🌹چهارده ویژگی ضروری کلیدی برای رشد عقلانی بچهها
پروفسور آرت کوستا
۱۳_حیرت، کنجکاوی وکنجکاوی
🌹برخی از بچهها وبزرگسالان از مشکلات پرهیز می نمایند.
آنها میگویند :"من هرگز درحل معماها ماهر نبوده ام.
🌲ٱنها بعد از تکمیل درس ودوره های تکلیفی شان درکلاس ریاضی یا موضوعات تحصیلی دشوار ثبت نام نمی کنند.
آنها فکر کردن راکار سختی تلقی می کنند وازموقعیت هایی که آن رابسیار سخت تشخیص می دهند عقب می نشینند.
🎼دانش آموزانی که هوشمندانه رفتار می نمایند نه تنها درتوانایی استفاده ازمهارت های فکر کردن شان بلکه درلذت بردن ازحل مسئله رشد می نمایند.
🏂آنها به دنبال مشکلات هستند تا آنها را حل کنند.
🚀آنها مشکلات رادرست می کنند آن را ازسایرین درخواست می کنند وباارتقای استقلال شان بدون کمک یامداخله یک بزرگسال آن ها راحل می کنند.
اظهاراتی ازاین دست :
"پاسخ رابه من نگو، من خودم می توانم آن را بفهمم" دلالت بررشد استقلال و آزادی عمل دارد،
🌞این دانش آموزان یادگیرندگان مادامالعمر هستند 🌝
اینجا رفتار سرنوشت ساز، مورد بررسی قرار دادن جهان با حس حیرت وگشودگی است.
آیا مامتوجه می شویم که:
🍇بچه روی تغییر شکل ابرها تعمق می کند؟
🍇مجذوب شکفتن یک غنچه می شوند؟
🍅متوجه سردرآوردن شان ازسهولت منطقی یک دستور ریاضی می شویم؟
🍊متوجه کشف برانگیختگی کنجکاوی شان در هندسه شبکه عنکبوتی یاشعف وشادمانی شان درهفت رنگیِ بال های مرغ زرین پر می شویم؟
🍎تعمق روی تشخیصِ نظم وچالاکی یک تغییر شیمیایی یا آرامش یک صورنجومیِ دوردستِ آنها را متوجه می شویم؟
🍓همچنان که به سمت سطوح تحصیلی بالاتر پیش می روند، بچهها یی که این گونه رفتار هوشمندانه رابه نمایش میگذارند لذت بیشتری از فکر کردن شان کسب می کنند.
🍎همانطور که بامشکلات پیچیده تر مواجه می شوند وهوش وحواس شان بیشتر ضرباهنگ وریتم، الگو ها، اشکال، رنگ ها وهمسازی های جهان راثبت وضبط می کند، حس کنجکاوی شان قوی تر می شود.
🍋 آنها حس احترام بیشتری برای نقش ها و ارزش های دیگرِ نوع بشر ازخودنشان می دهند ؛
🍑آنها رفتار دلسوزانه تر ورقیق تری نسبت به سایر اشکال زندگی ازخود به نمایش می گذارند،
🥕یگانگی وشکنندگی ولطافت هرچیز وهرکسی که باآن مواجه می شوند رادرک می نمایند
.
حیرت، حس صلابت، شور وهیجان _اینها شروط لازم برای سطوح عالی تفکر هستند.
📕کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
پروفسور آرت کوستا
۱۳_حیرت، کنجکاوی وکنجکاوی
🌹برخی از بچهها وبزرگسالان از مشکلات پرهیز می نمایند.
آنها میگویند :"من هرگز درحل معماها ماهر نبوده ام.
🌲ٱنها بعد از تکمیل درس ودوره های تکلیفی شان درکلاس ریاضی یا موضوعات تحصیلی دشوار ثبت نام نمی کنند.
آنها فکر کردن راکار سختی تلقی می کنند وازموقعیت هایی که آن رابسیار سخت تشخیص می دهند عقب می نشینند.
🎼دانش آموزانی که هوشمندانه رفتار می نمایند نه تنها درتوانایی استفاده ازمهارت های فکر کردن شان بلکه درلذت بردن ازحل مسئله رشد می نمایند.
🏂آنها به دنبال مشکلات هستند تا آنها را حل کنند.
🚀آنها مشکلات رادرست می کنند آن را ازسایرین درخواست می کنند وباارتقای استقلال شان بدون کمک یامداخله یک بزرگسال آن ها راحل می کنند.
