pnea) در حالت راست و صاف(ortho). در واقع میشه وقتی که بیمار ایستاده هست یا موقع نشستن، کمرش راسته و نخوابیده، میتونه درست نفس بکشه ولی وقتی میخوابه، dyspnea میگیره.
⭕ platypnea:
💠 برعکس orthopnea هست چون platy یعنی پهن و flat. پس وقتی بیمار رو زمین پهن میشه و میخوابه، میتونه pnea کنه و درست نفس بکشه و وقتی تو حالت ortho میشینه، تنگی نفس میگیره.
💠 پلاتیپوس هم اول اسمش platy دیده میشه و این به پهن و flat بودن بدن این حیوون اشاره داره.
⭕ trepopnea:
💠 این کاربردش کمتره. ریشهی trepo رو هم جای دیگهای نمیبینید احتمالا. از trepo + pnea تشکیل شده. trepo یعنی چرخیدن یا گردش. تو این حالت، وقتی بیمار به کنار میچرخه و به کنار میخوابه، بهتر میتونه نفس(pnea) بکشه. حالا یا به راست میخوابه یا به چپ که بستگی داره کدوم ریهاش درگیره که معمولا سمت ریهی سالم میخوابه. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
💠 دقت کنید برعکسش رو تصور نکنید یعنی فکر نکنید توی orthopnea، توی حالت ortho یا راست، به مشکل میخوره بلکه برعکس. تو این حالت میتونه درست نفس(pnea) بکشه.
💠 چیزی که بین همشون مشترکه، pnea هست. در کل pnea و pneum به هوا، گازهای تنفسی،خود تنفس، یا خود ریه اشاره دارن که دامنهی معناییشون مشترکه.
⭕ dyspnea:
از dys + pnea تشکیل شده. dys در کل به "اختلال" یا" بد انجام شدن" کلمهی بعد از خودش اشاره داره. pnea هم یعنی تنفس. پس dyspnea میشه تنگی نفس
⭕ orthopnea:
💠 از ortho + pnea تشکیل شده. ortho رو قبلا توی ارتودنسی شنیدین که اینجوری بوده orthodontics و از ortho + dont تشکیل شده. dont و dent به دندون اشاره دارن. ortho هم یعنی "راست" یا "درست". پس ارتودنسی میشه راست و صاف و صوف کردن دندانها.
💠 حالا orthopnea میشه ortho + pnea که میشه تنفس(pnea) در حالت راست و صاف(ortho). در واقع میشه وقتی که بیمار ایستاده هست یا موقع نشستن، کمرش راسته و نخوابیده، میتونه درست نفس بکشه ولی وقتی میخوابه، dyspnea میگیره.
⭕ platypnea:
💠 برعکس orthopnea هست چون platy یعنی پهن و flat. پس وقتی بیمار رو زمین پهن میشه و میخوابه، میتونه pnea کنه و درست نفس بکشه و وقتی تو حالت ortho میشینه، تنگی نفس میگیره.
💠 پلاتیپوس هم اول اسمش platy دیده میشه و این به پهن و flat بودن بدن این حیوون اشاره داره.
⭕ trepopnea:
💠 این کاربردش کمتره. ریشهی trepo رو هم جای دیگهای نمیبینید احتمالا. از trepo + pnea تشکیل شده. trepo یعنی چرخیدن یا گردش. تو این حالت، وقتی بیمار به کنار میچرخه و به کنار میخوابه، بهتر میتونه نفس(pnea) بکشه. حالا یا به راست میخوابه یا به چپ که بستگی داره کدوم ریهاش درگیره که معمولا سمت ریهی سالم میخوابه. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
💠 دقت کنید برعکسش رو تصور نکنید یعنی فکر نکنید توی orthopnea، توی حالت ortho یا راست، به مشکل میخوره بلکه برعکس. تو این حالت میتونه درست نفس(pnea) بکشه.
❤10👍5🔥1
prescription_abbreviations.pdf
241.2 KB
💠 فایل pdf اختصارات نسخههای پزشکی
💠 اینارو توی بالین اینقدر استفاده میشه که خودبهخود یادش میگیرید ولی بلد بودنش ضرری نداره... چون اساتید فیزیوپات کم و بیش تو لکچرها، پاورپوینتها یا سوالات امتحانشون از بعضی از این اختصارات استفاده میکنن.
💠 اینارو توی بالین اینقدر استفاده میشه که خودبهخود یادش میگیرید ولی بلد بودنش ضرری نداره... چون اساتید فیزیوپات کم و بیش تو لکچرها، پاورپوینتها یا سوالات امتحانشون از بعضی از این اختصارات استفاده میکنن.
❤9
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ𝗂𝖼αᥣ 𝐓𝖾𝗋ꭑ𝗂𐓣ⱺᥣⱺ𝗀𝗒
prescription_abbreviations.pdf
💠 یکی از دلایلی که داروها با دوز اشتباهی به بیماران داده میشه، همین اشتباهاتی هست که یا پزشک یا داروخونه موقع نوشتن یا خوندن این نسخهها میکنه. توی سایت ویکیپدیا، توی یک ستون جداگونه به اسم possible confusion، متداول ترین اشتباهاتی که رخ میده رو نوشته. خیلی خوبه اگه طبق گاید عمل بشه. مثلا گفته بجای injection از مخفف IJ استفاده نکنید چون ممکنه بخاطر سریع نوشتن یا خط بد، IV یا intravenous خونده شه و بجاش کامل بنویسیدش. یا مثلا حرف o توی (od, os, ou) ممکنه با حرف a توی (ad, ao, au) اشتباه گرفته بشه. (یا برعکس) در نتیجه اشتباهی دارویی که برای چشم(o) بوده رو واسه گوش(a) استفاده میکنن. (یا برعکس)
💠 هرچند کسی خیلی گوش نمیده و نمیاد بجای o بنویسه oculus ولی اگه کسی بدونه اون pitfall ها چیا هستن، موقع نوشتنش بیشتر دقت میکنه تا درست بنویسه.
