🌹🌹تعلیم و تربیت پرورشی
تعلیم و تربیت پرورشی، هنر ودانش تدریسی است که خوراک، حمایت وتشویق وترغیب همه دانش آموزان برای ارتقای یادگیری در مراحل مختلف توسعه شان رافراهم نماید.
جان گودلاد متخصص تعلیم و تربیت قاطعانه ابراز مینماید :
"معرفت شناسی تدریس" باید حاوی تعلیم و تربیتی بسیار فراتر از مکانیک وطرز عمل تدریس باشد. این (معرفت شناسی) بایداصول قابل تعلیم تدریس،
آموزش صریح و مشخص درس، حساسیت به استعداد ها وخصلت هایِ انسانیِ رایجِ همواره پیچیده وآگاهی کامل ازآنچه که بصورت همزمان برای "به حرف درآوردن" و"فرهنگ سازی "اهمیت دارد راترکیب نماید.
🌿ناکامیِ یک معلم در خلقِ یک متفکرِ خردمند وکلاس دلچسب وجذاب برای یادگیری، صرفا یک تخلف حرفه ای یا قصور نیست، این یک عمل غیر اخلاقی بویژه در حق دانش آموزانی است که گزینه ای غیرازدست کشیدن ازتحصیل ندارند. 🌿
جان گودلاد
@LOPOWER
تعلیم و تربیت پرورشی، هنر ودانش تدریسی است که خوراک، حمایت وتشویق وترغیب همه دانش آموزان برای ارتقای یادگیری در مراحل مختلف توسعه شان رافراهم نماید.
جان گودلاد متخصص تعلیم و تربیت قاطعانه ابراز مینماید :
"معرفت شناسی تدریس" باید حاوی تعلیم و تربیتی بسیار فراتر از مکانیک وطرز عمل تدریس باشد. این (معرفت شناسی) بایداصول قابل تعلیم تدریس،
آموزش صریح و مشخص درس، حساسیت به استعداد ها وخصلت هایِ انسانیِ رایجِ همواره پیچیده وآگاهی کامل ازآنچه که بصورت همزمان برای "به حرف درآوردن" و"فرهنگ سازی "اهمیت دارد راترکیب نماید.
🌿ناکامیِ یک معلم در خلقِ یک متفکرِ خردمند وکلاس دلچسب وجذاب برای یادگیری، صرفا یک تخلف حرفه ای یا قصور نیست، این یک عمل غیر اخلاقی بویژه در حق دانش آموزانی است که گزینه ای غیرازدست کشیدن ازتحصیل ندارند. 🌿
جان گودلاد
@LOPOWER
🌲بدون یک برنامه آموزش تحصیلی پرزیروبم که فكرکردن واستدلال راارتقادهد وبوسیله معلمان واجد شرایط تدریس شود،
استانداردها ی منطق گرایانه، آن دانش آموزانی راکه بیشترین نیاز رادارند موردظلم ودرتنگنا قرارخواهد داد. 🌲 ۴۲۶
جان گودلاد متخصص تعلیم و تربیت
@LOPOWER
استانداردها ی منطق گرایانه، آن دانش آموزانی راکه بیشترین نیاز رادارند موردظلم ودرتنگنا قرارخواهد داد. 🌲 ۴۲۶
جان گودلاد متخصص تعلیم و تربیت
@LOPOWER
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🌺🌺واقعا چقدر برای تغییر وضعیت خود هزینه میکنیم
آنگونه که نمودار بالا ونیز بررسی های داخلی نشان می دهد سرانه مطالعه کشور روزانه ۱۲ دقیقه می باشد یعنی حدود یک دهم سرانه کشوری مانند هند.!
یکی ازشاخص ها برای میزان مطالعه می تواند ازهزینه ای که هرفرد برای خرید کتاب دارد استنباط شود.
بطور معمول هزینه کردن حداقل یک درصد ازدرآمد خانوار برای خرید کتاب نُرم مناسب وعنوان شده ای است.
اما آیادر عمل چنین چیزی اتفاق می افتد؟
مسلما جواب منفی است. دربسیاری ازموارد حتی افراد تحصیلکرده هم کتاب درسبد خریدشان جایی ندارد واین یک سیستم علت ومعلولی است. متقابلا نویسندگان واصحاب کتاب هم تمایل شان برای تولید کم میشود.
وقتی درکشوری تعداد آرایشگاه ها پنجاه برابر کتابخانه هایش دریک بازه زمانی رشد داشته باشد نمی توان انتظار داشت اتفاق خارقالعاده ای درذهن وزندگی افراد آن کشور بوقوع بپیوندد.
حتی شرکت ها وادارات حاضرند سالانه میلیون ها تومان بابت خرید وهدیه دادن سررسیدنامه های بی خاصیت هزینه نمایند اما از هزینه نمودن بخشی از این پول برای خرید و کادو دادن کتاب خودداری میکنند. انتظار معجزه نمی توان داشت
هرچه بکاریم همان رابرداشت میکنیم. بیاییم پیش قدم باشیم درخریدومطالعه وسپس درهدیه دادن کتاب.
@LOPOWER
آنگونه که نمودار بالا ونیز بررسی های داخلی نشان می دهد سرانه مطالعه کشور روزانه ۱۲ دقیقه می باشد یعنی حدود یک دهم سرانه کشوری مانند هند.!
یکی ازشاخص ها برای میزان مطالعه می تواند ازهزینه ای که هرفرد برای خرید کتاب دارد استنباط شود.
بطور معمول هزینه کردن حداقل یک درصد ازدرآمد خانوار برای خرید کتاب نُرم مناسب وعنوان شده ای است.
اما آیادر عمل چنین چیزی اتفاق می افتد؟
مسلما جواب منفی است. دربسیاری ازموارد حتی افراد تحصیلکرده هم کتاب درسبد خریدشان جایی ندارد واین یک سیستم علت ومعلولی است. متقابلا نویسندگان واصحاب کتاب هم تمایل شان برای تولید کم میشود.
وقتی درکشوری تعداد آرایشگاه ها پنجاه برابر کتابخانه هایش دریک بازه زمانی رشد داشته باشد نمی توان انتظار داشت اتفاق خارقالعاده ای درذهن وزندگی افراد آن کشور بوقوع بپیوندد.
حتی شرکت ها وادارات حاضرند سالانه میلیون ها تومان بابت خرید وهدیه دادن سررسیدنامه های بی خاصیت هزینه نمایند اما از هزینه نمودن بخشی از این پول برای خرید و کادو دادن کتاب خودداری میکنند. انتظار معجزه نمی توان داشت
هرچه بکاریم همان رابرداشت میکنیم. بیاییم پیش قدم باشیم درخریدومطالعه وسپس درهدیه دادن کتاب.
@LOPOWER
🌹ارزیابی به مثابه یادگیری
🌹🌹نقش والدین
وقتی دانش آموزی مستقیما از معلم می خواهد توضیح دهد چرا نکاتی از یک انشاء حذف می شود یا چگونه کار روی تکلیف بعدی اش را بهبود بخشد، این برای هر کسی نشانگر این است که دانش آموز عملا به یادگیری علاقمند است. سرانجام قدرتمندترین ابزاری که والدین برای حمایت بچه هایشان دارند بار آوردن بچه ها به گونه ای است که سوالات ضروری را از معلم ها بپرسند.
