مدارسی که یادمیگیرند
175 subscribers
117 photos
18 videos
5 files
71 links
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
Download Telegram
🎄۳_آرمان مشترک

سرعت بخشیدن به تحقق آرمانهای افراد، تصادفی انجام نمی شود، نیازمند صرف زمان، دقت و راهبرداست. برای پشتیبانی ازچنین فرآیند خلاقانه ای، افراد نیازمند دانستن این هستند که آنها برای بیان آنچه درباره هدف، مقصود وچشم انداز می خواهند بگویند بدون هیچ مانع، محدودیت یا امکان تلافی جویی، آزادی واقعی دارند.
@LOPOWER
Forwarded from Deleted Account
🌺..امن ترین پیش بینی تغییر است.
مدارس دیگرنبایددانش آموزانِ هماهنگ باجهان بیست سال پیش تربیت نمایند زیراآن جهان ابدا وجودنخواهد داشت "
پیترسنگه استاد ممتاز MIT
🌺حضور
مابه این باوررسیده ایم که قلبِ ظرفیت موردنیاز برای ورود به عرصه آینده "حضور" است.
ابتدا "حضور" رابه عنوان
کاملاً آگاه وهُشیار بودن درلحظه کنونی به حساب می آوردیم.
سپس به ارزشِ "حضور" به عنوانِ
گوش وتوجه کردنِ عمیق، فراتر بودن فرد ازتعصبات، پیشداوری ها وشیوه های تاریخیِ منطقی بودن، پی بردیم.
مابه اهمیت رهاشدن ازقید و بندِهویت های قدیمی ونیاز به کنترل وآن گونه که سالک میگوید :
"انتخاب هایی برای خدمت به تکامل زندگی" رسیدیم.
نهایتا مابه درک ودیدنِ همه این جنبه های "حضور" به عنوانِ هدایت به حالت"جواز ورود"ِ مشارکت هشیارانه درصحنه بزرگتر برای تغییر رسیدیم.
زمانی که این حالت اتفاق می افتدمیدان عمل متحول می شود ونیروهای شکل دهنده موقعیت می توانند ازبازآفرینی گذشته به سمت متجلی شدن یا واقعیت پیدا کردنِ آینده درحال ظهور حرکت نمایند
@LOPOWER
☑️كامرون هارولد

♦️چگونه فرزندانمان را برای کارآفرین شدن تربیت کنیم؟!

سیستم آموزشی ما به بچه ها میگوید بروید وکیل و مهندس و دکتر بشوید، رسانه ها فوتبالیست شدن و هنرمند شدن رو تبلیغ میکنند، تو خونه همه دنبال این هستیم که بچه هایمان درس خوان و تحصیل کرده بشوند و ...

کجای این آموزش و تربیت به بچه ها یاد میدهد کارآفرین بشوند؟
برای خودشان کسب و کار داشته باشند؟
شرکت تاسیس کنندو صاحب کار باشند؟
تجارت کنند و تاجر بوشند؟
تقریبا هیچ جا!
کلا در حال آموزش به بچه هایمان هستیم که توی زندگی اصلا ریسک نکنند و همیشه توی عافیت زندگی کنند. کارمند جاهای خوبی بشوند و حقوق بگیر باشند

چکار کنیم که بچه هامون را کارآفرین بار بیاریم؟

1_ پول تو جیبی دادن به بچه ها عادتیه که ذاتا بچه ها رو غیر مستقل و حقوق بگیر بار میاورد. بچه ها رو منتظر پرداخت منظم بار میاورد. مواجب بگیر و این دقیقا مخالف روحیه کارآفرینی ست.
به نظر میرسد راه حل مناسب این باشه که پول تو جیبی بچه ها مشروط بشه به کمکی که به خانواده میکنند و ارزشی که برای خانواده ایجاد میکنند. یاد بگیرندکه در صورت کمک به خانواده و انجام یک کار خلاقانه و خوب میتوانند پول توجیبی های متغیر بگیرند.

هم خلاقیت پروش پیدا میکند و هم حقوق بگیر و مواجب بگیر نمیشوند.

2_ هر شب براشون قصه نخوانید. 4 شب شما قصه بخوانید و 3 شب بخواهید انها برای شما قصه بگویند. کارآفرین باید بتواند سناریو ایجاد کند و دیگران را تحت تاثیر قرار بدهد.

3_ بچه ها رو تشویق کنید جلوی دوستان خود راجع به اسباب بازیهایشان و بازی هایی که بلدهستند سخنرانی کنند. به آنها یاد بدهید که روی بقیه تاثیر بگذارند و دوستانشان رو با خودشون همراه و هم نظر کنند.

4_ اگه جایی مثلا توی رستورانی میروید و خدمات نامناسبی میگیرید به بچه ها یاد بدید که خدمات نامناسب رو تشخیص بدن و بتوانند انتقاد کنند.

5_ بعضی از ویژگی های کارآفرینی که باید در بچه ها تقویت بشود این ها هستند: نتیجه گرایی، استمرار، رهبری، درون نگری، همبسته بودن

@LOPOWER
یادگیری تیمی
صف بندی
... صف بندی بر مرتب کردن یک گروه از عناصر و اجزای متفرق، از طریق تنظیم همگی آنها بر یک آگاهی و وقوف مشترک از همدیگر، مقاصد و واقعیت جاریشان، طوری که در قالب کل عمل نمایند دلالت دارد.
...
در یک کلاس، زمانی که دانش آموزان همگی احساس درگیری با تلاش یادگیری مشترک و نه فقط یادگیری منفرد داشته باشند، صف بندی توسعه و گسترش می یابد.در یک مدرسه یا جامعه، صف بندی با قابلیت دیدن، فهمیدن و احترام قائل شدن برای همدیگر و برقراری بعضی مدل های ذهنی مشترک در باره واقعیت آغاز می شود.
@LOPOWER
🌺یادگیری تیمی
گفت و شنود
گفت و شنود افراد را برای به حالت تعلیق در آوردن فرضیات شان ترغیب می نماید. این به معنی انداختن فرضیات به کناری حتی بطور موقت نیست بلکه دیدن و فهم نگرش و رفتار شماست اگر احساس متفاوتی را ایجاد می کردید. این به معنی جست و جو و مورد بررسی قرار دادن فرضیات تان از نقطه نظر و دیدگاه جدیدی است: پیش کشیدن، آشکار و عیان کردن آنها، دادن وزن قابل ملاحظه به آنها و تلاش برلی فهم جایی که این فرضیات از آنها سرچشمه میگیرند است.
@LOPOWER
◀️نتایج یک نظرسنجی در بارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان

✏️دکتر مقصود فراستخواه (جامعه‌شناس) یک پیمایش آزمایشی در سطح ملی،که پرسش‌هایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان به شکل الکترونیکی با کمک تعدادی از اعضای هئیت علمی دانشگاه های سراسر کشور انجام داده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود که اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفه‌ها از خلقیات ایرانی مربوط می‌شود؟

نتایج برحسب رتبه،به شرح زیراست:

📍بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.

📍در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحث‌انگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت می‌شوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل می‌گیرند.

📍در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوت‌های منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.

📍 در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهان‌کاری می‌کنند و غالباً شفاف نیستند.

📍در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانی‌ها خودمدارند؛ بیشتر خواسته‌های خود را مبنا قرار می‌دهند. بیش از این که به خواسته‌های جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، می‌خواهند خود را نجات دهند.

📍در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره می‌شود.

📍در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.

📍سرانجام معتقد بودند ایرانی‌ها به سختی می‌توانند گفت‌و‌گو و توافق پایداری انجام دهند.

منبع : کتاب ما ایرانیان، صفحۀ ۲۰، نشر نی
@LOPOWER
🌹تفکرسیستمی
نتیجه این پیمایش ونظرسنجی برموارد زیر درجامعه ایرانی تاکیددارد که قطعاً موانع جدی توسعه تلقی می‌شود :
۱ _ضعف درکار جمعی وتیمی
۲_انتقاد ناپذیری
۳_قضاوت منفی درغیاب دیگران
۴_عدم شفافیت
۵_چیرگی احساسات برخردورزی
۶_ضعف دررسیدن به توافق درگفتگو

تمامی ۶مورد فوق الذکر بیماری سازمان های یادگیرنده است ودرمورد آن درمنابع پنجمین فرمانی مخصوصا" 'مدارسی که یادمیگیرند" به تفصیل موردواکاوی قرارگرفته است.
@LOPOWER
🌹تفکرسیستمی
نتیجه این پیمایش ونظرسنجی برموارد زیر درجامعه ایرانی تاکیددارد که قطعاً موانع جدی توسعه تلقی می‌شود :
۱ _ضعف درکار جمعی وتیمی
۲_انتقاد ناپذیری
۳_قضاوت منفی درغیاب دیگران
۴_عدم شفافیت
۵_چیرگی احساسات برخردورزی
۶_ضعف دررسیدن به توافق درگفتگو

تمامی ۶مورد فوق الذکر بیماری سازمان های یادگیرنده است و درمنابع پنجمین فرمانی مخصوصا" 'مدارسی که یادمیگیرند" به تفصیل موردواکاوی قرارگرفته است.
۱_فرمان یادگیری تیمی، نحوه نهادینه سازی کارتیمی راموردتوجه قرارمیدهد
۲_فرمان مدلهای ذهنی پذیرش انتقاد وشفافیت رابصورت جدی موردتوجه قرارمیدهد
۳_فرمان تفکرسیستمی حاکمیت منطق وعقلانیت مبتنی بر یادگیری رابصورت مدل های مدلل مطرح مینماید
۴_موضوع گفتگووتوافق درفرمان های مدلهای ذهنی ویادگیری تیمی موردمدّاقه قرارگرفته است
@LOPOWER
پیش بینی 20 اقتصاد بزرگ دنیا در سال 2050⬆️

ترکیه و عربستان به ترتیب در رتبه های 12 و 19 جهان قرار خواهند گرفت. ایرانیان برای عقب نماندن از قافله، باید کاری جدی در اقتصاد خود بکنند.

@eghtesaderooz
🌺تفکر سیستمی

پشت هر الگوی رفتار، یک ساختار سیستمی هست- مجموعه ای از عوامل بی ارتباط که روی هم تاثیر متقابل دارند، اگر چه ممکن است آنها از نظر زمانی و مکانی کاملا از هم جدا باشند و حتی علیرغم اینکه تشخیص روابط شان مشکل باشد. وقتی که با دقت بررسی نمودید این ساختار ها موقعیت بزرگترین اهرم را آشکار می نمایند: یعنی جاهایی که جزئی ترین میزان تلاش، موجبات بزرگترین تاثیر به نفع تغییر را فراهم خواهد ساخت. این ها لزوما موقعیت های بالاتر سطح اختیار و ریاست نیستند، جاهایی هستند که مجاری ریشه دار علت و معلول، بیشترین آمادگی تاثیرپذیری را دارند.
@LOPOWER
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ،
ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ،
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ.

"ﺭﺍﺳﻞ"
🌷ارسال علائم

افراد پر مشغله درپست های ریاست _معلمان، اولیاء، مدیران مدرسه، روسا وهمقطاران آنها _اغلب ازچگونگی تاثیر شیوه بیان ولحنی که استفاده می کنند و فرق آنچه که مدنظر آنها ست باآنچه که دیگران از پیامهایشان تعبیر می کنند غافل هستند.
مثلاً معلمانی که ازعبارت "دانش آموزان ِدرمعرضِ خطر" استفاده می کنند ناآگاهانه این باور راکه نقطه ضعفِ خودِ دانش آموزان _شخصیت، منش یاسوابق خانوادگی _آنها رادرمعرضِ خطرقرار داده است راتقویت می کنند. ازآنجا که آن نقاط ضعف وایرادها ازبین نمی روند می توان استنباط کرد که دانش آموزهمیشه درمعرضِ مخاطره خواهد‌بود.
برعکس، معلمانی که درباره دانش آموزان با لحن "موقعیت های مخاطره آمیز" صحبت می کنند به دیگران وخودشان خاطرنشان می سازند که اوضاع واحوال می تواند تغییر نماید. (یاباید تغییر نماید) این به آنها درانتقال ازمقصرشماری وسرزنش کردن دانش آموزان وسوق دادن آنها به جستجوی راه حل های اساسی تردر جهت حل مسائل دانش آموز کمک می کند. 217

@LOPOWER
💐تغییر درسازمان
ازتجربه و آزمایش تاحصول موفقیت چند اصل اساسی بایدمورد توجه قرارگیرد :
۱_تغییر تنهادرصورتی پایداراست که متضمن یادگیری باشد
۲_تغییر ازکوچک آغاز می گردد وبطورموثر رشد می نماید.
۳_گروههای آزمایشی وسیله پرورش تغییر هستند.
۴_گامهای اولیه تغییر معنادار واساسی، پیش کشیدن این دوسوال درباره استراتژی وهدفِ غالب سازمان است :

🌹"داریم کجا می رویم؟"
و
🌹🌹مابرای چه اینجا هستیم؟
۵_تغییرِ موفقیت آمیز از طریق لایه های چندگانه رهبری اتفاق می افتد.
۶_چالش هااجزاء طبیعیِ تغییر سازمان هستند. ۴۱۲
@LOPOWER
🌺🌺واقعا چقدر برای تغییر وضعیت خود هزینه میکنیم

آنگونه که نمودار بالا ونیز بررسی های داخلی نشان می دهد سرانه مطالعه کشور روزانه ۱۲ دقیقه می باشد یعنی حدود یک دهم سرانه کشوری مانند هند.!

یکی ازشاخص ها برای میزان مطالعه می تواند ازهزینه ای که هرفرد برای خرید کتاب دارد استنباط شود.
بطور معمول هزینه کردن حداقل یک درصد ازدرآمد خانوار برای خرید کتاب نُرم مناسب وعنوان شده ای است.
اما آیادر عمل چنین چیزی اتفاق می افتد؟

مسلما جواب منفی است. دربسیاری ازموارد حتی افراد تحصیلکرده هم کتاب درسبد خریدشان جایی ندارد واین یک سیستم علت ومعلولی است. متقابلا نویسندگان واصحاب کتاب هم تمایل شان برای تولید کم میشود.
وقتی درکشوری تعداد آرایشگاه ها پنجاه برابر کتابخانه هایش دریک بازه زمانی رشد داشته باشد نمی توان انتظار داشت اتفاق خارق‌العاده ای درذهن وزندگی افراد آن کشور بوقوع بپیوندد.
حتی شرکت ها وادارات حاضرند سالانه میلیون ها تومان بابت خرید وهدیه دادن سررسیدنامه های بی خاصیت هزینه نمایند اما از هزینه نمودن بخشی از این پول برای خرید و کادو دادن کتاب خودداری میکنند. انتظار معجزه نمی توان داشت
هرچه بکاریم همان رابرداشت میکنیم. بیاییم پیش قدم باشیم درخریدومطالعه وسپس درهدیه دادن کتاب.
🌺🌺واقعا چقدر برای تغییر وضعیت خود هزینه میکنیم

آنگونه که نمودار بالا ونیز بررسی های داخلی نشان می دهد سرانه مطالعه کشور روزانه ۱۲ دقیقه می باشد یعنی حدود یک دهم سرانه کشوری مانند هند.!

یکی ازشاخص ها برای میزان مطالعه می تواند ازهزینه ای که هرفرد برای خرید کتاب دارد استنباط شود.
بطور معمول هزینه کردن حداقل یک درصد ازدرآمد خانوار برای خرید کتاب نُرم مناسب وعنوان شده ای است.
اما آیادر عمل چنین چیزی اتفاق می افتد؟

مسلما جواب منفی است. دربسیاری ازموارد حتی افراد تحصیلکرده هم کتاب درسبد خریدشان جایی ندارد واین یک سیستم علت ومعلولی است. متقابلا نویسندگان واصحاب کتاب هم تمایل شان برای تولید کم میشود.
وقتی درکشوری تعداد آرایشگاه ها پنجاه برابر کتابخانه هایش دریک بازه زمانی رشد داشته باشد نمی توان انتظار داشت اتفاق خارق‌العاده ای درذهن وزندگی افراد آن کشور بوقوع بپیوندد.
حتی شرکت ها وادارات حاضرند سالانه میلیون ها تومان بابت خرید وهدیه دادن سررسیدنامه های بی خاصیت هزینه نمایند اما از هزینه نمودن بخشی از این پول برای خرید و کادو دادن کتاب خودداری میکنند. انتظار معجزه نمی توان داشت
هرچه بکاریم همان رابرداشت میکنیم. بیاییم پیش قدم باشیم درخریدومطالعه وسپس درهدیه دادن کتاب.

@LOPOWER