چه کسی تغییر مدارس را رهبری خواهد کرد؟
مدارس عصر صنعت یک نقطه ضعف وکور ساختاری دارند که تقریباً به هرموسسه معاصر دیگری بی شباهت است. این نقطه کورفقط بواسطه وناشی از شخصی است که درحقیقت می توانست روی چگونگی عملکرد سیستم به عنوان یک "کل "تعمق کند واما فردی است که هیچ صداونظری درسیستم ندارد وبرای ارائه بازخورد معناداری که می تواند تغییر ایجادنماید، قدرتی ندارد. این فرد دانش آموز است.
دانش آموز کسی است که همه کلاسها، تنش های منزل وپیامها ی متعارض چندگانه راازرسانه ها وکل محیط پیرامونش میبیند. بچهها میدانند که چه زمانی فشاروبار کاری در مجموع خیلی بزرگ یاکوچک است، چه زمانی سطح تنش وفشار خیلی بالا وسطح احترام خیلی پایین است. اما آنها هیچ قدرت یا موقعیتی درسیستم ندارند، عقایدونظرات شان نادیده گرفته می شود. روی هم رفته آنها فقط بچه هستند _درسیستمی که ظاهراً برای منافع شان بوسیله بزرگترها اداره میشود
باوری که به ذهن من متبادر می شود این است که امید واقعی برای فرآیند تکامل عمیق وپایدار درمدارس درحیطه مسئولیت دانش آموزان است. آنها شوروشوق عمیقی برای ساختن وظیفه وکارکرد مدارس دارند،آنها به آینده متصل هستند به اندازه ای که هیچ بزرگسالی نیست.
آنها (دانش آموزان) تصورات وروش هایی برای دیدن وفهم اوضاع و احوال دارند که تابه حال بوسیله فرآیند تحصیل و آموزش رسمی موردباز شکل دهی قرارنگرفته است، وآنها بشدت نیازمند وخواستار به کارگیری ومشارکت دادن شان برای مسئولیت پذیری بیشتر دربرابر محیط پیرامون شان هستند.
تصورکنید ماقانونی رادریک شرکت برای کارگرانش به اجرادرآوریم که تحت هیچ شرایطی حق صحبت کردن بامشتریان رانداشته باشند دراین صورت مانمی توانیم انتظاربقای چنین شرکتی رابرای مدت طولانی داشته باشیم.
بطورمشابه به واسطه گستره خاموشی وسکوت صدا ونظردانش آموز، مدارس نوآور وارایه دهنده روشهای جدیدطراحی نشدند.
این بدان معنانیست که کل نیازما رهبری دانش آموز است، بلکه بدان معنا است که بدون رهبری وپیشتازی دانش آموز امید کمی برای موفقیت وجوددارد. بقیه ماهابرای برای کل مدت زندگیمان درسیستم بوده ایم.
بواقع ماماهی هایی در آب فرضیات عصرصنعتی هستیم. نوجوانان اغلب بسیاربیش ازبزرگسالان، تیزبینانه ودقیق، ازکیفیت شگفت انگیز تکامل ودنیایمان بدورازآن فرضیات آگاه هستند. بااین وجود برای سیستمی....
@LOPOWER
مدارس عصر صنعت یک نقطه ضعف وکور ساختاری دارند که تقریباً به هرموسسه معاصر دیگری بی شباهت است. این نقطه کورفقط بواسطه وناشی از شخصی است که درحقیقت می توانست روی چگونگی عملکرد سیستم به عنوان یک "کل "تعمق کند واما فردی است که هیچ صداونظری درسیستم ندارد وبرای ارائه بازخورد معناداری که می تواند تغییر ایجادنماید، قدرتی ندارد. این فرد دانش آموز است.
دانش آموز کسی است که همه کلاسها، تنش های منزل وپیامها ی متعارض چندگانه راازرسانه ها وکل محیط پیرامونش میبیند. بچهها میدانند که چه زمانی فشاروبار کاری در مجموع خیلی بزرگ یاکوچک است، چه زمانی سطح تنش وفشار خیلی بالا وسطح احترام خیلی پایین است. اما آنها هیچ قدرت یا موقعیتی درسیستم ندارند، عقایدونظرات شان نادیده گرفته می شود. روی هم رفته آنها فقط بچه هستند _درسیستمی که ظاهراً برای منافع شان بوسیله بزرگترها اداره میشود
باوری که به ذهن من متبادر می شود این است که امید واقعی برای فرآیند تکامل عمیق وپایدار درمدارس درحیطه مسئولیت دانش آموزان است. آنها شوروشوق عمیقی برای ساختن وظیفه وکارکرد مدارس دارند،آنها به آینده متصل هستند به اندازه ای که هیچ بزرگسالی نیست.
