مدارسی که یادمیگیرند
175 subscribers
117 photos
18 videos
5 files
71 links
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
Download Telegram
🌹🌹تفکرسیستمی
نظم تفکرسیستمی، روش متفاوتِ بررسی ونگریستن به مسائل واهداف را ارائه می نماید _نه به عنوانِ وقایعِ مجزاومنفرد بلکه به عنوان جزیی ازیک ساختاربزرگتر.
هرسیستم، کلیتی درک شده است که عناصر ش "باهم معلق" هستند چراکه بصورت پیوسته همدیگررا تحت تاثیر قرار می دهند.
@LOPOWER
🌹معلمان به مثابه طراحان محیط یادگیری
کلاس های درس می توانند برای هدایت منظم افراد به یک حالت "جریان طبیعی" طراحی شوند. آن جریان طبیعی اهمیت و ارزش قائل شدن برای تمرینات و بکارگیری شیوه هایی است که تعمق و پرسش گری را می آموزد و ابزار هایی که درک سیستم ها را رواج و پرورش داده و نیز گذاشتن وقت برای تمرکز صریح روی آرمان و تشریک مساعی است. 👈چراکه در کلاس هر آنچه محصول بهبود شیوه های تفکر و تاثیر متقابل باشد به مراتب قدرتمندتر و تاثیر گذارتر از آنچه که بصورت تصادفی و اتفاقی روی می دهد خواهد بود.👉
ص 151 کتاب مدارسی که یاد میگیرند.

@LOPOWER
🌺چرادردسر؟

🌹🌹چراباید سازمان یادگیرنده بسازیم؟
🌹🌹🌹چراباید خودرابه تلاش های بلند مدت برای درک وتعبیر چگونگی اندیشیدن وخود، پایبند کنیم؟


پاسخ :چون به دنبال عملکرد عالی هستیم
پیترسنگه FDF
🌺چرادردسر؟

🌹🌹چراباید سازمان یادگیرنده بسازیم؟
🌹🌹🌹چراباید خودرابه تلاش های بلند مدت برای درک وتعبیر چگونگی اندیشیدن وخود، پایبند کنیم؟


پاسخ :چون به دنبال عملکرد عالی هستیم
پیترسنگه FDF

@LOPOWER
🌷پیش نیاز های تطبیق باشرایطِ پیشِ رو (تحولات جهان)

۱_توانایی آموختنِ چگونگی انتشار وتوزیع قدرت به گونه ای منظم وغیرآشفته است.
بایدبیاموزیم چگونه قدرت رابه گونه‌ای توزیع کنیم که خودکنترلی، جای کنترل اجباری رابگیرد.
۲_ویژگی دوم، درک سیستمی است،
مادرباره مشکلاتی که نیازمند راه حل علمی وتفکری تقلیل گرایانه است، خوب کارمی کنیم. اما بدون شک درباره مسائلی که نیازمند درک ونگاه سیستمی است بسیار ضعیف هستیم.
۳_سومین ویژگی که سازمان های قرن ۲۱ ام به آن احتیاج دارند گفتگو است.
این تنها ابزار عالی یادگیری درسازمان است.
۴_پیروی داوطلبانه
سازمان های نسل جدید نیازمند زیر دستان وپیروان داوطلب هستند.
بسیاری ازرهبران ما به دنبال پیروانِ داوطلب نیستند، بلکه فقط به کنترل می اندیشند.
پروفسور پیترسنگه FDF
@LOPOWER
🌹🌹همه بچه ها می توانند یاد بگیرند
عبارت "همه بچه ها می توانند یاد بگیرند" در سالهای اخیر متداول شده است. تعدادی از نوآوری های آموزشی مبتنی بر این گزاره است. این مفهوم با تحقیق روی ادراک و قابلیت های اجتماعی که حکایت از آن دارد که هر بچه هر نوجوان و هر بزرگسالی استعداد جامه عمل پوشاندن به یک هدف مهم را دارد حمایت می شود- اگر شرایط یادگیری مورد حمایت قرار گیرد و اگر به هر قابلیت فردی بها داده شود.
...
یک کلاس یادگیرنده مستلزم متدها و زیر ساختی است که همه افراد شرایط پرورش آگاهانه موفقیت همدیگر را فراهم نمایند. این به معنی تمرکز بر تغییر سبک تفکر و تاثیر متقابل افراد و بازشناسی دانش آموزانی که به شیوه های متفاوت یاد میگیرند و قابلیت هایشان از بدو تولد ثابت نیست، می باشد. در چنین کلاسی دانش آموزان، آن بخش از هدف شان که مطمئن شان می سازد در کلاس از عهده اش بر می آیند را تشخیص میدهند.
ص 154 کتاب مدارسی که یاد می گیرند

@LOPOWER.
🌷تعلیم دادن به مثابه تلاش اخلاقی

هرشغلی نیازمند قدری پرسشگری مدبرانه است.
اما این بویژه برای تدریس مهم است چراکه تدریس یک فهم ودریافتِ اخلاقی ومعنوی است.
تدریس صرفا مجموعه‌ای از مهارت های فنی برای منتقل کردن دانش به دانش آموزان (ودانشجویان) منتظر نیست.
تدریس، درگیر شدن درمراقبت ازبچه ها و مسئولیت پذیری درقبال توسعه و پیشرفت شان دریک جامعه دموکراتیکِ پیچیده است.
به عبارت دیگر معلمان (واساتید) نیازمندِ تفکر نه فقط درباره" معانی "درسی که تدریس می کنند بلکه" سرانجام "آن چیزی که آنها به آن منظور تدریس می کنندهستند.
انجام این کار یک تعهد سنگین را متوجه کسانی می نماید که تدریس می کنند. ۴۱۸ STL
@LOPOWRR
🌹چهارده ویژگی ضروری کلیدی برای رشد عقلانی بچه‌ها

۱_پشتکار
۲_کاهش پیروی ازوسوسه های ناگهانی
۳_گوش کردن به دیگران (بادرک وهمدلی)
۴_انعطاف پذیری درفکر کردن
۵_فراتر بودن از معرفت ادراکی
۶_جدوجهد برای درستی ودقت
۷_پرسشگری وطرح مسائل
۸_استفاده از تجربیات ودانش گذشته
۹_ابتکار، آفرینندگی، بصیرت، خلاقیت
۱۰_صراحت زبان واندیشه
۱۱_جمع آوری اطلاعات ازطریق تمام حس ها
۱۲_بروز دادن حس شوخ طبعی
۱۳_حیرت، کنجکاوی وکنجکاوی
۱۴_تفکریاری رسان وهوش اجتماعی

@LOPOWER
مدارسی که یادمیگیرند:
🌹چهارده ویژگی ضروری کلیدی برای رشد عقلانی بچه‌ها

۱_پشتکار
۲_کاهش پیروی ازوسوسه های ناگهانی
۳_گوش کردن به دیگران (بادرک وهمدلی)
۴_انعطاف پذیری درفکر کردن
۵_فراتر بودن از معرفت ادراکی(آگاهی ازتفکرمان)
۶_جدوجهد برای درستی ودقت
۷_پرسشگری وطرح مسائل
۸_استفاده از تجربیات ودانش گذشته
۹_ابتکار، آفرینندگی، بصیرت، خلاقیت
۱۰_صراحت زبان واندیشه
۱۱_جمع آوری اطلاعات ازطریق تمام حس ها
۱۲_بروز دادن حس شوخ طبعی
۱۳_حیرت، کنجکاوی وکنجکاوی
۱۴_تفکریاری رسان وهوش اجتماعی
۲۹۸ STL

@LOPOWER
Nazarnejada:
🌹همه بچه ها میتوانند یاد بگیرند🌹
امیدواری، بسیاری از افراد را برای آموختن در وهله اول جذب می نماید، یادآوری اینکه همه بچه ها می توانند یاد بگیرند به حفظ و زنده نگه داشتن آن امید کمک میکند.
ص 155 کتاب مدارسی که یاد میگیرند

@LOPOWER
Hooshang Ezati Amini:
سلام روز همه دوستان بخیر و به میل
ازاینکه مطالب لینک مربوط به کتاب
"مدارسی که یادمیگیرند" اثر ماندگار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش راپی میگیرید ازشما سپاسگزارم. سوالی که مطرح می شود این است :
چه ضرورت ونیازی لزوم فراگیری درمورد" سازمان یادگیرنده "را دروجود ماتقویت می نماید؟
این کتاب ومطالب مندرج در آن چه مشکلی راازماحل میکند؟
به نظر من اینکه ازاوایل قرن بیست و یکم مجلات ومنابع معتبر هریک بنوعی پیترسنگه راجزو ۱۰ نفر (تاپ تن) تاثیرگذار درحوزه مدیریت معرفی میکنند ویا جزو ۲۴ نفری که بیشترین تاثیر را در.....
نه اینها نیست. باید ابتدا به شرایط خودمان بازگردیم وسپس به قابلیت های این تئوری دربهبود وتغییر شرایط ما.
"جامعه یادگیری سازمانی" یا SOL که در ۳۰ کشور فعالیت دارد وبیش از ۶۰۰۰۰ متخصص عضو شاخه آمریکا ی شمالی هستند تمام حرفش روی
"نظام مدیریت وتفکر سیستمی" است
وآن راچاره حل مشکلاتِ نه فقط کشورها بلکه جهان می داند.
اگر مقدمه کتاب رامطالعه کرده باشید متوجه موارد زیر شده اید :
ازسال ۱۹۸۰تا ۲۰۱۵ یعنی ۳۵ سال قبل تاحال تولید ناخالص چین ازرقم ۲۰۲ درسال ۱۹۸۰ به رقم ۱۰۶۴۱ میلیارد دلار درسال ۲۰۱۵ رسیده است به عبارتی
"اقتصاد چین درمدت ۳۵ سال ۵۰ برابرشده است"
درهمین مدت اقتصاد جهان ۷/۵ برابر شده، یعنی چین ۷ برابر متوسط اقتصاد جهان رشدداشته است
##درهمین مدت اقتصادایران ۴برابر شده است یعنی حدود ۰/۶ متوسط رشد اقتصاد جهان وکمتر از ۰/۱ متوسط رشد اقتصاد چین رشدداشته است.
این فاجعه راکسی نمی تواند توجیه نماید. مابه سیستمی بودن دانش وتوسعه توجهی نداشته ایم.
دراینجا توجه شما رابه دوموضوع جلب می نمایم :
۱_توضیح پیترسنگه درمورد نوشتن مقدمه برای ترجمه چینی کتاب پنجمین فرمان درسال ۱۹۹۴
۲_حضور پیترسنگه دو ماه در سال درچین برای عملیاتی نمودن
"مدارسی که یادمیگیرند"
۱_پیترسنگه درپایان کتاب پنجمین فرمان درمیدان عمل (جلدسوم ازاین مجموعه)
مینویسد :
{دراواسط سال ۱۹۹۴ _زمانی که این کتاب به چاپ رسید _ترجمه چینی از "پنجمین فرمان" به چاپ رسید. به نظر ماترجمه چینی این کتاب به خاطر اثری که اقتصاد چین باتمام دنیا گذاشته است، اهمیت زیادی دارد.چین هم مانند سایر اقتصاد های درحال ظهورآسیا، آفریقا وامریکای جنوبی با چالش ورود به قرن بیست و یکم وحفظ دانش انباشته درقرن های پیشین روبروست. آیا چین برای دستیابی به رشداقتصادی باید الگوهای غربی رابه کارببندد؟ یاباید شکل جدیدی از سرمایه‌داری راباتوجه به ظرافت های این فرآیند ویکپارچگی تفکر سنتی وصنعتی تدوین کند؟
پروفسور شووینگ یانگ _همکارودوستم _ازمن خواست پیشگفتاری برای نسخه چینی بنویسم. اوگفت برای نوشتن "فقط فکرکن" وتصورکن که هزاران چینی درمقابل شما نشسته اندومیخواهند به حرفهای صمیمی و ساده شما که ازذهنتان، قلبتان وروحتان برمی آیند گوش دهند.......... ما روزها وماهها فکر میکنیم اما شما دهه ها ونسل ها فکرمیکنید. مابه زمان بصورت رقیب نگاه میکنیم، امافکرمیکنم شما زمان راهم پیمان و دوست خودمی دانید.
بنابراین، ماباعلاقه خاص ورودجامعه چینی به دنیای مدرن رادنبال میکنیم.. }
@AMIRHOOSHANG48
سلام و شب بخیر - مطالعه کتاب را شروع کردم و همین ساعت هم مشغول مطالعه هستم - مقدمه بسیار غنی دارد و اطلاعات بسیار کاربردی و مفیدی را ارائه نمودید وجمله " باز آفرینی مدارس برای متناسب و پاسخ گو بودن به رشد دانش آموزانی که در دنیای پسا صنعتی بزرگ می شوند " برای هدف اصلی کتاب کفایت می کند - اما پنج فرمان یادگیری موضوعی است فراتر از باز آفرینی مدارس و شاید بتوان گفت این کتاب " باز آفرینی و متناسب سازی بستر یادگیری برای همه افراد در دنیای صنعتی و پسا صنعتی است " در هر صورت متشکرم و انشاالله بعد از مطالعه کامل اظهار نظر خواهم کرد - کتاب ارزشمندی است و از خداوند منان برای جنابعالی سلامتی و توفیق روزافزون مسئلت دارم .
🌺🌺آفرینش یک کلاس پر هیجان
آقای کارول آن کنرسون
رعایت اصل برتری(قابلیت) شخصی
تجلی برتری شخصی در کلاس درس کمک کردن به بچه ها در رمزگشایی از شور و دلبستگی های شان است. جستجوی اینکه آیا آنها باور دارند که اینها امکان پذیر است و پرورش دادن شهامت و شجاعت شان در زیر و رو کردن درون، بدون داوری در باره درست یا غلط بودن شان است. کلاس درس با علایق، آرزوها و استعدادها اشباع می شود. یکی از اهداف من به عنوان معلم بیرون کشیدن درون (محتوای) این منابع انرژی است. بنابراین من بطور منظم درسها را حول و حوش چشم اندازهای شخصی دانش آموزان بنا میکردم. در شرایط مطالعه موضوع یا متن قطعه ادبی از آنها می خواستم دو نکته یا مطلبی که می توانند به دیگران بیاموزند بعلاوه دو مطلبی که دوست داشتند بدانند چگونه آن را انجام دهند اما هرگز برای انجام آن تلاشی نکرده اند را روی کاغذ بنویسند. از پاسخ هایشان یک لیست کار منفرد ایجاد میکردم که آن را با دیگران سهیم می شدیم و مورد بررسی قرار میدادیم. سر انجام دانش آموزان همقطاران را انتخاب می کردند و طرح هایی (نکته هایی) که علاقه همه دانش آموزان برای (در) تدریس و یادگیری را در خود داشت خلق می کردند.
@LOPOWER
🌹🌹آیا دولت نیزمی تواند به نهادی یادگیرنده تبدیل شود؟

درواقع، هیچ سازمانی به اندازه سازمان های ملی بزرگ نیاز به تطبیق با تغییرات زمانی ندارد، اماتبدیل این سازمان ها به سازمان هایی یادگیرنده بسیار دشوار است.
موفقیت تنها وقتی به دست می‌آید که این شرایط مهم قلمدادشود :
۱_اولاً درراس سازمان باید رهبری باشد _دربهترین حالت یعنی مدیرعامل فعال، کوشا وثابت قدم
۲_رهبر باید آمادگی اعلام عمومی اهداف وارزش هایی که قصد یادگیری آن رادارید،داشته باشد
۳_لازم است ازمسولسیاست گزاری سازمان مثل وزارت دفاع حمایت وپشتیبانی وجودداشته باشد
۴_مدیران وکارکنان ادارات بایدمشتاقانه خودرابه عنوان ارایه دهندگان خدماتی به مشتریانی خاص به حساب آورند.
۵_عموماً باید بحرانی (موقعیت یارویدادی که سازمان رابه برنامه ریزی درقالب زمانی طولانی تری ازمعمول ترغیب کند) وجودداشته باشد. بایدزمان کافی برای بر وزتغییرات اختصاص داد.
پ.ف.درمیدان عمل ۵۷۴
@LOPOWER
🌹🌹آیا دولت نیزمی تواند به نهادی یادگیرنده تبدیل شود؟

درواقع، هیچ سازمانی به اندازه سازمان های ملی بزرگ نیاز به تطبیق با تغییرات زمانی ندارد، اماتبدیل این سازمان ها به سازمان هایی یادگیرنده بسیار دشوار است.
موفقیت تنها وقتی به دست می‌آید که این شرایط مهم قلمدادشود :
۱_اولاً درراس سازمان باید رهبری باشد _دربهترین حالت یعنی مدیرعامل فعال، کوشا وثابت قدم
۲_رهبر باید آمادگی اعلام عمومی اهداف وارزش هایی که قصد یادگیری آن رادارید،داشته باشد
۳_لازم است ازمسولسیاست گزاری سازمان مثل وزارت دفاع حمایت وپشتیبانی وجودداشته باشد
۴_مدیران وکارکنان ادارات بایدمشتاقانه خودرابه عنوان ارایه دهندگان خدماتی به مشتریانی خاص به حساب آورند.
۵_عموماً باید بحرانی (موقعیت یارویدادی که سازمان رابه برنامه ریزی درقالب زمانی طولانی تری ازمعمول ترغیب کند) وجودداشته باشد. بایدزمان کافی برای بر وزتغییرات اختصاص داد.
پ.ف.درمیدان عمل ۵۷۴
@LOPOWER
🌷سخنانی از پیتر دراکر در مورد سال 2020

تقریباً در هرچند دهه در طول تاریخ تغییراتی دگرگون ساز رخ می‌دهد که همه‌چیز را همراه با خود تغییر می‌دهد. همان‌طور که پیتر دراکر، نظریه‌پرداز بزرگ مدیریت، در سال ۱۹۹۲ در مجله Harvard Business Review اظهار داشت : «بعد از گذشت چند دهه جوامع خود را سازمان‌دهی مجدد می‌کنند و جهان‌بینی، ارزش‌های بنیادین، ساختارهای اجتماعی و سیاسی، هنر و نهادهای اساسی خود را دگرگون می‌سازند. پنجاه سال دیگر جهان جدیدی به وجود خواهد آمد و افراد آن حتی نمی‌توانند تصور کنند که پدربزرگانشان در چه دنیای زندگی می‌کرده‌اند و پدرانشان در چه جهانی به دنیا آمده‌اند! عصر ما چنین عصری است!»

برای دراکر جهان جدید یک ویژگی بارز و متمایزکننده دارد: تغییر به جامعه دانشی. درواقع دراکر این جهش سرنوشت‌ساز را از سال ۱۹۵۹ پیش‌بینی کرده بود؛ جهش به دنیایی که نیروی کار آن بیشتر با ذهن خود ارزش می‌آفرینند تا با بازوهایشان.

او در آن سال‌ها در آثار خود، ظهور «کار دانشی» را توصیف کرده بود. سه دهه بعد دراکر مطمئن شد که دانش، منبع اقتصادی مهم‌تری نسبت به زمین، کار یدی و یا دارایی‌های مالی است؛ تا حدی که او جامعه آینده را جامعه پساسرمایه داری نام نهاد. او سپس، درست کمی قبل از اینکه در سال ۲۰۰۵ فوت کند، اظهار داشت که «در قرن ۲۱ افزایش بهره‌وری دانشکاران،مهم‌ترین کمکی است که مدیران می‌توانند ارائه دهند».

حال با توجه به نظریات پیتر دراکر سازمان‌های امروزی را چگونه باید اداره کرد؟ در زیر شش جنبه که باید بیشتر موردتوجه قرار گیرد تشریح می‌شود:

۱- تشخیص اطلاعاتی که موردنیاز است: این اطلاعات است که دانشکاران را قادر به انجام شغلشان می‌کند اما فهم اینکه از خیل عظیم اطلاعاتی که می‌توان به دست آورد کدام‌یک مفید است چالش بزرگی است که باید نخست در مورد آن تصمیم‌گیری شود.

۲- دور ریختن دانش به‌دردنخور: توانایی ایجاد روش‌ها و تولید محصولات و خدمات جدید و نوآورانه از طریق دانش یک جنبه دیگر هم دارد و آن هم فراموش کردن و از کار انداختن دانش‌ها، فرایندها و محصولاتی است که قدیمی شده‌اند و پاسخگوی نیازها و مسائل امروز نیستند. چیزی که صاحب‌نظران آن را «یادگیری معکوس» می‌نامند.

۳- دادن استقلال بیشتر به کارکنان: در اقتصاد دانشی چه‌بسا زیردستان در حوزه تخصصی خود بیشتر و بهتر از مدیران اطلاعات و دانش دارند و ازاین‌رو تصمیم‌گیرندگان بهتری هستند. پس شیوه فرماندهی و کنترل سازمان‌های سنتی که همه قدرت و اختیار را به مدیران می‌داد باید برچیده شود.

۴- ایجاد سازمان یادگیرنده: شاید آسیب‌پذیرترین سرمایه از انواع مختلف آن، همین سرمایه دانشی باشد که درصورتی‌که رشد نکند از بین خواهد رفت. بنابراین فقط در سازمان یادگیرنده است که دانش رشد می‌کند و به‌درستی به کار گرفته می‌شود.

۵- تقویت حس هدفمندی: دانشکاران نمی‌توانند مانند کارگران سنتی صرفاً چند وظیفه جزئی را انجام دهند. آن‌ها در صورتی انگیزه پیدا می‌کنند که بدانند هدف از انجام کارها چیست و بتوانند وظایف خود را به چشم‌اندازها و اهداف عالی‌تری پیوند بزنند.

۶- حساسیت اخلاقی نسبت به آثار اقتصاد دانش محور: در اقتصادی که دانش ابزار اصلی تولید است، ممکن است کسانی که بنابر ماهیت شغلشان چندان دانشی نیستند، دچار تبعیض و محرومیت شوند ولی باید توجه کرد که به قول دراکر «یک کسب‌وکار سالم نمی‌تواند در یک جامعه مریض رشد یابد».

منبع :
Harvard Business Review




@LOPOWER
Nazarnejada:
🌹همه بچه ها میتوانند یاد بگیرند🌹
امیدواری، بسیاری از افراد را برای آموختن در وهله اول جذب می نماید، یادآوری اینکه همه بچه ها می توانند یاد بگیرند به حفظ و زنده نگه داشتن آن امید کمک میکند.
ص 155 کتاب مدارسی که یاد میگیرند

@LOPOWER