مدارسی که یادمیگیرند
175 subscribers
117 photos
18 videos
5 files
71 links
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
Download Telegram
سلام و شب بخیر - مطالعه کتاب را شروع کردم و همین ساعت هم مشغول مطالعه هستم - مقدمه بسیار غنی دارد و اطلاعات بسیار کاربردی و مفیدی را ارائه نمودید وجمله " باز آفرینی مدارس برای متناسب و پاسخ گو بودن به رشد دانش آموزانی که در دنیای پسا صنعتی بزرگ می شوند " برای هدف اصلی کتاب کفایت می کند - اما پنج فرمان یادگیری موضوعی است فراتر از باز آفرینی مدارس و شاید بتوان گفت این کتاب " باز آفرینی و متناسب سازی بستر یادگیری برای همه افراد در دنیای صنعتی و پسا صنعتی است " در هر صورت متشکرم و انشاالله بعد از مطالعه کامل اظهار نظر خواهم کرد - کتاب ارزشمندی است و از خداوند منان برای جنابعالی سلامتی و توفیق روزافزون مسئلت دارم .
🌺🌺آفرینش یک کلاس پر هیجان
آقای کارول آن کنرسون
رعایت اصل برتری(قابلیت) شخصی
تجلی برتری شخصی در کلاس درس کمک کردن به بچه ها در رمزگشایی از شور و دلبستگی های شان است. جستجوی اینکه آیا آنها باور دارند که اینها امکان پذیر است و پرورش دادن شهامت و شجاعت شان در زیر و رو کردن درون، بدون داوری در باره درست یا غلط بودن شان است. کلاس درس با علایق، آرزوها و استعدادها اشباع می شود. یکی از اهداف من به عنوان معلم بیرون کشیدن درون (محتوای) این منابع انرژی است. بنابراین من بطور منظم درسها را حول و حوش چشم اندازهای شخصی دانش آموزان بنا میکردم. در شرایط مطالعه موضوع یا متن قطعه ادبی از آنها می خواستم دو نکته یا مطلبی که می توانند به دیگران بیاموزند بعلاوه دو مطلبی که دوست داشتند بدانند چگونه آن را انجام دهند اما هرگز برای انجام آن تلاشی نکرده اند را روی کاغذ بنویسند. از پاسخ هایشان یک لیست کار منفرد ایجاد میکردم که آن را با دیگران سهیم می شدیم و مورد بررسی قرار میدادیم. سر انجام دانش آموزان همقطاران را انتخاب می کردند و طرح هایی (نکته هایی) که علاقه همه دانش آموزان برای (در) تدریس و یادگیری را در خود داشت خلق می کردند.
@LOPOWER
🌹🌹آیا دولت نیزمی تواند به نهادی یادگیرنده تبدیل شود؟

درواقع، هیچ سازمانی به اندازه سازمان های ملی بزرگ نیاز به تطبیق با تغییرات زمانی ندارد، اماتبدیل این سازمان ها به سازمان هایی یادگیرنده بسیار دشوار است.
موفقیت تنها وقتی به دست می‌آید که این شرایط مهم قلمدادشود :
۱_اولاً درراس سازمان باید رهبری باشد _دربهترین حالت یعنی مدیرعامل فعال، کوشا وثابت قدم
۲_رهبر باید آمادگی اعلام عمومی اهداف وارزش هایی که قصد یادگیری آن رادارید،داشته باشد
۳_لازم است ازمسولسیاست گزاری سازمان مثل وزارت دفاع حمایت وپشتیبانی وجودداشته باشد
۴_مدیران وکارکنان ادارات بایدمشتاقانه خودرابه عنوان ارایه دهندگان خدماتی به مشتریانی خاص به حساب آورند.
۵_عموماً باید بحرانی (موقعیت یارویدادی که سازمان رابه برنامه ریزی درقالب زمانی طولانی تری ازمعمول ترغیب کند) وجودداشته باشد. بایدزمان کافی برای بر وزتغییرات اختصاص داد.
پ.ف.درمیدان عمل ۵۷۴
@LOPOWER
🌹🌹آیا دولت نیزمی تواند به نهادی یادگیرنده تبدیل شود؟

