🌲سامان بخشیدن یک چشم انداز وشخصیت برای جور وهماهنگ بودن باقرن بیست و یکم
چالش عظیم برای چندین دهه پیش ِرو،ارتقای فهم سیستم های اجتماعی به شیوه یکسانی که فهم فیزیکی جهان، درطول قرنِ بیستم راارتقادهد خواهد بود. این به معنی یادگیریِ پذیرشِ این واقعیت است که روابط متقابل وتاثیر گذار برسیستم اجتماعی، تاثیر نیرومندی بررفتار فردی انسان ها دارد. اگر بخواهیم صریح ترصحبت کنیم، درصورتی که سیستم های انسانی واقعا سیستم هستند درآن صورت مردم دستِ کم تاحدودی پیچ و مهره های ماشین اقتصاد واجتماع هستند. آنها نسبت به نیروها یی که ازسوی بخش های دیگرسیستم به آنها وارد می شود به شیوهای قابل پیش بینی واکنش نشان می دهند حتی اگر این دیدگاه مغایر تصور غلط موردعلاقه ماکه افراد آزادانه تصمیمات فردی شان رامی سازندباشد.
من براین باورم که محدودیت های تلویحیِ ساخته موجودیت سیستم ها، درزندگی واقعی حقیقت دارند. ممکن است بازطراحی سیستم های سیاسی و اجتماعی، مکانیکی یامستبدانه به نظربرسد، اماهمه قوانین ومقررات دولتی، خط مشی های جمعی وسایرسیستم های اجتماعی ازقبل طراحی شده اند _اغلب براثر قصور، بدون پرسیدن پیش فرض های زمینه ای طراحی ها.
این طراحی ها بوسیله تجربه وآزمایش روی مردم واقعی و جوامع واقعی، بدون مدلسازی اولیه تاثیرات درازمدت یاآزمایشات مقدماتی مقیاس کوچک پیوسته آزمایش شدهاند. من امیدوارم که درقرن بیست و یکم سیستم های مناسب ترتحصیلی به طراحی سیستم های بهتر درهمه جاها منجرشود.
جی. دبلیو فورستر پروفسور بازنشسته دانشکده مدیریت سلووان، بنیانگذار پویایی سیستم ها ۳۵۱
@LOPOWER
چالش عظیم برای چندین دهه پیش ِرو،ارتقای فهم سیستم های اجتماعی به شیوه یکسانی که فهم فیزیکی جهان، درطول قرنِ بیستم راارتقادهد خواهد بود. این به معنی یادگیریِ پذیرشِ این واقعیت است که روابط متقابل وتاثیر گذار برسیستم اجتماعی، تاثیر نیرومندی بررفتار فردی انسان ها دارد. اگر بخواهیم صریح ترصحبت کنیم، درصورتی که سیستم های انسانی واقعا سیستم هستند درآن صورت مردم دستِ کم تاحدودی پیچ و مهره های ماشین اقتصاد واجتماع هستند. آنها نسبت به نیروها یی که ازسوی بخش های دیگرسیستم به آنها وارد می شود به شیوهای قابل پیش بینی واکنش نشان می دهند حتی اگر این دیدگاه مغایر تصور غلط موردعلاقه ماکه افراد آزادانه تصمیمات فردی شان رامی سازندباشد.
من براین باورم که محدودیت های تلویحیِ ساخته موجودیت سیستم ها، درزندگی واقعی حقیقت دارند. ممکن است بازطراحی سیستم های سیاسی و اجتماعی، مکانیکی یامستبدانه به نظربرسد، اماهمه قوانین ومقررات دولتی، خط مشی های جمعی وسایرسیستم های اجتماعی ازقبل طراحی شده اند _اغلب براثر قصور، بدون پرسیدن پیش فرض های زمینه ای طراحی ها.
این طراحی ها بوسیله تجربه وآزمایش روی مردم واقعی و جوامع واقعی، بدون مدلسازی اولیه تاثیرات درازمدت یاآزمایشات مقدماتی مقیاس کوچک پیوسته آزمایش شدهاند. من امیدوارم که درقرن بیست و یکم سیستم های مناسب ترتحصیلی به طراحی سیستم های بهتر درهمه جاها منجرشود.