اظهاراتی ازاین دست :
"پاسخ رابه من نگو، من خودم می توانم آن را بفهمم" دلالت بررشد استقلال و آزادی عمل دارد،
🌞این دانش آموزان یادگیرندگان مادامالعمر هستند 🌝
اینجا رفتار سرنوشت ساز، مورد بررسی قرار دادن جهان با حس حیرت وگشودگی است.
آیا مامتوجه می شویم که:
🍇بچه روی تغییر شکل ابرها تعمق می کند؟
🍇مجذوب شکفتن یک غنچه می شوند؟
🍅متوجه سردرآوردن شان ازسهولت منطقی یک دستور ریاضی می شویم؟
🍊متوجه کشف برانگیختگی کنجکاوی شان در هندسه شبکه عنکبوتی یاشعف وشادمانی شان درهفت رنگیِ بال های مرغ زرین پر می شویم؟
🍎تعمق روی تشخیصِ نظم وچالاکی یک تغییر شیمیایی یا آرامش یک صورنجومیِ دوردستِ آنها را متوجه می شویم؟
🍓همچنان که به سمت سطوح تحصیلی بالاتر پیش می روند، بچهها یی که این گونه رفتار هوشمندانه رابه نمایش میگذارند لذت بیشتری از فکر کردن شان کسب می کنند.
🍎همانطور که بامشکلات پیچیده تر مواجه می شوند وهوش وحواس شان بیشتر ضرباهنگ وریتم، الگو ها، اشکال، رنگ ها وهمسازی های جهان راثبت وضبط می کند، حس کنجکاوی شان قوی تر می شود.
🍋 آنها حس احترام بیشتری برای نقش ها و ارزش های دیگرِ نوع بشر ازخودنشان می دهند ؛
🍑آنها رفتار دلسوزانه تر ورقیق تری نسبت به سایر اشکال زندگی ازخود به نمایش می گذارند،
🥕یگانگی وشکنندگی ولطافت هرچیز وهرکسی که باآن مواجه می شوند رادرک می نمایند
.
حیرت، حس صلابت، شور وهیجان _اینها شروط لازم برای سطوح عالی تفکر هستند.
📕کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
🌹چهارده ویژگی ضروری کلیدی برای رشد عقلانی بچهها
پروفسور آرت کوستا
۱۴_تفکر یاری رسان وهوش اجتماعی
📕 مایک موجود اجتماعی هستیم.
درگروه ها گرد هم می آییم،انسانی راگیر می آوریم به اصول درمان گوش می کنیم، ازهمدیگر انرژی می گیریم ودنبال معامله به مثل هستیم.
📗 چه بسا برجسته ترین رفتارهوشمندانه برای جامعه پساصنعتی،
"ارتقای توانایی فکرکردن بااتفاق نظربادیگران باشد"
🌈حل مسائل آنقدر پیچیده شده است که هیچ کس به تنهایی ازعهده آن برنمی آید. هیچکس به همه اطلاعات موردنیاز برای اخذ تصمیمات سرنوشت ساز دسترسی ندارد.
🌔هیچ کس نمی تواند انتخاب های جایگزین همانند انتخاب جایگزین چندین نفر باهم، صورت دهد
⭐️ کارکردن درگروه، مستلزم توانایی توجیه کردن وتایید گرفتن ایده ها وآزمایشِ امکان پذیری راهبردهای حل مسئله برای دیگران است.
🌷 دانش آموزان لزوما برای دانستن چگونگی کارکردنِ موثر بادیگران درگروهها بادیگران به مدرسه نمی روند. آنها ممکن است رقابت، کوته نظری، خودمحوری، نژاد پرستی وخرده گیری از ارزش ها، عواطف وعقاید دیگران رابه نمایش بگذارند .
🌹 مهارت هایِ یاری رسانی نیازمند آموختن مستقیم وبکارگیریِ مستمر آن درعمل می باشد.
💐 گوش کردن،
جستجوی اجماع،
ترک (کنارگذاشتن) یک ایده برای کارکردن باایده های افراددیگر،
همدلی، شفقت، رهبری،
دانستنِ چگونگی حمایت ازتلاش گروهها،
نوع دوستی،
همگی رفتارهایِ حاکی از هوشمندی نوع بشر است.
📕کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
پروفسور آرت کوستا
۱۴_تفکر یاری رسان وهوش اجتماعی
📕 مایک موجود اجتماعی هستیم.
درگروه ها گرد هم می آییم،انسانی راگیر می آوریم به اصول درمان گوش می کنیم، ازهمدیگر انرژی می گیریم ودنبال معامله به مثل هستیم.