@LOPOWER
🌹🌹نقش والدین
وقتی دانش آموزی مستقیما از معلم می خواهد توضیح دهد چرا نکاتی از یک انشاء حذف می شود یا چگونه کار روی تکلیف بعدی اش را بهبود بخشد، این برای هر کسی نشانگر این است که دانش آموز عملا به یادگیری علاقمند است. سرانجام قدرتمندترین ابزاری که والدین برای حمایت بچه هایشان دارند بار آوردن بچه ها به گونه ای است که سوالات ضروری را از معلم ها بپرسند.
@LOPOWER
🌹ارزیابی به مثابه یادگیری
هدف ارزیابی، قضاوت از طریق توصیف و تشریح است- واژه ارزیابی به معنی تعیین کردن ارزش و اهمیت نتایج و ماحصل کار است. ما نیازمند قضاوت کمتر نیستیم ما نیازمند قضاوت های آگاهانه تر هستیم ما نیازمند آن هستیم که آن قضاوت ها را به روش بهنگام تر، به شیوه ای که به تغییر و تحول اثربخش تری بیانجامد بیان نماییم بدون آنکه افراد را از بابت قابلیت های شخصی شان از رغبت بیاندازیم.
خلاصه اینکه ما نیازمند ارزیابی و بررسی هایی هستیم که برای یادگیری طراحی می شوند نه ارزیابی هایی برای سرزنش کردن و مقصرشماری، رتبه بندی و گواهی نامه دادن.
ص 285 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
هدف ارزیابی، قضاوت از طریق توصیف و تشریح است- واژه ارزیابی به معنی تعیین کردن ارزش و اهمیت نتایج و ماحصل کار است. ما نیازمند قضاوت کمتر نیستیم ما نیازمند قضاوت های آگاهانه تر هستیم ما نیازمند آن هستیم که آن قضاوت ها را به روش بهنگام تر، به شیوه ای که به تغییر و تحول اثربخش تری بیانجامد بیان نماییم بدون آنکه افراد را از بابت قابلیت های شخصی شان از رغبت بیاندازیم.
خلاصه اینکه ما نیازمند ارزیابی و بررسی هایی هستیم که برای یادگیری طراحی می شوند نه ارزیابی هایی برای سرزنش کردن و مقصرشماری، رتبه بندی و گواهی نامه دادن.
ص 285 کتاب مدارسی که یاد میگیرند
@LOPOWER
🌹رفتارهای هوشمندانه
اگر میخواهید رشد عقلانی پیدا کرده و رفتار های هوشمندانه در زندگی و کار خود داشته باشید، چهارده ویژگی زیر را در وجود خودمان نهادینه کنیم.اگر آموزش و پرورش، مدارس و معلمین خدمات آموزشی و پرورشی خود را بر شکوفایی و نهادینه کردن این ویژگیها استوار نمایند آینده خوبی در انتظار فرزندانمان خواهد بود.
1-پشتکار
2-کاهش پیروی از وسوسه های ناگهانی
3-گوش کردن به دیگران(با درک و همدلی)
4-انعطاف پذیری در فکر کردن
5-فراتر از معرفت ادراکی(آگاهی از تفکرمان)
6-جد و جهد برای درستی و دقت
7-پرسشگری و طرح مسائل
8-استفاده از تجربیات و دانش گذشته
9-ابتکار، آفرینندگی، بصیرت، خلاقیت
10-صراحت زبان و اندیشه
11-جمع آوری اطلاعات از طریق تمام حس ها
12-بروز دادن حس شوخ طبعی
13-حیرت، کنجکاوی و کنجکاوی
14-تفکر یاری رسان و هوش اجتماعی
جزئیات و توضیح هر ویژگی را در صفحات 297 تا 310کتاب مدارسی که یاد میگیرند مطالعه نمایید.
@LOPOWER
اگر میخواهید رشد عقلانی پیدا کرده و رفتار های هوشمندانه در زندگی و کار خود داشته باشید، چهارده ویژگی زیر را در وجود خودمان نهادینه کنیم.اگر آموزش و پرورش، مدارس و معلمین خدمات آموزشی و پرورشی خود را بر شکوفایی و نهادینه کردن این ویژگیها استوار نمایند آینده خوبی در انتظار فرزندانمان خواهد بود.
1-پشتکار
2-کاهش پیروی از وسوسه های ناگهانی
3-گوش کردن به دیگران(با درک و همدلی)
4-انعطاف پذیری در فکر کردن
5-فراتر از معرفت ادراکی(آگاهی از تفکرمان)
6-جد و جهد برای درستی و دقت
7-پرسشگری و طرح مسائل
8-استفاده از تجربیات و دانش گذشته
9-ابتکار، آفرینندگی، بصیرت، خلاقیت
10-صراحت زبان و اندیشه
11-جمع آوری اطلاعات از طریق تمام حس ها
12-بروز دادن حس شوخ طبعی
13-حیرت، کنجکاوی و کنجکاوی
14-تفکر یاری رسان و هوش اجتماعی
جزئیات و توضیح هر ویژگی را در صفحات 297 تا 310کتاب مدارسی که یاد میگیرند مطالعه نمایید.
@LOPOWER
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرانه کتاب نخوانی در ایران!
فنلاند : هرنفر سالانه 48 کتاب می خواند.
ایران : هر ایرانی سالانه 18دقیقه کتاب می خواند!
سری به غرفه کتاب مجازی توانا بزنید و رایگان دانلود کنید:
http://ow.ly/4nmBb8
فنلاند : هرنفر سالانه 48 کتاب می خواند.
ایران : هر ایرانی سالانه 18دقیقه کتاب می خواند!
سری به غرفه کتاب مجازی توانا بزنید و رایگان دانلود کنید:
http://ow.ly/4nmBb8
Forwarded from درج زیرنویس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چگونه یک سیستم ناکارآمد آموزشی را تغییر دهیم؟ (۲۰۱۶)⬆️
ایجاد تغییرات اساسی در نظام آموزشی بیش از آنکه به پول متکی باشد به ایده و تفکر وابسته است.
@eghtesaderooz
ایجاد تغییرات اساسی در نظام آموزشی بیش از آنکه به پول متکی باشد به ایده و تفکر وابسته است.
@eghtesaderooz
Forwarded from کتابناک | Ketabnak
🔸آمار سرانه مطالعه در ایران
برخي برآوردها سرانه مطالعه در ايران را ۲ دقيقه در شبانهروز اعلام كردهاند كه اگر مطالعه كتب درسي را نيز به آن اضافه كنيم، اين رقم به ۷ دقيقه ميرسد كه در مقايسه با كشورهاي پيشرفته كه بيش از ۵ ساعت از شبانهروزشان را مطالعه ميكنند، فاصله بسيار عظيمي است.
در كشور ما، با توجه به اينكه۸۰ درصد جمعيت را قشر با سواد تشكيل ميدهد، سرانه مطالعه ما با كشورهايي چون افغانستان، بنگلادش و يا چند كشور آفريقايي برابر است. در مورد شمارگان (تيراژ ) كتاب هم وضعيت اسفناك است. با توجه به جمعيت۷۰ ميليون نفري ايران، ناشران از ترس اين كه كتاب هايشان بفروش نرود كتابها را حداكثر در ۳۰۰۰ نسخه چاپ ميكنند. البته شمارگان۲۰۰۰ و ۱۵۰۰ نيز به وفور ديده ميشود.
