📝خلق مدارسی که یاد میگیرند
🌷فرزندان ما در مدرسه مشغول تحصیل (یادگیری) هستند. همه کم و بیش با تکالیف "غالبا بدون هدف و تاثیر مثبت بر یادگیری" فرزندانمان مواجه هستیم.
🌷فرزندان با اکراه تکلیف خود را انجام می دهند و ما به عنوان اولیاء بارها مستاصل از حجم، نوع و تکراری بودن تکلیف آنها شده ایم.
🌷معلمین نیز خود راسا و یا غالبا بر اثر فشار اولیاء جهت اثبات فعال بودن کلاس درس، فرزندان ما را درگیر تکالیف درسی بلااثر در یادگیری و بی هدف می نمایند.
🌷مدیران مدارس نیز چشم تیز کرده اند تا صرفا رفتار و کردار فرزندانمان در محیط مدرسه را بابت معیاری برای تعیین نمره انضباط زیر ذره بین داشته باشند.
اگر روزی خورشید از غرب طلوع کند و چهار ضلع مدیران مدارس، معلمین، اولیاء دانش آموزان و دانش آموزان دور یک میز بنشینند و در مورد آنچه در مدرسه و خانه برای آموزش فرزندانمان اتفاق می افتد صادقانه و بدور از هر گونه واهمه و حب و بغض بحث و تبادل نمایند، بدون تردید هیچ کدام از وقایع در حال رخ دادن رضایت نخواهند داشت.
این عدم رضایت می تواند موتور محرک ایجاد تغییر بنیادین در فرآیند آموزش در مدارس گردد. و اینچنین است که هدف "خلق مدارسی که یاد میگیرند" به عنوان هدف مشترک چهار عامل اصلی مدیران، معلمین، اولیاء و دانش آموزان به جای " مدارس نشخوار کننده آنچه معلم می گوید و به عنوان تکلیف تعیین میکند" تعیین خواهد شد. رهبر این تغییر مدیران مدرسه بوده که باید خود و دیگر عوامل نسبت به انجام این مهم متعهد و ثابت قدم باشند.
این فرآیند تغییر در ابتدا باید بطئی و مرحله ای باشد که البته سهل و آسان نیست اما برانگیزاننده و مسرت بخش خواهد بود.
در انجام اقدامات برای این تغییر از تجربه و آزمایش تا حصول موفقیت چند اصل اساسی زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
🌹تغییر تنها در صورتی پایدار است که متضمن یادگیری باشد.
🌹تغییر از کوچک آغاز می گردد و بطور موثر رشد می نماید.
🌹گروه های آزمایشی وسیله پرورش تغییر هستند.
🌹گام های اولیه ی تغییر معنا دار و اساسی، پیش کشیدن این دو سوال در باره استراتژی و هدف غالب سازمان(مدرسه)است: "داریم کجا می رویم؟" و "ما برای چه اینجا هستیم؟"
🌹تغییر موفقیت آمیز از طریق لایه های چند گانه رهبری اتفاق می افتد.
🌹چالش ها اجزاء طبیعی تغییر سازمان هستند.
تحقق آنچه عنوان شد بسیار سخت و حتی غیر ممکن به نظر می رسد اما واقعیت این است که هیچ غیر ممکنی وجود ندارد اگر جسارت و همت و ثبات قدم، تعهد مشترک و رسیدن به هدف آرمان مشترک همه طرفها شود.
برداشتی از فصل هشتم کتاب " مدارسی که یاد میگیرند" ص 410تا 412
@LOPOWER
🌷فرزندان ما در مدرسه مشغول تحصیل (یادگیری) هستند. همه کم و بیش با تکالیف "غالبا بدون هدف و تاثیر مثبت بر یادگیری" فرزندانمان مواجه هستیم.
🌷فرزندان با اکراه تکلیف خود را انجام می دهند و ما به عنوان اولیاء بارها مستاصل از حجم، نوع و تکراری بودن تکلیف آنها شده ایم.
🌷معلمین نیز خود راسا و یا غالبا بر اثر فشار اولیاء جهت اثبات فعال بودن کلاس درس، فرزندان ما را درگیر تکالیف درسی بلااثر در یادگیری و بی هدف می نمایند.
🌷مدیران مدارس نیز چشم تیز کرده اند تا صرفا رفتار و کردار فرزندانمان در محیط مدرسه را بابت معیاری برای تعیین نمره انضباط زیر ذره بین داشته باشند.
اگر روزی خورشید از غرب طلوع کند و چهار ضلع مدیران مدارس، معلمین، اولیاء دانش آموزان و دانش آموزان دور یک میز بنشینند و در مورد آنچه در مدرسه و خانه برای آموزش فرزندانمان اتفاق می افتد صادقانه و بدور از هر گونه واهمه و حب و بغض بحث و تبادل نمایند، بدون تردید هیچ کدام از وقایع در حال رخ دادن رضایت نخواهند داشت.
این عدم رضایت می تواند موتور محرک ایجاد تغییر بنیادین در فرآیند آموزش در مدارس گردد. و اینچنین است که هدف "خلق مدارسی که یاد میگیرند" به عنوان هدف مشترک چهار عامل اصلی مدیران، معلمین، اولیاء و دانش آموزان به جای " مدارس نشخوار کننده آنچه معلم می گوید و به عنوان تکلیف تعیین میکند" تعیین خواهد شد. رهبر این تغییر مدیران مدرسه بوده که باید خود و دیگر عوامل نسبت به انجام این مهم متعهد و ثابت قدم باشند.
این فرآیند تغییر در ابتدا باید بطئی و مرحله ای باشد که البته سهل و آسان نیست اما برانگیزاننده و مسرت بخش خواهد بود.
