مدارسی که یادمیگیرند
175 subscribers
117 photos
18 videos
5 files
71 links
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
Download Telegram
🌹جلسات چشم انداز
هرساله دردبستان ریدج وود نیوجرسی بین ۸۰ تا۱۰۰ نفر ازوالدین برای یک جلسه دو روزه ی "جمع سالانه مدرسه" دورهم جمع می شوند.
میزها تعمداً نامتجانس چیده می شوند اولیای یک کودکستانی جدیدالورود می بایست کنار اولیای یک پایه پنجمی که بزرگترین بچه اش قبلاً دراین مدرسه بوده بنشیند. هریک از آنها چیزی برای یادگرفتن ازدیگری دارد. اولیای بچه های بزرگتر می توانند به اولیای بچه های جوان تر اطمینان خاطر مجددی بدهند که هرچیزی به نتایج عالی ختم خواهدشد.
والدین بچه‌ها ی جوان تربه والدین بچه‌ها ی بزرگتر شیوه نگرش آنها به خودشان وبچه هایشان درچندسال را یادآوری می نمایند.
همه میزها باهم کارمی کنند، ابتدا افراد خودشان رامعرفی می کنندوسپس به اطراف میز میروند وهمه امور،مفاهیم ونگرانی هایی که درباره مدرسه و بچه‌ها یشان دارند رادرقالب طوفان فکری ایده پردازی می کنند.لیست آنها ممکن است بیست تاسی ایده ازهرمیزرادربربگیرد. بعداعضای تیم میز، پنج مفهوم حیاتی ترراانتخاب مینمایند هرکدام راروی یک کارت جداگانه یا برچسب های آویز بزرگ یادداشت مینمایند سپس روی مجموعه دیگری ازکارت ها به دوسوال برای هرپنج ایده اصلی پاسخ میدهند :
۱-نقش مدرسه درموردتوجه قراردادن آن موضوع چه بایدباشد؟
۲-نقش والدین چه بایدباشد؟

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۵۱

@LOPOWER
🌹 یافتن یک هم قطار (برای معلمان)

تدریس یکی ازمنزوی ترین حرفه های پیرامون ماست. اگرشما یک معلم هستید قسمت اعظم وقت تان جدا از هم قطاران و رفیقانتان صرف می شود. دراکثرمدارس، اگر شما برای نوآوری خلاقانه باسایرین، وقت بخواهید باید خودتان آن رابرنامه ریزی وزمانبندی نمایید.
این موضوع، دلیلِ مشکل بودن ساختنِ آرمان مشترک درمدارس است.
ساختار برنامه شماممکن است شمارابرای آغازِ نوآوری کردن توسط خودتان وایجاد تغییر درکلاستان وسوسه نماید اما یک کلاسِ نوآوربدون ارتباطات وپیوندهای فعال بادنیای پیرامون پایدار نخواهد ماند.
مامعلمانِ نوآورِ خلاقی رامی شناسیم که نوآوری شان حتی باوجود تشویقِ منفعلانه ازطرفِ روسای مدارس شان یا سایرمعلم ها دوام ندارد.
اگرشما درتلاش برای تغییر کلاس ومدرسه تان هستید یک هم قطار برای خودتان بیابید وببینید چه اتفاقی می افتد.
انرژی ایجاد شده بوسیله یک نفر که تمایل به خطرپذیری داشته وسعی دارد راه کارجدیدموردنیاز برای خلاصی بیابد، بیشتر شبیه جستجوی ایجاد الکتریسیته ازابتداست.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۵۸
@LOPOWER
🌹تحقق چشم انداز مدارس شهرممفیس
🌺🌺
یک تصویر از آینده وپلی برای رسیدن به آنجا
عنوان :"مدرسه خیابان امید"
🌲تصور"مدرسه خیابان امید"به معلمان ومدیران مدارس درسیستم مان کمک می کرد تاتشخیص دهند که مدارس مان درگذشته به این چشم انداز نرسیده بودند. وهم اینکه ما بچه‌هایی راکه درمسیر تحقق" مدرسه خیابان امید "فعالیت داشته باشند راآماده نکرده بودیم.
چون" خیابان امید "چشم انداز دبیرستانی بود که به آموزشگران مدارس ابتدایی یک هدف می داد :
آنها باسرعت فهمیدند :
"اگرقسمت اعظم بچه‌هاازمقطع ابتدایی خارج شوند ونتوانند بافصاحت، روانی ودرک ودریافت مطالب را بخوانند، به سختی قادرخواهندبود ازدبیرستان خیابان امید به دانشگاه راه یابند وموفق شوند"
نتیجتاماتصویرپلی به قرن آینده رااقتباس کردیم. برای ساختن اهداف جامعه ماچهاررکن راتصورکردیم که برای فهماندن و جاانداختن چگونگی عبور امن بچه ها ازآن پل بدان نیازداشتیم :
۱-یک نظام باورجدید
۲- استانداردهای بالاتر
۳- اصلاح مدرسه
۴_حمایت دانش آموزان وخانواده ها
جری هاوس رییس مدارس شهر ممفیس
مدیر نمونه ملی سال ۱۹۹۹ ازطرف انجمن آمریکایی مدیران مدارس
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۶۲
@LOPOWER
📖معرفی کتاب :
📗میراث یادگیری
سهم شما دراستاندارد ها وانواع جدید مدارس دولتی
دیویدکیرنز، رییس پیشین سازمان توسعه مدارس آمریکا ورییس پیشین ومدیر ارشداجرایی شرکت زیراکس، درباره مدارس وبچه ها عمیقا نگران است اودرنشان دادن چگونگی امکان تکامل وشکل بخشیدن به سیستم مدارس دولتی ایالات‌متحده فوق‌العاده موثر وتعیین کننده بوده است، این کتاب راهنمای او برای جنبش اصلاح مدارس بیست سال گذشته است.
دراین کتاب اوونویسنده همکارش جیمز هاروی (یک مشاور درسیاتل) درباره طرح های کلی مدارس درزمینه آموزش مقطع ابتدایی و فرامین وپیمانهای قابل احیا برای کلیه مقاطع تحصیلات متوسطه استدلالاتی ارائه می نمایند (مدارس پاسخگو به عموم مردم اما اداره شده بوسیله گروه های متفاوت)
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۷۱
@LOPOWER
🌷🌷 فراز زیبا وناب ازکتاب 🌷🌷

"..به عنوان یک معلم، من قدرت عظیمی برای ساختن زندگی رقت بار یا سرور انگیز یک بچه دارم. من می توانم وسیله ای برای زجر دادن ویایک سازِ الهام بخش باشم. من می توانم تحقیر کنم یادل بدست آورم. صدمه بزنم یاشفا ببخشم. درهمه موقعیت ها این به عکس العمل من بستگی دارد که تصمیم بگیرم، آیا به یک بحران دامن بزنم یا آن را فرونشانم وبه یک بچه صفات انسانی ببخشم ویااورااز صفات انسانی محروم نمایم "۲۱۸
@LOPOWER
🍓قلب هدف ماچیست؟
پیترسنگه می گوید :"هرسازمانی اعم از اینکه آگاهانه اصول رابوجودآورد یانه، بوسیله برخی اصول صریح وروشن اداره میشود". این اصول "ایده های راهنما" هستند _مفاهیمی که آنچه که یک سازمان مظهر آن است واعضایش مشتاق به خلق وایجادش هستند رامشخص و تعریف می نماید.
ایده های راهنما عمق و ژرفای فلسفی دارند وهرگز ثابت ودایمی نیستند. آنها نتیجه گفت و شنود های یکباره، اعتبار بخشی یا بازنگری برنامه آموزش تحصیلی یا کناره گیری وخلوت گزینی یک هفته ای درتابستان نیستند. آنها ازطریق گفت و شنود و تعمق وتدبر طولانی تکامل پیدامی کنند وازطریق بکارگیری برنامه‌ها وراهبردهای جدید تکاملشان تداوم خواهد داشت. این ایده های راهنما نمایانگر چیزی بیش از بیانیه ماموریت وچشم انداز رسمی هستند، آنها آرمان های مشترکی هستند که سازمان رابه شیوه های بنیادی شکل دهی وبازشکل دهی می نمایند وعمیقا باهویت وقلب هدف سازمان گره خورده است.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۷۳
@LOPOWER
سلام صبح همه دوستان بخیر و به میل
ازاینکه مطالب لینک مربوط به کتاب
"مدارسی که یادمیگیرند" اثر ماندگار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش راپی میگیرید ازشما سپاسگزارم. سوالی که مطرح می شود این است :
چه ضرورت ونیازی لزوم فراگیری درمورد" سازمان یادگیرنده "را دروجود ماتقویت می نماید؟
این کتاب ومطالب مندرج در آن چه مشکلی راازماحل میکند؟
به نظر من اینکه ازاوایل قرن بیست و یکم مجلات ومنابع معتبر هریک بنوعی پیترسنگه راجزو ۱۰ نفر (تاپ تن) تاثیرگذار درحوزه مدیریت معرفی میکنند ویا جزو ۲۴ نفری که بیشترین تاثیر را در.....
نه اینها نیست. باید ابتدا به شرایط خودمان بازگردیم وسپس به قابلیت های این تئوری دربهبود وتغییر شرایط ما.
"جامعه یادگیری سازمانی" یا SOL که در ۳۰ کشور فعالیت دارد وبیش از ۶۰۰۰۰ متخصص عضو شاخه آمریکا ی شمالی هستند تمام حرفش روی
"نظام مدیریت وتفکر سیستمی" است
وآن راچاره حل مشکلاتِ نه فقط کشورها بلکه جهان می داند.
اگر مقدمه کتاب رامطالعه کرده باشید متوجه موارد زیر شده اید :
ازسال ۱۹۸۰تا ۲۰۱۵ یعنی ۳۵ سال قبل تاحال تولید ناخالص چین ازرقم ۲۰۲ درسال ۱۹۸۰ به رقم ۱۰۶۴۱ میلیارد دلار درسال ۲۰۱۵ رسیده است به عبارتی
"اقتصاد چین درمدت ۳۵ سال ۵۰ برابرشده است"
درهمین مدت اقتصاد جهان ۷/۵ برابر شده، یعنی چین ۷ برابر متوسط اقتصاد جهان رشدداشته است
##درهمین مدت اقتصادایران ۴برابر شده است یعنی حدود ۰/۶ متوسط رشد اقتصاد جهان وکمتر از ۰/۱ متوسط رشد اقتصاد چین رشدداشته است.
این فاجعه راکسی نمی تواند توجیه نماید. مابه سیستمی بودن دانش وتوسعه توجهی نداشته ایم.
دراینجا توجه شما رابه دوموضوع جلب می نمایم :
۱_توضیح پیترسنگه درمورد نوشتن مقدمه برای ترجمه چینی کتاب پنجمین فرمان درسال ۱۹۹۴
۲_حضور پیترسنگه دو ماه در سال درچین برای عملیاتی نمودن
"مدارسی که یادمیگیرند"
۱_پیترسنگه درپایان کتاب پنجمین فرمان درمیدان عمل (جلدسوم ازاین مجموعه)
مینویسد :
{دراواسط سال ۱۹۹۴ _زمانی که این کتاب به چاپ رسید _ترجمه چینی از "پنجمین فرمان" به چاپ رسید. به نظر ماترجمه چینی این کتاب به خاطر اثری که اقتصاد چین باتمام دنیا گذاشته است، اهمیت زیادی دارد.چین هم مانند سایر اقتصاد های درحال ظهورآسیا، آفریقا وامریکای جنوبی با چالش ورود به قرن بیست و یکم وحفظ دانش انباشته درقرن های پیشین روبروست. آیا چین برای دستیابی به رشداقتصادی باید الگوهای غربی رابه کارببندد؟ یاباید شکل جدیدی از سرمایه‌داری راباتوجه به ظرافت های این فرآیند ویکپارچگی تفکر سنتی وصنعتی تدوین کند؟
پروفسور شووینگ یانگ _همکارودوستم _ازمن خواست پیشگفتاری برای نسخه چینی بنویسم. اوگفت برای نوشتن "فقط فکرکن" وتصورکن که هزاران چینی درمقابل شما نشسته اندومیخواهند به حرفهای صمیمی و ساده شما که ازذهنتان، قلبتان وروحتان برمی آیند گوش دهند.......... ما روزها وماهها فکر میکنیم اما شما دهه ها ونسل ها فکرمیکنید. مابه زمان بصورت رقیب نگاه میکنیم، امافکرمیکنم شما زمان راهم پیمان و دوست خودمی دانید.
بنابراین، ماباعلاقه خاص ورودجامعه چینی به دنیای مدرن رادنبال میکنیم.. }
@AMIRHOOSHANG48
الزاماتی که مارا واداربه تغییر نگاه دربخش تعلیم وتربیت مینمایند.
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتناب‌ناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.

نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :

۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغ‌التحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغ‌التحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچه‌ها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاه‌ها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟

..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چاره‌ای متناسب باشد.

🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER
🍎انعطاف‌پذیری در فکرکردن

برخی ازدانش آموزان به لحاظ نکته نظرات جایگزین مشکل دارند. به نظرشان می رسد شیوه آنها برای حل مسئله تنها راه است.،پاسخ شان تنها پاسخ صحیح است. بجای چالش طلبی ازطریق فرآیند پیداکردن پاسخ، بیشتر علاقمند به دانستن این هستند که آیا پاسخ شان صحیح است.
ناتوانی درتحمل وپیگیری فرآیند حل مسئله، درطی زمان باعث می شود آنها ازموقعیت های مبهم اجتناب نمایند. ضرورت حصول اطمینان مهمتر از گرایش به تردید است. ذهن هایشان سرهم می شود ودرمقابل تاثیر پذیری ازهراطلاعات یااستدلالی که ممکن است مغایر عقایدشان باشد مقاومت می نمایند.
همچنان که دانش آموزان درفکر کردن شان انعطاف‌پذیرتر می شوند می توانند ملاحظات، بیانات یاشرح وبسط نقطه‌نظرات سایر افراد یاعقلا رابشنوند. آنها می توانند چندین راه حل مسائل وارزیابی پیامدها وشایستگی هایشان را مطرح نمایند. آنها عبارات واژه‌هایی نظیر :اما، "به عبارت دیگر" و"اگر شما شیوه دیگری را مورد بررسی قرار دهید" رامورد استفاده قرار می دهند.
هنگامی که آنها مستمراً مجموعه ای از اصول اخلاقی رابرای اداره کردن رفتارشان توسعه وبهبود می بخشند می توانند ذهنیت شان رانیز باتوجه به اطلاعات متقاعدکننده، مباحثات یااصول ودلایل منطقی تغییر دهند.
این توانایی برای آنها حل تعارضات ازطریق مصالحه، گشودگی بیان درباره ایده های دیگران وسعی برای اجماع واتفاق نظر راسهل ترخواهدنمود.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۳۰۱
@LOPOWER
عیدی، دانایی راهدیه نماییم:
تغییر نگرش سنتی به نگاه سیستمی،
خلق مدیران یادگیرنده باپرورش نسل نوین دانش آموزان خلاق و یادگیرنده، توسعه رویکرد رقابت محور به رویکردمبتنی برتعامل وکارهم افزای تیمی و...
برای معرفی کتابی که حاصل کارمشترک بیش از صدمتخصص تعلیم و تربیت و روانشناسی و مدیریت بوده و بصورت سیستمی به تحلیل وبازطراحی نظام تعلیم و تربیت میپردازدبه دوستان تان لینک زیر را هدیه نمایید
@LOPOWER
برای تهیه کتاب لطفاً به شماره 09101590518 پیامک بزنید تعداد جلد وآدرس گیرنده راقید فرمایید باشما تماس میگیرند وسفارش ارسال میگردد
کتاب مشتمل بر۱۹۱ قطعه نوشته شده بوسیله ۱۱۳ نویسنده است که به توصیف ابزارها، روش ها، داستان ها، تفکرات، ایده های راهنما والگوهای عملی وتدابیری می پردازد که افرادبرای کمک به ساختن نهادهای یادگیری باشباهت بیشترباسازمان های یادگیرنده انتخاب می نمایند
مدرسه یک نقطه اتکا برای تحولات اجتماعی و تربیتی است، کلاسهای درس، فقط درصورتی، به شکل پایدارتوسعه پیداخواهندنمود که مدارس پیرامون آنها توسعه پیدانمایند
🌹🌹🌹چرا باید به دنبال توسعه وتحول درنظام آموزش وپرورشِ کشور باشیم؟
واقعیت انکار ناپذیر این است که بازدهی وخروجی سیستم تعلیم و تربیت کشور مطلوب نیست.
اگر کشور مامتناسب با روند توسعه جهان، توسعه پیدانکرده، باید ابتدا به سیستمی که افراد آن را تعلیم وپرورش می دهد شک کرد.
دلایل اصلی عدم توفیق نظام تعلیم و تربیت، به زبان ساده در موارد زیر خلاصه می شود :
۱_عدم آسیب شناسی جدی برمبنای کیفیت خروجی های آن (فارغ‌التحصیلان) ومخصوصا "خودارزیابی مستمر" که می تواند منجر به بررسی و ارائه راهکارهاوراهبردهای اصلا ح شود.
۲_پویا ویادگیرنده نبودن ارکان سیستم آشیانه ای تعلیم و تربیت (معلمان، مدیران، والدین ودانش آموزان ودانشجویان)
۳_عدم وجود برنامه وعزم برای تغییر وضعیت
۴_شرایط اقتصادی نامطلوب (بادرجه اهمیت کمتر) وعدم امکان تخصیص منابع مالی درحد قابل قبول.
دلایل دیگری نیز وجود دارد که درکتاب "مدارسی که یادمیگیرند" کاملاً موردبحث وبررسی قرارگرفته است.
امروز روی این موضوع متمرکز میشویم :


🌺🌺گام اول برای تعقیب راه کار اصلا ح نظام تعلیم و تربیت وآموزش عالی چیست؟
آیا باسرانه ۱۲ دقیقه مطالعه قادر به آسیب شناسی، جستجوی راهکار وپایش خودوسیستم خواهیم بود؟؟؟؟؟
@LOPOWER
🌺🌼اصول راهنمابرای مهیاکردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز

اصل اول _حوزه رهبری تعلیم وتربیت برای اینکه محل تمرکز اصلی اش موضوع "تحول مدارس" باشد باید بازسازی گردد.
اصل دوم _هدف اولیه مدارس دولتی تعلیم بچه‌ها برای پذیرش مسئولیت های شهروندی درجامعه "دموکراتیک" است.

اصل سوم_رهبری تعلیم و تربیت یک آزمون واقدام اجرایی عقلایی، اخلاقی وهنری است.

اصل چهارم _اجرای تعلیم و تربیت باید با مدّاقه وتعمق نقّادانه معرفی شود.

اصل پنجم _مدارس پایگاه های سیاست فرهنگی هستند.

اصل ششم _رهبری تعلیم و تربیت نباید باپست های دیوان سالارانه هم سنگ پنداشته شود.

اصل هفتم _تنوع فقط یک امرِ مطلوبِ صریح نیست،بلکه یکی ازعناصر ضروری تعلیم و تربیت است

اصل هشتم _یک برنامه تعلیم و تربیت باید یک "برنامه" باشد نه مجموعه‌ای از دوره های متباین وناهمخوان.

اصل نهم _اعضای هیات علمی(ومعلمان) ودانشجویان(ودانش آموزان) باید یک مظهر تعهد به جامعه باشند.

اصل دهم _هنگام تمرکز اولیه تشکیلات مان روی آموزش همه سطوح، تعلیم و تربیت باید گسترده‌تر وفراتر از "آموزش دادن" موردتوجه قرارگیرد. ۴۸۰
@LOPOWER
🍊اصول راهنما برای مهیا کردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
اصل اول -حوزه رهبری تعلیم و تربیت برای اینکه محلِ تمرکزِ اصلی اش موضوع "تحول مدارس" باشد باید بازسازی گردد.

🍡مدارسی که ماپیرامون مان دیدیم درمواجهه بانیازهای جامعه ناکام بودند، چراکه اغلب مدیران تعلیم و تربیت برای حفظ وضع موجود آموزش می دیدند، مدیران اینگونه تعلیم دیده بودند که: "سازمان هاساختارهای منطقیِ تقریباً مکانیکی هستند که به شیوه ای دیوان سالارانه کارمی کنند."
ماباورداریم که تحول ودگرگونی مستلزم وقوع تحول درفرآیند فکرکردن درباره " آموزش مدیران "برای مورد توجه قراردادن تعلیم و تربیت رهبران است.
این تحول مستلزم یک بازاندیشی بنیادی مدارس ومراجع صلاحیت دار است _یک بازاندیشی که محوریت فرهنگ، سیاست هاواخلاقیات درهمه کشمکش های روزانه دانش آموزان، معلمان ومدیران مدارس است.
چشم انداز ما ازمدیریت کردن مدارس به متحول کردن آنها واز مدیریت مدارس (فردمدیر) به چالش گری باپیش فرض های بنیادی پشت آنچه آنها اداره می کنند، تغییر یافت.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۱
@LOPOWER
مدارسی که یادمیگیرند:
🍊اصول راهنما برای مهیا کردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
🍡اصل سوم _رهبری تعلیم و تربیت یک آزمون واقدام اجرایی عقلانی، اخلاقی و هنری است.