در صورتي كه در كشور فرانسه با جمعيت ۵۵ ميليون نفري ، شمارگان كتب به۳۵۰ هزار جلد ميرسد. اين سايت خبري همچنين افزود: در طول يكسال از هر ۱۰ ايراني، تنها يك نفر يك جلد كتاب خريداري كرده كه بنا به نظر كارشناسان همين يك جلد نيز احتمالا درسي يا كمك درسي است و هر ايراني در هر ۱۸۹۲ روز (حدود ۵ سال) تنها يك كتاب ميخواند.
آرشیو همشهری آنلاین(بمناسبت هفته کتاب-سال جاری)
Telegram.me/ketabnak_com
برخي برآوردها سرانه مطالعه در ايران را ۲ دقيقه در شبانهروز اعلام كردهاند كه اگر مطالعه كتب درسي را نيز به آن اضافه كنيم، اين رقم به ۷ دقيقه ميرسد كه در مقايسه با كشورهاي پيشرفته كه بيش از ۵ ساعت از شبانهروزشان را مطالعه ميكنند، فاصله بسيار عظيمي است.
در كشور ما، با توجه به اينكه۸۰ درصد جمعيت را قشر با سواد تشكيل ميدهد، سرانه مطالعه ما با كشورهايي چون افغانستان، بنگلادش و يا چند كشور آفريقايي برابر است. در مورد شمارگان (تيراژ ) كتاب هم وضعيت اسفناك است. با توجه به جمعيت۷۰ ميليون نفري ايران، ناشران از ترس اين كه كتاب هايشان بفروش نرود كتابها را حداكثر در ۳۰۰۰ نسخه چاپ ميكنند. البته شمارگان۲۰۰۰ و ۱۵۰۰ نيز به وفور ديده ميشود.
در صورتي كه در كشور فرانسه با جمعيت ۵۵ ميليون نفري ، شمارگان كتب به۳۵۰ هزار جلد ميرسد. اين سايت خبري همچنين افزود: در طول يكسال از هر ۱۰ ايراني، تنها يك نفر يك جلد كتاب خريداري كرده كه بنا به نظر كارشناسان همين يك جلد نيز احتمالا درسي يا كمك درسي است و هر ايراني در هر ۱۸۹۲ روز (حدود ۵ سال) تنها يك كتاب ميخواند.
آرشیو همشهری آنلاین(بمناسبت هفته کتاب-سال جاری)
Telegram.me/ketabnak_com
مدارسی که یادمیگیرند:
سوالات راهبردی (معلمان وآموزشگران ازخود)
🌹🌹تفکرات ما که مانع یادگیری بچه ها ست کدامند؟
🌲🌲من چه کاری انجام می دهم که بچه ها راجایی که هستندنگه می دارد؟
بدون این پرسشگریِ بغرنج، مفاهیم پنجمین فرمان در این کتاب ممکن است فقط تغییراتِ کم مایه وسطحی رابرای کاردرمدارس باخود به ارمغان بیاورد.
استفاده از فرمان های یادگیری ابعاد اخلاقی نیز دارد :
🌿آیا طراحی پرسشگری یاگفتگوی موافق بابرخی ازدانش آموزان بیش ازدیگران امری اخلاقی است؟؟؟
🌹 چه پیش فرض هایی بصورت مدلهای سیستمی ساخته میشود؟
🌹 🌹 چه زمانی صحبت کردن ازواقعیت جاری به مرحلهای می رسد که به خانه وخانواده زیادنزدیک شود یا خیلی ازآن دورشود؟
🌺آیا شرایطی فراهم می شود که این صحبت ادامه پیدا کند یاباعث بریدن وقطع آن می شود؟
@LOPOWER
سوالات راهبردی (معلمان وآموزشگران ازخود)
🌹🌹تفکرات ما که مانع یادگیری بچه ها ست کدامند؟
🌲🌲من چه کاری انجام می دهم که بچه ها راجایی که هستندنگه می دارد؟
بدون این پرسشگریِ بغرنج، مفاهیم پنجمین فرمان در این کتاب ممکن است فقط تغییراتِ کم مایه وسطحی رابرای کاردرمدارس باخود به ارمغان بیاورد.
استفاده از فرمان های یادگیری ابعاد اخلاقی نیز دارد :
🌿آیا طراحی پرسشگری یاگفتگوی موافق بابرخی ازدانش آموزان بیش ازدیگران امری اخلاقی است؟؟؟
🌹 چه پیش فرض هایی بصورت مدلهای سیستمی ساخته میشود؟
🌹 🌹 چه زمانی صحبت کردن ازواقعیت جاری به مرحلهای می رسد که به خانه وخانواده زیادنزدیک شود یا خیلی ازآن دورشود؟
🌺آیا شرایطی فراهم می شود که این صحبت ادامه پیدا کند یاباعث بریدن وقطع آن می شود؟
@LOPOWER
Forwarded from کتابناک | Ketabnak
🔸براي پرهيز از سطحينگري و رسيدن به دانايي چارهاي جز آشتي با كتاب نداريم
مردم کتاب نمیخوانند. این را تیراژ پایین آثار منتشرشده نشان میدهد. چندی پیش در جلسهای که به بهانه کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» با ترجمه عادل فردوسیپور برگزار شده بود، این بحث مطرح شد که گرانی کتاب مانع اصلی مطالعه نیست.
خانوادهاي كه براي خريد مثلا پيتزا به راحتي هزينه ميكند علاقهاي به خريد كتاب نشان نميدهد. پس مشكل صرفاً اقتصادي نيست و ما با مشكل فرهنگي مواجهيم. مردم حوصله مطالعه ندارند. آنقدر كمحوصلهاند كه وقتي ماجراي كتابي را تعريف ميكني سريع ميگويند «آخرش را بگو». در روزگار بيحوصلگي به سر ميبريم. روزگار متنهاي كوتاه كه در شبكههاي اجتماعي بازنشر ميشوند و عملا همينها هستند كه خوانده ميشوند. مطالعه كتاب به مثابه يك عادت، نياز به فرهنگسازي دارد. حداقل كاري كه دولت ميتواند براي ايجاد زمينه فرهنگي مطالعه ايجاد كند، دادن يارانه مختص كتاب است.
بريده روزنامهاي را در اتاق مقابل چشمم گذاشتهام كه چندي پيش در همشهري منتشر شده بود. مقالهاي كه نشان ميدهد براساس يك نظرسنجي 77 درصد فرانسويها قبل از خواب مطالعه ميكنند.