در انجام اقدامات برای این تغییر از تجربه و آزمایش تا حصول موفقیت چند اصل اساسی زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
🌹تغییر تنها در صورتی پایدار است که متضمن یادگیری باشد.
🌹تغییر از کوچک آغاز می گردد و بطور موثر رشد می نماید.
🌹گروه های آزمایشی وسیله پرورش تغییر هستند.
🌹گام های اولیه ی تغییر معنا دار و اساسی، پیش کشیدن این دو سوال در باره استراتژی و هدف غالب سازمان(مدرسه)است: "داریم کجا می رویم؟" و "ما برای چه اینجا هستیم؟"
🌹تغییر موفقیت آمیز از طریق لایه های چند گانه رهبری اتفاق می افتد.
🌹چالش ها اجزاء طبیعی تغییر سازمان هستند.
تحقق آنچه عنوان شد بسیار سخت و حتی غیر ممکن به نظر می رسد اما واقعیت این است که هیچ غیر ممکنی وجود ندارد اگر جسارت و همت و ثبات قدم، تعهد مشترک و رسیدن به هدف آرمان مشترک همه طرفها شود.
برداشتی از فصل هشتم کتاب " مدارسی که یاد میگیرند" ص 410تا 412
@LOPOWER
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
📝📝تعلیم دادن به مثابه تلاش اخلاقی
🌹سکانس اول
هر شغلی نیازمند قدری پرسشگری مدبرانه است. اما این بویژه برای تدریس مهم است چرا که تدریس یک فهم و دریافت اخلاقی و معنوی است. تدریس صرفا مجموعه ای از مهارت های فنی برای منتقل کردن دانش به دانش آموزان منتظر نیست. تدریس، درگیر شدن در مراقبت از بچه ها و مسیولیت پذیری در قبال توسعه و پیشرفتشان در یک جامعه دمکراتیک پیچیده است. به عبارت دیگر، معلمان نیازمند تفکر نه فقط درباره "معانی" درسی که تدریس می کنند بلکه "سرانجام" آن چیزی که آنها به آن منظور تدریس می کنند هستند. انجام این کار یک تعهد سنگین را متوجه کسانی می نماید که تدریس می کنند.
🌹سکانس دوم
سوالاتی برای تعمق
سوالات صریح در باره جنبه های اخلاقی تعلیم و تربیت
1-چطور از آموزش ام، کلاسم و مدرسه ام انتقاد کنم؟
2-آیا من برای شرایط یادگیری مدرسه ام کاری می کنم؟
3-آیا من حاصل و سرانجام آموزش مدرسه را مورد پرسشگری و تفحص قرار می دهم یا فقط شیوه آموزشی اش را؟
4-آیا من پیوسته در تفحص و پرسش گری درگیر هستم؟
🌹سکانس سوم
پرسشگری، تعمق فکورانه، مدبرانه، و آگاهانه درباره اعمال فردی است.
...
کنت سیروتنیک یک فعال در حوزه رهبری آموزش تحصیلی، چند سوال مطرح نموده که آموزشگران(معلمین) می توانند برای عمق و محتوی سوالات خودشان از آن ها استفاده نمایند. این سوالات یک نقطه آغاز را برای تعمق خود یا گفتگو با دیگر همکاران ارائه می نماید.
🌷فرهنگ سازمانی، شما را به عنوان پرسش گران در آنچه انجام می دهید و آنچه که ممکن است بهتر انجام دهید چقدر مورد حمایت قرار می دهد؟
🌷شما تا چه حد بصورت ماهرانه در گفتگو و اقدام برای بهبود شرایط، فعالیت ها و پیامدهای تعلیم و تربیت درگیر می شوید؟
🌷آیا شما آن گونه که در مورد خودتان و یکدیگر نگران هستید درباره دانش آموزان هم نگران هستید (یا آیا باید نگران باشید)؟
🌷شما بصورت موثق به چه میزان اجازه داشتید در موضوعات پرورشی با اهمیت بنیادی همانند این مسئله که "چه مدارسی از نظر یادگیری و تدریس می توانند با این چشم انداز با هم متحد شوند و چگونه می توانند در یک صف قرار گیرند" مشارکت داشته باشید؟
اندر باب " پرسشگری به مثابه تعهد در تدریس" بر گرفته از کتاب مدارسی که یاد می گیرند فصل هشتم
@LOPOWER
🌹سکانس اول
هر شغلی نیازمند قدری پرسشگری مدبرانه است. اما این بویژه برای تدریس مهم است چرا که تدریس یک فهم و دریافت اخلاقی و معنوی است. تدریس صرفا مجموعه ای از مهارت های فنی برای منتقل کردن دانش به دانش آموزان منتظر نیست. تدریس، درگیر شدن در مراقبت از بچه ها و مسیولیت پذیری در قبال توسعه و پیشرفتشان در یک جامعه دمکراتیک پیچیده است. به عبارت دیگر، معلمان نیازمند تفکر نه فقط درباره "معانی" درسی که تدریس می کنند بلکه "سرانجام" آن چیزی که آنها به آن منظور تدریس می کنند هستند. انجام این کار یک تعهد سنگین را متوجه کسانی می نماید که تدریس می کنند.
🌹سکانس دوم
سوالاتی برای تعمق
سوالات صریح در باره جنبه های اخلاقی تعلیم و تربیت
1-چطور از آموزش ام، کلاسم و مدرسه ام انتقاد کنم؟
2-آیا من برای شرایط یادگیری مدرسه ام کاری می کنم؟
3-آیا من حاصل و سرانجام آموزش مدرسه را مورد پرسشگری و تفحص قرار می دهم یا فقط شیوه آموزشی اش را؟
4-آیا من پیوسته در تفحص و پرسش گری درگیر هستم؟
🌹سکانس سوم
پرسشگری، تعمق فکورانه، مدبرانه، و آگاهانه درباره اعمال فردی است.
