🌹📗بحران مدیریت
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌹📗بحران مدیریت
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
Mohammad Ali Esmaeilzadeh:
If a child can't learn in the way we teach, we must teach in a way the child can learn.
اگر کودک با روشی که آموزش میدهیم نمیآموزد، باید به شیوهایی آموزش دهیم تا بیاموزد.
📖 #Lavaas
If a child can't learn in the way we teach, we must teach in a way the child can learn.
اگر کودک با روشی که آموزش میدهیم نمیآموزد، باید به شیوهایی آموزش دهیم تا بیاموزد.
📖 #Lavaas
🌹ارزیابی به مثابه یادگیری
هدف ارزیابی، قضاوت از طریق توصیف و تشریح است- واژه ارزیابی به معنی تعیین کردن ارزش و اهمیت نتایج و ماحصل کار است. ما نیازمند قضاوت کمتر نیستیم ما نیازمند قضاوت های آگاهانه تر هستیم ما نیازمند آن هستیم که آن قضاوت ها را به روش بهنگام تر، به شیوه ای که به تغییر و تحول اثربخش تری بیانجامد بیان نماییم بدون آنکه افراد را از بابت قابلیت های شخصی شان از رغبت بیاندازیم.
خلاصه اینکه ما نیازمند ارزیابی و بررسی هایی هستیم که برای یادگیری طراحی می شوند نه ارزیابی هایی برای سرزنش کردن و مقصرشماری، رتبه بندی و گواهی نامه دادن.
ص 285 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
هدف ارزیابی، قضاوت از طریق توصیف و تشریح است- واژه ارزیابی به معنی تعیین کردن ارزش و اهمیت نتایج و ماحصل کار است. ما نیازمند قضاوت کمتر نیستیم ما نیازمند قضاوت های آگاهانه تر هستیم ما نیازمند آن هستیم که آن قضاوت ها را به روش بهنگام تر، به شیوه ای که به تغییر و تحول اثربخش تری بیانجامد بیان نماییم بدون آنکه افراد را از بابت قابلیت های شخصی شان از رغبت بیاندازیم.
خلاصه اینکه ما نیازمند ارزیابی و بررسی هایی هستیم که برای یادگیری طراحی می شوند نه ارزیابی هایی برای سرزنش کردن و مقصرشماری، رتبه بندی و گواهی نامه دادن.
ص 285 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
🌹 یادداشت های روزانه یادگیری
کارکردن درتیم ها ذاتاً مشکل است، هرکسی باید نیازهای فردی ونیازهای جامعه بزرگتررا متعادل نماید. نشریه یایادداشت های یادگیری امکان تعمق روی این سؤالات حیاتی راایجاد می نماید :
🌲ماچگونه باهم یاد می گیریم؟
🌲ماچگونه برای یادگیری مان مانع ایجاد می کنیم یا آن را تقویت می کنیم؟
🌲مامی بایست درپیِ توسعه چه مهارت ها، رفتارها وارتباطات جدیدی باشیم تاهوشی راکه درتیم مان داریم مهارنماییم؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۵۴۱
@LOPOWER
کارکردن درتیم ها ذاتاً مشکل است، هرکسی باید نیازهای فردی ونیازهای جامعه بزرگتررا متعادل نماید. نشریه یایادداشت های یادگیری امکان تعمق روی این سؤالات حیاتی راایجاد می نماید :
🌲ماچگونه باهم یاد می گیریم؟
🌲ماچگونه برای یادگیری مان مانع ایجاد می کنیم یا آن را تقویت می کنیم؟
🌲مامی بایست درپیِ توسعه چه مهارت ها، رفتارها وارتباطات جدیدی باشیم تاهوشی راکه درتیم مان داریم مهارنماییم؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۵۴۱
@LOPOWER
🌺فرآیند خلاق
فرآیند خلاق، نتیجه بخش ترین فرآیند برای پیشرفت، درتاریخ تمدن بوده است. این فرآیند همه هنرها، بیشتر علوم وفناوری ها، فرهنگ مردمی، ادبیات وشعررا خلق نموده است وبه ابداع نوآوری درسازمان ها وکسب وکار سوخت رسانده است.
کلید فرآیند خلاق، تنش ساختاری است.
هروقتی ما یک تنش ساختاری ایجاد می کنیم این تنش برای رفع مشکل (تنش) تلاش و مبارزه می نماید.
تنش ساختاری، ازطریق تضاد بین حالت اشتیاق مان (اهداف، رغبت ها وآرمان هایمان)
وواقعیت جاری مان درارتباط باآن اهداف ایجاد می شود. 255
@LOPOWER
فرآیند خلاق، نتیجه بخش ترین فرآیند برای پیشرفت، درتاریخ تمدن بوده است. این فرآیند همه هنرها، بیشتر علوم وفناوری ها، فرهنگ مردمی، ادبیات وشعررا خلق نموده است وبه ابداع نوآوری درسازمان ها وکسب وکار سوخت رسانده است.
کلید فرآیند خلاق، تنش ساختاری است.
هروقتی ما یک تنش ساختاری ایجاد می کنیم این تنش برای رفع مشکل (تنش) تلاش و مبارزه می نماید.
تنش ساختاری، ازطریق تضاد بین حالت اشتیاق مان (اهداف، رغبت ها وآرمان هایمان)
وواقعیت جاری مان درارتباط باآن اهداف ایجاد می شود. 255
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
Forwarded from مدرسه استراتژی
هر وقت از نقش رهبری در سازمان صحبت می کنیم، از مثال کشتی و ناخدا استفاده می کنیم.
ما از نقش مهم سازنده ی کشتی غافل می شویم.
نقش ساختار را فراموش می کنیم و تنها درگیر افراد می شویم.
*پیتر سنگه
ما از نقش مهم سازنده ی کشتی غافل می شویم.
نقش ساختار را فراموش می کنیم و تنها درگیر افراد می شویم.
*پیتر سنگه
Forwarded from مدیریت علمی یگانه مسیر توسعه
لطفاً برای ترویج فرهنگ یادگیری دانش مدیریت لینک رابرای همه علاقمندان ودوستان ارسال فرمایید
@managementsaver
@managementsaver
Forwarded from مدیریت علمی یگانه مسیر توسعه
🍇تفکر یاری رسان وهوش اجتماعی
مایک موجود اجتماعی هستیم. درگروه ها گردهم می آییم، انسانی راگیر می آوریم به اصول درمان گوش می کنیم از همدیگر انرژی می گیریم ودنبال معامله به مثل هستیم،
چه بسا برجسته ترین رفتار هوشمندانه برای جامعه پسا صنعتی، "ارتقای توانایی فکرکردن است بااتفاق نظر بادیگران باشد "
حل مسائل آنقدر پیچیده شده است که هیچ کس به تنهایی ازعهده آن برنمی آید. هیچ کس به همه اطلاعات موردنیاز برای اخذتصمیمات سرنوشت ساز دسترسی ندارد. هیچ کس نمی تواند انتخاب های جایگزین همانند انتخاب جایگزین چندین نفر باهم صورت دهد.
کارکردن درگروه مستلزم توانایی توجیه کردن وتاییدگرفتن ایده ها وآزمایشِ امکان پذیری راهبردهای حل مسئله برای دیگران است.
گوش کردن، جستجوی اجماع، ترک یک ایده برای کارکردن باایده های افراد دیگر، همدلی، شفقت، رهبری، دانستن چگونگی حمایت ازتلاش گروه ها، نوع دوستی.. همگی رفتار های حاکی ازهوشمندی نوع بشراست.
مدارسی که یادمی گیرند صفحه ۳۰۹
شاهکار پروفسور پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
مایک موجود اجتماعی هستیم. درگروه ها گردهم می آییم، انسانی راگیر می آوریم به اصول درمان گوش می کنیم از همدیگر انرژی می گیریم ودنبال معامله به مثل هستیم،
چه بسا برجسته ترین رفتار هوشمندانه برای جامعه پسا صنعتی، "ارتقای توانایی فکرکردن است بااتفاق نظر بادیگران باشد "
حل مسائل آنقدر پیچیده شده است که هیچ کس به تنهایی ازعهده آن برنمی آید. هیچ کس به همه اطلاعات موردنیاز برای اخذتصمیمات سرنوشت ساز دسترسی ندارد. هیچ کس نمی تواند انتخاب های جایگزین همانند انتخاب جایگزین چندین نفر باهم صورت دهد.
کارکردن درگروه مستلزم توانایی توجیه کردن وتاییدگرفتن ایده ها وآزمایشِ امکان پذیری راهبردهای حل مسئله برای دیگران است.
گوش کردن، جستجوی اجماع، ترک یک ایده برای کارکردن باایده های افراد دیگر، همدلی، شفقت، رهبری، دانستن چگونگی حمایت ازتلاش گروه ها، نوع دوستی.. همگی رفتار های حاکی ازهوشمندی نوع بشراست.
مدارسی که یادمی گیرند صفحه ۳۰۹
شاهکار پروفسور پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش
@LOPOWER
برای معرفی کتابی که حاصل کارمشترک بیش از صدمتخصص تعلیم و تربیت و روانشناسی و مدیریت بوده و بصورت سیستمی به تحلیل وبازطراحی نظام تعلیم و تربیت میپردازدبه دوستان تان لینک زیر را هدیه نمایید
@LOPOWER
@LOPOWER
🍊مدلهای ذهنی
آگاه ترشدن ازسرچشمه های تفکرمان
تفاوت بین مدلهای ذهنی، چرایی توصیف متفاوت دونفر ازافرادی که یک رویداد یکسان رامشاهده می کنند راتوضیح می دهد :آنها توجه شان رابه جزییات مختلف مبذول می دارند.