آنها (دانش آموزان) تصورات وروش هایی برای دیدن وفهم اوضاع و احوال دارند که تابه حال بوسیله فرآیند تحصیل و آموزش رسمی موردباز شکل دهی قرارنگرفته است، وآنها بشدت نیازمند وخواستار به کارگیری ومشارکت دادن شان برای مسئولیت پذیری بیشتر دربرابر محیط پیرامون شان هستند.
تصورکنید ماقانونی رادریک شرکت برای کارگرانش به اجرادرآوریم که تحت هیچ شرایطی حق صحبت کردن بامشتریان رانداشته باشند دراین صورت مانمی توانیم انتظاربقای چنین شرکتی رابرای مدت طولانی داشته باشیم.
بطورمشابه به واسطه گستره خاموشی وسکوت صدا ونظردانش آموز، مدارس نوآور وارایه دهنده روشهای جدیدطراحی نشدند.
این بدان معنانیست که کل نیازما رهبری دانش آموز است، بلکه بدان معنا است که بدون رهبری وپیشتازی دانش آموز امید کمی برای موفقیت وجوددارد. بقیه ماهابرای برای کل مدت زندگیمان درسیستم بوده ایم.
بواقع ماماهی هایی در آب فرضیات عصرصنعتی هستیم. نوجوانان اغلب بسیاربیش ازبزرگسالان، تیزبینانه ودقیق، ازکیفیت شگفت انگیز تکامل ودنیایمان بدورازآن فرضیات آگاه هستند. بااین وجود برای سیستمی....
@LOPOWER
فرضیات عصرصنعتی درباره یادگیری
۱_بچهها ضعیف ونارساهستندومدارس آنها راسروسامان می دهند.
۲_یادگیری درسررخ می دهد نه دربدن به عنوان یک کل
۳_تمام افراد به شیوه یکسانی یادمی گیرند.
۴_یادگیری درکلاس اتفاق می افتد نه درجهان
۵_کودکان باهوش وکودکان خرفت وجود دارند.
@LOPOWER
۱_بچهها ضعیف ونارساهستندومدارس آنها راسروسامان می دهند.
۲_یادگیری درسررخ می دهد نه دربدن به عنوان یک کل
۳_تمام افراد به شیوه یکسانی یادمی گیرند.
۴_یادگیری درکلاس اتفاق می افتد نه درجهان
۵_کودکان باهوش وکودکان خرفت وجود دارند.
@LOPOWER
۵_کودکان باهوش و کودکان خرفت وجوددارند
می توان بااستدلال ثابت کرد که اثر فزاینده پیش فرض های فوق درعمیق ترین ومخرب ترین فرضیه عصرماشین دیده می شود، که بیان می دارد فقط دونوع کودک وجوددارد :
کودک باهوش وکودک خرِفتْ
کودکان باهوش آنهایی هستند که درمدرسه برتری دارند، خرفت آنهایی هستند که برتری ندارند.
این فرض کودک باهوش وکودک خرِفتْ در جامعه ما آن چنان عمیق وریشه داراست که تجسم یک جایگزین برای آن دشوار است، اماشقّ جایگزین دقیقا پیش روی ماست :همه انسانها بایک استعداد خدادادی منحصر به فردزاده می شوند.
سلامت عملکردهرجامعه ای متکی به ظرفیتش در پرورش همه استعداد هاست. زمانی که یک نوزاددراختیارداریم مایک کودک باهوش یاخرِفت نمی بینیم.
خودِمعجزه آفرینشِ حیات رامی بینیم. فقدان این آگاهی، بزرگترین تلفاتِ تحمیلی سیستم آموزشیِ رایج درداخل وخارج مدرسه است. ۶۰
@LOPOWER
می توان بااستدلال ثابت کرد که اثر فزاینده پیش فرض های فوق درعمیق ترین ومخرب ترین فرضیه عصرماشین دیده می شود، که بیان می دارد فقط دونوع کودک وجوددارد :
کودک باهوش وکودک خرِفتْ
کودکان باهوش آنهایی هستند که درمدرسه برتری دارند، خرفت آنهایی هستند که برتری ندارند.
