امروز داشتم یه سری داکیومنت و پست درباره AI Agents و تعاملشون با دیتابیس رو بالا و پایین میکردم... واقعیت اینه که خروجی مستقیم LLM به SQL یا همون NL2SQL توی محیط Production هنوز خیلی ریسکی و ترسناکه. ت
استفاده از استراتژی Hybrid. یعنی از LLM فقط برای Labeling و استخراج Intent استفاده کنیم (مثلاً وقتی کاربر میگه «فروش دو هفته آخر مرداد»، مدل فقط بیاد این رو به پارامترهای زمانی مشخص تبدیل کنه) و بعدش با Logic کد خودمون، Query نهایی رو بسازیم.
تجربه شخصی منم توی پروژههای قبلی همینه... سپردن کل پروسه Join زدن و Query نوشتن به Agent، مخصوصاً روی دیتابیسهای شلوغ و پیچیده، تهش به Hallucination و کندی ختم میشه. توی Reddit هم بحثهای زیادی بود که Agentها بدون Guardrailهای درست، ممکنه حتی دستورات مخرب بزنن یا دیتای کاملاً اشتباه تحویل بدن که فاجعهست.
برای پیادهسازی، فریمورکهایی مثل LangChain و LlamaIndex ابزارهای خوبی مثل SQLDatabaseToolkit دارن، ولی به نظرم برای کارهای جدیتر باید سراغ LangGraph رفت تا کنترل بیشتری روی Loopهای تصحیح خطا داشته باشیم. حتماً قبل اجرا باید از پکیجهایی مثل sqlglot برای Validate کردن استفاده بشه تا مطمئن شیم فقط SELECT انجام میشه و ساختار کوئری سالمه.
امنیت اینجا حرف اول رو میزنه. همیشه باید از Read-only User استفاده کرد و Row-level security رو جدی گرفت (اعمال LIMIT اجباری و Timeout هم برای جلوگیری از Runaway Queries واجبه) وگرنه Agent با یه Query سنگین ممکنه کل زیرساخت رو بخوابونه.
بیشترین ارزش افزوده این Agentها فعلاً برای دموها و Internal Tools هست که آدمهای غیرفنی بتونن راحتتر با دیتا کار کنن... ولی برای سیستمهای حساس، حتماً باید خروجی رو قبل اجرا به کاربر نشون داد تا تایید نهایی رو بگیره.
🛠 Join @LLMEngineers Community
استفاده از استراتژی Hybrid. یعنی از LLM فقط برای Labeling و استخراج Intent استفاده کنیم (مثلاً وقتی کاربر میگه «فروش دو هفته آخر مرداد»، مدل فقط بیاد این رو به پارامترهای زمانی مشخص تبدیل کنه) و بعدش با Logic کد خودمون، Query نهایی رو بسازیم.
تجربه شخصی منم توی پروژههای قبلی همینه... سپردن کل پروسه Join زدن و Query نوشتن به Agent، مخصوصاً روی دیتابیسهای شلوغ و پیچیده، تهش به Hallucination و کندی ختم میشه. توی Reddit هم بحثهای زیادی بود که Agentها بدون Guardrailهای درست، ممکنه حتی دستورات مخرب بزنن یا دیتای کاملاً اشتباه تحویل بدن که فاجعهست.
برای پیادهسازی، فریمورکهایی مثل LangChain و LlamaIndex ابزارهای خوبی مثل SQLDatabaseToolkit دارن، ولی به نظرم برای کارهای جدیتر باید سراغ LangGraph رفت تا کنترل بیشتری روی Loopهای تصحیح خطا داشته باشیم. حتماً قبل اجرا باید از پکیجهایی مثل sqlglot برای Validate کردن استفاده بشه تا مطمئن شیم فقط SELECT انجام میشه و ساختار کوئری سالمه.
امنیت اینجا حرف اول رو میزنه. همیشه باید از Read-only User استفاده کرد و Row-level security رو جدی گرفت (اعمال LIMIT اجباری و Timeout هم برای جلوگیری از Runaway Queries واجبه) وگرنه Agent با یه Query سنگین ممکنه کل زیرساخت رو بخوابونه.
بیشترین ارزش افزوده این Agentها فعلاً برای دموها و Internal Tools هست که آدمهای غیرفنی بتونن راحتتر با دیتا کار کنن... ولی برای سیستمهای حساس، حتماً باید خروجی رو قبل اجرا به کاربر نشون داد تا تایید نهایی رو بگیره.