...
کنت سیروتنیک یک فعال در حوزه رهبری آموزش تحصیلی، چند سوال مطرح نموده که آموزشگران(معلمین) می توانند برای عمق و محتوی سوالات خودشان از آن ها استفاده نمایند. این سوالات یک نقطه آغاز را برای تعمق خود یا گفتگو با دیگر همکاران ارائه می نماید.
🌷فرهنگ سازمانی، شما را به عنوان پرسش گران در آنچه انجام می دهید و آنچه که ممکن است بهتر انجام دهید چقدر مورد حمایت قرار می دهد؟
🌷شما تا چه حد بصورت ماهرانه در گفتگو و اقدام برای بهبود شرایط، فعالیت ها و پیامدهای تعلیم و تربیت درگیر می شوید؟
🌷آیا شما آن گونه که در مورد خودتان و یکدیگر نگران هستید درباره دانش آموزان هم نگران هستید (یا آیا باید نگران باشید)؟
🌷شما بصورت موثق به چه میزان اجازه داشتید در موضوعات پرورشی با اهمیت بنیادی همانند این مسئله که "چه مدارسی از نظر یادگیری و تدریس می توانند با این چشم انداز با هم متحد شوند و چگونه می توانند در یک صف قرار گیرند" مشارکت داشته باشید؟
اندر باب " پرسشگری به مثابه تعهد در تدریس" بر گرفته از کتاب مدارسی که یاد می گیرند فصل هشتم
@LOPOWER
Forwarded from سخنرانیها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فایل #ویدیو
به مناسبت ۷ آبان روز (غیر رسمی) #کوروش
دکتر #دینانی : حدیث جعل میکنیم و میگیم قبل از اسلام هیچ خبری نبوده، نخیر خیلی خبر بوده. ما کوروش داشتیم
🆔 @sokhanranihaa
🆑 کانال سخنرانی ها
به مناسبت ۷ آبان روز (غیر رسمی) #کوروش
دکتر #دینانی : حدیث جعل میکنیم و میگیم قبل از اسلام هیچ خبری نبوده، نخیر خیلی خبر بوده. ما کوروش داشتیم
🆔 @sokhanranihaa
🆑 کانال سخنرانی ها
Forwarded from مدرسه استراتژی
هر وقت از نقش رهبری در سازمان صحبت می کنیم، از مثال کشتی و ناخدا استفاده می کنیم.
ما از نقش مهم سازنده ی کشتی غافل می شویم.
نقش ساختار را فراموش می کنیم و تنها درگیر افراد می شویم.
*پیتر سنگه
ما از نقش مهم سازنده ی کشتی غافل می شویم.
نقش ساختار را فراموش می کنیم و تنها درگیر افراد می شویم.
*پیتر سنگه
📚یافتن یک هم قطار
یک نوآور، نیازمند کسی است که برای تشویق شدن، دلگرمی گرفتن وژرفانمایی بااوصحبت نماید _وکسی که به عنوان یک نوآور بااورشدکند. جریان منافعِ دوستی هردوطرف درگیر مانند جریان الکتریسیته مدارش راکامل می نماید.
کنار هم قرار دادن آموزشگران برای یادگیری، به خودی خود یک مفهوم جدید نیست. بسیاری از مدارس تلاش های یادگیری مبتنی برتشریک مساعی رابادرگیرنمودن دویاچندمعلم یامدیر مدرسه مورد آزمایش قرار دادهاند.
این دربرگیرنده تیم تدریس، مشاور، "دوستان نقّاد" واخیرا جوامع یادگیرنده سَبْک محور یا جوامع ممارستی است.
این مشارکت ودوستی ها چه کارمشترکی انجام می دهند؟
هم قطاران برای دادن احساس بهتر به همدیگر آنجا نیستند بلکه برای اثربخش تر نمودن همدیگر ازطریق ابداع کردن مشترک ومورد آزمایش قرار دادن ابداعاتشان آنجا هستند.
@LOPOWER
یک نوآور، نیازمند کسی است که برای تشویق شدن، دلگرمی گرفتن وژرفانمایی بااوصحبت نماید _وکسی که به عنوان یک نوآور بااورشدکند. جریان منافعِ دوستی هردوطرف درگیر مانند جریان الکتریسیته مدارش راکامل می نماید.
کنار هم قرار دادن آموزشگران برای یادگیری، به خودی خود یک مفهوم جدید نیست. بسیاری از مدارس تلاش های یادگیری مبتنی برتشریک مساعی رابادرگیرنمودن دویاچندمعلم یامدیر مدرسه مورد آزمایش قرار دادهاند.
این دربرگیرنده تیم تدریس، مشاور، "دوستان نقّاد" واخیرا جوامع یادگیرنده سَبْک محور یا جوامع ممارستی است.
این مشارکت ودوستی ها چه کارمشترکی انجام می دهند؟
هم قطاران برای دادن احساس بهتر به همدیگر آنجا نیستند بلکه برای اثربخش تر نمودن همدیگر ازطریق ابداع کردن مشترک ومورد آزمایش قرار دادن ابداعاتشان آنجا هستند.
@LOPOWER
دوستان گرانمایه گرمترین سلام وارادت بنده را پذیراباشید. تردید ندارم ازمهمترین دغدغه های مشترک همه ما "تربیتِ توسعه محور" فرزندان مان است.