این فرض کودک باهوش وکودک خرِفتْ در جامعه ما آن چنان عمیق وریشه داراست که تجسم یک جایگزین برای آن دشوار است، اماشقّ جایگزین دقیقا پیش روی ماست :همه انسانها بایک استعداد خدادادی منحصر به فردزاده می شوند.
سلامت عملکردهرجامعه ای متکی به ظرفیتش در پرورش همه استعداد هاست. زمانی که یک نوزاددراختیارداریم مایک کودک باهوش یاخرِفت نمی بینیم.
خودِمعجزه آفرینشِ حیات رامی بینیم. فقدان این آگاهی، بزرگترین تلفاتِ تحمیلی سیستم آموزشیِ رایج درداخل وخارج مدرسه است. ۶۰
@LOPOWER
مهندس سلام
امروز کتاب رو شروع کردم ، مقدمه بسیار زیبایی برای کتاب آورده ای ، همانگونه که گفتی تاریخ صد ساله پر نشیب و فراز این کشور ، اختناق و استبداد و بی عدالتی باعث شده که مردمان این سرزمین در حد و اندازه خودشان ظاهر نشوند ، همانگونه که مطرح شده ، مدرسه و جامعه و خانواده بهم ارتباط داشته و هرگونه حرکت و رشد بایستی در در این سطوح و همزمان اتفاق بیفتد ، بعلاوه تأثیر شبکه های اجتماعی و ماهواره ای در جامعهای که حکومت سعی در حفظ عقاید سنتی آن دارد ، در این 25 صفحه ای که خواندم چالشی های عظیمی برای من هویدا شد ، که بیشتر نگرانم کرد ، گوشه هایی از درد آموزش و پرورش ، فقر فرهنگی جامعه ،جهت حرکت ابلاغ شده، جهت حرکت جامعه ، آرزو های جامعه فرهنگی و نیاز های آنها ،
به کدام سو میرویم ? چگونه ?
آنچه در این کتاب مطرح شده بایستی در سطح ملی ارزیابی و اجرایی گردد ، این کتاب بایستی در دانشکده فرهنگیان تدریس گردد ، بایستی وزارت آموزش و پرورش در این آینه به ارزیابی خود بنشیند ، همانگونه که در مقدمه گفته اید از انسان های توسعه یافته ،جامعه توسعه می یابد.
کتاب را میخوانم ، صدها نکته آموزشی در آن وجود داره که بایستی سر لوحه قرار بگیرد ، این کتاب بایستی به جامعه فرهنگی کشور معرفی بشه و مرجع ارزیابی و عملکرد هر مدیر قرار بگیره .
آرزوی تک تک ما افتخار و سربلندی فرزندان این مرز و بومه ، و از خداوند بزرگ میخواهم هر کسانی را که در این مسیر گام برمیدارندعزت و سربلندی عطا فرماید.
امروز کتاب رو شروع کردم ، مقدمه بسیار زیبایی برای کتاب آورده ای ، همانگونه که گفتی تاریخ صد ساله پر نشیب و فراز این کشور ، اختناق و استبداد و بی عدالتی باعث شده که مردمان این سرزمین در حد و اندازه خودشان ظاهر نشوند ، همانگونه که مطرح شده ، مدرسه و جامعه و خانواده بهم ارتباط داشته و هرگونه حرکت و رشد بایستی در در این سطوح و همزمان اتفاق بیفتد ، بعلاوه تأثیر شبکه های اجتماعی و ماهواره ای در جامعهای که حکومت سعی در حفظ عقاید سنتی آن دارد ، در این 25 صفحه ای که خواندم چالشی های عظیمی برای من هویدا شد ، که بیشتر نگرانم کرد ، گوشه هایی از درد آموزش و پرورش ، فقر فرهنگی جامعه ،جهت حرکت ابلاغ شده، جهت حرکت جامعه ، آرزو های جامعه فرهنگی و نیاز های آنها ،
به کدام سو میرویم ? چگونه ?
آنچه در این کتاب مطرح شده بایستی در سطح ملی ارزیابی و اجرایی گردد ، این کتاب بایستی در دانشکده فرهنگیان تدریس گردد ، بایستی وزارت آموزش و پرورش در این آینه به ارزیابی خود بنشیند ، همانگونه که در مقدمه گفته اید از انسان های توسعه یافته ،جامعه توسعه می یابد.