💠 حفظ کردن معادل انگلیسی این مخفف ها سخته و احتمال اشتباه و تجویز دوز اشتباه رو هم افزایش میده. ترجیحا سعی کنید معادل لاتینش رو حفظ کنید و از روی اون، معنی مخفف رو بفهمید نه از روی معادل انگلیسی.
💠 هرچند کسی خیلی گوش نمیده و نمیاد بجای o بنویسه oculus ولی اگه کسی بدونه اون pitfall ها چیا هستن، موقع نوشتنش بیشتر دقت میکنه تا درست بنویسه.
💠 حفظ کردن معادل انگلیسی این مخفف ها سخته و احتمال اشتباه و تجویز دوز اشتباه رو هم افزایش میده. ترجیحا سعی کنید معادل لاتینش رو حفظ کنید و از روی اون، معنی مخفف رو بفهمید نه از روی معادل انگلیسی.
Wikipedia
List of abbreviations used in medical prescriptions
Wikimedia list article
👍4❤1
⭕ pneumonia
💠 میشه pneumo + ia که پسوند ia واسه اشاره به بیماری بود و خود کلمه میشه ذاتالریه که التهاب ریه هست.
💠 همونطور که میدونید وقتی میخوایم به التهاب یک بافت اشاره کنیم، تهش itis میذاریم. مثلا meningitis میشه التهاب مننژ. حالا برای ریه، طبیعیه که التهاب ریه بشه pneumonitis ولی این کمتر کاربرد داره و بیشتر همون pneumonia بکار میره. البته یک سری تفاوت هایی هم بین pneumonia و pneumonitis هست که میتونین تو کامنت سکشن راجبش بخونید.
⭕ pneumothorax
💠 این خیلی مهمه. از ترکیب pneum + thorax تشکیل شده. بصورت تحتالفظی اگر معنا کنیم میشه "بیماریای که توی توراکس(قفسه سینه) هوا هست" ولی خب در حالت طبیعی هم توی توراکس(توی ریه) هوا هست. اینجا منظور گیر کردن هوا توی فضای جنب هست که اینه که غیرنرماله.
💠 از همین قسمت، دو تا تست بعدی طرح شده:
💠 میشه pneumo + ia که پسوند ia واسه اشاره به بیماری بود و خود کلمه میشه ذاتالریه که التهاب ریه هست.
💠 همونطور که میدونید وقتی میخوایم به التهاب یک بافت اشاره کنیم، تهش itis میذاریم. مثلا meningitis میشه التهاب مننژ. حالا برای ریه، طبیعیه که التهاب ریه بشه pneumonitis ولی این کمتر کاربرد داره و بیشتر همون pneumonia بکار میره. البته یک سری تفاوت هایی هم بین pneumonia و pneumonitis هست که میتونین تو کامنت سکشن راجبش بخونید.
⭕ pneumothorax
💠 این خیلی مهمه. از ترکیب pneum + thorax تشکیل شده. بصورت تحتالفظی اگر معنا کنیم میشه "بیماریای که توی توراکس(قفسه سینه) هوا هست" ولی خب در حالت طبیعی هم توی توراکس(توی ریه) هوا هست. اینجا منظور گیر کردن هوا توی فضای جنب هست که اینه که غیرنرماله.
💠 از همین قسمت، دو تا تست بعدی طرح شده:
❤5👍2
what's synonymous with "pleural effusion"?
Anonymous Quiz
5%
pyothorax
60%
hydrothorax
32%
pneumothorax
4%
hemothorax
❤1
what's synonymous with "pleural empyema"?
Anonymous Quiz
4%
hydrothorax
21%
pneumothorax
10%
hemothorax
65%
pyothorax
پاسخ دو تا سؤال بالا:
💠 در کل طبق چیزی که واسه pneumothorax گفتیم، منظور از کلمهی thorax که در انتها اومده، فضای جنبه در واقع.
💠ریشهی ابتدای کلمات رو هم که از قبل میدونیم:
pyo = pus = چرک
hydro = آب
hemo, hem, em, heam, haem = خون
pneumo = هوا
💠 پس hemothorax میشه تجمع خون در فضای جنب
💠 و pyothorax میشه تجمع چرک در فضای جنب
💠 و hydrothorax میشه تجمع بیش از حد آب در فضای جنب
💠 دقت کنید خیلی از سوالات رو میشه با همین روش ریشهشناسی جواب داد. مثلا تو همین سوال بالا، اگر دقت کنید ریشهی pyo رو توی خود کلمهی empyema میبینید. پس جوابش مشخص بود. خود empyema اینجوری میشه:
em + pyo + oma
💠 یک نکتهی خیلی کاربردی، اینه که چند تا پیشوند هستن که اگه انتهاشون حرف m باشه یا n، فرقی نداره و بازم همون معنی رو میدن. مثل (com, con) یا (em, en). یعنی توی یه کلمه ممکنه بجای en از em استفاده شده باشه.
