❤سلام امیدوارم حالتون خوب باشه❤
💎توی این کانال، هر روز تعدادی از اصطلاحات پزشکی رو از لحاظ ریشه شناسی(etymology) بررسی میکنیم. همچنین روی medical terminology کار میکنیم و هر روز اصطلاحات بیشتری رو یاد میگیریم. بعضی وقتها هم اختصارات پزشکیای(medical abbreviations) یا Acronym هایی رو که تونستم مرتب و طبقهبندی کنم رو میذارم.💎
💎توی این کانال، هر روز تعدادی از اصطلاحات پزشکی رو از لحاظ ریشه شناسی(etymology) بررسی میکنیم. همچنین روی medical terminology کار میکنیم و هر روز اصطلاحات بیشتری رو یاد میگیریم. بعضی وقتها هم اختصارات پزشکیای(medical abbreviations) یا Acronym هایی رو که تونستم مرتب و طبقهبندی کنم رو میذارم.💎
❤46
پیشوند -a برای منفی کردن میاد و نشون دهندهی "عدم وجود" قسمت بعد از خودشه. ریشهی men به "ماه" دلالت داره. rrhea رو هم که میدونیم. در نتیجه :
a + men + rrhea = absence + month + flow = absence of monthly(periodic) flow = عدم وجود جریان ماهانه یا همون عدم وجود قاعدگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍26❤11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤20👍1
tip, edge; top; highest point
به معنی نوک یه چیزی هست.
acro = related to extremities(hands & feet) + head
مربوط به سر و نوک اندامها
acronym = acro + nym = سر + نام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤22 2👍1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11👍2
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ𝗂𝖼αᥣ 𝐓𝖾𝗋ꭑ𝗂𐓣ⱺᥣⱺ𝗀𝗒
(“selective angiotensin receptor antagonist”)
s = selective
a = angiotensin
r = recep
t = tor
an = antagonist
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤20👍1
💠 دو تا از پیشوند های مهم و کاربردی en و ex هستن. en میشه همون in و ex دقیقا مخالفشه و یعنی out. مثلا exit هم از همین ex میاد. نکته دیگهای نداره. فقط مثالاشو ببینیم.
⭕ encephalon = en + cephalon
💠 ریشهی cephalon یعنی سر و en هم که یعنی داخل. پس encephalon میشه چیزی که داخل سر هست که میشه مغز
⭕ entomology: en + tomo + logy
💠 در کل logy هرجا انتهای کلمه میاد، به اون علم اشاره میکنه و توی فارسی با پسوند "شناسی" ترجمه میشه. مثل biology که میشه زیستشناسی
💠 ریشهی tomo هم به معنای "مقطع" هست که تو انگلیسی بهش section و sect هم میگن. مثال خیلی معروفش:
CT scan = computerized tomography scan
که همونجور که میدونیم تو CT، تصویر برداری از یه مقطع از بدن یا یه section از بدن هست.
💠 حالا ببینیم entomology چی میشه:
en = in
tomo = sect
logy = the study of
entomology = the study of insects
یا همون حشرهشناسی
⭕ enanthem & exanthem = en/ex + anthem
💠 یه سری ریشهها هستن که تو کلمات خیلی کمی بکار میرن و حفظ کردنشون ارزش چندانی نداره. نهایتا به فهم بهتر همون کلمه کمک کنه نه چیز بیشتری. anthem برای مثال یکی از اون ریشههاست. کلمهی exanthem از لحاظ ریشهشناسی میشه breaking out ولی anthem چندان کمکی نمیکنه به دونستن معنی exanthem. بیشتر همون ex کمک کننده هست.
💠 نهایتا این میشه که exanthem میشه بثورات جلدی که جوشهای گسترده (widespread rash) در سطح بیرونی(ex) بدن میده ولی enanthem موجب همون جوش ها در سطح داخلی(en) بدن میده. منظور از سطح داخلی، همون سطوح غشاهای مخاطی هست.
⭕ encephalon = en + cephalon
💠 ریشهی cephalon یعنی سر و en هم که یعنی داخل. پس encephalon میشه چیزی که داخل سر هست که میشه مغز
⭕ entomology: en + tomo + logy
💠 در کل logy هرجا انتهای کلمه میاد، به اون علم اشاره میکنه و توی فارسی با پسوند "شناسی" ترجمه میشه. مثل biology که میشه زیستشناسی
💠 ریشهی tomo هم به معنای "مقطع" هست که تو انگلیسی بهش section و sect هم میگن. مثال خیلی معروفش:
CT scan = computerized tomography scan
که همونجور که میدونیم تو CT، تصویر برداری از یه مقطع از بدن یا یه section از بدن هست.
💠 حالا ببینیم entomology چی میشه:
en = in
tomo = sect
logy = the study of
entomology = the study of insects
یا همون حشرهشناسی
⭕ enanthem & exanthem = en/ex + anthem
💠 یه سری ریشهها هستن که تو کلمات خیلی کمی بکار میرن و حفظ کردنشون ارزش چندانی نداره. نهایتا به فهم بهتر همون کلمه کمک کنه نه چیز بیشتری. anthem برای مثال یکی از اون ریشههاست. کلمهی exanthem از لحاظ ریشهشناسی میشه breaking out ولی anthem چندان کمکی نمیکنه به دونستن معنی exanthem. بیشتر همون ex کمک کننده هست.
💠 نهایتا این میشه که exanthem میشه بثورات جلدی که جوشهای گسترده (widespread rash) در سطح بیرونی(ex) بدن میده ولی enanthem موجب همون جوش ها در سطح داخلی(en) بدن میده. منظور از سطح داخلی، همون سطوح غشاهای مخاطی هست.