کتاب را میخوانم ، صدها نکته آموزشی در آن وجود داره که بایستی سر لوحه قرار بگیرد ، این کتاب بایستی به جامعه فرهنگی کشور معرفی بشه و مرجع ارزیابی و عملکرد هر مدیر قرار بگیره .
آرزوی تک تک ما افتخار و سربلندی فرزندان این مرز و بومه ، و از خداوند بزرگ میخواهم هر کسانی را که در این مسیر گام برمیدارندعزت و سربلندی عطا فرماید.
نظر خواننده ای که فقط مقدمه را خوانده است وعمق دردولزوم تغییر نگرش رابافراست درک وبیان نموده است.
دانش آموزان و معلمان بیشتر از این که خود آرمان هایشان راتعین کنند استاندارد های عملکردی کفالت آنهارا ازبالا به عهده گرفته واین کارراانجام می دهد. بیشتر از این که دانش آموزان، معلمان، روسای مدارس ووالدین ازماحصل ونتایج امتحانات، برای ارزیابی چگونه بودن شان درکل استفاده کنند مقامات اختیارداربیرونی درحال ارزیابی عملکرد هستند وتبیهات وتشویقات رامقررو تعیین میکنند. بیشتر از دیدن شاخص های متلاشی شده و معیوب که نیازمند یکپارچه سازی باسایر روشهای ارزیابی یادگیری باشند، امتیازدهی براساس امتحانات استاندارد شده، معیار های نهایی "بهره وری آموزشی وتحصیلی" می شود. بیشتر از کمک به مسئولیت پذیری جمعی درآنها برایده مسئولیت پذیری انفرادی معلمین ومدارس برای تحصیل تاکید می ورزند برای اینکه بودجه هاومشاغل شان هستندکه درمعرض خطر هستند.
@LOPOWER
@LOPOWER
طیفی از هوش های درگیر در یادگیری مشتمل بر هوش موسیقیایی، حسی، فضایی، بین فردی و قابلیت های هیجانی وجود دارد که به اندازه مظاهر اندیشیدن ذهنی نیروی عقلانی اهمیت دارند. هر فردی استعدادها و گرایشات متفاوتی دارد اما همه ما امکان بالقوه دربرداشتن طیف کامل هوش ها در رشد فردی مان را دارا هستیم و هر چه که کیفیت یادگیری که ما با آن درگیر می شویم بیشتر باشد رشد ما عمیق تر و وسیع تر است.
ص 54 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
ص 54 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
سلام خدمت دوستان عزیز
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند
سلام خدمت دوستان عزیز
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند.
@LOPOWER
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند.
@LOPOWER
سیستم تحصیلی ما متکی به یک تئوری تلویحی است که فیلسوفان آن را "واقع گراییِ خام" می نامند. واقع گرایان خام یابی تجربه افرادی هستند که فکرمی کنند "آنچه آنها می فهمند همان واقعیت دارد"
ماهمگی درزندگیمان به مثابه" واقع گرایان خام "هستیم چراکه داده های احساسات مان خودشان رابا چنان نیروی الزام آوری به ما عرضه می کنند که مامستعد تلقی کردن ادراکات مان به عنوان حقیقت مطلق هستیم. این به خودی خود یک مشکل نیست، این مشخصه ادراک انسان است.
مشکل زمانی بروز می کند که ماازعهده بازشناسی آن چیزی که درحالِ وقوع است برنمی آییم.
درکلاسهای درس سنتی عصرصنعتی، معلمان مطالب رابه گونه ای یادنمی دهند که گویی که آنهادرحال بیان مطالبی هستندکه ازنظراجتماعی ساخته شده ویانوعی تفسیر وتعبیر آنهاست. آنها مطالب رابگونه ای یاد می دهند که گویی درحال بیان" حقایق مسلم "هستند. ۶۶
@LOPOWER
ماهمگی درزندگیمان به مثابه" واقع گرایان خام "هستیم چراکه داده های احساسات مان خودشان رابا چنان نیروی الزام آوری به ما عرضه می کنند که مامستعد تلقی کردن ادراکات مان به عنوان حقیقت مطلق هستیم. این به خودی خود یک مشکل نیست، این مشخصه ادراک انسان است.
مشکل زمانی بروز می کند که ماازعهده بازشناسی آن چیزی که درحالِ وقوع است برنمی آییم.
