سلام بردوستان عزیز
این گروه برای معرفی کتاب مدارسی که یادمی گیرند ایجاد شده است
این گروه برای معرفی کتاب مدارسی که یادمی گیرند ایجاد شده است
اگر"تغییرات بنیادی "درچگونگی تفکر و عکس العمل افراد وبه همین سان درچگونگی کاووش آنها برای "ایده های جدید "اتفاق نیافتد در آن صورت تمامی بازسازماندهی ها بتدریج محوخواهندشد وراهبردها درجهان آن طورکه بایدوشاید ارتقاء نخواهد یافت.
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
...نام کتاب (مدارسی که یادمی گیرند) شاید معرف گستره مخاطبین آن نباشد. این کتاب جلدچهارم ازمجموعه کتابها ی "خلق سازمان یادگیرنده" است که دربیش ازسی کشور جهان ترجمه ومورد استقبال مدیران واساتید قرارگرفته است
کتاب اول، پنجمین فرمان یا خلق سازمان یادگیرنده درسال ۱۹۹۰ که به معرفی عمیق تئوری سازمان یادگیرنده ونیز شرکت های موفق در این زمینه می پردازد
کتاب دوم، "پنجمین فرمان درمیدان عمل"سال ۱۹۹۴ به تجارب شرکت های موفق دربخش خصوصی وعمومی دراین زمینه می پردازد. واز جمله افزایش درآمد تا صدبرابر باتکیه بر اصول سازمان یادگیرنده اززبان مدیران عامل شرکت های مهم جهان.
کتاب سوم"رقص تغییر" چاپ اول درسال ۱۹۹۹ به موضوع چالش های سازمانها در ایجاد تغییرات پایدار براساس تئوری سازمان یادگیرنده می پردازد وراهبردها ی مواجهه با۱۰ چالش مبتلابه اغلب سازمان ها رامورد بررسی وواکاوی دقیق قرارمی دهد.
ویرایش دوم کتاب پنجمین فرمان درسال ۲۰۰۶ که موضوعات مهم روز مانند تروریسم درآن موردتوجه قرار گرفته است.
وکتاب چهارم یا
"مدارسی که یادمی گیرند" هندبوک تفکرسیستمی، سناریو پردازی وشناسایی مدل های ذهنیِ غیرسیستمیک است.
این کتاب مدیران راازفضای مواجهه با "امورروزمره" به تدوین چشم انداز مشترک والگوهای تفکرسیستمی می برد.
کتاب اول، پنجمین فرمان یا خلق سازمان یادگیرنده درسال ۱۹۹۰ که به معرفی عمیق تئوری سازمان یادگیرنده ونیز شرکت های موفق در این زمینه می پردازد
کتاب دوم، "پنجمین فرمان درمیدان عمل"سال ۱۹۹۴ به تجارب شرکت های موفق دربخش خصوصی وعمومی دراین زمینه می پردازد. واز جمله افزایش درآمد تا صدبرابر باتکیه بر اصول سازمان یادگیرنده اززبان مدیران عامل شرکت های مهم جهان.
کتاب سوم"رقص تغییر" چاپ اول درسال ۱۹۹۹ به موضوع چالش های سازمانها در ایجاد تغییرات پایدار براساس تئوری سازمان یادگیرنده می پردازد وراهبردها ی مواجهه با۱۰ چالش مبتلابه اغلب سازمان ها رامورد بررسی وواکاوی دقیق قرارمی دهد.
ویرایش دوم کتاب پنجمین فرمان درسال ۲۰۰۶ که موضوعات مهم روز مانند تروریسم درآن موردتوجه قرار گرفته است.
وکتاب چهارم یا
"مدارسی که یادمی گیرند" هندبوک تفکرسیستمی، سناریو پردازی وشناسایی مدل های ذهنیِ غیرسیستمیک است.
این کتاب مدیران راازفضای مواجهه با "امورروزمره" به تدوین چشم انداز مشترک والگوهای تفکرسیستمی می برد.
کتاب مشتمل بر۱۹۱ قطعه نوشته شده بوسیله ۱۱۳ نویسنده است که به توصیف ابزارها، روش ها، داستان ها، تفکرات، ایده های راهنما والگوهای عملی وتدابیری می پردازد که افرادبرای کمک به ساختن نهادهای یادگیری باشباهت بیشترباسازمان های یادگیرنده انتخاب می نمایند
مدرسه یک نقطه اتکا برای تحولات اجتماعی و تربیتی است، کلاسهای درس، فقط درصورتی، به شکل پایدارتوسعه پیداخواهندنمود که مدارس پیرامون آنها توسعه پیدانمایند
این روزها مدارس بامجموعه ای ازفشارهاوتضیقات مواجه هستند که برای سایر انواع سازمانها ناشناخته است.
موانع به طرز شگفت انگیزی افزایش پیدا کرده است.
موانع به طرز شگفت انگیزی افزایش پیدا کرده است.