👍20❤7👏2
💠 دو تا از پیشوند های مهم که شبیه هم هستن، pyo و pyro هستن. pyo واسه چرک بکار میره و pyro یه ریشه به معنی آتش هست و واسه دمای بالا(تب) بکار میره. اول مثالای pyro رو ببینیم:
⭕ pyrex:
همون ظروف پیرکس که مقاوم به دمای زیاد هستن
⭕ pyrexia:
💠 به صورت pyr(ex) + ia تشکیل شده. پسوند ia واسه اشاره به بیماری ها استفاده میشه. یعنی تو اصطلاحات پزشکی اگه انتهای کلمهای ia اومد، به احتمال زیاد به یه بیماری یا یک abnormality اشاره داره. خود کلمهی pyrexia هم که همون نسخهی شیکتر و مدیکالتر واسه fever یا تب هست.
⭕ pyrogen:
💠 میشه pyro + gen که gen از پسوندای پرکاربرده و از generate میاد که به معنی تولید کردن هست. پس pyrogen مادهای هست که موجب به وجود اومدن(تولید شدن) تب میشه. (ماده تب آور)
حالا مثالای pyo:
⭕ pyogen:
💠 این هم مثه قبلیه و از pyo + gen = pus + make تشکیل شده. یعنی چیزی که موجب ترشح چرک از ناحیهای از بدن میشه.
⭕ pyorrhea:
اینو توی این پست توضیح دادم.
⭕ pyosepticemia:
💠 این یکم پیچیده تر میشه. اینجوریه:
pyo + septic(sepsis) + hem + ia
تنها ریشهی جدید، hem هست که به خون اشاره میکنه. hem از مهم ترین ریشههاست و بعضی وقتا تشخیصش تو کلمه سخت میشه چون به چندین مدل استفاده میشه. واسه همین تو یه پست مجزا بهش میپردازیم. sepsis هم که همون گندیدگی بافت هست. ia هم که تازه گفتیم به بیماری بودن اشاره میکنه. پس کلمهی pyosepticemia به وجود چرک و گندیدگی(میکروب) در خون اشاره داره. (عملا ترکیب pyemia و septicemia هست.)
pyemia = pyo + em + ia
septicemia = septic + em + ia
💠 توی دو تا کلمهی بالا، em همون hem هست و این هم به خون اشاره داره. واسه همین گفتم بعضی وقتا تشخیصش تو کلمه سخته. ریشهی hem توی هموگلوبین و هماتوکریت و در کل هرچیزی که به خون مرتبطه دیده میشه.
⭕ pyrex:
همون ظروف پیرکس که مقاوم به دمای زیاد هستن
⭕ pyrexia:
💠 به صورت pyr(ex) + ia تشکیل شده. پسوند ia واسه اشاره به بیماری ها استفاده میشه. یعنی تو اصطلاحات پزشکی اگه انتهای کلمهای ia اومد، به احتمال زیاد به یه بیماری یا یک abnormality اشاره داره. خود کلمهی pyrexia هم که همون نسخهی شیکتر و مدیکالتر واسه fever یا تب هست.
⭕ pyrogen:
💠 میشه pyro + gen که gen از پسوندای پرکاربرده و از generate میاد که به معنی تولید کردن هست. پس pyrogen مادهای هست که موجب به وجود اومدن(تولید شدن) تب میشه. (ماده تب آور)
حالا مثالای pyo:
⭕ pyogen:
💠 این هم مثه قبلیه و از pyo + gen = pus + make تشکیل شده. یعنی چیزی که موجب ترشح چرک از ناحیهای از بدن میشه.
⭕ pyorrhea:
اینو توی این پست توضیح دادم.
⭕ pyosepticemia:
💠 این یکم پیچیده تر میشه. اینجوریه:
pyo + septic(sepsis) + hem + ia
تنها ریشهی جدید، hem هست که به خون اشاره میکنه. hem از مهم ترین ریشههاست و بعضی وقتا تشخیصش تو کلمه سخت میشه چون به چندین مدل استفاده میشه. واسه همین تو یه پست مجزا بهش میپردازیم. sepsis هم که همون گندیدگی بافت هست. ia هم که تازه گفتیم به بیماری بودن اشاره میکنه. پس کلمهی pyosepticemia به وجود چرک و گندیدگی(میکروب) در خون اشاره داره. (عملا ترکیب pyemia و septicemia هست.)
pyemia = pyo + em + ia
septicemia = septic + em + ia
💠 توی دو تا کلمهی بالا، em همون hem هست و این هم به خون اشاره داره. واسه همین گفتم بعضی وقتا تشخیصش تو کلمه سخته. ریشهی hem توی هموگلوبین و هماتوکریت و در کل هرچیزی که به خون مرتبطه دیده میشه.