🛠 Join @LLMEngineers Community
👍11❤2
اگه دنبال «استخراج دیتا» هستی، یعنی فقط میخوای خروجی نهایی مدلت یه فرمت خاص داشته باشه (مثلاً لیست فاکتورها یا دستهبندی تیکت) مستقیم برو سراغ Structured Output. اینجا هدف اینه که مدل رو مجبور کنی دقیقاً طبق Schema تو حرف بزنه. ضریب خطاش هم خیلی کمتره چون توی سطح توکن محدود میشه و خروجی ۱۰۰ درصد معتبر میده.
اما اگه قراره مدل «تصمیم بگیره» که کاری انجام بده، مثلاً بره فلان API رو چک کنه یا توی دیتابیس بگرده، اونجاست که Function Calling میاد وسط. اینجا JSON فقط یه واسطهست برای اینکه پارامترهای اون Action رو بهت بده تا تو اجراشون کنی و دوباره نتیجه رو برگردونی به مدل... یعنی یه جریان دوطرفه و Agentic.
🛠 Join @LLMEngineers Community
اما اگه قراره مدل «تصمیم بگیره» که کاری انجام بده، مثلاً بره فلان API رو چک کنه یا توی دیتابیس بگرده، اونجاست که Function Calling میاد وسط. اینجا JSON فقط یه واسطهست برای اینکه پارامترهای اون Action رو بهت بده تا تو اجراشون کنی و دوباره نتیجه رو برگردونی به مدل... یعنی یه جریان دوطرفه و Agentic.
🛠 Join @LLMEngineers Community
❤1
یه سری گزارش و بنچمارک جدید درباره Chunking توی سیستمهای RAG دیدم که خیلی از ابهامهام رو برطرف کرد... واقعیت اینه که هنوزم خیلیا دارن از Fixed-size Splitting استفاده میکنن که توی پروژههای جدی جواب نمیده و باعث میشه Context توی پاراگرافها تیکه پاره بشه و مدل گیج بزنه.
هنوز هم Recursive Character Splitting امنترین نقطه شروع برای اکثر داکیومنتهاست. توی داکیومنت ها روی حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ توکن با ۱۰ تا ۲۰ درصد Overlap تاکید شده بود که معمولاً تعادل خوبی بین Precision و هزینه Embedding ایجاد میکنه. اما اگه دیتای تخصصی مثل متون حقوقی یا پزشکی داری، استراتژیهای Semantic و Hierarchical قطعا خیلی بهترن.
با اینکه Semantic Chunking هزینه پردازشی بالاتری داره (چون برای هر جمله باید Embedding بگیری) ولی چون بر اساس شباهت معنایی و شکستهای منطقی متن رو تقسیم میکنه، حدود ۹ درصد Recall رو بهتر میکنه. من خودم توی پروژه قبلی دیدم که وقتی از Parent-Document Retrieval استفاده کردیم (یعنی تیکههای کوچیک برای سرچ و تیکههای بزرگتر برای کانتکست LLM) دقت جوابها به طرز عجیبی بالا رفت.
رویکردهای جدیدتر مثل Late Chunking هم دارن ترند میشن. ایدهش اینه که کل سند رو یکجا Embed کنی و بعد نمایشهای میانی رو تیکهتیکه کنی تا ارتباط بین جملات حفظ بشه. نکته طلایی که خیلیا نادیده میگیرن Metadata Augmentation هست... اضافه کردن تیترها، خلاصهها و تگهای منبع به هر Chunk، فیلتر کردن رو موقع بازیابی خیلی دقیقتر میکنه.
به نظرم به جای هایپ روی مدلهای خفنتر، باید روی همین جزئیات وقت گذاشت.
🛠 Join @LLMEngineers Community
هنوز هم Recursive Character Splitting امنترین نقطه شروع برای اکثر داکیومنتهاست. توی داکیومنت ها روی حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ توکن با ۱۰ تا ۲۰ درصد Overlap تاکید شده بود که معمولاً تعادل خوبی بین Precision و هزینه Embedding ایجاد میکنه. اما اگه دیتای تخصصی مثل متون حقوقی یا پزشکی داری، استراتژیهای Semantic و Hierarchical قطعا خیلی بهترن.
با اینکه Semantic Chunking هزینه پردازشی بالاتری داره (چون برای هر جمله باید Embedding بگیری) ولی چون بر اساس شباهت معنایی و شکستهای منطقی متن رو تقسیم میکنه، حدود ۹ درصد Recall رو بهتر میکنه. من خودم توی پروژه قبلی دیدم که وقتی از Parent-Document Retrieval استفاده کردیم (یعنی تیکههای کوچیک برای سرچ و تیکههای بزرگتر برای کانتکست LLM) دقت جوابها به طرز عجیبی بالا رفت.
