این روزها مدارس بامجموعه ای ازفشارهاوتضیقات مواجه هستند که برای سایر انواع سازمانها ناشناخته است.
موانع به طرز شگفت انگیزی افزایش پیدا کرده است.
موانع به طرز شگفت انگیزی افزایش پیدا کرده است.
کشور های درحال توسعه درحوزه پیشرفت های آموزشی تحصیلی بویژه باتوجه به انتقال آنها به مراحل صنعتی ترشدن(یاپساصنعتی شدن) اقتصادها وتمرکززداتر ودموکرات تر شدن، دولت هاباچالشهای بی سابقه خاص خودشان مواجه هستند
کشور های درحال توسعه درحوزه پیشرفت های آموزشی تحصیلی بویژه باتوجه به انتقال آنها به مراحل صنعتی ترشدن(یاپساصنعتی شدن) اقتصادها وتمرکززداتر ودموکرات تر شدن دولت ها،باچالشهای بی سابقه خاص خودشان مواجه هستند
کشور های درحال توسعه درحوزه پیشرفت های آموزشی تحصیلی بویژه باتوجه به انتقال آنها به مراحل صنعتی ترشدن(یاپساصنعتی شدن) اقتصادها وتمرکززداتر ودموکرات تر شدن دولت ها،باچالشهای بی سابقه خاص خودشان مواجه هستند
@LOPOWER
@LOPOWER
کلاس، مدرسه وجامعه همگی باهم دارای روابط ومناسبات متقابل هستند. هرموفقیتی که شمادریک سطح دارید می تواندبواسطه شایستگی ها، منابع یافهم نامناسب وناکافی دیگری متوقف گردد،بنابراین اگر حتی خودتان وقت یامنابع لازم برای بنا کردن یادگیری درهمه سه سطح راندارید بااین وجودشما نیازمندآگاه بودن ازآنها هستید.
@LOPOWER
@LOPOWER
تمام افراد را در یادگیری و تحول درگیر کنید.
در بعضی مدارس دانش آموزان دریافت کننده، آموزشگران ابلاغ کننده و والدین پشتیبانی کننده هستند. در "یادگیری سازمانی خلاقانه اثربخش" همه یاد میگیرند و همه پشتیبانی می کنند. دانش آموزان بعضن می توانند اثربخش ترین مشوقان یادگیری سازمانی و به نوبه خود یادگیری سازمانی می تواند یکی از قدرتمندترین شیوه های توسعه قابلیتهای دانش آموزان برای موفقیت و یادگیری مادام العمر باشد
@LOPOWER
در بعضی مدارس دانش آموزان دریافت کننده، آموزشگران ابلاغ کننده و والدین پشتیبانی کننده هستند. در "یادگیری سازمانی خلاقانه اثربخش" همه یاد میگیرند و همه پشتیبانی می کنند. دانش آموزان بعضن می توانند اثربخش ترین مشوقان یادگیری سازمانی و به نوبه خود یادگیری سازمانی می تواند یکی از قدرتمندترین شیوه های توسعه قابلیتهای دانش آموزان برای موفقیت و یادگیری مادام العمر باشد
@LOPOWER
این سیستم ها (کلاس، مدرسه وجامعه) دارای تاثیرات متقابلی برهم هستند تااندازه ای که این تاثیرات بعضاً به سختی قابل فهم و مشاهده هستند اما اولویت ها ونیازهای افراد درتمامی سطوح راشکل می دهند. درهرتلاش پرورشی درمدارسی که یادمی گیرند تغییرات یک تفاوت ایجاد خواهدکردفقط بشرطی که آنها درهمه سه سطح اتفاق بیافتد ۱۶
@LOPOWER
@LOPOWER
سه نگرش درباره فرا گرفتن معلمان دراین کتاب وجوددارد :
اول _هرمدرسه باید به عنوان یکی ازمقاصد اصلی اش، ارتقاء وتوسعه، مراقبت وآسایش خاطر (تشخیص وفهم اهمیت) معلمانش راموردتوجه قراردهد
دوم _معلمان بایدمانند مباشر برای همه دانش آموزان، ارتباطشان بایکدیگر وبا اساس دانش راتقویت وپرورش دهند. مباشری به معنی داشتن تعهد نسبت به کل جامعه یادگیرنده مدرسه نه فقط "کلاسِ من" و"دانش آموزانِ من" است.
سوم _معلمان خودشان باید یادگیرنده های مادامالعمر ولاینقطع دانش رشته تخصصی تحصیلی شان ودارای هنر یاددادن وتکامل یافتن درسراسر دوره زندگی شان باشند.
@LOPOWER
اول _هرمدرسه باید به عنوان یکی ازمقاصد اصلی اش، ارتقاء وتوسعه، مراقبت وآسایش خاطر (تشخیص وفهم اهمیت) معلمانش راموردتوجه قراردهد
دوم _معلمان بایدمانند مباشر برای همه دانش آموزان، ارتباطشان بایکدیگر وبا اساس دانش راتقویت وپرورش دهند. مباشری به معنی داشتن تعهد نسبت به کل جامعه یادگیرنده مدرسه نه فقط "کلاسِ من" و"دانش آموزانِ من" است.
سوم _معلمان خودشان باید یادگیرنده های مادامالعمر ولاینقطع دانش رشته تخصصی تحصیلی شان ودارای هنر یاددادن وتکامل یافتن درسراسر دوره زندگی شان باشند.
@LOPOWER
دانش آموزان تنها بازیگرانی هستند که همه جهات سیستم های آشیانه ای تحصیل رامی بینند، باوجودآن نوعا افرادی هستند که کمترین تاثیررادر طراحی این سیستم ها دارند.
دراین کتاب ما دانش آموزان رافقط دریافت کنندگان منفعلِ دانش نمی بینیم بلکه به عنوان آفرینندگان مشترک دانش وداوطلبان تکامل بخشیدن به مدرسه تلقی می کنیم. ۱۷
@LOPOWER
دراین کتاب ما دانش آموزان رافقط دریافت کنندگان منفعلِ دانش نمی بینیم بلکه به عنوان آفرینندگان مشترک دانش وداوطلبان تکامل بخشیدن به مدرسه تلقی می کنیم. ۱۷
@LOPOWER
مادراین کتاب (مدارسی که یادمی گیرند) برنوشتن مطلب برای والدین همانند آموزشگران، اصرار داریم، چراکه برنیاز متقابل آنها به یکدیگر برای بنا نهادن کلاسها ومدارس یادگیرنده واقف هستیم. ۱۸
@LOPOWER
@LOPOWER
گفته ایم مدرسه جایی برای یادگیری وزندگی بزرگسالی محلی برای شناختن است. مادراین کتاب شیوه هایی برای به چالش کشیدن این فرضیات راموردتوجه قرارمی دهیم :هم باتبدیل کردن مدرسه به محیطی که بیشتر درارتقای یادگیری نقش ایفا نماید وهم باتوسعه جوامع که یادگیری رادرتمام اعصار موردحمایت قراردهند. ۲۲
@LOPOWER
@LOPOWER
تازمانی که شما آشکارا وصادقانه وباپذیرش ریسک "مصّونیت ازانتقاد" باهمکلاسی هایتان، سیستم مدرسه وجامعه، مشتاقِ به گفتگو نشستن نباشید نخواهید توانست حتی آغاز کنید، البته دراین صورت قادرنخواهید بود تاب بیاورید. ۲۵
@LOPOWER
@LOPOWER
هرسازمانی محصول اندیشه ها و عمل متقابل اعضای آن است
سازمان بدلیل شیوهها یی که افراد شاغل درآن کار می کنند به نحوی عمل می کند که آن افراد عمل می کنند.
@LOPOWER
سازمان بدلیل شیوهها یی که افراد شاغل درآن کار می کنند به نحوی عمل می کند که آن افراد عمل می کنند.
@LOPOWER
اگر"تغییرات بنیادی "درچگونگی تفکر و عکس العمل افراد وبه همین سان درچگونگی کاووش آنها برای "ایده های جدید "اتفاق نیافتد در آن صورت تمامی بازسازماندهی ها بتدریج محوخواهندشد وراهبردها درجهان آن طورکه بایدوشاید ارتقاء نخواهد یافت.
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
اگر"تغییرات بنیادی "درچگونگی تفکر و عکس العمل افراد وبه همین سان درچگونگی کاووش آنها برای "ایده های جدید "اتفاق نیافتد در آن صورت تمامی بازسازماندهی ها بتدریج محوخواهندشد وراهبردها درجهان آن طورکه بایدوشاید ارتقاء نخواهد یافت.
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
@LOPOWER
"تغییر شیوه تفکرما یعنی تغیرپیوسته نقاط جهت یابی مان. "
مابایدبرای نگاه باطنی ودیدن درون مان وقت بگذاریم :برای آگاه شدن ومطالعه حقایق "ضمنی "که بدیهی فرض مینماییم، شیوه هایی که دانش راایجاد وبه زندگی مان معنی میدهیم وبرای سوداها وآرزوها و انتظاراتی که تحت تاثیر انتخاب های مادرزندگی هستند بایدوقت بگذاریم.