وسوال اساسی وچالش بزرگ فراروی همه ما:
علت توسعه نیافتگی کشور علیرغم نیت های نیک چیست ؟
رویکردی که امروز دردنیای توسعه یافته دنبال می شود،
"تربیتِ نسلی توانمند، آیندهنگر،، چالش طلب، آگاه، عقل محور ، مشارکت جوو مشتاقِ ساختن فرداست." لازمه تحقق این ایده، تغییر نگرش ومهیّا نمودن فرزندان مان است.
کتابِ حاضر، بااین رویکرد بوسیله پروفسور پیترسنگه استاد ممتاز MIT وبیش از صد نفرهمکاران متخصص وی خلق شده است.
بسیاری ازما ازتاثیراتِ ویرانگرِ پیش فرض ها ونگرش های مدفون دراعماق ذهنمان بر عملکرد مان آگاه نیستیم، تغییر مدل های ذهنی مستلزم
ِ" شناختِ عمیق وتغییرِصریحِ رفتار"مان است.
کتابِ" مدارسی که یادمیگیرند "تمرکزش برپرورشِ انسانی است که می خواهد ومی تواند سرنوشت خود را رقم زده وتغییر دهد.
پیترسنگه وهمکارانش درسالِ هشتم پس از پنجمین فرمان (خلق سازمان یادگیرنده) ورقصِ تغییر (چالش های ایجاد تغییرات پایدار درسازمان ها) دست به کاربزرگی زدند، آنها تصمیم گرفتند به زیربنا بازگردند (تربیتِ نسلِ یادگیرنده).
پرورشِ نسلی چالش جو و برازنده قرن بیست و یکم که بتواند آرمانهایش رامحقق نماید.
من باوردارم برای محقق نمودن برنامه های توسعه پایدار کشور ونیز نقش آفرینی فرزندان مان، مدیران، والدین، معلمان و تصمیم گیران باید این کتاب رابخوانند وفرابگیرند.
کتاب ممتاز سال آمریکا به انتخاب شورای ملی توسعه کارکنان آمریکا میتواندسرآغاز تولددوباره ای باشد ومارا درمسیرِ حقیقی توسعه قراردهد.
هفته کتاب (۲۰تا۲۵ آبان) فرصت مجدد احیای دوستی باکتاب است. کتاب
" مدارسی که یادمی گیرند " گزینه خوبی برای هدیه دادن است
ارادتمند هوشنگ عزتی امینی
@LOPOWER
وسوال اساسی وچالش بزرگ فراروی همه ما:
علت توسعه نیافتگی کشور علیرغم نیت های نیک چیست ؟
رویکردی که امروز دردنیای توسعه یافته دنبال می شود،
"تربیتِ نسلی توانمند، آیندهنگر،، چالش طلب، آگاه، عقل محور ، مشارکت جوو مشتاقِ ساختن فرداست." لازمه تحقق این ایده، تغییر نگرش ومهیّا نمودن فرزندان مان است.
کتابِ حاضر، بااین رویکرد بوسیله پروفسور پیترسنگه استاد ممتاز MIT وبیش از صد نفرهمکاران متخصص وی خلق شده است.
بسیاری ازما ازتاثیراتِ ویرانگرِ پیش فرض ها ونگرش های مدفون دراعماق ذهنمان بر عملکرد مان آگاه نیستیم، تغییر مدل های ذهنی مستلزم
ِ" شناختِ عمیق وتغییرِصریحِ رفتار"مان است.
کتابِ" مدارسی که یادمیگیرند "تمرکزش برپرورشِ انسانی است که می خواهد ومی تواند سرنوشت خود را رقم زده وتغییر دهد.
پیترسنگه وهمکارانش درسالِ هشتم پس از پنجمین فرمان (خلق سازمان یادگیرنده) ورقصِ تغییر (چالش های ایجاد تغییرات پایدار درسازمان ها) دست به کاربزرگی زدند، آنها تصمیم گرفتند به زیربنا بازگردند (تربیتِ نسلِ یادگیرنده).
پرورشِ نسلی چالش جو و برازنده قرن بیست و یکم که بتواند آرمانهایش رامحقق نماید.
من باوردارم برای محقق نمودن برنامه های توسعه پایدار کشور ونیز نقش آفرینی فرزندان مان، مدیران، والدین، معلمان و تصمیم گیران باید این کتاب رابخوانند وفرابگیرند.
کتاب ممتاز سال آمریکا به انتخاب شورای ملی توسعه کارکنان آمریکا میتواندسرآغاز تولددوباره ای باشد ومارا درمسیرِ حقیقی توسعه قراردهد.
هفته کتاب (۲۰تا۲۵ آبان) فرصت مجدد احیای دوستی باکتاب است. کتاب
" مدارسی که یادمی گیرند " گزینه خوبی برای هدیه دادن است
ارادتمند هوشنگ عزتی امینی
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌷🌷 فراز زیبا وناب ازکتاب 🌷🌷
"..به عنوان یک معلم، من قدرت عظیمی برای ساختن زندگی رقت بار یا سرور انگیز یک بچه دارم. من می توانم وسیله ای برای زجر دادن ویایک سازِ الهام بخش باشم. من می توانم تحقیر کنم یادل بدست آورم. صدمه بزنم یاشفا ببخشم. درهمه موقعیت ها این به عکس العمل من بستگی دارد که تصمیم بگیرم، آیا به یک بحران دامن بزنم یا آن را فرونشانم وبه یک بچه صفات انسانی ببخشم ویااورااز صفات انسانی محروم نمایم "۲۱۸
@LOPOWER
"..به عنوان یک معلم، من قدرت عظیمی برای ساختن زندگی رقت بار یا سرور انگیز یک بچه دارم. من می توانم وسیله ای برای زجر دادن ویایک سازِ الهام بخش باشم. من می توانم تحقیر کنم یادل بدست آورم. صدمه بزنم یاشفا ببخشم. درهمه موقعیت ها این به عکس العمل من بستگی دارد که تصمیم بگیرم، آیا به یک بحران دامن بزنم یا آن را فرونشانم وبه یک بچه صفات انسانی ببخشم ویااورااز صفات انسانی محروم نمایم "۲۱۸
@LOPOWER
Forwarded from گیز میز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فيلمي بي نظير از سيستم آموزشي ژاپن😳
قبل ديدن كليپ بريد تنظيمات مغزتون، گزينه مقايسه رو غير فعال كنيد كه تلفات نداشته باشيم به اميد خدا😐
🆔 @ixmix 💯
قبل ديدن كليپ بريد تنظيمات مغزتون، گزينه مقايسه رو غير فعال كنيد كه تلفات نداشته باشيم به اميد خدا😐
🆔 @ixmix 💯
Forwarded from سبک زندگی
Forwarded from میلیاردرهای آینده ایران
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌹تئوری هوش های متعدد با پنج فرمان
یادگیری تاثیر عمیق بسیار زیادی ایجاد می نماید. زمانی که شما حوزه های قوت خود و حوزه هایی که نیازمند تقویت آن هستید را شناسایی می نمایید، یک چشم انداز و دید روشن تر از خودتان و آرمان هایتان کسب می کنید. این تئوری نشان میدهد که مدل های ذهنی در باره قابلیت های دیگران چقدر اعتبار جزئی و ناتمامی(ناقصی) دارد. زمانی که تشخیص می دهید افرادی پیرامون شما با مهارت ها و نقاط قوتی که شما فاقد آن هستید وجود دارند، فهم به هم متکی بودن فعال یادگیری تیمی را آغاز می نمایید. و با دیدن و فهم تاثیر هوش های چندگانه بر سیستم فرهنگ یک شهر-جایی که افراد با نقاط قوت متفاوت این امکان را برای هم فراهم می نمایند که موفق شوند- شما می توانید از شدت نگرانی در باره اینکه کسی باهوش ترین است بکاهید.
ص185 کتاب مدارسی که یاد میگیرند.
یادگیری تاثیر عمیق بسیار زیادی ایجاد می نماید. زمانی که شما حوزه های قوت خود و حوزه هایی که نیازمند تقویت آن هستید را شناسایی می نمایید، یک چشم انداز و دید روشن تر از خودتان و آرمان هایتان کسب می کنید. این تئوری نشان میدهد که مدل های ذهنی در باره قابلیت های دیگران چقدر اعتبار جزئی و ناتمامی(ناقصی) دارد. زمانی که تشخیص می دهید افرادی پیرامون شما با مهارت ها و نقاط قوتی که شما فاقد آن هستید وجود دارند، فهم به هم متکی بودن فعال یادگیری تیمی را آغاز می نمایید. و با دیدن و فهم تاثیر هوش های چندگانه بر سیستم فرهنگ یک شهر-جایی که افراد با نقاط قوت متفاوت این امکان را برای هم فراهم می نمایند که موفق شوند- شما می توانید از شدت نگرانی در باره اینکه کسی باهوش ترین است بکاهید.
ص185 کتاب مدارسی که یاد میگیرند.
"حیرت، کنجکاوی و باز کنجکاوی" صفحه 307
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
برخی از بچه ها و بزرگسالان از مشکلات پرهیز می کنند. آنها می گویند"من هرگز در حل معماها ماهر نبوده ام."
آنها فکر کردن را کار سختی تلقی می کنند و از موقعیت هایی که آن را بسیار سخت تشخیص می دهند عقب می نشینند.
دانش آموزانی که هوشمندانه رفتار می نمایند نه تنها در توانایی استفاده از مهارت های فکر کردنشان بلکه درلذت بردن از حل مساله رشد می نمایند. آنها به دنبال مشکلات هستند تا آنها را حل کنند. آنها مشکلات را درست می کنند و و حتی مشکلات(معما ها) را از سایرین درخواست می کنند و با ارتقای استقلال شان بدون کمک یا مداخله یک بزرگسال، آن ها را حل می کنند. اظهاراتی از این دست:
"پاسخ را به من نگو! من خودم می توانم آن را بفهمم" دلالت بر رشد استقلال و آزادی عمل دارد. این دانش آموزان، یادگیرندگان مادام العمر هستند.
اینجا رفتار سرنوشت ساز، مورد بررسی قرار دادن جهان با حس حیرت و گشودگی است(یادگیری در جهان اتفاق می افتد نه فقط درکلاس!).
آیا ما متوجه می شویم که بچه روی تغییر شکل و حالات ابرها☁️🌩🌧🌨 تعمق می کنند؟
متوجه کشف برانگیختگی کنجکاوی شان در هندسه شبکه عنکبوتی 🕸 یا شعف و شادمانی شان در هفت رنگی بال های مرغ زرین پر 🐓یا رنگین کمان🌈 می شویم؟ متوجه سر درآوردن شان از سهولت منطقی یک دستور ریاضی ➗✖️➖➕یا تعمق روی تشخیص نظم و چالاکی یک تغییر شیمیایی🔋💊🌡🔬 می شویم؟
بچه هایی که این گونه رفتار هوشمندانه را به نمایش می گذارند وقتی به سمت سطوح تحصیلی بالاتر پیش می روند ، لذت بیشتری از "فکر کردن" کسب می کنند .
