سیستم تحصیل درعصر صنعتی
همه ماحاصل عصر مان هستیم وبه نوبه خودبه روشهایی که آن عصر رادوباره ایجادکند عمل می کنیم، آنگونه که یک لطیفه قدیمی می گوید:
"دانستن اینکه آنچه ماهی درباره آن صحبت می کند مشکل است اما شما می توانید مطمئن باشید که درباره آب نیست."
برای هریک ازمادرجوامع پیشرفته، اغراق گویی ازتاثیراتِ عصر صنعتی بر نحوه فهم ماازجهان، مشکل است.
این "آب" _فرضیات جایگیرشده وشیوه های رایج عملکرد ماازنظر فرهنگی است _اساساً به مشغله ذهنی مادرزمانی بازمی گردد که سعی می کنیم نهاد عصرصنعتی که مامدرسه می نامیم راباز اختراع و بازنگری نماییم.
@LOPOWER
همه ماحاصل عصر مان هستیم وبه نوبه خودبه روشهایی که آن عصر رادوباره ایجادکند عمل می کنیم، آنگونه که یک لطیفه قدیمی می گوید:
"دانستن اینکه آنچه ماهی درباره آن صحبت می کند مشکل است اما شما می توانید مطمئن باشید که درباره آب نیست."
برای هریک ازمادرجوامع پیشرفته، اغراق گویی ازتاثیراتِ عصر صنعتی بر نحوه فهم ماازجهان، مشکل است.
این "آب" _فرضیات جایگیرشده وشیوه های رایج عملکرد ماازنظر فرهنگی است _اساساً به مشغله ذهنی مادرزمانی بازمی گردد که سعی می کنیم نهاد عصرصنعتی که مامدرسه می نامیم راباز اختراع و بازنگری نماییم.
@LOPOWER
من از والدینی شنیده ام که فشار کاری سنگین وارده بر بچه ها یشان را تایید وازآن رضایت دارند :"این تکالیف آنها را برای مواجه شدن باتنش دنیای واقعی آماده میکند." مجازا والدین خودشان کوله پشتی های مشابهی راحمل می کنند. آنها بایدفهرستی ازکارها راانجام دهند که می دانند هرگز تمامی ندارد لذا فکر می کنند کاملاً مناسبت دارد کودکانشان نیز با فشارهایی مشابه مواجه شوند.
@LOPOWER
@LOPOWER
مدل مدارس عصرصنعتی فقط چگونگی یادگیری دانش آموزان راتغییرنداد بلکه نحوه تفکر کردن آنها رانیز تغییر داد.
درسیستم مدارس دوره تولید خط مونتاژ به گونهای شگفت انگیز خروجی تحصیلی افزایش پیدا کرد. آن دوره همچنین بسیاری از مشکلات بغرنج رابرای دانش آموزان معلمان ووالدین ایجاد کرد که این روزها باآن دست و پنجه نرم می کنند. ۴۴
@LOPOWER
درسیستم مدارس دوره تولید خط مونتاژ به گونهای شگفت انگیز خروجی تحصیلی افزایش پیدا کرد. آن دوره همچنین بسیاری از مشکلات بغرنج رابرای دانش آموزان معلمان ووالدین ایجاد کرد که این روزها باآن دست و پنجه نرم می کنند. ۴۴
@LOPOWER
این سیستم (مدارس موجود مدل عصرصنعتی) ازنظر عملیاتی کودکان رابه دودسته زیرک واحمق محدود کرد.آنها که باسرعت خط تولید مونتاژ یاد نمی گرفتند،یاتنزل پیداکرده یابرای لایق باقی ماندن وادار به دست وپنجه نرم کردن مداوم با آن بودندوبرچسبِ "کندذهن" یادرزبان رایج تر امروز "عاجز از یادگیری" می خوردند. این تقسیم بندی، یکنواختیِ محصول وفرآیند رادرقالب معیارها ایجاد کرد، ازاین رهگذراین تصور خوش باورانه بوجود آمد که همه بچه ها به شیوه یکسانی یادمیگیرند. ۴۴
@LOPOWER
@LOPOWER
فهم مدرسه به عنوان یک خط تولید مونتاژ برای تولید فارغالتحصیل،دلایل سنگین ترشدن پیوسته کوله پشتی دانش آموزان را روشن می کند. سیستم آموزشی خط تولید مونتاژ تحت فشار و تنش است. محصولاتش به هیچ عنوان ازنظر قضاوت جامعه، شایسته ورضایت بخش نیستند. بهره وری اش زیر سوال ومحل تردید است
@LOPOWER
@LOPOWER
تله سیستمی
من(پیترسنگه) به عنوان کسی که وقت قابل توجهی رابا باتحصیل کرده ها وکسبه صرف می نمایم، عقیده دارم که تحصیل کرده ها یک احساس گیرافتادن درتله وتوانایی کمتر برای نوآوری نسبت به همتایان کاسب شان دارند..
