Normally, our thoughts have us rather than we having them
"David Bohm, Physicist"
"David Bohm, Physicist"
Seeing freshly starts with stopping our habitual ways of thinking and perceiving. 29
🌹 یادگیریِ واکنشی 🌹
"زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد، اعمال مان به آنچه عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت.
اقدامات جمعی هم تفاوتی ندارد، حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید. اکثر کسب و کارها، دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :
یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
یادگیریِ واکنشی بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی" برداشت "
یاتداومِ دیدنِ جهان، ازدریچه طبقه بندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود "
"زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد، اعمال مان به آنچه عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت.
اقدامات جمعی هم تفاوتی ندارد، حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید. اکثر کسب و کارها، دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :
یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
یادگیریِ واکنشی بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی" برداشت "
یاتداومِ دیدنِ جهان، ازدریچه طبقه بندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود "
🌹تربیت نقادانه
مانند هرسازمانی، مدارس مکان کشمکشِ جاری برسرِ معانی، ارزش ها، پیش فرض ها ساختار ونحوه اشاعه دانش (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چه چیزی تدریس شود؟ )
🍀مراحل اجرایی کلاس (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چگونه تدریس شود؟ )
وروابط بین فردی درمیان کارکنان، دانش آموزان وافرادی ازجوامع بیرون (چه کسی تصمیم بگیرد تصمیم گیرنده کی باشد؟ ) است.
عدسی تربیتٍ نقادانه درایجاد تمرکز روی چرایی دلیل موفقیت بعضی دانش آموزان ومدارس و نیز اینکه چراسایرین بایدبرای موفقیت دربرابر تضادهای کوبنده خود راخسته نمایند کمک کننده است.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۱۴
@LOPOWER
مانند هرسازمانی، مدارس مکان کشمکشِ جاری برسرِ معانی، ارزش ها، پیش فرض ها ساختار ونحوه اشاعه دانش (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چه چیزی تدریس شود؟ )
🍀مراحل اجرایی کلاس (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چگونه تدریس شود؟ )
وروابط بین فردی درمیان کارکنان، دانش آموزان وافرادی ازجوامع بیرون (چه کسی تصمیم بگیرد تصمیم گیرنده کی باشد؟ ) است.
عدسی تربیتٍ نقادانه درایجاد تمرکز روی چرایی دلیل موفقیت بعضی دانش آموزان ومدارس و نیز اینکه چراسایرین بایدبرای موفقیت دربرابر تضادهای کوبنده خود راخسته نمایند کمک کننده است.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۱۴
@LOPOWER
🍊اصول راهنما برای مهیا کردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
اصل اول -حوزه رهبری تعلیم و تربیت برای اینکه محلِ تمرکزِ اصلی اش موضوع "تحول مدارس" باشد باید بازسازی گردد.
🍡مدارسی که ماپیرامون مان دیدیم درمواجهه بانیازهای جامعه ناکام بودند، چراکه اغلب مدیران تعلیم و تربیت، برای حفظ وضع موجود آموزش می دیدند، مدیران اینگونه تعلیم دیده بودند که: "سازمان هاساختارهای منطقیِ تقریباً مکانیکی هستند که به شیوه ای دیوان سالارانه کارمی کنند."
ماباورداریم که تحول ودگرگونی مستلزم وقوع تحول درفرآیند فکرکردن درباره " آموزش مدیران "برای مورد توجه قراردادن تعلیم و تربیت رهبران است.
این تحول مستلزم یک بازاندیشی بنیادی مدارس ومراجع صلاحیت دار است _یک بازاندیشی که محوریت فرهنگ، سیاست هاواخلاقیات درهمه کشمکش های روزانه دانش آموزان، معلمان ومدیران مدارس است.
چشم انداز ما ازمدیریت کردن مدارس به متحول کردن آنها واز مدیریت مدارس (فردمدیر) به چالش گری باپیش فرض های بنیادی پشت آنچه آنها اداره می کنند، تغییر یافت.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۱
@LOPOWER
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
اصل اول -حوزه رهبری تعلیم و تربیت برای اینکه محلِ تمرکزِ اصلی اش موضوع "تحول مدارس" باشد باید بازسازی گردد.
🍡مدارسی که ماپیرامون مان دیدیم درمواجهه بانیازهای جامعه ناکام بودند، چراکه اغلب مدیران تعلیم و تربیت، برای حفظ وضع موجود آموزش می دیدند، مدیران اینگونه تعلیم دیده بودند که: "سازمان هاساختارهای منطقیِ تقریباً مکانیکی هستند که به شیوه ای دیوان سالارانه کارمی کنند."
ماباورداریم که تحول ودگرگونی مستلزم وقوع تحول درفرآیند فکرکردن درباره " آموزش مدیران "برای مورد توجه قراردادن تعلیم و تربیت رهبران است.
این تحول مستلزم یک بازاندیشی بنیادی مدارس ومراجع صلاحیت دار است _یک بازاندیشی که محوریت فرهنگ، سیاست هاواخلاقیات درهمه کشمکش های روزانه دانش آموزان، معلمان ومدیران مدارس است.
چشم انداز ما ازمدیریت کردن مدارس به متحول کردن آنها واز مدیریت مدارس (فردمدیر) به چالش گری باپیش فرض های بنیادی پشت آنچه آنها اداره می کنند، تغییر یافت.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۱
@LOPOWER
🌹چهارده ویژگی ضروری کلیدی برای رشد عقلانی بچهها
پروفسور آرت کوستا
۴_انعطافپذیری در فکرکردن
برخی ازدانش آموزان به لحاظ نکته نظرات جایگزین مشکل دارند. به نظرشان می رسد شیوه آنها برای حل مسئله تنها راه است.،پاسخ شان تنها پاسخ صحیح است. بجای چالش طلبی ازطریق فرآیند پیداکردن پاسخ، بیشتر علاقمند به دانستن این هستند که آیا پاسخ شان صحیح است.
ناتوانی درتحمل وپیگیری فرآیند حل مسئله، درطی زمان باعث می شود آنها ازموقعیت های مبهم اجتناب نمایند. ضرورت حصول اطمینان مهمتر از گرایش به تردید است. ذهن هایشان سرهم می شود ودرمقابل تاثیر پذیری ازهراطلاعات یااستدلالی که ممکن است مغایر عقایدشان باشد مقاومت می نمایند.
همچنان که دانش آموزان درفکر کردن شان انعطافپذیرتر می شوند می توانند ملاحظات، بیانات یاشرح وبسط نقطهنظرات سایر افراد یاعقلا رابشنوند. آنها می توانند چندین راه حل مسائل وارزیابی پیامدها وشایستگی هایشان را مطرح نمایند. آنها عبارات واژههایی نظیر :اما، "به عبارت دیگر" و"اگر شما شیوه دیگری را مورد بررسی قرار دهید" رامورد استفاده قرار می دهند.
هنگامی که آنها مستمراً مجموعه ای از اصول اخلاقی رابرای اداره کردن رفتارشان توسعه وبهبود می بخشند می توانند ذهنیت شان رانیز باتوجه به اطلاعات متقاعدکننده، مباحثات یااصول ودلایل منطقی تغییر دهند.
این توانایی برای آنها حل تعارضات ازطریق مصالحه، گشودگی بیان درباره ایده های دیگران وسعی برای اجماع واتفاق نظر راسهل ترخواهدنمود.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۰۱
@LOPOWER
پروفسور آرت کوستا
۴_انعطافپذیری در فکرکردن
برخی ازدانش آموزان به لحاظ نکته نظرات جایگزین مشکل دارند. به نظرشان می رسد شیوه آنها برای حل مسئله تنها راه است.،پاسخ شان تنها پاسخ صحیح است. بجای چالش طلبی ازطریق فرآیند پیداکردن پاسخ، بیشتر علاقمند به دانستن این هستند که آیا پاسخ شان صحیح است.