وظیفه اصلی نظم مدل های ذهنی، آوردن فرضیات و نگرش های ضمنی به سطح به گونهای است که افراد بتوانند تفحص نموده و درباره تفاوت ها و سوء تفاهمات شان با کمترین حالت تدافعی صحبت کنند. این فرآیند برای کسانی که میخواهند دنیای شان ومدرسه شان راکامل تر درک نمایند حیاتی وبسیار مهم است_زیرا مانند یک جام شیشه پنداره تصویر ذهنی مارا شکل داده وبطرزی محیلانه وزیرکانه آن راکج ووارونه جلوه می دهد، مدلهای ذهنی مان آنچه راکه درک میکنیم، مشخص می نماید.
درهر رویداد وتجربه جدید، اغلب افراد به سمت به خاطر سپاری ودرک ودریافت اطلاعاتی که تقویت کننده مدلهای ذهنی موجودشان باشد کشیده میشوند.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وصد متخصص همکارش. صفحه ۹۸
@LOPOWER
آگاه ترشدن ازسرچشمه های تفکرمان
تفاوت بین مدلهای ذهنی، چرایی توصیف متفاوت دونفر ازافرادی که یک رویداد یکسان رامشاهده می کنند راتوضیح می دهد :آنها توجه شان رابه جزییات مختلف مبذول می دارند.
وظیفه اصلی نظم مدل های ذهنی، آوردن فرضیات و نگرش های ضمنی به سطح به گونهای است که افراد بتوانند تفحص نموده و درباره تفاوت ها و سوء تفاهمات شان با کمترین حالت تدافعی صحبت کنند. این فرآیند برای کسانی که میخواهند دنیای شان ومدرسه شان راکامل تر درک نمایند حیاتی وبسیار مهم است_زیرا مانند یک جام شیشه پنداره تصویر ذهنی مارا شکل داده وبطرزی محیلانه وزیرکانه آن راکج ووارونه جلوه می دهد، مدلهای ذهنی مان آنچه راکه درک میکنیم، مشخص می نماید.
درهر رویداد وتجربه جدید، اغلب افراد به سمت به خاطر سپاری ودرک ودریافت اطلاعاتی که تقویت کننده مدلهای ذهنی موجودشان باشد کشیده میشوند.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وصد متخصص همکارش. صفحه ۹۸
@LOPOWER
🌷پیوند دوباره بازیبایی شناسی یادگیری
هدف تمرین :متوجه کردن خودتان به آهنگ احساسی دانش آموزان، طوری که شما به عنوان یک معلم بهتر بتوانید عزت وکرامت شان رامحترم شمرده، خودباوری شان رابسازید وآنها رادرمواجهه باچالش های یادگیری یاری نمایید.
شرح اجمالی تمرین :مجموعه ای از سوالات فکورانه که ازطریق آنها لحظات یادگیری خودتان رابا لحظات یادگیری دانش آموزان تان پیوند دهید.
۱_سه یاپنج فرصت زیبایی شناسی یادگیری راتوصیف کنید
۲_سه یا پنج زمان یادگیری بیهوده راتوصیف نمایید.
۳_دانشجویان شما درسهایشان راباشما چگونه درمیان می گذارند؟
۴_علائم دانشجویانی که ارتباطشان بایادگیری راازدست دادهاند چیست؟
۵_شماچگونه می توانید آنهارادرپیوند مجدد بایادگیری واقعی یاری نمایید؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۲۱۲
@LOPOWER
هدف تمرین :متوجه کردن خودتان به آهنگ احساسی دانش آموزان، طوری که شما به عنوان یک معلم بهتر بتوانید عزت وکرامت شان رامحترم شمرده، خودباوری شان رابسازید وآنها رادرمواجهه باچالش های یادگیری یاری نمایید.
شرح اجمالی تمرین :مجموعه ای از سوالات فکورانه که ازطریق آنها لحظات یادگیری خودتان رابا لحظات یادگیری دانش آموزان تان پیوند دهید.
۱_سه یاپنج فرصت زیبایی شناسی یادگیری راتوصیف کنید
۲_سه یا پنج زمان یادگیری بیهوده راتوصیف نمایید.
۳_دانشجویان شما درسهایشان راباشما چگونه درمیان می گذارند؟
۴_علائم دانشجویانی که ارتباطشان بایادگیری راازدست دادهاند چیست؟
۵_شماچگونه می توانید آنهارادرپیوند مجدد بایادگیری واقعی یاری نمایید؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۲۱۲
@LOPOWER