همانطور که با مشکلات پیچیده تر مواجه می شوند و هوش و حواسشان بیشتر، ضرباهنگ و ریتم، الگوها، اشکال، رنگ ها و همسازی های جهان را ثبت و ضبط میکند، حس کنجکاوی شان قوی تر و قوی تر می شود.آنها حس احترام بیشتری برای نقش ها و ارزش های دیگر نوع بشر از خود نشان می دهند و رفتار دلسوزانه تر و رقیق تری نسبت به سایر اشکال زندگی از خود به نمایش می گذارند. یگانگی و شکنندگی و لطافت هرچیز و هرکسی که با آن مواجه می شوند را درک می کنند .
حیرت، حس صلابت، شور و هیجان؛ اینها شروط لازم برای سطوح عالی تر تفکر هستند.
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
برگرفته از کتاب :
"مدارسی که یاد می گیرند"
نوشته: پیتر سنگه
ترجمه: هوشنگ عزتی امینی
@LOPOWER
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
برخی از بچه ها و بزرگسالان از مشکلات پرهیز می کنند. آنها می گویند"من هرگز در حل معماها ماهر نبوده ام."
آنها فکر کردن را کار سختی تلقی می کنند و از موقعیت هایی که آن را بسیار سخت تشخیص می دهند عقب می نشینند.
دانش آموزانی که هوشمندانه رفتار می نمایند نه تنها در توانایی استفاده از مهارت های فکر کردنشان بلکه درلذت بردن از حل مساله رشد می نمایند. آنها به دنبال مشکلات هستند تا آنها را حل کنند. آنها مشکلات را درست می کنند و و حتی مشکلات(معما ها) را از سایرین درخواست می کنند و با ارتقای استقلال شان بدون کمک یا مداخله یک بزرگسال، آن ها را حل می کنند. اظهاراتی از این دست:
"پاسخ را به من نگو! من خودم می توانم آن را بفهمم" دلالت بر رشد استقلال و آزادی عمل دارد. این دانش آموزان، یادگیرندگان مادام العمر هستند.
اینجا رفتار سرنوشت ساز، مورد بررسی قرار دادن جهان با حس حیرت و گشودگی است(یادگیری در جهان اتفاق می افتد نه فقط درکلاس!).
آیا ما متوجه می شویم که بچه روی تغییر شکل و حالات ابرها☁️🌩🌧🌨 تعمق می کنند؟
متوجه کشف برانگیختگی کنجکاوی شان در هندسه شبکه عنکبوتی 🕸 یا شعف و شادمانی شان در هفت رنگی بال های مرغ زرین پر 🐓یا رنگین کمان🌈 می شویم؟ متوجه سر درآوردن شان از سهولت منطقی یک دستور ریاضی ➗✖️➖➕یا تعمق روی تشخیص نظم و چالاکی یک تغییر شیمیایی🔋💊🌡🔬 می شویم؟
بچه هایی که این گونه رفتار هوشمندانه را به نمایش می گذارند وقتی به سمت سطوح تحصیلی بالاتر پیش می روند ، لذت بیشتری از "فکر کردن" کسب می کنند .
همانطور که با مشکلات پیچیده تر مواجه می شوند و هوش و حواسشان بیشتر، ضرباهنگ و ریتم، الگوها، اشکال، رنگ ها و همسازی های جهان را ثبت و ضبط میکند، حس کنجکاوی شان قوی تر و قوی تر می شود.آنها حس احترام بیشتری برای نقش ها و ارزش های دیگر نوع بشر از خود نشان می دهند و رفتار دلسوزانه تر و رقیق تری نسبت به سایر اشکال زندگی از خود به نمایش می گذارند. یگانگی و شکنندگی و لطافت هرچیز و هرکسی که با آن مواجه می شوند را درک می کنند .
حیرت، حس صلابت، شور و هیجان؛ اینها شروط لازم برای سطوح عالی تر تفکر هستند.
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
برگرفته از کتاب :
"مدارسی که یاد می گیرند"
نوشته: پیتر سنگه
ترجمه: هوشنگ عزتی امینی
@LOPOWER
🌹ویژگی نهم یک جامعه حرفه ای تعلیم و تربیتی
🌹🌹رهبری مطلع و حمایتگر
جوامع حرفه ای قوی اتفاقی ایجاد نمی شود. ایجاد آنها مستلزم توجه ارادی و آگاهانه رهبران در سرتاسر سیستم است. یقینا راهبردی ترین موضوع منفرد که رهبران آموزشی می توانند انجام دهند خلق شرایطی است که جامعه حرفه ای را پرورش و و ترویج دهد-فرهنگ تعامل و گفت و شنود فکورانه.
ص 499 کتاب مدارسی که یاد میگیرند.
@LOPOWER
🌹🌹رهبری مطلع و حمایتگر
جوامع حرفه ای قوی اتفاقی ایجاد نمی شود. ایجاد آنها مستلزم توجه ارادی و آگاهانه رهبران در سرتاسر سیستم است. یقینا راهبردی ترین موضوع منفرد که رهبران آموزشی می توانند انجام دهند خلق شرایطی است که جامعه حرفه ای را پرورش و و ترویج دهد-فرهنگ تعامل و گفت و شنود فکورانه.
ص 499 کتاب مدارسی که یاد میگیرند.