ناتوانی درتحمل وپیگیری فرآیند حل مسئله، درطی زمان باعث می شود آنها ازموقعیت های مبهم اجتناب نمایند. ضرورت حصول اطمینان مهمتر از گرایش به تردید است. ذهن هایشان سرهم می شود ودرمقابل تاثیر پذیری ازهراطلاعات یااستدلالی که ممکن است مغایر عقایدشان باشد مقاومت می نمایند.
همچنان که دانش آموزان درفکر کردن شان انعطافپذیرتر می شوند می توانند ملاحظات، بیانات یاشرح وبسط نقطهنظرات سایر افراد یاعقلا رابشنوند. آنها می توانند چندین راه حل مسائل وارزیابی پیامدها وشایستگی هایشان را مطرح نمایند. آنها عبارات واژههایی نظیر :اما، "به عبارت دیگر" و"اگر شما شیوه دیگری را مورد بررسی قرار دهید" رامورد استفاده قرار می دهند.
هنگامی که آنها مستمراً مجموعه ای از اصول اخلاقی رابرای اداره کردن رفتارشان توسعه وبهبود می بخشند می توانند ذهنیت شان رانیز باتوجه به اطلاعات متقاعدکننده، مباحثات یااصول ودلایل منطقی تغییر دهند.
این توانایی برای آنها حل تعارضات ازطریق مصالحه، گشودگی بیان درباره ایده های دیگران وسعی برای اجماع واتفاق نظر راسهل ترخواهدنمود.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۰۱
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌺حضور
مابه این باوررسیده ایم که قلبِ ظرفیت موردنیاز برای ورود به عرصه آینده "حضور" است.
ابتدا "حضور" رابه عنوان
کاملاً آگاه وهُشیار بودن درلحظه کنونی به حساب می آوردیم.
سپس به ارزشِ "حضور" به عنوانِ
گوش وتوجه کردنِ عمیق، فراتر بودن فرد ازتعصبات، پیشداوری ها وشیوه های تاریخیِ منطقی بودن، پی بردیم.
مابه اهمیت رهاشدن ازقید و بندِهویت های قدیمی ونیاز به کنترل وآن گونه که سالک میگوید :
"انتخاب هایی برای خدمت به تکامل زندگی" رسیدیم.
نهایتا مابه درک ودیدنِ همه این جنبه های "حضور" به عنوانِ هدایت به حالت"جواز ورود"ِ مشارکت هشیارانه درصحنه بزرگتر برای تغییر رسیدیم.
زمانی که این حالت اتفاق می افتدمیدان عمل متحول می شود ونیروهای شکل دهنده موقعیت می توانند ازبازآفرینی گذشته به سمت متجلی شدن یا واقعیت پیدا کردنِ آینده درحال ظهور حرکت نمایند
@LOPOWER
مابه این باوررسیده ایم که قلبِ ظرفیت موردنیاز برای ورود به عرصه آینده "حضور" است.
ابتدا "حضور" رابه عنوان
کاملاً آگاه وهُشیار بودن درلحظه کنونی به حساب می آوردیم.
سپس به ارزشِ "حضور" به عنوانِ
گوش وتوجه کردنِ عمیق، فراتر بودن فرد ازتعصبات، پیشداوری ها وشیوه های تاریخیِ منطقی بودن، پی بردیم.
مابه اهمیت رهاشدن ازقید و بندِهویت های قدیمی ونیاز به کنترل وآن گونه که سالک میگوید :
"انتخاب هایی برای خدمت به تکامل زندگی" رسیدیم.
نهایتا مابه درک ودیدنِ همه این جنبه های "حضور" به عنوانِ هدایت به حالت"جواز ورود"ِ مشارکت هشیارانه درصحنه بزرگتر برای تغییر رسیدیم.