اولین ویژگی بارزِ بارزِ متمایز این است که آموزش وپرورشِ ابتدایی و متوسطه، بیشتر از کسب و کار دارای ویژگی هایِ یک نهادِعصرِصنعتی است. ضمن اینکه کسب وکار،ایده های عصرصنعتی مانندخط تولید مونتاژ رااختیار کرد،اما بااین ایده هامتولدنشد. کسب و کار ها برای هزاران سال نهادهایِ چشمگیرِی داشته اند.
دوماً همچنان که این روند تکامل یافت سیستم مدرسه نسبت به کسب و کار به مراتب بصورت "تنگاتنگ تری" درسیستم هایِ اجتماعی کلان تری جایگیرشد.
مدارسِ منفرد درون مدارس محلی بخش قرارگرفت که به نوبه خود مدارس محلی بخش نیز درتشکیلات تحصیلی دولت که استاندارد هاو خطِ مشی ها راتنظیم می کنند، قرارگرفت.
نتیجتاً مدارس باتغییراتِ ملهم ازچرخش های سیاسی ازطرف گروه ها مورد بی اعتنایی قرارگرفت وهمان طور که امروز میبینیم بافشارهایِ وارده برای تشدید امتحاناتِ استاندارد زیرِ ضربات سنگین قرار گرفت.
@LOPOWER
من(پیترسنگه) به عنوان کسی که وقت قابل توجهی رابا باتحصیل کرده ها وکسبه صرف می نمایم، عقیده دارم که تحصیل کرده ها یک احساس گیرافتادن درتله وتوانایی کمتر برای نوآوری نسبت به همتایان کاسب شان دارند..
اولین ویژگی بارزِ بارزِ متمایز این است که آموزش وپرورشِ ابتدایی و متوسطه، بیشتر از کسب و کار دارای ویژگی هایِ یک نهادِعصرِصنعتی است. ضمن اینکه کسب وکار،ایده های عصرصنعتی مانندخط تولید مونتاژ رااختیار کرد،اما بااین ایده هامتولدنشد. کسب و کار ها برای هزاران سال نهادهایِ چشمگیرِی داشته اند.
دوماً همچنان که این روند تکامل یافت سیستم مدرسه نسبت به کسب و کار به مراتب بصورت "تنگاتنگ تری" درسیستم هایِ اجتماعی کلان تری جایگیرشد.
مدارسِ منفرد درون مدارس محلی بخش قرارگرفت که به نوبه خود مدارس محلی بخش نیز درتشکیلات تحصیلی دولت که استاندارد هاو خطِ مشی ها راتنظیم می کنند، قرارگرفت.
نتیجتاً مدارس باتغییراتِ ملهم ازچرخش های سیاسی ازطرف گروه ها مورد بی اعتنایی قرارگرفت وهمان طور که امروز میبینیم بافشارهایِ وارده برای تشدید امتحاناتِ استاندارد زیرِ ضربات سنگین قرار گرفت.
@LOPOWER
..مایادگرفتیم چگونه معلمان راخشنود کنیم، همانگونه که بعداً یادگرفتیم چگونه روسایمان راخرسند نماییم. مایادگرفتیم چطور باید ازدادن پاسخ غلط اجتناب کنیم وقتی پاسخ صحیح را می دانستیم دستمان رابالا ببریم. عادتهایی که بعدها آهنگ رقصِ سازمانیِ رایجِ اجتناب از ایرادگرفتن وجستجوی مقبولیت برای موفقیت هاراشکل بخشید.
مایادگرفتیم درزمانی که درجلسه رسمی علیرغم اینکه حرف های رییس منطقی نیست وهیچ کس نیست که به او اعتراض نماید چگونه احساس شکست نماییم و ساکت بمانیم..
بازشناسیِ میزانِ زنده بودن مدارس عصرصنعتی درهریک ازمامی تواند به هوشیار شدن مان بیانجامد.48
@LOPOWER
مایادگرفتیم درزمانی که درجلسه رسمی علیرغم اینکه حرف های رییس منطقی نیست وهیچ کس نیست که به او اعتراض نماید چگونه احساس شکست نماییم و ساکت بمانیم..
بازشناسیِ میزانِ زنده بودن مدارس عصرصنعتی درهریک ازمامی تواند به هوشیار شدن مان بیانجامد.48
@LOPOWER
سالها پیش ازیک آموزشگر چیزی شنیدم که فراموش نمیکنم :"ماهیچ تصوری ازضربه روحی که بچههای نوجوان درمدرسه متحمل می شوند نداریم."
اودرباره کدام ضربه روحی صحبت می کند؟
چه تعدادی ازما درمدرسه یادگرفتیم که نمی توانیم نقاشی بکشیم؟ چه تعداد ازمابخاطر می آوریم که معلم به ماگفته باشد باسایر بچهها سرودنخوانیم چون صدایمان خیلی ناکوک وناهماهنگ است؟
این ضربات روحی اتفاق افتاد چون همشکلی یک ارزش بنیادی عصرصنعتی است :یک خط مونتاژ که نوع پیوسته ولاینقطعی راتولید می کرد، کارآمد ولایق رابه حساب نمی آورد.
@LOPOWER
اودرباره کدام ضربه روحی صحبت می کند؟
چه تعدادی ازما درمدرسه یادگرفتیم که نمی توانیم نقاشی بکشیم؟ چه تعداد ازمابخاطر می آوریم که معلم به ماگفته باشد باسایر بچهها سرودنخوانیم چون صدایمان خیلی ناکوک وناهماهنگ است؟
این ضربات روحی اتفاق افتاد چون همشکلی یک ارزش بنیادی عصرصنعتی است :یک خط مونتاژ که نوع پیوسته ولاینقطعی راتولید می کرد، کارآمد ولایق رابه حساب نمی آورد.
@LOPOWER
چه کسی تغییر مدارس را رهبری خواهد کرد؟
مدارس عصر صنعت یک نقطه ضعف وکور ساختاری دارند که تقریباً به هرموسسه معاصر دیگری بی شباهت است. این نقطه کورفقط بواسطه وناشی از شخصی است که درحقیقت می توانست روی چگونگی عملکرد سیستم به عنوان یک "کل "تعمق کند واما فردی است که هیچ صداونظری درسیستم ندارد وبرای ارائه بازخورد معناداری که می تواند تغییر ایجادنماید، قدرتی ندارد. این فرد دانش آموز است.
دانش آموز کسی است که همه کلاسها، تنش های منزل وپیامها ی متعارض چندگانه راازرسانه ها وکل محیط پیرامونش میبیند. بچهها میدانند که چه زمانی فشاروبار کاری در مجموع خیلی بزرگ یاکوچک است، چه زمانی سطح تنش وفشار خیلی بالا وسطح احترام خیلی پایین است. اما آنها هیچ قدرت یا موقعیتی درسیستم ندارند، عقایدونظرات شان نادیده گرفته می شود. روی هم رفته آنها فقط بچه هستند _درسیستمی که ظاهراً برای منافع شان بوسیله بزرگترها اداره میشود
باوری که به ذهن من متبادر می شود این است که امید واقعی برای فرآیند تکامل عمیق وپایدار درمدارس درحیطه مسئولیت دانش آموزان است. آنها شوروشوق عمیقی برای ساختن وظیفه وکارکرد مدارس دارند،آنها به آینده متصل هستند به اندازه ای که هیچ بزرگسالی نیست.
آنها (دانش آموزان) تصورات وروش هایی برای دیدن وفهم اوضاع و احوال دارند که تابه حال بوسیله فرآیند تحصیل و آموزش رسمی موردباز شکل دهی قرارنگرفته است، وآنها بشدت نیازمند وخواستار به کارگیری ومشارکت دادن شان برای مسئولیت پذیری بیشتر دربرابر محیط پیرامون شان هستند.
تصورکنید ماقانونی رادریک شرکت برای کارگرانش به اجرادرآوریم که تحت هیچ شرایطی حق صحبت کردن بامشتریان رانداشته باشند دراین صورت مانمی توانیم انتظاربقای چنین شرکتی رابرای مدت طولانی داشته باشیم.
بطورمشابه به واسطه گستره خاموشی وسکوت صدا ونظردانش آموز، مدارس نوآور وارایه دهنده روشهای جدیدطراحی نشدند.
این بدان معنانیست که کل نیازما رهبری دانش آموز است، بلکه بدان معنا است که بدون رهبری وپیشتازی دانش آموز امید کمی برای موفقیت وجوددارد. بقیه ماهابرای برای کل مدت زندگیمان درسیستم بوده ایم.
بواقع ماماهی هایی در آب فرضیات عصرصنعتی هستیم. نوجوانان اغلب بسیاربیش ازبزرگسالان، تیزبینانه ودقیق، ازکیفیت شگفت انگیز تکامل ودنیایمان بدورازآن فرضیات آگاه هستند. بااین وجود برای سیستمی....
@LOPOWER
مدارس عصر صنعت یک نقطه ضعف وکور ساختاری دارند که تقریباً به هرموسسه معاصر دیگری بی شباهت است. این نقطه کورفقط بواسطه وناشی از شخصی است که درحقیقت می توانست روی چگونگی عملکرد سیستم به عنوان یک "کل "تعمق کند واما فردی است که هیچ صداونظری درسیستم ندارد وبرای ارائه بازخورد معناداری که می تواند تغییر ایجادنماید، قدرتی ندارد. این فرد دانش آموز است.
دانش آموز کسی است که همه کلاسها، تنش های منزل وپیامها ی متعارض چندگانه راازرسانه ها وکل محیط پیرامونش میبیند. بچهها میدانند که چه زمانی فشاروبار کاری در مجموع خیلی بزرگ یاکوچک است، چه زمانی سطح تنش وفشار خیلی بالا وسطح احترام خیلی پایین است. اما آنها هیچ قدرت یا موقعیتی درسیستم ندارند، عقایدونظرات شان نادیده گرفته می شود. روی هم رفته آنها فقط بچه هستند _درسیستمی که ظاهراً برای منافع شان بوسیله بزرگترها اداره میشود
باوری که به ذهن من متبادر می شود این است که امید واقعی برای فرآیند تکامل عمیق وپایدار درمدارس درحیطه مسئولیت دانش آموزان است. آنها شوروشوق عمیقی برای ساختن وظیفه وکارکرد مدارس دارند،آنها به آینده متصل هستند به اندازه ای که هیچ بزرگسالی نیست.
آنها (دانش آموزان) تصورات وروش هایی برای دیدن وفهم اوضاع و احوال دارند که تابه حال بوسیله فرآیند تحصیل و آموزش رسمی موردباز شکل دهی قرارنگرفته است، وآنها بشدت نیازمند وخواستار به کارگیری ومشارکت دادن شان برای مسئولیت پذیری بیشتر دربرابر محیط پیرامون شان هستند.
تصورکنید ماقانونی رادریک شرکت برای کارگرانش به اجرادرآوریم که تحت هیچ شرایطی حق صحبت کردن بامشتریان رانداشته باشند دراین صورت مانمی توانیم انتظاربقای چنین شرکتی رابرای مدت طولانی داشته باشیم.
بطورمشابه به واسطه گستره خاموشی وسکوت صدا ونظردانش آموز، مدارس نوآور وارایه دهنده روشهای جدیدطراحی نشدند.
این بدان معنانیست که کل نیازما رهبری دانش آموز است، بلکه بدان معنا است که بدون رهبری وپیشتازی دانش آموز امید کمی برای موفقیت وجوددارد. بقیه ماهابرای برای کل مدت زندگیمان درسیستم بوده ایم.
بواقع ماماهی هایی در آب فرضیات عصرصنعتی هستیم. نوجوانان اغلب بسیاربیش ازبزرگسالان، تیزبینانه ودقیق، ازکیفیت شگفت انگیز تکامل ودنیایمان بدورازآن فرضیات آگاه هستند. بااین وجود برای سیستمی....
@LOPOWER
فرضیات عصرصنعتی درباره یادگیری
۱_بچهها ضعیف ونارساهستندومدارس آنها راسروسامان می دهند.
۲_یادگیری درسررخ می دهد نه دربدن به عنوان یک کل
۳_تمام افراد به شیوه یکسانی یادمی گیرند.
۴_یادگیری درکلاس اتفاق می افتد نه درجهان
۵_کودکان باهوش وکودکان خرفت وجود دارند.
@LOPOWER
۱_بچهها ضعیف ونارساهستندومدارس آنها راسروسامان می دهند.
۲_یادگیری درسررخ می دهد نه دربدن به عنوان یک کل
۳_تمام افراد به شیوه یکسانی یادمی گیرند.
۴_یادگیری درکلاس اتفاق می افتد نه درجهان
۵_کودکان باهوش وکودکان خرفت وجود دارند.
@LOPOWER
۵_کودکان باهوش و کودکان خرفت وجوددارند
می توان بااستدلال ثابت کرد که اثر فزاینده پیش فرض های فوق درعمیق ترین ومخرب ترین فرضیه عصرماشین دیده می شود، که بیان می دارد فقط دونوع کودک وجوددارد :
کودک باهوش وکودک خرِفتْ
کودکان باهوش آنهایی هستند که درمدرسه برتری دارند، خرفت آنهایی هستند که برتری ندارند.
این فرض کودک باهوش وکودک خرِفتْ در جامعه ما آن چنان عمیق وریشه داراست که تجسم یک جایگزین برای آن دشوار است، اماشقّ جایگزین دقیقا پیش روی ماست :همه انسانها بایک استعداد خدادادی منحصر به فردزاده می شوند.
سلامت عملکردهرجامعه ای متکی به ظرفیتش در پرورش همه استعداد هاست. زمانی که یک نوزاددراختیارداریم مایک کودک باهوش یاخرِفت نمی بینیم.
خودِمعجزه آفرینشِ حیات رامی بینیم. فقدان این آگاهی، بزرگترین تلفاتِ تحمیلی سیستم آموزشیِ رایج درداخل وخارج مدرسه است. ۶۰
@LOPOWER
می توان بااستدلال ثابت کرد که اثر فزاینده پیش فرض های فوق درعمیق ترین ومخرب ترین فرضیه عصرماشین دیده می شود، که بیان می دارد فقط دونوع کودک وجوددارد :
کودک باهوش وکودک خرِفتْ
کودکان باهوش آنهایی هستند که درمدرسه برتری دارند، خرفت آنهایی هستند که برتری ندارند.
این فرض کودک باهوش وکودک خرِفتْ در جامعه ما آن چنان عمیق وریشه داراست که تجسم یک جایگزین برای آن دشوار است، اماشقّ جایگزین دقیقا پیش روی ماست :همه انسانها بایک استعداد خدادادی منحصر به فردزاده می شوند.
سلامت عملکردهرجامعه ای متکی به ظرفیتش در پرورش همه استعداد هاست. زمانی که یک نوزاددراختیارداریم مایک کودک باهوش یاخرِفت نمی بینیم.
خودِمعجزه آفرینشِ حیات رامی بینیم. فقدان این آگاهی، بزرگترین تلفاتِ تحمیلی سیستم آموزشیِ رایج درداخل وخارج مدرسه است. ۶۰
@LOPOWER
مهندس سلام
امروز کتاب رو شروع کردم ، مقدمه بسیار زیبایی برای کتاب آورده ای ، همانگونه که گفتی تاریخ صد ساله پر نشیب و فراز این کشور ، اختناق و استبداد و بی عدالتی باعث شده که مردمان این سرزمین در حد و اندازه خودشان ظاهر نشوند ، همانگونه که مطرح شده ، مدرسه و جامعه و خانواده بهم ارتباط داشته و هرگونه حرکت و رشد بایستی در در این سطوح و همزمان اتفاق بیفتد ، بعلاوه تأثیر شبکه های اجتماعی و ماهواره ای در جامعهای که حکومت سعی در حفظ عقاید سنتی آن دارد ، در این 25 صفحه ای که خواندم چالشی های عظیمی برای من هویدا شد ، که بیشتر نگرانم کرد ، گوشه هایی از درد آموزش و پرورش ، فقر فرهنگی جامعه ،جهت حرکت ابلاغ شده، جهت حرکت جامعه ، آرزو های جامعه فرهنگی و نیاز های آنها ،
به کدام سو میرویم ? چگونه ?
آنچه در این کتاب مطرح شده بایستی در سطح ملی ارزیابی و اجرایی گردد ، این کتاب بایستی در دانشکده فرهنگیان تدریس گردد ، بایستی وزارت آموزش و پرورش در این آینه به ارزیابی خود بنشیند ، همانگونه که در مقدمه گفته اید از انسان های توسعه یافته ،جامعه توسعه می یابد.
کتاب را میخوانم ، صدها نکته آموزشی در آن وجود داره که بایستی سر لوحه قرار بگیرد ، این کتاب بایستی به جامعه فرهنگی کشور معرفی بشه و مرجع ارزیابی و عملکرد هر مدیر قرار بگیره .
آرزوی تک تک ما افتخار و سربلندی فرزندان این مرز و بومه ، و از خداوند بزرگ میخواهم هر کسانی را که در این مسیر گام برمیدارندعزت و سربلندی عطا فرماید.
امروز کتاب رو شروع کردم ، مقدمه بسیار زیبایی برای کتاب آورده ای ، همانگونه که گفتی تاریخ صد ساله پر نشیب و فراز این کشور ، اختناق و استبداد و بی عدالتی باعث شده که مردمان این سرزمین در حد و اندازه خودشان ظاهر نشوند ، همانگونه که مطرح شده ، مدرسه و جامعه و خانواده بهم ارتباط داشته و هرگونه حرکت و رشد بایستی در در این سطوح و همزمان اتفاق بیفتد ، بعلاوه تأثیر شبکه های اجتماعی و ماهواره ای در جامعهای که حکومت سعی در حفظ عقاید سنتی آن دارد ، در این 25 صفحه ای که خواندم چالشی های عظیمی برای من هویدا شد ، که بیشتر نگرانم کرد ، گوشه هایی از درد آموزش و پرورش ، فقر فرهنگی جامعه ،جهت حرکت ابلاغ شده، جهت حرکت جامعه ، آرزو های جامعه فرهنگی و نیاز های آنها ،
به کدام سو میرویم ? چگونه ?
آنچه در این کتاب مطرح شده بایستی در سطح ملی ارزیابی و اجرایی گردد ، این کتاب بایستی در دانشکده فرهنگیان تدریس گردد ، بایستی وزارت آموزش و پرورش در این آینه به ارزیابی خود بنشیند ، همانگونه که در مقدمه گفته اید از انسان های توسعه یافته ،جامعه توسعه می یابد.
کتاب را میخوانم ، صدها نکته آموزشی در آن وجود داره که بایستی سر لوحه قرار بگیرد ، این کتاب بایستی به جامعه فرهنگی کشور معرفی بشه و مرجع ارزیابی و عملکرد هر مدیر قرار بگیره .
آرزوی تک تک ما افتخار و سربلندی فرزندان این مرز و بومه ، و از خداوند بزرگ میخواهم هر کسانی را که در این مسیر گام برمیدارندعزت و سربلندی عطا فرماید.
نظر خواننده ای که فقط مقدمه را خوانده است وعمق دردولزوم تغییر نگرش رابافراست درک وبیان نموده است.