@LOPOWER
Forwarded from عصر ایران
📚 یادداشتی از ایلیا دیانوش به مناسبت آغاز هفته کتاب
🔺 چرا کتاب نمیخوانیم؟
عصرایران - ایلیا دیانوش (شاعر، روزنامهنگار، محقق و منتقد ادبی) یادداشتی را به مناسبت آغاز هفته کتاب در اختیار عصر ایران قرار داده که در آن دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در ایران پرداخته است. در این یادداشت 10 دلیل برای این ضعف فرهنگی ذکر شده است:
فردا نخستین روز از هفته کتاب است، هفتهای که هر ساله در آن به ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی پرداخته میشود. در این میان گروهی فواید کتابخوانی را برمیشمرند و گروهی دیگر پایین بودن سرانه مطالعه در ایران در مقایسه با دیگر کشورها را یادآور میشوند و دلایلی مانند گرانی کتاب، مشغله افراد و توسعه فضای مجازی را برای آن تکرار میکنند، غافل از اینکه در کشورهای دیگر کتاب از این گرانتر و ساعات کار مفید افراد از این بیشتر است و توسعه فضای مجازی نیز پیش و بیش از کشور ما اتفاق افتاده است.
برخلاف شعار امسال هفته کتاب باید اذعان کرد که «ایران نمیخواند». اما چرا کتاب نمیخوانیم؟ آنچه در ادامه میآید دلایلی سنجیده و پژوهیده و حاصل مواجهه و گفتوگوهای دلسوزانه و آسیبشناسانه نگارنده با اقشار گوناگون جامعه بهویژه در 10 سال اخیر است.
1- کتاب نمیخوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمیکنیم، به دو دلیل:
- توهم همهچیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.
- لذت و منفعتی در آن نمیبینیم و آن را زحمتی میدانیم که مابهازای مستقیم مالی ندارد.
2 - کتاب نمیخوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهایمان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانستههای قبلی خود شویم.
3 - کتاب نمیخوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آنها آگاه نیستیم.
4 - کتاب نمیخوانیم زیرا فکر میکنیم پیچیدهترین مسائل را در هر عرصهای میتوانیم با ذهن پرورشنیافته و معلومات ناقص خود سادهسازی کنیم اما نمیدانیم که حتی مفاهیم بهظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمیگنجند و خاماندیشیهای ما راهی به آنها نخواهد داشت.
5 - کتاب نمیخوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر میبریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.
6 - کتاب نمیخوانیم زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.
7 - کتاب نمیخوانیم زیرا نمیدانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشتوگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدفمند را نمیگیرد، به دو دلیل:
- بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمیرساند.
- بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بیخبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.
8 - کتاب نمیخوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد میکند و نمیدانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست میآید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.
9 - کتاب نمیخوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمیآید و نمیدانیم که بسیاری از این "خوشم میآید"ها و "خوشم نمیآید"ها بهکلی بیاعتبارند، زیرا براساس آموختههای تلقینی و سلیقهای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و... و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفتهاند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسانهای آگاهتر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیمگیریها و انتخابهای ما نیستند.
10 - کتاب نمیخوانیم چون کتاب نخواندهایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکردهایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمیآید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه میکند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامهپسند پیشین نیست.
#ایلیا_دیانوش #هفتهـکتاب
http://www.asriran.com/fa/news/505281/
@MyAsriran
🔺 چرا کتاب نمیخوانیم؟
عصرایران - ایلیا دیانوش (شاعر، روزنامهنگار، محقق و منتقد ادبی) یادداشتی را به مناسبت آغاز هفته کتاب در اختیار عصر ایران قرار داده که در آن دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در ایران پرداخته است. در این یادداشت 10 دلیل برای این ضعف فرهنگی ذکر شده است:
فردا نخستین روز از هفته کتاب است، هفتهای که هر ساله در آن به ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی پرداخته میشود. در این میان گروهی فواید کتابخوانی را برمیشمرند و گروهی دیگر پایین بودن سرانه مطالعه در ایران در مقایسه با دیگر کشورها را یادآور میشوند و دلایلی مانند گرانی کتاب، مشغله افراد و توسعه فضای مجازی را برای آن تکرار میکنند، غافل از اینکه در کشورهای دیگر کتاب از این گرانتر و ساعات کار مفید افراد از این بیشتر است و توسعه فضای مجازی نیز پیش و بیش از کشور ما اتفاق افتاده است.
برخلاف شعار امسال هفته کتاب باید اذعان کرد که «ایران نمیخواند». اما چرا کتاب نمیخوانیم؟ آنچه در ادامه میآید دلایلی سنجیده و پژوهیده و حاصل مواجهه و گفتوگوهای دلسوزانه و آسیبشناسانه نگارنده با اقشار گوناگون جامعه بهویژه در 10 سال اخیر است.
1- کتاب نمیخوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمیکنیم، به دو دلیل:
- توهم همهچیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.
- لذت و منفعتی در آن نمیبینیم و آن را زحمتی میدانیم که مابهازای مستقیم مالی ندارد.
2 - کتاب نمیخوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهایمان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانستههای قبلی خود شویم.
3 - کتاب نمیخوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آنها آگاه نیستیم.
4 - کتاب نمیخوانیم زیرا فکر میکنیم پیچیدهترین مسائل را در هر عرصهای میتوانیم با ذهن پرورشنیافته و معلومات ناقص خود سادهسازی کنیم اما نمیدانیم که حتی مفاهیم بهظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمیگنجند و خاماندیشیهای ما راهی به آنها نخواهد داشت.
5 - کتاب نمیخوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر میبریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.
6 - کتاب نمیخوانیم زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.
7 - کتاب نمیخوانیم زیرا نمیدانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشتوگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدفمند را نمیگیرد، به دو دلیل:
- بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمیرساند.
- بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بیخبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.
8 - کتاب نمیخوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد میکند و نمیدانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست میآید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.