زمانی که این حالت اتفاق می افتدمیدان عمل متحول می شود ونیروهای شکل دهنده موقعیت می توانند ازبازآفرینی گذشته به سمت متجلی شدن یا واقعیت پیدا کردنِ آینده درحال ظهور حرکت نمایند
@LOPOWER
🌹🌹فهمیدن فهم مان
دلیل اینکه بیشتر ابتکارات تغییر، ازادامه راه ورسیدن به نتیجه باز می مانند، فقدان چشم انداز های بزرگ واهداف واراده اصیل نیست. آن ابتکارات شکست می خورند چون افراد نمی توانند واقعیتِ آن چیزی که باآن مواجه شده اند رادرک نمایند.
بعلاوه مطالعه مرگ بنگاه ها نشان می دهد که نابودی اغلب شرکت های ۵۰۰ گانه لیست فورچون بعد از چندنسل مدیریتی، بدلیل محدودیت منابع نیست بلکه بدلیل ناتوانی آنها در "فهم" تهدیداتِ پیشِ رو یشان ونیز آمرانه بودن تغییر وتحول درٱنهاست.
آریه دوگاس می گوید :
🌷 علائم وزنگ خطرهای تهدید همیشه فراوان است وبوسیله بسیاری افراد قابل تشخیص است وبااین حال بنگاه ها بازهم بدلیل نفوذ وسرایتِ واکنش سیستم مصونیت بنگاه به نپذیرفتن ورد کردن مواردِ ناآشنا، شکست می خورند.
برگی از کتاب "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
دلیل اینکه بیشتر ابتکارات تغییر، ازادامه راه ورسیدن به نتیجه باز می مانند، فقدان چشم انداز های بزرگ واهداف واراده اصیل نیست. آن ابتکارات شکست می خورند چون افراد نمی توانند واقعیتِ آن چیزی که باآن مواجه شده اند رادرک نمایند.
بعلاوه مطالعه مرگ بنگاه ها نشان می دهد که نابودی اغلب شرکت های ۵۰۰ گانه لیست فورچون بعد از چندنسل مدیریتی، بدلیل محدودیت منابع نیست بلکه بدلیل ناتوانی آنها در "فهم" تهدیداتِ پیشِ رو یشان ونیز آمرانه بودن تغییر وتحول درٱنهاست.
آریه دوگاس می گوید :
🌷 علائم وزنگ خطرهای تهدید همیشه فراوان است وبوسیله بسیاری افراد قابل تشخیص است وبااین حال بنگاه ها بازهم بدلیل نفوذ وسرایتِ واکنش سیستم مصونیت بنگاه به نپذیرفتن ورد کردن مواردِ ناآشنا، شکست می خورند.
برگی از کتاب "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
🌹.. اگر افراد هنوز ریشه مشکلات شان راخارجی می دانند، آنها به تعبیری "چشم انداز های بیرونی شده" خلق خواهند کرد که معادل نوعی استراتژیِ تغییر برای تعمیر وسروسامان دادن مشکلات است، به این معنی که آنها هنوز سهم خود رادر خلقِ آن مشکل ندیدهاند.
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است. 🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است. 🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
🌹🌹.. اگر افراد هنوز ریشه مشکلات شان راخارجی می دانند، آنها به تعبیری "چشم انداز های بیرونی شده" خلق خواهند کرد که معادل نوعی استراتژیِ تغییر برای تعمیر وسروسامان دادن مشکلات است، به این معنی که آنها هنوز سهم خود رادر خلقِ آن مشکل ندیدهاند.
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است.
این موضوع، دلیل کم مایه وسطحی بودنِ بیشتر چشم انداز هایی است که تیم هایِ مدیریت، مطرح می کنند. آنها حتی اگر مظهر بسیاری افکار وایده های خوب باشند هنوز محصول یک آگاهیِ متلاشی هستند ومعمولاً ایده هایِ تحمیلیِ یک یادونفر به سایر افراد گروه است. 🌹🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است.