📗 چه بسا برجسته ترین رفتارهوشمندانه برای جامعه پساصنعتی،
"ارتقای توانایی فکرکردن بااتفاق نظربادیگران باشد"
🌈حل مسائل آنقدر پیچیده شده است که هیچ کس به تنهایی ازعهده آن برنمی آید. هیچکس به همه اطلاعات موردنیاز برای اخذ تصمیمات سرنوشت ساز دسترسی ندارد.
🌔هیچ کس نمی تواند انتخاب های جایگزین همانند انتخاب جایگزین چندین نفر باهم، صورت دهد
⭐️ کارکردن درگروه، مستلزم توانایی توجیه کردن وتایید گرفتن ایده ها وآزمایشِ امکان پذیری راهبردهای حل مسئله برای دیگران است.
🌷 دانش آموزان لزوما برای دانستن چگونگی کارکردنِ موثر بادیگران درگروهها بادیگران به مدرسه نمی روند. آنها ممکن است رقابت، کوته نظری، خودمحوری، نژاد پرستی وخرده گیری از ارزش ها، عواطف وعقاید دیگران رابه نمایش بگذارند .
🌹 مهارت هایِ یاری رسانی نیازمند آموختن مستقیم وبکارگیریِ مستمر آن درعمل می باشد.
💐 گوش کردن،
جستجوی اجماع،
ترک (کنارگذاشتن) یک ایده برای کارکردن باایده های افراددیگر،
همدلی، شفقت، رهبری،
دانستنِ چگونگی حمایت ازتلاش گروهها،
نوع دوستی،
همگی رفتارهایِ حاکی از هوشمندی نوع بشر است.
📕کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
❓چگونه ازلیست ۱۴ رفتار هوشمندانه پروفسور آرت کوستا استفاده کنیم؟
این لیست جامع نیست (مانند هرلیست دیگر ی)
شاخص های بسیار دیگری برای توسعه ورشد وجود دارد. چه بسا مشاهداتِ خودِ شما سایر موارد را ارائه نماید.
🔔ازطریق هوشیارشدن به این خصایص شما می توانید بازشناسی وپرورش رشد هوشمندانه خودتان ودیگران رایاد بگیرید.
🆕معلمان ازاین لیست به عنوان سابقه حکایت گونه توسعه دانش آموز استفاده کردهاند. آنها همچنین این توصیف گرها را با دانش آموزان به مشارکت می گذارند وازآنها می خواهند لیست خودشان را ارائه نمایند، ازاین رهگذر به دانش آموزان دریادگیری تعمق بررفتار ورشد خودشان یاری می نمایند. بعلاوه معلمان این شاخص ها رادرگزارشات وجلسات مشترک باوالدین جای می دهند.
🍒 والدین نیز درجمع آوری شواهد عملکرد ورشد این رفتارها درمنزل درگیر شده اند.
🎬سرانجام معلم ها به مثابه یک نقطه آغاز برای
"مدلسازیِ خصلت های ویژه رفتار هوشمندانه درزندگی وکارخودشان"
ازاین لیست استفاده کردهاند.
📕برگرفته از کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
این لیست جامع نیست (مانند هرلیست دیگر ی)
شاخص های بسیار دیگری برای توسعه ورشد وجود دارد. چه بسا مشاهداتِ خودِ شما سایر موارد را ارائه نماید.
🔔ازطریق هوشیارشدن به این خصایص شما می توانید بازشناسی وپرورش رشد هوشمندانه خودتان ودیگران رایاد بگیرید.
🆕معلمان ازاین لیست به عنوان سابقه حکایت گونه توسعه دانش آموز استفاده کردهاند. آنها همچنین این توصیف گرها را با دانش آموزان به مشارکت می گذارند وازآنها می خواهند لیست خودشان را ارائه نمایند، ازاین رهگذر به دانش آموزان دریادگیری تعمق بررفتار ورشد خودشان یاری می نمایند. بعلاوه معلمان این شاخص ها رادرگزارشات وجلسات مشترک باوالدین جای می دهند.
🍒 والدین نیز درجمع آوری شواهد عملکرد ورشد این رفتارها درمنزل درگیر شده اند.
🎬سرانجام معلم ها به مثابه یک نقطه آغاز برای
"مدلسازیِ خصلت های ویژه رفتار هوشمندانه درزندگی وکارخودشان"
ازاین لیست استفاده کردهاند.
📕برگرفته از کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه، ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه، ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌹🌹🌹چرا باید به دنبال توسعه وتحول درنظام آموزش وپرورشِ کشور باشیم؟
واقعیت انکار ناپذیر این است که بازدهی وخروجی سیستم تعلیم و تربیت کشور مطلوب نیست.
اگر کشور مامتناسب با روند توسعه جهان، توسعه پیدانکرده، باید ابتدا به سیستمی که افراد آن را تعلیم وپرورش می دهد شک کرد.