يا در ژاپن رقم بسيار بالايي كتاب منتشر ميشود؛ در حالي كه در ايران گفته ميشود رشد تكنولوژي و در دسترسبودن اطلاعات و اخبار در تلفنهاي همراه يكي از موانع مطالعه است اما در ژاپن كه مهد تكنولوژي دنياست كتابخواني در سطح خيلي بالايي قرار دارد. مطالعه به عنوان يك ارزش براي رسيدن به حقيقت و آگاهي و مبارزه با جهل بايد در دستور كار قرار گيرد. كاري كه رسانههاي گروهي در آن ميتوانند پيشقدم شوند. در شرايطي كه در محاصره انواع و اقسام تبليغات كالاهاي مصرفي قرار داريم، تبليغ كتاب چه جايگاهي دارد؟
روزنامههاي پرتيراژ ما چه سهمي در معرفي كتاب ايفا ميكنند؟ اگر مشكل اصلي كمبود مطالعه را فرهنگي بدانيم براي رفع آن هم نيازمند راهكاري فرهنگي هستيم. حتي در مورد استفاده از تكنولوژي هم ما دچار مشكل فرهنگي هستيم. اين مشكل در ارتباطهاي فردي و اجتماعي ما نيز تأثير گذاشته است.
چندي پيش براي انجام كاري با دوستي به اراك رفته بودم و در تمام مدت سفر سر اين رفيق ما در گوشياش بود. دست آخر به او گفتم: «تو تمام مدت داري با تلگرام گوشيات ور ميروي و با من همكلام نميشوي.»
ما از تكنولوژي هم بد استفاده ميكنيم. كامنتهاي توهينآميز ميگذاريم. به رواج شايعات ميپردازيم. فحاشي ميكنيم و خلاصه در اين زمينه هم بهشدت دچار مشكل فرهنگي هستيم. براي پرهيز از سطحينگري و رسيدن به دانايي چارهاي جز آشتي با كتاب نداريم و براي اين كار ابتدا بايد فرهنگ مطالعه را در جامعه جا بيندازيم.
امیر حاج رضایی
مربي اسبق تيم ملي و كارشناس فوتبال
منبع : همشهری
Telegram.me/ketabnak_com
مردم کتاب نمیخوانند. این را تیراژ پایین آثار منتشرشده نشان میدهد. چندی پیش در جلسهای که به بهانه کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» با ترجمه عادل فردوسیپور برگزار شده بود، این بحث مطرح شد که گرانی کتاب مانع اصلی مطالعه نیست.
خانوادهاي كه براي خريد مثلا پيتزا به راحتي هزينه ميكند علاقهاي به خريد كتاب نشان نميدهد. پس مشكل صرفاً اقتصادي نيست و ما با مشكل فرهنگي مواجهيم. مردم حوصله مطالعه ندارند. آنقدر كمحوصلهاند كه وقتي ماجراي كتابي را تعريف ميكني سريع ميگويند «آخرش را بگو». در روزگار بيحوصلگي به سر ميبريم. روزگار متنهاي كوتاه كه در شبكههاي اجتماعي بازنشر ميشوند و عملا همينها هستند كه خوانده ميشوند. مطالعه كتاب به مثابه يك عادت، نياز به فرهنگسازي دارد. حداقل كاري كه دولت ميتواند براي ايجاد زمينه فرهنگي مطالعه ايجاد كند، دادن يارانه مختص كتاب است.
بريده روزنامهاي را در اتاق مقابل چشمم گذاشتهام كه چندي پيش در همشهري منتشر شده بود. مقالهاي كه نشان ميدهد براساس يك نظرسنجي 77 درصد فرانسويها قبل از خواب مطالعه ميكنند.
يا در ژاپن رقم بسيار بالايي كتاب منتشر ميشود؛ در حالي كه در ايران گفته ميشود رشد تكنولوژي و در دسترسبودن اطلاعات و اخبار در تلفنهاي همراه يكي از موانع مطالعه است اما در ژاپن كه مهد تكنولوژي دنياست كتابخواني در سطح خيلي بالايي قرار دارد. مطالعه به عنوان يك ارزش براي رسيدن به حقيقت و آگاهي و مبارزه با جهل بايد در دستور كار قرار گيرد. كاري كه رسانههاي گروهي در آن ميتوانند پيشقدم شوند. در شرايطي كه در محاصره انواع و اقسام تبليغات كالاهاي مصرفي قرار داريم، تبليغ كتاب چه جايگاهي دارد؟
روزنامههاي پرتيراژ ما چه سهمي در معرفي كتاب ايفا ميكنند؟ اگر مشكل اصلي كمبود مطالعه را فرهنگي بدانيم براي رفع آن هم نيازمند راهكاري فرهنگي هستيم. حتي در مورد استفاده از تكنولوژي هم ما دچار مشكل فرهنگي هستيم. اين مشكل در ارتباطهاي فردي و اجتماعي ما نيز تأثير گذاشته است.
چندي پيش براي انجام كاري با دوستي به اراك رفته بودم و در تمام مدت سفر سر اين رفيق ما در گوشياش بود. دست آخر به او گفتم: «تو تمام مدت داري با تلگرام گوشيات ور ميروي و با من همكلام نميشوي.»
ما از تكنولوژي هم بد استفاده ميكنيم. كامنتهاي توهينآميز ميگذاريم. به رواج شايعات ميپردازيم. فحاشي ميكنيم و خلاصه در اين زمينه هم بهشدت دچار مشكل فرهنگي هستيم. براي پرهيز از سطحينگري و رسيدن به دانايي چارهاي جز آشتي با كتاب نداريم و براي اين كار ابتدا بايد فرهنگ مطالعه را در جامعه جا بيندازيم.
امیر حاج رضایی
مربي اسبق تيم ملي و كارشناس فوتبال
منبع : همشهری
Telegram.me/ketabnak_com
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم دو راه حل برای یک مساله از مرحوم عباس کیارستمی
کاش در مدارس ما به جای برخی مطالب کم ارزش و بی ارزش این مفاهیم را به بچه ها می آموختند.
کاش در مدارس ما به جای برخی مطالب کم ارزش و بی ارزش این مفاهیم را به بچه ها می آموختند.
Hooshang Ezati Amini:
⚫️مجمع جهانی اقتصاد، در ژانویه 2016، گزارشی با عنوان "آینده مشاغل" در افق سال 2020 منتشر نموده است. در گزارش، چنین قید شده که سال 2020، دنیا در حال تجربه چهارمین انقلاب صنعتی خواهد بود. شایان ذکر است انقلاب صنعتی نخست، بهکارگیری نیروی بخار برای ماشینی کردن تولید بود. انقلاب صنعتی دوم، نیروی الکتریسیته را برای تولید انبوه به کار گرفت. انقلاب صنعتی سوم، با استفاده از فناوری اطلاعات، تولید را اتوماتیک نمود و انقلاب صنعتی چهارم، انقلابی دیجیتالی در راستای برداشتن مرز میان تجربههای فیزیکی و الکترونیکی انسان و میدانداری کانالهای همه جانبه ارتباطی است.
⚫️یکی از مهمترین بخشهای گزارش "آینده مشاغل"، معرفی مهارتهای برجستهایست که نیروی کار، در سال2020 به آن نیاز جدی خواهد داشت.
⚫️رتبههای اول تا سوم این لیست، مهارتهای
1⃣ "حل مسائل پیچیده"،
2⃣ "تفکر انتقادی" و
3⃣ "خلاقیت"
میباشد.
⚫️نکته جالب توجه در گزارش مذکور، صعود مهارت "خلاقیت"، از رتبه دهم در سال 2015، به رتبه سوم لیست مربوط به سال 2020 است. تفکر انتقادی نیز صعودی دو پلهای داشته و از رتبه چهارم در سال 2015، به رتبه دوم اهمیت در سال 2020 نقل مکان کرده است.