این موضوع، دلیل کم مایه وسطحی بودنِ بیشتر چشم انداز هایی است که تیم هایِ مدیریت، مطرح می کنند. آنها حتی اگر مظهر بسیاری افکار وایده های خوب باشند هنوز محصول یک آگاهیِ متلاشی هستند ومعمولاً ایده هایِ تحمیلیِ یک یادونفر به سایر افراد گروه است. 🌹🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
[[#درسال ۲۰۱۰ متوسط سن ایرانی ها ۲۵/۹ ودرسال ۲۰۵۰ به ۴۰/۴ سال خواهدرسید. یعنی متوسط سن ایرانی ها ۱۵ سال افزایش خواهد یافت. کارشناسان اقتصادی به شدت نگران مبحثی هستند که به" نسبت وابستگی سالمندی "معروف است ومعمولا بصورت درصد انسان ها یی که ۶۵ سال یابیشتر دارند درمقابل کسانی که دربه اصطلاح" سن کار "یعنی بین ۱۵ تا۶۴ سالگی قراردارند محاسبه می شوند.
درکشورهای ایران، سنگاپور وکره" نسبت وابستگی سالمندی "درمقایسه باسال ۲۰۱۰ به بیشتر از ۴ برابر درسال ۲۰۵۰ خواهدرسید.
درسال ۲۰۵۰ وقتی که آسایشگاه های سالمندان درکشورهای مکزیک، چین وایران کاملاً پرشده باشدوضع چگونه خواهد بود؟
چه کسی کامپیوتر ها رابه کارخواهد انداخت وچه کسی ازسالمندان مراقبت خواهد کرد؟ ]]
ازکتاب جهان درسال ۲۰۵۰ نوشته لارنس اسمیت (مقدمه کتاب مدارسی که یادمی گیرند)
نکته راهبردی وچالش اساسی :
**فرصت های آموزش وارتقای قابلیت های یادگیری نوجوانان وجوانان ونیز بهره گیری از آن درتوسعه ومتحول نمودن کشور، بدلیل پیری زودرسی که درانتظار جمعیت کشور است، محدود وغیر قابل بازگشت است. درک این نکته بسیار حایز اهمیت است.
@LOPOWER
درکشورهای ایران، سنگاپور وکره" نسبت وابستگی سالمندی "درمقایسه باسال ۲۰۱۰ به بیشتر از ۴ برابر درسال ۲۰۵۰ خواهدرسید.
درسال ۲۰۵۰ وقتی که آسایشگاه های سالمندان درکشورهای مکزیک، چین وایران کاملاً پرشده باشدوضع چگونه خواهد بود؟
چه کسی کامپیوتر ها رابه کارخواهد انداخت وچه کسی ازسالمندان مراقبت خواهد کرد؟ ]]
ازکتاب جهان درسال ۲۰۵۰ نوشته لارنس اسمیت (مقدمه کتاب مدارسی که یادمی گیرند)
نکته راهبردی وچالش اساسی :
**فرصت های آموزش وارتقای قابلیت های یادگیری نوجوانان وجوانان ونیز بهره گیری از آن درتوسعه ومتحول نمودن کشور، بدلیل پیری زودرسی که درانتظار جمعیت کشور است، محدود وغیر قابل بازگشت است. درک این نکته بسیار حایز اهمیت است.
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
الزاماتی که مارا واداربه تغییر نگاه دربخش تعلیم وتربیت مینمایند.
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتنابناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.
نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :
۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغالتحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغالتحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچهها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاهها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟
..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چارهای متناسب باشد.
🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتنابناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.
نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :
۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغالتحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغالتحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچهها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاهها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟
..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چارهای متناسب باشد.
🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER
Forwarded from جالب است...
قیمت یک پیتزای خوب با یک کتاب خوب یکی است؛
فرق آنها در طول مدتی است که می توانند ما را خوشحال کنند. اولی یک ربع، دومی یک عمر.