دلایل اصلی عدم توفیق نظام تعلیم و تربیت، به زبان ساده در موارد زیر خلاصه می شود :
۱_عدم آسیب شناسی جدی برمبنای کیفیت خروجی های آن (فارغالتحصیلان) ومخصوصا "خودارزیابی مستمر" که می تواند منجر به بررسی و ارائه راهکارهاوراهبردهای اصلا ح شود.
۲_پویا ویادگیرنده نبودن ارکان سیستم آشیانه ای تعلیم و تربیت (معلمان، مدیران، والدین ودانش آموزان ودانشجویان)
۳_عدم وجود برنامه وعزم برای تغییر وضعیت
۴_شرایط اقتصادی نامطلوب (بادرجه اهمیت کمتر) وعدم امکان تخصیص منابع مالی درحد قابل قبول.
دلایل دیگری نیز وجود دارد که درکتاب "مدارسی که یادمیگیرند" کاملاً موردبحث وبررسی قرارگرفته است.
امروز روی این موضوع متمرکز میشویم :
🌺🌺گام اول برای تعقیب راه کار اصلا ح نظام تعلیم و تربیت وآموزش عالی چیست؟
آیا باسرانه ۱۲ دقیقه مطالعه قادر به آسیب شناسی، جستجوی راهکار وپایش خودوسیستم خواهیم بود؟؟؟؟؟
@LOPOWER
واقعیت انکار ناپذیر این است که بازدهی وخروجی سیستم تعلیم و تربیت کشور مطلوب نیست.
اگر کشور مامتناسب با روند توسعه جهان، توسعه پیدانکرده، باید ابتدا به سیستمی که افراد آن را تعلیم وپرورش می دهد شک کرد.
دلایل اصلی عدم توفیق نظام تعلیم و تربیت، به زبان ساده در موارد زیر خلاصه می شود :
۱_عدم آسیب شناسی جدی برمبنای کیفیت خروجی های آن (فارغالتحصیلان) ومخصوصا "خودارزیابی مستمر" که می تواند منجر به بررسی و ارائه راهکارهاوراهبردهای اصلا ح شود.
۲_پویا ویادگیرنده نبودن ارکان سیستم آشیانه ای تعلیم و تربیت (معلمان، مدیران، والدین ودانش آموزان ودانشجویان)
۳_عدم وجود برنامه وعزم برای تغییر وضعیت
۴_شرایط اقتصادی نامطلوب (بادرجه اهمیت کمتر) وعدم امکان تخصیص منابع مالی درحد قابل قبول.
دلایل دیگری نیز وجود دارد که درکتاب "مدارسی که یادمیگیرند" کاملاً موردبحث وبررسی قرارگرفته است.
امروز روی این موضوع متمرکز میشویم :
🌺🌺گام اول برای تعقیب راه کار اصلا ح نظام تعلیم و تربیت وآموزش عالی چیست؟
آیا باسرانه ۱۲ دقیقه مطالعه قادر به آسیب شناسی، جستجوی راهکار وپایش خودوسیستم خواهیم بود؟؟؟؟؟
@LOPOWER
Most change initiative end up going nowhere don't fail because they lack grand visions and noble intentions.
They fail because people can't see the reality they face.
They fail because people can't see the reality they face.
Normally, our thoughts have us rather than we having them
"David Bohm, Physicist"
"David Bohm, Physicist"
Seeing freshly starts with stopping our habitual ways of thinking and perceiving. 29
🌹 یادگیریِ واکنشی 🌹
"زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد، اعمال مان به آنچه عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت.
اقدامات جمعی هم تفاوتی ندارد، حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید. اکثر کسب و کارها، دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :
یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
یادگیریِ واکنشی بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی" برداشت "
یاتداومِ دیدنِ جهان، ازدریچه طبقه بندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود "
"زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد، اعمال مان به آنچه عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت.
اقدامات جمعی هم تفاوتی ندارد، حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید. اکثر کسب و کارها، دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :
یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
یادگیریِ واکنشی بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی" برداشت "
یاتداومِ دیدنِ جهان، ازدریچه طبقه بندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود "
🌹تربیت نقادانه
مانند هرسازمانی، مدارس مکان کشمکشِ جاری برسرِ معانی، ارزش ها، پیش فرض ها ساختار ونحوه اشاعه دانش (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چه چیزی تدریس شود؟ )
🍀مراحل اجرایی کلاس (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چگونه تدریس شود؟ )
وروابط بین فردی درمیان کارکنان، دانش آموزان وافرادی ازجوامع بیرون (چه کسی تصمیم بگیرد تصمیم گیرنده کی باشد؟ ) است.
عدسی تربیتٍ نقادانه درایجاد تمرکز روی چرایی دلیل موفقیت بعضی دانش آموزان ومدارس و نیز اینکه چراسایرین بایدبرای موفقیت دربرابر تضادهای کوبنده خود راخسته نمایند کمک کننده است.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۱۴
@LOPOWER
مانند هرسازمانی، مدارس مکان کشمکشِ جاری برسرِ معانی، ارزش ها، پیش فرض ها ساختار ونحوه اشاعه دانش (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چه چیزی تدریس شود؟ )
🍀مراحل اجرایی کلاس (اینکه چه کسی تصمیم بگیرد چگونه تدریس شود؟ )
وروابط بین فردی درمیان کارکنان، دانش آموزان وافرادی ازجوامع بیرون (چه کسی تصمیم بگیرد تصمیم گیرنده کی باشد؟ ) است.
عدسی تربیتٍ نقادانه درایجاد تمرکز روی چرایی دلیل موفقیت بعضی دانش آموزان ومدارس و نیز اینکه چراسایرین بایدبرای موفقیت دربرابر تضادهای کوبنده خود راخسته نمایند کمک کننده است.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۱۴
@LOPOWER
🍊اصول راهنما برای مهیا کردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
اصل اول -حوزه رهبری تعلیم و تربیت برای اینکه محلِ تمرکزِ اصلی اش موضوع "تحول مدارس" باشد باید بازسازی گردد.
🍡مدارسی که ماپیرامون مان دیدیم درمواجهه بانیازهای جامعه ناکام بودند، چراکه اغلب مدیران تعلیم و تربیت، برای حفظ وضع موجود آموزش می دیدند، مدیران اینگونه تعلیم دیده بودند که: "سازمان هاساختارهای منطقیِ تقریباً مکانیکی هستند که به شیوه ای دیوان سالارانه کارمی کنند."
ماباورداریم که تحول ودگرگونی مستلزم وقوع تحول درفرآیند فکرکردن درباره " آموزش مدیران "برای مورد توجه قراردادن تعلیم و تربیت رهبران است.
این تحول مستلزم یک بازاندیشی بنیادی مدارس ومراجع صلاحیت دار است _یک بازاندیشی که محوریت فرهنگ، سیاست هاواخلاقیات درهمه کشمکش های روزانه دانش آموزان، معلمان ومدیران مدارس است.
چشم انداز ما ازمدیریت کردن مدارس به متحول کردن آنها واز مدیریت مدارس (فردمدیر) به چالش گری باپیش فرض های بنیادی پشت آنچه آنها اداره می کنند، تغییر یافت.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۱
@LOPOWER
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
اصل اول -حوزه رهبری تعلیم و تربیت برای اینکه محلِ تمرکزِ اصلی اش موضوع "تحول مدارس" باشد باید بازسازی گردد.
🍡مدارسی که ماپیرامون مان دیدیم درمواجهه بانیازهای جامعه ناکام بودند، چراکه اغلب مدیران تعلیم و تربیت، برای حفظ وضع موجود آموزش می دیدند، مدیران اینگونه تعلیم دیده بودند که: "سازمان هاساختارهای منطقیِ تقریباً مکانیکی هستند که به شیوه ای دیوان سالارانه کارمی کنند."
ماباورداریم که تحول ودگرگونی مستلزم وقوع تحول درفرآیند فکرکردن درباره " آموزش مدیران "برای مورد توجه قراردادن تعلیم و تربیت رهبران است.
این تحول مستلزم یک بازاندیشی بنیادی مدارس ومراجع صلاحیت دار است _یک بازاندیشی که محوریت فرهنگ، سیاست هاواخلاقیات درهمه کشمکش های روزانه دانش آموزان، معلمان ومدیران مدارس است.
چشم انداز ما ازمدیریت کردن مدارس به متحول کردن آنها واز مدیریت مدارس (فردمدیر) به چالش گری باپیش فرض های بنیادی پشت آنچه آنها اداره می کنند، تغییر یافت.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۱
@LOPOWER
🌹چهارده ویژگی ضروری کلیدی برای رشد عقلانی بچهها
پروفسور آرت کوستا
۴_انعطافپذیری در فکرکردن
برخی ازدانش آموزان به لحاظ نکته نظرات جایگزین مشکل دارند. به نظرشان می رسد شیوه آنها برای حل مسئله تنها راه است.،پاسخ شان تنها پاسخ صحیح است. بجای چالش طلبی ازطریق فرآیند پیداکردن پاسخ، بیشتر علاقمند به دانستن این هستند که آیا پاسخ شان صحیح است.
ناتوانی درتحمل وپیگیری فرآیند حل مسئله، درطی زمان باعث می شود آنها ازموقعیت های مبهم اجتناب نمایند. ضرورت حصول اطمینان مهمتر از گرایش به تردید است. ذهن هایشان سرهم می شود ودرمقابل تاثیر پذیری ازهراطلاعات یااستدلالی که ممکن است مغایر عقایدشان باشد مقاومت می نمایند.
همچنان که دانش آموزان درفکر کردن شان انعطافپذیرتر می شوند می توانند ملاحظات، بیانات یاشرح وبسط نقطهنظرات سایر افراد یاعقلا رابشنوند. آنها می توانند چندین راه حل مسائل وارزیابی پیامدها وشایستگی هایشان را مطرح نمایند. آنها عبارات واژههایی نظیر :اما، "به عبارت دیگر" و"اگر شما شیوه دیگری را مورد بررسی قرار دهید" رامورد استفاده قرار می دهند.
هنگامی که آنها مستمراً مجموعه ای از اصول اخلاقی رابرای اداره کردن رفتارشان توسعه وبهبود می بخشند می توانند ذهنیت شان رانیز باتوجه به اطلاعات متقاعدکننده، مباحثات یااصول ودلایل منطقی تغییر دهند.
این توانایی برای آنها حل تعارضات ازطریق مصالحه، گشودگی بیان درباره ایده های دیگران وسعی برای اجماع واتفاق نظر راسهل ترخواهدنمود.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۰۱
@LOPOWER
پروفسور آرت کوستا
۴_انعطافپذیری در فکرکردن
برخی ازدانش آموزان به لحاظ نکته نظرات جایگزین مشکل دارند. به نظرشان می رسد شیوه آنها برای حل مسئله تنها راه است.،پاسخ شان تنها پاسخ صحیح است. بجای چالش طلبی ازطریق فرآیند پیداکردن پاسخ، بیشتر علاقمند به دانستن این هستند که آیا پاسخ شان صحیح است.
ناتوانی درتحمل وپیگیری فرآیند حل مسئله، درطی زمان باعث می شود آنها ازموقعیت های مبهم اجتناب نمایند. ضرورت حصول اطمینان مهمتر از گرایش به تردید است. ذهن هایشان سرهم می شود ودرمقابل تاثیر پذیری ازهراطلاعات یااستدلالی که ممکن است مغایر عقایدشان باشد مقاومت می نمایند.
همچنان که دانش آموزان درفکر کردن شان انعطافپذیرتر می شوند می توانند ملاحظات، بیانات یاشرح وبسط نقطهنظرات سایر افراد یاعقلا رابشنوند. آنها می توانند چندین راه حل مسائل وارزیابی پیامدها وشایستگی هایشان را مطرح نمایند. آنها عبارات واژههایی نظیر :اما، "به عبارت دیگر" و"اگر شما شیوه دیگری را مورد بررسی قرار دهید" رامورد استفاده قرار می دهند.
هنگامی که آنها مستمراً مجموعه ای از اصول اخلاقی رابرای اداره کردن رفتارشان توسعه وبهبود می بخشند می توانند ذهنیت شان رانیز باتوجه به اطلاعات متقاعدکننده، مباحثات یااصول ودلایل منطقی تغییر دهند.
این توانایی برای آنها حل تعارضات ازطریق مصالحه، گشودگی بیان درباره ایده های دیگران وسعی برای اجماع واتفاق نظر راسهل ترخواهدنمود.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۰۱
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌺حضور
مابه این باوررسیده ایم که قلبِ ظرفیت موردنیاز برای ورود به عرصه آینده "حضور" است.
ابتدا "حضور" رابه عنوان
کاملاً آگاه وهُشیار بودن درلحظه کنونی به حساب می آوردیم.
سپس به ارزشِ "حضور" به عنوانِ
گوش وتوجه کردنِ عمیق، فراتر بودن فرد ازتعصبات، پیشداوری ها وشیوه های تاریخیِ منطقی بودن، پی بردیم.
مابه اهمیت رهاشدن ازقید و بندِهویت های قدیمی ونیاز به کنترل وآن گونه که سالک میگوید :
"انتخاب هایی برای خدمت به تکامل زندگی" رسیدیم.
نهایتا مابه درک ودیدنِ همه این جنبه های "حضور" به عنوانِ هدایت به حالت"جواز ورود"ِ مشارکت هشیارانه درصحنه بزرگتر برای تغییر رسیدیم.