⚫️با دیدن لیست مذکور، به این موضوع فکر کردم که آیا سیستم آموزش عالی و همچنین، سیستم آموزش و پرورش کشورمان، چنین مقولههایی را مطالعه و رصد می کند؟ و با فرض اینکه جواب این سوال مثبت باشد، تا چه میزان میکوشد با برنامهریزیها و طراحیهای آموزشی خود، دانشآموخته هایی با چنین مهارتهای باارزشی تولید نماید؟ تحلیل بنده این است که سیستمهای آموزشی ما، علاوه بر اینکه سعی در تقویت مهارتهای فوقالذکر نمیکنند، بلکه بعضا" در تقابل با مهارتهایی همچون خلاقیت و تفکر انتقادی طرحریزی شدهاند
@LOPOWER
⚫️مجمع جهانی اقتصاد، در ژانویه 2016، گزارشی با عنوان "آینده مشاغل" در افق سال 2020 منتشر نموده است. در گزارش، چنین قید شده که سال 2020، دنیا در حال تجربه چهارمین انقلاب صنعتی خواهد بود. شایان ذکر است انقلاب صنعتی نخست، بهکارگیری نیروی بخار برای ماشینی کردن تولید بود. انقلاب صنعتی دوم، نیروی الکتریسیته را برای تولید انبوه به کار گرفت. انقلاب صنعتی سوم، با استفاده از فناوری اطلاعات، تولید را اتوماتیک نمود و انقلاب صنعتی چهارم، انقلابی دیجیتالی در راستای برداشتن مرز میان تجربههای فیزیکی و الکترونیکی انسان و میدانداری کانالهای همه جانبه ارتباطی است.
⚫️یکی از مهمترین بخشهای گزارش "آینده مشاغل"، معرفی مهارتهای برجستهایست که نیروی کار، در سال2020 به آن نیاز جدی خواهد داشت.
⚫️رتبههای اول تا سوم این لیست، مهارتهای
1⃣ "حل مسائل پیچیده"،
2⃣ "تفکر انتقادی" و
3⃣ "خلاقیت"
میباشد.
⚫️نکته جالب توجه در گزارش مذکور، صعود مهارت "خلاقیت"، از رتبه دهم در سال 2015، به رتبه سوم لیست مربوط به سال 2020 است. تفکر انتقادی نیز صعودی دو پلهای داشته و از رتبه چهارم در سال 2015، به رتبه دوم اهمیت در سال 2020 نقل مکان کرده است.
⚫️با دیدن لیست مذکور، به این موضوع فکر کردم که آیا سیستم آموزش عالی و همچنین، سیستم آموزش و پرورش کشورمان، چنین مقولههایی را مطالعه و رصد می کند؟ و با فرض اینکه جواب این سوال مثبت باشد، تا چه میزان میکوشد با برنامهریزیها و طراحیهای آموزشی خود، دانشآموخته هایی با چنین مهارتهای باارزشی تولید نماید؟ تحلیل بنده این است که سیستمهای آموزشی ما، علاوه بر اینکه سعی در تقویت مهارتهای فوقالذکر نمیکنند، بلکه بعضا" در تقابل با مهارتهایی همچون خلاقیت و تفکر انتقادی طرحریزی شدهاند
@LOPOWER
سلام صبح همه دوستان بخیر و به میل
ازاینکه مطالب لینک مربوط به کتاب
"مدارسی که یادمیگیرند" اثر ماندگار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش راپی میگیرید ازشما سپاسگزارم. سوالی که مطرح می شود این است :
چه ضرورت ونیازی لزوم فراگیری درمورد" سازمان یادگیرنده "را دروجود ماتقویت می نماید؟
این کتاب ومطالب مندرج در آن چه مشکلی راازماحل میکند؟
به نظر من اینکه ازاوایل قرن بیست و یکم مجلات ومنابع معتبر هریک بنوعی پیترسنگه راجزو ۱۰ نفر (تاپ تن) تاثیرگذار درحوزه مدیریت معرفی میکنند ویا جزو ۲۴ نفری که بیشترین تاثیر را در.....
نه اینها نیست. باید ابتدا به شرایط خودمان بازگردیم وسپس به قابلیت های این تئوری دربهبود وتغییر شرایط ما.
"جامعه یادگیری سازمانی" یا SOL که در ۳۰ کشور فعالیت دارد وبیش از ۶۰۰۰۰ متخصص عضو شاخه آمریکا ی شمالی هستند تمام حرفش روی
"نظام مدیریت وتفکر سیستمی" است
وآن راچاره حل مشکلاتِ نه فقط کشورها بلکه جهان می داند.
اگر مقدمه کتاب رامطالعه کرده باشید متوجه موارد زیر شده اید :
ازسال ۱۹۸۰تا ۲۰۱۵ یعنی ۳۵ سال قبل تاحال تولید ناخالص چین ازرقم ۲۰۲ درسال ۱۹۸۰ به رقم ۱۰۶۴۱ میلیارد دلار درسال ۲۰۱۵ رسیده است به عبارتی
"اقتصاد چین درمدت ۳۵ سال ۵۰ برابرشده است"
درهمین مدت اقتصاد جهان ۷/۵ برابر شده، یعنی چین ۷ برابر متوسط اقتصاد جهان رشدداشته است
##درهمین مدت اقتصادایران ۴برابر شده است یعنی حدود ۰/۶ متوسط رشد اقتصاد جهان وکمتر از ۰/۱ متوسط رشد اقتصاد چین رشدداشته است.
این فاجعه راکسی نمی تواند توجیه نماید. مابه سیستمی بودن دانش وتوسعه توجهی نداشته ایم.
دراینجا توجه شما رابه دوموضوع جلب می نمایم :
۱_توضیح پیترسنگه درمورد نوشتن مقدمه برای ترجمه چینی کتاب پنجمین فرمان درسال ۱۹۹۴
۲_حضور پیترسنگه دو ماه در سال درچین برای عملیاتی نمودن
"مدارسی که یادمیگیرند"
۱_پیترسنگه درپایان کتاب پنجمین فرمان درمیدان عمل (جلدسوم ازاین مجموعه)
مینویسد :
{دراواسط سال ۱۹۹۴ _زمانی که این کتاب به چاپ رسید _ترجمه چینی از "پنجمین فرمان" به چاپ رسید. به نظر ماترجمه چینی این کتاب به خاطر اثری که اقتصاد چین باتمام دنیا گذاشته است، اهمیت زیادی دارد.چین هم مانند سایر اقتصاد های درحال ظهورآسیا، آفریقا وامریکای جنوبی با چالش ورود به قرن بیست و یکم وحفظ دانش انباشته درقرن های پیشین روبروست. آیا چین برای دستیابی به رشداقتصادی باید الگوهای غربی رابه کارببندد؟ یاباید شکل جدیدی از سرمایهداری راباتوجه به ظرافت های این فرآیند ویکپارچگی تفکر سنتی وصنعتی تدوین کند؟
پروفسور شووینگ یانگ _همکارودوستم _ازمن خواست پیشگفتاری برای نسخه چینی بنویسم. اوگفت برای نوشتن "فقط فکرکن" وتصورکن که هزاران چینی درمقابل شما نشسته اندومیخواهند به حرفهای صمیمی و ساده شما که ازذهنتان، قلبتان وروحتان برمی آیند گوش دهند.......... ما روزها وماهها فکر میکنیم اما شما دهه ها ونسل ها فکرمیکنید. مابه زمان بصورت رقیب نگاه میکنیم، امافکرمیکنم شما زمان راهم پیمان و دوست خودمی دانید.
بنابراین، ماباعلاقه خاص ورودجامعه چینی به دنیای مدرن رادنبال میکنیم.. }
@AMIRHOOSHANG48
ازاینکه مطالب لینک مربوط به کتاب
"مدارسی که یادمیگیرند" اثر ماندگار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش راپی میگیرید ازشما سپاسگزارم. سوالی که مطرح می شود این است :
چه ضرورت ونیازی لزوم فراگیری درمورد" سازمان یادگیرنده "را دروجود ماتقویت می نماید؟
این کتاب ومطالب مندرج در آن چه مشکلی راازماحل میکند؟
به نظر من اینکه ازاوایل قرن بیست و یکم مجلات ومنابع معتبر هریک بنوعی پیترسنگه راجزو ۱۰ نفر (تاپ تن) تاثیرگذار درحوزه مدیریت معرفی میکنند ویا جزو ۲۴ نفری که بیشترین تاثیر را در.....
نه اینها نیست. باید ابتدا به شرایط خودمان بازگردیم وسپس به قابلیت های این تئوری دربهبود وتغییر شرایط ما.
"جامعه یادگیری سازمانی" یا SOL که در ۳۰ کشور فعالیت دارد وبیش از ۶۰۰۰۰ متخصص عضو شاخه آمریکا ی شمالی هستند تمام حرفش روی
"نظام مدیریت وتفکر سیستمی" است
وآن راچاره حل مشکلاتِ نه فقط کشورها بلکه جهان می داند.
اگر مقدمه کتاب رامطالعه کرده باشید متوجه موارد زیر شده اید :
ازسال ۱۹۸۰تا ۲۰۱۵ یعنی ۳۵ سال قبل تاحال تولید ناخالص چین ازرقم ۲۰۲ درسال ۱۹۸۰ به رقم ۱۰۶۴۱ میلیارد دلار درسال ۲۰۱۵ رسیده است به عبارتی
"اقتصاد چین درمدت ۳۵ سال ۵۰ برابرشده است"
درهمین مدت اقتصاد جهان ۷/۵ برابر شده، یعنی چین ۷ برابر متوسط اقتصاد جهان رشدداشته است
##درهمین مدت اقتصادایران ۴برابر شده است یعنی حدود ۰/۶ متوسط رشد اقتصاد جهان وکمتر از ۰/۱ متوسط رشد اقتصاد چین رشدداشته است.
این فاجعه راکسی نمی تواند توجیه نماید. مابه سیستمی بودن دانش وتوسعه توجهی نداشته ایم.
دراینجا توجه شما رابه دوموضوع جلب می نمایم :
۱_توضیح پیترسنگه درمورد نوشتن مقدمه برای ترجمه چینی کتاب پنجمین فرمان درسال ۱۹۹۴
۲_حضور پیترسنگه دو ماه در سال درچین برای عملیاتی نمودن
"مدارسی که یادمیگیرند"
۱_پیترسنگه درپایان کتاب پنجمین فرمان درمیدان عمل (جلدسوم ازاین مجموعه)
مینویسد :
{دراواسط سال ۱۹۹۴ _زمانی که این کتاب به چاپ رسید _ترجمه چینی از "پنجمین فرمان" به چاپ رسید. به نظر ماترجمه چینی این کتاب به خاطر اثری که اقتصاد چین باتمام دنیا گذاشته است، اهمیت زیادی دارد.چین هم مانند سایر اقتصاد های درحال ظهورآسیا، آفریقا وامریکای جنوبی با چالش ورود به قرن بیست و یکم وحفظ دانش انباشته درقرن های پیشین روبروست. آیا چین برای دستیابی به رشداقتصادی باید الگوهای غربی رابه کارببندد؟ یاباید شکل جدیدی از سرمایهداری راباتوجه به ظرافت های این فرآیند ویکپارچگی تفکر سنتی وصنعتی تدوین کند؟
پروفسور شووینگ یانگ _همکارودوستم _ازمن خواست پیشگفتاری برای نسخه چینی بنویسم. اوگفت برای نوشتن "فقط فکرکن" وتصورکن که هزاران چینی درمقابل شما نشسته اندومیخواهند به حرفهای صمیمی و ساده شما که ازذهنتان، قلبتان وروحتان برمی آیند گوش دهند.......... ما روزها وماهها فکر میکنیم اما شما دهه ها ونسل ها فکرمیکنید. مابه زمان بصورت رقیب نگاه میکنیم، امافکرمیکنم شما زمان راهم پیمان و دوست خودمی دانید.
بنابراین، ماباعلاقه خاص ورودجامعه چینی به دنیای مدرن رادنبال میکنیم.. }
@AMIRHOOSHANG48
الزاماتی که مارا واداربه تغییر نگاه دربخش تعلیم وتربیت مینمایند.
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتنابناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.
نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :
۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغالتحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغالتحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچهها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاهها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟
..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چارهای متناسب باشد.
🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER
**نگاه واقع بینانه ومبتنی بردانش وآگاهی عمیق، ضرورت اجتنابناپذیر طراحی واجرای برنامه توسعه است.
نظام آموزشی فعلی مابراساس تولید انبوه وکارخانه ای "همه یک اندازه" است. اگرغیرازاین است باید ویژگی ممتاز آن را درعمل نشان دهیم وبرای سوالات زیر پاسخ قانع کننده داشته باشیم :
۱_دربرخی کشورها ازهر ۱۰فارغالتحصیل دانشگاه ها ۱نفر دنبال کارآفرینی ومابقی دنبال استخدام دربخش دولتی یاخصوصی می روند. این نسبت برای توسعه کشورعالی است.
آیامی توانیم ادعا کنیم ازبین هر ۱۰۰۰ نفر فارغالتحصیل ما ۱نفر کارآفرین می شود؟
۲_آیا علاقه به کارمند شدن (ودرواقع مسیولیت پذیری وپاسخگویی کمتر!) درمیان فرزندان ما اتفاقی است؟
۳_آیا میزان یادگیری متوسط بچهها درمدارس ودانشگاه های ما درحدی هست که قابلیت کارآفرین وحتی کارشناسِ ماهرشدن راپیدا نمایند؟
۴_آیانظر "دانش آموز" یا "دانشجو" که هدف وخروجی اصلی مدارس و دانشگاهها هستند نقشی درتصمیم گیری ها وبرنامه ریزی ها برای آنان دارد؟
۵_آیا مقام مسئول یامدیر ارشدی وجوددارد که بتواند امکان توسعه کشوررا باشرایط فعلی یادگیری درمدارس تضمین نماید؟
۶_آیاباتغییر سریع و مافوق تصور سهم بخش های کشاورزی، صنعت (تولید) وخدمات درتولید ناخالص کشورها ماتمهیدی برای تربیت افرادی متناسب با این تحول اندیشیده ایم؟
۷_آیاارزیابی دقیقی ازمیزان تاثیر علایق دانش آموز یا دانشجو درانتخاب رشته های شان وجوددارد؟
..دانش عمیقِ تصمیم گیران وبرنامه ریزان وشناخت حوزه های جدید مدیریت بخش تعلیم و تربیت می تواند بخشی از پاسخ به سوالات فوق واندیشیدن چارهای متناسب باشد.
🌺🌺کتاب "مدارسی که یادمیگیرند" به زیبایی، ضمن آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیت، یک بازطراحی کاملاً سنجیده متناسب باتحولات قرن بیست و یکم ارائه می دهد. امیدوارم باهمت تمامی دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، امکان استفاده ازاین تجارب گرانبها فراهم شود. به امید روزی که شاهد مدارسی درخور فرزندان مان وشایسته ایران سربلند باشیم.
هوشنگ عزتی امینی (مترجم)
@LOPOWER
Forwarded from مجله خلاقیت✍
بزرگترین مدیران دنیا همچون بیل گیتس، وارن بافت و مارک زاکربرگ با وجود مشغلههای بسیار زیادی که دارند، حداقل 5 ساعت در هفته را به آموزش خود اختصاص میدهند.
🆔 @khalaghiyatmag
🆔 @khalaghiyatmag
Forwarded from experintialtravel
شخصی که در ۵ سال آینده خواهید بود ، بر پایه کتابهایی که امروز می خوانيد و افرادی که دور و بر خود دارید شکل می گيرد.
🆔 @experientialtravel
🆔 @experientialtravel
📝ساختار جلسات گفت و شنود ایجاد شده در کلاس درس نلدا کامبرون مک کیب
🌷ما بطور دقیق به صحبت سایرین گوش میکنیم، ما فقط ازتفکر خودمان دفاع نمیکنیم. در انتظار نوبت صحبت مان هستیم. در عوض به مفهوم و مقصود صحبت سایرین که در تلاش برای در میان گذاشتن آن هستند گوش میدهیم. چه بسا بر مبنای نقد یا طرح پرسش های دیگران تفکر کردن به موضوع پشت آن سوالات و نقدها را اساس قرار دهیم.
🌷ما اهمیت سکوت را تشخیص می دهیم. فضا نیازمند تعمق بر آنچه گفته میشود است.
🌷هیچ کس وسط حرف کس دیگری نمی دود. ما به همدیگر اجازه می دهیم حرفمان تمام شود.
🌷ما نقدها و تبیین های دیگران را با عباراتی نظیر "درست"،"غلط"، "باهوش" یا "احمق" مورد انتقاد قرار نمیدهیم.
🌷ما عبارت "بله، اما" را ممنوع می کنیم- عبارتی که بصورت خودکار بی اعتباری نقد قبلی را برچسب می زند. در عوض ما بر استفاده از عبارت "بله و" که توسعه همکاری و نقش آفرینی را اعتبار می بخشد اصرار داریم.
برگرفته از کتاب "مدارسی که یاد میگیرند" فصل گفت و شنود خلاق ص 327
@LOPOWER
🌷ما بطور دقیق به صحبت سایرین گوش میکنیم، ما فقط ازتفکر خودمان دفاع نمیکنیم. در انتظار نوبت صحبت مان هستیم. در عوض به مفهوم و مقصود صحبت سایرین که در تلاش برای در میان گذاشتن آن هستند گوش میدهیم. چه بسا بر مبنای نقد یا طرح پرسش های دیگران تفکر کردن به موضوع پشت آن سوالات و نقدها را اساس قرار دهیم.
🌷ما اهمیت سکوت را تشخیص می دهیم. فضا نیازمند تعمق بر آنچه گفته میشود است.
🌷هیچ کس وسط حرف کس دیگری نمی دود. ما به همدیگر اجازه می دهیم حرفمان تمام شود.
🌷ما نقدها و تبیین های دیگران را با عباراتی نظیر "درست"،"غلط"، "باهوش" یا "احمق" مورد انتقاد قرار نمیدهیم.
🌷ما عبارت "بله، اما" را ممنوع می کنیم- عبارتی که بصورت خودکار بی اعتباری نقد قبلی را برچسب می زند. در عوض ما بر استفاده از عبارت "بله و" که توسعه همکاری و نقش آفرینی را اعتبار می بخشد اصرار داریم.
برگرفته از کتاب "مدارسی که یاد میگیرند" فصل گفت و شنود خلاق ص 327
@LOPOWER
📝خلق مدارسی که یاد میگیرند
🌷فرزندان ما در مدرسه مشغول تحصیل (یادگیری) هستند. همه کم و بیش با تکالیف "غالبا بدون هدف و تاثیر مثبت بر یادگیری" فرزندانمان مواجه هستیم.
🌷فرزندان با اکراه تکلیف خود را انجام می دهند و ما به عنوان اولیاء بارها مستاصل از حجم، نوع و تکراری بودن تکلیف آنها شده ایم.
🌷معلمین نیز خود راسا و یا غالبا بر اثر فشار اولیاء جهت اثبات فعال بودن کلاس درس، فرزندان ما را درگیر تکالیف درسی بلااثر در یادگیری و بی هدف می نمایند.
🌷مدیران مدارس نیز چشم تیز کرده اند تا صرفا رفتار و کردار فرزندانمان در محیط مدرسه را بابت معیاری برای تعیین نمره انضباط زیر ذره بین داشته باشند.
اگر روزی خورشید از غرب طلوع کند و چهار ضلع مدیران مدارس، معلمین، اولیاء دانش آموزان و دانش آموزان دور یک میز بنشینند و در مورد آنچه در مدرسه و خانه برای آموزش فرزندانمان اتفاق می افتد صادقانه و بدور از هر گونه واهمه و حب و بغض بحث و تبادل نمایند، بدون تردید هیچ کدام از وقایع در حال رخ دادن رضایت نخواهند داشت.
این عدم رضایت می تواند موتور محرک ایجاد تغییر بنیادین در فرآیند آموزش در مدارس گردد. و اینچنین است که هدف "خلق مدارسی که یاد میگیرند" به عنوان هدف مشترک چهار عامل اصلی مدیران، معلمین، اولیاء و دانش آموزان به جای " مدارس نشخوار کننده آنچه معلم می گوید و به عنوان تکلیف تعیین میکند" تعیین خواهد شد. رهبر این تغییر مدیران مدرسه بوده که باید خود و دیگر عوامل نسبت به انجام این مهم متعهد و ثابت قدم باشند.
این فرآیند تغییر در ابتدا باید بطئی و مرحله ای باشد که البته سهل و آسان نیست اما برانگیزاننده و مسرت بخش خواهد بود.
در انجام اقدامات برای این تغییر از تجربه و آزمایش تا حصول موفقیت چند اصل اساسی زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
🌹تغییر تنها در صورتی پایدار است که متضمن یادگیری باشد.
🌹تغییر از کوچک آغاز می گردد و بطور موثر رشد می نماید.
🌹گروه های آزمایشی وسیله پرورش تغییر هستند.
🌹گام های اولیه ی تغییر معنا دار و اساسی، پیش کشیدن این دو سوال در باره استراتژی و هدف غالب سازمان(مدرسه)است: "داریم کجا می رویم؟" و "ما برای چه اینجا هستیم؟"
🌹تغییر موفقیت آمیز از طریق لایه های چند گانه رهبری اتفاق می افتد.