Telegram
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ 𝐓𝖾𝗋ꭑ
🔹دلیل این کار چیه و یادگیری terminology و etymology به چه دردی میخوره؟ راستش تو این چند ترم که با بقیه همکلاسیها حرف میزدم، خیلیا از این مینالیدن که این اصطلاحات خیلی زیادن و نمیشه حفظشون کرد. اگرم بشه، چند روز بعد از امتحان یادمون میره.🔹
✨راهحلاش اینه…
✨راهحلاش اینه…
👍23❤5👌2
💠 یکی از مهم ترین پیشوندها -a در اول کلمه هست که کل عبارت بعد از خودش رو منفی میکنه و به عدم وجود(absence) عبارت بعد از خودش اشاره داره. مثالها:
⭕ agnosia:
💠 خیلی به کلمهی ignorance(جهل) شبیهه و از لحاظ لغوی هم به همین معنا هست. تنها ریشهی جدیدش، gnos هست که خیلی شبیه به know هست که به دانستن و Knowledge اشاره دارن جفتشون. حتی ریشهی gnos رو در انتهای recognize میبینید که اونم توی همین range معنایی هست. (در کل خیلی از ریشهها و کلمات لاتین به کلمات انگلیسی شبیه هستن و این شباهت خیلی میتونه تو حفظ کردن کلمات کمک کنه.)
a + gnos + ia = absence + know + disease
نهایتا agnosia میشه حالتی که توش شخص توی فهم و درک محیط اطراف با کمک حواسش به مشکل میخوره. (تو فارسی بهش میگن ادراک پریشی)
💠 کلمات دیگهای که ریشهی gnos رو تو خودشون دارن:
agnostic, cognition, cognizant, diagnosis, diagnostic, incognito, precognition, prognosis, recognize
تک تک این کلمات رو میشه با قطعه قطعه کردن، معنیشون رو فهمید.
agnostic = adjective for agnosia
diagnosis = dia + gnos
incognito = in + cognition
precognition = pre + cognition
prognosis = pro + gnos
recognize = re + cognition
معانی این کلمات رو سعی کنین خودتون دربیارید. هرکدومش رو مشکل داشتید تو کامنتا بگید. البته یسری از ریشهها مثل dia رو هنوز نگفتم.
⭕ asymptomatic:
a + symptom + adj-suffix
بی + علامت = بی علامت، بدون نشانهی مرض
💠 انتهای خیلی از کلمات یه سری پسوندها میان که اون عبارت رو به صفت(adj) تبدیل میکنن و تغییری توی معنای کلمه نمیدن. از الان به بعد با عبارت adj-suffix نشونشون میدم.
⭕ agnosia:
💠 خیلی به کلمهی ignorance(جهل) شبیهه و از لحاظ لغوی هم به همین معنا هست. تنها ریشهی جدیدش، gnos هست که خیلی شبیه به know هست که به دانستن و Knowledge اشاره دارن جفتشون. حتی ریشهی gnos رو در انتهای recognize میبینید که اونم توی همین range معنایی هست. (در کل خیلی از ریشهها و کلمات لاتین به کلمات انگلیسی شبیه هستن و این شباهت خیلی میتونه تو حفظ کردن کلمات کمک کنه.)
a + gnos + ia = absence + know + disease
نهایتا agnosia میشه حالتی که توش شخص توی فهم و درک محیط اطراف با کمک حواسش به مشکل میخوره. (تو فارسی بهش میگن ادراک پریشی)
💠 کلمات دیگهای که ریشهی gnos رو تو خودشون دارن:
agnostic, cognition, cognizant, diagnosis, diagnostic, incognito, precognition, prognosis, recognize
تک تک این کلمات رو میشه با قطعه قطعه کردن، معنیشون رو فهمید.
agnostic = adjective for agnosia
diagnosis = dia + gnos
incognito = in + cognition
precognition = pre + cognition
prognosis = pro + gnos
recognize = re + cognition
معانی این کلمات رو سعی کنین خودتون دربیارید. هرکدومش رو مشکل داشتید تو کامنتا بگید. البته یسری از ریشهها مثل dia رو هنوز نگفتم.
⭕ asymptomatic:
a + symptom + adj-suffix
بی + علامت = بی علامت، بدون نشانهی مرض
💠 انتهای خیلی از کلمات یه سری پسوندها میان که اون عبارت رو به صفت(adj) تبدیل میکنن و تغییری توی معنای کلمه نمیدن. از الان به بعد با عبارت adj-suffix نشونشون میدم.
👍12❤4
💠 یه پیشوند دیگه که همین عدم وجود رو نشون میده، پیشوند -an هست.
⭕ anaerobic:
an + aero + bio + adj-suffix
که ریشهی aero به air(هوا) اشاره داره.(میبینید که بازم معادل لاتین و انگلیسی بهم شبیهن). bio هم که به (زندگی، زیستن، زیست، زی) اشاره داره مثل biology(زیستشناسی). پس اینجوری میشه
absence + air + life
بی + هوا + زی(زیستن) = بیهوازی
⭕ anemia:
an + em(hem) + ia
نبود(کمبود) خون = کمخونی
💠 دقت کنید پیشوند an رو با پیشوند ana که توی کلماتی مثل anatomy، anaplasia و anaphylaxis بکار رفته، اشتباه نگیرید و از هم تفریقش بدید. تو پست بعدی ana رو توضیح میدیم.
⭕ anaerobic:
an + aero + bio + adj-suffix
که ریشهی aero به air(هوا) اشاره داره.(میبینید که بازم معادل لاتین و انگلیسی بهم شبیهن). bio هم که به (زندگی، زیستن، زیست، زی) اشاره داره مثل biology(زیستشناسی). پس اینجوری میشه
absence + air + life
بی + هوا + زی(زیستن) = بیهوازی
⭕ anemia:
an + em(hem) + ia
نبود(کمبود) خون = کمخونی
💠 دقت کنید پیشوند an رو با پیشوند ana که توی کلماتی مثل anatomy، anaplasia و anaphylaxis بکار رفته، اشتباه نگیرید و از هم تفریقش بدید. تو پست بعدی ana رو توضیح میدیم.