⭕ (com, con) = together
💠 این پیشوند واسه اشاره به "باهم بودن" بکار میره. در واقع تو اکثر کلماتی که com یا con دیده میشه، یه مفهومی از با هم بودن دیده میشه. مثالاش رو ببینیم:
⭕ conjoined twins
💠 دوقلو(twin) هایی که "به هم دیگه"(con) متصل(joined) هستن.
⭕ commissure
💠 حتی با اینکه نمیدونیم missure چی هست، میدونیم که com به "با هم بودن" اشاره داره. در نتیجه یه حدسایی میتونیم بزنیم. commissure به معنی "محل تلاقی" هست. در واقع:
location at which two objects are joined
توضیحات بیشتر راجع به این کلمه، توی کامنت سکشن
⭕ (em, en) = in
💠 همونطور که قبلا گفتم کلمات لاتین و انگلیسی خیلی بهم شبیهن. مثالهای en رو قبلا توی این پست زدم. واسه مثال em هم بریم سراغ همون کلمهی empyema.
💠 پیشوند em میشه in یا "درون" و pyo هم میشه چرک. ema هم احتمالا oma بوده که به معنی توده هست. (oma رو بعدا کامل میگیم)
💠 در نتیجه empyema میشه تودهای (تجمعی) از چرک(py) درون(em) حفرهای از بدن
💠 فرقش با آبسه چیه؟ empyema تجمع چرک توی یه حفرهی طبیعی از بدنه. مثلا فضای جنب، یه حفرهی طبیعی تو بدنه پس وقتی چرک توش جمع بشه میشه pleural empyema ولی آبسه یا abscess، تجمع چرک توی یه حفرهی غیر طبیعی بدن هست. یعنی اون حفره مثلا تا قبل از التهاب تو بدن وجود نداشته و الان ایجاد شده و چرک توش جمع شده.
💠 در کل طبق چیزی که واسه pneumothorax گفتیم، منظور از کلمهی thorax که در انتها اومده، فضای جنبه در واقع.
💠ریشهی ابتدای کلمات رو هم که از قبل میدونیم:
pyo = pus = چرک
hydro = آب
hemo, hem, em, heam, haem = خون
pneumo = هوا
💠 پس hemothorax میشه تجمع خون در فضای جنب
💠 و pyothorax میشه تجمع چرک در فضای جنب
💠 و hydrothorax میشه تجمع بیش از حد آب در فضای جنب
💠 دقت کنید خیلی از سوالات رو میشه با همین روش ریشهشناسی جواب داد. مثلا تو همین سوال بالا، اگر دقت کنید ریشهی pyo رو توی خود کلمهی empyema میبینید. پس جوابش مشخص بود. خود empyema اینجوری میشه:
em + pyo + oma
💠 یک نکتهی خیلی کاربردی، اینه که چند تا پیشوند هستن که اگه انتهاشون حرف m باشه یا n، فرقی نداره و بازم همون معنی رو میدن. مثل (com, con) یا (em, en). یعنی توی یه کلمه ممکنه بجای en از em استفاده شده باشه.
⭕ (com, con) = together
💠 این پیشوند واسه اشاره به "باهم بودن" بکار میره. در واقع تو اکثر کلماتی که com یا con دیده میشه، یه مفهومی از با هم بودن دیده میشه. مثالاش رو ببینیم:
⭕ conjoined twins
💠 دوقلو(twin) هایی که "به هم دیگه"(con) متصل(joined) هستن.
⭕ commissure
💠 حتی با اینکه نمیدونیم missure چی هست، میدونیم که com به "با هم بودن" اشاره داره. در نتیجه یه حدسایی میتونیم بزنیم. commissure به معنی "محل تلاقی" هست. در واقع:
location at which two objects are joined
توضیحات بیشتر راجع به این کلمه، توی کامنت سکشن
⭕ (em, en) = in
💠 همونطور که قبلا گفتم کلمات لاتین و انگلیسی خیلی بهم شبیهن. مثالهای en رو قبلا توی این پست زدم. واسه مثال em هم بریم سراغ همون کلمهی empyema.
💠 پیشوند em میشه in یا "درون" و pyo هم میشه چرک. ema هم احتمالا oma بوده که به معنی توده هست. (oma رو بعدا کامل میگیم)
💠 در نتیجه empyema میشه تودهای (تجمعی) از چرک(py) درون(em) حفرهای از بدن
💠 فرقش با آبسه چیه؟ empyema تجمع چرک توی یه حفرهی طبیعی از بدنه. مثلا فضای جنب، یه حفرهی طبیعی تو بدنه پس وقتی چرک توش جمع بشه میشه pleural empyema ولی آبسه یا abscess، تجمع چرک توی یه حفرهی غیر طبیعی بدن هست. یعنی اون حفره مثلا تا قبل از التهاب تو بدن وجود نداشته و الان ایجاد شده و چرک توش جمع شده.
❤5👍5
💠 حالا که تا حدودی با کاربرد ریشهشناسی آشنا شدین، وقتشه که خودتون هم شروع کنید به در آوردن ریشههای کلمات. دلیلش اینه که تعداد ریشهها خیلی زیادن و نباید صرفا به پستهای این کانال اکتفا کنید. در واقع باید خودتون ماهیگیری رو یاد بگیرید و کارو ادامه بدید.