زمانی که این حالت اتفاق می افتدمیدان عمل متحول می شود ونیروهای شکل دهنده موقعیت می توانند ازبازآفرینی گذشته به سمت متجلی شدن یا واقعیت پیدا کردنِ آینده درحال ظهور حرکت نمایند
@LOPOWER
مابه این باوررسیده ایم که قلبِ ظرفیت موردنیاز برای ورود به عرصه آینده "حضور" است.
ابتدا "حضور" رابه عنوان
کاملاً آگاه وهُشیار بودن درلحظه کنونی به حساب می آوردیم.
سپس به ارزشِ "حضور" به عنوانِ
گوش وتوجه کردنِ عمیق، فراتر بودن فرد ازتعصبات، پیشداوری ها وشیوه های تاریخیِ منطقی بودن، پی بردیم.
مابه اهمیت رهاشدن ازقید و بندِهویت های قدیمی ونیاز به کنترل وآن گونه که سالک میگوید :
"انتخاب هایی برای خدمت به تکامل زندگی" رسیدیم.
نهایتا مابه درک ودیدنِ همه این جنبه های "حضور" به عنوانِ هدایت به حالت"جواز ورود"ِ مشارکت هشیارانه درصحنه بزرگتر برای تغییر رسیدیم.
زمانی که این حالت اتفاق می افتدمیدان عمل متحول می شود ونیروهای شکل دهنده موقعیت می توانند ازبازآفرینی گذشته به سمت متجلی شدن یا واقعیت پیدا کردنِ آینده درحال ظهور حرکت نمایند
@LOPOWER
🌹🌹فهمیدن فهم مان
دلیل اینکه بیشتر ابتکارات تغییر، ازادامه راه ورسیدن به نتیجه باز می مانند، فقدان چشم انداز های بزرگ واهداف واراده اصیل نیست. آن ابتکارات شکست می خورند چون افراد نمی توانند واقعیتِ آن چیزی که باآن مواجه شده اند رادرک نمایند.
بعلاوه مطالعه مرگ بنگاه ها نشان می دهد که نابودی اغلب شرکت های ۵۰۰ گانه لیست فورچون بعد از چندنسل مدیریتی، بدلیل محدودیت منابع نیست بلکه بدلیل ناتوانی آنها در "فهم" تهدیداتِ پیشِ رو یشان ونیز آمرانه بودن تغییر وتحول درٱنهاست.
آریه دوگاس می گوید :
🌷 علائم وزنگ خطرهای تهدید همیشه فراوان است وبوسیله بسیاری افراد قابل تشخیص است وبااین حال بنگاه ها بازهم بدلیل نفوذ وسرایتِ واکنش سیستم مصونیت بنگاه به نپذیرفتن ورد کردن مواردِ ناآشنا، شکست می خورند.
برگی از کتاب "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
دلیل اینکه بیشتر ابتکارات تغییر، ازادامه راه ورسیدن به نتیجه باز می مانند، فقدان چشم انداز های بزرگ واهداف واراده اصیل نیست. آن ابتکارات شکست می خورند چون افراد نمی توانند واقعیتِ آن چیزی که باآن مواجه شده اند رادرک نمایند.
بعلاوه مطالعه مرگ بنگاه ها نشان می دهد که نابودی اغلب شرکت های ۵۰۰ گانه لیست فورچون بعد از چندنسل مدیریتی، بدلیل محدودیت منابع نیست بلکه بدلیل ناتوانی آنها در "فهم" تهدیداتِ پیشِ رو یشان ونیز آمرانه بودن تغییر وتحول درٱنهاست.
آریه دوگاس می گوید :
🌷 علائم وزنگ خطرهای تهدید همیشه فراوان است وبوسیله بسیاری افراد قابل تشخیص است وبااین حال بنگاه ها بازهم بدلیل نفوذ وسرایتِ واکنش سیستم مصونیت بنگاه به نپذیرفتن ورد کردن مواردِ ناآشنا، شکست می خورند.
برگی از کتاب "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
🌹.. اگر افراد هنوز ریشه مشکلات شان راخارجی می دانند، آنها به تعبیری "چشم انداز های بیرونی شده" خلق خواهند کرد که معادل نوعی استراتژیِ تغییر برای تعمیر وسروسامان دادن مشکلات است، به این معنی که آنها هنوز سهم خود رادر خلقِ آن مشکل ندیدهاند.
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است. 🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است. 🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
🌹🌹.. اگر افراد هنوز ریشه مشکلات شان راخارجی می دانند، آنها به تعبیری "چشم انداز های بیرونی شده" خلق خواهند کرد که معادل نوعی استراتژیِ تغییر برای تعمیر وسروسامان دادن مشکلات است، به این معنی که آنها هنوز سهم خود رادر خلقِ آن مشکل ندیدهاند.