9 - کتاب نمیخوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمیآید و نمیدانیم که بسیاری از این "خوشم میآید"ها و "خوشم نمیآید"ها بهکلی بیاعتبارند، زیرا براساس آموختههای تلقینی و سلیقهای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و... و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفتهاند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسانهای آگاهتر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیمگیریها و انتخابهای ما نیستند.
10 - کتاب نمیخوانیم چون کتاب نخواندهایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکردهایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمیآید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه میکند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامهپسند پیشین نیست.
#ایلیا_دیانوش #هفتهـکتاب
http://www.asriran.com/fa/news/505281/
@MyAsriran
Forwarded from آخرین خبر
♦️تبلیغ جالب یک کتاب فروشی:
🔹کتابها خسته اند, وقت کردید قلقلکی به آنها بدهید.
لحظات اخر روز 24 آبان ماه، روز کتاب وکتابخوانی گرامی باد
@akharinkhabar
🔹کتابها خسته اند, وقت کردید قلقلکی به آنها بدهید.
لحظات اخر روز 24 آبان ماه، روز کتاب وکتابخوانی گرامی باد
@akharinkhabar
هرجا صحبت از موفقترین و پیشروترین نظام آموزشی جهان در میان بوده، همیشه نام فنلاند خوش درخشیده است. موفقیت دانشآموزان فنلاندی در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD و در آزمونهای جهانی از جمله PISA (برنامه بینالمللی ارزشیابی دانشآموزان) نشان از کارآمدی نظام آموزشیای دارد که کودکان و نوجوانان فنلاندی در آن پرورش یافتهاند.
فنلاند از سال ۲۰۰۰ با درخشش در آزمون بینالمللی PISA، نگاه تمام سیاستگذاران نظامهای آموزشی در اروپا را به خود خیره کرد. نام این کشور در مقایسهای جهانی از نظر نظامهای آموزشی همیشه در میان ۱۰ کشور برتر به چشم میخورد. سالهاست که شهرت جهانی فنلاند تمامی کشورهای دنیا را وادار به تحلیل و تجزیه برای یافتن راز موفقیت این کشور کوچک در امر آموزش کرده است.
نبود آزمونهای استاندارد برای همهی کودکان، استقلال مدارس در برنامههای آموزشی، نبود سیستم نمرهدهی در سطوح ابتدایی و بالاخره تاکید برهمکاری و کار گروهی به جای رقابت، دلایلی هستند که معمولا در تجزیه و تحلیل موفقیت نظام آموزشی فنلاند به آن برمیخوریم.
بهرغم همه این موفقیتها، ماریو کیلونن Marjo Kyllonen ، رئیس سازمان آموزش و پرورش فنلاند، نظام آموزشی مدارس را قدیمی میداند و معتقد است روشهای آموزشی فنلاند به آغاز قرن ۱۹ میلادی بازمیگردند. رئیس آموزش و پرورش فنلاند میگوید اما: «نیازمندیهای [امروز] فرق کرده است و ما به نظامی آموزشی متناسب قرن ۲۱ احتیاج داریم.»
دستاندرکاران و تصمیمگیران نظام آموزشی فنلاند به این موفقیتها بسنده نکردهاند و دست به تغییری انقلابی زدهاند. قرار است در آینده در مدارس این کشور دیگر درسی به نام فیزیک یا کلاسی تنها مختص شیمی وجود نداشته باشد، مرز میان رشتههای درسی سیال شود و دانشآموزان نقش بیشتری در تعیین مواد درسی و مهارتهایی که میخواهند بیاموزند، ایفا کنند. اصلاح نظام آموزشی فنلاند قرار است از ماه اوت سال ۲۰۱۷ اجرایی شود.
@LOPOWER
فنلاند از سال ۲۰۰۰ با درخشش در آزمون بینالمللی PISA، نگاه تمام سیاستگذاران نظامهای آموزشی در اروپا را به خود خیره کرد. نام این کشور در مقایسهای جهانی از نظر نظامهای آموزشی همیشه در میان ۱۰ کشور برتر به چشم میخورد. سالهاست که شهرت جهانی فنلاند تمامی کشورهای دنیا را وادار به تحلیل و تجزیه برای یافتن راز موفقیت این کشور کوچک در امر آموزش کرده است.
نبود آزمونهای استاندارد برای همهی کودکان، استقلال مدارس در برنامههای آموزشی، نبود سیستم نمرهدهی در سطوح ابتدایی و بالاخره تاکید برهمکاری و کار گروهی به جای رقابت، دلایلی هستند که معمولا در تجزیه و تحلیل موفقیت نظام آموزشی فنلاند به آن برمیخوریم.
بهرغم همه این موفقیتها، ماریو کیلونن Marjo Kyllonen ، رئیس سازمان آموزش و پرورش فنلاند، نظام آموزشی مدارس را قدیمی میداند و معتقد است روشهای آموزشی فنلاند به آغاز قرن ۱۹ میلادی بازمیگردند. رئیس آموزش و پرورش فنلاند میگوید اما: «نیازمندیهای [امروز] فرق کرده است و ما به نظامی آموزشی متناسب قرن ۲۱ احتیاج داریم.»
دستاندرکاران و تصمیمگیران نظام آموزشی فنلاند به این موفقیتها بسنده نکردهاند و دست به تغییری انقلابی زدهاند. قرار است در آینده در مدارس این کشور دیگر درسی به نام فیزیک یا کلاسی تنها مختص شیمی وجود نداشته باشد، مرز میان رشتههای درسی سیال شود و دانشآموزان نقش بیشتری در تعیین مواد درسی و مهارتهایی که میخواهند بیاموزند، ایفا کنند. اصلاح نظام آموزشی فنلاند قرار است از ماه اوت سال ۲۰۱۷ اجرایی شود.
@LOPOWER