کارایی که باید انجام بدین به دو قسمت تقسیم میشن:
1️⃣ پیدا کردن ریشهی کلمات و معنی اون کلمات و ریشههاشون
2️⃣ تکرار و تمرین اون ریشهها
💠با ادامه دادن این سیکل برای حدود دو سال، تقریبا 95% ریشههای مهم رو که همهی کلمات مهم و کاربردی پزشکی از اونا ساخته شدن رو یاد میگیرین. قرار نیست در عرض چند هفته یا چند ماه کامل مسلط بشید. پیشرفت تو زبان(یا هر چیز دیگهای) بصورت تدریجی صورت میگیره. یعنی خوندن زبان باید بخشی از برنامهی روزانه باشه. (نحوه انجامش که آسون و متداوم باشه رو جلوتر میگم).
💠این روش (ریشهشناسی) طبیعتاً فقط برای اصطلاحات پزشکی نیست و باهاش خیلی میتونین زبان عمومیتون رو تقویت کنید و یچیزی رو رک بگم: تنها راه پیشرفت توی هر حوزهای، در وهلهی اول یه زبان قویه چون بهترین مطالب، مقالات، کورسها، چنلهای یوتیوب و... توی هر حوزهای به زبان انگلیسی هستن.
💠پس کارایی که توی دو تا پست بعدی میگم رو حتما انجام بدین چون هم خیلی آسونه، هم وقتی نمیبره، هم چیزی نیست که فقط چند روز ادامهدار باشه و قطعا متداوم میشه.
💠 اتفاقی که نهایتا میفته اینه که شما اینقدر ریشهی انگلیسی بلد هستین که حتی وقتی یه نفر یه کلمهی جدیدی میگه که تاحالا نشنیدینش، بازم تو ذهنتون بصورت ناخودآگاه اون کلمه رو به چند قسمت تقسیم میکنید و یه حدسی از معناش میزنید.
کارایی که باید انجام بدین به دو قسمت تقسیم میشن:
1️⃣ پیدا کردن ریشهی کلمات و معنی اون کلمات و ریشههاشون
2️⃣ تکرار و تمرین اون ریشهها
💠با ادامه دادن این سیکل برای حدود دو سال، تقریبا 95% ریشههای مهم رو که همهی کلمات مهم و کاربردی پزشکی از اونا ساخته شدن رو یاد میگیرین. قرار نیست در عرض چند هفته یا چند ماه کامل مسلط بشید. پیشرفت تو زبان(یا هر چیز دیگهای) بصورت تدریجی صورت میگیره. یعنی خوندن زبان باید بخشی از برنامهی روزانه باشه. (نحوه انجامش که آسون و متداوم باشه رو جلوتر میگم).
💠این روش (ریشهشناسی) طبیعتاً فقط برای اصطلاحات پزشکی نیست و باهاش خیلی میتونین زبان عمومیتون رو تقویت کنید و یچیزی رو رک بگم: تنها راه پیشرفت توی هر حوزهای، در وهلهی اول یه زبان قویه چون بهترین مطالب، مقالات، کورسها، چنلهای یوتیوب و... توی هر حوزهای به زبان انگلیسی هستن.
💠پس کارایی که توی دو تا پست بعدی میگم رو حتما انجام بدین چون هم خیلی آسونه، هم وقتی نمیبره، هم چیزی نیست که فقط چند روز ادامهدار باشه و قطعا متداوم میشه.
💠 اتفاقی که نهایتا میفته اینه که شما اینقدر ریشهی انگلیسی بلد هستین که حتی وقتی یه نفر یه کلمهی جدیدی میگه که تاحالا نشنیدینش، بازم تو ذهنتون بصورت ناخودآگاه اون کلمه رو به چند قسمت تقسیم میکنید و یه حدسی از معناش میزنید.
👍3❤1
1️⃣ پیدا کردن ریشهی کلمات و معنی اون کلمات:
💠این کار خیلی سادهاست. فقط کافیه هر کلمهای رو که احساس کردید از چند تا ریشهی جداگونه تشکیل شده رو توی گوگل سرچ کنید. تنها چیزی که نیاز هست اینه که بعد از اون کلمه، کلمهی Etymology رو تایپ کنید. مثلا اگر من میخوام بفهمم کلمهی nephrolithotomy چجوری ساخته شده، کافیه عبارت nephrolithotomy etymology رو تو گوگل (یا یک چت بات هوش مصنوعی) سرچ کنم. اولین نتیجهای که میاد معمولا مال wikitionary هست که بهترینشون هم هست. حتما اول دنبال این سایت بگردید.
💠 نتیجهای که wikitionary میاره از چتبات های هوش مصنوعی خیلی بهتره ولی اگه دیدین گوگل نیاورد یا حوصله نداشتین سرچ کنین، از همین ربات تلگرام استفاده کنین:
@TheB_AI_Bot
💠این کار خیلی سادهاست. فقط کافیه هر کلمهای رو که احساس کردید از چند تا ریشهی جداگونه تشکیل شده رو توی گوگل سرچ کنید. تنها چیزی که نیاز هست اینه که بعد از اون کلمه، کلمهی Etymology رو تایپ کنید. مثلا اگر من میخوام بفهمم کلمهی nephrolithotomy چجوری ساخته شده، کافیه عبارت nephrolithotomy etymology رو تو گوگل (یا یک چت بات هوش مصنوعی) سرچ کنم. اولین نتیجهای که میاد معمولا مال wikitionary هست که بهترینشون هم هست. حتما اول دنبال این سایت بگردید.
💠 نتیجهای که wikitionary میاره از چتبات های هوش مصنوعی خیلی بهتره ولی اگه دیدین گوگل نیاورد یا حوصله نداشتین سرچ کنین، از همین ربات تلگرام استفاده کنین:
@TheB_AI_Bot
👍3
2️⃣ ذخیره کردن و تکرار اون ریشهها و کلمات:
💠 واسه این کار نیاز به یه دیکشنری دارین که علاوه بر اینکه معنی کلمات رو بیاره، بتونین یسری note هایی ذخیره کنین. همچنین نیاز به یه اپ دارین که اون کلماتی که ذخیره کردین رو واستون تکرار و مرور کنه.