دانش آموزان و معلمان بیشتر از این که خود آرمان هایشان راتعین کنند استاندارد های عملکردی کفالت آنهارا ازبالا به عهده گرفته واین کارراانجام می دهد. بیشتر از این که دانش آموزان، معلمان، روسای مدارس ووالدین ازماحصل ونتایج امتحانات، برای ارزیابی چگونه بودن شان درکل استفاده کنند مقامات اختیارداربیرونی درحال ارزیابی عملکرد هستند وتبیهات وتشویقات رامقررو تعیین میکنند. بیشتر از دیدن شاخص های متلاشی شده و معیوب که نیازمند یکپارچه سازی باسایر روشهای ارزیابی یادگیری باشند، امتیازدهی براساس امتحانات استاندارد شده، معیار های نهایی "بهره وری آموزشی وتحصیلی" می شود. بیشتر از کمک به مسئولیت پذیری جمعی درآنها برایده مسئولیت پذیری انفرادی معلمین ومدارس برای تحصیل تاکید می ورزند برای اینکه بودجه هاومشاغل شان هستندکه درمعرض خطر هستند.
@LOPOWER
@LOPOWER
طیفی از هوش های درگیر در یادگیری مشتمل بر هوش موسیقیایی، حسی، فضایی، بین فردی و قابلیت های هیجانی وجود دارد که به اندازه مظاهر اندیشیدن ذهنی نیروی عقلانی اهمیت دارند. هر فردی استعدادها و گرایشات متفاوتی دارد اما همه ما امکان بالقوه دربرداشتن طیف کامل هوش ها در رشد فردی مان را دارا هستیم و هر چه که کیفیت یادگیری که ما با آن درگیر می شویم بیشتر باشد رشد ما عمیق تر و وسیع تر است.
ص 54 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
ص 54 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
سلام خدمت دوستان عزیز
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند
سلام خدمت دوستان عزیز
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند.
@LOPOWER
باتوجه به اینکه جهت تهیه کتاب تماس هايی گرفته شده.،بدین وسیله شماره تلفن های همراه وثابت زیر جهت دریافت سفارشات اعلام میگردد :
شماره تماس ۴۴۳۳۴۷۴۲ داخلی ۹ وهمراه شماره همراه 09101590518 (خانم مهندس رضایی) ازساعت ۸صبح تا ۸شب آماده دریافت وحسب لزوم ارسال سفارشات میباشند.
درخواست های پیامکی خارج ازساعات مذکورپیگیری می شوند.
@LOPOWER
سیستم تحصیلی ما متکی به یک تئوری تلویحی است که فیلسوفان آن را "واقع گراییِ خام" می نامند. واقع گرایان خام یابی تجربه افرادی هستند که فکرمی کنند "آنچه آنها می فهمند همان واقعیت دارد"
ماهمگی درزندگیمان به مثابه" واقع گرایان خام "هستیم چراکه داده های احساسات مان خودشان رابا چنان نیروی الزام آوری به ما عرضه می کنند که مامستعد تلقی کردن ادراکات مان به عنوان حقیقت مطلق هستیم. این به خودی خود یک مشکل نیست، این مشخصه ادراک انسان است.
مشکل زمانی بروز می کند که ماازعهده بازشناسی آن چیزی که درحالِ وقوع است برنمی آییم.
درکلاسهای درس سنتی عصرصنعتی، معلمان مطالب رابه گونه ای یادنمی دهند که گویی که آنهادرحال بیان مطالبی هستندکه ازنظراجتماعی ساخته شده ویانوعی تفسیر وتعبیر آنهاست. آنها مطالب رابگونه ای یاد می دهند که گویی درحال بیان" حقایق مسلم "هستند. ۶۶
@LOPOWER
ماهمگی درزندگیمان به مثابه" واقع گرایان خام "هستیم چراکه داده های احساسات مان خودشان رابا چنان نیروی الزام آوری به ما عرضه می کنند که مامستعد تلقی کردن ادراکات مان به عنوان حقیقت مطلق هستیم. این به خودی خود یک مشکل نیست، این مشخصه ادراک انسان است.
مشکل زمانی بروز می کند که ماازعهده بازشناسی آن چیزی که درحالِ وقوع است برنمی آییم.
درکلاسهای درس سنتی عصرصنعتی، معلمان مطالب رابه گونه ای یادنمی دهند که گویی که آنهادرحال بیان مطالبی هستندکه ازنظراجتماعی ساخته شده ویانوعی تفسیر وتعبیر آنهاست. آنها مطالب رابگونه ای یاد می دهند که گویی درحال بیان" حقایق مسلم "هستند. ۶۶
@LOPOWER