جی. دبلیو فورستر پروفسور بازنشسته دانشکده مدیریت سلووان، بنیانگذار پویایی سیستم ها ۳۵۱
@LOPOWER
✅پيشنهاد ارزشمند يك معلم به همكارانش در سراسر ايران
من فردا زنگ اول با دانش آموزانم در خصوص رفتار شهروندی در برابر حوادث و نحوه عبور از بحرانها و رفتار نابهنجار بعضی ها صحبت خواهم کرد.
فردا شنبه زنگ اول، فداکاری و از خود گذشتگی.
👈🏼لطفا و لطفا معلمان عزيز فردا زنگ اول را به اين بحث اختصاص دهند
من فردا زنگ اول با دانش آموزانم در خصوص رفتار شهروندی در برابر حوادث و نحوه عبور از بحرانها و رفتار نابهنجار بعضی ها صحبت خواهم کرد.
فردا شنبه زنگ اول، فداکاری و از خود گذشتگی.
👈🏼لطفا و لطفا معلمان عزيز فردا زنگ اول را به اين بحث اختصاص دهند
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
پایان سال است وعیدنزدیک وزمان خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی و اراده تغییرشمامعجزه است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
پایان سال است وعیدنزدیک وزمان خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی و اراده تغییرشمامعجزه است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
سلام روز همه دوستان بخیر و به میل
ازاینکه مطالب لینک مربوط به کتاب
"مدارسی که یادمیگیرند" اثر ماندگار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش راپی میگیرید ازشما سپاسگزارم. سوالی که مطرح می شود این است :
چه ضرورت ونیازی لزوم فراگیری درمورد" سازمان یادگیرنده "را دروجود ماتقویت می نماید؟
این کتاب ومطالب مندرج در آن چه مشکلی راازماحل میکند؟
به نظر من اینکه ازاوایل قرن بیست و یکم مجلات ومنابع معتبر هریک بنوعی پیترسنگه راجزو ۱۰ نفر (تاپ تن) تاثیرگذار درحوزه مدیریت معرفی میکنند ویا جزو ۲۴ نفری که بیشترین تاثیر را در.....
نه اینها نیست. باید ابتدا به شرایط خودمان بازگردیم وسپس به قابلیت های این تئوری دربهبود وتغییر شرایط ما.
"جامعه یادگیری سازمانی" یا SOL که در ۳۰ کشور فعالیت دارد وبیش از ۶۰۰۰۰ متخصص عضو شاخه آمریکا ی شمالی هستند تمام حرفش روی
"نظام مدیریت وتفکر سیستمی" است
وآن راچاره حل مشکلاتِ نه فقط کشورها بلکه جهان می داند.
اگر مقدمه کتاب رامطالعه کرده باشید متوجه موارد زیر شده اید :
ازسال ۱۹۸۰تا ۲۰۱۵ یعنی ۳۵ سال قبل تاحال تولید ناخالص چین ازرقم ۲۰۲ درسال ۱۹۸۰ به رقم ۱۰۶۴۱ میلیارد دلار درسال ۲۰۱۵ رسیده است به عبارتی
"اقتصاد چین درمدت ۳۵ سال ۵۰ برابرشده است"
درهمین مدت اقتصاد جهان ۷/۵ برابر شده، یعنی چین ۷ برابر متوسط اقتصاد جهان رشدداشته است
##درهمین مدت اقتصادایران ۴برابر شده است یعنی حدود ۰/۶ متوسط رشد اقتصاد جهان وکمتر از ۰/۱ متوسط رشد اقتصاد چین رشدداشته است.
این فاجعه راکسی نمی تواند توجیه نماید. مابه سیستمی بودن دانش وتوسعه توجهی نداشته ایم.
دراینجا توجه شما رابه دوموضوع جلب می نمایم :
۱_توضیح پیترسنگه درمورد نوشتن مقدمه برای ترجمه چینی کتاب پنجمین فرمان درسال ۱۹۹۴
۲_حضور پیترسنگه دو ماه در سال درچین برای عملیاتی نمودن
"مدارسی که یادمیگیرند"
۱_پیترسنگه درپایان کتاب پنجمین فرمان درمیدان عمل (جلدسوم ازاین مجموعه)
مینویسد :
{دراواسط سال ۱۹۹۴ زمانی که این کتاب به چاپ رسید ترجمه چینی از "پنجمین فرمان" به چاپ رسید. به نظر ماترجمه چینی این کتاب به خاطر اثری که اقتصاد چین باتمام دنیا گذاشته است، اهمیت زیادی دارد.چین هم مانند سایر اقتصاد های درحال ظهورآسیا، آفریقا وامریکای جنوبی با چالش ورود به قرن بیست و یکم وحفظ دانش انباشته درقرن های پیشین روبروست. آیا چین برای دستیابی به رشداقتصادی باید الگوهای غربی رابه کارببندد؟ یاباید شکل جدیدی از سرمایهداری راباتوجه به ظرافت های این فرآیند ویکپارچگی تفکر سنتی وصنعتی تدوین کند؟
پروفسور شووینگ یانگ همکارودوستم ازمن خواست پیشگفتاری برای نسخه چینی بنویسم. اوگفت برای نوشتن "فقط فکرکن" وتصورکن که هزاران چینی درمقابل شما نشسته اندومیخواهند به حرفهای صمیمی و ساده شما که ازذهنتان، قلبتان وروحتان برمی آیند گوش دهند.......... ما روزها وماهها فکر میکنیم اما شما دهه ها ونسل ها فکرمیکنید. مابه زمان بصورت رقیب نگاه میکنیم، امافکرمیکنم شما زمان راهم پیمان و دوست خودمی دانید.
بنابراین، ماباعلاقه خاص ورودجامعه چینی به دنیای مدرن رادنبال میکنیم.. }
@AMIRHOOSHANG48
ازاینکه مطالب لینک مربوط به کتاب
"مدارسی که یادمیگیرند" اثر ماندگار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش راپی میگیرید ازشما سپاسگزارم. سوالی که مطرح می شود این است :
چه ضرورت ونیازی لزوم فراگیری درمورد" سازمان یادگیرنده "را دروجود ماتقویت می نماید؟
این کتاب ومطالب مندرج در آن چه مشکلی راازماحل میکند؟
به نظر من اینکه ازاوایل قرن بیست و یکم مجلات ومنابع معتبر هریک بنوعی پیترسنگه راجزو ۱۰ نفر (تاپ تن) تاثیرگذار درحوزه مدیریت معرفی میکنند ویا جزو ۲۴ نفری که بیشترین تاثیر را در.....
نه اینها نیست. باید ابتدا به شرایط خودمان بازگردیم وسپس به قابلیت های این تئوری دربهبود وتغییر شرایط ما.
"جامعه یادگیری سازمانی" یا SOL که در ۳۰ کشور فعالیت دارد وبیش از ۶۰۰۰۰ متخصص عضو شاخه آمریکا ی شمالی هستند تمام حرفش روی
"نظام مدیریت وتفکر سیستمی" است
وآن راچاره حل مشکلاتِ نه فقط کشورها بلکه جهان می داند.
اگر مقدمه کتاب رامطالعه کرده باشید متوجه موارد زیر شده اید :
ازسال ۱۹۸۰تا ۲۰۱۵ یعنی ۳۵ سال قبل تاحال تولید ناخالص چین ازرقم ۲۰۲ درسال ۱۹۸۰ به رقم ۱۰۶۴۱ میلیارد دلار درسال ۲۰۱۵ رسیده است به عبارتی
"اقتصاد چین درمدت ۳۵ سال ۵۰ برابرشده است"
درهمین مدت اقتصاد جهان ۷/۵ برابر شده، یعنی چین ۷ برابر متوسط اقتصاد جهان رشدداشته است
##درهمین مدت اقتصادایران ۴برابر شده است یعنی حدود ۰/۶ متوسط رشد اقتصاد جهان وکمتر از ۰/۱ متوسط رشد اقتصاد چین رشدداشته است.
این فاجعه راکسی نمی تواند توجیه نماید. مابه سیستمی بودن دانش وتوسعه توجهی نداشته ایم.
دراینجا توجه شما رابه دوموضوع جلب می نمایم :
۱_توضیح پیترسنگه درمورد نوشتن مقدمه برای ترجمه چینی کتاب پنجمین فرمان درسال ۱۹۹۴
۲_حضور پیترسنگه دو ماه در سال درچین برای عملیاتی نمودن
"مدارسی که یادمیگیرند"
۱_پیترسنگه درپایان کتاب پنجمین فرمان درمیدان عمل (جلدسوم ازاین مجموعه)
مینویسد :
{دراواسط سال ۱۹۹۴ زمانی که این کتاب به چاپ رسید ترجمه چینی از "پنجمین فرمان" به چاپ رسید. به نظر ماترجمه چینی این کتاب به خاطر اثری که اقتصاد چین باتمام دنیا گذاشته است، اهمیت زیادی دارد.چین هم مانند سایر اقتصاد های درحال ظهورآسیا، آفریقا وامریکای جنوبی با چالش ورود به قرن بیست و یکم وحفظ دانش انباشته درقرن های پیشین روبروست. آیا چین برای دستیابی به رشداقتصادی باید الگوهای غربی رابه کارببندد؟ یاباید شکل جدیدی از سرمایهداری راباتوجه به ظرافت های این فرآیند ویکپارچگی تفکر سنتی وصنعتی تدوین کند؟
پروفسور شووینگ یانگ همکارودوستم ازمن خواست پیشگفتاری برای نسخه چینی بنویسم. اوگفت برای نوشتن "فقط فکرکن" وتصورکن که هزاران چینی درمقابل شما نشسته اندومیخواهند به حرفهای صمیمی و ساده شما که ازذهنتان، قلبتان وروحتان برمی آیند گوش دهند.......... ما روزها وماهها فکر میکنیم اما شما دهه ها ونسل ها فکرمیکنید. مابه زمان بصورت رقیب نگاه میکنیم، امافکرمیکنم شما زمان راهم پیمان و دوست خودمی دانید.
بنابراین، ماباعلاقه خاص ورودجامعه چینی به دنیای مدرن رادنبال میکنیم.. }
@AMIRHOOSHANG48
🌹 وظیفه محوری تعلیم و تربیت
یادگیری، توصیفِ طبیعی جستجو ومطالبه توسعه است. جهت آن قابل تغییر دادن یاسدکردن است اماجلوگیری از وقوع آن ممکن نیست.
🌹وظیفه محوری و اصلی تعلیم و تربیت درزمانه ماتکامل بخشیدن به نهادها واقداماتی است که آن فرآیند طبیعیِ یادگیری رامورد حمایت قرارمی دهند ونه آنهایی که جایگزین اش میشوند.
صفحه ۸۳ کتاب مدارسی که یادمی گیرند
یادگیری، توصیفِ طبیعی جستجو ومطالبه توسعه است. جهت آن قابل تغییر دادن یاسدکردن است اماجلوگیری از وقوع آن ممکن نیست.
🌹وظیفه محوری و اصلی تعلیم و تربیت درزمانه ماتکامل بخشیدن به نهادها واقداماتی است که آن فرآیند طبیعیِ یادگیری رامورد حمایت قرارمی دهند ونه آنهایی که جایگزین اش میشوند.
صفحه ۸۳ کتاب مدارسی که یادمی گیرند
🌹📗بحران مدیریت
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌹📗بحران مدیریت
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
✅✅مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟ مساله اين است
✍ مهدی شامی زنجانی
✅در ابتدای این نوشته، به روح بلند آتشنشانانی که در حادثه پلاسکو پروانهوار سوختند، ادای احترام میکنم. رنجی که خانوادههای عزیز آنها در این ساعات تحمل میکنند، غیر قابل تصور است. دعا كنيم خداوند به قلب همه آنها آرامش و صبر عطا نماید.