🔥6👍4❤2
💠 پیشوند بعدی، -ana هست. پیشوند سختی هست چون معنیش یجورایی استنتاجیه و همچنین خیلی با پیشوند an قاطی میشه. بصورت کلی، معنیش میشه against یا apart. یعنی در کل چیزایی که مفهوم مخالفت یا جدا شدن (ساز مخالف زدن) رو دارن ولی نمیشه همین against رو بصورت تحتاللفظی تو کلمه جاگذاری کرد. مثالا:
⭕ anatomy:
💠 بصورت ana + tomy هست. اینجا ana به معنی apart هست و tomy به معنی cut. پس anatomy میشه:
cutting apart (different organs from each other)
یا همون تشریح اجزا و ارگان های بدن از هم
💠 ریشهی tomy از مهم ترین ریشهها هست و از همون tomo میاد که اینجا بهش اشاره کردم. همونطور که tomo واسه یه مقطع یا section بکار میرفت، tomy هم توی همون range معنایی هست و به معنی cutting هست. (وقتی یه چیزی رو cut میکنیم، یه مقطع ازش میزنیم دیگه) این ریشه وقتی در انتهای کلمات میاد، به برش کلمهی قبل از خودش اشاره داره. مثلا gastrotomy میشه cut کردن بخشی از معده.
💠 نکتهی خیلی مهمی که وجود داره، اینه که tomy واسه cutting into an organ بکار میره ولی ectomy واسه cutting out of an organ بکار میره. یعنی چی؟ یعنی مثلا وقتی gastrotomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو میبریم و میزنیمش کنار تا مثلا به لومناش دسترسی پیدا کنیم(نمیبریم از بدن بیمار بیاریمش بیرون بلکه بعدش یه بخیه میزنیم دوباره میچسبونیم سر جاش) ولی وقتی gastrectomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو با چاقو میبریم و از بدن بیمار میاریم بیرون(مثلا توده سرطانی داره)
ectomy = ec + tomy
ec = out, outside
tomy = cut
ectomy = cutting out
💠 مثالای بیشتر رو توی کامنت سکشن ببینید.
⭕ anaplasia:
بصورت ana + plasia ایجاد میشه. اینجا ana به معنی against بودن و ساز مخالف زدن و راه برعکس رفتن هست. plasia هم به معنی growth یا formation یا همون رشد هست. حالا معنیش چی میشه؟
💠 همونطور که میدونید سلول های مختلف بدن اول یه حالت بنیادی دارن که شبیه به هم هستن و بعدش تمایز(differentiation) پیدا میکنن. به مسیر برعکس تمایز، dedifferentiation میگن. (بصورت کلی de اول هر کلمهای اومد، داره اون کلمه رو برعکس میکنه و فرایندی که اون کلمه بهش اشاره داره رو معکوس میکنه. مثل دناتوره(denatured). کلمهی اصلی nature یا natural بوده که به معنی طبیعی هست ولی وقتی قبلش de میاد و به denaturation تبدیل میشه، به فرایند غیرطبیعی کردن اشاره داره. مثل دناتوره کردن مولکول DNA)
حالا dedifferentiation هم به حالتی اشاره داره که سلول از حالت تمایز یافته، به سمت حالت بنیادی و تمایزنیافتهی خودش برمیگرده. anaplasia هم دقیقا همینه فقط به لاتین :)
ana + plasia = against + formation(growth) = مسیر برعکس رشد و تمایز سلولی
💠 بقیهی مثالا پست بعدی
⭕ anatomy:
💠 بصورت ana + tomy هست. اینجا ana به معنی apart هست و tomy به معنی cut. پس anatomy میشه:
cutting apart (different organs from each other)
یا همون تشریح اجزا و ارگان های بدن از هم
💠 ریشهی tomy از مهم ترین ریشهها هست و از همون tomo میاد که اینجا بهش اشاره کردم. همونطور که tomo واسه یه مقطع یا section بکار میرفت، tomy هم توی همون range معنایی هست و به معنی cutting هست. (وقتی یه چیزی رو cut میکنیم، یه مقطع ازش میزنیم دیگه) این ریشه وقتی در انتهای کلمات میاد، به برش کلمهی قبل از خودش اشاره داره. مثلا gastrotomy میشه cut کردن بخشی از معده.
💠 نکتهی خیلی مهمی که وجود داره، اینه که tomy واسه cutting into an organ بکار میره ولی ectomy واسه cutting out of an organ بکار میره. یعنی چی؟ یعنی مثلا وقتی gastrotomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو میبریم و میزنیمش کنار تا مثلا به لومناش دسترسی پیدا کنیم(نمیبریم از بدن بیمار بیاریمش بیرون بلکه بعدش یه بخیه میزنیم دوباره میچسبونیم سر جاش) ولی وقتی gastrectomy داریم، یعنی یه بخشی از دیوارهی معده رو با چاقو میبریم و از بدن بیمار میاریم بیرون(مثلا توده سرطانی داره)
ectomy = ec + tomy
ec = out, outside
tomy = cut
ectomy = cutting out
💠 مثالای بیشتر رو توی کامنت سکشن ببینید.
⭕ anaplasia:
بصورت ana + plasia ایجاد میشه. اینجا ana به معنی against بودن و ساز مخالف زدن و راه برعکس رفتن هست. plasia هم به معنی growth یا formation یا همون رشد هست. حالا معنیش چی میشه؟
💠 همونطور که میدونید سلول های مختلف بدن اول یه حالت بنیادی دارن که شبیه به هم هستن و بعدش تمایز(differentiation) پیدا میکنن. به مسیر برعکس تمایز، dedifferentiation میگن. (بصورت کلی de اول هر کلمهای اومد، داره اون کلمه رو برعکس میکنه و فرایندی که اون کلمه بهش اشاره داره رو معکوس میکنه. مثل دناتوره(denatured). کلمهی اصلی nature یا natural بوده که به معنی طبیعی هست ولی وقتی قبلش de میاد و به denaturation تبدیل میشه، به فرایند غیرطبیعی کردن اشاره داره. مثل دناتوره کردن مولکول DNA)
حالا dedifferentiation هم به حالتی اشاره داره که سلول از حالت تمایز یافته، به سمت حالت بنیادی و تمایزنیافتهی خودش برمیگرده. anaplasia هم دقیقا همینه فقط به لاتین :)
ana + plasia = against + formation(growth) = مسیر برعکس رشد و تمایز سلولی
💠 بقیهی مثالا پست بعدی
Telegram
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ 𝐓𝖾𝗋ꭑ
💠 دو تا از پیشوند های مهم و کاربردی en و ex هستن. en میشه همون in و ex دقیقا مخالفشه و یعنی out. مثلا exit هم از همین ex میاد. نکته دیگهای نداره. فقط مثالاشو ببینیم.
⭕ encephalon = en + cephalon
💠 ریشهی cephalon یعنی سر و en هم که یعنی داخل. پس encephalon…
⭕ encephalon = en + cephalon
💠 ریشهی cephalon یعنی سر و en هم که یعنی داخل. پس encephalon…
👍7❤4🎉1
💠 چون اولشه، الان دارید با کلی ریشهی جدید برخورد میکنید که حفظ کردنشون سخته ولی وقتی این ریشههای مهم و اصلی رو یاد بگیرید، باهاش میتونید معنی صدها کلمه رو بفهمید چون اون کلمات از این ریشه ها تشکیل شدن.
💠 اینم مثالش واسه ریشهی tomy و ectomy (معنی قسمت اول خیلیاشونو ممکنه ندونین چون به اجزای مختلف بدن اشاره میکنن. اونارو هم میگیم) :
https://t.me/LearnMedTerm/26?comment=80
💠 اینم مثالش واسه ریشهی tomy و ectomy (معنی قسمت اول خیلیاشونو ممکنه ندونین چون به اجزای مختلف بدن اشاره میکنن. اونارو هم میگیم) :
https://t.me/LearnMedTerm/26?comment=80
Telegram
B.AI - 2 in 𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ 𝐓𝖾𝗋ꭑ 𝑮𝑷
Sure, here are dozens of medical terms that end in "-tomy" or "-ectomy":
1. Laminectomy
2. Appendectomy
3. Colectomy
4. Gastrectomy
5. Hysterectomy
6. Prostatectomy
7. Adenoidectomy
8. Mastectomy
9. Oophorectomy
10. Nephrectomy
11. Splenectomy
12. Thyroidectomy…
1. Laminectomy
2. Appendectomy
3. Colectomy
4. Gastrectomy
5. Hysterectomy
6. Prostatectomy
7. Adenoidectomy
8. Mastectomy
9. Oophorectomy
10. Nephrectomy
11. Splenectomy
12. Thyroidectomy…
👍6❤4
𝐋𝖾α𝗋𐓣 𝐌𝖾ᑯ𝗂𝖼αᥣ 𝐓𝖾𝗋ꭑ𝗂𐓣ⱺᥣⱺ𝗀𝗒
💠 پیشوند بعدی، -ana هست. پیشوند سختی هست چون معنیش یجورایی استنتاجیه و همچنین خیلی با پیشوند an قاطی میشه. بصورت کلی، معنیش میشه against یا apart. یعنی در کل چیزایی که مفهوم مخالفت یا جدا شدن (ساز مخالف زدن) رو دارن ولی نمیشه همین against رو بصورت تحتاللفظی…
💠 ادامهی مثالها:
⭕ anaphylaxis:
💠 بصورت ana + phylaxis هست. بازم اینجا ana به معنی مخالف بودن هست و phylaxis به معنی ایمنی(protection) هست. واسه این بهش میگن anaphylaxis چون واکنش های ایمنی بدن در شرایط عادی برای ایجاد ایمنی هست ولی توی این شرایط آلرژیک، این واکنش نه تنها موجب ایمنی نمیشه بلکه مخالفِ(ana) سلامت و ایمنی(phylaxis) بدن هست.
💠ریشهی phylaxis یجای دیگه هم خیلی استفاده میشه که کلمهی prophylaxis یا prophylactic هست. ساختارش میشه pro + phylaxis که همونطور که میدونید pro و pre به "قبل از یه چیزی" اشاره دارن. پس معنیش میشه ایجاد protection یا phylaxis از قبل (از بیماری) که میشه همون پیشگیری از بیماری. پس وقتی میگن فلان ماده غذایی توی بیماری X نقش prophylactic داره یعنی از بروز بیماری X جلوگیری میکنه.
⭕ anesthesia:
💠 از an + esthesia تشکیل شده. ریشهی esthesia مهمه و به معنی حس کردن یا sensation هست. پس وقتی قبلش an میاد، میشه بی حسی. دو تا کلمهی دیگه که این ریشه توشون بکار رفته، paresthesia و kinesthesia هست.
paresthesia = para + esthesia
kinesthesia = kin + esthesia
💠 اول ببینیم para و kin هر کدوم چی میشن.