رویکردهای جدیدتر مثل Late Chunking هم دارن ترند میشن. ایدهش اینه که کل سند رو یکجا Embed کنی و بعد نمایشهای میانی رو تیکهتیکه کنی تا ارتباط بین جملات حفظ بشه. نکته طلایی که خیلیا نادیده میگیرن Metadata Augmentation هست... اضافه کردن تیترها، خلاصهها و تگهای منبع به هر Chunk، فیلتر کردن رو موقع بازیابی خیلی دقیقتر میکنه.
به نظرم به جای هایپ روی مدلهای خفنتر، باید روی همین جزئیات وقت گذاشت.
🛠 Join @LLMEngineers Community
👍11❤1
امروز مدل LongCat-2.0 منتشر شد (همون Owl Alpha معروف OpenRouter) یه غول 1.6T پارامتری MoE که فقط 48B فعال داره.
چیزی که برام جالب بود اینه که کل این پروژه روی ASICهای چینی (Huawei Ascend) جمع شده و خبری از NVIDIA نبوده. 35T توکن دیتا دیده و ادعا میکنن توی SWE-bench Pro حتی GPT-5.5 رو هم زده.
ساختارش بر پایه LongCat-Flash بنا شده ولی با یه سری خلاقیت جالب مثل N-gram Embedding که فضای Embedding رو بدون سنگین کردن Inference تا ۱۰۰ برابر بازتر میکنه.
واسه هندل کردن 1M Context اومدن LongCat Sparse Attention یا همون LSA رو دادن که یه جورایی تکاملیافته DeepSeek Sparse Attention محسوب میشه. سیستم Indexing رو سه لایه کردن (Streaming-aware، Cross-Layer و Hierarchical) تا کوئری زدن توی سکانسهای میلیونی، کمر سختافزار رو نشکنه.
من خودم تو پروژههای قبلی با مدلهای Long Context زیاد ور رفتم، معمولاً Performance بعد یه مدتی افت میکنه ولی اینا میگن روی صدها میلیارد توکن دیتای یک میلیون توکنی تمرینش دادن، یعنی فقط RoPE Scaling خالی نیست...
نکته اصلی اینه که کلاً Agent-centric طراحی شده. تمرکزش روی Tool Calling و Coding هست. با Claude Code و Hermes قشنگ جفتوجور میشه. قیمتگذاریاش هم برای ۱ میلیون توکن خروجی ۱.۲ دلاره که فعلاً رقابتیه.
هنوز فایل Weights توی Hugging Face نیست و فقط Model Card رو گذاشتن...
اینجا Technical blog اش رو میتونید بخونید:
https://longcat.chat/blog/longcat-2.0/
🛠 Join @LLMEngineers Community
چیزی که برام جالب بود اینه که کل این پروژه روی ASICهای چینی (Huawei Ascend) جمع شده و خبری از NVIDIA نبوده. 35T توکن دیتا دیده و ادعا میکنن توی SWE-bench Pro حتی GPT-5.5 رو هم زده.
ساختارش بر پایه LongCat-Flash بنا شده ولی با یه سری خلاقیت جالب مثل N-gram Embedding که فضای Embedding رو بدون سنگین کردن Inference تا ۱۰۰ برابر بازتر میکنه.
واسه هندل کردن 1M Context اومدن LongCat Sparse Attention یا همون LSA رو دادن که یه جورایی تکاملیافته DeepSeek Sparse Attention محسوب میشه. سیستم Indexing رو سه لایه کردن (Streaming-aware، Cross-Layer و Hierarchical) تا کوئری زدن توی سکانسهای میلیونی، کمر سختافزار رو نشکنه.
من خودم تو پروژههای قبلی با مدلهای Long Context زیاد ور رفتم، معمولاً Performance بعد یه مدتی افت میکنه ولی اینا میگن روی صدها میلیارد توکن دیتای یک میلیون توکنی تمرینش دادن، یعنی فقط RoPE Scaling خالی نیست...
نکته اصلی اینه که کلاً Agent-centric طراحی شده. تمرکزش روی Tool Calling و Coding هست. با Claude Code و Hermes قشنگ جفتوجور میشه. قیمتگذاریاش هم برای ۱ میلیون توکن خروجی ۱.۲ دلاره که فعلاً رقابتیه.
هنوز فایل Weights توی Hugging Face نیست و فقط Model Card رو گذاشتن...
اینجا Technical blog اش رو میتونید بخونید:
https://longcat.chat/blog/longcat-2.0/
🛠 Join @LLMEngineers Community
❤4⚡2👍1
یه تست باحال انجام دادن که ببینن Frameworkهای هوش مصنوعی چقدر با "فهمِ" ماشین سازگارن. لنگگراف با اختلاف اول شده... کلاً ۱ دقیقه و ۴۲ ثانیه طول کشیده تا ایجنت بفهمه چطوری باید نصبش کنه و یه Hello World سالم باهاش بالا بیاره. این نشون میده که داکیومنتهاشون برای ایجنتها عالی بهینه شده.
باید بگم که DX یا همون تجربه توسعهدهنده دیگه فقط واسه ما آدما نیست. وقتی فریمورکی مثل Mastra شش دقیقه وقت ایجنت رو میگیره و کلی Error میده، یعنی ساختارش برای اتوماسیون هنوز پخته نیست. من تو پروژههای ایجنتیک، LangGraph رو به خاطر کنترل دقیق روی State و لوپها ترجیح میدم. این بنچمارک ثابت کرد چرا خروجی کدش معمولاً تمیزتر درمیاد؛ چون مدل موقع خوندن مستنداتش کمتر گیج میشه.
https://2027.dev/arena/ai-frameworks
🛠 Join @LLMEngineers Community
باید بگم که DX یا همون تجربه توسعهدهنده دیگه فقط واسه ما آدما نیست. وقتی فریمورکی مثل Mastra شش دقیقه وقت ایجنت رو میگیره و کلی Error میده، یعنی ساختارش برای اتوماسیون هنوز پخته نیست. من تو پروژههای ایجنتیک، LangGraph رو به خاطر کنترل دقیق روی State و لوپها ترجیح میدم. این بنچمارک ثابت کرد چرا خروجی کدش معمولاً تمیزتر درمیاد؛ چون مدل موقع خوندن مستنداتش کمتر گیج میشه.
https://2027.dev/arena/ai-frameworks
🛠 Join @LLMEngineers Community
👍8🔥3👌1
دوستان من دنبال موقعیت شغلی دورکاری، تمام وقت یا پاره وقت هستم
اگه شرکتتون AI Engineer نیاز داشت، خیلی ممنون میشم بهم اطلاع بدید.
رزومه من رو اینجا میتونید ببینید :
mshojaei77.github.io/about.html
ایدی تلگرام:
@realshojaeii
اگه شرکتتون AI Engineer نیاز داشت، خیلی ممنون میشم بهم اطلاع بدید.
رزومه من رو اینجا میتونید ببینید :
mshojaei77.github.io/about.html
ایدی تلگرام:
@realshojaeii
LLMs: From Foundation to Production
Portfolio
A comprehensive tutorial for mastering Large Language Models (LLMs) – from core mathematics and computing principles to production deployment, advanced applications, and emerging research trends.
❤9⚡1👌1
AI Engineers pinned «دوستان من دنبال موقعیت شغلی دورکاری، تمام وقت یا پاره وقت هستم اگه شرکتتون AI Engineer نیاز داشت، خیلی ممنون میشم بهم اطلاع بدید. رزومه من رو اینجا میتونید ببینید : mshojaei77.github.io/about.html ایدی تلگرام: @realshojaeii»
AI Engineers
https://lnkd.in/p/eYMtGpDU
شهریار توی این اسلایدهای تعاملی، از همون پله اول یعنی Tokenization شروع کرده و تا مفاهیم پیچیدهتر و Multimodal پیش رفته. برای منی که شب تا صبح با کد و مدل درگیرم، دیدن اینکه چطور این مفاهیم انتزاعی به شکل بصری پیاده شدن، واقعاً لذتبخش و البته کاربردیه.
جدیدا دنیای LLMها پر شده از هایپهای الکی، اما این کار شهریار فاکتورهای آکادمیک رو با جذابیتهای بصری قاطی کرده تا بفهمی واقعاً زیر پوسته این مدلها چی میگذره.
https://insidellm.shahriarshm.com
🛠 Join @LLMEngineers Community
جدیدا دنیای LLMها پر شده از هایپهای الکی، اما این کار شهریار فاکتورهای آکادمیک رو با جذابیتهای بصری قاطی کرده تا بفهمی واقعاً زیر پوسته این مدلها چی میگذره.
https://insidellm.shahriarshm.com
🛠 Join @LLMEngineers Community
👍7❤1
AI Engineers
https://x.com/philhchen/status/2072793818945167475?s=46
خلاصه:
هوش مصنوعی هر کاری که بشه براش تابع هزینه (loss function) تعریف کرد، به زودی میگیره. دانشگاه و سیستم آموزشی هم دقیقاً همین ساختار رو دارن.
پس کارای واقعاً باحال، باارزش و پولساز این دهه، دقیقاً همون کارهایی هستن که تو فرآیند آموزش مدل نمیشه بهشون نمره داد.
پس چیکار کنیم؟
برو سراغ منابع واقعاً کمیاب: زمان، رابطههای عمیق و کانکشنهای قوی
یاد بگیر مسئله پیدا کنی، نه فقط مسئلههای دیگران رو حل کنی
همیشه جاهطلبانهترین نسخهی ممکن از هر مشکلی رو انتخاب کن
تو عصری هستیم که هوش مصنوعی کارهای متوسط رو خیلی خوب انجام میده. برندهها اونایی هستن که طعم، تشخیص مسئله و جاهطلبی دارن.
هوش مصنوعی هر کاری که بشه براش تابع هزینه (loss function) تعریف کرد، به زودی میگیره. دانشگاه و سیستم آموزشی هم دقیقاً همین ساختار رو دارن.
پس کارای واقعاً باحال، باارزش و پولساز این دهه، دقیقاً همون کارهایی هستن که تو فرآیند آموزش مدل نمیشه بهشون نمره داد.
پس چیکار کنیم؟
برو سراغ منابع واقعاً کمیاب: زمان، رابطههای عمیق و کانکشنهای قوی
یاد بگیر مسئله پیدا کنی، نه فقط مسئلههای دیگران رو حل کنی
همیشه جاهطلبانهترین نسخهی ممکن از هر مشکلی رو انتخاب کن
تو عصری هستیم که هوش مصنوعی کارهای متوسط رو خیلی خوب انجام میده. برندهها اونایی هستن که طعم، تشخیص مسئله و جاهطلبی دارن.
👍10❤4👎1
چند روزه دارم درباره پیادهسازی یه ریسرچر آکادمیک با LangGraph تحقیق میکنم...
داستان از اونجایی شروع شد که دیدم LLMها موقع مقاله نوشتن مدام رفرنس فیک تولید میکنن و توی متودولوژی فاجعه میسازن. قبلاً واسه کارهای دیگه ابزارهای اتصال API نوشته بودم ولی واسه ریسرچ قضیه جدیتره و نباید همه چیز رو بسپاریم دست مدل. ایده اینه که ساختار رو مثل یه سیستمعامل بچینیم؛ تسکهای نگارش با مدل باشه ولی گیتهای ارزیابی کاملاً deterministic کار کنن.
توی معماری این سیستم، یه گراف تکاستیت داریم که کلی گیت کنترلی روش سواره. جریان رو طوری چیدم که از پروپوزال اولیه شروع میکنه، بعد میره سراغ سرچ و تکتک استنادها رو با Crossref و Semantic Scholar تطبیق میده. واسه اعتبارسنجی نوآوری هم کلاً به نظرِ خود مدل اتکا نمیکنیم؛ سرچ adversarial روی کارهای قبلی میزنیم و اگه امتیاز نوآوری پایین باشه، گراف متوقف میشه تا research question بازنگری بشه... دقیقاً شبیه کاری که توی معماریهای ابزارمحور با MCP واسه سرچ عمیق استفاده میکنیم.
خلاصه اینکه ایجنتها واسه کارهای روتین، فرمتدهی، چک کردن کامل بودن دکلریشنها و پکیج کردن سابمیشن خوبن، ولی تایید نهایی منطق و مسئولیت علمی با ریسرچره. تمام دغدغههای فنی پیادهسازی و جزئیات کد رو توی یه پست مدیوم نوشتم:
https://medium.com/@mshojaei77/how-to-build-an-academic-research-agent-with-langgraph-42274bc3cd02?sharedUserId=mshojaei77
داستان از اونجایی شروع شد که دیدم LLMها موقع مقاله نوشتن مدام رفرنس فیک تولید میکنن و توی متودولوژی فاجعه میسازن. قبلاً واسه کارهای دیگه ابزارهای اتصال API نوشته بودم ولی واسه ریسرچ قضیه جدیتره و نباید همه چیز رو بسپاریم دست مدل. ایده اینه که ساختار رو مثل یه سیستمعامل بچینیم؛ تسکهای نگارش با مدل باشه ولی گیتهای ارزیابی کاملاً deterministic کار کنن.
توی معماری این سیستم، یه گراف تکاستیت داریم که کلی گیت کنترلی روش سواره. جریان رو طوری چیدم که از پروپوزال اولیه شروع میکنه، بعد میره سراغ سرچ و تکتک استنادها رو با Crossref و Semantic Scholar تطبیق میده. واسه اعتبارسنجی نوآوری هم کلاً به نظرِ خود مدل اتکا نمیکنیم؛ سرچ adversarial روی کارهای قبلی میزنیم و اگه امتیاز نوآوری پایین باشه، گراف متوقف میشه تا research question بازنگری بشه... دقیقاً شبیه کاری که توی معماریهای ابزارمحور با MCP واسه سرچ عمیق استفاده میکنیم.
خلاصه اینکه ایجنتها واسه کارهای روتین، فرمتدهی، چک کردن کامل بودن دکلریشنها و پکیج کردن سابمیشن خوبن، ولی تایید نهایی منطق و مسئولیت علمی با ریسرچره. تمام دغدغههای فنی پیادهسازی و جزئیات کد رو توی یه پست مدیوم نوشتم:
https://medium.com/@mshojaei77/how-to-build-an-academic-research-agent-with-langgraph-42274bc3cd02?sharedUserId=mshojaei77
❤17👍1
داشتم روی سیستم RAG که برای تحلیل ریپوهای گیتهاب کار میکردم و باز به همون بنبست قدیمی مدیریت Context Window خوردم... واقعیت اینه که OpenAI و Anthropic دو تا استراتژی کاملاً متضاد برای حل این مشکل دارن. OpenAI شبیه یه Oracle رفتار میکنه؛ یعنی سعی میکنه یه Thread طولانی و واحد رو با تکنیک Compaction زنده نگه داره. توی استفادههای شخصیم از مدلهای جدیدشون دیدم که چقدر خوب میتونه جزئیات ریز رو توی تسکهای طولانی یادش بمونه، چون کلاً سرور-ساید داره پیامها رو فشرده میکنه بدون اینکه رشته کلام از دست بره. این یعنی انسجام یا Coherence بالا، حتی اگه پنجره محتوای فیزیکیش کوچیکتر از رقیب باشه.
برعکس، رویکرد Anthropic بیشتر شبیه یه Firm یا سازمانه... توی ابزاری مثل Claude Code میبینیم که مدل به جای فشردهسازی، مدام Sub-agent میسازه. مثلاً برای گشتن توی فایلهای پروژه من، چند تا ایجنت کوچیکتر ران میکنه و اونا فقط خلاصه رو به ایجنت اصلی برمیگردونن. این موازیسازی باعث میشه حس کنی سرعت یا Perceived Speed خیلی بالاست و انگار مدل داره "بیشتر" کار میکنه، اما یه ریسک بزرگ داره که بهش میگن Forgetfulness. اگه اون ایجنت کوچیک یه فکت رو بیخیال بشه و گزارش نکنه، ایجنت اصلی اصلاً از وجودش باخبر نمیشه. بارها توی تستهای خودم روی کدبیسهای سنگین دیدم که مدل یهو یه تابع مهم رو نادیده میگیره، صرفاً چون توی مسیر انتقال داده بین ایجنتها گم شده.
هزینه توکن هم توی مدل آنتروپیک به خاطر همین ساختار ایجنتی و دوبارهکاریها معمولاً بالاتره... اما تجربه کاربری هیجانانگیزتری داره. OpenAI اما فعلاً روی پایداری تمرکز کرده. توی پروژههایی که انسجام منطقی و دقت روی جزئیات حرف اول رو میزنه، هنوز Oracle بودن جوابتره. در نهایت فکر میکنم جفتشون به یه نقطه تعادل برسن؛ یعنی ترکیبی از فشردهسازی هوشمند و ایجنتهای متخصص. چیزی که ما هم موقع Prompt Engineering و طراحی سیستمهای Agentic باید بهش دقت کنیم: انتخاب بین سرعتِ موازی یا دقتِ متمرکز.
source: https://calv.info/the-oracle-and-the-firm
🛠 Join @LLMEngineers Community
برعکس، رویکرد Anthropic بیشتر شبیه یه Firm یا سازمانه... توی ابزاری مثل Claude Code میبینیم که مدل به جای فشردهسازی، مدام Sub-agent میسازه. مثلاً برای گشتن توی فایلهای پروژه من، چند تا ایجنت کوچیکتر ران میکنه و اونا فقط خلاصه رو به ایجنت اصلی برمیگردونن. این موازیسازی باعث میشه حس کنی سرعت یا Perceived Speed خیلی بالاست و انگار مدل داره "بیشتر" کار میکنه، اما یه ریسک بزرگ داره که بهش میگن Forgetfulness. اگه اون ایجنت کوچیک یه فکت رو بیخیال بشه و گزارش نکنه، ایجنت اصلی اصلاً از وجودش باخبر نمیشه. بارها توی تستهای خودم روی کدبیسهای سنگین دیدم که مدل یهو یه تابع مهم رو نادیده میگیره، صرفاً چون توی مسیر انتقال داده بین ایجنتها گم شده.
هزینه توکن هم توی مدل آنتروپیک به خاطر همین ساختار ایجنتی و دوبارهکاریها معمولاً بالاتره... اما تجربه کاربری هیجانانگیزتری داره. OpenAI اما فعلاً روی پایداری تمرکز کرده. توی پروژههایی که انسجام منطقی و دقت روی جزئیات حرف اول رو میزنه، هنوز Oracle بودن جوابتره. در نهایت فکر میکنم جفتشون به یه نقطه تعادل برسن؛ یعنی ترکیبی از فشردهسازی هوشمند و ایجنتهای متخصص. چیزی که ما هم موقع Prompt Engineering و طراحی سیستمهای Agentic باید بهش دقت کنیم: انتخاب بین سرعتِ موازی یا دقتِ متمرکز.
source: https://calv.info/the-oracle-and-the-firm
🛠 Join @LLMEngineers Community
❤15👍7👌1
داشتم بلاگ کارپاتی رو میخوندم که چشمم خورد به microgpt. کلِ یه GPT رو ریخته توی ۲۰۰ خط پایتون خالص، بدون هیچ کتابخونهای... حتی بدون PyTorch. راستش رو بگم، خوندنش از صد تا مقاله عمیقتره. وقتی کل سیستم رو به اجزای سازندهش یعنی Dataset، Tokenizer، Autograd، Architecture و Optimizer تجزیه میکنی، تازه میفهمی چقدر همهچیز ریاضیاتِ ساده و ضرب و جمعه و هیچ جادویی در کار نیست.
بخش جالبش اینجاست که معماری دقیقاً شبیه GPT-2 هست: استفاده از RMSNorm، بلوکهای Attention برای ارتباط بین توکنها و MLP برای پردازشِ محلی... فقط مقیاسش کوچیکه. خروجیش هم تولید اسمهای الکی ولی با ساختارِ درست مثل "kamon" یا "vialan" هست. برای منی که هر روز دارم با پارامترهای بیلیونی و کلاسترهای GPU سر و کله میزنم، دیدنِ اینکه ۴۱۹۲ تا پارامتر هم میتونه "الگوهای آماری" رو اینقدر دقیق یاد بگیره، یه جورایی یادآوری میکنه که LLMها تهش فقط تکمیلکنندهی هوشمندِ متن هستن.
کاربردش؟ اگه میخوای بفهمی زیرِ کاپوتِ این مدلهای خفنِ دنیا واقعاً چی میگذره و از فضای "Prompt Engineering" بیای بیرون و وارد لایهی "Engine" بشی، این کد بهترین نقطه شروع هست... بدون هایپ، بدون پیچیدگی اضافه.
https://karpathy.github.io/2026/02/12/microgpt/
https://karpathy.ai/microgpt.html
🛠 Join @LLMEngineers Community
بخش جالبش اینجاست که معماری دقیقاً شبیه GPT-2 هست: استفاده از RMSNorm، بلوکهای Attention برای ارتباط بین توکنها و MLP برای پردازشِ محلی... فقط مقیاسش کوچیکه. خروجیش هم تولید اسمهای الکی ولی با ساختارِ درست مثل "kamon" یا "vialan" هست. برای منی که هر روز دارم با پارامترهای بیلیونی و کلاسترهای GPU سر و کله میزنم، دیدنِ اینکه ۴۱۹۲ تا پارامتر هم میتونه "الگوهای آماری" رو اینقدر دقیق یاد بگیره، یه جورایی یادآوری میکنه که LLMها تهش فقط تکمیلکنندهی هوشمندِ متن هستن.
کاربردش؟ اگه میخوای بفهمی زیرِ کاپوتِ این مدلهای خفنِ دنیا واقعاً چی میگذره و از فضای "Prompt Engineering" بیای بیرون و وارد لایهی "Engine" بشی، این کد بهترین نقطه شروع هست... بدون هایپ، بدون پیچیدگی اضافه.
https://karpathy.github.io/2026/02/12/microgpt/
https://karpathy.ai/microgpt.html
🛠 Join @LLMEngineers Community
👍16❤7
AI Engineers
Channel name was changed to «AI Engineers»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
لیلیان ونگ یه پست داده در مورد Harness Engineering که واقعاً ارزش چندبار خوندن رو داره... حرف اصلیش اینه که بهبود خودبهخودی (Recursive Self-Improvement) قرار نیست لزوماً با بازنویسی مستقیم وزنهای مدل شروع بشه. در واقع اون لایهای که مدل رو به دنیای واقعی وصل میکنه -یعنی همون Harness- الان داره به اندازه خودِ هوشِ خام مدل مهم میشه.
توی تجربههایی که این چند وقت روی Coding Agentها داشتم، قشنگ حس کردم که "مدلِ خفن" بدون یه Workflow درست، فقط یه چتبات پرحرفه. ونگ میگه Harness شامل مدیریت Context، سیستم فایل به عنوان حافظه دائمی و کنترل Sub-agents هست. مثلاً ایده ACE (Agentic Context Engineering) خیلی جذابه؛ به جای اینکه مدام Prompt رو طولانیتر کنیم، باید Context رو مثل یه Playbook ساختاریافته مدیریت کنیم که با هر تکرار، خودش رو اصلاح کنه.
یه لایه عمیقتر هم بحث Meta-Harness و کدهاییه که خودشون رو بهینه میکنن. یعنی مدل میاد کدِ ایجنتِ خودش رو تغییر میده تا توی Benchmarkها بهتر عمل کنه. اما نکته رک و واقعبینانهش اینجاست: هنوز توی "شمّ علمی" (Scientific Taste) و تشخیص نتایج فیک مشکل داریم. مدل ممکنه برای گرفتن جایزه (Reward Hacking)، آزمایش رو طوری مهندسی کنه که فقط "حس" موفقیت بده (Numerical Duct Tape)، بدون اینکه واقعاً خروجی علمی معتبری داشته باشه.
تجربه شخصی من توی استفاده از فریمورکهای Agentic نشون داده که بزرگترین چالش، "فرسودگی حافظه" در تسکهای طولانیه. ونگ درست میگه که باید از فایلسیستم به عنوان حافظه اصلی استفاده کرد نه خودِ پنجره کانتکست. در واقع آینده RSI توی بهینهسازی مشترکِ وزنهای مدل و کدیه که اون مدل رو اجرا میکنه.
تهش اینه که ما به عنوان مهندس هوش مصنوعی باید از فاز Prompt Engineering صرف بیایم بیرون و بریم سمت طراحی سیستمهای Runtime که بتونن خودشون رو دیباگ و اصلاح کنن... بدون اینکه مرزهای امنیتی و انتزاعی سیستم رو بشکنن.
https://lilianweng.github.io/posts/2026-07-04-harness/
🛠 Join @LLMEngineers Community
توی تجربههایی که این چند وقت روی Coding Agentها داشتم، قشنگ حس کردم که "مدلِ خفن" بدون یه Workflow درست، فقط یه چتبات پرحرفه. ونگ میگه Harness شامل مدیریت Context، سیستم فایل به عنوان حافظه دائمی و کنترل Sub-agents هست. مثلاً ایده ACE (Agentic Context Engineering) خیلی جذابه؛ به جای اینکه مدام Prompt رو طولانیتر کنیم، باید Context رو مثل یه Playbook ساختاریافته مدیریت کنیم که با هر تکرار، خودش رو اصلاح کنه.
یه لایه عمیقتر هم بحث Meta-Harness و کدهاییه که خودشون رو بهینه میکنن. یعنی مدل میاد کدِ ایجنتِ خودش رو تغییر میده تا توی Benchmarkها بهتر عمل کنه. اما نکته رک و واقعبینانهش اینجاست: هنوز توی "شمّ علمی" (Scientific Taste) و تشخیص نتایج فیک مشکل داریم. مدل ممکنه برای گرفتن جایزه (Reward Hacking)، آزمایش رو طوری مهندسی کنه که فقط "حس" موفقیت بده (Numerical Duct Tape)، بدون اینکه واقعاً خروجی علمی معتبری داشته باشه.
تجربه شخصی من توی استفاده از فریمورکهای Agentic نشون داده که بزرگترین چالش، "فرسودگی حافظه" در تسکهای طولانیه. ونگ درست میگه که باید از فایلسیستم به عنوان حافظه اصلی استفاده کرد نه خودِ پنجره کانتکست. در واقع آینده RSI توی بهینهسازی مشترکِ وزنهای مدل و کدیه که اون مدل رو اجرا میکنه.
تهش اینه که ما به عنوان مهندس هوش مصنوعی باید از فاز Prompt Engineering صرف بیایم بیرون و بریم سمت طراحی سیستمهای Runtime که بتونن خودشون رو دیباگ و اصلاح کنن... بدون اینکه مرزهای امنیتی و انتزاعی سیستم رو بشکنن.
https://lilianweng.github.io/posts/2026-07-04-harness/
🛠 Join @LLMEngineers Community
lilianweng.github.io
Harness Engineering for Self-Improvement
The concept of recursive self-improvement (RSI) dates back to I. J. Good (1965), where he defined an “ultraintelligent machine” as a system that can surpass humans in all intellectual activities and design better machines to improve itself. Yudkowsky (2008)…
❤7👍2🤝1