✅طی دو روز گذشته، درباره ضعف مدیریت بحران در کشور مطالب زیادی نوشته شده، اما ایکاش مشکلمان فقط در مدیریت بحران بود و در زمانهای غیربحرانی، عملکرد مدیریتیِ قابل دفاعی داشتیم. بهجد اعتقاد دارم در کشورمان "بحران مدیریت" وجود دارد. بحران مدیریت، بسیار فراتر از ضعفِ در مدیریت بحران است. مدیریت بحرانِ ضعیف، بخش بسیار کوچکی از بحران مدیریت فعلی است. بحران مدیریت یعنی اینکه مدیرانمان نتوانستهاند مسائل کلیدی مردم را حل کرده و به زندگی آنها سروسامانی دهند. هر طرف که سر میگردانیم، کموبیش آثار بیکفایتی مدیری را مشاهده میکنیم. صنعتی بي رمق، سيستم تامين اجتماعي و درماني فشل، فساد مالیِ لجامگسیخته، جامعهای کمتر توسعهیافته، اخلاق و فرهنگی در حال احتضار، آموزش و پرورشی ویران و شهرهایی که در ترافیک و انواع آلودگی غوطهورند.
✅چگونه مدیریت در کشورمان به این روز افتاد؟ بهنظرم پنج عامل بیشتر از سایر موارد در ایجاد این وضعیت اثرگذار بوده است. اول آنکه بسیاری از متصديان امر، مدیریت را یک علم نمیدانند! تعداد قابل توجهی از مدیران کشور، آموزشهای کافی در زمینه مدیریت ندیدهاند و بهصورت تجربی و سعی و خطا در حال فراگیری مدیریت هستند و با جدیدترین نظریهها، تکنیکها و ابزارهای مدیریتی، فرسنگها فاصله دارند. دوم آنکه تخصصگرایی و شایستهسالاری، جای خود را به باندبازی و جناحگرایی داده است. اینچنین شد که کارهای مهم مدیریتی، بعضا" بهدست افراد متوسط و زیر متوسطی افتاده که قدرت لابی بیشتری دارند و به مراکز قدرت، نزدیکتر هستند. بخش قابل توجهي از نخبگان و استعدادهاي موجود در جامعه، در مديريت بخش هاي مختلف كشور به بازي گرفته نشده اند. سوم آنکه فرهنگ كار کارشناسی، به فرهنگ تملق و بلهقربانگویی تبدیل شده است. کار برخی کارشناسان، دیگر کارشناسی و اعلام نظر نيست، بلکه بايد نظر مدیر خود را دریافت و آن را در گزارش خود به عنوان نتیجه فرایند کارشناسی اعلام كنند. چهارم آنکه شفافیت و پاسخگویی نهادینه نگردیده و فشاری جدي از سوی افکار عمومی بر بدنه مدیریتی برای عملکرد بهتر احساس نمي شود. در نهایت، افزایش روحیه منفعتطلبی و مالاندوزی افراطی، هر چه بیشتر منافع ملت را قربانی منافع افراد و گروههای خاص نموده است.
✅در پایان تاکید میکنم که بحران مدیریتی در کشور اگر جدی گرفته نشده و برای آن چارهاندیشی نگردد، آینده خوبی در انتظار اين كشور نخواهد بود.
منبع : كانال تفكر مديريت
@Dr_ShamiZanjani
#نقد_و_تبيين
@naghd_tabeen🌻
Mohammad Ali Esmaeilzadeh:
If a child can't learn in the way we teach, we must teach in a way the child can learn.
اگر کودک با روشی که آموزش میدهیم نمیآموزد، باید به شیوهایی آموزش دهیم تا بیاموزد.
📖 #Lavaas
If a child can't learn in the way we teach, we must teach in a way the child can learn.
اگر کودک با روشی که آموزش میدهیم نمیآموزد، باید به شیوهایی آموزش دهیم تا بیاموزد.
📖 #Lavaas
🌹ارزیابی به مثابه یادگیری
هدف ارزیابی، قضاوت از طریق توصیف و تشریح است- واژه ارزیابی به معنی تعیین کردن ارزش و اهمیت نتایج و ماحصل کار است. ما نیازمند قضاوت کمتر نیستیم ما نیازمند قضاوت های آگاهانه تر هستیم ما نیازمند آن هستیم که آن قضاوت ها را به روش بهنگام تر، به شیوه ای که به تغییر و تحول اثربخش تری بیانجامد بیان نماییم بدون آنکه افراد را از بابت قابلیت های شخصی شان از رغبت بیاندازیم.