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است.
این موضوع، دلیل کم مایه وسطحی بودنِ بیشتر چشم انداز هایی است که تیم هایِ مدیریت، مطرح می کنند. آنها حتی اگر مظهر بسیاری افکار وایده های خوب باشند هنوز محصول یک آگاهیِ متلاشی هستند ومعمولاً ایده هایِ تحمیلیِ یک یادونفر به سایر افراد گروه است. 🌹🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
تنها هنگامی که افراد دیدن و فهمِ درونی نیروهایِ شکل دهنده واقعیت موجود شان را آغاز کنند وسهم شان رادرچگونگیِ تکاملِ احتمالیِ آن نیروها ببینند وبفهمند چشم اندازی قدرتمند خلق خواهد شد، هرچیزِ دیگری غیر ازاین، فقط یک امیدگُنگ است.
این موضوع، دلیل کم مایه وسطحی بودنِ بیشتر چشم انداز هایی است که تیم هایِ مدیریت، مطرح می کنند. آنها حتی اگر مظهر بسیاری افکار وایده های خوب باشند هنوز محصول یک آگاهیِ متلاشی هستند ومعمولاً ایده هایِ تحمیلیِ یک یادونفر به سایر افراد گروه است. 🌹🌹
فرازی از کتابِ "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
[[#درسال ۲۰۱۰ متوسط سن ایرانی ها ۲۵/۹ ودرسال ۲۰۵۰ به ۴۰/۴ سال خواهدرسید. یعنی متوسط سن ایرانی ها ۱۵ سال افزایش خواهد یافت. کارشناسان اقتصادی به شدت نگران مبحثی هستند که به" نسبت وابستگی سالمندی "معروف است ومعمولا بصورت درصد انسان ها یی که ۶۵ سال یابیشتر دارند درمقابل کسانی که دربه اصطلاح" سن کار "یعنی بین ۱۵ تا۶۴ سالگی قراردارند محاسبه می شوند.
درکشورهای ایران، سنگاپور وکره" نسبت وابستگی سالمندی "درمقایسه باسال ۲۰۱۰ به بیشتر از ۴ برابر درسال ۲۰۵۰ خواهدرسید.
درسال ۲۰۵۰ وقتی که آسایشگاه های سالمندان درکشورهای مکزیک، چین وایران کاملاً پرشده باشدوضع چگونه خواهد بود؟
چه کسی کامپیوتر ها رابه کارخواهد انداخت وچه کسی ازسالمندان مراقبت خواهد کرد؟ ]]
ازکتاب جهان درسال ۲۰۵۰ نوشته لارنس اسمیت (مقدمه کتاب مدارسی که یادمی گیرند)
نکته راهبردی وچالش اساسی :
**فرصت های آموزش وارتقای قابلیت های یادگیری نوجوانان وجوانان ونیز بهره گیری از آن درتوسعه ومتحول نمودن کشور، بدلیل پیری زودرسی که درانتظار جمعیت کشور است، محدود وغیر قابل بازگشت است. درک این نکته بسیار حایز اهمیت است.
@LOPOWER
درکشورهای ایران، سنگاپور وکره" نسبت وابستگی سالمندی "درمقایسه باسال ۲۰۱۰ به بیشتر از ۴ برابر درسال ۲۰۵۰ خواهدرسید.
درسال ۲۰۵۰ وقتی که آسایشگاه های سالمندان درکشورهای مکزیک، چین وایران کاملاً پرشده باشدوضع چگونه خواهد بود؟
چه کسی کامپیوتر ها رابه کارخواهد انداخت وچه کسی ازسالمندان مراقبت خواهد کرد؟ ]]
ازکتاب جهان درسال ۲۰۵۰ نوشته لارنس اسمیت (مقدمه کتاب مدارسی که یادمی گیرند)
نکته راهبردی وچالش اساسی :
**فرصت های آموزش وارتقای قابلیت های یادگیری نوجوانان وجوانان ونیز بهره گیری از آن درتوسعه ومتحول نمودن کشور، بدلیل پیری زودرسی که درانتظار جمعیت کشور است، محدود وغیر قابل بازگشت است. درک این نکته بسیار حایز اهمیت است.
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
الزاماتی که مارا واداربه تغییر نگاه دربخش تعلیم وتربیت مینمایند.
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتنابناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.
نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :
۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغالتحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغالتحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچهها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاهها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟
..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چارهای متناسب باشد.
🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتنابناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.
نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :
۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغالتحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغالتحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچهها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاهها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟
..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چارهای متناسب باشد.
🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER