مدارسی که یادمیگیرند
175 subscribers
117 photos
18 videos
5 files
71 links
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
Download Telegram
🌹📗بحران مدیریت


مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
مهدی شامی زنجانی

در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتش‎نشانانی که در حادثه پلاسکو پروانه‎وار سوختند، ادای احترام می‎کنم. رنجی که خانواده‎های عزیز آن‎ها در این ساعات تحمل می‎کنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آن‎ها آرامش و صبر عطا نماید.

طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ای‎کاش مشکل‎مان فقط در مدیریت بحران بود و در زمان‎های غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. به‎جد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی این‎که مدیران‎مان نتوانسته‎اند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آن‎ها سروسامانی دهند. هر طرف که سر می‎گردانیم، کم‎و‎بیش آثار بی‎کفایتی مدیری را مشاهده می‎کنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجام‎گسیخته، جامعه‎ای کمتر توسعه‎یافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطه‎ورند.

چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ به‎نظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده‎ است. اول آن‎که بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمی‎دانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزش‎های کافی در زمینه مدیریت ندیده‎اند و به‎صورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریه‎ها، تکنیک‎ها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگ‎ها فاصله دارند. دوم آنکه تخصص‎گرایی و شایسته‎سالاری، جای خود را به باندبازی و جناح‎گرایی داده است. این‎چنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" به‎دست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آن‎که فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بله‎قربان‎گویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آن‎که شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعت‎طلبی و مال‎اندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروه‎های خاص نموده است.

در پایان تاکید می‎کنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چاره‎اندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.

منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani

#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
🌹📗بحران مدیریت


مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
مهدی شامی زنجانی

در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتش‎نشانانی که در حادثه پلاسکو پروانه‎وار سوختند، ادای احترام می‎کنم. رنجی که خانواده‎های عزیز آن‎ها در این ساعات تحمل می‎کنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آن‎ها آرامش و صبر عطا نماید.

طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ای‎کاش مشکل‎مان فقط در مدیریت بحران بود و در زمان‎های غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. به‎جد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی این‎که مدیران‎مان نتوانسته‎اند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آن‎ها سروسامانی دهند. هر طرف که سر می‎گردانیم، کم‎و‎بیش آثار بی‎کفایتی مدیری را مشاهده می‎کنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجام‎گسیخته، جامعه‎ای کمتر توسعه‎یافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطه‎ورند.

چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ به‎نظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده‎ است. اول آن‎که بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمی‎دانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزش‎های کافی در زمینه مدیریت ندیده‎اند و به‎صورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریه‎ها، تکنیک‎ها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگ‎ها فاصله دارند. دوم آنکه تخصص‎گرایی و شایسته‎سالاری، جای خود را به باندبازی و جناح‎گرایی داده است. این‎چنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" به‎دست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آن‎که فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بله‎قربان‎گویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آن‎که شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعت‎طلبی و مال‎اندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروه‎های خاص نموده است.

در پایان تاکید می‎کنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چاره‎اندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.

منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani

#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
Mohammad Ali Esmaeilzadeh:
If a child can't learn in the way we teach, we must teach in a way the child can learn.

اگر کودک با روشی که آموزش می‌دهیم نمی‌آموزد، باید به شیوه‌ایی آموزش دهیم تا بیاموزد.

📖 #Lavaas
🌹ارزیابی به مثابه یادگیری

هدف ارزیابی، قضاوت از طریق توصیف و تشریح است- واژه ارزیابی به معنی تعیین کردن ارزش و اهمیت نتایج و ماحصل کار است. ما نیازمند قضاوت کمتر نیستیم ما نیازمند قضاوت های آگاهانه تر هستیم ما نیازمند آن هستیم که آن قضاوت ها را به روش بهنگام تر، به شیوه ای که به تغییر و تحول اثربخش تری بیانجامد بیان نماییم بدون آنکه افراد را از بابت قابلیت های شخصی شان از رغبت بیاندازیم.
خلاصه اینکه ما نیازمند ارزیابی و بررسی هایی هستیم که برای یادگیری طراحی می شوند نه ارزیابی هایی برای سرزنش کردن و مقصرشماری، رتبه بندی و گواهی نامه دادن.
ص 285 کتاب مدارسی که یاد میگیرند