حیرت آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم تر است!
join: @jalebas
فرق آنها در طول مدتی است که می توانند ما را خوشحال کنند. اولی یک ربع، دومی یک عمر.
حیرت آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم تر است!
join: @jalebas
🌹🌹.. اگر افراد هنوز ریشه مشکلات شان راخارجی می دانند، آنها به تعبیری "چشم انداز های بیرونی شده" خلق خواهند کرد که معادل نوعی استراتژیِ تغییر برای تعمیر وسروسامان دادن مشکلات است، به این معنی که آنها هنوز سهم خود رادر خلقِ آن مشکل ندیدهاند.
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است.
این موضوع، دلیل کم مایه وسطحی بودنِ بیشتر چشم انداز هایی است که تیم هایِ مدیریت، مطرح می کنند. آنها حتی اگر مظهر بسیاری افکار وایده های خوب باشند هنوز محصول یک آگاهیِ متلاشی هستند ومعمولاً ایده هایِ تحمیلیِ یک یادونفر به سایر افراد گروه است. 🌹🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است.
این موضوع، دلیل کم مایه وسطحی بودنِ بیشتر چشم انداز هایی است که تیم هایِ مدیریت، مطرح می کنند. آنها حتی اگر مظهر بسیاری افکار وایده های خوب باشند هنوز محصول یک آگاهیِ متلاشی هستند ومعمولاً ایده هایِ تحمیلیِ یک یادونفر به سایر افراد گروه است. 🌹🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
📝📝تعلیم دادن به مثابه تلاش اخلاقی
🌹سکانس اول
هر شغلی نیازمند قدری پرسشگری مدبرانه است. اما این بویژه برای تدریس مهم است چرا که تدریس یک فهم و دریافت اخلاقی و معنوی است. تدریس صرفا مجموعه ای از مهارت های فنی برای منتقل کردن دانش به دانش آموزان منتظر نیست. تدریس، درگیر شدن در مراقبت از بچه ها و مسیولیت پذیری در قبال توسعه و پیشرفتشان در یک جامعه دمکراتیک پیچیده است. به عبارت دیگر، معلمان نیازمند تفکر نه فقط درباره "معانی" درسی که تدریس می کنند بلکه "سرانجام" آن چیزی که آنها به آن منظور تدریس می کنند هستند. انجام این کار یک تعهد سنگین را متوجه کسانی می نماید که تدریس می کنند.
🌹سکانس دوم
سوالاتی برای تعمق
سوالات صریح در باره جنبه های اخلاقی تعلیم و تربیت
1-چطور از آموزش ام، کلاسم و مدرسه ام انتقاد کنم؟
2-آیا من برای شرایط یادگیری مدرسه ام کاری می کنم؟
3-آیا من حاصل و سرانجام آموزش مدرسه را مورد پرسشگری و تفحص قرار می دهم یا فقط شیوه آموزشی اش را؟
4-آیا من پیوسته در تفحص و پرسش گری درگیر هستم؟
🌹سکانس سوم
پرسشگری، تعمق فکورانه، مدبرانه، و آگاهانه درباره اعمال فردی است.
...
کنت سیروتنیک یک فعال در حوزه رهبری آموزش تحصیلی، چند سوال مطرح نموده که آموزشگران(معلمین) می توانند برای عمق و محتوی سوالات خودشان از آن ها استفاده نمایند. این سوالات یک نقطه آغاز را برای تعمق خود یا گفتگو با دیگر همکاران ارائه می نماید.