کشور های درحال توسعه درحوزه پیشرفت های آموزشی تحصیلی بویژه باتوجه به انتقال آنها به مراحل صنعتی ترشدن(یاپساصنعتی شدن) اقتصادها وتمرکززداتر ودموکرات تر شدن، دولت هاباچالشهای بی سابقه خاص خودشان مواجه هستند
کشور های درحال توسعه درحوزه پیشرفت های آموزشی تحصیلی بویژه باتوجه به انتقال آنها به مراحل صنعتی ترشدن(یاپساصنعتی شدن) اقتصادها وتمرکززداتر ودموکرات تر شدن دولت ها،باچالشهای بی سابقه خاص خودشان مواجه هستند
کشور های درحال توسعه درحوزه پیشرفت های آموزشی تحصیلی بویژه باتوجه به انتقال آنها به مراحل صنعتی ترشدن(یاپساصنعتی شدن) اقتصادها وتمرکززداتر ودموکرات تر شدن دولت ها،باچالشهای بی سابقه خاص خودشان مواجه هستند
@LOPOWER
@LOPOWER
کلاس، مدرسه وجامعه همگی باهم دارای روابط ومناسبات متقابل هستند. هرموفقیتی که شمادریک سطح دارید می تواندبواسطه شایستگی ها، منابع یافهم نامناسب وناکافی دیگری متوقف گردد،بنابراین اگر حتی خودتان وقت یامنابع لازم برای بنا کردن یادگیری درهمه سه سطح راندارید بااین وجودشما نیازمندآگاه بودن ازآنها هستید.
@LOPOWER
@LOPOWER
تمام افراد را در یادگیری و تحول درگیر کنید.
در بعضی مدارس دانش آموزان دریافت کننده، آموزشگران ابلاغ کننده و والدین پشتیبانی کننده هستند. در "یادگیری سازمانی خلاقانه اثربخش" همه یاد میگیرند و همه پشتیبانی می کنند. دانش آموزان بعضن می توانند اثربخش ترین مشوقان یادگیری سازمانی و به نوبه خود یادگیری سازمانی می تواند یکی از قدرتمندترین شیوه های توسعه قابلیتهای دانش آموزان برای موفقیت و یادگیری مادام العمر باشد
@LOPOWER
در بعضی مدارس دانش آموزان دریافت کننده، آموزشگران ابلاغ کننده و والدین پشتیبانی کننده هستند. در "یادگیری سازمانی خلاقانه اثربخش" همه یاد میگیرند و همه پشتیبانی می کنند. دانش آموزان بعضن می توانند اثربخش ترین مشوقان یادگیری سازمانی و به نوبه خود یادگیری سازمانی می تواند یکی از قدرتمندترین شیوه های توسعه قابلیتهای دانش آموزان برای موفقیت و یادگیری مادام العمر باشد
@LOPOWER
این سیستم ها (کلاس، مدرسه وجامعه) دارای تاثیرات متقابلی برهم هستند تااندازه ای که این تاثیرات بعضاً به سختی قابل فهم و مشاهده هستند اما اولویت ها ونیازهای افراد درتمامی سطوح راشکل می دهند. درهرتلاش پرورشی درمدارسی که یادمی گیرند تغییرات یک تفاوت ایجاد خواهدکردفقط بشرطی که آنها درهمه سه سطح اتفاق بیافتد ۱۶
@LOPOWER
@LOPOWER
سه نگرش درباره فرا گرفتن معلمان دراین کتاب وجوددارد :
اول _هرمدرسه باید به عنوان یکی ازمقاصد اصلی اش، ارتقاء وتوسعه، مراقبت وآسایش خاطر (تشخیص وفهم اهمیت) معلمانش راموردتوجه قراردهد
دوم _معلمان بایدمانند مباشر برای همه دانش آموزان، ارتباطشان بایکدیگر وبا اساس دانش راتقویت وپرورش دهند. مباشری به معنی داشتن تعهد نسبت به کل جامعه یادگیرنده مدرسه نه فقط "کلاسِ من" و"دانش آموزانِ من" است.
سوم _معلمان خودشان باید یادگیرنده های مادامالعمر ولاینقطع دانش رشته تخصصی تحصیلی شان ودارای هنر یاددادن وتکامل یافتن درسراسر دوره زندگی شان باشند.
@LOPOWER
اول _هرمدرسه باید به عنوان یکی ازمقاصد اصلی اش، ارتقاء وتوسعه، مراقبت وآسایش خاطر (تشخیص وفهم اهمیت) معلمانش راموردتوجه قراردهد
دوم _معلمان بایدمانند مباشر برای همه دانش آموزان، ارتباطشان بایکدیگر وبا اساس دانش راتقویت وپرورش دهند. مباشری به معنی داشتن تعهد نسبت به کل جامعه یادگیرنده مدرسه نه فقط "کلاسِ من" و"دانش آموزانِ من" است.
سوم _معلمان خودشان باید یادگیرنده های مادامالعمر ولاینقطع دانش رشته تخصصی تحصیلی شان ودارای هنر یاددادن وتکامل یافتن درسراسر دوره زندگی شان باشند.
@LOPOWER