@LOPOWER
🌹 یادداشت های روزانه یادگیری
کارکردن درتیم ها ذاتاً مشکل است، هرکسی باید نیازهای فردی ونیازهای جامعه بزرگتررا متعادل نماید. نشریه یایادداشت های یادگیری امکان تعمق روی این سؤالات حیاتی راایجاد می نماید :
🌲ماچگونه باهم یاد می گیریم؟
🌲ماچگونه برای یادگیری مان مانع ایجاد می کنیم یا آن را تقویت می کنیم؟
🌲مامی بایست درپیِ توسعه چه مهارت ها، رفتارها وارتباطات جدیدی باشیم تاهوشی راکه درتیم مان داریم مهارنماییم؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۵۴۱
@LOPOWER
برای تهیه کتاب لطفاً درخواست تان شامل تعداد وآدرس گیرنده رابه شماره 09101590518 پیامک فرمایید باشماتماس میگیرند
🌺فرآیند خلاق

فرآیند خلاق، نتیجه بخش ترین فرآیند برای پیشرفت، درتاریخ تمدن بوده است. این فرآیند همه هنرها، بیشتر علوم وفناوری ها، فرهنگ مردمی، ادبیات وشعررا خلق نموده است وبه ابداع نوآوری درسازمان ها وکسب وکار سوخت رسانده است.

کلید فرآیند خلاق، تنش ساختاری است.
هروقتی ما یک تنش ساختاری ایجاد می کنیم این تنش برای رفع مشکل (تنش) تلاش و مبارزه می نماید.

تنش ساختاری، ازطریق تضاد بین حالت اشتیاق مان (اهداف، رغبت ها وآرمان هایمان)
وواقعیت جاری مان درارتباط باآن اهداف ایجاد می شود. 255

@LOPOWER
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر

برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جدایی‌ناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.

📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
هر وقت از نقش رهبری در سازمان صحبت می کنیم، از مثال کشتی و ناخدا استفاده می کنیم.
ما از نقش مهم سازنده ی کشتی غافل می شویم.
نقش ساختار را فراموش می کنیم و تنها درگیر افراد می شویم.

*پیتر سنگه
لطفاً برای ترویج فرهنگ یادگیری دانش مدیریت لینک رابرای همه علاقمندان ودوستان ارسال فرمایید
@managementsaver
به دوست داران توسعه یادگیری دانش مدیریت بپیوندید
لینک زیر
@managementsaver
🍇تفکر یاری رسان وهوش اجتماعی