💠 پیشوند para رو توی اناتومی زیاد دیدین و به معنی "اطراف" هست مثل parasternal که میشه اطراف استرنوم. یه معنی دیگه هم داره که به معنی beyond هست که تو فارسی میشه "ماوراء"
مثلا کلمهی paranormal رو زیاد شنیدن (مثلا فیلم paranormal activity) که معنیش میشه ماوراء پدیده های نرمال و طبیعی (غیرطبیعی)
💠 اینجا هم paresthesia میشه ماوراء حس (beyond sensation) یعنی حسی که جزء حواس پنج گانه نیست و غیرطبیعیه که حس مور مور شدن هست. (کلمهی مهمیه تو بالین)
💠 ریشهی kin هم خیلی پرکاربرد و مهمه و از kinetic میاد. kinetic رو تو فارسی سینتیک بهش میگیم و در کل مفهوم "حرکت" رو میرسونه. مثلا cytokine از cyte + kine تشکیل شده که موکولهایی هستند که موجب حرکتِ(kin) سلولها(cyte) به سمت محل التهاب میشن.
💠 پس kinesthesia میشه حس و درک حرکت و پوزیشن بدن خودمون (بهش proprioception هم میگن)
💠 مثالهای دیگه واسه esthesia رو تو کامنت سکشن ببینید.
⭕ anaphylaxis:
💠 بصورت ana + phylaxis هست. بازم اینجا ana به معنی مخالف بودن هست و phylaxis به معنی ایمنی(protection) هست. واسه این بهش میگن anaphylaxis چون واکنش های ایمنی بدن در شرایط عادی برای ایجاد ایمنی هست ولی توی این شرایط آلرژیک، این واکنش نه تنها موجب ایمنی نمیشه بلکه مخالفِ(ana) سلامت و ایمنی(phylaxis) بدن هست.
💠ریشهی phylaxis یجای دیگه هم خیلی استفاده میشه که کلمهی prophylaxis یا prophylactic هست. ساختارش میشه pro + phylaxis که همونطور که میدونید pro و pre به "قبل از یه چیزی" اشاره دارن. پس معنیش میشه ایجاد protection یا phylaxis از قبل (از بیماری) که میشه همون پیشگیری از بیماری. پس وقتی میگن فلان ماده غذایی توی بیماری X نقش prophylactic داره یعنی از بروز بیماری X جلوگیری میکنه.
⭕ anesthesia:
💠 از an + esthesia تشکیل شده. ریشهی esthesia مهمه و به معنی حس کردن یا sensation هست. پس وقتی قبلش an میاد، میشه بی حسی. دو تا کلمهی دیگه که این ریشه توشون بکار رفته، paresthesia و kinesthesia هست.
paresthesia = para + esthesia
kinesthesia = kin + esthesia
💠 اول ببینیم para و kin هر کدوم چی میشن.
💠 پیشوند para رو توی اناتومی زیاد دیدین و به معنی "اطراف" هست مثل parasternal که میشه اطراف استرنوم. یه معنی دیگه هم داره که به معنی beyond هست که تو فارسی میشه "ماوراء"
مثلا کلمهی paranormal رو زیاد شنیدن (مثلا فیلم paranormal activity) که معنیش میشه ماوراء پدیده های نرمال و طبیعی (غیرطبیعی)
💠 اینجا هم paresthesia میشه ماوراء حس (beyond sensation) یعنی حسی که جزء حواس پنج گانه نیست و غیرطبیعیه که حس مور مور شدن هست. (کلمهی مهمیه تو بالین)
💠 ریشهی kin هم خیلی پرکاربرد و مهمه و از kinetic میاد. kinetic رو تو فارسی سینتیک بهش میگیم و در کل مفهوم "حرکت" رو میرسونه. مثلا cytokine از cyte + kine تشکیل شده که موکولهایی هستند که موجب حرکتِ(kin) سلولها(cyte) به سمت محل التهاب میشن.
💠 پس kinesthesia میشه حس و درک حرکت و پوزیشن بدن خودمون (بهش proprioception هم میگن)
💠 مثالهای دیگه واسه esthesia رو تو کامنت سکشن ببینید.
❤6👍4🔥2
💠 تا الان سعی میکردم اول بگردم ریشههای مهم تر رو بگم ولی فهمیدن اینکه کدوم ریشه مهم تره، هم سخته، هم موجب میشه تعداد پستهای کانال کمتر بشه و دیر به دیر، پست گذاشته بشه.
💠 از اونجایی که هر چقدر ریشههای بیشتری بلد باشین، بهتره... از این به بعد هر ریشهای که به ذهنم اومد، سریع راجبش پست میذارم. اینطوری پست ها بیشتر میشه و سریعتر پیشرفت میکنیم.
💠 همچنین از این به بعد از ریشه هایی که تا الان گفته شده، تو کانال کوییز هم میذارم تا یادتون نرن. جوابش رو هم میذارم.
💠 از اونجایی که هر چقدر ریشههای بیشتری بلد باشین، بهتره... از این به بعد هر ریشهای که به ذهنم اومد، سریع راجبش پست میذارم. اینطوری پست ها بیشتر میشه و سریعتر پیشرفت میکنیم.
💠 همچنین از این به بعد از ریشه هایی که تا الان گفته شده، تو کانال کوییز هم میذارم تا یادتون نرن. جوابش رو هم میذارم.