💠 اپی که خودم استفاده میکنم و همهی کارای بالارو انجام میده، دیکشنری Dict Box هست. نه تنها کلمات زبان عمومی بلکه کلمات خاص هر رشته مثل پزشکی رو داره و اگر هم نداشته باشه و سرچش کنین، حداقل یه متنی از ویکیپدیا میاره که اون کلمه رو توضیح میده.
💠 کلماتی رو که میدونین بلد نیستین رو میتونید ستاره دار کنید و بعد از اینکه تو تنظیماتش، word reminder رو فعال کنید، هر روز به تعدادی که خودتون انتخاب کردید، کلمههایی رو که ستاره دار کردید رو واستون بصورت نوتیفیکیشن نشون میده.
💠 اینجوری نیاز نیست خودتون وقت بذارید و دنبال کتاب یا دوره آموزشی بگردید یا اینکه هر روز یه وقت جداگونهای واسش بذارید. هر زمانی میتونید این نوتیف هارو چک کنید و کلماتی که ستاره دار کرده بودین رو مرور کنید.
💠 این روش برخلاف دورههای آموزشی در درازمدت جواب میده ولی نتیجهی بهتری داره. چون شما هر روز توی فضای مجازی، جزوهی اساتید و... یه سری کلمات جدید میبینید که میتونید اونارو تو دیکشنری ستاره دار کنید تا بعدا چندین بار بصورت رندوم واستون مرور شن.
💠 توی قسمت Notes هم میتونید اون معنایی که مد نظر خودتون هست رو وارد کنید چون کلمات انگلیسی اغلب چندتا معنی دارن و ممکنه فقط یه معنیش بکارتون بیاد.
💠 سعی کنید هر کلمهای رو که میبینید بلد نیستین توش وارد کنید و بعد ستاره دار کنید. حتی اگه اون زمان حوصلهی خوندن معنیشو نداشته باشین، حداقل میدونید که ذخیره شده و بعدا دوباره میاد. اون موقع میتونید معنیش رو چک کنید.
💠 این دیکشنری واسه کلماتی که توی Wikipedia تعریف شدن، متن ویکیپدیاشون رو هم میاره. اگر اون متن رو بخونید خیلی سریعتر جواب میگیرین. چون توی اون متن هم یسری کلمات جدید هست و میتونید اون کلمات رو هم ستارهدار کنید. این روش اولاش خیلی سخته چون تعداد کلماتی که جدیدن، خیلی زیادن. ولی بعد از مدتی وقتی میاید یه کلمه که معنیش رو نمیدونید رو سرچ کنید، میبینید قبلا ستارهدارش کردید.
💠 حتما اول معنی انگلیسیش رو بخونید، بعد معنی فارسی. چون معنی فارسیش امکان داره غلط باشه یا تحتاللفظی ترجمه شده باشه. (به هیچ وجه فقط به معنی فارسیش اکتفا نکنید ولی معنی فارسیش رو هم بخونید. واسه ترجمه بکار میاد.)
💠 میدونم اپ های دیگهای هم هستن که ممکنه این کارارو بکنن ولی من چون دیدم این یکی همیشه کارمو راه میندازه، فقط همینو معرفی کردم.
💠 لینک دانلود از گوگل پلی (کلیک کنید)
💠 لینک دانلود از اپ استور (کلیک کنید)
💠 واسه این کار نیاز به یه دیکشنری دارین که علاوه بر اینکه معنی کلمات رو بیاره، بتونین یسری note هایی ذخیره کنین. همچنین نیاز به یه اپ دارین که اون کلماتی که ذخیره کردین رو واستون تکرار و مرور کنه.
💠 اپی که خودم استفاده میکنم و همهی کارای بالارو انجام میده، دیکشنری Dict Box هست. نه تنها کلمات زبان عمومی بلکه کلمات خاص هر رشته مثل پزشکی رو داره و اگر هم نداشته باشه و سرچش کنین، حداقل یه متنی از ویکیپدیا میاره که اون کلمه رو توضیح میده.
💠 کلماتی رو که میدونین بلد نیستین رو میتونید ستاره دار کنید و بعد از اینکه تو تنظیماتش، word reminder رو فعال کنید، هر روز به تعدادی که خودتون انتخاب کردید، کلمههایی رو که ستاره دار کردید رو واستون بصورت نوتیفیکیشن نشون میده.
💠 اینجوری نیاز نیست خودتون وقت بذارید و دنبال کتاب یا دوره آموزشی بگردید یا اینکه هر روز یه وقت جداگونهای واسش بذارید. هر زمانی میتونید این نوتیف هارو چک کنید و کلماتی که ستاره دار کرده بودین رو مرور کنید.
💠 این روش برخلاف دورههای آموزشی در درازمدت جواب میده ولی نتیجهی بهتری داره. چون شما هر روز توی فضای مجازی، جزوهی اساتید و... یه سری کلمات جدید میبینید که میتونید اونارو تو دیکشنری ستاره دار کنید تا بعدا چندین بار بصورت رندوم واستون مرور شن.
💠 توی قسمت Notes هم میتونید اون معنایی که مد نظر خودتون هست رو وارد کنید چون کلمات انگلیسی اغلب چندتا معنی دارن و ممکنه فقط یه معنیش بکارتون بیاد.