البته ماهمچنین باید نگاه به بیرون هم داشته باشیم :
"ایده های جدید وشیوه های متفاوت فکرکردن وکنش متقابل، اتصال بافرآیندهای متکثر وروابط بیرون از خودمان "راجستجونموده و"آرمان مشترک مان برای جامعه بزرگتر "راروشن نماییم.
تغییر شیوه کنش متقابل ما یعنی بازطراحی نه تنها ساختارهای رسمی سازمان، بلکه "الگوهای ارتباطات نامکشوف وروییت نشده درمیان افراد وسایر جنبه های سیستم مشتمل برسیستم های دانش. "
"افراددرسیستم شماچگونه فکرمیکنند وکنش متقابل انجام میدهند؟ "
آیا آنها میتوانند گفت و شنودهایشان را"بهره ور "نگه دارند یاآنها ازنقطه نظرات شان آنقدربا قوت وشدت دفاع میکنند که سایرین نمی توانند آن رابشنوند؟
آیا آنها دیگران را به خاطر مشکلات موردشماتت قرارمیدهند؟
یا ازنقطه نظر سیستم به عنوان یک کل یعنی جایی که "هیچ کس بصورت منفرد بدلیل وابستگی همه اقدامات به هم مقصر نیست "آن را موردتوجه قرارمیدهند؟ آیا آنها می پندارند که نقطه نظرشان تنها نقطه نظر پذیرفتنی ومسموع است؟ یادرباره "نقطه نظرات متفاوت پرس و جو وکسب اطلاع میکنند؟
آیا آنها آغاز گر صحبت کردن درباره تفاوت هاوتشابهات درامیدها وآرزوهایی که خودودیگران دارند هستند؟
آیا آنها خالصانه علاقمندبه آفرینش چیزجدیدی برای آینده خودشان وآینده جامعه هستند؟
مدارسی که یادمیگیرند شاهکار پیترسنگه
@LOPOWER
حوزههای دانش نه از هم ونه ازافرادی که آن رامطالعه می کنند قابل تفکیک نیست
دانش و یادگیری _فرآیندهای خلق دانش بوسیله افراد _سیستم های زنده وپویایی هستند که از شبکه های غالباً نامریی وغیرقابل روییت ومرتبط به هم ساخته می شود. وچه بسا درزمره پیچیدهترین سیستم های پویا وزنده باشند. ایدیولوژی ماهیت دانش ودانستن، ارزش هاو اعتقادات بنیادین معلم و یادگیرندگان درباره ماهیت تحصیل وتعاملات اجتماعی درمحیط های یادگیری تماما بخش هایی ازآن سیستم زنده هستند _وهمگی برتوانایی گروه ها وافراددر یادگیری تاثیر میگذارد
@LOPOWER
دانش و یادگیری _فرآیندهای خلق دانش بوسیله افراد _سیستم های زنده وپویایی هستند که از شبکه های غالباً نامریی وغیرقابل روییت ومرتبط به هم ساخته می شود. وچه بسا درزمره پیچیدهترین سیستم های پویا وزنده باشند. ایدیولوژی ماهیت دانش ودانستن، ارزش هاو اعتقادات بنیادین معلم و یادگیرندگان درباره ماهیت تحصیل وتعاملات اجتماعی درمحیط های یادگیری تماما بخش هایی ازآن سیستم زنده هستند _وهمگی برتوانایی گروه ها وافراددر یادگیری تاثیر میگذارد
@LOPOWER
موتور محرک یادگیری چشم اندازاست.
قریب به اتفاق سازمان هاازجمله مدارس، این قانون را نادیده می گیرند اما چه بسا حساس ترین عامل موفقیت شان باشد.
رعایت این اصل می تواند توانایی افراد برای یادگیری ورشد راحتی زمانی که موقعیت ومحیط شان به آنهااجازه واختیار رانمی دهد، تامین نماید. ۲۹
@LOPOWER
قریب به اتفاق سازمان هاازجمله مدارس، این قانون را نادیده می گیرند اما چه بسا حساس ترین عامل موفقیت شان باشد.
رعایت این اصل می تواند توانایی افراد برای یادگیری ورشد راحتی زمانی که موقعیت ومحیط شان به آنهااجازه واختیار رانمی دهد، تامین نماید. ۲۹
@LOPOWER