❤14
💠 ریشهی بعدی lith هست که خیلی کاربرد داره. به معنی "سنگ" هست و بیشتر توی کلماتی بکار میره که یک سنگ تو بدن تشکیل شده و مجاری رو obstruct کرده. مثالاش رو ببینیم:
⭕ lithiasis:
💠 در کل به تشکیل سنگ تو هرجای بدن، lithiasis میگن. نکتهای که مهمه، اینه که به خود سنگ، calculus میگن ولی به تشکیل سنگ، lithiasis میگن. البته calculus به معنی حسابان تو ریاضی هم هست. :/
💠 اگر فقط یک سنگ باشه، calculus میگن ولی اگر بیشتر از یکی باشه، calculi میگن. دونستن اینکه یک سنگ هست یا چند تا، توی ریپورت سونوگرافی مهمه مثلا. در کل معمولا کلماتی که مفردشون به us ختم میشن، واسه ساختن حالت جمعشون، us رو بر میداریم و بجاش i میذاریم. یا مثلا اگر کلمهای مفردش به um ختم شد، واسه حالت جمعش، um رو برمیداریم و بجاش ia میذاریم. مثلا bacterium مفرده و bacteria جمعه.
⭕ lithotripsy:
💠 بصورت lith + tripsy تشکیل شده. tripsy توی کلماتی بکار میره که به شکستن یه چیز (معمولا همون سنگ) اشاره داره. پس lithotripsy یعنی شکستن سنگی که مثلا تو مجاری ادراری یا صفراوی تشکیل شده.
💠 همینجا دو تا abbreviation مهم رو حفظ کنید:
⭕ ESWL: Extracorporeal Shock Wave Lithotripsy
Extracorporeal = extra + corpus + adj-suffix
کلمهی corpus یعنی (جسد، بدن، جسم) پس ESWL میشه شکستن سنگ از خارج از بدن با کمک امواج شوک پرانرژی (آسیبی به بیمار وارد نمیشه طی اجراش و invasive نیست)
⭕ PCNL: Percutaneous nephrolithotomy
percutaneous = per + cutaneous = از راه پوست
nephrolithotomy = nephro + lith + tomy
💠 ریشهی tomy رو که قبلا گفتیم. چون قبل از lith، ریشهی نفرو اومده، پس اینجا اختصارا سنگ کلیه هست نه جای دیگهای. پس در کل PCNL میشه در آوردن سنگ کلیه از طریق برش که ورود کاتتر از طریق پوست هست. (این روش minimally-invasive هست چون یکم برش بافت توش هست.)
⭕ megalith
سنگ بیش از اندازه بزرگ (mega + lith)
⭕ otolith
از oto + lith تشکیل شده که oto، ریشهای هست که به معنی گوش هست. otolith هم یه سری سنگ های خیلی کوچیکه (بصورت particle های کلسیم کربناتی نه سنگ درشت) که بصورت طبیعی توی گوش وجود داره و اصلا پاتولوژیک نیست. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
⭕ lithiasis:
💠 در کل به تشکیل سنگ تو هرجای بدن، lithiasis میگن. نکتهای که مهمه، اینه که به خود سنگ، calculus میگن ولی به تشکیل سنگ، lithiasis میگن. البته calculus به معنی حسابان تو ریاضی هم هست. :/
💠 اگر فقط یک سنگ باشه، calculus میگن ولی اگر بیشتر از یکی باشه، calculi میگن. دونستن اینکه یک سنگ هست یا چند تا، توی ریپورت سونوگرافی مهمه مثلا. در کل معمولا کلماتی که مفردشون به us ختم میشن، واسه ساختن حالت جمعشون، us رو بر میداریم و بجاش i میذاریم. یا مثلا اگر کلمهای مفردش به um ختم شد، واسه حالت جمعش، um رو برمیداریم و بجاش ia میذاریم. مثلا bacterium مفرده و bacteria جمعه.
⭕ lithotripsy:
💠 بصورت lith + tripsy تشکیل شده. tripsy توی کلماتی بکار میره که به شکستن یه چیز (معمولا همون سنگ) اشاره داره. پس lithotripsy یعنی شکستن سنگی که مثلا تو مجاری ادراری یا صفراوی تشکیل شده.
💠 همینجا دو تا abbreviation مهم رو حفظ کنید:
⭕ ESWL: Extracorporeal Shock Wave Lithotripsy
Extracorporeal = extra + corpus + adj-suffix
کلمهی corpus یعنی (جسد، بدن، جسم) پس ESWL میشه شکستن سنگ از خارج از بدن با کمک امواج شوک پرانرژی (آسیبی به بیمار وارد نمیشه طی اجراش و invasive نیست)
⭕ PCNL: Percutaneous nephrolithotomy
percutaneous = per + cutaneous = از راه پوست
nephrolithotomy = nephro + lith + tomy
💠 ریشهی tomy رو که قبلا گفتیم. چون قبل از lith، ریشهی نفرو اومده، پس اینجا اختصارا سنگ کلیه هست نه جای دیگهای. پس در کل PCNL میشه در آوردن سنگ کلیه از طریق برش که ورود کاتتر از طریق پوست هست. (این روش minimally-invasive هست چون یکم برش بافت توش هست.)
⭕ megalith
سنگ بیش از اندازه بزرگ (mega + lith)
⭕ otolith
از oto + lith تشکیل شده که oto، ریشهای هست که به معنی گوش هست. otolith هم یه سری سنگ های خیلی کوچیکه (بصورت particle های کلسیم کربناتی نه سنگ درشت) که بصورت طبیعی توی گوش وجود داره و اصلا پاتولوژیک نیست. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
❤6👍4
💠 چهار تا از اصطلاحات مهم کلینیک رو بررسی میکنیم که dyspnea و orthopnea و platypnea و trepopnea هستن.