💠 سعی کنید هر کلمهای رو که میبینید بلد نیستین توش وارد کنید و بعد ستاره دار کنید. حتی اگه اون زمان حوصلهی خوندن معنیشو نداشته باشین، حداقل میدونید که ذخیره شده و بعدا دوباره میاد. اون موقع میتونید معنیش رو چک کنید.
💠 این دیکشنری واسه کلماتی که توی Wikipedia تعریف شدن، متن ویکیپدیاشون رو هم میاره. اگر اون متن رو بخونید خیلی سریعتر جواب میگیرین. چون توی اون متن هم یسری کلمات جدید هست و میتونید اون کلمات رو هم ستارهدار کنید. این روش اولاش خیلی سخته چون تعداد کلماتی که جدیدن، خیلی زیادن. ولی بعد از مدتی وقتی میاید یه کلمه که معنیش رو نمیدونید رو سرچ کنید، میبینید قبلا ستارهدارش کردید.
💠 حتما اول معنی انگلیسیش رو بخونید، بعد معنی فارسی. چون معنی فارسیش امکان داره غلط باشه یا تحتاللفظی ترجمه شده باشه. (به هیچ وجه فقط به معنی فارسیش اکتفا نکنید ولی معنی فارسیش رو هم بخونید. واسه ترجمه بکار میاد.)
💠 میدونم اپ های دیگهای هم هستن که ممکنه این کارارو بکنن ولی من چون دیدم این یکی همیشه کارمو راه میندازه، فقط همینو معرفی کردم.
💠 لینک دانلود از گوگل پلی (کلیک کنید)
💠 لینک دانلود از اپ استور (کلیک کنید)
Google Play
Persian Dictionary - Dict Box - Apps on Google Play
English to Persian, Farsi to English offline dictionary & translator
❤4
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ𝗂𝖼αᥣ 𝐓𝖾𝗋ꭑ𝗂𐓣ⱺᥣⱺ𝗀𝗒
💠 پیشوند بعدی، -ana هست. پیشوند سختی هست چون معنیش یجورایی استنتاجیه و همچنین خیلی با پیشوند an قاطی میشه. بصورت کلی، معنیش میشه against یا apart. یعنی در کل چیزایی که مفهوم مخالفت یا جدا شدن (ساز مخالف زدن) رو دارن ولی نمیشه همین against رو بصورت تحتاللفظی…
💠 یه چیزی که وقتی داشتم tomy و ectomy رو میگفتم یادم رفت، ostomy هست:
ostomy = os + tomy
💠 ریشهی os از ostium میاد و به معنی سوراخ هست. پس اوستومی میشه ایجاد یک سوراخ(os) با بریدن(tomy)
⭕ tracheostomy = trachea + os + tomy
💠 ایجاد یک سوراخ در سطح جلویی نای واسه تنفس بیمار
⭕external os & internal os
The internal os is the opening between the cervix and the corpus. The external os is the opening between the cervix and vagina.
⭕ NPO = Null Per Os (latin) = Not Per Oral (English)
واسه دارو هایی که مصرفشون از راه غیر دهانه
ostomy = os + tomy
💠 ریشهی os از ostium میاد و به معنی سوراخ هست. پس اوستومی میشه ایجاد یک سوراخ(os) با بریدن(tomy)
⭕ tracheostomy = trachea + os + tomy
💠 ایجاد یک سوراخ در سطح جلویی نای واسه تنفس بیمار
⭕external os & internal os
The internal os is the opening between the cervix and the corpus. The external os is the opening between the cervix and vagina.
⭕ NPO = Null Per Os (latin) = Not Per Oral (English)
واسه دارو هایی که مصرفشون از راه غیر دهانه
👍2❤1
💠 قرار شد هر از گاهی مخففهای پزشکی هم بذاریم. AS سه تا معنی داره(شایدم بیشتر):
AS:
1
ankylosing spondylitis
⭕ ankylosis = ankyl + osis
نزدیک شدن بیش از حد دو استخوان که موجب کم تحرکی آن استخوان ها می شود و به اصطلاح سفت شدن آن مفصل و کم تحرک شدن آن است
⭕ spondylitis = spondyl + itis
💠 ریشهی spondyl واسه مهرههای ستون مهره بکار میره و itis هم که واسه التهاب - - - > التهاب مهره
2
aortic stenosis
⭕ stenosis = sten + osis
💠 ریشهی sten واسه تنگی یه مجرا (هر مجرایی) بکار میره.
💠 پسوند osis برای اشاره به یک بیماری بکار میرفت. البته توی دل این کلمه، یه اشارهای به افزایش هست. یعنی یه مفهوم "بیماری ای که توش افزایش X دیده میشه" رو با خودش داره. مثلا همین stenosis میشه بیماری ای(osis) که توش افزایش(osis) تنگی(sten) دیده میشه.
💠 ریشهی sten توی کلمهی stent یا همون استنت هم بکار رفته که از الان میدونیم چرا
3
auris sinistra (left ear)
auris = گوش
sinistra = چپ
💠 همچنین dextra میشه "راست" و uterque میشه "هم راست هم چپ" لذا AD میشه گوش راست و AU میشه هر دو گوش
AU = Auris Uterque
AD = Auris Dextra
AS:
1
ankylosing spondylitis
⭕ ankylosis = ankyl + osis
نزدیک شدن بیش از حد دو استخوان که موجب کم تحرکی آن استخوان ها می شود و به اصطلاح سفت شدن آن مفصل و کم تحرک شدن آن است
⭕ spondylitis = spondyl + itis
💠 ریشهی spondyl واسه مهرههای ستون مهره بکار میره و itis هم که واسه التهاب - - - > التهاب مهره
2
aortic stenosis
⭕ stenosis = sten + osis
💠 ریشهی sten واسه تنگی یه مجرا (هر مجرایی) بکار میره.