درواقع، هیچ سازمانی به اندازه سازمان های ملی بزرگ نیاز به تطبیق با تغییرات زمانی ندارد، اماتبدیل این سازمان ها به سازمان هایی یادگیرنده بسیار دشوار است.
موفقیت تنها وقتی به دست می‌آید که این شرایط مهم قلمدادشود :
۱_اولاً درراس سازمان باید رهبری باشد _دربهترین حالت یعنی مدیرعامل فعال، کوشا وثابت قدم
۲_رهبر باید آمادگی اعلام عمومی اهداف وارزش هایی که قصد یادگیری آن رادارید،داشته باشد
۳_لازم است ازمسولسیاست گزاری سازمان مثل وزارت دفاع حمایت وپشتیبانی وجودداشته باشد
۴_مدیران وکارکنان ادارات بایدمشتاقانه خودرابه عنوان ارایه دهندگان خدماتی به مشتریانی خاص به حساب آورند.
۵_عموماً باید بحرانی (موقعیت یارویدادی که سازمان رابه برنامه ریزی درقالب زمانی طولانی تری ازمعمول ترغیب کند) وجودداشته باشد. بایدزمان کافی برای بر وزتغییرات اختصاص داد.
پ.ف.درمیدان عمل ۵۷۴
@LOPOWER
🌷سخنانی از پیتر دراکر در مورد سال 2020

تقریباً در هرچند دهه در طول تاریخ تغییراتی دگرگون ساز رخ می‌دهد که همه‌چیز را همراه با خود تغییر می‌دهد. همان‌طور که پیتر دراکر، نظریه‌پرداز بزرگ مدیریت، در سال ۱۹۹۲ در مجله Harvard Business Review اظهار داشت : «بعد از گذشت چند دهه جوامع خود را سازمان‌دهی مجدد می‌کنند و جهان‌بینی، ارزش‌های بنیادین، ساختارهای اجتماعی و سیاسی، هنر و نهادهای اساسی خود را دگرگون می‌سازند. پنجاه سال دیگر جهان جدیدی به وجود خواهد آمد و افراد آن حتی نمی‌توانند تصور کنند که پدربزرگانشان در چه دنیای زندگی می‌کرده‌اند و پدرانشان در چه جهانی به دنیا آمده‌اند! عصر ما چنین عصری است!»

برای دراکر جهان جدید یک ویژگی بارز و متمایزکننده دارد: تغییر به جامعه دانشی. درواقع دراکر این جهش سرنوشت‌ساز را از سال ۱۹۵۹ پیش‌بینی کرده بود؛ جهش به دنیایی که نیروی کار آن بیشتر با ذهن خود ارزش می‌آفرینند تا با بازوهایشان.

او در آن سال‌ها در آثار خود، ظهور «کار دانشی» را توصیف کرده بود. سه دهه بعد دراکر مطمئن شد که دانش، منبع اقتصادی مهم‌تری نسبت به زمین، کار یدی و یا دارایی‌های مالی است؛ تا حدی که او جامعه آینده را جامعه پساسرمایه داری نام نهاد. او سپس، درست کمی قبل از اینکه در سال ۲۰۰۵ فوت کند، اظهار داشت که «در قرن ۲۱ افزایش بهره‌وری دانشکاران،مهم‌ترین کمکی است که مدیران می‌توانند ارائه دهند».

حال با توجه به نظریات پیتر دراکر سازمان‌های امروزی را چگونه باید اداره کرد؟ در زیر شش جنبه که باید بیشتر موردتوجه قرار گیرد تشریح می‌شود:

۱- تشخیص اطلاعاتی که موردنیاز است: این اطلاعات است که دانشکاران را قادر به انجام شغلشان می‌کند اما فهم اینکه از خیل عظیم اطلاعاتی که می‌توان به دست آورد کدام‌یک مفید است چالش بزرگی است که باید نخست در مورد آن تصمیم‌گیری شود.

۲- دور ریختن دانش به‌دردنخور: توانایی ایجاد روش‌ها و تولید محصولات و خدمات جدید و نوآورانه از طریق دانش یک جنبه دیگر هم دارد و آن هم فراموش کردن و از کار انداختن دانش‌ها، فرایندها و محصولاتی است که قدیمی شده‌اند و پاسخگوی نیازها و مسائل امروز نیستند. چیزی که صاحب‌نظران آن را «یادگیری معکوس» می‌نامند.

۳- دادن استقلال بیشتر به کارکنان: در اقتصاد دانشی چه‌بسا زیردستان در حوزه تخصصی خود بیشتر و بهتر از مدیران اطلاعات و دانش دارند و ازاین‌رو تصمیم‌گیرندگان بهتری هستند. پس شیوه فرماندهی و کنترل سازمان‌های سنتی که همه قدرت و اختیار را به مدیران می‌داد باید برچیده شود.

۴- ایجاد سازمان یادگیرنده: شاید آسیب‌پذیرترین سرمایه از انواع مختلف آن، همین سرمایه دانشی باشد که درصورتی‌که رشد نکند از بین خواهد رفت. بنابراین فقط در سازمان یادگیرنده است که دانش رشد می‌کند و به‌درستی به کار گرفته می‌شود.

۵- تقویت حس هدفمندی: دانشکاران نمی‌توانند مانند کارگران سنتی صرفاً چند وظیفه جزئی را انجام دهند. آن‌ها در صورتی انگیزه پیدا می‌کنند که بدانند هدف از انجام کارها چیست و بتوانند وظایف خود را به چشم‌اندازها و اهداف عالی‌تری پیوند بزنند.

۶- حساسیت اخلاقی نسبت به آثار اقتصاد دانش محور: در اقتصادی که دانش ابزار اصلی تولید است، ممکن است کسانی که بنابر ماهیت شغلشان چندان دانشی نیستند، دچار تبعیض و محرومیت شوند ولی باید توجه کرد که به قول دراکر «یک کسب‌وکار سالم نمی‌تواند در یک جامعه مریض رشد یابد».

منبع :
Harvard Business Review




@LOPOWER
Nazarnejada:
🌹همه بچه ها میتوانند یاد بگیرند🌹
امیدواری، بسیاری از افراد را برای آموختن در وهله اول جذب می نماید، یادآوری اینکه همه بچه ها می توانند یاد بگیرند به حفظ و زنده نگه داشتن آن امید کمک میکند.
ص 155 کتاب مدارسی که یاد میگیرند

@LOPOWER
🌹تئوری هوش های متعدد با پنج فرمان

یادگیری تاثیر عمیق بسیار زیادی ایجاد می نماید. زمانی که شما حوزه های قوت خود و حوزه هایی که نیازمند تقویت آن هستید را شناسایی می نمایید، یک چشم انداز و دید روشن تر از خودتان و آرمان هایتان کسب می کنید. این تئوری نشان میدهد که مدل های ذهنی در باره قابلیت های دیگران چقدر اعتبار جزئی و ناتمامی(ناقصی) دارد. زمانی که تشخیص می دهید افرادی پیرامون شما با مهارت ها و نقاط قوتی که شما فاقد آن هستید وجود دارند، فهم به هم متکی بودن فعال یادگیری تیمی را آغاز می نمایید. و با دیدن و فهم تاثیر هوش های چندگانه بر سیستم فرهنگ یک شهر-جایی که افراد با نقاط قوت متفاوت این امکان را برای هم فراهم می نمایند که موفق شوند- شما می توانید از شدت نگرانی در باره اینکه کسی باهوش ترین است بکاهید.
ص185 کتاب مدارسی که یاد میگیرند.
مدارسی که یادمیگیرند:
🌹تئوری هوش های متعدد با پنج فرمان

یادگیری تاثیر عمیق بسیار زیادی ایجاد می نماید. زمانی که شما حوزه های قوت خود و حوزه هایی که نیازمند تقویت آن هستید را شناسایی می نمایید، یک چشم انداز و دید روشن تر از خودتان و آرمان هایتان کسب می کنید. این تئوری نشان میدهد که مدل های ذهنی در باره قابلیت های دیگران چقدر اعتبار جزئی و ناتمامی(ناقصی) دارد. زمانی که تشخیص می دهید افرادی پیرامون شما با مهارت ها و نقاط قوتی که شما فاقد آن هستید وجود دارند، فهم به هم متکی بودن فعال یادگیری تیمی را آغاز می نمایید. و با دیدن و فهم تاثیر هوش های چندگانه بر سیستم فرهنگ یک شهر-جایی که افراد با نقاط قوت متفاوت این امکان را برای هم فراهم می نمایند که موفق شوند- شما می توانید از شدت نگرانی در باره اینکه کسی باهوش ترین است بکاهید.
ص185 کتاب مدارسی که یاد میگیرند.
🌺🌺فرازهایی از ژرف اندیشی های پیترسنگه
مدارسی که یادمیگیرند:
🌺🌺فرازهایی از ژرف اندیشی های پیترسنگه _لازمه پایدار بودن فرآیند تغییر بنیادی، تغییر بنیادی شیوه فکرکردن است. _من دلمشغولی وامید به ظهور مدیر عامل قهرمان رانوعی اعتیاد فرهنگی می دانم، هنگامی که بانیازهای
مدارسی که یادمیگیرند:
مدارسی که یادمیگیرند:
🌺🌺فرازهایی از ژرف اندیشی های پیترسنگه _لازمه پایدار بودن فرآیند تغییر بنیادی، تغییر بنیادی شیوه فکرکردن است. _من دلمشغولی وامید به ظهور مدیر عامل قهرمان رانوعی اعتیاد فرهنگی می دانم، هنگامی که بانیازهای عملی درفرآیند تغییر بنیادی روبه رومیشویم، به جای اینکه توانایی وقابلیت های رهبری رادرسازمان ایجاد کرده وتوسعه بدهیم، بیشتر به دنبال رهبر قهرمانیم. DOC @LOPOWER
🌹ژرف اندیشی های پیترسنگه. _درگذشته، مدیران عامل وهیات های مدیره بااین مسئله درگیر بودند که چگونه دیگران رادرسازمان خودتغییر بدهند اما امروز بیشتر آنها متوجه شده اند که نحوه تفکر و رفتارایشان باید تغییر کند. DOC. @LOPOWER
Forwarded from زیست یاران حامی محیط زیست ایران
دریافت نظرات شما ازطریق لینک زیر :
@AMIRHOOSHANG48
🌺تاریخ بی خِرَدی
🌹🌹تاریخ بی خِرَدی. بی خردی زمان و مکان نمی شناسد، بی زمان وجهان شمول است _اگر چه عقاید وعادات هرزمان وهرمکان خاص شکلی معین به آن می دهد، ارتباطی به نوع نظام ندارد :هم سلطنت ممکن است موجد آن باشد هم حکومت یک اقلیت قدرت طلب (الیگارشی)، وهم مردم سالاری (دموکراسی). ویژه ملت یاطبقه بخصوصی هم نیست. طبقه کارگر وحکومت های کمونیستیِ نماینده آن، همان گونه که تاریخ دوران اخیر به خوبی نشان داد.،درمسندِقدرت بخردانه تر یا کارسازتر ازطبقه متوسط عمل نکردند... ممکن است بپرسید ازآنجا که اصرار درکژاندیشی یا در بی خردی جزء فطرت آدمی است، آیا می توان ازحکومت هاانتظاردیگری داشت؟ چیز نگران کننده آن است که بی خردیِ حکومت اثرِ بیشتر برشماری بیشتر می گذارد تا بی خِرَدی های فردی. ازاین رو حکومت ها وظیفه سنگین تری دارند که برطبق عقل وخِرَد رفتارکنند. این درست، ولی بشرکه ازدیر باز به این امر آگاه بوده است. پس چرا همنوعان ما احتیاط به خرج نداده اند وحفاظی دربرابر آن برنیافراشته اند؟... درطیِ دوهزاروپانصد سال گذشته، فیلسوفان سیاسی ازافلاطون وارسطوگرفته تاتوماس آکویناس وماکیاولی وهابز ولاک وروسو وجفرسون ومدیسِن وهمیلتون ونیچه ومارکس قسمتِ اعظم اندیشه خودرا وقف مسائل اخلاق وحاکمیت وپیمان اجتماعی وحقوق بشر وفساد قدرت وتعادلِ بین آزادی ونظم کرده‌اند. درمیان این ها، سوای ماکیاولی (که درباره حکومت بدان گونه که هست می اندیشد نه آن گونه که بایدباشد) کمتر کسی به بی خردی چندان وقعی نهاده است، درصورتی که بی خردی ازدیر باز مشکلی مزمن وهمه گیربوده است... از کتاب "تاریخ بی خِرَدی" نوشته باربارا تاکمن ترجمه حسن کامشاد. @LOPOWER
مدارسی که یادمیگیرند:
🌹🌹تاریخ بی خِرَدی. بی خردی زمان و مکان نمی شناسد، بی زمان وجهان شمول است _اگر چه عقاید وعادات هرزمان وهرمکان خاص شکلی معین به آن می دهد، ارتباطی به نوع نظام ندارد :هم سلطنت ممکن است موجد آن باشد هم حکومت یک اقلیت قدرت طلب (الیگارشی)، وهم مردم سالاری (دموکراسی). ویژه ملت یاطبقه بخصوصی هم نیست. طبقه کارگر وحکومت های کمونیستیِ نماینده آن، همان گونه که تاریخ دوران اخیر به خوبی نشان داد.،درمسندِقدرت بخردانه تر یا کارسازتر ازطبقه متوسط عمل نکردند... ممکن است بپرسید ازآنجا که اصرار درکژاندیشی یا در بی خردی جزء فطرت آدمی است، آیا می توان ازحکومت هاانتظاردیگری داشت؟ چیز نگران کننده آن است که بی خردیِ حکومت اثرِ بیشتر برشماری بیشتر می گذارد تا بی خِرَدی های فردی. ازاین رو حکومت ها وظیفه سنگین تری دارند که برطبق عقل وخِرَد رفتارکنند. این درست، ولی بشرکه ازدیر باز به این امر آگاه بوده است. پس چرا همنوعان ما احتیاط به خرج نداده اند وحفاظی دربرابر آن برنیافراشته اند؟... درطیِ دوهزاروپانصد سال گذشته، فیلسوفان سیاسی ازافلاطون وارسطوگرفته تاتوماس آکویناس وماکیاولی وهابز ولاک وروسو وجفرسون ومدیسِن وهمیلتون ونیچه ومارکس قسمتِ اعظم اندیشه خودرا وقف مسائل اخلاق وحاکمیت وپیمان اجتماعی وحقوق بشر وفساد قدرت وتعادلِ بین آزادی ونظم کرده‌اند. درمیان این ها، سوای ماکیاولی (که درباره حکومت بدان گونه که هست می اندیشد نه آن گونه که بایدباشد) کمتر کسی به بی خردی چندان وقعی نهاده است، درصورتی که بی خردی ازدیر باز مشکلی مزمن وهمه گیربوده است... از کتاب "تاریخ بی خِرَدی" نوشته باربارا تاکمن ترجمه حسن کامشاد. @LOPOWER
🌷🌷نظرِراهگشایِ یکی ازخوانندگان ژرف اندیش کتاب مدارسی که یادمی گیرند. با سلام و آرزوی بهروزی و تشکر از ترجمه کتاب ارزشمند مدارسی که یاد میگیرند
من چهار فصل از کتاب رو مطالعه کردم لذا بر آن شدم تا یک توضیح کلی به عنوان یک تجربه از یک خواننده خدمتتان ارائه نمایم تا در صورتی که با من هم عقیده باشید و مناسب برای سایر خوانندگان نیز باشد از طریق کانال در اختیار سایرین نیز قرار گیرد.
فصل اول کتاب به طرح مطالبی بنیانی در خصوص آموزش یادگیرنده محور و سپس به معرفی ویژگیهای مدرسه عصر صنعتی می پردازد و در ادامه به معرفی جایگزین این نوع مدارس که هدف اصلی کتاب تبیین و معرفی ویژگیهای آن هست پرداخته است.
در فصل دوم پنج فرمان اصلی یادگیری باضافه فرمان تکمیلی "چرخهای یادگیری" به عنوان فرمانهای اجرایی کردن آموزش یادگیرنده محور به تفصیل معرفی شده است.
میتوان گفت این دو فصل کتاب دارای مفاهیم سنگین و مشکلی است که درک آنها نیاز به چندباره خوانی و تامل و تعمق دارد.
فصل سوم و چهارم کتاب مطالب تقریبا بر مبنای اصول سازمانهای یادگیرنده بصورت کاربردی که غالبا بر اساس تجربیات عملی نویسندگان در هر بخش می باشد، نگارش شده است.
در مجموع میتوان گفت از فصل سوم به بعد فهم مطالب راحتتر و البته کاربردی تر برای محیطهای آموزشی شده است. لذا من فکر میکنم اگر کسی کتاب پنجمین فرمان رو مطالعه نکرده باشد و با مطالعه فصل های سوم و چهارم همچنان دچار سختی و سنگینی مفاهیم نهفته در تجربیات عملی باشد بهتر است مطالعه این کتاب را تا بعد از مطالعه کتاب پنجمین فرمان بتاخیر بیاندازد.
کتاب پنجمین فرمان ابتدا به تفصیل به چرایی و چگونگی شکل گیری تئوری سازمانهای یادگیرنده، و سپس چیستی آن می پردازد. و همین میتواند به درک مفاهیم پایه ای سازمانهای یادگیرنده کمک کرده که بالطبع درک مطالب کتاب مدارسی که یاد میگیرند را ساده تر خواهد کرد. @LOPOWER