درکلاسهای درس سنتی عصرصنعتی، معلمان مطالب رابه گونه ای یادنمی دهند که گویی که آنهادرحال بیان مطالبی هستندکه ازنظراجتماعی ساخته شده ویانوعی تفسیر وتعبیر آنهاست. آنها مطالب رابگونه ای یاد می دهند که گویی درحال بیان" حقایق مسلم "هستند. ۶۶
@LOPOWER
شرایط جهت داشتن نوآوری
۱_علائم وهشدارهای بی سابقه ای ازناکامی فرآیندومفهوم مدرسه خط تولیدمونتاژ وجوددارد، تنش و فشارفوق العاده (نه فقط دردانش آموزان بلکه درمعلمان، مدیران آموزشی ووالدین) یک علامت تشخیص این ناکامی است
۲_بیشتر شرایط تاریخی مبنای وجودمدارس عصر صنعتی، درحال حاضر به هیچ وجه وجودندارد. بخشی ازآن مربوط به شرایط تغییرات جمعیتی است
و آخرین نکته اینکه :
حتی اگر این علائم چندگانه تحول بنیادی نیز نادیده گرفته شوند، حقیقت بنیادی این است که دنیای کاراصلا به دنبال کارگران صنعتی نیست.. کارفرمایان فردا یحتمل ارزش بیشتری برای مهارت های ارتباطی وشنیداری، صلاحیت وقابلیت های یادگیری مبتنی برتشریک مساعی ومهارت های تفکرسیستمی وتفکر نقّادانه قایل هستند _بواسطه اینکه بیشتر کارها بطور فزاینده ای وابسته به هم، پویا و جهانی هستند ۷۳
@LOPOWER
۱_علائم وهشدارهای بی سابقه ای ازناکامی فرآیندومفهوم مدرسه خط تولیدمونتاژ وجوددارد، تنش و فشارفوق العاده (نه فقط دردانش آموزان بلکه درمعلمان، مدیران آموزشی ووالدین) یک علامت تشخیص این ناکامی است
۲_بیشتر شرایط تاریخی مبنای وجودمدارس عصر صنعتی، درحال حاضر به هیچ وجه وجودندارد. بخشی ازآن مربوط به شرایط تغییرات جمعیتی است
و آخرین نکته اینکه :
حتی اگر این علائم چندگانه تحول بنیادی نیز نادیده گرفته شوند، حقیقت بنیادی این است که دنیای کاراصلا به دنبال کارگران صنعتی نیست.. کارفرمایان فردا یحتمل ارزش بیشتری برای مهارت های ارتباطی وشنیداری، صلاحیت وقابلیت های یادگیری مبتنی برتشریک مساعی ومهارت های تفکرسیستمی وتفکر نقّادانه قایل هستند _بواسطه اینکه بیشتر کارها بطور فزاینده ای وابسته به هم، پویا و جهانی هستند ۷۳
@LOPOWER
فرضیات عصر صنعتی در باره مدرسه
1-مدارس بوسیله متخصصینی اداره می شود که از کنترل حمایت میکنند.
همانند همه سازمانهای عصر صنعت، وظایف یک مدرسه عصر صنعتی به قطعات منفصلی که "مشاغل" نامیده می شود شکسته می شود. یک نفر سرپرست است دیگری مدیر مدرسه و یکی دیگر معلم است. ما میپنداریم که این نوع تقسیم کار، یک ضرورت آشکار کارکردن با هم است. اما نیاز الزام آور و مهمی به ایجاد همکاری بین آن افراد یا یک حس مسئولیت پذیری مشترک نمی بینیم. در عوض اینگونه فرض می شود که اگر هر شخصی شغل بسیار تخصصی ای داشته باشد در آنصورت امور شکل می گیرد. ...
اما بچه ها پیامد های کل را تجربه می کنند و نوعا آنچه آنها از سر می گذرانند یک سیستم بسیار متلاشی شده ای است که نقطه مقابل "یک کار تیمی" است. مانند ... یا در یک گروه ارکستر هر کسی بخواهد برای خود تکنوازی کند. یکی از مهمترین و چالشی ترین اقداماتی که شما در حد امکان می توانید در یک مدرسه انجام دهید(...) نابود کردن دیوارهایی است که معلمان، مدیران اداری، والدین و بچه ها را از هم جدا میکند-مساعدت به مردم در دیدن مدرسه به عنوان یک جامعه و "فراتر از آن" تا حدی که جامعه یک مدرسه قلمداد شود.