🌹چالش ها اجزاء طبیعی تغییر سازمان هستند.
تحقق آنچه عنوان شد بسیار سخت و حتی غیر ممکن به نظر می رسد اما واقعیت این است که هیچ غیر ممکنی وجود ندارد اگر جسارت و همت و ثبات قدم، تعهد مشترک و رسیدن به هدف آرمان مشترک همه طرفها شود.
برداشتی از فصل هشتم کتاب " مدارسی که یاد میگیرند" ص 410تا 412
@LOPOWER
🌷فرزندان ما در مدرسه مشغول تحصیل (یادگیری) هستند. همه کم و بیش با تکالیف "غالبا بدون هدف و تاثیر مثبت بر یادگیری" فرزندانمان مواجه هستیم.
🌷فرزندان با اکراه تکلیف خود را انجام می دهند و ما به عنوان اولیاء بارها مستاصل از حجم، نوع و تکراری بودن تکلیف آنها شده ایم.
🌷معلمین نیز خود راسا و یا غالبا بر اثر فشار اولیاء جهت اثبات فعال بودن کلاس درس، فرزندان ما را درگیر تکالیف درسی بلااثر در یادگیری و بی هدف می نمایند.
🌷مدیران مدارس نیز چشم تیز کرده اند تا صرفا رفتار و کردار فرزندانمان در محیط مدرسه را بابت معیاری برای تعیین نمره انضباط زیر ذره بین داشته باشند.
اگر روزی خورشید از غرب طلوع کند و چهار ضلع مدیران مدارس، معلمین، اولیاء دانش آموزان و دانش آموزان دور یک میز بنشینند و در مورد آنچه در مدرسه و خانه برای آموزش فرزندانمان اتفاق می افتد صادقانه و بدور از هر گونه واهمه و حب و بغض بحث و تبادل نمایند، بدون تردید هیچ کدام از وقایع در حال رخ دادن رضایت نخواهند داشت.
این عدم رضایت می تواند موتور محرک ایجاد تغییر بنیادین در فرآیند آموزش در مدارس گردد. و اینچنین است که هدف "خلق مدارسی که یاد میگیرند" به عنوان هدف مشترک چهار عامل اصلی مدیران، معلمین، اولیاء و دانش آموزان به جای " مدارس نشخوار کننده آنچه معلم می گوید و به عنوان تکلیف تعیین میکند" تعیین خواهد شد. رهبر این تغییر مدیران مدرسه بوده که باید خود و دیگر عوامل نسبت به انجام این مهم متعهد و ثابت قدم باشند.
این فرآیند تغییر در ابتدا باید بطئی و مرحله ای باشد که البته سهل و آسان نیست اما برانگیزاننده و مسرت بخش خواهد بود.
در انجام اقدامات برای این تغییر از تجربه و آزمایش تا حصول موفقیت چند اصل اساسی زیر باید مورد توجه قرار گیرد:
🌹تغییر تنها در صورتی پایدار است که متضمن یادگیری باشد.
🌹تغییر از کوچک آغاز می گردد و بطور موثر رشد می نماید.
🌹گروه های آزمایشی وسیله پرورش تغییر هستند.
🌹گام های اولیه ی تغییر معنا دار و اساسی، پیش کشیدن این دو سوال در باره استراتژی و هدف غالب سازمان(مدرسه)است: "داریم کجا می رویم؟" و "ما برای چه اینجا هستیم؟"
🌹تغییر موفقیت آمیز از طریق لایه های چند گانه رهبری اتفاق می افتد.
🌹چالش ها اجزاء طبیعی تغییر سازمان هستند.
تحقق آنچه عنوان شد بسیار سخت و حتی غیر ممکن به نظر می رسد اما واقعیت این است که هیچ غیر ممکنی وجود ندارد اگر جسارت و همت و ثبات قدم، تعهد مشترک و رسیدن به هدف آرمان مشترک همه طرفها شود.
برداشتی از فصل هشتم کتاب " مدارسی که یاد میگیرند" ص 410تا 412
@LOPOWER
🌲🌲 یادگیری، ضرورت انکارناپذیر
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER
برای ما که درایران زندگی می کنیم گِلِه ونالیدن ازوضع موجود بخشی جداییناپذیر از اوقات روزانه مان است.
این گله ها ماهیتا می تواند به موارد زیر مربوط باشد :
🌹 مدیرانِ نالایق وناکارآمد
🌹بیکاری، رکود ونابسامانی های اقتصادی.
🌹فساد اداری..
🌹.پایین آمدن سطح آموزش عمومی
🌹مشکلات زیست محیطی وخشکسالی
🌹نامشخص بودن آینده فرزندانمان
...اما چه کسی باید این مشکلات راحل کند؟
🌿آیا منتظرِ ظهورِمعجزه یا مدیرانِ اجرایی قهرمان هستیم؟
🌿 آیا خود رادرایجادوتغییر چنین شرایطی دخیل میدانیم؟
🌿آیا نقشی برای خوددربهبودشرایط قایل هستیم؟
باید بپذیریم متوسط هوش ومهارت مدیران همان متوسط هوش جامعه است مگر مواردنادر.
📔برای بهبود وتغییر اوضاع (که درکوتاه مدت نخواهد بود) باید فضا یِ فکری خود ونزدیکان مان راتغییردهیم وبه دنبال "یادگیریِ تفکرسیستمی" باشیم تابه کمک آن بتوانیم بدون تعصب وبدون پیشداوری کلیتِ شرایط موجود را درک نماییم وپس از آن مبادرت به ارائه راه حل های متناسب بنماییم.
📖شاید حاصل مطالعات ویادگیری مان، جاری نمودن تحولاتی باشد که مانند یک جراحی یازایمان سخت باشد.
📕قبل ازهرچیز باید مهارت های تفکرسیستمی رایادبگیریم. به یقین می توان گفت تعداد افرادی که برچنین مهارتی تسلط دارند قلیل وقابل صرف نظر کردن است.
📖مطالعه وفراگیری دانش اولین گام است. اختلاف میزان مطالعه ماایرانی ها بامتوسط کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه بسیار فاحش است
اول باید این "درّه" راپرکنیم.
پس بیاییم وبا کتاب آشتی کنیم.
مجموعه کتابهای "پنجمین فرمان" وازجمله کتاب
"مدارسی که یاد میگیرند" سرآغاز بسیار خوبی برای تغییر نگاه سنتی ویادگیری تفکرسیستمی است.
آبان ماه ماه کتاب است وماه خریدن وهدیه دادن آگاهی است.
تحول، بی زحمت و تلاش اتفاق نمی افتد. جای کتاب رادرسبد هزینه های خانوار مان تثبیت نماییم.
هرماه یک کتاب.
📗من مطالعه کتاب" مدارسی که یادمی گیرند "رابه همه اقشار توصیه می کنم. چون همه عاشق میهن وفرزندان و آینده آنان هستیم.
📗معجزه
شما، سطح آگاهی تان و اراده تغییر است. معجزه ناامید شدن ازهمه وامیدواری به خودتان وایفای نقش تان است.
@LOPOWER