مایک موجود اجتماعی هستیم. درگروه ها گردهم می آییم، انسانی راگیر می آوریم به اصول درمان گوش می کنیم از همدیگر انرژی می گیریم ودنبال معامله به مثل هستیم،
چه بسا برجسته ترین رفتار هوشمندانه برای جامعه پسا صنعتی، "ارتقای توانایی فکرکردن است بااتفاق نظر بادیگران باشد "
حل مسائل آنقدر پیچیده شده است که هیچ کس به تنهایی ازعهده آن برنمی آید. هیچ کس به همه اطلاعات موردنیاز برای اخذتصمیمات سرنوشت ساز دسترسی ندارد. هیچ کس نمی تواند انتخاب های جایگزین همانند انتخاب جایگزین چندین نفر باهم صورت دهد.
کارکردن درگروه مستلزم توانایی توجیه کردن وتاییدگرفتن ایده ها وآزمایشِ امکان پذیری راهبردهای حل مسئله برای دیگران است.
گوش کردن، جستجوی اجماع، ترک یک ایده برای کارکردن باایده های افراد دیگر، همدلی، شفقت، رهبری، دانستن چگونگی حمایت ازتلاش گروه ها، نوع دوستی.. همگی رفتار های حاکی ازهوشمندی نوع بشراست.
مدارسی که یادمی گیرند صفحه ۳۰۹
شاهکار پروفسور پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
برای تهیه کتاب لطفاً به شماره 09101590518 پیامک بزنید تعداد جلد وآدرس گیرنده راقید فرمایید باشما تماس میگیرند وسفارش ارسال میگردد
🌷تله سیستمی
مایادگرفتیم چگونه معلمان راخشنود كنيم، همانگونه که بعداً یادگرفتیم چگونه روسایمان راخرسند نماییم. مایادگرفتیم چطورباید ازدادن پاسخ غلط اجتناب کنیم
سلامت عملکرد هرجامعه ای متکی به ظرفیتش درپرورش همه استعدادهاست زمانی که یک نوزاد دراختیارداریم مایک کودک باهوش یاخِرِفت نمی بینیم خودِ معجزه آفرینش حیات رامیبینیم فقدان این آگاهی بزرگترین خسارت است
برای معرفی کتابی که حاصل کارمشترک بیش از صدمتخصص تعلیم و تربیت و روانشناسی و مدیریت بوده و بصورت سیستمی به تحلیل وبازطراحی نظام تعلیم و تربیت میپردازدبه دوستان تان لینک زیر را هدیه نمایید
@LOPOWER
🍊مدلهای ذهنی
آگاه ترشدن ازسرچشمه های تفکرمان

تفاوت بین مدلهای ذهنی، چرایی توصیف متفاوت دونفر ازافرادی که یک رویداد یکسان رامشاهده می کنند راتوضیح می دهد :آنها توجه شان رابه جزییات مختلف مبذول می دارند.
وظیفه اصلی نظم مدل های ذهنی، آوردن فرضیات و نگرش های ضمنی به سطح به گونه‌ای است که افراد بتوانند تفحص نموده و درباره تفاوت ها و سوء تفاهمات شان با کمترین حالت تدافعی صحبت کنند. این فرآیند برای کسانی که می‌خواهند دنیای شان ومدرسه شان راکامل تر درک نمایند حیاتی وبسیار مهم است_زیرا مانند یک جام شیشه پنداره تصویر ذهنی مارا شکل داده وبطرزی محیلانه وزیرکانه آن راکج ووارونه جلوه می دهد، مدلهای ذهنی مان آنچه راکه درک میکنیم، مشخص می نماید.
درهر رویداد وتجربه جدید، اغلب افراد به سمت به خاطر سپاری ودرک ودریافت اطلاعاتی که تقویت کننده مدلهای ذهنی موجودشان باشد کشیده می‌شوند.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وصد متخصص همکارش. صفحه ۹۸
@LOPOWER
🌷پیوند دوباره بازیبایی شناسی یادگیری
هدف تمرین :متوجه کردن خودتان به آهنگ احساسی دانش آموزان، طوری که شما به عنوان یک معلم بهتر بتوانید عزت وکرامت شان رامحترم شمرده، خودباوری شان رابسازید وآنها رادرمواجهه باچالش های یادگیری یاری نمایید.
شرح اجمالی تمرین :مجموعه ای از سوالات فکورانه که ازطریق آنها لحظات یادگیری خودتان رابا لحظات یادگیری دانش آموزان تان پیوند دهید.
۱_سه یاپنج فرصت زیبایی شناسی یادگیری راتوصیف کنید
۲_سه یا پنج زمان یادگیری بیهوده راتوصیف نمایید.
۳_دانشجویان شما درسهایشان راباشما چگونه درمیان می گذارند؟
۴_علائم دانشجویانی که ارتباطشان بایادگیری راازدست داده‌اند چیست؟
۵_شماچگونه می توانید آنهارادرپیوند مجدد بایادگیری واقعی یاری نمایید؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۲۱۲
@LOPOWER
🌹طراحی فرآیند کلی چشم انداز مدرسه.
مدارس عملاً باید حاصل مشارکت بین معلمان، قانون گزاران، اولیاء واعضای جامعه باشد_همه آنها حالا خودمختارانه عمل می کنند!۴۴۰