@LOPOWER
1-مدارس بوسیله متخصصینی اداره می شود که از کنترل حمایت میکنند.
همانند همه سازمانهای عصر صنعت، وظایف یک مدرسه عصر صنعتی به قطعات منفصلی که "مشاغل" نامیده می شود شکسته می شود. یک نفر سرپرست است دیگری مدیر مدرسه و یکی دیگر معلم است. ما میپنداریم که این نوع تقسیم کار، یک ضرورت آشکار کارکردن با هم است. اما نیاز الزام آور و مهمی به ایجاد همکاری بین آن افراد یا یک حس مسئولیت پذیری مشترک نمی بینیم. در عوض اینگونه فرض می شود که اگر هر شخصی شغل بسیار تخصصی ای داشته باشد در آنصورت امور شکل می گیرد. ...
اما بچه ها پیامد های کل را تجربه می کنند و نوعا آنچه آنها از سر می گذرانند یک سیستم بسیار متلاشی شده ای است که نقطه مقابل "یک کار تیمی" است. مانند ... یا در یک گروه ارکستر هر کسی بخواهد برای خود تکنوازی کند. یکی از مهمترین و چالشی ترین اقداماتی که شما در حد امکان می توانید در یک مدرسه انجام دهید(...) نابود کردن دیوارهایی است که معلمان، مدیران اداری، والدین و بچه ها را از هم جدا میکند-مساعدت به مردم در دیدن مدرسه به عنوان یک جامعه و "فراتر از آن" تا حدی که جامعه یک مدرسه قلمداد شود.
@LOPOWER
زمانی که ما در مدرسه به مثابه یک سیستم زنده و پویا اقامت داریم پی می بریم که بصورت پیوسته در حال تکامل است. ما در آن "تکامل و رشد تدریجی" با پرسیدن سوالهایی مانند "چرا سیستم این گونه عمل می کند؟ چرا این قوانین وجود دارند؟ هدف از این تمرین و مشق چیست؟" مشارکت می کنیم.
ص80
@LOPOWER
ص80
@LOPOWER
چه اتفاقی می افتاد اگرمدارس به جای ماشین ها بر فهم سیستم های زنده ساماندهی می شدند.؟
فرآیندیادگیری سرزنده وفعال می شد
یک فرآیند تحصیلی آموزشی (مبتنی برسیستم پویا) برموارد زیرمتکی است:
۱_ترجیحِ یادگیریِ یادگیرنده محور بر یادگیریِ معلم محور.
۲_تنوع دلگرم کننده وامیدبخش، نه همگنی ویکسان نگری _سبْک هایِ یادگیری متنوع ودربرگرفتنِ سطوح هوشی متکثرو گوناگون.
۳_ترجیحِ فهمِ دنیایِ تغییر وروابطِ متقابل برحفظ کردن وبه خاطرسپردنِ امورمسلم ومبارزه کردن برای پاسخ هایِ صحیح.
۴_همچنین اتفاقاتِ متفاوتی راجع به تلقیِ مدارس به عنوان سیستم های زنده به جای ماشین ها بوقوع خواهدپیوست. بویژه :
_کندوکاو و مکاشفه پیوسته تئوری های مورداستفاده درتمامی مراحل فرآیند تحصیل
_یکپارچه سازی مجدد تحصیل درشبکه های روابط اجتماعی که بادوستان، خانوادهها وجوامع مرتبط است. ۷۹
@LOPOWER
فرآیندیادگیری سرزنده وفعال می شد
یک فرآیند تحصیلی آموزشی (مبتنی برسیستم پویا) برموارد زیرمتکی است:
۱_ترجیحِ یادگیریِ یادگیرنده محور بر یادگیریِ معلم محور.
۲_تنوع دلگرم کننده وامیدبخش، نه همگنی ویکسان نگری _سبْک هایِ یادگیری متنوع ودربرگرفتنِ سطوح هوشی متکثرو گوناگون.
۳_ترجیحِ فهمِ دنیایِ تغییر وروابطِ متقابل برحفظ کردن وبه خاطرسپردنِ امورمسلم ومبارزه کردن برای پاسخ هایِ صحیح.