این اصل، قلب کارهای ماست وهمه اصول دیگر راشکل می بخشد.
مافکر می کنیم این اصل انتقال انسان است از نظر گاه مدیریت به نظرگاه رهبری.
رهبری چیزی بیشتر از یک اقدام فنی متکی بر اثربخشی وکارآیی است.
ما احساس میکنیم که هرکسی که درگیر کار تعلیم وتربیت است ازپروفسورهای دانشگاه گرفته تا آموزشگران درمدارس ابتدایی ومتوسطه باید افراد حرفه ای لایقی باشند.
دونالد شوون درانتقاد ازرویکرد بشدت فنی مدارسِ حرفه ای به ما خاطر نشان می سازد که :
"بسیاری از گستره های اجرایی مان درگیر عدم قطعیت، ناپایداری، انحصارگرایی وتعارض های ارزشی است وبامورد استفاده قراردادن دانش و تئوری
فنی قابل حل شدن نیست"
براساس نظر شون، "ماباید شایستگی وخلاقیتی که دراقدامات اجرایی ماهرانه ملحوظ شده باشدرا موردتوجه قراردهیم."
رسیدن وحصول به این خِرَدِ هنرمندانه درگیر ودرگروبُعد "مربیگری" وتعلیم و"یادگیری ازطریق انجام دادن" است.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۲
@LOPOWER
🍊اصول راهنما برای مهیا کردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
🍡اصل چهارم اجرای تعلیم و تربیت باید بامدّاقه وتعمق نقادانه معرفی شود.

جایگاه مدّاقه وتعمق درفضا وحال وهوای اخلاقی، سیاسی وفرهنگی مدرسه واقع است.
ما می خواهیم به افراد همانگونه که دونالد شون بیان می دارد تدریس وتعلیم دهیم تا "اهالی حرفه فکور واندیشمند"ی باشند
روی اقدامات شان ودسته بندی کردن آنها ازطریق پیامدهای تجربیاتشان بایک شیوه سیستماتیک تعمق وتفکرنمایند البته این تعمق همیشه باید درمحدوده وچارچوب فرهنگ، سیاست واخلاقیات باشد.
اکثر معلمانِ مجرب وحاذق، دانش فوق‌العاده ای درحرفه شان دارند اما آنها آن دانش را تنها با حضور درکلاس کسب نمی کنند. این دانش تجلی تعمق آگاهانه وسیستماتیک روی کارهایشان است _مثلا فکرکردن درباره چگونگی تعدیل واصلاح کردن اقدامات اجرایی.
تدبّرو تعمق نقادانه از تعمق صرف مهمتر است. این تعمقی است که اقدام اجرایی و تئوری رابه هم گره می زند.
دربرنامه هایمان تعمق نقادانه درچارچوب شرایط و اوضاع و احوال فرهنگی، سیاسی واخلاقی مدارس، صرفاً تدریس نمی شود بلکه درعمل بکارگرفته می شود.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۳
@LOPOWER
مدارسی که یادمیگیرند:
🍊اصول راهنما برای مهیا کردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
🍡اصل ششم رهبریِ تعلیم و تربیت نباید باپست های دیوانسالارانه همسنگ پنداشته شود.
ما بصورت آگاهانه مدل های ذهنی مان درباره آنچه که برای یک رهبرتعلیم و تربیت اهمیت دارد رابه چالش میکشیم
برای تدریس اثربخش رهبری مامی بایست به جای راهنمایی کردن، افراد رابرای فکرکردن درباره آنچه که انجام می دادند وآنچه که خلق می کردند به چالش می کشیدیم. ماهمچنین برنامه هایمان برای تیپ های مختلف افراد درجستجوی نقش های رهبری در تعلیم و تربیت را آغاز کردیم
مدیران مدارس، معلمان، کارکنان خدمات اجتماعی، محققین وسایر شهروندان مرتبط.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۴
@LOPOWER
🍊اصول راهنما برای مهیا کردن رهبرانِ آموزشِ تحول ساز
(نلداکمبرون مک کَیب پروفسور تعلیم و تربیت دانشگاه میامی، اُهایو)
🍡اصل ششم رهبریِ تعلیم و تربیت نباید باپست های دیوانسالارانه همسنگ پنداشته شود.
ما بصورت آگاهانه مدل های ذهنی مان درباره آنچه که برای یک رهبرتعلیم و تربیت اهمیت دارد رابه چالش میکشیم
برای تدریس اثربخش رهبری مامی بایست به جای راهنمایی کردن، افراد رابرای فکرکردن درباره آنچه که انجام می دادند وآنچه که خلق می کردند به چالش می کشیدیم. ماهمچنین برنامه هایمان برای تیپ های مختلف افراد درجستجوی نقش های رهبری در تعلیم و تربیت را آغاز کردیم_ مدیران مدارس، معلمان، کارکنان خدمات اجتماعی، محققین وسایر شهروندان مرتبط.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۸۴
@LOPOWER