💠 پسوند osis برای اشاره به یک بیماری بکار میرفت. البته توی دل این کلمه، یه اشارهای به افزایش هست. یعنی یه مفهوم "بیماری ای که توش افزایش X دیده میشه" رو با خودش داره. مثلا همین stenosis میشه بیماری ای(osis) که توش افزایش(osis) تنگی(sten) دیده میشه.
💠 ریشهی sten توی کلمهی stent یا همون استنت هم بکار رفته که از الان میدونیم چرا
3
auris sinistra (left ear)
auris = گوش
sinistra = چپ
💠 همچنین dextra میشه "راست" و uterque میشه "هم راست هم چپ" لذا AD میشه گوش راست و AU میشه هر دو گوش
AU = Auris Uterque
AD = Auris Dextra
❤10👍2
💠 داروهایی که انتهاشون به mab ختم میشه، ماده اصلی سازنده اون دارو، یک monoclonal antibody بوده که مخففش mab هست. (بصورت نکته کلی حفظ کنید نه یه قانون مطلق و همیشه درست):
Many therapeutic monoclonal antibodies, which are used to target specific proteins in the body for a therapeutic effect, have the suffix "-mab" in their names.
💠 مثالها:
1. Adalimumab (Humira)
2. Infliximab (Remicade)
3. Rituximab (Rituxan)
4. Trastuzumab (Herceptin)
5. Bevacizumab (Avastin)
6. Pembrolizumab (Keytruda)
7. Nivolumab (Opdivo)
8. Durvalumab (Imfinzi)
9. Atezolizumab (Tecentriq)
10. Omalizumab (Xolair)
Many therapeutic monoclonal antibodies, which are used to target specific proteins in the body for a therapeutic effect, have the suffix "-mab" in their names.
💠 مثالها:
1. Adalimumab (Humira)
2. Infliximab (Remicade)
3. Rituximab (Rituxan)
4. Trastuzumab (Herceptin)
5. Bevacizumab (Avastin)
6. Pembrolizumab (Keytruda)
7. Nivolumab (Opdivo)
8. Durvalumab (Imfinzi)
9. Atezolizumab (Tecentriq)
10. Omalizumab (Xolair)
❤7
💠 قبلا اینجا راجبه ریشهی phylaxis گفته بودم که به معنی ایمنی یا protection بود. یه کلمهی دیگه که این ریشه توش بکار رفته رو ببینیم:
⭕ tachyphylaxis = tachy + phylaxis
💠 ریشهی tachy به معنای سریع هست و مخالفش brady به معنای کند هست. tachyphylaxis حالتی هست که بدن سریع(tachy) نسبت به یه دارویی که تازه داریم استفاده میکنیم، tolerance میده و دیگه اون دوز اثر نداره. یعنی یجورایی بدن نسبت به اون دارو، مقاوم(phylaxis) میشه.
💠 ریشههای tachy و brady رو قطعا از قبل دیدین. مثه tachycardia و bradykinin. بریم سراغ bradykinin:
⭕ bradykinin = brady + kin + in
💠 قبلا گفته بودم که kin خیلی مهمه و مخفف kinetic یا سینتیک هست و به حرکت اشاره داره.
💠 یکی از پسوندهای خیلی مهم که بیش از حد کاربردیه و به احتمال زیاد خودتون میدونید، پسوند in هست. اگر بدونید که این پسوند توی یه کلمهای داره بکار میره که به یک مولکول یا یک ماده اشاره داره، به احتمال 99 درصد اون ماده از جنس پروتئین هست. (یا حداقل یه جزء پروتئینی داره.) یعنی چون protein تهش in داره، معمولا مولکول هایی که تو اسمشون تهشون in داره، پروتئینی ان. مثالها :
insulin, gastrin, bradykinin, albumin, fibrin, hemoglobin, actin, myosin, troponin, tubulin, elastin, immunoglobulin,...
💠 دقت کنید این روش پسوند in برای اسم داروها اکثر اوقات صادق نیست.
💠 پس مثلا bradykinin میشه پروتئینی(in) که موجب کم شدن(brady) حرکت یا انقباض(kin) ماهیچههای صاف دیواره رگها میشه. یعنی نقش vasodilator داره.
⭕ tachyphylaxis = tachy + phylaxis
💠 ریشهی tachy به معنای سریع هست و مخالفش brady به معنای کند هست. tachyphylaxis حالتی هست که بدن سریع(tachy) نسبت به یه دارویی که تازه داریم استفاده میکنیم، tolerance میده و دیگه اون دوز اثر نداره. یعنی یجورایی بدن نسبت به اون دارو، مقاوم(phylaxis) میشه.
💠 ریشههای tachy و brady رو قطعا از قبل دیدین. مثه tachycardia و bradykinin. بریم سراغ bradykinin:
⭕ bradykinin = brady + kin + in
💠 قبلا گفته بودم که kin خیلی مهمه و مخفف kinetic یا سینتیک هست و به حرکت اشاره داره.