💠 چیزی که بین همشون مشترکه، pnea هست. در کل pnea و pneum به هوا، گازهای تنفسی،خود تنفس، یا خود ریه اشاره دارن که دامنهی معناییشون مشترکه.
⭕ dyspnea:
از dys + pnea تشکیل شده. dys در کل به "اختلال" یا" بد انجام شدن" کلمهی بعد از خودش اشاره داره. pnea هم یعنی تنفس. پس dyspnea میشه تنگی نفس
⭕ orthopnea:
💠 از ortho + pnea تشکیل شده. ortho رو قبلا توی ارتودنسی شنیدین که اینجوری بوده orthodontics و از ortho + dont تشکیل شده. dont و dent به دندون اشاره دارن. ortho هم یعنی "راست" یا "درست". پس ارتودنسی میشه راست و صاف و صوف کردن دندانها.
💠 حالا orthopnea میشه ortho + pnea که میشه تنفس(pnea) در حالت راست و صاف(ortho). در واقع میشه وقتی که بیمار ایستاده هست یا موقع نشستن، کمرش راسته و نخوابیده، میتونه درست نفس بکشه ولی وقتی میخوابه، dyspnea میگیره.
⭕ platypnea:
💠 برعکس orthopnea هست چون platy یعنی پهن و flat. پس وقتی بیمار رو زمین پهن میشه و میخوابه، میتونه pnea کنه و درست نفس بکشه و وقتی تو حالت ortho میشینه، تنگی نفس میگیره.
💠 پلاتیپوس هم اول اسمش platy دیده میشه و این به پهن و flat بودن بدن این حیوون اشاره داره.
⭕ trepopnea:
💠 این کاربردش کمتره. ریشهی trepo رو هم جای دیگهای نمیبینید احتمالا. از trepo + pnea تشکیل شده. trepo یعنی چرخیدن یا گردش. تو این حالت، وقتی بیمار به کنار میچرخه و به کنار میخوابه، بهتر میتونه نفس(pnea) بکشه. حالا یا به راست میخوابه یا به چپ که بستگی داره کدوم ریهاش درگیره که معمولا سمت ریهی سالم میخوابه. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
💠 دقت کنید برعکسش رو تصور نکنید یعنی فکر نکنید توی orthopnea، توی حالت ortho یا راست، به مشکل میخوره بلکه برعکس. تو این حالت میتونه درست نفس(pnea) بکشه.
💠 چیزی که بین همشون مشترکه، pnea هست. در کل pnea و pneum به هوا، گازهای تنفسی،خود تنفس، یا خود ریه اشاره دارن که دامنهی معناییشون مشترکه.
⭕ dyspnea:
از dys + pnea تشکیل شده. dys در کل به "اختلال" یا" بد انجام شدن" کلمهی بعد از خودش اشاره داره. pnea هم یعنی تنفس. پس dyspnea میشه تنگی نفس
⭕ orthopnea:
💠 از ortho + pnea تشکیل شده. ortho رو قبلا توی ارتودنسی شنیدین که اینجوری بوده orthodontics و از ortho + dont تشکیل شده. dont و dent به دندون اشاره دارن. ortho هم یعنی "راست" یا "درست". پس ارتودنسی میشه راست و صاف و صوف کردن دندانها.
💠 حالا orthopnea میشه ortho + pnea که میشه تنفس(pnea) در حالت راست و صاف(ortho). در واقع میشه وقتی که بیمار ایستاده هست یا موقع نشستن، کمرش راسته و نخوابیده، میتونه درست نفس بکشه ولی وقتی میخوابه، dyspnea میگیره.
⭕ platypnea:
💠 برعکس orthopnea هست چون platy یعنی پهن و flat. پس وقتی بیمار رو زمین پهن میشه و میخوابه، میتونه pnea کنه و درست نفس بکشه و وقتی تو حالت ortho میشینه، تنگی نفس میگیره.
💠 پلاتیپوس هم اول اسمش platy دیده میشه و این به پهن و flat بودن بدن این حیوون اشاره داره.
⭕ trepopnea:
💠 این کاربردش کمتره. ریشهی trepo رو هم جای دیگهای نمیبینید احتمالا. از trepo + pnea تشکیل شده. trepo یعنی چرخیدن یا گردش. تو این حالت، وقتی بیمار به کنار میچرخه و به کنار میخوابه، بهتر میتونه نفس(pnea) بکشه. حالا یا به راست میخوابه یا به چپ که بستگی داره کدوم ریهاش درگیره که معمولا سمت ریهی سالم میخوابه. توضیحات بیشتر تو کامنت سکشن.
💠 دقت کنید برعکسش رو تصور نکنید یعنی فکر نکنید توی orthopnea، توی حالت ortho یا راست، به مشکل میخوره بلکه برعکس. تو این حالت میتونه درست نفس(pnea) بکشه.
❤10👍5🔥1
prescription_abbreviations.pdf
241.2 KB
💠 فایل pdf اختصارات نسخههای پزشکی
💠 اینارو توی بالین اینقدر استفاده میشه که خودبهخود یادش میگیرید ولی بلد بودنش ضرری نداره... چون اساتید فیزیوپات کم و بیش تو لکچرها، پاورپوینتها یا سوالات امتحانشون از بعضی از این اختصارات استفاده میکنن.
💠 اینارو توی بالین اینقدر استفاده میشه که خودبهخود یادش میگیرید ولی بلد بودنش ضرری نداره... چون اساتید فیزیوپات کم و بیش تو لکچرها، پاورپوینتها یا سوالات امتحانشون از بعضی از این اختصارات استفاده میکنن.
❤9