🌷فرهنگ سازمانی، شما را به عنوان پرسش گران در آنچه انجام می دهید و آنچه که ممکن است بهتر انجام دهید چقدر مورد حمایت قرار می دهد؟
🌷شما تا چه حد بصورت ماهرانه در گفتگو و اقدام برای بهبود شرایط، فعالیت ها و پیامدهای تعلیم و تربیت درگیر می شوید؟
🌷آیا شما آن گونه که در مورد خودتان و یکدیگر نگران هستید درباره دانش آموزان هم نگران هستید (یا آیا باید نگران باشید)؟
🌷شما بصورت موثق به چه میزان اجازه داشتید در موضوعات پرورشی با اهمیت بنیادی همانند این مسئله که "چه مدارسی از نظر یادگیری و تدریس می توانند با این چشم انداز با هم متحد شوند و چگونه می توانند در یک صف قرار گیرند" مشارکت داشته باشید؟
اندر باب " پرسشگری به مثابه تعهد در تدریس" بر گرفته از کتاب مدارسی که یاد می گیرند فصل هشتم
@LOPOWER
🌹سکانس اول
هر شغلی نیازمند قدری پرسشگری مدبرانه است. اما این بویژه برای تدریس مهم است چرا که تدریس یک فهم و دریافت اخلاقی و معنوی است. تدریس صرفا مجموعه ای از مهارت های فنی برای منتقل کردن دانش به دانش آموزان منتظر نیست. تدریس، درگیر شدن در مراقبت از بچه ها و مسیولیت پذیری در قبال توسعه و پیشرفتشان در یک جامعه دمکراتیک پیچیده است. به عبارت دیگر، معلمان نیازمند تفکر نه فقط درباره "معانی" درسی که تدریس می کنند بلکه "سرانجام" آن چیزی که آنها به آن منظور تدریس می کنند هستند. انجام این کار یک تعهد سنگین را متوجه کسانی می نماید که تدریس می کنند.
🌹سکانس دوم
سوالاتی برای تعمق
سوالات صریح در باره جنبه های اخلاقی تعلیم و تربیت
1-چطور از آموزش ام، کلاسم و مدرسه ام انتقاد کنم؟
2-آیا من برای شرایط یادگیری مدرسه ام کاری می کنم؟
3-آیا من حاصل و سرانجام آموزش مدرسه را مورد پرسشگری و تفحص قرار می دهم یا فقط شیوه آموزشی اش را؟
4-آیا من پیوسته در تفحص و پرسش گری درگیر هستم؟
🌹سکانس سوم
پرسشگری، تعمق فکورانه، مدبرانه، و آگاهانه درباره اعمال فردی است.
...
کنت سیروتنیک یک فعال در حوزه رهبری آموزش تحصیلی، چند سوال مطرح نموده که آموزشگران(معلمین) می توانند برای عمق و محتوی سوالات خودشان از آن ها استفاده نمایند. این سوالات یک نقطه آغاز را برای تعمق خود یا گفتگو با دیگر همکاران ارائه می نماید.
🌷فرهنگ سازمانی، شما را به عنوان پرسش گران در آنچه انجام می دهید و آنچه که ممکن است بهتر انجام دهید چقدر مورد حمایت قرار می دهد؟
🌷شما تا چه حد بصورت ماهرانه در گفتگو و اقدام برای بهبود شرایط، فعالیت ها و پیامدهای تعلیم و تربیت درگیر می شوید؟
🌷آیا شما آن گونه که در مورد خودتان و یکدیگر نگران هستید درباره دانش آموزان هم نگران هستید (یا آیا باید نگران باشید)؟
🌷شما بصورت موثق به چه میزان اجازه داشتید در موضوعات پرورشی با اهمیت بنیادی همانند این مسئله که "چه مدارسی از نظر یادگیری و تدریس می توانند با این چشم انداز با هم متحد شوند و چگونه می توانند در یک صف قرار گیرند" مشارکت داشته باشید؟
اندر باب " پرسشگری به مثابه تعهد در تدریس" بر گرفته از کتاب مدارسی که یاد می گیرند فصل هشتم
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌹طراحی سناریو (۱)
🌷سیستم های آموزشی چگونه می توانند ازطراحی سناریو برای آمادگی مواجهه باتلاطم های آینده استفاده کنند؟
طراحی سناریو، شیوه ای برای برنامهریزی آینده بدون ایجاد تعهد به هیچ پیش بینی خاصی است. به جای حدس و تخمین محتمل ترین آینده، شما چندین آینده رابطور همزمان تصور می کنید. همگی آنها موجه ومعقول هستند وهرکدام چیزمهمی برای گفتن به شمادارند _برخی از این سناریو ها ازاین جهت که کمک می کند بتوانید نقاط کورگذشته تان راببینید شما راشگفت زده خواهد نمود.
شما به عنوان تیم رهبری مدرسه زمانی راصرف می کنید وخودتان رادرهریک ازآن دنیاهای آینده تصور میکنید وخودتان رابرای تصمیم سازی هایی که قوی ومحکم هستند تجهیز می کنید، اهمیتی ندارد که کدام آینده بوقوع خواهد پیوست.
هدایت یک تمرین طراحی سناریو هزینه چندانی ندارد، این کارمستلزم یک آموزش تاحدودی پیشرفته وضمنا اعمال دقت درشیوه ووجود یک تسهیل گر ایثارگر است (حتی یک تسهیل گرتازه کار)
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۵۲۳
@LOPOWER
🌷سیستم های آموزشی چگونه می توانند ازطراحی سناریو برای آمادگی مواجهه باتلاطم های آینده استفاده کنند؟
طراحی سناریو، شیوه ای برای برنامهریزی آینده بدون ایجاد تعهد به هیچ پیش بینی خاصی است. به جای حدس و تخمین محتمل ترین آینده، شما چندین آینده رابطور همزمان تصور می کنید. همگی آنها موجه ومعقول هستند وهرکدام چیزمهمی برای گفتن به شمادارند _برخی از این سناریو ها ازاین جهت که کمک می کند بتوانید نقاط کورگذشته تان راببینید شما راشگفت زده خواهد نمود.
شما به عنوان تیم رهبری مدرسه زمانی راصرف می کنید وخودتان رادرهریک ازآن دنیاهای آینده تصور میکنید وخودتان رابرای تصمیم سازی هایی که قوی ومحکم هستند تجهیز می کنید، اهمیتی ندارد که کدام آینده بوقوع خواهد پیوست.
هدایت یک تمرین طراحی سناریو هزینه چندانی ندارد، این کارمستلزم یک آموزش تاحدودی پیشرفته وضمنا اعمال دقت درشیوه ووجود یک تسهیل گر ایثارگر است (حتی یک تسهیل گرتازه کار)
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۵۲۳
@LOPOWER
Forwarded from مدیریت علمی یگانه مسیر توسعه
هفته کتاب نزدیک است. راهنمای جامع مدیران اجرایی، خلاصه نیم قرن خردورزی های پدر علم مدیریت بهترین هدیه برای همه کسانی است که فردا رازیباتر میخواهند.
پیامک سفارش 09101590518
یا ۴۴۳۳۴۷۴۲ خانم کاظمی
پیامک سفارش 09101590518
یا ۴۴۳۳۴۷۴۲ خانم کاظمی
Forwarded from اقتصاد به زبان ساده
از نظر داگلاس نورث، آموزش و پرورش و روش آموزش به کودکان ، مهمترین عامل توسعه هر کشوری است⬆️
یکی از علل اصلی عدم توسعه ایران، وضعیت نامناسب آموزش و پرورش کشور است.
@eghtesaderooz
یکی از علل اصلی عدم توسعه ایران، وضعیت نامناسب آموزش و پرورش کشور است.
@eghtesaderooz
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌺..امن ترین پیش بینی تغییر است.
مدارس دیگرنبایددانش آموزانِ هماهنگ باجهان بیست سال پیش تربیت نمایند زیراآن جهان ابدا وجودنخواهد داشت "
پیترسنگه استاد ممتاز MIT
مدارس دیگرنبایددانش آموزانِ هماهنگ باجهان بیست سال پیش تربیت نمایند زیراآن جهان ابدا وجودنخواهد داشت "
پیترسنگه استاد ممتاز MIT