۴_همچنین اتفاقاتِ متفاوتی راجع به تلقیِ مدارس به عنوان سیستم های زنده به جای ماشین ها بوقوع خواهدپیوست. بویژه :
_کندوکاو و مکاشفه پیوسته تئوری های مورداستفاده درتمامی مراحل فرآیند تحصیل
_یکپارچه سازی مجدد تحصیل درشبکه های روابط اجتماعی که بادوستان، خانوادهها وجوامع مرتبط است. ۷۹
@LOPOWER
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
یادگیری، توصیفِ طبیعی جستجو ومطالبه توسعه است. جهت آن قابل تغییر دادن یاسد کردن است اما جلوگیری از وقوع آن ممکن نیست.
وظیفه اصلی ومحوری تعلیم و تربیت درزمانه ما تکامل بخشیدن به نهادها واقداماتی است که آن فرآیند طبیعی یادگیری را موردمعاضدت وهمکاری قرار می دهند ونه آنهایی که جایگزین اش می شوند.
@LOPOWER
یادگیری، توصیفِ طبیعی جستجو ومطالبه توسعه است. جهت آن قابل تغییر دادن یاسد کردن است اما جلوگیری از وقوع آن ممکن نیست.
وظیفه اصلی ومحوری تعلیم و تربیت درزمانه ما تکامل بخشیدن به نهادها واقداماتی است که آن فرآیند طبیعی یادگیری را موردمعاضدت وهمکاری قرار می دهند ونه آنهایی که جایگزین اش می شوند.
@LOPOWER
چه کسی تغییر مدارس را رهبری خواهد کرد؟
مدارس عصر صنعت یک نقطه ضعف وکور ساختاری دارند که تقریباً به هرموسسه معاصر دیگری بی شباهت است. این نقطه کورفقط بواسطه وناشی از شخصی است که درحقیقت می توانست روی چگونگی عملکرد سیستم به عنوان یک "کل "تعمق کند واما فردی است که هیچ صداونظری درسیستم ندارد وبرای ارائه بازخورد معناداری که می تواند تغییر ایجادنماید، قدرتی ندارد. این فرد دانش آموز است.
دانش آموز کسی است که همه کلاسها، تنش های منزل وپیامها ی متعارض چندگانه راازرسانه ها وکل محیط پیرامونش میبیند. بچهها میدانند که چه زمانی فشاروبار کاری در مجموع خیلی بزرگ یاکوچک است، چه زمانی سطح تنش وفشار خیلی بالا وسطح احترام خیلی پایین است. اما آنها هیچ قدرت یا موقعیتی درسیستم ندارند، عقایدونظرات شان نادیده گرفته می شود. روی هم رفته آنها فقط بچه هستند _درسیستمی که ظاهراً برای منافع شان بوسیله بزرگترها اداره میشود
باوری که به ذهن من متبادر می شود این است که امید واقعی برای فرآیند تکامل عمیق وپایدار درمدارس درحیطه مسئولیت دانش آموزان است. آنها شوروشوق عمیقی برای ساختن وظیفه وکارکرد مدارس دارند،آنها به آینده متصل هستند به اندازه ای که هیچ بزرگسالی نیست.
آنها (دانش آموزان) تصورات وروش هایی برای دیدن وفهم اوضاع و احوال دارند که تابه حال بوسیله فرآیند تحصیل و آموزش رسمی موردباز شکل دهی قرارنگرفته است، وآنها بشدت نیازمند وخواستار به کارگیری ومشارکت دادن شان برای مسئولیت پذیری بیشتر دربرابر محیط پیرامون شان هستند.
تصورکنید ماقانونی رادریک شرکت برای کارگرانش به اجرادرآوریم که تحت هیچ شرایطی حق صحبت کردن بامشتریان رانداشته باشند دراین صورت مانمی توانیم انتظاربقای چنین شرکتی رابرای مدت طولانی داشته باشیم.
بطورمشابه به واسطه گستره خاموشی وسکوت صدا ونظردانش آموز، مدارس نوآور وارایه دهنده روشهای جدیدطراحی نشدند.
این بدان معنانیست که کل نیازما رهبری دانش آموز است، بلکه بدان معنا است که بدون رهبری وپیشتازی دانش آموز امید کمی برای موفقیت وجوددارد. بقیه ماهابرای برای کل مدت زندگیمان درسیستم بوده ایم.
بواقع ماماهی هایی در آب فرضیات عصرصنعتی هستیم. نوجوانان اغلب بسیاربیش ازبزرگسالان، تیزبینانه ودقیق، ازکیفیت شگفت انگیز تکامل ودنیایمان بدورازآن فرضیات آگاه هستند. بااین وجود برای سیستمی که بتوانند قوانین وفرضیاتِ تلویحی راببینند وبفهمند وبه ماهادردیدن وفهم آنها کمک کنند، به کفایت ناآشنا وتازه واردهستند.
