اون چاله ای که هر روز توش دست و پا میزنی یه حفره ی واقعی نیست که بخوای پر خاکش کنی؛ زخمیه که با سرزنش خودت عمیق ترش کردی بذار خشک بشه نه اینکه هر روز بكنيش🕳
@lib216
ℕ𝕠𝕗𝕒𝕡ᴸᴵᴮ²¹⁶ | رهایی
اون چاله ای که هر روز توش دست و پا میزنی یه حفره ی واقعی نیست که بخوای پر خاکش کنی؛ زخمیه که با سرزنش خودت عمیق ترش کردی بذار خشک بشه نه اینکه هر روز بكنيش🕳 @lib216
هیچ چالهای وجود نداره که بخوای پر از خاکش کنی ، اشتباهاتِ ما باعث میشن که یه مشکل به وجود بیاد و ما وقتی اون مشکل رو میبینیم خودمونو سرزنش میکنیم و دوباره با عصبانیت و سرزنشِ خودمون میخوایم اون مشکل رو حل کنیم ، مثل جوش زدن میمونه ، فرض کنید یه روز شیرینی زیاد خوردید بعدش فردا یه جوش بد میزنید ، بعد با عصبانیت چون نمیخواید قبولش کنید میوفتید به جونش و چون عفونتش هنوز نوک زده که درِش بیارید هی بهش فشار وارد میکنید تا جایی که زخم میشه ، و هی هر روز زخمش رو میخواید بکنید یا حتی میکنید و در نهایت جاش میمونه ، و وقتی جای یه اشتباه میمونه مثل جایِ یه زخمِ که هر وقت بهش نگاه میکنیم اون اتفاق بدی که باعث رخ دادنِ اون زخم شده رو یادمون میوفته ، یعنی شیرینی خوردن ، و این پر کردنِ به ظاهر خلأ خودش باعث میشه که هرگز اون خلأ رو فراموش نکنیم و با خودمون بگیم چرا من هر روز دارم باهاش کلنجار میزنم ، چرا هر روز توی این چاله گیر کردم ، چون اون چاله صرفاً موقعیتی که توش هستید نیست بلکه خودش ساخته ذهنیتِ اشتباهه و این ذهنیتِ اشتباهه که شمارو دائم توی اون چالهای که هیچوقت ازش بیرون نمییاید گیر انداخته..
@lib216
@lib216
❤4
Forwarded from رهروی راهبر ﴿انگیزشی ، رشد فردی﴾
اگه اشتباهی کردی هیچوقت احساس بدبختی نکن ، چون احساس بدبختی نه تنها باعث نمیشه اون خلأ هایی که به وجود آوردی در بشن ؛
بلکه حتی مثل یه زمینی که خشک و بی آب علفه از درون باعث میشه که رشد نکنی و نتونی خودتو به خوبی بشناسی و با خودت کنار بیای..🤲
پس امیدوار باش ، خدا هیچوقت نمیخواد که تو نا اُمید بشی ، درسته که توبه یعنی انقلاب بر علیهه خودت ، ولی این انقلاب بدون که باعث بخششت میشه ، هرگز نزار باعثِ رنجشت بشه ؛
چون حتی این احساس بدبختی و احساس فلاکت باعث میشه که فکر کنی چیزی رو از دست دادی ، مثل این میمونه که انگار کسی رو از دست دادی ، ولی توی هنوزم هستی ، و باید زندگی کنی مگه نه ؟
پس بجنگ🤺 در حالی که به شدت امیدواری☀️ و از شکست هات بخشش و خیر بساز نه رنجش و عذاب.
❤7
ما عادت کردیم که خودمونو توی مشکلات غرق کنیم
میگن یه نفر داشته غرق میشده ، بعد در حالی که داشته غرق میشده میگه خدایا کمکم کن
بعد یه کشتی میاد از کنارش رد میشه ولی تلاش نمیکنه که سوار اون کشتی بشه ،
یعنی اینکه یه دادی یه هواری چیزی بکشه که به دادش رسیده بشه ،
بعد به خدا میگه خدایا چرا کمکم نکردی ؟ بعد خدا میگه که من برات اون کشتی رو فرستادم ولی تو سوارش نشدی...
تا زمانی که دائم از زمین و زمان طلبکار باشیم و منفی بین و منفی اندیش و رَنجان نباشیم ، هیچوقت مسیر رو درست نمیریم...
مثل یه رانندهای هستیم که هی ویراژ میکشیم هیچ کدوم از قوانین رو رعایت نمیکنیم بعد انتظار داریم تابلو های راهنمایی رانندگی که توی جاده هستن کمکمون کنن!
در حالی که اون تابلو ها اونجا هستن که کاری که باید رو بکنیم که تصادف نکنیم و یا بد رانندگی نکنیم رو بهمون گوشزد کنن ، نه اینکه جای ما رانندگی کنن..
این واقعیت نیست ، واقعیت این نیست که دائم منفی بافی کنیم ، هی به خودمون بد و بیراه بگیم بعد از یه اشتباهی که باهاش کلنجار میرم ، بلکه واقعیت اینه که با خودمون در صلح باشیم ، و این صلح با خودمونه که باعث میشه توی مشکلات غرق نشیم ، و با خودمون نجنگیم ، و اونجاست که آگاهانه تر قدم هامون رو ورمیداریم.
@lib216
میگن یه نفر داشته غرق میشده ، بعد در حالی که داشته غرق میشده میگه خدایا کمکم کن
بعد یه کشتی میاد از کنارش رد میشه ولی تلاش نمیکنه که سوار اون کشتی بشه ،
یعنی اینکه یه دادی یه هواری چیزی بکشه که به دادش رسیده بشه ،
بعد به خدا میگه خدایا چرا کمکم نکردی ؟ بعد خدا میگه که من برات اون کشتی رو فرستادم ولی تو سوارش نشدی...
تا زمانی که دائم از زمین و زمان طلبکار باشیم و منفی بین و منفی اندیش و رَنجان نباشیم ، هیچوقت مسیر رو درست نمیریم...
مثل یه رانندهای هستیم که هی ویراژ میکشیم هیچ کدوم از قوانین رو رعایت نمیکنیم بعد انتظار داریم تابلو های راهنمایی رانندگی که توی جاده هستن کمکمون کنن!
در حالی که اون تابلو ها اونجا هستن که کاری که باید رو بکنیم که تصادف نکنیم و یا بد رانندگی نکنیم رو بهمون گوشزد کنن ، نه اینکه جای ما رانندگی کنن..
این واقعیت نیست ، واقعیت این نیست که دائم منفی بافی کنیم ، هی به خودمون بد و بیراه بگیم بعد از یه اشتباهی که باهاش کلنجار میرم ، بلکه واقعیت اینه که با خودمون در صلح باشیم ، و این صلح با خودمونه که باعث میشه توی مشکلات غرق نشیم ، و با خودمون نجنگیم ، و اونجاست که آگاهانه تر قدم هامون رو ورمیداریم.
@lib216
❤5👍4
Forwarded from CAR ONLINE
تحلیلگر ژئوپلیتیک بریتانیایی
این مطالعه نشان میدهد که ویدئوهای کوتاه دقیقاً به شکلی طراحی شدهاند که توانایی ما برای کنترل ذهن خودمان را تضعیف کنند.
این محتوا عملاً «ترمز ذهنی» ما را از کار میاندازد و باعث میشود رفتارهای تکانشی بیشتری داشته باشیم؛ در نتیجه، تضعیف بیشتر ما آسانتر میشود.
همچنین چرخهای معیوب از فرسودگی، استرس و افسردگی ایجاد میکند ، این یک جنگ نامرئی علیه ذهنهای ماست
جنگی که طبقه ثروتمند اپستینی علیه بشریت راه انداخته است
این مطالعه نشان میدهد که ویدئوهای کوتاه دقیقاً به شکلی طراحی شدهاند که توانایی ما برای کنترل ذهن خودمان را تضعیف کنند.
این محتوا عملاً «ترمز ذهنی» ما را از کار میاندازد و باعث میشود رفتارهای تکانشی بیشتری داشته باشیم؛ در نتیجه، تضعیف بیشتر ما آسانتر میشود.
همچنین چرخهای معیوب از فرسودگی، استرس و افسردگی ایجاد میکند ، این یک جنگ نامرئی علیه ذهنهای ماست
جنگی که طبقه ثروتمند اپستینی علیه بشریت راه انداخته است
❤3👍2
وقتی یه بذر میکاری، هر روز خاک رو کنار نمی زنی ببینی رشد کرده یا نه، پس چرا توی مسیرت هر روز دنبال نتیجه ای؟
برای اون بارهایی که تو زندگیتون دیر ثمر میده صبور باشين.
@lib216
برای اون بارهایی که تو زندگیتون دیر ثمر میده صبور باشين.
@lib216
❤3
Forwarded from رهروی راهبر ﴿انگیزشی ، رشد فردی﴾
دیدید بازی های یه ویژگیای دارن ، مخصوصاً بازی های اکشن و جنگی ، وقتی که به دشمنتون ضربه میزنید تواناییِ ویژهی شما باز میشه؟ و میتونید یه ضربهی قدرتمند تر بهش بزنید.
هر لحظه ترک عادت بد توسطِ شما یعنی اینکه یه ضربه به اون دشمنِ تا جایی که میتونید یه خصلت خوب به دست بیارید ، طبیعیِ که فردی که اعتیاد رو کنار میزاره هزاران خصلت خوب به دست بیاره غیر اینه ؟🎮✨
هر لحظه ترک عادت بد توسطِ شما یعنی اینکه یه ضربه به اون دشمنِ تا جایی که میتونید یه خصلت خوب به دست بیارید ، طبیعیِ که فردی که اعتیاد رو کنار میزاره هزاران خصلت خوب به دست بیاره غیر اینه ؟🎮✨
❤8
Forwarded from رهروی راهبر ﴿انگیزشی ، رشد فردی﴾
مهم نیست که آدمایی که ازتون خوششون نمیاد چی بهتون میگن ، اگه شما موفق بشید اونا خفه میشن..
ولی دقت کنید که موفقیتِ شما نباید یه چیز اجباری باشه ، یسری هامون تلاش نمیکنیم ولی میخوایم موفق بشیم ، و این اجبارِ هم که میاد ، رسماً از یه انسان منفعل تبدیل به یه انسان منفعلِ افسرده میشیم؛
یعنی میشیم ، دیدید روی بعضی از لوازم برقی روی برچسب انرژیشون حد مصرف انرژیشون رو زده ++A؟
اونوقتِ که شما مصرف انرژیتون میشه منفی و توی بالاترین حد حتی انرژیای که باید مصرف کنید و انرژیای که توی باطنتون هست رو مصرف میکنید ولی این مصرف با ضرر همراهه...
یعنی درگیرِ اعتیاد میشید و گوشه گیر و خودتونو نابود میکنید.
پس اهمیتی به حرفای دیگران ندید.(مخصوصاً کنکوری های عزیز که براشون آرزوی موفقیت میکنیم)
به قول شاعر « ما شدیم خَفَنُ بدخواها خَفَن.. »
@RahroveRahbarr313
ولی دقت کنید که موفقیتِ شما نباید یه چیز اجباری باشه ، یسری هامون تلاش نمیکنیم ولی میخوایم موفق بشیم ، و این اجبارِ هم که میاد ، رسماً از یه انسان منفعل تبدیل به یه انسان منفعلِ افسرده میشیم؛
یعنی میشیم ، دیدید روی بعضی از لوازم برقی روی برچسب انرژیشون حد مصرف انرژیشون رو زده ++A؟
اونوقتِ که شما مصرف انرژیتون میشه منفی و توی بالاترین حد حتی انرژیای که باید مصرف کنید و انرژیای که توی باطنتون هست رو مصرف میکنید ولی این مصرف با ضرر همراهه...
یعنی درگیرِ اعتیاد میشید و گوشه گیر و خودتونو نابود میکنید.
پس اهمیتی به حرفای دیگران ندید.(مخصوصاً کنکوری های عزیز که براشون آرزوی موفقیت میکنیم)
به قول شاعر « ما شدیم خَفَنُ بدخواها خَفَن.. »
@RahroveRahbarr313
❤3
روانشناس پنینیت روسو-نتزر میگوید: «وقتی زندگی آشفته به نظر میرسد، عمل کردن بر اساس ارزشهایمان، حتی به شیوههای کوچک، میتواند حس جهتگیری را به ما بازگرداند. نه به این دلیل که شرایط بهتر می شود، بلکه به این دلیل که به یاد می آوریم در درون آنها چه کسی هستیم.»
#رشدـفردی
@lib216
@lib216
❤5
Forwarded from رهروی راهبر ﴿انگیزشی ، رشد فردی﴾
چگونه خودآگاهی هر عادتی را آسانتر میکند؟
چه برای بهبود ورزش، تغذیه، خواب یا شادیمان تلاش کرده باشیم، خوداندیشی یکی از کاربردیترین ابزارهایی است که در اختیار داریم.
در حالی که شبکههای اجتماعی به هر کسی بستری میدهند تا زندگی درونیاش را به نمایش بگذارد، مردم امروز بهطرز شگفتآوری خودآگاه نیستند. با اینکه ۹۵ درصد از مردم باور دارند خودآگاهاند، تنها حدود ۱۲ درصد واقعاً خودآگاهاند. و کسانی که فکر میکنند خودآگاهتریناند، اغلب کمترین خودآگاهی را دارند.
دوست دارم باور کنم که با توجه به تمرکز و علایق شخصیام، در آن ۱۲ درصدِ افراد خودآگاه جای میگیرم. اما در برخی از بخشهای زندگیام اینطور نیستم. برای مثال، خودم را کسی میدانم که تغذیه سالمی دارد. اما وقتی دستگاه پایش مداوم قند خون (CGM) را میپوشم که دادههای روشنی درباره واکنش بدنم به خواب، استرس و غذا به من میدهد، رفتاری متفاوت با زمانی دارم که آن را نمیپوشم.
مسئله این نیست که نمیدانم یک اسکون خامهای توتسیاه قند خونم را از محدوده طبیعی خارج میکند؛ میدانم. اما اگر CGM نپوشیده باشم، به آن فکر نمیکنم. آن حقیقت را بهراحتی بیرون از دایره آگاهیم نگه میدارم. اما اگر CGM پوشیده باشم، میدانم که نمیتوانم از هشدارِ قند خونِ بیشازحد فرار کنم و در نتیجه نمیتوانم از حقیقت فرار کنم. از آنچه در درونم میگذرد آگاه خواهم بود و همین آگاهی به من انگیزه میدهد بهجای اجتناب از حقیقت، از آن اسکون صرفنظر کنم.
با وجود این همه توجه به خود، واقعاً سخت است که واقعیت را در میدان دیدمان نگه داریم. اما وقتی چنین کنیم، احتمال اینکه به عادتهایمان برای سلامتی و شادی پایبند بمانیم بسیار بیشتر میشود.
خودآگاهی چه چیزی نیست
خودآگاهی چیزی فراتر از خیرهشدن به ناف خود است. روانشناسان میان نگاه درونیِ مفید و دو حالت ناسالمِ توجه به خود مرز دقیقی میکشند. یکی نشخوار فکری است؛ وقتی شکستهایمان را دوباره مرور میکنیم، اضطرابها را تمرین میکنیم و بارها به همان افکار آسیبرسان برمیگردیم. دیگری به خودشیفتگی نزدیکتر است: مشغولیت ذهنی به تصویر خودمان که با بینش به خود اشتباه گرفته میشود. هر دوی اینها حس خودشناسی دارند، اما هیچکدام سلامت، عادتها یا شادیمان را بهبود نمیدهند. (برعکس، هر دو افسردگی و اضطراب را افزایش میدهند.)
خودآگاهی توانایی مشاهده بدون قضاوت خودمان است: اینکه چه میکنیم، چه احساسی داریم و به چه میاندیشیم. نشخوار فکری یک حلقه پریشانی است؛ خودآگاهی میپرسد: «الان برای من چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ چه کار دارم میکنم؟ چه احساسی دارم؟» خودآزمایی تأملگرایانه، کنجکاوانه و بدون قضاوت، رشد شخصی را پیشبینی میکند، در حالی که نشخوار فکری و خودآگاهیِ ناسالم فعالانه آن را تضعیف میکنند.
دلایل زیادی وجود دارد که به درون برنمیگردیم تا خودمان را آگاهانه مشاهده کنیم. تقاضاهای دنیای بیرونی برای توجه ما بلند و پرسروصدا هستند. نگاه دقیق به خودمان، زندگیمان و عادتهایمان میتواند دردناک باشد. آنقدر در مدیریت دنیای بیرونی ورزیده شدهایم که دنیای درونیمان بیسروصدا بررسی نمیشود. این مایه تأسف است، زیرا افرادی که خودآگاهی بالایی دارند معمولاً شادترند، عزتنفس بالاتری دارند و تابآورترند.
خودآگاهی یک ابرقدرت است
وقتی میخواهیم عادت تازهای بسازیم، بیشتر ما با آن بهعنوان یک مشکل اراده برخورد میکنیم و میخواهیم با زور محض خودمان را تغییر دهیم. مسیر مؤثرتر با خودآگاهی آغاز میشود. دلیلش این است:
خودآگاهی میتواند کمک کند محرکها را پیش از آنکه شما را غافلگیر کنند، شناسایی کنید. دو سوم رفتارهای روزانه ما روی خلبان خودکار انجام میشوند؛ مانند خوردن تنقلات ناآگاهانه، زیاد نشستن و سراغ گوشی رفتن. خودپایشی (کاربرد مستقیم خودآگاهی) میتواند آن رفتارهای خودکار را به دید آگاهانه بیاورد. شما نمیتوانید الگویی را که نمیبینید متوقف کنید؛ بنابراین نخستین قدم مهم در تغییر رفتار ناخواسته، شناختن چیزی است که آن را فعال میکند.
وقتی الگوهای فکرها و هیجانهایتان را میبینید، بهتر میفهمید چه زمانی و چرا بعضی کارها را میکنید. فهمیدن اینکه وقتی حوصلهتان سر رفته به سراغ تنقلات ناسالم میروید یا وقتی مضطربید، راه را برای راهحلهای متفاوت باز میکند. همینطور، فهمیدن اینکه اگر با یک دوست ورزش کنید احتمال بیشتری دارد تمرین را ادامه دهید، میتواند به شما کمک کند بیشتر پایبند بمانید.
این کار به شما انگیزه میدهد. خودآگاهیِ بیشتر باعث میشود افراد از شکاف بین جایی که هستند و جایی که میخواهند باشند آگاهتر شوند و انگیزه بیشتری برای بستن آن شکاف پیدا کنند. این نوع توجهکردن به معنای خودانتقادی نیست؛ یعنی واقعبینانه دیدن است.
چه برای بهبود ورزش، تغذیه، خواب یا شادیمان تلاش کرده باشیم، خوداندیشی یکی از کاربردیترین ابزارهایی است که در اختیار داریم.
در حالی که شبکههای اجتماعی به هر کسی بستری میدهند تا زندگی درونیاش را به نمایش بگذارد، مردم امروز بهطرز شگفتآوری خودآگاه نیستند. با اینکه ۹۵ درصد از مردم باور دارند خودآگاهاند، تنها حدود ۱۲ درصد واقعاً خودآگاهاند. و کسانی که فکر میکنند خودآگاهتریناند، اغلب کمترین خودآگاهی را دارند.
دوست دارم باور کنم که با توجه به تمرکز و علایق شخصیام، در آن ۱۲ درصدِ افراد خودآگاه جای میگیرم. اما در برخی از بخشهای زندگیام اینطور نیستم. برای مثال، خودم را کسی میدانم که تغذیه سالمی دارد. اما وقتی دستگاه پایش مداوم قند خون (CGM) را میپوشم که دادههای روشنی درباره واکنش بدنم به خواب، استرس و غذا به من میدهد، رفتاری متفاوت با زمانی دارم که آن را نمیپوشم.
مسئله این نیست که نمیدانم یک اسکون خامهای توتسیاه قند خونم را از محدوده طبیعی خارج میکند؛ میدانم. اما اگر CGM نپوشیده باشم، به آن فکر نمیکنم. آن حقیقت را بهراحتی بیرون از دایره آگاهیم نگه میدارم. اما اگر CGM پوشیده باشم، میدانم که نمیتوانم از هشدارِ قند خونِ بیشازحد فرار کنم و در نتیجه نمیتوانم از حقیقت فرار کنم. از آنچه در درونم میگذرد آگاه خواهم بود و همین آگاهی به من انگیزه میدهد بهجای اجتناب از حقیقت، از آن اسکون صرفنظر کنم.
با وجود این همه توجه به خود، واقعاً سخت است که واقعیت را در میدان دیدمان نگه داریم. اما وقتی چنین کنیم، احتمال اینکه به عادتهایمان برای سلامتی و شادی پایبند بمانیم بسیار بیشتر میشود.
خودآگاهی چه چیزی نیست
خودآگاهی چیزی فراتر از خیرهشدن به ناف خود است. روانشناسان میان نگاه درونیِ مفید و دو حالت ناسالمِ توجه به خود مرز دقیقی میکشند. یکی نشخوار فکری است؛ وقتی شکستهایمان را دوباره مرور میکنیم، اضطرابها را تمرین میکنیم و بارها به همان افکار آسیبرسان برمیگردیم. دیگری به خودشیفتگی نزدیکتر است: مشغولیت ذهنی به تصویر خودمان که با بینش به خود اشتباه گرفته میشود. هر دوی اینها حس خودشناسی دارند، اما هیچکدام سلامت، عادتها یا شادیمان را بهبود نمیدهند. (برعکس، هر دو افسردگی و اضطراب را افزایش میدهند.)
خودآگاهی توانایی مشاهده بدون قضاوت خودمان است: اینکه چه میکنیم، چه احساسی داریم و به چه میاندیشیم. نشخوار فکری یک حلقه پریشانی است؛ خودآگاهی میپرسد: «الان برای من چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ چه کار دارم میکنم؟ چه احساسی دارم؟» خودآزمایی تأملگرایانه، کنجکاوانه و بدون قضاوت، رشد شخصی را پیشبینی میکند، در حالی که نشخوار فکری و خودآگاهیِ ناسالم فعالانه آن را تضعیف میکنند.
دلایل زیادی وجود دارد که به درون برنمیگردیم تا خودمان را آگاهانه مشاهده کنیم. تقاضاهای دنیای بیرونی برای توجه ما بلند و پرسروصدا هستند. نگاه دقیق به خودمان، زندگیمان و عادتهایمان میتواند دردناک باشد. آنقدر در مدیریت دنیای بیرونی ورزیده شدهایم که دنیای درونیمان بیسروصدا بررسی نمیشود. این مایه تأسف است، زیرا افرادی که خودآگاهی بالایی دارند معمولاً شادترند، عزتنفس بالاتری دارند و تابآورترند.
خودآگاهی یک ابرقدرت است
وقتی میخواهیم عادت تازهای بسازیم، بیشتر ما با آن بهعنوان یک مشکل اراده برخورد میکنیم و میخواهیم با زور محض خودمان را تغییر دهیم. مسیر مؤثرتر با خودآگاهی آغاز میشود. دلیلش این است:
خودآگاهی میتواند کمک کند محرکها را پیش از آنکه شما را غافلگیر کنند، شناسایی کنید. دو سوم رفتارهای روزانه ما روی خلبان خودکار انجام میشوند؛ مانند خوردن تنقلات ناآگاهانه، زیاد نشستن و سراغ گوشی رفتن. خودپایشی (کاربرد مستقیم خودآگاهی) میتواند آن رفتارهای خودکار را به دید آگاهانه بیاورد. شما نمیتوانید الگویی را که نمیبینید متوقف کنید؛ بنابراین نخستین قدم مهم در تغییر رفتار ناخواسته، شناختن چیزی است که آن را فعال میکند.
وقتی الگوهای فکرها و هیجانهایتان را میبینید، بهتر میفهمید چه زمانی و چرا بعضی کارها را میکنید. فهمیدن اینکه وقتی حوصلهتان سر رفته به سراغ تنقلات ناسالم میروید یا وقتی مضطربید، راه را برای راهحلهای متفاوت باز میکند. همینطور، فهمیدن اینکه اگر با یک دوست ورزش کنید احتمال بیشتری دارد تمرین را ادامه دهید، میتواند به شما کمک کند بیشتر پایبند بمانید.
این کار به شما انگیزه میدهد. خودآگاهیِ بیشتر باعث میشود افراد از شکاف بین جایی که هستند و جایی که میخواهند باشند آگاهتر شوند و انگیزه بیشتری برای بستن آن شکاف پیدا کنند. این نوع توجهکردن به معنای خودانتقادی نیست؛ یعنی واقعبینانه دیدن است.
❤2
Forwarded from رهروی راهبر ﴿انگیزشی ، رشد فردی﴾
رهروی راهبر ﴿انگیزشی ، رشد فردی﴾
چگونه خودآگاهی هر عادتی را آسانتر میکند؟ چه برای بهبود ورزش، تغذیه، خواب یا شادیمان تلاش کرده باشیم، خوداندیشی یکی از کاربردیترین ابزارهایی است که در اختیار داریم. در حالی که شبکههای اجتماعی به هر کسی بستری میدهند تا زندگی درونیاش را به نمایش بگذارد،…
همچنین پژوهشها بهطور پیوسته نشان میدهند که انگیزه درونی — انجام دادن کاری به این دلیل که با ارزشها و علایق خودتان همسوست، نه به این دلیل که کسی به شما گفته — تغییری ماندگارتر ایجاد میکند. خودآگاهی راه دستیابی به آن نیروی درونی است؛ چون باید خودتان را بشناسید تا بدانید واقعاً به چه چیزهایی اهمیت میدهید.
سیستم پاداش مغزتان را بازسیمکشی میکند. وقتی خودآگاهی به ما اجازه میدهد رفتارهایمان را با ارزشهای عمیقترمان همسو کنیم، آن رفتارها در مغز واقعاً احساس بهتری پیدا میکنند. وقتی رفتار جدید بهعنوان پاداشدهندهتر رمزگذاری شود، انجامش بیتلاشتر آغاز میشود.
چگونه خودآگاهتر شویم
رفتارها و نتایجی را که برایتان مهماند اندازه بگیرید. مانند من و CGM؛ در پژوهشهایی روی افرادی که تلاش میکنند عادتهای غذاییشان را تغییر دهند، شرکتکنندگانی که غذایشان را ثبت میکردند از الگوهای غذاییشان واقعاً شگفتزده میشدند و همین به آنها انگیزه تغییر میداد. صرفاً ثبتکردن کاری که میکنید یکی از مؤثرترین و باثباتترین ابزارهایی است که برای تغییر رفتار داریم. ابزارهای پوشیدنی مانند حلقههای Oura به ما امکان میدهند دهها رفتارِ تحت کنترل خود را ببینیم و بهبود دهیم. وقتی چیزی را که از یک ابزار پوشیدنی یاد میگیریم با خوداندیشی درباره احساسمان پس از انجام کاری خوب برای خودمان همراه میکنیم، به مغز اطلاعات لازم برای بهروزرسانی سیستم پاداشش را میدهیم؛ در نتیجه انتخابهای سالم بهتر حس میشوند و تکرارشان آسانتر میشود.
وقتی کم میآورید، شفقت به خود را تمرین کنید. یکی از شگفتانگیزترین پلها به خودآگاهی واقعی، شفقت به خود است. پژوهشهای BetterUp نشان میدهد که شفقت به خود بهترین پیشبینیکننده توانایی فرد در مدیریت استرس است؛ افرادی با شفقت به خود بالا ۲۶٪ استرس کمتر، ۳۳٪ تابآوری بیشتر و ۲۴٪ فرسودگی کمتر دارند. چرا؟ شفقت به خود تهدید روانیِ صادقانه نگاهکردن به خود را کاهش میدهد.
وقتی با مهربانی بهجای قضاوت با سختیها، شکستها و نقاط کورمان روبهرو میشویم، دیگر لازم نیست از خودمان در برابر انتقاد یا شرمندگی خود محافظت کنیم؛ تمایل به نگاهکردن بدون چشمبستن، حقایق تلخ را آنقدر قابل تحمل میکند که بتوانیم از آنها درس بگیریم.
بهجای پرسشهای «چرا»، از پرسشهای «چه چیزی» استفاده کنید. وقتی میخواهیم خودمان را بهتر درک کنیم، غریزهمان این است که بپرسیم: چرا این کار را کردم؟ چرا این احساس را دارم؟ اما «چرا» در نقش پرسش خودآگاهی بهطرز شگفتآوری بیاثر است. پرسشهای «چرا» معمولاً بهجای بینش واقعی، داستانسرایی و توجیه تولید میکنند و اغلب ما را مستقیم به دام نشخوار فکری میاندازند. پرسشهای «چه چیزی» متفاوت عمل میکنند. بهجای «چرا اینقدر استرس دارم؟»، امتحان کنید: «چه موقعیتهایی باعث استرس من میشوند و چه اشتراکاتی دارند؟» بهجای «چرا نمیتوانم به این عادت پایبند بمانم؟»، امتحان کنید: «چه چیزی مانع من است و چه چیزی آن را آسانتر میکند؟» «چه چیزی» ما را کنجکاو، دقیق و رو به جلو نگه میدارد؛ یعنی همان حالتی که خودآگاهی به آن نیاز دارد.
از یک مربی یا دوست قابلاعتماد بپرسید چه چیزی در شما میبیند. مسیر خودشناسی اغلب بینفردی است: بازخورد کسانی که ما را خوب میشناسند و خیر ما را میخواهند میتواند جنبههایی از ما را آشکار کند که دروننگری بهتنهایی نمیتواند. همه ما نقاط کوری داریم و هر چقدر هم به درون نگاه کنیم، چیزی را که نمیتوانیم ببینیم نشانمان نمیدهد. دریافت مشاهدههای صادقانه از دیگران راهی قابلاعتماد برای کمکردن فاصله بین آنطور که خودمان را میبینیم و آنطور که واقعاً هستیم است. میتواند به سادگی این باشد که پس از یک هفته سخت از یک دوست یا همسر بپرسید: «الان چه چیزی در من میبینی که شاید خودم نمیبینم؟»
مدیتیشن را امتحان کنید. مدیتیشن فواید شناختی زیادی دارد و میتواند به تغییراتی در مغز منجر شود که خودآگاهی را افزایش میدهند. حتی چند دقیقه نشستن در سکوت و توجه به آنچه فکر و احساس میکنید، بدون تلاش برای تغییر یا سرکوب آن، همان نوع توجهِ درونیِ مفیدی را تمرین میدهد که برای «خودت را بشناس» واقعی لازم است.
خودآگاهی مهارتی است که با تمرین بهتر میشود. اما برای پرورش آن نیازی نیست زندگیمان را زیر و رو کنیم یا ساعتها مدیتیشن کنیم(نماز بخونیم قطعاً). فقط کافی است درباره کاری که در هر لحظه میکنیم، احساس میکنیم و فکر میکنیم کنجکاو و بدون قضاوت باشیم.
در دنیایی که به پرمشغلگی و عملکرد پاداش میدهد، بازگشت به درون میتواند نوعی خوشگذرانی یا حتی خطرناک به نظر برسد. اما خودآگاهی مسیر انحرافی از بهترین زندگیتان نیست؛ سریعترین مسیر به آن است.
نویسنده : کریستین کارتر؛ عضو ارشد ، دکتر کریستین کارتر ، مرکز علمی گریتر گود
سیستم پاداش مغزتان را بازسیمکشی میکند. وقتی خودآگاهی به ما اجازه میدهد رفتارهایمان را با ارزشهای عمیقترمان همسو کنیم، آن رفتارها در مغز واقعاً احساس بهتری پیدا میکنند. وقتی رفتار جدید بهعنوان پاداشدهندهتر رمزگذاری شود، انجامش بیتلاشتر آغاز میشود.
چگونه خودآگاهتر شویم
رفتارها و نتایجی را که برایتان مهماند اندازه بگیرید. مانند من و CGM؛ در پژوهشهایی روی افرادی که تلاش میکنند عادتهای غذاییشان را تغییر دهند، شرکتکنندگانی که غذایشان را ثبت میکردند از الگوهای غذاییشان واقعاً شگفتزده میشدند و همین به آنها انگیزه تغییر میداد. صرفاً ثبتکردن کاری که میکنید یکی از مؤثرترین و باثباتترین ابزارهایی است که برای تغییر رفتار داریم. ابزارهای پوشیدنی مانند حلقههای Oura به ما امکان میدهند دهها رفتارِ تحت کنترل خود را ببینیم و بهبود دهیم. وقتی چیزی را که از یک ابزار پوشیدنی یاد میگیریم با خوداندیشی درباره احساسمان پس از انجام کاری خوب برای خودمان همراه میکنیم، به مغز اطلاعات لازم برای بهروزرسانی سیستم پاداشش را میدهیم؛ در نتیجه انتخابهای سالم بهتر حس میشوند و تکرارشان آسانتر میشود.
وقتی کم میآورید، شفقت به خود را تمرین کنید. یکی از شگفتانگیزترین پلها به خودآگاهی واقعی، شفقت به خود است. پژوهشهای BetterUp نشان میدهد که شفقت به خود بهترین پیشبینیکننده توانایی فرد در مدیریت استرس است؛ افرادی با شفقت به خود بالا ۲۶٪ استرس کمتر، ۳۳٪ تابآوری بیشتر و ۲۴٪ فرسودگی کمتر دارند. چرا؟ شفقت به خود تهدید روانیِ صادقانه نگاهکردن به خود را کاهش میدهد.
وقتی با مهربانی بهجای قضاوت با سختیها، شکستها و نقاط کورمان روبهرو میشویم، دیگر لازم نیست از خودمان در برابر انتقاد یا شرمندگی خود محافظت کنیم؛ تمایل به نگاهکردن بدون چشمبستن، حقایق تلخ را آنقدر قابل تحمل میکند که بتوانیم از آنها درس بگیریم.
بهجای پرسشهای «چرا»، از پرسشهای «چه چیزی» استفاده کنید. وقتی میخواهیم خودمان را بهتر درک کنیم، غریزهمان این است که بپرسیم: چرا این کار را کردم؟ چرا این احساس را دارم؟ اما «چرا» در نقش پرسش خودآگاهی بهطرز شگفتآوری بیاثر است. پرسشهای «چرا» معمولاً بهجای بینش واقعی، داستانسرایی و توجیه تولید میکنند و اغلب ما را مستقیم به دام نشخوار فکری میاندازند. پرسشهای «چه چیزی» متفاوت عمل میکنند. بهجای «چرا اینقدر استرس دارم؟»، امتحان کنید: «چه موقعیتهایی باعث استرس من میشوند و چه اشتراکاتی دارند؟» بهجای «چرا نمیتوانم به این عادت پایبند بمانم؟»، امتحان کنید: «چه چیزی مانع من است و چه چیزی آن را آسانتر میکند؟» «چه چیزی» ما را کنجکاو، دقیق و رو به جلو نگه میدارد؛ یعنی همان حالتی که خودآگاهی به آن نیاز دارد.
از یک مربی یا دوست قابلاعتماد بپرسید چه چیزی در شما میبیند. مسیر خودشناسی اغلب بینفردی است: بازخورد کسانی که ما را خوب میشناسند و خیر ما را میخواهند میتواند جنبههایی از ما را آشکار کند که دروننگری بهتنهایی نمیتواند. همه ما نقاط کوری داریم و هر چقدر هم به درون نگاه کنیم، چیزی را که نمیتوانیم ببینیم نشانمان نمیدهد. دریافت مشاهدههای صادقانه از دیگران راهی قابلاعتماد برای کمکردن فاصله بین آنطور که خودمان را میبینیم و آنطور که واقعاً هستیم است. میتواند به سادگی این باشد که پس از یک هفته سخت از یک دوست یا همسر بپرسید: «الان چه چیزی در من میبینی که شاید خودم نمیبینم؟»
مدیتیشن را امتحان کنید. مدیتیشن فواید شناختی زیادی دارد و میتواند به تغییراتی در مغز منجر شود که خودآگاهی را افزایش میدهند. حتی چند دقیقه نشستن در سکوت و توجه به آنچه فکر و احساس میکنید، بدون تلاش برای تغییر یا سرکوب آن، همان نوع توجهِ درونیِ مفیدی را تمرین میدهد که برای «خودت را بشناس» واقعی لازم است.
خودآگاهی مهارتی است که با تمرین بهتر میشود. اما برای پرورش آن نیازی نیست زندگیمان را زیر و رو کنیم یا ساعتها مدیتیشن کنیم(نماز بخونیم قطعاً). فقط کافی است درباره کاری که در هر لحظه میکنیم، احساس میکنیم و فکر میکنیم کنجکاو و بدون قضاوت باشیم.
در دنیایی که به پرمشغلگی و عملکرد پاداش میدهد، بازگشت به درون میتواند نوعی خوشگذرانی یا حتی خطرناک به نظر برسد. اما خودآگاهی مسیر انحرافی از بهترین زندگیتان نیست؛ سریعترین مسیر به آن است.
نویسنده : کریستین کارتر؛ عضو ارشد ، دکتر کریستین کارتر ، مرکز علمی گریتر گود