💠 یکی از پسوندهای خیلی مهم که بیش از حد کاربردیه و به احتمال زیاد خودتون میدونید، پسوند in هست. اگر بدونید که این پسوند توی یه کلمهای داره بکار میره که به یک مولکول یا یک ماده اشاره داره، به احتمال 99 درصد اون ماده از جنس پروتئین هست. (یا حداقل یه جزء پروتئینی داره.) یعنی چون protein تهش in داره، معمولا مولکول هایی که تو اسمشون تهشون in داره، پروتئینی ان. مثالها :
insulin, gastrin, bradykinin, albumin, fibrin, hemoglobin, actin, myosin, troponin, tubulin, elastin, immunoglobulin,...
💠 دقت کنید این روش پسوند in برای اسم داروها اکثر اوقات صادق نیست.
💠 پس مثلا bradykinin میشه پروتئینی(in) که موجب کم شدن(brady) حرکت یا انقباض(kin) ماهیچههای صاف دیواره رگها میشه. یعنی نقش vasodilator داره.
Telegram
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ 𝐓𝖾𝗋ꭑ
💠 ادامهی مثالها:
⭕ anaphylaxis:
💠 بصورت ana + phylaxis هست. بازم اینجا ana به معنی مخالف بودن هست و phylaxis به معنی ایمنی(protection) هست. واسه این بهش میگن anaphylaxis چون واکنش های ایمنی بدن در شرایط عادی برای ایجاد ایمنی هست ولی توی این شرایط آلرژیک،…
⭕ anaphylaxis:
💠 بصورت ana + phylaxis هست. بازم اینجا ana به معنی مخالف بودن هست و phylaxis به معنی ایمنی(protection) هست. واسه این بهش میگن anaphylaxis چون واکنش های ایمنی بدن در شرایط عادی برای ایجاد ایمنی هست ولی توی این شرایط آلرژیک،…
👍6❤2👌2
💠 ریشهی بعدی که مهمه، somn هست که به معنی خواب هست. پرتکرار ترین مثالش insomnia هست:
⭕ insomnia = in + somn + ia
💠 پیشوند in واسه منفی کردن میاد (مثل پیشوند a که کلمهی بعد از خودش رو منفی میکنه) و خیلی کاربرد داره حتی خارج از پزشکی مثلا:
⭕ appropriate - - - >inappropriate
💠 پسوند ia هم که قبلا گفتیم واسه اشاره به بیماری بکار میره. یعنی وقتی میاد ته یه کلمه، داره به "اختلال بودن" اون کلمه اشاره میکنه.
💠 پس insomnia میشه اختلالی(ia) که توش بی(in) خوابی(somn) داریم. یه چند تا مثال دیگه ببینیم:
⭕ somnolent = خواب آلود
⭕ somnolency = حالت خواب آلودگی
⭕ somnifacient = مادهی خوابآور
⭕ somniferous = مادهی خوابآور
⭕ somnific = بازم مادهی خوابآور
⭕ somnambulism = somn + ambulism
💠 مثه آمبولانس که همیشه در حال حرکت و جابجایی هست، کلماتی که با ambulance همخانواده هستن، به سیار بودن و حرکت اشاره دارن مثه ambulant و ambulatory و ambulation و...
💠 در نتیجه فردی که somnambulant باشه، تو خواب(somn) راه میره(ambulant) یعنی میشه همون sleepwalking
⭕ insomnia = in + somn + ia
💠 پیشوند in واسه منفی کردن میاد (مثل پیشوند a که کلمهی بعد از خودش رو منفی میکنه) و خیلی کاربرد داره حتی خارج از پزشکی مثلا:
⭕ appropriate - - - >inappropriate
💠 پسوند ia هم که قبلا گفتیم واسه اشاره به بیماری بکار میره. یعنی وقتی میاد ته یه کلمه، داره به "اختلال بودن" اون کلمه اشاره میکنه.
💠 پس insomnia میشه اختلالی(ia) که توش بی(in) خوابی(somn) داریم. یه چند تا مثال دیگه ببینیم:
⭕ somnolent = خواب آلود
⭕ somnolency = حالت خواب آلودگی
⭕ somnifacient = مادهی خوابآور
⭕ somniferous = مادهی خوابآور
⭕ somnific = بازم مادهی خوابآور
⭕ somnambulism = somn + ambulism
💠 مثه آمبولانس که همیشه در حال حرکت و جابجایی هست، کلماتی که با ambulance همخانواده هستن، به سیار بودن و حرکت اشاره دارن مثه ambulant و ambulatory و ambulation و...
💠 در نتیجه فردی که somnambulant باشه، تو خواب(somn) راه میره(ambulant) یعنی میشه همون sleepwalking
❤8👍3👌3
💠 از پسوندهای پرکاربرد، penia هست که اون ia تهش به وجود بیماری اشاره داره. یعنی بیماریای که توش کاهش چیزی رو داریم. (برعکس پسوند osis)
⭕ neutropenia = neutrophile + penia
💠 معنیش مشخصه. یه بیمار نوتروپنیک، کاهش نوتروفیل تو خونش دیده میشه.
⭕ leukopenia = leukocyte + penia
⭕ thrombocytopenia = thrombocyte + penia
💠 اینجوری میتونید حفظ کنید که penia مثل penny که واحد کم ارزش پوله، به کم شدن اشاره داره.
⭕ neutropenia = neutrophile + penia
💠 معنیش مشخصه. یه بیمار نوتروپنیک، کاهش نوتروفیل تو خونش دیده میشه.
⭕ leukopenia = leukocyte + penia
⭕ thrombocytopenia = thrombocyte + penia
💠 اینجوری میتونید حفظ کنید که penia مثل penny که واحد کم ارزش پوله، به کم شدن اشاره داره.
❤6👌2👍1