@LOPOWER
مدارس عصر صنعت یک نقطه ضعف وکور ساختاری دارند که تقریباً به هرموسسه معاصر دیگری بی شباهت است. این نقطه کورفقط بواسطه وناشی از شخصی است که درحقیقت می توانست روی چگونگی عملکرد سیستم به عنوان یک "کل "تعمق کند واما فردی است که هیچ صداونظری درسیستم ندارد وبرای ارائه بازخورد معناداری که می تواند تغییر ایجادنماید، قدرتی ندارد. این فرد دانش آموز است.
دانش آموز کسی است که همه کلاسها، تنش های منزل وپیامها ی متعارض چندگانه راازرسانه ها وکل محیط پیرامونش میبیند. بچهها میدانند که چه زمانی فشاروبار کاری در مجموع خیلی بزرگ یاکوچک است، چه زمانی سطح تنش وفشار خیلی بالا وسطح احترام خیلی پایین است. اما آنها هیچ قدرت یا موقعیتی درسیستم ندارند، عقایدونظرات شان نادیده گرفته می شود. روی هم رفته آنها فقط بچه هستند _درسیستمی که ظاهراً برای منافع شان بوسیله بزرگترها اداره میشود
باوری که به ذهن من متبادر می شود این است که امید واقعی برای فرآیند تکامل عمیق وپایدار درمدارس درحیطه مسئولیت دانش آموزان است. آنها شوروشوق عمیقی برای ساختن وظیفه وکارکرد مدارس دارند،آنها به آینده متصل هستند به اندازه ای که هیچ بزرگسالی نیست.
آنها (دانش آموزان) تصورات وروش هایی برای دیدن وفهم اوضاع و احوال دارند که تابه حال بوسیله فرآیند تحصیل و آموزش رسمی موردباز شکل دهی قرارنگرفته است، وآنها بشدت نیازمند وخواستار به کارگیری ومشارکت دادن شان برای مسئولیت پذیری بیشتر دربرابر محیط پیرامون شان هستند.
تصورکنید ماقانونی رادریک شرکت برای کارگرانش به اجرادرآوریم که تحت هیچ شرایطی حق صحبت کردن بامشتریان رانداشته باشند دراین صورت مانمی توانیم انتظاربقای چنین شرکتی رابرای مدت طولانی داشته باشیم.
بطورمشابه به واسطه گستره خاموشی وسکوت صدا ونظردانش آموز، مدارس نوآور وارایه دهنده روشهای جدیدطراحی نشدند.
این بدان معنانیست که کل نیازما رهبری دانش آموز است، بلکه بدان معنا است که بدون رهبری وپیشتازی دانش آموز امید کمی برای موفقیت وجوددارد. بقیه ماهابرای برای کل مدت زندگیمان درسیستم بوده ایم.
بواقع ماماهی هایی در آب فرضیات عصرصنعتی هستیم. نوجوانان اغلب بسیاربیش ازبزرگسالان، تیزبینانه ودقیق، ازکیفیت شگفت انگیز تکامل ودنیایمان بدورازآن فرضیات آگاه هستند. بااین وجود برای سیستمی که بتوانند قوانین وفرضیاتِ تلویحی راببینند وبفهمند وبه ماهادردیدن وفهم آنها کمک کنند، به کفایت ناآشنا وتازه واردهستند.
@LOPOWER
"تدریس، درگیرشدن درمراقبت ازبچه ها ومسولیت پذیری درقبال توسعه وپیشرفت شان دریک جامعه پیچیده دمکراتیک است. به عبارت دیگر،معلمان نیاز مند تفکر نه فقط درباره "معانی "درسی که تدریس می کنند بلکه "سرانجام "آن چیزی که آنها به آن منظورتدریس می کنند هستند. انجام این کار، یک تعهد سنگین را متوجه کسانی مینماید که تدریس مینمایند.
مخصوصاً معلمانی که درمدارس دولتی تدریس مینمایند، جایی که قوانین دولتی دانش آموزان را برای حضوردرکلاس درس مجبور می کند
@LOPOWER
مخصوصاً معلمانی که درمدارس دولتی تدریس مینمایند، جایی که قوانین دولتی دانش آموزان را برای حضوردرکلاس درس مجبور می کند
@LOPOWER