خلاصه اینکه ما نیازمند ارزیابی و بررسی هایی هستیم که برای یادگیری طراحی می شوند نه ارزیابی هایی برای سرزنش کردن و مقصرشماری، رتبه بندی و گواهی نامه دادن.
ص 285 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
هدف ارزیابی، قضاوت از طریق توصیف و تشریح است- واژه ارزیابی به معنی تعیین کردن ارزش و اهمیت نتایج و ماحصل کار است. ما نیازمند قضاوت کمتر نیستیم ما نیازمند قضاوت های آگاهانه تر هستیم ما نیازمند آن هستیم که آن قضاوت ها را به روش بهنگام تر، به شیوه ای که به تغییر و تحول اثربخش تری بیانجامد بیان نماییم بدون آنکه افراد را از بابت قابلیت های شخصی شان از رغبت بیاندازیم.
خلاصه اینکه ما نیازمند ارزیابی و بررسی هایی هستیم که برای یادگیری طراحی می شوند نه ارزیابی هایی برای سرزنش کردن و مقصرشماری، رتبه بندی و گواهی نامه دادن.
ص 285 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
🌹 یادداشت های روزانه یادگیری
کارکردن درتیم ها ذاتاً مشکل است، هرکسی باید نیازهای فردی ونیازهای جامعه بزرگتررا متعادل نماید. نشریه یایادداشت های یادگیری امکان تعمق روی این سؤالات حیاتی راایجاد می نماید :
🌲ماچگونه باهم یاد می گیریم؟
🌲ماچگونه برای یادگیری مان مانع ایجاد می کنیم یا آن را تقویت می کنیم؟
🌲مامی بایست درپیِ توسعه چه مهارت ها، رفتارها وارتباطات جدیدی باشیم تاهوشی راکه درتیم مان داریم مهارنماییم؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۵۴۱
@LOPOWER
کارکردن درتیم ها ذاتاً مشکل است، هرکسی باید نیازهای فردی ونیازهای جامعه بزرگتررا متعادل نماید. نشریه یایادداشت های یادگیری امکان تعمق روی این سؤالات حیاتی راایجاد می نماید :
🌲ماچگونه باهم یاد می گیریم؟
🌲ماچگونه برای یادگیری مان مانع ایجاد می کنیم یا آن را تقویت می کنیم؟
🌲مامی بایست درپیِ توسعه چه مهارت ها، رفتارها وارتباطات جدیدی باشیم تاهوشی راکه درتیم مان داریم مهارنماییم؟
کتاب مدارسی که یادمی گیرند
صفحه ۵۴۱
@LOPOWER
🌺فرآیند خلاق
فرآیند خلاق، نتیجه بخش ترین فرآیند برای پیشرفت، درتاریخ تمدن بوده است. این فرآیند همه هنرها، بیشتر علوم وفناوری ها، فرهنگ مردمی، ادبیات وشعررا خلق نموده است وبه ابداع نوآوری درسازمان ها وکسب وکار سوخت رسانده است.
کلید فرآیند خلاق، تنش ساختاری است.
هروقتی ما یک تنش ساختاری ایجاد می کنیم این تنش برای رفع مشکل (تنش) تلاش و مبارزه می نماید.
تنش ساختاری، ازطریق تضاد بین حالت اشتیاق مان (اهداف، رغبت ها وآرمان هایمان)
وواقعیت جاری مان درارتباط باآن اهداف ایجاد می شود. 255
@LOPOWER
فرآیند خلاق، نتیجه بخش ترین فرآیند برای پیشرفت، درتاریخ تمدن بوده است. این فرآیند همه هنرها، بیشتر علوم وفناوری ها، فرهنگ مردمی، ادبیات وشعررا خلق نموده است وبه ابداع نوآوری درسازمان ها وکسب وکار سوخت رسانده است.
کلید فرآیند خلاق، تنش ساختاری است.
هروقتی ما یک تنش ساختاری ایجاد می کنیم این تنش برای رفع مشکل (تنش) تلاش و مبارزه می نماید.
تنش ساختاری، ازطریق تضاد بین حالت اشتیاق مان (اهداف، رغبت ها وآرمان هایمان)
وواقعیت جاری مان درارتباط باآن اهداف ایجاد می شود. 255
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER