مدارسی که یادمیگیرند
175 subscribers
117 photos
18 videos
5 files
71 links
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
Download Telegram
تمام افراد را در یادگیری و تحول درگیر کنید.
در بعضی مدارس دانش آموزان دریافت کننده، آموزشگران ابلاغ کننده و والدین پشتیبانی کننده هستند. در "یادگیری سازمانی خلاقانه اثربخش" همه یاد میگیرند و همه پشتیبانی می کنند. دانش آموزان بعضن می توانند اثربخش ترین مشوقان یادگیری سازمانی و به نوبه خود یادگیری سازمانی می تواند یکی از قدرتمندترین شیوه های توسعه قابلیتهای دانش آموزان برای موفقیت و یادگیری مادام العمر باشد
@LOPOWER
این سیستم ها (کلاس، مدرسه وجامعه) دارای تاثیرات متقابلی برهم هستند تااندازه ای که این تاثیرات بعضاً به سختی قابل فهم و مشاهده هستند اما اولویت ها ونیازهای افراد درتمامی سطوح راشکل می دهند. درهرتلاش پرورشی درمدارسی که یادمی گیرند تغییرات یک تفاوت ایجاد خواهدکردفقط بشرطی که آنها درهمه سه سطح اتفاق بیافتد ۱۶
@LOPOWER
سه نگرش درباره فرا گرفتن معلمان دراین کتاب وجوددارد :
اول _هرمدرسه باید به عنوان یکی ازمقاصد اصلی اش، ارتقاء وتوسعه، مراقبت وآسایش خاطر (تشخیص وفهم اهمیت) معلمانش راموردتوجه قراردهد
دوم _معلمان بایدمانند مباشر برای همه دانش آموزان، ارتباطشان بایکدیگر وبا اساس دانش راتقویت وپرورش دهند. مباشری به معنی داشتن تعهد نسبت به کل جامعه یادگیرنده مدرسه نه فقط "کلاسِ من" و"دانش آموزانِ من" است.
سوم _معلمان خودشان باید یادگیرنده های مادام‌العمر ولاینقطع دانش رشته تخصصی تحصیلی شان ودارای هنر یاددادن وتکامل یافتن درسراسر دوره زندگی شان باشند.
@LOPOWER
دانش آموزان تنها بازیگرانی هستند که همه جهات سیستم های آشیانه ای تحصیل رامی بینند، باوجودآن نوعا افرادی هستند که کمترین تاثیررادر طراحی این سیستم ها دارند.
دراین کتاب ما دانش آموزان رافقط دریافت کنندگان منفعلِ دانش نمی بینیم بلکه به عنوان آفرینندگان مشترک دانش وداوطلبان تکامل بخشیدن به مدرسه تلقی می کنیم. ۱۷
@LOPOWER
مادراین کتاب (مدارسی که یادمی گیرند) برنوشتن مطلب برای والدین همانند آموزشگران، اصرار داریم، چراکه برنیاز متقابل آنها به یکدیگر برای بنا نهادن کلاسها ومدارس یادگیرنده واقف هستیم. ۱۸
@LOPOWER
گفته ایم مدرسه جایی برای یادگیری وزندگی بزرگسالی محلی برای شناختن است. مادراین کتاب شیوه هایی برای به چالش کشیدن این فرضیات راموردتوجه قرارمی دهیم :هم باتبدیل کردن مدرسه به محیطی که بیشتر درارتقای یادگیری نقش ایفا نماید وهم باتوسعه جوامع که یادگیری رادرتمام اعصار موردحمایت قراردهند. ۲۲
@LOPOWER
تازمانی که شما آشکارا وصادقانه وباپذیرش ریسک "مصّونیت ازانتقاد" باهمکلاسی هایتان، سیستم مدرسه وجامعه، مشتاقِ به گفتگو نشستن نباشید نخواهید توانست حتی آغاز کنید، البته دراین صورت قادرنخواهید بود تاب بیاورید. ۲۵
@LOPOWER
هرسازمانی محصول اندیشه ها و عمل متقابل اعضای آن است
سازمان بدلیل شیوه‌ها یی که افراد شاغل درآن کار می کنند به نحوی عمل می کند که آن افراد عمل می کنند.
@LOPOWER
اگر"تغییرات بنیادی "درچگونگی تفکر و عکس العمل افراد وبه همین سان درچگونگی کاووش آنها برای "ایده های جدید "اتفاق نیافتد در آن صورت تمامی بازسازماندهی ها بتدریج محوخواهندشد وراهبردها درجهان آن طورکه بایدوشاید ارتقاء نخواهد یافت.
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
اگر"تغییرات بنیادی "درچگونگی تفکر و عکس العمل افراد وبه همین سان درچگونگی کاووش آنها برای "ایده های جدید "اتفاق نیافتد در آن صورت تمامی بازسازماندهی ها بتدریج محوخواهندشد وراهبردها درجهان آن طورکه بایدوشاید ارتقاء نخواهد یافت.
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
@LOPOWER
حوزه‌های دانش نه از هم ونه ازافرادی که آن رامطالعه می کنند قابل تفکیک نیست
دانش و یادگیری _فرآیندهای خلق دانش بوسیله افراد _سیستم های زنده وپویایی هستند که از شبکه های غالباً نامریی وغیرقابل روییت ومرتبط به هم ساخته می شود. وچه بسا درزمره پیچیده‌ترین سیستم های پویا وزنده باشند. ایدیولوژی ماهیت دانش ودانستن، ارزش هاو اعتقادات بنیادین معلم و یادگیرندگان درباره ماهیت تحصیل وتعاملات اجتماعی درمحیط های یادگیری تماما بخش هایی ازآن سیستم زنده هستند _وهمگی برتوانایی گروه ها وافراددر یادگیری تاثیر میگذارد
@LOPOWER
موتور محرک یادگیری چشم اندازاست.
قریب به اتفاق سازمان هاازجمله مدارس، این قانون را نادیده می گیرند اما چه بسا حساس ترین عامل موفقیت شان باشد.
رعایت این اصل می تواند توانایی افراد برای یادگیری ورشد راحتی زمانی که موقعیت ومحیط شان به آنهااجازه واختیار رانمی دهد، تامین نماید. ۲۹
@LOPOWER
Forwarded from Deleted Account
سیستم تحصیل درعصر صنعتی
همه ماحاصل عصر مان هستیم وبه نوبه خودبه روشهایی که آن عصر رادوباره ایجادکند عمل می کنیم، آنگونه که یک لطیفه قدیمی می گوید:
"دانستن اینکه آنچه ماهی درباره آن صحبت می کند مشکل است اما شما می توانید مطمئن باشید که درباره آب نیست."
برای هریک ازمادرجوامع پیشرفته، اغراق گویی ازتاثیراتِ عصر صنعتی بر نحوه فهم ماازجهان، مشکل است.
این "آب" _فرضیات جایگیرشده وشیوه های رایج عملکرد ماازنظر فرهنگی است _اساساً به مشغله ذهنی مادرزمانی بازمی گردد که سعی می کنیم نهاد عصرصنعتی که مامدرسه می نامیم راباز اختراع و بازنگری نماییم.
@LOPOWER
من از والدینی شنیده ام که فشار کاری سنگین وارده بر بچه ها یشان را تایید وازآن رضایت دارند :"این تکالیف آنها را برای مواجه شدن باتنش دنیای واقعی آماده میکند." مجازا والدین خودشان کوله پشتی های مشابهی راحمل می کنند. آنها بایدفهرستی ازکارها راانجام دهند که می دانند هرگز تمامی ندارد لذا فکر می کنند کاملاً مناسبت دارد کودکانشان نیز با فشارهایی مشابه مواجه شوند.
@LOPOWER
مدل مدارس عصرصنعتی فقط چگونگی یادگیری دانش آموزان راتغییرنداد بلکه نحوه تفکر کردن آنها رانیز تغییر داد.
درسیستم مدارس دوره تولید خط مونتاژ به گونه‌ای شگفت انگیز خروجی تحصیلی افزایش پیدا کرد. آن دوره همچنین بسیاری از مشکلات بغرنج رابرای دانش آموزان معلمان ووالدین ایجاد کرد که این روزها باآن دست و پنجه نرم می کنند. ۴۴
@LOPOWER
این سیستم (مدارس موجود مدل عصرصنعتی) ازنظر عملیاتی کودکان رابه دودسته زیرک واحمق محدود کرد.آنها که باسرعت خط تولید مونتاژ یاد نمی گرفتند،یاتنزل پیداکرده یابرای لایق باقی ماندن وادار به دست وپنجه نرم کردن مداوم با آن بودندوبرچسبِ "کندذهن" یادرزبان رایج تر امروز "عاجز از یادگیری" می خوردند. این تقسیم بندی، یکنواختیِ محصول وفرآیند رادرقالب معیارها ایجاد کرد، ازاین رهگذراین تصور خوش باورانه بوجود آمد که همه بچه ها به شیوه یکسانی یادمیگیرند. ۴۴
@LOPOWER
فهم مدرسه به عنوان یک خط تولید مونتاژ برای تولید فارغ‌التحصیل،دلایل سنگین ترشدن پیوسته کوله پشتی دانش آموزان را روشن می کند. سیستم آموزشی خط تولید مونتاژ تحت فشار و تنش است. محصولاتش به هیچ عنوان ازنظر قضاوت جامعه، شایسته ورضایت بخش نیستند. بهره وری اش زیر سوال ومحل تردید است
@LOPOWER
تله سیستمی
من(پیترسنگه) به عنوان کسی که وقت قابل توجهی رابا باتحصیل کرده ها وکسبه صرف می نمایم، عقیده دارم که تحصیل کرده ها یک احساس گیرافتادن درتله وتوانایی کمتر برای نوآوری نسبت به همتایان کاسب شان دارند..
اولین ویژگی بارزِ بارزِ متمایز این است که آموزش وپرورشِ ابتدایی و متوسطه، بیشتر از کسب و کار دارای ویژگی هایِ یک نهادِعصرِصنعتی است. ضمن اینکه کسب وکار،ایده های عصرصنعتی مانندخط تولید مونتاژ رااختیار کرد،اما بااین ایده هامتولدنشد. کسب و کار ها برای هزاران سال نهادهایِ چشمگیرِی داشته اند.
دوماً همچنان که این روند تکامل یافت سیستم مدرسه نسبت به کسب و کار به مراتب بصورت "تنگاتنگ تری" درسیستم هایِ اجتماعی کلان تری جایگیرشد.
مدارسِ منفرد درون مدارس محلی بخش قرارگرفت که به نوبه خود مدارس محلی بخش نیز درتشکیلات تحصیلی دولت که استاندارد هاو خطِ مشی ها راتنظیم می کنند، قرارگرفت.
نتیجتاً مدارس باتغییراتِ ملهم ازچرخش های سیاسی ازطرف گروه ها مورد بی اعتنایی قرارگرفت وهمان طور که امروز میبینیم بافشارهایِ وارده برای تشدید امتحاناتِ استاندارد زیرِ ضربات سنگین قرار گرفت.
@LOPOWER